1
00:00:20,200 --> 00:00:30,200
ناین مووی تقدیم می کند
.::9movie.org::.

2
00:00:30,300 --> 00:00:40,300
ناین مووی، دانلود و تماشای آنلاین
 فیلم‌ها و سریال‌های نایاب با زیرنویس فارسی!
.::9movie.org::.

3
00:00:45,220 --> 00:00:46,652
‫ماشالله.‬

4
00:00:47,018 --> 00:00:49,335
‫مادر ییلدیز این بوده؟‬

5
00:00:54,622 --> 00:00:55,891
‫این خودشه؟‬

6
00:00:58,234 --> 00:00:59,417
‫خودشه.‬

7
00:01:05,398 --> 00:01:07,063
‫یالا.‬

8
00:01:07,416 --> 00:01:08,686
‫یالا.‬

9
00:01:33,997 --> 00:01:35,148
‫دخترم.‬

10
00:01:40,933 --> 00:01:42,306
‫ییلدیز.‬

11
00:01:49,712 --> 00:01:51,252
‫خوش اومدی.‬

12
00:02:30,094 --> 00:02:31,546
‫تو...‬

13
00:02:34,375 --> 00:02:36,217
‫.. مادر واقعی منی؟‬

14
00:02:43,583 --> 00:02:45,598
‫من مادر واقعی‌تم.‬

15
00:03:03,470 --> 00:03:04,756
‫یعنی کیه؟‬

16
00:03:05,340 --> 00:03:06,808
‫چه می‌دونم؟‬

17
00:03:10,943 --> 00:03:12,944
‫- خوش اومدین.‬
‫- ببخشید.‬

18
00:03:14,870 --> 00:03:17,464
‫من آیتن تاشجان هستم.‬

19
00:03:17,755 --> 00:03:22,346
‫فکر کنم شما هم نامزد ییلدیز،‬
‫سرهات یلدوران هستین.‬

20
00:03:22,627 --> 00:03:25,028
‫منم سرهات یلدوران هستم. از دیدنتون خیلی خوشبختم.‬

21
00:03:25,269 --> 00:03:26,673
‫منم همینطور.‬

22
00:03:28,001 --> 00:03:31,314
‫نمی‌تونم توصیف کنم که چقدر‬
‫ازتون ممنونم.‬

23
00:03:33,246 --> 00:03:35,495
‫فکر می‌کردم دخترم مُرده.‬

24
00:03:38,182 --> 00:03:42,772
‫به لطف تو آتیشِ دلم خاموش شد.‬
‫ممنون.‬

25
00:03:43,013 --> 00:03:46,226
‫این چه حرفیه؟‬
‫من فقط کاری که باید رو انجام دادم.‬

26
00:03:46,467 --> 00:03:50,729
‫در ضمن، خوشحالی تو چشمای ییلدیز‬
‫برام کافیه.‬

27
00:03:51,764 --> 00:03:53,772
‫من باید تشکر کنم.‬

28
00:03:54,553 --> 00:03:56,399
‫حرفم رو زمین ننداختین و اومدین، خیلی ممنون.‬

29
00:03:56,640 --> 00:04:01,013
‫واقعاً هنوز عقلم قد نمی‌ده که‬
‫همه‌ی اینا چطوری اتفاق افتاد.‬

30
00:04:01,254 --> 00:04:04,662
‫آیتن خانم، سر شام درباره‌ی همه‌اش حرف می‌زنیم.‬

31
00:04:04,908 --> 00:04:09,438
‫من شما رو معرفی نکردم.‬
‫اشتباه از من بود، ببخشید.‬

32
00:04:09,921 --> 00:04:12,607
‫برادر بزرگم، عاکف یلدوران.‬

33
00:04:12,863 --> 00:04:15,094
‫- خوش اومدین.‬
‫- خوشبختم.‬

34
00:04:15,391 --> 00:04:20,494
‫منم نورگل یلدوران هستم، همسرش.‬

35
00:04:20,735 --> 00:04:22,036
‫خوشبختم.‬

36
00:04:26,664 --> 00:04:30,493
‫مادرم، سلطان خونه‌مون،‬
‫سلطان یلدوران.‬

37
00:04:30,752 --> 00:04:33,450
‫- خوش اومدین.‬
‫- سلامت باشین.‬

38
00:04:35,798 --> 00:04:37,837
‫مواظب حرف زدنت باش.‬

39
00:04:38,248 --> 00:04:40,975
‫به خدا مثل شرلوک هولمزی زن.‬

40
00:04:41,216 --> 00:04:45,362
‫این آقا دایی یلدیزه؟‬

41
00:04:47,493 --> 00:04:49,660
‫آهان، کنعان.‬

42
00:04:51,312 --> 00:04:53,453
‫کنعان دستیار منه.‬

43
00:04:53,741 --> 00:04:56,892
‫با هم کار می‌کنیم،‬
‫تو کارهام بهم کمک می‌کنه.‬

44
00:04:57,448 --> 00:04:59,127
‫تو هم خوش اومدی کنعان.‬

45
00:04:59,905 --> 00:05:03,467
‫سفره آماده‌ست ولی اگه قبلش می‌خواین استراحت کنین،‬
‫دادم اتاق‌هاتون رو هم آماده کنن.‬

46
00:05:03,803 --> 00:05:06,100
‫نمی‌خوایم مزاحم بشیم،‬
‫می‌ریم هتل.‬

47
00:05:06,350 --> 00:05:09,364
‫- این چه حرفیه.‬
‫- اصلاً حرفش رو هم نزنین.‬

48
00:05:10,762 --> 00:05:13,647
‫بفرمایین، لطفاً همینجا بمونین.‬

49
00:05:13,945 --> 00:05:15,464
‫- کوثر.‬
‫- بله آقا.‬

50
00:05:15,983 --> 00:05:18,237
‫فوراً چمدون‌های آیتن خانم اینا رو بردارین‬
‫و اتاق‌شون رو بهشون نشون بدین.‬

51
00:05:18,478 --> 00:05:19,659
‫- یالا بجنبین.‬
‫- چشم آقا.‬

52
00:05:20,543 --> 00:05:21,742
‫خوش اومدین.‬

53
00:05:23,008 --> 00:05:26,281
‫- اون مشکیه مال منه. بذار بمونه، خودم برمی‌دارم.‬
‫- باشه، پس این یکی.‬

54
00:05:30,321 --> 00:05:33,975
‫من کمکتون می‌کنم.‬
‫اگه چیزی لازم داشتین در خدمتم.‬

55
00:05:35,910 --> 00:05:37,909
‫بفرمایین، از این طرف.‬

56
00:05:42,725 --> 00:05:44,057
‫بفرمایین.‬

57
00:05:44,961 --> 00:05:50,267
‫شما تو بخش خدمه‬
‫اقامت می‌کنین.‬

58
00:05:50,656 --> 00:05:52,060
‫- کادی.‬
‫- بله خانم.‬

59
00:05:52,301 --> 00:05:55,629
‫- آقا رو ببر به اتاقش.‬
‫- روی چشمم خانم.‬

60
00:05:55,912 --> 00:05:58,107
‫- کمال، بیا پسرم.‬
‫- کنعان!‬

61
00:05:58,559 --> 00:06:01,169
‫آخ کنعان، ببخشید.‬
‫وقتی خانم اونطوری صدا کرد...‬

62
00:06:01,410 --> 00:06:03,794
‫.. هوا گرمه، ذهنم یاری نکرد. بفرمایین.‬

63
00:06:04,035 --> 00:06:06,345
‫- کامیل، چمدون رو بردار پسرم.‬
‫- چشم آقا.‬

64
00:06:07,220 --> 00:06:08,431
‫پسرم.‬

65
00:06:11,699 --> 00:06:13,328
‫اینا چقدر می‌خوان بمونن؟‬

66
00:06:13,712 --> 00:06:16,524
‫نکنه مثل نرگس خانم‬
‫کنگر بخورن و لنگر بندازن تو اورفا؟‬

67
00:06:18,603 --> 00:06:21,347
‫مادر ییلدیز یه جورایی‬
‫مادر منم حساب می‌شه مامان.‬

68
00:06:21,718 --> 00:06:23,712
‫هر چقدر بخوان می‌تونن بمونن.‬

69
00:06:23,991 --> 00:06:28,046
‫ببین، گفتم سلطان خونه‌مونی،‬
‫سنگ رو یخم نکن، باشه؟‬

70
00:06:28,287 --> 00:06:31,178
‫همونطور که گفتم، مادر ییلدیز‬
‫مثل مادر خودمه.‬

71
00:06:31,419 --> 00:06:35,670
‫باید همونطور باهاش رفتار بشه.‬
‫تو احترام و عزت گذاشتن نباید کوتاهی بشه.‬

72
00:06:35,911 --> 00:06:38,727
‫هر چقدر بخوان می‌تونن بمونن،‬
‫فهمیدی؟‬

73
00:06:38,983 --> 00:06:39,992
‫بمونن.‬

74
00:06:42,574 --> 00:06:43,911
‫فهمیدی؟‬

75
00:06:44,152 --> 00:06:46,259
‫آره باشه، فهمیدم. باشه.‬

76
00:06:46,537 --> 00:06:49,755
‫- مامان.‬
‫- ای بابا باشه، نگران نباش.‬

77
00:06:50,441 --> 00:06:51,441
‫خوبه.‬

78
00:06:51,983 --> 00:06:53,987
‫- یوسف.‬
‫- بله آقا.‬

79
00:06:55,002 --> 00:06:58,326
‫- یالا اینا رو زودتر ببرین.‬
‫- این زن جای مادرت رو داره‌ها.‬

80
00:06:58,567 --> 00:07:01,029
‫تو چیکار کردی، با سلیم حرف زدی؟‬
‫کاری که گفتیم رو انجام می‌ده؟‬

81
00:07:01,295 --> 00:07:03,672
‫انجام می‌ده آقا. بچه‌ها پیششن.‬

82
00:07:03,913 --> 00:07:06,532
‫خوبه. تو باز هم بالاسرشون باش.‬

83
00:07:06,773 --> 00:07:09,478
‫من فقط به تو اعتماد دارم.‬
‫این موضوع مهمه.‬

84
00:07:09,759 --> 00:07:12,287
‫- امر، امر شماست آقا، خیالت راحت.‬
‫- یالا پسرم.‬

85
00:07:14,526 --> 00:07:17,822
‫آیسل، با کی دارم حرف می‌زنم؟‬
‫شربت رو جوشوندین؟‬

86
00:07:18,063 --> 00:07:20,324
‫باید داغ‌داغ بریزیم روی باقلوا‬
‫و داغ‌داغ هم سرو کنیم.‬

87
00:07:20,565 --> 00:07:23,185
‫فقط بشین دختر! یالا، یالا!‬

88
00:07:23,426 --> 00:07:24,885
‫- گلزار؟‬
‫- بله؟‬

89
00:07:25,144 --> 00:07:30,233
‫ببین، به خاطر اینکه می‌خوایم احترام بذاریم‬
‫زیادی رو ندین بهشون، سوارمون می‌شن.‬

90
00:07:30,474 --> 00:07:34,698
‫همینطوری هم از یه پسر، سه تا خانواده‌ی عروس رو سرم خراب شده.‬
‫گناه دارم به خدا.‬

91
00:07:34,939 --> 00:07:38,512
‫هی! تو این مورد واقعاً به شأن شانلی‌اورفامون‬
‫میای خانم.‬

92
00:07:39,144 --> 00:07:40,607
‫بده گازو.‬

93
00:07:40,895 --> 00:07:42,819
‫نگران نباش، همه‌چی روبه‌راهه.‬

94
00:07:43,060 --> 00:07:45,556
‫دخترا! یالا، زود باشین!‬

95
00:07:55,096 --> 00:07:57,205
‫سرهات دشمن منه.‬

96
00:07:59,053 --> 00:08:02,381
‫متأسفانه تو هم دشمنم بودی.‬
‫چون زنش بودی.‬

97
00:08:03,520 --> 00:08:05,513
‫من رفتم با ییلدیز نامزد کردم.‬

98
00:08:05,920 --> 00:08:09,177
‫می‌خواستم با کورداعلی‌ها فامیل بشم و‬
‫به قدرتم اضافه کنم.‬

99
00:08:10,393 --> 00:08:13,053
‫اگه یادت باشه، تو هم واسه همین‬
‫بهم کمک کردی.‬

100
00:08:14,182 --> 00:08:15,808
‫اما اوضاع عوض شد.‬

101
00:08:16,063 --> 00:08:20,029
‫نگو کورداعلی‌ها یه دختر خوشگلِ‬
‫دیگه هم داشتن.‬

102
00:08:21,456 --> 00:08:24,536
‫اگه بخوای، من و تو...‬

103
00:08:25,678 --> 00:08:28,205
‫.. می‌تونیم از ییلدیز و سرهات‬
‫انتقام بگیریم.‬

104
00:08:29,207 --> 00:08:30,685
‫از من چی می‌خوای؟‬

105
00:08:37,971 --> 00:08:39,196
‫اینکه باهام ازدواج کنی.‬

106
00:08:58,885 --> 00:09:01,020
‫شما همه‌تون عقلتونو از دست دادین.‬

107
00:09:01,409 --> 00:09:02,621
‫همه‌تون.‬

108
00:09:22,325 --> 00:09:23,752
‫ملک.‬

109
00:09:23,993 --> 00:09:26,959
‫چرا دنبال من میای؟‬
‫مگه ترکی نمی‌فهمی؟‬

110
00:09:27,200 --> 00:09:30,133
‫می‌گم قبول نمی‌کنم!‬
‫گفتم نه، دست از سرم بردار!‬

111
00:09:30,374 --> 00:09:31,395
‫- آروم باش!‬
‫- ولم کن!‬

112
00:09:31,636 --> 00:09:33,295
‫یه لحظه گوش کن،‬
‫زود قضاوت نکن. وایسا!‬

113
00:09:33,536 --> 00:09:34,691
‫ببین، تو این وضعیتی که‬
‫الان داری...‬

114
00:09:34,932 --> 00:09:37,265
‫.. منطقی‌ترین کار اینه که‬
‫با من ازدواج کنی.‬

115
00:09:37,937 --> 00:09:42,618
‫اینطوریه؟ آخه چرا؟‬
‫یه توضیح بده ببینم چرا؟‬

116
00:09:42,859 --> 00:09:46,848
‫من بچه‌ی دشمنت رو تو شکمم دارم!‬
‫چرا باید منطقی باشه؟‬

117
00:09:47,267 --> 00:09:48,505
‫ببین ملک، اگه با من ازدواج کنی...‬

118
00:09:48,746 --> 00:09:51,384
‫.. از اون سرهات و ییلدیز‬
‫یه انتقام خیلی بزرگ می‌گیری.‬

119
00:09:51,625 --> 00:09:53,558
‫من دنبال انتقام نیستم.‬

120
00:09:53,990 --> 00:09:56,139
‫برعکس، اصلاً چرا باید واسه‌شون مهم باشه؟‬

121
00:09:56,380 --> 00:09:57,814
‫می‌گن تو سه روز سرهات رو فراموش کرد...‬

122
00:09:58,055 --> 00:10:00,430
‫.. می‌رن خوشحالی می‌کنن و‬
‫بشکن هم می‌زنن.‬

123
00:10:00,784 --> 00:10:02,598
‫- خیلی ساده فکر می‌کنی.‬
‫- آره؟‬

124
00:10:02,892 --> 00:10:05,717
‫به خدا اصلاً بهت نمیاد.‬
‫خیلی سطحی فکر می‌کنی.‬

125
00:10:06,238 --> 00:10:08,063
‫ببین، بذار بهت بگم چی می‌شه.‬

126
00:10:08,554 --> 00:10:11,161
‫ازدواج ما‬
‫سرهات رو خیلی ضعیف می‌کنه.‬

127
00:10:11,550 --> 00:10:15,174
‫دارم بهت می‌گم، اتحاد ما‬
‫ضربه‌ی بزرگی بهش می‌زنه.‬

128
00:10:15,415 --> 00:10:17,864
‫- بهش ضربه می‌زنه؟ ضعیفش می‌کنه؟‬
‫- آره.‬

129
00:10:18,231 --> 00:10:22,198
‫سرهات همین الانشم خیلی قدرتمنده.‬
‫در ضمن، ازدواج ما چه ربطی به ییلدیز داره؟‬

130
00:10:22,717 --> 00:10:27,061
‫فعلاً. آره، الان قدرتمنده اما...‬

131
00:10:28,334 --> 00:10:31,208
‫.. با اون مال و اموال باارزشی که‬
‫دست توئه...‬

132
00:10:31,551 --> 00:10:35,499
‫.. وقتی با داشته‌های من یکی بشه،‬
‫قدرت میفته دست من.‬

133
00:10:36,101 --> 00:10:37,364
‫دست تو؟‬

134
00:10:37,605 --> 00:10:39,940
‫طبیعتاً، به خاطر نسبت همسری.‬

135
00:10:40,181 --> 00:10:42,149
‫ملک، من کاملاً جدی‌ام.‬

136
00:10:42,508 --> 00:10:45,796
‫اگه ازدواج کنیم‬
‫چون کنترل دست منه...‬

137
00:10:46,037 --> 00:10:50,212
‫.. تو ترازوی قدرت، کفه‌ی من سنگین‌تر می‌شه.‬
‫می‌دونی بعدش چی می‌شه؟‬

138
00:10:50,898 --> 00:10:53,517
‫صندلی مجلس خان‌ها‬
‫می‌رسه به من.‬

139
00:10:53,957 --> 00:10:57,323
‫وقتی حکم دست من باشه، سرهات محو می‌شه.‬

140
00:10:57,799 --> 00:11:00,939
‫اون آقایی متکبرانه و تخت و تاجش هم‬
‫مثل یه تیکه حلبی...‬

141
00:11:01,180 --> 00:11:02,717
‫.. شوت می‌شه اونور.‬

142
00:11:04,287 --> 00:11:05,650
‫نه خانواده‌ای واسه‌ش می‌مونه...‬

143
00:11:06,938 --> 00:11:09,923
‫.. نه عشقش و نه ییلدیز.‬

144
00:11:10,888 --> 00:11:16,826
‫تو پنج دقیقه، بی‌اعتبارترین‬
‫آدم اورفا می‌شه.‬

145
00:11:17,687 --> 00:11:19,135
‫تو کنار من باش.‬

146
00:11:19,408 --> 00:11:22,308
‫وقتی کنار من داری پادشاهیِ‬
‫خانم‌آقایی‌ت رو می‌کنی...‬

147
00:11:22,549 --> 00:11:26,230
‫.. اون ییلدیز تا صبح دم در و پنجره‬
‫منتظر سرهات می‌مونه.‬

148
00:11:26,471 --> 00:11:29,290
‫بعدش هم واسه اون لونه‌ی‬
‫به اصطلاح خوشبختشون...‬

149
00:11:29,531 --> 00:11:31,934
‫.. با هم یه فاتحه می‌خونیم، مگه نه؟‬

150
00:11:32,822 --> 00:11:36,750
‫نه، نمی‌شه.‬
‫من اصلاً دنبال انتقام نیستم.‬

151
00:11:38,376 --> 00:11:42,029
‫منو نخندون بابا! نکن این کار رو!‬

152
00:11:42,710 --> 00:11:45,458
‫هر دومون خوب می‌دونیم چی می‌خوای.‬

153
00:11:45,757 --> 00:11:47,704
‫در ضمن، اگه همونطوری بود که می‌گی...‬

154
00:11:47,945 --> 00:11:50,646
‫.. تو خونه‌ی بزرگ‌ترین دشمن اون آدم،‬
‫یعنی ضیان خان، قایم نمی‌شدی.‬

155
00:11:50,887 --> 00:11:53,149
‫ببین ییلدیریم، من اونجا قایم نشدم.‬

156
00:11:53,390 --> 00:11:56,501
‫اونجا واسه من و بچه‌ام‬
‫امن‌ترین جاست.‬

157
00:11:57,193 --> 00:11:59,688
‫حق با توئه. تو زن مغروری هستی.‬

158
00:12:01,108 --> 00:12:03,581
‫لابد نمی‌خواستی بشینی و تدارکات عروسیِ‬
‫سرهات و ییلدیز رو تماشا کنی.‬

159
00:12:03,822 --> 00:12:05,129
‫ییلدیریم!‬

160
00:12:05,370 --> 00:12:07,469
‫تو این شرایط، هر کسی‬
‫به یه بهونه نیاز داره.‬

161
00:12:07,710 --> 00:12:09,973
‫بهونه‌ی تو هم امنیته.‬

162
00:12:10,214 --> 00:12:11,829
‫ببین، الان یه بلایی سرت میارم‌ها.‬

163
00:12:12,139 --> 00:12:13,636
‫این پیشنهاد ازدواج رو‬
‫نه تو به من دادی...‬

164
00:12:13,877 --> 00:12:16,657
‫.. نه من شنیدم، فهمیدی؟‬
‫دست از سرم هم بردار!‬

165
00:12:17,455 --> 00:12:20,020
‫سرهات امروز مامان ییلدیز رو‬
‫از استانبول آورد.‬

166
00:12:20,261 --> 00:12:21,952
‫دیگه همه‌چی‌شون تکمیله.‬

167
00:12:22,716 --> 00:12:25,763
‫فردا پس‌فردا هم یه کارت دعوت‬
‫عروسی واست میارن.‬

168
00:12:26,191 --> 00:12:30,227
‫حالا که اینقدر خوش‌قلبی ملک...‬

169
00:12:30,909 --> 00:12:34,612
‫.. یه کادوی گرون‌قیمت بخر و‬
‫برو عروسی‌شون، باشه؟‬

170
00:12:46,029 --> 00:12:48,340
‫شیطونه می‌گه پیشنهادش رو قبول کن.‬

171
00:12:48,581 --> 00:12:52,740
‫تک‌تک این آدمای پست رو لخت کن و‬
‫بعدش...‬

172
00:12:52,981 --> 00:12:55,080
‫.. بکوبشون به دیوار و مغزشون رو بپاشون بیرون!‬

173
00:12:55,320 --> 00:12:59,867
‫بعدشم از اینجا بذار برو!‬

174
00:13:07,067 --> 00:13:08,584
‫ممنون کوثر.‬

175
00:13:09,503 --> 00:13:11,574
‫یعنی در واقع همه‌چی گذاشتن اما...‬

176
00:13:11,862 --> 00:13:14,583
‫از اتاق خوشت اومد؟ اگه چیزی کم و کسر هست،‬
‫من ردیفش می‌کنم.‬

177
00:13:14,824 --> 00:13:16,154
‫نه، چیزی کم نیست.‬

178
00:13:20,334 --> 00:13:23,712
‫همین که تو رو پیدا کردم،‬
‫دیگه به هیچ‌چیزی نیاز ندارم.‬

179
00:13:23,953 --> 00:13:26,064
‫تو قراره کم و کسرها رو پر کنی.‬

180
00:13:27,936 --> 00:13:31,079
‫حالا که اینو گفتی، دیگه نمی‌تونم برم.‬

181
00:13:31,320 --> 00:13:34,052
‫نمی‌خوام همون روز اول کلافه‌ت کنم.‬

182
00:13:34,383 --> 00:13:35,685
‫این چه حرفیه؟‬

183
00:13:35,926 --> 00:13:38,981
‫من مادرتم،‬
‫تو هم دخترمی.‬

184
00:13:39,222 --> 00:13:41,653
‫مگه میشه یه مادر از بچه‌اش خسته بشه؟‬

185
00:13:42,006 --> 00:13:47,118
‫در ضمن، قراره کلی درباره‌ی سال‌هایی که از دست دادیم
‫با هم حرف بزنیم. حسابی با هم گپ می‌زنیم.

186
00:13:47,359 --> 00:13:48,779
‫همینطوره، البته.‬

187
00:13:51,616 --> 00:13:52,911
‫باید به این رسیدگی کنم.‬

188
00:13:53,152 --> 00:13:55,062
‫من دیگه با اجازه‌تون برم.‬

189
00:13:56,000 --> 00:14:04,000
برای تهیه‌‌ی این زیرنویس زحمت زیادی کشیده شده است
 و مجموعه‌ی ناین مووی به هیچ عنوان راضی به تماشای رایگان آن نیست.
9movie.org

190
00:14:05,637 --> 00:14:07,331
‫- الو؟‬
‫- رسیدین؟‬

191
00:14:07,572 --> 00:14:12,112
‫رسیدیم. الان خونه‌ی ییلدیزیم.‬
‫ییلدیز رو پیدا کردیم.‬

192
00:14:12,973 --> 00:14:14,372
‫مطمئنم دختر خودمه.‬

193
00:14:14,831 --> 00:14:16,533
‫ببینیش خودت هم می‌فهمی.‬

194
00:14:17,223 --> 00:14:18,711
‫کی برمی‌گردین؟‬

195
00:14:19,471 --> 00:14:22,031
‫یعنی چی کِی برمی‌گردیم؟‬
‫تازه رسیدیم.‬

196
00:14:22,272 --> 00:14:24,463
‫دست دختره رو بگیرم و‬
‫همین الان بیارمش استانبول؟‬

197
00:14:24,735 --> 00:14:26,311
‫کالا که نیست با پست بفرستمش.‬

198
00:14:26,552 --> 00:14:27,559
‫یکم صبر داشته باش.‬

199
00:14:27,800 --> 00:14:30,561
‫فکر کنم لازم نباشه توافقی که با‬
‫عمر خان داشتین رو یادت بیارم.‬

200
00:14:30,802 --> 00:14:32,294
‫نه، لازم نیست.‬

201
00:14:32,535 --> 00:14:34,307
‫من باز هم یادآوری می‌کنم که...‬

202
00:14:34,551 --> 00:14:37,453
‫.. اگه اون دختر پیدا نمی‌شد،
‫باید تو زندان می‌پوسیدی.

203
00:14:37,694 --> 00:14:38,716
‫می‌دونم.‬

204
00:14:38,957 --> 00:14:40,886
‫شما باید نوه‌ی عمر خان رو براش بیارین.‬

205
00:14:41,127 --> 00:14:45,801
‫اونم شکایتش رو پس می‌گیره و‬
‫شما هم پاتون به زندان باز نمیشه.‬

206
00:14:46,047 --> 00:14:48,066
‫اون دختر برای شما یه شانس بزرگه.‬

207
00:14:48,307 --> 00:14:50,611
‫توصیه می‌کنم از این شانس، خوب‬
‫استفاده کنین.‬

208
00:14:50,852 --> 00:14:54,599
‫باشه، با دختره حرف می‌زنم.‬
‫میارمش استانبول.‬

209
00:14:54,840 --> 00:14:57,540
‫ولی دیگه انقدر به من پیله نکنین.‬

210
00:14:57,781 --> 00:15:01,564
‫آخه این دختر الان اینجا با‬
‫مهم‌ترین خان منطقه نامزد کرده.‬

211
00:15:01,805 --> 00:15:03,204
‫به این راحتیا نیست.‬

212
00:15:03,445 --> 00:15:05,493
‫عمر خان می‌خواد اون تنها بیاد.‬

213
00:15:05,734 --> 00:15:07,889
‫بهش تاکید کرده که هر کسی که‬
‫به زندگی قبلی نوه‌اش...‬

214
00:15:08,130 --> 00:15:11,510
‫.. مربوط میشه رو باید پشت سرش بذاره.‬

215
00:15:11,751 --> 00:15:16,359
‫چون می‌خواد شرکت رو بهش بسپاره، به کسی که خودش صلاح بدونه شوهرش میده.‬

216
00:15:16,701 --> 00:15:21,038
‫اگه قرار باشه وارثی وجود داشته باشه،‬
‫اون فقط ییلدیزه.‬

217
00:15:31,550 --> 00:15:33,439
‫آشیر، قهوه‌ات.‬

218
00:15:40,578 --> 00:15:42,910
‫- نوش جان.‬
‫- ندا.‬

219
00:15:45,191 --> 00:15:46,318
‫بله.‬

220
00:15:48,295 --> 00:15:50,114
‫مگه من بهت چی گفته بودم دختر؟‬

221
00:15:50,567 --> 00:15:54,006
‫ببین، تو این عمارت تو نباید‬
‫برای من قهوه بیاری.‬

222
00:15:54,947 --> 00:15:57,319
‫تو تو این عمارت، ندا...‬

223
00:15:58,087 --> 00:16:01,421
‫.. حتی نباید با من چشم تو چشم بشی،‬
‫شنیدی چی گفتم؟‬

224
00:16:01,677 --> 00:16:04,246
‫آشیر، دیگه این کار رو نکن.‬

225
00:16:04,846 --> 00:16:06,213
‫ببین، آزمایش دادی.‬

226
00:16:06,454 --> 00:16:09,422
‫می‌دونی که بچه‌هامون مال خودتن، تو رو خدا.‬

227
00:16:10,541 --> 00:16:13,352
‫دختر، تو چه انتظاری از من داری؟‬

228
00:16:13,593 --> 00:16:15,751
‫چی می‌خوای؟ می‌خوای بهت تبریک بگم؟‬

229
00:16:15,992 --> 00:16:19,133
‫عجب خبر خوبی!‬
‫بچه‌هام مال خودم بودن!‬

230
00:16:19,374 --> 00:16:21,514
‫این چیزی نیست که همیشه اتفاق بیفته،‬
‫مگه نه ندا؟‬

231
00:16:21,755 --> 00:16:22,779
‫آشیر.‬

232
00:16:23,124 --> 00:16:24,803
‫ببین قربونت برم، دیگه اینطوری نکن.‬

233
00:16:25,044 --> 00:16:29,188
‫قبول دارم اشتباه کردم، ولی یه اشتباه بی‌ضرر بود.‬

234
00:16:29,481 --> 00:16:31,382
‫فقط در حد چند تا پیام بود.‬

235
00:16:31,936 --> 00:16:36,553
‫ببین، حتی اگه نخوای نشون بدی، من می‌دونم که آدم دل‌رحمی هستی.‬

236
00:16:36,910 --> 00:16:38,428
‫دیگه منو ببخش، خواهش می‌کنم.‬

237
00:16:38,678 --> 00:16:40,320
‫رو اعصاب من نرو!‬

238
00:16:41,335 --> 00:16:43,710
‫من کجای این کثافت‌کاری رو ببخشم ندا؟‬

239
00:16:44,611 --> 00:16:47,920
‫ها ندا؟ می‌دونی چیکار کردی دختر؟‬

240
00:16:48,466 --> 00:16:52,932
‫من مجبور شدم برم برای بچه‌های خودم،‬
‫برای توله‌های خودم...‬

241
00:16:53,173 --> 00:16:55,555
‫.. آزمایش دی‌ان‌ای بدم.‬

242
00:16:55,796 --> 00:16:58,040
‫من کجای اینو ببخشم ندا؟‬

243
00:16:58,983 --> 00:17:02,047
‫به خدا قسم شکر کن که داری‬
‫تو این عمارت زندگی می‌کنی.‬

244
00:17:02,688 --> 00:17:04,007
‫فهمیدی؟‬

245
00:17:06,454 --> 00:17:07,747
‫فهمیدم.‬

246
00:17:11,911 --> 00:17:13,018
‫اینجا چه خبره دخترم؟‬

247
00:17:13,259 --> 00:17:15,940
‫از دوست‌دخترش جدا شده،‬
‫داره دق‌ودلیشو سر من خالی می‌کنه بابا.‬

248
00:17:16,515 --> 00:17:17,726
‫تو برو تو.‬

249
00:17:18,015 --> 00:17:21,778
‫تو این عمارت تو هر متر مربع،‬
‫ده تا بی‌وجدان پیدا میشه.‬

250
00:17:22,019 --> 00:17:23,481
‫من قهوه‌ام رو کجا بخورم؟‬

251
00:17:23,722 --> 00:17:25,807
‫حالا بشین.‬

252
00:17:28,143 --> 00:17:29,447
‫بگو.‬

253
00:17:30,376 --> 00:17:31,578
‫شنیدم.‬

254
00:17:32,210 --> 00:17:36,031
‫از اون زن بی‌بندوبار جدا شدی. آفرین.‬

255
00:17:37,449 --> 00:17:43,449
‫اینم از فرمایشات نماد اخلاق و‬
‫سوگلی اورفا، ضیان خان.‬

256
00:17:44,860 --> 00:17:47,062
‫داری به من می‌گی آفرین؟‬

257
00:17:47,303 --> 00:17:49,191
‫آره، می‌گم آفرین.‬

258
00:17:49,880 --> 00:17:54,925
‫حالا ندا رو هم عقد می‌کنی و‬
‫این قضیه تموم میشه میره.‬

259
00:17:55,166 --> 00:18:00,147
‫برای بچه‌هات و خودت،‬
‫این بهترین کاره، می‌فهمی؟‬

260
00:18:00,388 --> 00:18:02,774
‫تو می‌خوای راه و چاه رو به من یاد بدی؟‬

261
00:18:03,641 --> 00:18:07,975
‫ببین، واقعاً دارم می‌پرسم.‬
‫تو می‌خوای اینو به من یاد بدی؟‬

262
00:18:08,295 --> 00:18:10,343
‫تو این زندگی به این بزرگی...‬

263
00:18:10,951 --> 00:18:15,369
‫.. آدمی که یه کار درست تو زندگیش نکرده، می‌خواد به من بگه چی درسته چی غلط؟‬

264
00:18:16,142 --> 00:18:17,767
‫تو فقط منتظر باش.‬

265
00:18:18,325 --> 00:18:19,791
‫واقعاً منتظر باش.‬

266
00:18:20,383 --> 00:18:24,927
‫سرهات مادر ییلدیز رو پیدا کرده و داره میارتش.‬

267
00:18:25,450 --> 00:18:30,949
‫ببین، دزدیدن بچه‌ی مردم بی‌پاسخ نمی‌مونه.‬

268
00:18:31,782 --> 00:18:34,355
‫در جریان باش که وقتت کمه.‬

269
00:18:40,874 --> 00:18:42,611
‫- بفرمایین.‬
‫- نوشِ جان.‬

270
00:18:43,019 --> 00:18:44,328
‫دستت درد نکنه.‬

271
00:18:44,569 --> 00:18:46,060
‫ممنون آبجی گلزار.‬

272
00:18:46,743 --> 00:18:49,358
‫نوش جان، بفرمایین.‬

273
00:18:49,599 --> 00:18:50,646
‫ممنون.‬

274
00:18:50,887 --> 00:18:52,574
‫از اتاقتون راضی بودین؟‬

275
00:18:52,839 --> 00:18:55,393
‫خیلی راضی‌ام.‬
‫خیلی ممنونم سرهات.‬

276
00:18:55,847 --> 00:18:58,582
‫اگه سرهات صدات کنم که مشکلی‬
‫نیست، هست؟‬

277
00:18:58,823 --> 00:19:01,067
‫نه نه. هر جور که راحتین.‬

278
00:19:07,933 --> 00:19:10,925
‫شما تو استانبول زندگی می‌کنین؟‬

279
00:19:11,509 --> 00:19:15,179
‫بله، استانبول زندگی می‌کنم.‬
‫کارم هم همونجاست.‬

280
00:19:16,195 --> 00:19:17,775
‫چقدر خوب.‬

281
00:19:18,640 --> 00:19:20,944
‫شما شغلتون چیه؟‬

282
00:19:21,185 --> 00:19:23,042
‫تو یه بانک خصوصی مدیرم.‬

283
00:19:23,728 --> 00:19:25,093
‫یعنی دانشگاه رفتی؟‬

284
00:19:25,334 --> 00:19:28,022
‫بله عزیزم، درس خوندم. اونم همینجا.‬

285
00:19:31,813 --> 00:19:34,000
‫- کوثر، داری سرریز می‌کنی.‬
‫- ها؟‬

286
00:19:39,080 --> 00:19:41,307
‫انگشتت چی شده ییلدیز؟‬

287
00:19:48,096 --> 00:19:50,374
‫لای در مونده، چیز مهمی نیست.‬

288
00:19:51,890 --> 00:19:53,142
‫مامان سلطانم...‬

289
00:19:55,082 --> 00:19:59,540
‫.. در اتاق مامان سلطانم خرابه،‬
‫اونجا گیر کرده.‬

290
00:20:00,046 --> 00:20:04,855
‫من خیلی گفتم بدیم درستش کنن ولی‬
‫تو این عمارت کسی به حرفم گوش نمی‌ده...‬

291
00:20:05,398 --> 00:20:06,934
‫.. ولی آخرش به حرفم می‌رسن.‬

292
00:20:07,492 --> 00:20:10,935
‫بگذریم. نوش جان، بفرمایین،‬
‫شما ادامه بدین.‬

293
00:20:11,176 --> 00:20:13,085
‫همه‌چی خیلی عالی به نظر می‌رسه.‬

294
00:20:13,336 --> 00:20:15,126
‫شما چه سال‌هایی‬
‫تو اورفا بودین؟‬

295
00:20:15,367 --> 00:20:16,647
‫۲۵ سال پیش بود.‬

296
00:20:16,888 --> 00:20:21,711
‫یعنی من برای درس خوندن اومدم اینجا.‬
‫با بابای ییلدیز هم همینجا آشنا شدم.‬

297
00:20:24,199 --> 00:20:25,261
‫اسمش چیه؟‬

298
00:20:26,114 --> 00:20:27,168
‫هالوک.‬

299
00:20:27,455 --> 00:20:30,401
‫خوبه. از ضیان بهتره. چه خوب.‬

300
00:20:30,935 --> 00:20:32,120
‫نورگل!‬

301
00:20:32,361 --> 00:20:36,908
‫یعنی ضیان یه جوریه،‬
‫هالوک قشنگه دیگه.‬

302
00:20:37,383 --> 00:20:39,293
‫از بی‌ملاحظگی این دختره.‬

303
00:20:39,655 --> 00:20:43,513
‫چون باهاتون نیومده،‬
‫مشکلی بینتون هست؟‬

304
00:20:44,551 --> 00:20:46,603
‫پارسال از دنیا رفتن.‬

305
00:20:48,488 --> 00:20:49,811
‫فوت کرد؟‬

306
00:20:52,639 --> 00:20:54,562
‫ییلدیز، تسلیت می‌گم.‬

307
00:20:55,439 --> 00:20:56,915
‫تسلیت می‌گم.‬

308
00:20:57,345 --> 00:20:58,390
‫سلامت باشین.‬

309
00:20:58,631 --> 00:21:02,077
‫کاش می‌شد اون رو هم می‌دیدم.‬

310
00:21:02,592 --> 00:21:03,928
‫قسمت نبوده.‬

311
00:21:06,830 --> 00:21:09,938
‫مطمئن باش اونم خیلی دوست داشت تو رو ببینه.‬

312
00:21:12,739 --> 00:21:16,303
‫- می‌تونم یه چیزی بپرسم؟‬
‫- البته.‬

313
00:21:16,689 --> 00:21:21,904
‫اسمی واسه من در نظر گرفته بودین؟‬
‫یعنی چیزی تو ذهنتون بود؟‬

314
00:21:23,368 --> 00:21:25,106
‫قرار بود وقتی به دنیا اومدی اسمت رو بذاریم.‬

315
00:21:25,400 --> 00:21:30,809
‫ولی اگه این چشمای براقت رو که مثل ستاره می‌دیدیم،‬
‫ما هم اسمت رو ییلدیز می‌ذاشتیم.‬

316
00:21:33,028 --> 00:21:34,361
‫هیس!‬

317
00:21:34,871 --> 00:21:36,934
‫- گریه نکن.‬
‫- نه.‬

318
00:21:37,544 --> 00:21:40,708
‫من به جای جفتمون خیلی گریه کردم، تو گریه نکن.‬

319
00:21:41,933 --> 00:21:47,074
‫سرهات، چرا این بلاها سر ما اومد؟‬
‫کی من رو از ییلدیز جدا کرد؟‬

320
00:21:47,315 --> 00:21:50,020
‫ضیان خان، ضیان کورداعلی.‬

321
00:21:51,425 --> 00:21:52,856
‫ولی نگران نباشین.‬

322
00:21:54,201 --> 00:21:57,873
‫تاوان این بدی‌ای که کرده رو پس می‌ده.‬
‫ازش حساب پس می‌گیرم.‬

323
00:21:58,855 --> 00:22:02,115
‫نفهمیدم، تاوان پس می‌ده یعنی چی؟‬

324
00:22:02,537 --> 00:22:04,076
‫- عه...‬
‫- عه...‬

325
00:22:04,640 --> 00:22:06,487
‫آیتن خانم یکم نگران شد.‬

326
00:22:06,728 --> 00:22:09,557
‫خب وقتی این‌همه‬
‫آدم مسلح دور و برش می‌بینه.‬

327
00:22:09,798 --> 00:22:14,320
‫تازه شما هم گفتین حساب‌کتاب،‬
‫اون مردی که ازش حرف زدین رو...‬

328
00:22:15,582 --> 00:22:17,377
‫.. فکر کرد کُشتینش.‬

329
00:22:19,046 --> 00:22:21,174
‫نه، اینطوری نیست.‬

330
00:22:21,415 --> 00:22:24,759
‫آیتن خانم، لطفاً نگران نباشین.‬

331
00:22:28,838 --> 00:22:31,018
‫ضیان کورداعلی‬
‫با این بدی‌ای که کرده...‬

332
00:22:31,982 --> 00:22:33,666
‫.. یه زندگی رو از ییلدیز...‬

333
00:22:34,389 --> 00:22:36,129
‫.. و یه فرزند رو از شما دزدیده.‬

334
00:22:37,824 --> 00:22:39,768
‫قطعاً تاوانش رو پس می‌ده.‬

335
00:22:41,935 --> 00:22:45,187
‫ضیان خان این بدی رو کرد تا‬
‫شب‌ها راحت بخوابه و...‬

336
00:22:45,435 --> 00:22:47,737
‫.. صبح‌ها راحت‬
‫از خواب بیدار شه.‬

337
00:22:49,070 --> 00:22:51,886
‫منم کاری می‌کنم که اون‬
‫بین اون چهاردیواری بخوابه و...‬

338
00:22:52,900 --> 00:22:57,428
‫.. بین همون چهاردیواری بیدار شه،‬
‫هر کاری از دستم بربیاد انجام می‌دم.‬

339
00:23:01,597 --> 00:23:03,304
‫اون یه زندگی رو از ییلدیز دزدید.‬

340
00:23:05,095 --> 00:23:07,313
‫منم اون چیزی که بیشتر از همه دوست داره رو...‬

341
00:23:09,223 --> 00:23:12,071
‫.. همون صندلی‌ای که کلی جون رو فدای موندن روش کرده...‬

342
00:23:15,267 --> 00:23:16,775
‫.. اعتبارش رو ازش می‌گیرم.‬

343
00:23:18,607 --> 00:23:21,446
‫حرف رو طولانی نکنم. در واقع‬
‫چیزی که می‌خوام بگم اینه.‬

344
00:23:22,519 --> 00:23:27,509
‫هر کسی که به ییلدیز‬
‫کوچک‌ترین بدی‌ای بکنه...‬

345
00:23:28,059 --> 00:23:31,175
‫.. من به سخت‌ترین شکل ممکن‬
‫ازش حساب پس می‌گیرم.‬

346
00:23:32,103 --> 00:23:36,647
‫واسه همین تنها قولی که می‌تونم بهتون بدم اینه.‬

347
00:23:36,888 --> 00:23:40,859
‫من برای خوشبخت کردن دخترتون هر کاری از دستم‬
‫بربیاد انجام می‌دم آیتن خانم.‬

348
00:23:41,376 --> 00:23:43,885
‫حداقل تو این مورد‬
‫می‌تونین بهم اعتماد کنین.‬

349
00:23:45,426 --> 00:23:48,089
‫نوش جان. بفرمایین، نذارین سرد شه.‬

350
00:23:54,658 --> 00:23:56,357
‫خیلی خوشمزه‌ست،‬
‫این‌ها رو هم امتحان کنین.‬

351
00:23:56,598 --> 00:23:58,615
‫امتحان می‌کنم ولی کنجکاو شدم،‬
‫این چیه؟‬

352
00:23:58,856 --> 00:24:00,831
‫- کوفته‌ی ایاست.‬
‫- کوفته‌ی ایا.‬

353
00:24:01,072 --> 00:24:02,578
‫- به منم می‌رسه؟‬
‫- چرا نرسه؟‬

354
00:24:02,819 --> 00:24:04,215
‫این پلو هم تنده.‬

355
00:24:04,456 --> 00:24:08,003
‫اگه بخواین، می‌تونین با سوپ لبنیه‬
‫یکم از تندیش کم کنین.‬

356
00:24:08,584 --> 00:24:10,039
‫تندی خیلی دوست دارم.‬

357
00:24:10,697 --> 00:24:12,716
‫- تندی دوست دارین؟‬
‫- دوست دارم.‬

358
00:24:12,957 --> 00:24:14,271
‫آه!‬

359
00:24:26,247 --> 00:24:28,398
‫مرد رو گرفتن بردن که!‬

360
00:24:29,701 --> 00:24:32,300
‫آشیر یه کاری بکن، دستبند زدن‬
‫دارن مرد رو می‌برن.‬

361
00:24:32,541 --> 00:24:34,667
‫مگه می‌شه همچین چیزی عزیزم؟‬
‫چرا می‌برنش؟‬

362
00:24:34,908 --> 00:24:35,912
‫یه چیزی هست دیگه.‬

363
00:24:36,153 --> 00:24:38,969
‫اگه چیزی نبود که همینطوری نمیومدن ببرنش،‬
‫حتماً یه کاری کرده.‬

364
00:24:39,625 --> 00:24:41,039
‫یالا شما برین تو، باشه داداش؟‬

365
00:24:41,301 --> 00:24:42,635
‫یالا داداش، همه رو بردار برو تو، یالا.‬

366
00:24:42,891 --> 00:24:45,819
‫مُصتو، به وکیلا زنگ بزن بیان،‬
‫تو کلانتری همو می‌بینیم، یالا.‬

367
00:24:46,060 --> 00:24:48,021
‫داداش یالا برین تو، برین دیگه.‬

368
00:24:48,941 --> 00:24:50,124
‫مُصتو، بیا دیگه.‬

369
00:24:54,717 --> 00:24:59,818
‫می‌بینی مریم؟‬
‫حتی بعد از ۲۵ سال...‬

370
00:25:00,360 --> 00:25:02,892
‫.. اون دستبند بالاخره اومد و ضیان رو پیدا کرد.‬

371
00:25:04,945 --> 00:25:06,389
‫بهت گفتم.‬

372
00:25:07,113 --> 00:25:11,459
‫شاید دیر و زود داشته باشه، ولی سوخت و سوز نداره؛‬
‫بدی هیچ‌کس بی‌پاسخ نمی‌مونه.‬

373
00:25:15,824 --> 00:25:17,951
‫این باید واسه همه‌تون درس عبرت بشه.‬

374
00:25:24,656 --> 00:25:25,911
‫ببین اسمو، حسو.‬

375
00:25:26,152 --> 00:25:28,467
‫دم در یه جاهایی خالیه،‬
‫باید امنیت اینجا رو بیشتر کنیم.‬

376
00:25:28,708 --> 00:25:30,024
‫روز بخیر کورای.‬

377
00:25:42,607 --> 00:25:45,864
‫آقا کنعان، قهوه میل دارین؟‬

378
00:25:46,105 --> 00:25:47,122
‫بله، ممنون.‬

379
00:25:47,363 --> 00:25:48,496
‫بفرمایین.‬

380
00:25:48,936 --> 00:25:50,999
‫ممنون عزیزم، دستت درد نکنه.‬

381
00:25:51,848 --> 00:25:53,094
‫خواهش می‌کنم.‬

382
00:25:59,153 --> 00:26:00,923
‫کوثر! کوثر!‬

383
00:26:01,217 --> 00:26:03,272
‫بهم گفت عزیزم.‬

384
00:26:03,800 --> 00:26:05,562
‫می‌گه من عزیزشم، اینطوری گفت.‬

385
00:26:05,803 --> 00:26:07,397
‫کی گفت؟‬

386
00:26:07,951 --> 00:26:09,313
‫کنعان.‬

387
00:26:10,599 --> 00:26:13,239
‫هاجیک، یادته با هم‬
‫اون تست انگشتر رو انجام دادیم؟‬

388
00:26:13,480 --> 00:26:14,875
‫- خب؟‬
‫- انگار اون درست بود.‬

389
00:26:15,116 --> 00:26:16,141
‫ای خدای من!‬

390
00:26:16,382 --> 00:26:18,632
‫کنعان تمام اون معیارهایی که‬
‫دنبالشون بودم رو داره.‬

391
00:26:18,942 --> 00:26:21,960
‫تیپش عشیرتی نیست ولی‬
‫اینجا درستش می‌کنیم.‬

392
00:26:22,201 --> 00:26:23,445
‫قدشم که بلنده.‬

393
00:26:24,382 --> 00:26:27,577
‫کوثر، از کجا می‌دونی؟‬
‫شاید طرف متاهل باشه.‬

394
00:26:27,984 --> 00:26:30,867
‫چرت نگو. از وقتی اومده‬
‫دارم به دستش نگاه می‌کنم، انگشتر نداره.‬

395
00:26:31,114 --> 00:26:32,607
‫یعنی اصلاً متاهل نیست.‬

396
00:26:33,131 --> 00:26:36,174
‫ولی ان‌شاءالله به زودی‬
‫یه انگشتر می‌ره تو دستش.‬

397
00:26:36,415 --> 00:26:38,033
‫کوثر، به خدا داری‬
‫تو رویا زندگی می‌کنی.‬

398
00:26:38,274 --> 00:26:41,522
‫هیس! منتظر چی هستین؟‬
‫قهوه‌ها سرد شد، یالا!‬

399
00:26:41,763 --> 00:26:44,151
‫دستاتون کار کنه‬
‫نه زبوناتون! یالا برین!‬

400
00:26:44,392 --> 00:26:45,637
‫باشه مادر.‬

401
00:26:45,878 --> 00:26:48,473
‫- برو دیگه کوثر، برو.‬
‫- دختر یالا دیگه!‬

402
00:26:48,739 --> 00:26:52,271
‫من هرچی بهتون نگاه می‌کنم،‬
‫می‌بینم هیچ‌چیزتون شبیه هم نیست.‬

403
00:26:52,581 --> 00:26:54,534
‫- فقط هردوتون کک‌ومک دارین.‬
‫- مادرِ من!‬

404
00:26:54,775 --> 00:26:59,372
‫پسرم، عروسمون لابد‬
‫به باباش رفته، نه؟‬

405
00:27:00,255 --> 00:27:03,052
‫بیشتر شبیه پدربزرگشه.‬
‫شبیه عمر‌ خان.‬

406
00:27:03,332 --> 00:27:04,332
‫اینطوریه؟‬

407
00:27:05,581 --> 00:27:07,707
‫من میل ندارم. ممنون.‬

408
00:27:08,854 --> 00:27:10,624
‫اگه دوست نداری، می‌تونم‬
‫یه چیز دیگه درست کنم.‬

409
00:27:10,865 --> 00:27:13,186
‫نه، واسه اون نیست. من رژیم دارم.‬

410
00:27:13,615 --> 00:27:15,740
‫انگار خیلی لازمه.‬
‫همین الانشم مثل هلو می‌مونی.‬

411
00:27:15,981 --> 00:27:17,012
‫- پسرم؟‬
‫- بله؟‬

412
00:27:17,253 --> 00:27:19,151
‫به نظرم این زن اصلاً هیچی نمی‌خوره.‬

413
00:27:20,110 --> 00:27:23,344
‫- مادر من!‬
‫- پسرم، نگاه کن، مثل اسکلته.‬

414
00:27:23,585 --> 00:27:26,056
‫مادر، زشته.‬

415
00:27:26,580 --> 00:27:28,896
‫جلو فامیل عروست زشته.‬

416
00:27:30,296 --> 00:27:33,238
‫می‌دونی وقتی تو رو حامله بودم‬
‫۲۵ کیلو اضافه کرده بودم؟‬

417
00:27:34,553 --> 00:27:36,834
‫بعدش فکر کردم هیچ‌وقت‬
‫نمی‌تونم اون وزن رو کم کنم.‬

418
00:27:37,075 --> 00:27:38,305
‫واقعاً؟‬

419
00:27:39,904 --> 00:27:42,561
‫بعدش وقتی گفتن تو مُردی‬
‫داغون شدم.‬

420
00:27:42,935 --> 00:27:46,430
‫ماه‌ها نتونستم غذا بخورم. بگذریم.‬

421
00:27:47,025 --> 00:27:48,267
‫ببین، می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم.‬

422
00:27:48,508 --> 00:27:50,801
‫راستش اینا رو آورده بودم‬
‫که بهت نشون بدم.‬

423
00:27:51,129 --> 00:27:52,168
‫اون چیه؟‬

424
00:27:56,025 --> 00:27:57,025
‫ببین.‬

425
00:27:58,254 --> 00:28:00,566
‫اینجا شش‌ماهه تو رو باردارم.‬

426
00:28:00,807 --> 00:28:03,248
‫اون موقع سال سوم دانشگاه بودم.‬

427
00:28:04,413 --> 00:28:05,806
‫- می‌تونم ببینم؟‬
‫- البته.‬

428
00:28:10,104 --> 00:28:12,704
‫اینجا هم دیگه خیلی نزدیک زایمان بود.‬

429
00:28:13,950 --> 00:28:16,789
‫دیدی؟ ببین، ۲۵ کیلو چاق شده بودم.‬

430
00:28:20,206 --> 00:28:21,210
‫این؟‬

431
00:28:23,440 --> 00:28:24,440
‫باباته.‬

432
00:28:30,986 --> 00:28:32,783
‫عکس دیگه‌ای ازش هست؟‬

433
00:28:34,624 --> 00:28:36,214
‫فقط همین هست.‬

434
00:28:36,628 --> 00:28:40,713
‫وقتی تو رو از دست دادیم از هم جدا شدیم.‬
‫دوره‌ی جدایی خیلی سختی بود.‬

435
00:28:41,273 --> 00:28:42,816
‫می‌تونن پیشت بمونن.‬

436
00:28:43,852 --> 00:28:45,082
‫ممنون.‬

437
00:28:49,334 --> 00:28:50,556
‫ببین.‬

438
00:28:53,140 --> 00:28:54,140
‫آقا.‬

439
00:28:55,184 --> 00:28:58,276
‫- بگو یوسف.‬
‫- ژاندارمری ضیان خان رو بازداشت کرد.‬

440
00:28:58,535 --> 00:28:59,865
‫خوبه.‬

441
00:29:00,598 --> 00:29:04,517
‫سلیم هرچی می‌دونست رو تعریف کرد. ضیان خان‬
‫الان تو کلانتری داره بازجویی پس می‌ده.‬

442
00:29:05,120 --> 00:29:07,049
‫- خوبه، خیلی خوبه.‬
‫- سلامت باشی.‬

443
00:29:07,360 --> 00:29:08,506
‫ای‌والله آقا.‬

444
00:29:13,431 --> 00:29:14,770
‫آیتن خانم.‬

445
00:29:16,176 --> 00:29:18,567
‫مردی که این بلاها رو سرتون آورد، الان تو کلانتریه.‬

446
00:29:18,823 --> 00:29:21,042
‫فردا هم احتمالاً می‌ره دادسرا.‬

447
00:29:21,438 --> 00:29:23,074
‫ما یه شاهد عینی داریم.‬

448
00:29:23,360 --> 00:29:27,719
‫اما اگه شما هم اتفاقات اون روز رو‬
‫تعریف کنین و شکایت کنین...‬

449
00:29:27,960 --> 00:29:29,437
‫.. این آدم دیگه رنگ آفتاب رو هم نمی‌بینه.‬

450
00:29:33,344 --> 00:29:34,865
‫من شکایت می‌کنم.‬

451
00:29:35,800 --> 00:29:41,800
برای تهیه‌‌ی این زیرنویس زحمت زیادی کشیده شده است
 و مجموعه‌ی ناین مووی به هیچ عنوان راضی به تماشای رایگان آن نیست.
9movie.org

452
00:29:42,917 --> 00:29:45,989
‫اون‌همه بهم عذاب داد.‬
‫معلومه که نباید رنگ خوشی رو ببینه.‬

453
00:29:48,143 --> 00:29:52,277
‫بهم اجازه بده، ما یکم با هم وقت بگذرونیم.‬

454
00:29:53,829 --> 00:29:56,247
‫فردا اولین کارم اینه که برم شکایت کنم.‬

455
00:29:56,488 --> 00:29:57,584
‫هر طور مایلین.‬

456
00:29:58,303 --> 00:30:02,425
‫سرهات، بابت کارهایی که برای من و ییلدیز کردی...‬

457
00:30:02,897 --> 00:30:06,487
‫.. واقعاً ممنونم، اما دیگه نمی‌خوام‬
‫اون روزها رو به یاد بیارم.‬

458
00:30:06,728 --> 00:30:09,209
‫جز درد چیزی برام نداره.‬

459
00:30:09,450 --> 00:30:10,717
‫می‌فهمم.‬

460
00:30:10,958 --> 00:30:12,887
‫مطمئن باشین کاملاً درکتون می‌کنم، اما...‬

461
00:30:13,128 --> 00:30:16,121
‫.. با این حال، دیدن اینکه اون آدم تقاصِ کارشو پس می‌ده...‬

462
00:30:16,362 --> 00:30:18,758
‫.. فکر کردم شاید یکم آرومتون کنه.‬

463
00:30:18,999 --> 00:30:20,023
‫ولی درک می‌کنم.‬

464
00:30:20,377 --> 00:30:21,672
‫ممنونم.‬

465
00:30:22,000 --> 00:30:25,377
‫اما روزهای خیلی سختی برام بود.‬
‫زندگیم نابود شد.‬

466
00:30:25,618 --> 00:30:27,569
‫سال‌ها اشکم بند نیومد.‬

467
00:30:28,049 --> 00:30:32,389
‫من اولین قدم‌های دخترم و‬
‫اولین باری که گفت مامان رو نشنیدم.‬

468
00:30:33,008 --> 00:30:35,298
‫حتی ندیدم که با هم نامزد کردین.‬

469
00:30:37,912 --> 00:30:40,216
‫راستش ما بین خودمون مراسم رسمی نگرفتیم.‬

470
00:30:40,457 --> 00:30:41,846
‫- واقعاً؟‬
‫- بله.‬

471
00:30:43,631 --> 00:30:46,535
‫آیتن خانم، من آدم مبادی آدابی هستم.‬

472
00:30:46,886 --> 00:30:51,638
‫حالا که شما هم اینجایین، اگه اجازه بدین...‬

473
00:30:52,270 --> 00:30:54,341
‫.. می‌خوام ییلدیز رو ازتون خواستگاری کنم.‬

474
00:30:56,836 --> 00:30:58,476
‫به نظرم اینطوری خیلی درست‌تره.‬

475
00:31:02,878 --> 00:31:06,195
‫- چه عجله‌ایه حالا پسرم؟‬
‫- همین الانشم دیر شده مامان.‬

476
00:31:06,523 --> 00:31:11,200
‫در ضمن، شما شاهد گذشته‌اش نبودین، اما...‬

477
00:31:12,065 --> 00:31:17,056
‫.. شاید بتونیم با هم شاهد اولین قدمش رو به آینده باشیم.‬

478
00:31:21,211 --> 00:31:23,006
‫خیلی با ملاحظه‌این.‬

479
00:31:23,776 --> 00:31:25,568
‫البته، خیلی خوشحال می‌شم.‬

480
00:31:27,257 --> 00:31:31,277
‫پس اگه مناسب باشه، می‌گم همین امشب انجامش بدیم.‬

481
00:31:35,377 --> 00:31:37,544
‫مناسبه، مناسبه.‬

482
00:31:38,488 --> 00:31:39,680
‫باشه.‬

483
00:31:41,112 --> 00:31:43,448
‫امشب دیگه چیه سرهات؟‬

484
00:31:43,689 --> 00:31:45,936
‫- خواستگاری و بله‌برون همین امشبه.‬
‫- چطوری برسیم سرهات؟‬

485
00:31:46,177 --> 00:31:48,107
‫همین امشب دیگه.‬
‫حالا که مامان هم اینجاست چه بهتر.‬

486
00:31:48,348 --> 00:31:50,617
‫تو رو از اون خواستگاری می‌کنم،‬
‫همه‌چیز طبق اصول.‬

487
00:31:50,858 --> 00:31:52,633
‫می‌رسیم، نگران نباش.‬

488
00:31:52,874 --> 00:31:54,963
‫مامان، ما عمارت رو آماده می‌کنیم.‬

489
00:31:55,392 --> 00:31:56,916
‫امشب هم مراسم خواستگاری...‬

490
00:31:57,696 --> 00:32:00,149
‫.. و هم یه جشن قشنگ به سبک اورفا داشته باشیم.‬

491
00:32:04,870 --> 00:32:05,971
‫البته.‬

492
00:32:06,488 --> 00:32:07,569
‫مامان جان.‬

493
00:32:07,816 --> 00:32:09,809
‫البته، البته.‬

494
00:32:10,592 --> 00:32:12,128
‫من قهوه‌ام رو بخورم و دیگه برم.‬

495
00:32:12,623 --> 00:32:14,288
‫منم یه آبی بخورم.‬

496
00:32:42,882 --> 00:32:45,960
‫خوب نشد جناب سروان، یعنی اصلاً قشنگ نبود.‬

497
00:32:46,201 --> 00:32:50,443
‫اینطوری جلوی رعیت به یه خان دستبند زدن، عیبه به خدا.‬

498
00:32:50,684 --> 00:32:53,676
‫داخل صحبت می‌کنیم ضیان خان. بفرمایین.‬

499
00:33:10,792 --> 00:33:13,370
‫مصطفی، پس این وکیلا کجان؟‬

500
00:33:13,611 --> 00:33:15,159
‫تو راهن، دارن میان خان.‬

501
00:33:15,400 --> 00:33:17,820
‫ایشالا که قبل اعدام طرف برسن.‬

502
00:33:20,312 --> 00:33:21,799
‫راسم، چطوری؟‬

503
00:33:22,373 --> 00:33:24,167
‫چطور باشم آقا، خودت که می‌بینی.‬

504
00:33:24,447 --> 00:33:27,327
‫شما چرا بابا رو بازداشت کردین راسم؟‬

505
00:33:28,540 --> 00:33:32,552
‫پسرم، نگفتم که ولش کنین.‬
‫گردن ما مقابل دولت از مو باریک‌تره.‬

506
00:33:32,888 --> 00:33:34,424
‫پرسیدم واسه چی بازداشتش کردین.‬

507
00:33:34,767 --> 00:33:37,908
‫اگه تو نگی، بالاخره وکیلا می‌گن راسم، بگو.‬

508
00:33:38,149 --> 00:33:39,258
‫ازش شکایت شده.‬

509
00:33:39,499 --> 00:33:42,132
‫از بیمارستان بچه دزدیده و‬
‫به اسم خودش شناسنامه گرفته.‬

510
00:33:42,936 --> 00:33:44,485
‫هی شریک.‬

511
00:33:46,310 --> 00:33:48,102
‫خانواده‌ی کورداعلی بدجوری به هم ریخته داداش.‬

512
00:33:48,483 --> 00:33:49,897
‫به خدا وقتی این دالیان رئیس بشه...‬

513
00:33:50,138 --> 00:33:52,535
‫.. دیگه چیزی از کورداعلی‌ها باقی نمی‌مونه.‬

514
00:33:52,776 --> 00:33:54,743
‫خب، اول ضیان خان.‬

515
00:33:54,991 --> 00:33:57,807
‫اول ضیان خان داداش، بعدش نوبت ییلدیریم هم می‌رسه.‬

516
00:33:58,048 --> 00:33:59,234
‫ما الان مچ ضیان خان رو خوابوندیم.‬

517
00:33:59,475 --> 00:34:03,537
‫دیگه اگه بخواد هم نمی‌تونه با ییلدیریم متحد بشه‬
‫و علیه ما بجنگه.‬

518
00:34:03,824 --> 00:34:06,183
‫و طبیعتاً وقتی ییلدیریم تنها بمونه...‬

519
00:34:06,575 --> 00:34:09,266
‫.. خوابوندن مچ اون خیلی راحت‌تر می‌شه.‬

520
00:34:09,809 --> 00:34:13,111
‫تق، تق، تق! حرکت‌های فوق‌العاده‌ای بود.‬
‫انگار داری شطرنج بازی می‌کنی.‬

521
00:34:13,352 --> 00:34:15,066
‫نه داداش، نه، اونطوری هم نیست ولی...‬

522
00:34:15,869 --> 00:34:20,070
‫.. وقتی دشمن زیاده، حق اشتباه نداریم. واسه همینه.‬

523
00:34:20,879 --> 00:34:21,951
‫با سلیم چیکار کردین پسرم؟‬

524
00:34:22,192 --> 00:34:24,240
‫چون اعتراف کرده، تحت حفاظت قرارش دادن آقا.‬

525
00:34:24,488 --> 00:34:27,023
‫تو یه خونه مستقرش کردیم. دست ژاندارم‌ها درد نکنه،‬
‫اونا هم دارن ازش محافظت می‌کنن.‬

526
00:34:27,264 --> 00:34:28,375
‫خوبه.‬

527
00:34:28,880 --> 00:34:32,223
‫یوسف، از این به بعد باید شش‌دنگ حواسمون به سلیم باشه.‬

528
00:34:32,464 --> 00:34:34,356
‫از خانواده‌اش هم مثل خانواده‌ی خودمون محافظت کنیم تا...‬

529
00:34:34,597 --> 00:34:36,405
‫.. نتونن بلایی سر اونا بیارن.‬

530
00:34:37,456 --> 00:34:41,185
‫هر کاری از دستمون برمیاد انجام می‌دیم تا‬
‫سلیم اعترافش رو پس نگیره.‬

531
00:34:41,442 --> 00:34:42,455
‫نگران نباش آقا.‬

532
00:34:42,696 --> 00:34:45,134
‫همونطور که گفتی، بچه‌های خودمون رو هم‬
‫فرستادم خونه‌ی خانواده‌اش.‬

533
00:34:45,393 --> 00:34:46,449
‫اونا هم دارن از اونجا محافظت می‌کنن.‬

534
00:34:49,798 --> 00:34:51,910
‫آها! این رفیق کله‌شقت داره زنگ می‌زنه.‬

535
00:34:52,249 --> 00:34:55,248
‫واسه امشب دعوتش کن بله‌برون. باز دلخور نشه.‬

536
00:34:59,921 --> 00:35:00,951
‫بله شریک؟‬

537
00:35:01,192 --> 00:35:02,728
‫لا این کار توئه، نه؟‬

538
00:35:03,082 --> 00:35:04,232
‫همینطوره.‬

539
00:35:04,696 --> 00:35:08,352
‫ببین، اگه واقعاً می‌کشیدیش و با تیر می‌زدیش،‬
‫یه حرف دیگه بود.‬

540
00:35:08,808 --> 00:35:13,416
‫آخه مرد سن و سال‌داریه. اینطوری کلانتری و‬
‫دستبند و اینا، واقعاً درست نبود.‬

541
00:35:13,657 --> 00:35:16,599
‫قسر در بره شریک؟ اینطوری؟‬

542
00:35:17,047 --> 00:35:21,453
‫کارهایی که با ییلدیز، مادرش، تو و من کرد،‬
‫بی‌پاسخ بمونه؟‬

543
00:35:21,694 --> 00:35:23,742
‫تو الان از اونجا به من می‌گی بکشمش، اما...‬

544
00:35:24,699 --> 00:35:27,757
‫.. تو این خاک، مرگ واسه کی مجازات بوده‬
‫که واسه ضیان باشه؟‬

545
00:35:29,800 --> 00:35:30,903
‫خب، بگذریم.‬

546
00:35:31,498 --> 00:35:33,822
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم.‬
‫قشنگ با هم حرف می‌زنیم.‬

547
00:35:34,304 --> 00:35:36,997
‫همونطور که گفتم شریک، لازم بود این کار انجام بشه.‬

548
00:35:37,790 --> 00:35:40,280
‫منم کاری که لازم بود رو کردم. فعلاً یا علی.‬

549
00:35:41,740 --> 00:35:44,322
‫مامان، چی شده،‬
‫موضوع مربوط به آمادگی‌هاست؟‬

550
00:35:44,563 --> 00:35:47,103
‫نه پسرم، موضوع ییلدیز نیست.‬

551
00:35:47,344 --> 00:35:49,216
‫- هوم.‬
‫- باشه، فهمیدم.‬

552
00:35:49,457 --> 00:35:52,137
‫تو تصمیمت رو گرفتی، می‌خوای با اون دختر ازدواج کنی.‬

553
00:35:52,445 --> 00:35:56,079
‫اما حالا که این ضیان خان‬
‫افتاده زندان...‬

554
00:35:56,320 --> 00:36:00,966
‫.. کورداعلی‌ها برای ملک و بچه‌ای که تو شکمشه
‫خیلی خطرناک شدن.

555
00:36:01,207 --> 00:36:05,015
‫تا وقتی این آشیر و دالیان دارن همدیگه رو تیکه و پاره می‌کنن‬
‫این دختره که این وسط آسیب می‌بینه.‬

556
00:36:05,366 --> 00:36:08,261
‫یعنی دیگه واجبه که ملک رو‬
‫بیاریم اینجا.‬

557
00:36:08,502 --> 00:36:11,184
‫من حواسم به همه‌چیز هست مامان،‬
‫تو نگران نباش.‬

558
00:36:11,425 --> 00:36:12,528
‫حواسم به همه‌چیز هست.‬

559
00:36:12,769 --> 00:36:14,435
‫می‌دونم که ملک اونجا در خطره،‬
‫این رو هم می‌فهمم.‬

560
00:36:14,677 --> 00:36:16,777
‫- خب؟‬
‫- اما الان برای حرف زدن درباره‌ی این چیزا زوده.‬

561
00:36:17,018 --> 00:36:19,676
‫بذار اول حکم این ضیان خان‬
‫قطعی بشه.‬

562
00:36:20,281 --> 00:36:22,679
‫بعدش خودم ملک رو برمی‌دارم و‬
‫میارم اینجا.‬

563
00:36:22,925 --> 00:36:26,049
‫فهمیدم. خوبه، باشه.‬

564
00:36:26,496 --> 00:36:27,676
‫خوبه.‬

565
00:36:34,465 --> 00:36:38,986
‫دخترم، باشه دیگه بشین. از بس رفتی و اومدی‬
‫سرم گیج رفت.‬

566
00:36:39,233 --> 00:36:42,185
‫الاناس که آشیر زنگ بزنه،‬
‫می‌فهمیم چی شده.‬

567
00:36:42,426 --> 00:36:43,513
‫نمی‌شه.‬

568
00:36:43,865 --> 00:36:46,169
‫ضیان نمی‌تونه اون تو بمونه،‬
‫ضیان باید از زندان بیاد بیرون.‬

569
00:36:46,425 --> 00:36:50,019
‫آخه تو چت شده؟ واقعاً داری‬
‫واسه این غصه می‌خوری؟‬

570
00:36:50,276 --> 00:36:53,995
‫چی شد؟ یهو عشق پدرانه‬
‫از آسمون افتاد تو دلت؟‬

571
00:36:54,236 --> 00:36:56,748
‫چه عشقی آخه؟‬

572
00:36:57,152 --> 00:36:59,062
‫قطعاً کارایی که باهات کرده رو‬
‫فراموش نمی‌کنم.‬

573
00:36:59,303 --> 00:37:00,807
‫می‌دونم که اون یه ابلیسه.‬

574
00:37:01,048 --> 00:37:02,175
‫خب، پس چی؟‬

575
00:37:02,537 --> 00:37:04,525
‫ببین، من به ضیان احتیاج دارم.‬

576
00:37:04,907 --> 00:37:07,622
‫برای صلاح بچه‌ام بهش نیاز دارم.‬

577
00:37:07,863 --> 00:37:10,277
‫اگه ضیان نباشه،‬
‫ما می‌شیم یه هدف بی‌دفاع.‬

578
00:37:10,518 --> 00:37:14,064
‫اونوقت تمام دشمن‌های یلدوران‌ها‬
‫می‌ریزن سرمون.‬

579
00:37:14,362 --> 00:37:17,576
‫اگه اون نباشه کی می‌خواد از ما محافظت کنه؟‬
‫کی؟‬

580
00:37:17,817 --> 00:37:20,676
‫هنوز هیچی نشده،‬
‫بهم پیشنهاد ازدواج دادن.‬

581
00:37:20,917 --> 00:37:23,831
‫حالا بعد این اتفاقا‬
‫خدا می‌دونه چه بلایی قراره سرمون بیاد.‬

582
00:37:24,079 --> 00:37:28,008
‫یه لحظه صبر کن، چی داری می‌گی؟
‫چی؟ کی بهت پیشنهاد ازدواج داد؟

583
00:37:28,249 --> 00:37:30,177
‫بیا...‬

584
00:37:30,633 --> 00:37:34,618
‫.. بیا، خودشه. بی‌ملاحظه.‬

585
00:37:36,085 --> 00:37:38,562
‫بله ییلدیریم؟ چیه؟‬
‫تو حرف تو کَلّه‌ات نمی‌ره؟‬

586
00:37:38,803 --> 00:37:43,233
‫- چرا بهم زنگ می‌زنی؟‬
‫- بلا دور باشه ملک، الان شنیدم.‬

587
00:37:43,474 --> 00:37:45,932
‫حالا چی می‌شه؟‬
‫رویاهات نقش بر آب شد؟‬

588
00:37:46,173 --> 00:37:49,584
‫اصلاً به تو ربطی نداره، فهمیدی؟‬
‫حوصله‌ی گپ زدن هم ندارم.‬

589
00:37:49,825 --> 00:37:50,922
‫- دارم قطع می‌کنم.‬
‫- ضیان خان...‬

590
00:37:51,163 --> 00:37:53,130
‫.. اگه بره زندان‬
‫سرهات نمی‌ذاره اونجا بمونی.‬

591
00:37:53,371 --> 00:37:55,094
‫تو یه ثانیه میاد و می‌برتت.‬

592
00:37:55,462 --> 00:37:59,002
‫تو هم می‌ری تو اون عمارت،‬
‫اون فیلم رمانتیکی که راه انداختن...‬

593
00:37:59,250 --> 00:38:01,949
‫.. رو می‌شینی تماشاش می‌کنی.‬
‫گوش کن به من.‬

594
00:38:02,190 --> 00:38:04,368
‫هیچ‌کس نمی‌تونه منو به زور‬
‫جایی ببره.‬

595
00:38:04,609 --> 00:38:07,147
‫جل‌الخالق،‬
‫مثلاً کی می‌خواد جلوی سرهات رو بگیره؟‬

596
00:38:07,388 --> 00:38:10,325
‫- چی می‌گه این؟‬
‫- تو فکرت رو با این چیزا پر نکن.‬

597
00:38:10,566 --> 00:38:14,097
‫من یه راهی پیدا می‌کنم.‬
‫اگه ضیان نباشه، آشیر هست؛ آشیر ازم محافظت می‌کنه.‬

598
00:38:14,338 --> 00:38:17,498
‫کی به آشیر اهمیت می‌ده آخه؟ در هر صورت جانشین دالیانه.‬

599
00:38:17,914 --> 00:38:20,327
‫دالیان هم از اون آدماییه که‬
‫نون رو به نرخ روز می‌خوره.‬

600
00:38:20,681 --> 00:38:21,746
‫فقط برای اینکه کارش راه بیفته...‬

601
00:38:21,987 --> 00:38:23,905
‫.. حتی ممکنه تو رو به عقد هر کسی‬
‫دربیاره.‬

602
00:38:24,461 --> 00:38:28,456
‫ببین، تو هم به یه حامی قدرتمند‬
‫نیاز داری.‬

603
00:38:28,697 --> 00:38:30,577
‫پیشنهاد منو دست کم نگیر.‬

604
00:38:30,824 --> 00:38:33,403
‫من کسی نیستم که جلوی این پیشنهادهای ازدواج‬
‫سر خم کنم.‬

605
00:38:33,644 --> 00:38:36,668
‫اگه اینطوری بود که از سرهات طلاق نمی‌گرفتم.‬
‫منو با ییلدیز اشتباه نگیر.‬

606
00:38:36,990 --> 00:38:40,157
‫در ضمن، دیگه بیشتر از این به این اراجیفت‬
‫گوش نمی‌دم، بسه دیگه.‬

607
00:38:42,807 --> 00:38:46,656
‫ای بابا، فقط همین ییلدیریم رو کم داشتیم.‬

608
00:38:47,748 --> 00:38:50,828
‫ببینیم دیگه چه بلاهایی‬
‫قراره سرمون بیاد.‬

609
00:38:52,786 --> 00:38:55,468
‫مگه من روانیم جناب سروان؟ تو رو خدا.‬

610
00:38:56,296 --> 00:39:00,391
‫منو چه به اینکه بچه‌ی بقیه رو‬
‫بدزدم و این حرفا.‬

611
00:39:00,650 --> 00:39:04,738
‫اینو تو بیمارستان آوردن،‬
‫گذاشتن تو بغلمون...‬

612
00:39:05,664 --> 00:39:09,166
‫.. گفتن خدا براتون نگهش داره،‬
‫دختردار شدین.‬

613
00:39:09,438 --> 00:39:13,035
‫ما هم گرفتیمش بغلمون،‬
‫براش دعا خوندیم و بوسیدیمش...‬

614
00:39:13,276 --> 00:39:15,829
‫.. بردیمش خونه‌مون.‬
‫من از کجا باید می‌دونستم؟‬

615
00:39:16,087 --> 00:39:18,388
‫ما هم همین الان داریم‬
‫همچین چیزی رو می‌فهمیم.‬

616
00:39:19,219 --> 00:39:20,647
‫شاهد هست، ضیان خان.‬

617
00:39:21,292 --> 00:39:24,442
‫- اون اینطوری تعریف نمی‌کنه.‬
‫- چه شاهدی؟ چی سر هم کرده؟‬

618
00:39:24,683 --> 00:39:26,204
‫همه‌اش دروغه.‬

619
00:39:26,900 --> 00:39:28,362
‫طبق اظهارات...‬

620
00:39:28,807 --> 00:39:31,823
‫.. بچه‌ی شما مُرده به دنیا اومده و به جاش...‬

621
00:39:32,342 --> 00:39:34,906
‫.. بچه‌ی یکی دیگه رو‬
‫بهتون تحویل دادن.‬

622
00:39:35,322 --> 00:39:38,483
‫این کار رو هم مباشرتون، خلیل دره،‬
‫ترتیب داده.‬

623
00:39:38,724 --> 00:39:41,745
‫استغفرالله! اصلاً همچین چیزی نیست.‬

624
00:39:42,023 --> 00:39:44,650
‫اگه هم بوده، من خبری ندارم و به من ربطی نداره.‬

625
00:39:44,891 --> 00:39:48,238
‫دارن پاپوش می‌دوزن،‬
‫من دشمن زیاد دارم، خیلی زیاد.‬

626
00:39:48,780 --> 00:39:50,121
‫می‌فهمی؟‬

627
00:39:50,767 --> 00:39:54,100
‫ضیان خان، اگه به جرمتون اعتراف کنین...‬

628
00:39:54,422 --> 00:39:57,146
‫.. دادستان هم حُسن نیتتون رو‬
‫در نظر می‌گیره.‬

629
00:39:57,387 --> 00:39:58,584
‫ببین جناب سروان...‬

630
00:39:59,626 --> 00:40:01,451
‫.. تمام گناه من...‬

631
00:40:02,256 --> 00:40:04,319
‫.. اینه که اون بچه‌ای که دادن بغلمون رو...‬

632
00:40:04,790 --> 00:40:07,989
‫.. مثل دختر خودمون بزرگ کردیم،‬
‫مثل دختر یه خان بزرگش کردیم.‬

633
00:40:09,288 --> 00:40:11,576
‫مثل بچه‌ی خودمون به دندون کشیدیمش.‬

634
00:40:11,862 --> 00:40:14,206
‫بگین ییلدیز بیاد اینجا و خودش تعریف کنه.‬

635
00:40:14,447 --> 00:40:16,801
‫چطوری بزرگش کردم،‬
‫چطوری ازش مراقبت کردم.‬

636
00:40:17,576 --> 00:40:21,102
‫تک‌دختر خونه بود،‬
‫مثل پرنسس‌ها بزرگش کردیم.‬

637
00:40:21,343 --> 00:40:24,293
‫مراقبش بودیم و ازش محافظت کردیم...‬

638
00:40:24,534 --> 00:40:28,582
‫.. چی براش کم گذاشتیم؟‬
‫کجای دنیا پدری مثل من پیدا می‌شه؟‬

639
00:40:29,016 --> 00:40:32,415
‫مگه من بیکارم‬
‫که بچه‌ی بقیه رو بدزدم و...‬

640
00:40:32,656 --> 00:40:34,576
‫.. چرا باید خودمو درگیر‬
‫اصل و نسب بقیه کنم؟‬

641
00:40:35,219 --> 00:40:39,912
‫جناب سروان، ما آدمایی هستیم که اصل و نسبمونو می‌شناسیم‬
‫و اصالتمون برامون مهمه.‬

642
00:40:40,424 --> 00:40:42,884
‫ما رو چه به‬
‫اصل و نسب بقیه؟‬

643
00:40:43,133 --> 00:40:45,142
‫ببین ضیان خان، اگه ییلدیز...‬

644
00:40:45,454 --> 00:40:48,684
‫.. و مادرش آیتن تاشجان‬
‫شکایت کنن...‬

645
00:40:49,101 --> 00:40:50,736
‫.. می‌رین زندان.‬

646
00:40:51,373 --> 00:40:54,064
‫خوب در موردش فکراتونو بکنین.‬

647
00:40:54,382 --> 00:40:56,875
‫فردا باید به بازپرس جواب پس بدین.‬

648
00:40:58,149 --> 00:41:01,093
‫پسرم، ضیان خان رو ببرین بازداشتگاه.‬

649
00:41:19,887 --> 00:41:21,966
‫انگار امشب مراسم خواستگاریه؟‬

650
00:41:22,593 --> 00:41:26,942
‫قراره ییلدیز رو برای تو خواستگاری کنن،‬
‫برای همین خان بزرگ.‬

651
00:41:28,543 --> 00:41:30,948
‫اومدی دختره رو ببری استانبول...‬

652
00:41:31,522 --> 00:41:33,768
‫.. اونوقت داری تو اورفا با دستای خودت‬
‫عروسش می‌کنی.‬

653
00:41:34,327 --> 00:41:37,779
‫الان داری چیکار می‌کنی،‬
‫داری برای خواستگاری دنبال لباس می‌گردی؟‬

654
00:41:38,194 --> 00:41:40,782
‫عالیه. آیتن...‬

655
00:41:41,023 --> 00:41:45,597
‫.. نمی‌دونم آب و هوای اورفا روت اثر گذاشته یا چی، اما...‬

656
00:41:45,845 --> 00:41:47,394
‫.. بذار یه چیزی رو بهت یادآوری کنم...‬

657
00:41:47,635 --> 00:41:52,031
‫.. اگه اون دختر هرچه زودتر‬
‫نره استانبول، کارت تمومه.‬

658
00:41:53,592 --> 00:41:55,028
‫کارمون تمومه.‬

659
00:41:55,488 --> 00:41:57,726
‫یعنی ما، هر دوتامون.‬

660
00:41:59,232 --> 00:42:01,210
‫در ضمن، چیکار کنم؟‬

661
00:42:01,451 --> 00:42:04,052
‫غافلگیر شدم،‬
‫مجبور شدم قبول کنم.‬

662
00:42:04,468 --> 00:42:07,380
‫ولی همه‌ی اینا تقصیر توئه.‬

663
00:42:08,735 --> 00:42:12,473
‫تقصیر منه، آره؟‬
‫ما همه‌چیز رو با هم نقشه کشیدیم.‬

664
00:42:12,714 --> 00:42:16,953
‫تو، تو از بانک عمر گونیر‬
‫کلاهبرداری کردی.‬

665
00:42:18,014 --> 00:42:20,078
‫آره. چرا؟‬

666
00:42:20,564 --> 00:42:23,667
‫چون می‌خواستم تا آخر عمرمون‬
‫مشکل مالی نداشته باشیم.‬

667
00:42:24,155 --> 00:42:26,377
‫خب، آدمای تو چیکار کردن؟‬

668
00:42:26,618 --> 00:42:30,365
‫وقتی قرار بود ما رو از کشور خارج کنن،‬
‫جلومون رو گرفتن و تحویل آقا عمر دادن.‬

669
00:42:30,606 --> 00:42:32,854
‫- رسماً فروختنت.‬
‫- باشه، منم واسه همین...‬

670
00:42:33,095 --> 00:42:36,434
‫.. بارها ازت معذرت‌خواهی کردم.‬
‫نکردم؟‬

671
00:42:39,592 --> 00:42:42,148
‫این قضیه‌ی ازدواج اصلاً خوب نشد.‬

672
00:42:43,134 --> 00:42:46,978
‫کل عشیره‬
‫چشمشون به دهن سرهاته.‬

673
00:42:47,521 --> 00:42:50,077
‫کلی هم آدم وفادار داره.‬

674
00:42:56,620 --> 00:42:58,525
‫من تو این شهر زندگی کردم.‬

675
00:42:59,138 --> 00:43:02,995
‫خیلی خوب می‌دونم‬
‫یه عشیره چقدر می‌تونه قدرتمند باشه.‬

676
00:43:03,236 --> 00:43:05,920
‫ولی انتظار نداشتم‬
‫تا این حد قدرت داشته باشن.‬

677
00:43:10,444 --> 00:43:15,554
‫واسه همین هیچ‌وقت اجازه نمی‌ده‬
‫ییلدیز رو ببریم استانبول.‬

678
00:43:19,327 --> 00:43:22,565
‫نگران نباش،‬
‫همه‌چیز رو درست می‌کنیم، باشه؟‬

679
00:43:23,027 --> 00:43:25,844
‫ما باید ییلدیز رو تنهایی‬
‫بفرستیم استانبول.‬

680
00:43:26,086 --> 00:43:28,094
‫تو استانبول دست هیچ‌کس بهش نمی‌رسه.‬

681
00:43:28,335 --> 00:43:30,477
‫قدرت پدربزرگش براش مثل یه سپر می‌شه.‬

682
00:43:30,789 --> 00:43:32,943
‫ما فقط باید...‬

683
00:43:33,192 --> 00:43:36,409
‫.. ییلدیز رو راضی کنیم که‬
‫تنهایی بره استانبول.‬

684
00:43:36,650 --> 00:43:39,679
‫باهاش حرف بزن، راضیش کن.‬

685
00:43:39,920 --> 00:43:42,444
‫از ثروت ۵۰۰ میلیون دلاری براش بگو.‬

686
00:43:42,685 --> 00:43:44,408
‫بهش بگو برو رئیس شرکت پدربزرگت شو و...‬

687
00:43:44,649 --> 00:43:47,686
‫.. زندگیتو نجات بده.‬
‫اینا رو می‌تونی بهش بگی.‬

688
00:43:51,306 --> 00:43:53,536
‫اون از اون دخترا نیست،‬
‫کنعان.‬

689
00:43:55,875 --> 00:43:58,145
‫اصلاً شبیه جوونی‌های جاه‌طلب من نیست.‬

690
00:44:00,635 --> 00:44:04,335
‫اگه من بودم و قرار بود امشب با یه مرد‬
‫خیلی پولدار نامزد کنم...‬

691
00:44:04,576 --> 00:44:07,003
‫.. از تمام موقعیت‌ها استفاده می‌کردم.‬

692
00:44:08,506 --> 00:44:11,871
‫می‌دادم خیاط‌ها برام لباس بدوزن،‬
‫بهترین برندها رو می‌خریدم...‬

693
00:44:12,226 --> 00:44:15,004
‫.. ولی اون حتی نخواست بره خرید.‬

694
00:44:16,030 --> 00:44:18,697
‫احتمالاً یکی از لباس‌های‬
‫خودشو می‌پوشه.‬

695
00:44:24,564 --> 00:44:26,794
‫در ضمن...‬

696
00:44:27,796 --> 00:44:31,052
‫.. بدجوری عاشق اون خان قلابیه.‬

697
00:44:31,426 --> 00:44:35,307
‫اینجا هم که تو فقر نیست،‬
‫فکر نمی‌کنم با پول بشه خامش کرد.‬

698
00:44:36,695 --> 00:44:39,885
‫درسته، ولی دختره دوستت داره.‬

699
00:44:40,126 --> 00:44:43,216
‫مدام بهت زل می‌زنه،‬
‫ازت جدا نمی‌شه...‬

700
00:44:43,457 --> 00:44:46,669
‫.. دورت می‌گرده. یکم بهش...‬

701
00:44:46,910 --> 00:44:49,903
‫.. صمیمی‌تر باش و بهش محبت کن.‬

702
00:44:50,144 --> 00:44:52,525
‫این دختر تشنه‌ی محبت مادره.‬

703
00:44:52,869 --> 00:44:55,139
‫از همین راه وارد شو، از این موضوع استفاده کن.‬

704
00:44:55,903 --> 00:44:57,435
‫مادر.‬

705
00:44:57,912 --> 00:44:59,262
‫مادر.‬

706
00:45:01,943 --> 00:45:03,609
‫مادر من.‬

707
00:45:07,233 --> 00:45:09,614
‫من هیچ حسی‬
‫به ییلدیز ندارم.‬

708
00:45:11,278 --> 00:45:15,080
‫وقتی داشتم میومدم اینجا، حداقل‬
‫یکم هیجان داشتم.‬

709
00:45:15,569 --> 00:45:20,001
‫فکر می‌کردم وقتی ببینمش، بهش حس پیدا می‌کنم‬
‫و مثل دخترم می‌بینمش.‬

710
00:45:20,242 --> 00:45:21,536
‫ولی نه.‬

711
00:45:24,421 --> 00:45:28,119
‫کنعان، همون لحظه‌ای که ییلدیز رو دیدم،‬
‫هیچ حسی بهش نداشتم.‬

712
00:45:28,360 --> 00:45:30,001
‫نمی‌تونم حسی داشته باشم.‬

713
00:45:32,164 --> 00:45:34,252
‫به نظرت این طبیعیه؟‬

714
00:45:35,176 --> 00:45:37,449
‫تازه وقتی بهش نگاه می‌کنم...‬

715
00:45:37,690 --> 00:45:40,536
‫.. اون پدربزرگ ظالمش، عمر رو می‌بینم.‬

716
00:45:41,135 --> 00:45:44,603
‫اگه این قضیه‌ی زندان نبود،‬
‫همین الان از اینجا می‌ذاشتم می‌رفتم.‬

717
00:45:45,917 --> 00:45:47,632
‫آیتن...‬

718
00:45:48,285 --> 00:45:52,444
‫.. همه‌ی اینا خیلی طبیعیه.‬
‫تو به اون دختر شیر ندادی...‬

719
00:45:52,814 --> 00:45:54,721
‫.. بوی تنش رو حس نکردی.‬

720
00:45:54,962 --> 00:45:57,152
‫وقتی همه‌چیز اینطوری پیش رفته...‬

721
00:45:57,393 --> 00:46:00,772
‫.. خیلی طبیعیه که اون رو‬
‫مثل دختر خودت نبینی.‬

722
00:46:01,013 --> 00:46:04,029
‫مخصوصاً وقتی تو یه‬
‫فرهنگ دیگه بزرگ شده.‬

723
00:46:05,056 --> 00:46:06,628
‫آره.‬

724
00:46:08,465 --> 00:46:11,861
‫اون لباس‌هاش، اون طرز حرف زدنش.‬

725
00:46:12,631 --> 00:46:15,805
‫کنعان تازه دیپلم داره. اونم متفرقه گرفته.‬

726
00:46:16,121 --> 00:46:18,697
‫من الان چطوری اون رو ببرم بین دوستام و...‬

727
00:46:18,938 --> 00:46:22,165
‫.. به عنوان دخترم معرفیش کنم؟ نه، نمی‌تونم.‬

728
00:46:25,651 --> 00:46:27,343
‫ببین...‬

729
00:46:27,891 --> 00:46:30,209
‫.. اگه ییلدیز برگرده استانبول...‬

730
00:46:30,472 --> 00:46:33,123
‫.. می‌تونیم ازش یه ییلدیز کاملاً جدید بسازیم.‬

731
00:46:33,364 --> 00:46:37,451
‫پول هر عیبی رو می‌پوشونه و هر دری رو هم باز می‌کنه.‬

732
00:46:37,692 --> 00:46:40,666
‫کاری که ما باید بکنیم اینه که ییلدیز رو...‬

733
00:46:40,907 --> 00:46:44,905
‫.. فقط راضی کنیم تنهایی بره استانبول. همین.‬

734
00:46:46,990 --> 00:46:48,395
‫با وجدانه...‬

735
00:46:49,031 --> 00:46:51,682
‫.. کنعان، آدم با وجدانیه.‬

736
00:46:52,431 --> 00:46:54,915
‫وجدان یه نقطه‌ضعف بزرگه.‬

737
00:46:55,466 --> 00:46:57,974
‫اگه بتونیم از همین راه گیرش بندازیم...‬

738
00:46:58,630 --> 00:47:01,424
‫.. می‌تونیم راضیش کنیم که اون رو ببره استانبول.‬

739
00:47:08,000 --> 00:47:16,000
برای تهیه‌‌ی این زیرنویس زحمت زیادی کشیده شده است
 و مجموعه‌ی ناین مووی به هیچ عنوان راضی به تماشای رایگان آن نیست.
9movie.org

740
00:47:23,038 --> 00:47:25,927
‫آقا پنج دقیقه وقت داری، بیشترش واسه من دردسر می‌شه.‬

741
00:47:26,168 --> 00:47:28,474
‫- دستت درد نکنه راسم، ممنون.
‫- سلامت باشی آقا.

742
00:47:42,405 --> 00:47:45,731
‫چی شد؟ اومدی بگی...‬

743
00:47:47,202 --> 00:47:50,067
‫.. هر چی سرت اومده حقته؟‬

744
00:47:50,713 --> 00:47:53,158
‫اومدم وظیفه‌ی فرزندی‌ام رو انجام بدم.‬

745
00:47:54,439 --> 00:47:57,360
‫وقتی به سرهات شلیک کردم، تو منو نجات دادی.‬

746
00:47:58,802 --> 00:48:00,756
‫منم امروز تو رو نجات می‌دم.‬

747
00:48:00,997 --> 00:48:03,709
‫اینطوریه؟ خوبه.‬

748
00:48:04,768 --> 00:48:07,236
‫آدم نمی‌تونه پدرش رو انتخاب کنه، مگه نه ضیان خان؟‬

749
00:48:08,266 --> 00:48:10,734
‫واقعاً اگه پدرم نبودی، حتی بهت سلام هم نمی‌کردم.‬

750
00:48:10,983 --> 00:48:14,472
‫باشه بابا، کشش نده. بگو قراره چی بشه.‬

751
00:48:16,568 --> 00:48:19,116
‫تو رو واسه قضیه‌ی ییلدیز آوردن اینجا.‬

752
00:48:19,357 --> 00:48:23,340
‫آقا خلیل هم بازداشته. معلومه که از ماجرا خبر دارن.‬

753
00:48:24,149 --> 00:48:25,919
‫انگار شاهد دارن.‬

754
00:48:28,405 --> 00:48:31,342
‫والا آیتن خانم...‬

755
00:48:35,033 --> 00:48:37,882
‫.. آیتن تاشجان، یعنی مادر ییلدیز...‬

756
00:48:39,790 --> 00:48:41,911
‫.. ان‌شاءالله امروز به دخترش می‌رسه.‬

757
00:48:42,152 --> 00:48:44,657
‫ببین، به نظر من این سلیم زنده‌ست.‬

758
00:48:45,543 --> 00:48:49,193
‫وگرنه سرهات به این راحتی نمی‌تونست مادر ییلدیز رو پیدا کنه و بیاره اینجا.‬

759
00:48:49,690 --> 00:48:51,396
‫منم همین فکر رو می‌کنم.‬

760
00:48:51,731 --> 00:48:54,882
‫اگه سلیم رو پیدا کنیم، این قضیه حل می‌شه.‬

761
00:48:55,123 --> 00:48:57,400
‫اگه شاهد باشه، تحت حفاظت ژاندارمریه.‬

762
00:48:57,784 --> 00:49:00,983
‫نمی‌تونیم بهش دسترسی داشته باشیم، ولی تنها شاهده.‬

763
00:49:02,417 --> 00:49:06,782
‫وکیلا گفتن اگه شاکی دیگه‌ای نباشه...‬

764
00:49:07,517 --> 00:49:09,652
‫.. می‌تونه تا زمان دادگاه آزاد باشه. در جریان باش.‬

765
00:49:09,893 --> 00:49:12,661
‫فهمیدم، خوبه.‬

766
00:49:13,211 --> 00:49:14,734
‫اونوقت...‬

767
00:49:15,538 --> 00:49:17,419
‫.. ییلدیز یا مادرش...‬

768
00:49:18,176 --> 00:49:21,025
‫.. نباید شکایت کنن یا شهادت بدن.‬

769
00:49:21,265 --> 00:49:23,576
‫تو هم هر کاری از دستت برمیاد بکن و...‬

770
00:49:23,817 --> 00:49:25,972
‫.. اون‌ها رو از این ماجرا دور نگه دار.‬

771
00:49:26,337 --> 00:49:29,869
‫ما هم این وسط لابد سلیم رو پیدا می‌کنیم.‬

772
00:49:30,738 --> 00:49:34,778
‫با ییلدیز حرف می‌زنم، یه جوری سعی می‌کنم راضیش کنم.‬

773
00:49:35,727 --> 00:49:38,378
‫تو دلت رو بد نکن، خیالت راحت.‬

774
00:49:38,777 --> 00:49:40,152
‫ممنون.‬

775
00:49:40,589 --> 00:49:41,938
‫آشیر...‬

776
00:49:45,150 --> 00:49:46,880
‫.. عمارت امانت دست تو.‬

777
00:49:48,192 --> 00:49:50,335
‫مگه تو جانشین نداشتی؟‬

778
00:49:51,347 --> 00:49:55,180
‫دالیان کورداعلی. عمارتت رو به جانشینت بسپار.‬

779
00:49:55,740 --> 00:49:57,558
‫به من چه ربطی داره عمارتت؟‬

780
00:50:15,198 --> 00:50:16,943
‫اینجا رو جارو نکردین؟‬

781
00:50:17,184 --> 00:50:21,017
‫یالا، اون‌ها رو ببرین. ولشون کن، ولشون کن.‬

782
00:50:21,258 --> 00:50:25,569
‫- مادر، خودت گفتی میز رو آماده کن.
‫- هوا که معلوم نمی‌کنه چی می‌شه.

783
00:50:25,810 --> 00:50:30,026
‫یه لحظه آفتابه، یه لحظه بارون می‌باره. شب پهن می‌کنیم، یالا برو.‬

784
00:50:30,267 --> 00:50:33,221
‫برو آشپزخونه به دخترا کمک کن. دستات کار کنه نه زبونت.‬

785
00:50:33,462 --> 00:50:35,709
‫تو هم یالا برو، برو. به من نگاه کن...‬

786
00:50:35,950 --> 00:50:37,757
‫- گلزار.
‫- بچه‌ها دارن میارن.

787
00:50:37,998 --> 00:50:40,059
‫- امان، مراقب باش.
‫- گلزار.

788
00:50:40,300 --> 00:50:41,675
‫جانم مادر، خانم من؟‬

789
00:50:41,916 --> 00:50:43,424
‫چرا نمی‌شنوی؟ دو بار صدات کردم.‬

790
00:50:43,665 --> 00:50:45,196
‫داشتم با کادی حرف می‌زدم.‬

791
00:50:45,437 --> 00:50:48,157
‫این شربت آبلیمو حالم رو خوب نکرد، یکی دیگه واسم بیار.‬

792
00:50:48,398 --> 00:50:51,026
‫- سردردم خوب نمی‌شه.
‫- باشه، الان میارم.

793
00:50:52,895 --> 00:50:54,601
‫- مادر.
‫- چیه؟

794
00:50:54,842 --> 00:50:56,752
‫والا از هر چی می‌ترسیدم سرم میاد.‬

795
00:50:58,345 --> 00:51:00,593
‫معلومه که داری سکته می‌کنی.‬

796
00:51:00,834 --> 00:51:04,474
‫ولی تو هم حق داری، زنی که اصلاً نمی‌خواستی...‬

797
00:51:04,715 --> 00:51:06,827
‫.. داره عروست می‌شه، اونم ییلدیز.‬

798
00:51:07,490 --> 00:51:11,411
‫تو پاشدی انگشتش رو شکوندی، اونوقت پسرت پاشده باهاش نامزد کرده.‬

799
00:51:11,850 --> 00:51:14,826
‫ولی درک کردن این مردا سخته.‬

800
00:51:15,210 --> 00:51:17,671
‫یکی‌اش رو خودم دارم، واسه همین می‌دونم.‬

801
00:51:18,429 --> 00:51:20,810
‫خوبه، چقدر می‌خواین؟‬

802
00:51:22,863 --> 00:51:24,450
‫خیلی زیاده.‬

803
00:51:25,006 --> 00:51:28,244
‫- این داره با کی حرف می‌زنه؟
‫- کارهای خیلی مهمی داره.

804
00:51:28,861 --> 00:51:31,758
‫بگم هم باور نمی‌کنی، داره واسه شب مطرب و رقاص ردیف می‌کنه.‬

805
00:51:32,126 --> 00:51:34,268
‫باشه، خوبه دیگه.‬

806
00:51:34,834 --> 00:51:38,175
‫فقط همین مطرب‌بازی رو کم داشتیم.‬

807
00:51:39,780 --> 00:51:41,987
‫بله...‬

808
00:51:42,228 --> 00:51:46,495
‫.. بساط تفریح ردیفه، مطرب‌ها رو هماهنگ کردم. داماد کجاست؟‬

809
00:51:47,880 --> 00:51:50,111
‫حالا بشین، یه حرفایی دارم.‬

810
00:51:52,090 --> 00:51:55,432
‫از قیافه‌ت معلومه که خبر خیری نیست.‬

811
00:51:56,779 --> 00:52:00,080
‫این سرهات معلومه که با ییلدیز ازدواج می‌کنه.‬

812
00:52:00,369 --> 00:52:03,959
‫صبح‌بخیر، تازه یادت افتاد؟‬

813
00:52:04,200 --> 00:52:06,737
‫واقعاً چه پیش‌بینی فوق‌العاده‌ای.‬

814
00:52:07,689 --> 00:52:10,522
‫چقدر شما بامزه‌این. لوده‌ها.‬

815
00:52:10,763 --> 00:52:12,882
‫- باورنکردنی هستی.
‫- یا رب!

816
00:52:13,145 --> 00:52:17,520
‫حالا برین درباره‌ی مادر این ییلدیز تحقیق کنین،‬
‫باید هفت‌پشتشو بشناسیم.‬

817
00:52:17,809 --> 00:52:20,843
‫قراره با هم فامیل بشیم، مگه نه؟‬
‫باید بدونیم کیه و چی‌کاره‌ست.‬

818
00:52:21,084 --> 00:52:24,217
‫مامانم خیلی راست می‌گه،‬
‫باید درباره‌ی این زن تحقیق کرد.‬

819
00:52:24,547 --> 00:52:26,397
‫اصلاً چشمم نگرفتش، اصلاً.‬

820
00:52:26,638 --> 00:52:29,596
‫تازه بیوه هم هست، به نظرم باید ببینیم‬
‫چه غلطایی کرده.‬

821
00:52:29,837 --> 00:52:32,863
‫این زن مگه چیکارتون کرده؟ چه ضرری بهتون زده؟‬
‫ای بابا!‬

822
00:52:33,263 --> 00:52:37,105
‫تو کی شناختمش که حالا‬
‫شدی وکیل‌مدافعش؟ خیر باشه!‬

823
00:52:37,465 --> 00:52:40,068
‫اگه این از کسی دفاع می‌کنه،‬
‫حتماً یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست.‬

824
00:52:40,332 --> 00:52:43,491
‫باشه، تحقیق می‌کنیم، مگه چی شده؟‬
‫ای بابا!‬

825
00:52:45,727 --> 00:52:48,759
‫خانم بفرمایین، نوش جان.‬

826
00:52:49,293 --> 00:52:50,946
‫ولی این کار با آب‌لیمو درست نمی‌شه.‬

827
00:52:51,187 --> 00:52:53,450
‫بیا بریم دکتر تا قرص‌های‬
‫فشارتو عوض کنیم، نظرت چیه؟‬

828
00:52:53,691 --> 00:52:56,474
‫به نظرم بهتره جو عمارت رو عوض کنیم.‬

829
00:52:57,215 --> 00:52:58,898
‫این دیگه از توان من خارجه.‬

830
00:53:04,313 --> 00:53:05,876
‫ای وای...‬

831
00:53:06,117 --> 00:53:08,979
‫.. هی گفتی آلبوم خانوادگی،‬
‫بیا، درستش کردم.‬

832
00:53:18,302 --> 00:53:20,881
‫کاش تو هم اینجا بودی.‬

833
00:53:22,576 --> 00:53:25,409
‫کاش تو هم این روزمو می‌دیدی.‬

834
00:53:26,310 --> 00:53:28,698
‫بیا.‬

835
00:53:33,176 --> 00:53:34,660
‫بیا.‬

836
00:53:40,644 --> 00:53:43,311
‫چی شده؟ گریه کردی؟‬

837
00:53:43,552 --> 00:53:45,938
‫نه، خوبم.‬

838
00:53:48,883 --> 00:53:51,153
‫داشتم به عکسا نگاه می‌کردم...‬

839
00:53:51,394 --> 00:53:53,178
‫.. همینطوری واسه خودم دلم گرفت.‬

840
00:53:53,472 --> 00:53:56,083
‫با خودم گفتم؛ کاش اونم بود ولی...‬

841
00:53:57,739 --> 00:54:01,144
‫.. قسمت نبود. همین که تو اینجایی کافیه.‬

842
00:54:02,920 --> 00:54:04,317
‫ممنون.‬

843
00:54:09,429 --> 00:54:11,444
‫- ببخشید.‬
‫- نه، خواهش می‌کنم.‬

844
00:54:12,129 --> 00:54:15,637
‫دیگه ما به هم رسیدیم.‬
‫همین کافیه، مگه نه؟‬

845
00:54:15,878 --> 00:54:17,879
‫همینطوره، البته که همینطوره.‬

846
00:54:18,936 --> 00:54:23,307
‫من هیچ فامیل،‬
‫خواهر و برادری، چیزی دارم؟‬

847
00:54:25,294 --> 00:54:29,365
‫نه، من بعد از بابات دیگه هیچ‌وقت ازدواج نکردم.‬

848
00:54:31,680 --> 00:54:33,069
‫اما...‬

849
00:54:33,817 --> 00:54:35,224
‫.. پدربزرگت هست.‬

850
00:54:35,574 --> 00:54:39,177
‫تو خونه هم همینو گفتم.‬
‫برام تعریف کن...‬

851
00:54:39,561 --> 00:54:42,561
‫- .. حالا که حرفش شد. بیا.
‫- پدربزرگت...

852
00:54:42,931 --> 00:54:46,220
‫.. تو استانبول زندگی می‌کنه ولی‬
‫ولش کن، بعداً حرف می‌زنیم.‬

853
00:54:46,461 --> 00:54:50,038
‫مگه می‌شه؟ تعریف کن، منم کنجکاوم.‬

854
00:54:51,543 --> 00:54:56,210
‫ییلدیز، امروز روز مهمیه براتون،‬
‫مراسم بله‌برون دارین. بعداً حرف می‌زنیم، بیخیال.‬

855
00:54:56,451 --> 00:54:58,356
‫باشه، من همه‌چیز رو آماده کردم.‬

856
00:55:00,853 --> 00:55:02,385
‫خیلی خب.‬

857
00:55:03,207 --> 00:55:07,913
‫خب، امروز وقتی سرهات بحث بله‌برون رو پیش کشید...‬

858
00:55:08,154 --> 00:55:12,730
‫.. نخواستم خیلی حرفی بزنم.‬
‫حق با شماست، روز مهمیه براتون.‬

859
00:55:13,463 --> 00:55:14,820
‫اما در واقع من...‬

860
00:55:15,330 --> 00:55:18,378
‫.. می‌خواستم یه روز اینجا بمونم و‬
‫تو رو با خودم ببرم استانبول.‬

861
00:55:19,254 --> 00:55:20,840
‫به استانبول؟‬

862
00:55:22,704 --> 00:55:25,442
‫چطوری؟ آخه چطوری می‌شه؟‬

863
00:55:25,754 --> 00:55:27,555
‫من که نمی‌تونم اونجا زندگی کنم، سرهات اینجاست.‬

864
00:55:27,796 --> 00:55:31,000
‫نه، منظورم همیشگی نیست.‬

865
00:55:34,160 --> 00:55:37,994
‫پدربزرگت مریضه، ییلدیز.‬

866
00:55:41,064 --> 00:55:43,612
‫- مریضه؟‬
‫- آره، متأسفانه.‬

867
00:55:44,265 --> 00:55:46,304
‫وقت زیادی هم براش نمونده.‬

868
00:55:48,064 --> 00:55:49,913
‫همیشه دلش می‌خواست یه نوه داشته باشه.‬

869
00:55:50,352 --> 00:55:52,322
‫به‌جز ما هم کسی رو نداره.‬

870
00:55:52,584 --> 00:55:57,084
‫باید می‌دیدی وقتی فهمید زنده‌ای،‬
‫چقدر ذوق کرد.‬

871
00:55:57,352 --> 00:55:59,058
‫منم در واقع...‬

872
00:55:59,299 --> 00:56:02,923
‫.. می‌خواستم شما رو با هم آشنا کنم.‬
‫فکر کردم اگه تو رو ببینه حالش بهتر می‌شه.‬

873
00:56:04,057 --> 00:56:06,191
‫می‌دونی که عشق و محبت آدمو شفا می‌ده.‬

874
00:56:06,853 --> 00:56:10,487
‫اما خب، جلوی سرهات هم‬
‫نتونستم چیزی بگم.‬

875
00:56:11,404 --> 00:56:14,928
‫الان اونا هم شروع کردن به آماده‌سازی.‬

876
00:56:16,754 --> 00:56:18,604
‫من با سرهات حرف می‌نم.‬

877
00:56:19,508 --> 00:56:22,516
‫من... بذار من باهاش یه صحبتی بکنم.‬

878
00:56:23,483 --> 00:56:25,015
‫ممنونم.‬

879
00:56:25,256 --> 00:56:29,414
‫- پدربزرگت خیلی خوشحال می‌شه.‬
‫- منم...‬

880
00:56:30,402 --> 00:56:33,245
‫.. منم بالاخره پدربزرگمو می‌بینم.‬

881
00:56:33,896 --> 00:56:35,555
‫دستشو می‌بوسم...‬

882
00:56:37,981 --> 00:56:40,292
‫.. خوب می‌شه دیگه. اما...‬

883
00:56:41,763 --> 00:56:44,065
‫.. باید برگردم. اینجا...‬

884
00:56:44,306 --> 00:56:48,294
‫- آخه الان وقت امتحانا نزدیکه...‬
‫- نه نه، یکی دو روز می‌مونیم و برمی‌گردیم.‬

885
00:56:48,535 --> 00:56:50,215
‫- باشه.‬
‫- باشه.‬

886
00:56:55,793 --> 00:56:58,579
‫این لباسیه‌ که واسه بله‌برون انتخاب کردی؟‬

887
00:56:58,820 --> 00:57:02,277
‫آره. چطوره؟ قشنگ نیست؟‬

888
00:57:02,687 --> 00:57:04,370
‫یه نگاه بهش بنداز.‬

889
00:57:04,705 --> 00:57:07,324
‫بذار اینطوری بگیرم جلوی خودم.‬

890
00:57:07,701 --> 00:57:09,867
‫گلدوزی‌هاش و اینا قشنگ نیست؟‬

891
00:57:10,108 --> 00:57:12,362
‫آره، سنتی و خاصه.‬

892
00:57:12,888 --> 00:57:14,213
‫قشنگه.‬

893
00:57:14,779 --> 00:57:16,591
‫اما من اگه جای تو بودم...‬

894
00:57:17,004 --> 00:57:19,396
‫.. واسه امشب برای خودم‬
‫یه لباس نو می‌خریدم.‬

895
00:57:21,541 --> 00:57:26,287
‫به نظر من اینطوری نیست. مهم این نیست که چی می‌پوشی،‬
‫مهم اینه که واسه کی می‌پوشی.‬

896
00:57:27,364 --> 00:57:28,928
‫همین واسه من کافیه.‬

897
00:57:29,692 --> 00:57:32,744
‫اما اگه تو چیزی لازم داری‬
‫می‌تونیم بریم بازار.‬

898
00:57:32,985 --> 00:57:35,429
‫شاید واسه امشب آمادگی نداشته باشی.‬

899
00:57:35,670 --> 00:57:40,455
‫نه نه، من واسه امشب‬
‫لباس مناسب دارم، ممنون.‬

900
00:57:40,696 --> 00:57:42,348
‫در ضمن، خودت چی گفتی؟‬

901
00:57:42,817 --> 00:57:46,536
‫مهم این نیست که چی می‌پوشی،‬
‫مهم اینه که واسه کی می‌پوشی.‬

902
00:57:47,099 --> 00:57:48,623
‫درسته.‬

903
00:57:53,742 --> 00:57:57,123
‫- هیجان‌زده‌ای؟‬
‫- خیلی.‬

904
00:58:01,711 --> 00:58:03,115
‫مامان.‬

905
00:58:16,219 --> 00:58:18,060
‫ممنونم که اینجا هستی.‬

906
00:58:18,301 --> 00:58:19,965
‫من ممنونم.‬

907
00:58:24,958 --> 00:58:28,254
‫من تنهات می‌ذارم،‬
‫تو راحت آماده شو.‬

908
00:58:28,495 --> 00:58:30,970
‫- آماده شم.‬
‫- اگه چیزی لازم داشتی بگو.‬

909
00:58:31,320 --> 00:58:33,645
‫- نه.‬
‫- باشه.‬

910
00:58:34,252 --> 00:58:36,212
‫- ممنونم.‬
‫- باشه، سلامت باشی.‬

911
00:58:36,453 --> 00:58:39,120
‫- من کاری انجام بدم؟‬
‫- نه نه.‬

912
00:58:39,511 --> 00:58:41,014
‫می‌بینمت.‬

913
00:58:48,000 --> 00:58:56,000
ناین مووی؛ مرجع فیلم و سریال های روز دنیا!
.::9movie.org::.

914
00:59:02,560 --> 00:59:04,768
‫آروم آروم، قربونت برم.‬

915
00:59:05,024 --> 00:59:07,562
‫مگه اینطوری از پله میان پایین ملک؟‬
‫نکن داداش من.‬

916
00:59:07,963 --> 00:59:10,193
‫چی شده، واسه چی گرفتنش؟‬

917
00:59:10,434 --> 00:59:12,274
‫آزادش نکردن؟ چرا باهات نیومد؟‬

918
00:59:13,558 --> 00:59:15,836
‫سر قضیه‌ی ییلدیز گرفتنش.‬

919
00:59:16,194 --> 00:59:17,797
‫لعنت بهش.‬

920
00:59:18,179 --> 00:59:22,028
‫- سرهات شکایت کرده، نه؟‬
‫- آبجی، هر کی شکایت کرده باشه، ملک.‬

921
00:59:22,328 --> 00:59:24,209
‫این کار رو بابای ما کرده.‬

922
00:59:24,450 --> 00:59:26,720
‫آدم پاشه‬
‫یه بچه‌ی بی‌گناه رو...‬

923
00:59:26,961 --> 00:59:30,644
‫- .. می‌دزده ملک؟ این جرمه، گناهه.
‫- حالا چی می‌شه؟ چیکار کنیم؟

924
00:59:31,892 --> 00:59:33,535
‫ییلدیز و مامانش...‬

925
00:59:33,974 --> 00:59:36,942
‫.. اگه اونا شاکی نباشن‬
‫یه جوری با قرار وثیقه آزاد می‌شه.‬

926
00:59:37,342 --> 00:59:39,905
‫می‌بینم چی می‌شه، سعی می‌کنم‬
‫راضیش کنم، باهاش حرف می‌زنم.‬

927
00:59:40,146 --> 00:59:41,800
‫ییلدیز عمراً کوتاه نمیاد.‬

928
00:59:42,041 --> 00:59:44,865
‫مگه نمی‌شناسیش؟‬
‫بدو بدو می‌ره علیه‌ش شهادت می‌ده.‬

929
00:59:45,360 --> 00:59:47,679
‫حالا چیکار کنیم؟‬
‫ولی سرهات داره عمداً این کار رو می‌کنه.‬

930
00:59:47,920 --> 00:59:50,229
‫داره منو تو منگنه می‌ذاره‬
‫که برگردم به اون عمارت.‬

931
00:59:50,470 --> 00:59:53,365
‫- ولی من عمراً اونجا نمی‌رم.‬
‫- خوشگل من، مگه چی شده؟‬

932
00:59:53,765 --> 00:59:55,352
‫مگه الکیه؟‬

933
00:59:55,727 --> 00:59:58,767
‫دخترمم ببین، نیازی به بابا نیست،‬
‫یه داداش مثل شیر پشتت داری.‬

934
00:59:59,121 --> 01:00:02,105
‫هیچ‌کس نمی‌تونه کاریت کنه، نترس.‬
‫باشه؟‬

935
01:00:07,663 --> 01:00:09,116
‫چی شده؟‬

936
01:00:09,830 --> 01:00:13,711
‫به نظرم تو به فکر درآوردن بابات باش،‬
‫اینطوری واسه همه بهتره.‬

937
01:00:14,210 --> 01:00:16,869
‫چه خبره؟ کی تو اتاق بابامه لعنتی؟‬

938
01:00:19,554 --> 01:00:22,181
‫«دالیان کورداعلی»‬

939
01:00:22,470 --> 01:00:25,279
‫«خان عشیره»‬

940
01:00:25,520 --> 01:00:28,084
‫«دالیان کورداعلی»‬

941
01:00:28,325 --> 01:00:30,729
‫«خان عشیره»‬

942
01:00:31,005 --> 01:00:33,663
‫«خان عشیره»‬

943
01:00:33,904 --> 01:00:37,433
‫«خان عشیره، دالیان کورداعلی»‬

944
01:00:38,076 --> 01:00:40,226
‫وای ماشالله، ماشالله.‬

945
01:00:40,467 --> 01:00:42,085
‫ای شغال پست.‬

946
01:00:42,746 --> 01:00:46,421
‫تو روی این صندلی چیکار می‌کنی؟‬
‫پاشو از اونجا، پاشو.‬

947
01:00:46,727 --> 01:00:50,140
‫هوی بی‌ادب،‬
‫آدم اینطوری وارد اتاق خان می‌شه؟‬

948
01:00:50,491 --> 01:00:53,550
‫داری کم‌لطفی می‌کنی. بیا بشین جگر بخوریم.‬
‫حلیمه درست...‬

949
01:00:53,791 --> 01:00:57,321
‫ببین دالیان، جگرتو درمیارم.‬

950
01:00:58,421 --> 01:00:59,913
‫هوی...‬

951
01:01:00,154 --> 01:01:02,981
‫.. مگه آدمو اینطوری از روی صندلی بلند می‌کنن؟

952
01:01:03,222 --> 01:01:05,642
‫مگه من جانشین عموم نیستم؟‬
‫من حق ندارم؟‬

953
01:01:05,883 --> 01:01:08,055
‫هوی شغال، رو اعصابم نرو.‬

954
01:01:08,296 --> 01:01:11,518
‫هنوز جای نشستن طرف‬
‫سرد نشده. تو چی می‌گی این وسط؟‬

955
01:01:12,188 --> 01:01:14,482
‫مگه حکمی اومده که می‌خوای بشینی رو صندلی؟‬

956
01:01:14,773 --> 01:01:17,899
‫ببین آشیر، تو باباتو کلاً فراموش کن.‬

957
01:01:18,140 --> 01:01:21,782
‫به خدا قسم،‬
‫اگه اون ییلدیز شکایت کرده باشه...‬

958
01:01:22,023 --> 01:01:24,011
‫.. تا شصت سال دیگه هم از اون تو درنمیاد.‬

959
01:01:24,252 --> 01:01:26,973
‫اون ییلدیز رو که می‌شناسی، چقدر کینه‌ایه.‬

960
01:01:27,300 --> 01:01:29,572
‫دیدی با من چیکار کرد.‬

961
01:01:29,813 --> 01:01:33,413
‫ببین، به خدا و قرآن قسم‬
‫تو رو تو همین صندلی دفن می‌کنم.‬

962
01:01:33,654 --> 01:01:36,968
‫رو اعصابم نرو. برو بیرون، یالا. برو.‬

963
01:01:37,209 --> 01:01:40,715
‫ببین آشیر، تو زود از کوره درمی‌ری.‬

964
01:01:41,014 --> 01:01:43,982
‫- ببین، زیاد عمر نمی‌کنی.‬
‫- یالا برو.‬

965
01:01:44,399 --> 01:01:48,164
‫تو الان اینطوری بیرونم می‌کنی، بعداً‬
‫باید بیفتی به التماس.‬

966
01:01:48,405 --> 01:01:51,244
‫- یالا برو.‬
‫- به خدا قسم.‬

967
01:01:51,668 --> 01:01:53,104
‫گمشو بیرون.‬

968
01:01:58,118 --> 01:02:00,142
‫بیا.‬

969
01:02:04,989 --> 01:02:07,982
‫خان، وقت داری؟‬

970
01:02:10,050 --> 01:02:12,114
‫اگه اینطوری بیای...‬

971
01:02:13,308 --> 01:02:15,890
‫- .. واسه گلم وقت دارم، اگه تو هم بخوای.
‫- اینطوریه؟

972
01:02:16,131 --> 01:02:18,630
‫- آره.‬
‫- خوبه، پس امشب بیام خواستگاریت.‬

973
01:02:18,871 --> 01:02:21,297
‫باشه، برو امشب منو از مامانم خواستگاری کن.‬

974
01:02:21,889 --> 01:02:23,364
‫- وای، نه.‬
‫- چی؟‬

975
01:02:23,605 --> 01:02:26,357
‫نه. اصلاً، الان یهو...‬

976
01:02:26,804 --> 01:02:30,379
‫.. چهره‌ی سلطان خانم اومد‬
‫جلوی چشمم. نه، اون که اصلاً منو نمی‌ده.‬

977
01:02:30,620 --> 01:02:33,772
‫- امان از تو.‬
‫- خوبه که امشب داریم تو رو از مامانت خواستگاری می‌کنیم.‬

978
01:02:34,685 --> 01:02:37,648
‫وگرنه اگه تو می‌خواستی منو خواستگاری کنی،‬
‫مامان من منو به هیچ‌کس نمی‌داد.‬

979
01:02:37,889 --> 01:02:39,411
‫- مگه می‌ده؟‬
‫- عزیزدردونش.‬

980
01:02:39,652 --> 01:02:41,690
‫- عزیزدردونه، درسته.‬
‫- درسته.‬

981
01:02:42,915 --> 01:02:45,521
‫بگذریم، بحث این نیست...‬

982
01:02:45,762 --> 01:02:47,665
‫.. مامانت که اینجاست...‬

983
01:02:47,936 --> 01:02:49,423
‫.. همه چیز خیلی به دلم نشست.‬

984
01:02:49,679 --> 01:02:52,922
‫منم همینطور. یه جوریه البته.‬

985
01:02:54,222 --> 01:02:56,563
‫انگار دارم روی ابرها پرواز می‌کنم.‬

986
01:03:00,967 --> 01:03:04,276
‫- می‌خوام یه چیزی ازت بخوام.‬
‫- بخواه خوشگل من، بخواه.‬

987
01:03:06,227 --> 01:03:08,028
‫من خوشگل توام؟‬

988
01:03:08,536 --> 01:03:10,790
‫یالا ببینم، ییلدیز...‬

989
01:03:11,559 --> 01:03:14,020
‫- .. یعنی چی که می‌پرسی من خوشگل توام؟
‫- چیه مگه؟ چی شده؟

990
01:03:14,261 --> 01:03:15,838
‫یکم ناز و ادا اومدم دیگه.‬

991
01:03:17,070 --> 01:03:18,596
‫من نمی‌تونم ناز کنم؟‬

992
01:03:19,217 --> 01:03:22,141
‫نمی‌تونم یکم لوس شم؟‬
‫خونه‌ی دختر، خونه‌ی نازه، مگه نه؟‬

993
01:03:22,382 --> 01:03:25,167
‫تو می‌خواستی یکم ناز کنی و لوس شی؟‬

994
01:03:25,431 --> 01:03:28,500
‫- لوس شو، بگو. چیه، بگو. بگو چی؟‬
‫- باشه باشه، وایسا.‬

995
01:03:28,964 --> 01:03:31,752
‫- واقعاً می‌خوام یه چیز جدی بگم.‬
‫- باشه، یه چیز جدی بگو.‬

996
01:03:31,993 --> 01:03:34,721
‫- خب، من با مامانم حرف زدم.‬
‫- خب.‬

997
01:03:36,393 --> 01:03:39,623
‫انگار تو استانبول یه پدربزرگ دارم.‬

998
01:03:41,001 --> 01:03:42,746
‫- چی؟‬
‫- یعنی...‬

999
01:03:42,987 --> 01:03:47,406
‫- این خبر خیلی خوبیه.‬
‫- آره ولی...‬

1000
01:03:48,785 --> 01:03:52,021
‫.. طرف مریضه. یعنی الان...‬

1001
01:03:52,383 --> 01:03:56,446
‫.. از خونواده‌ام فقط یه مامان و یه پدربزرگ دارم.‬
‫واسه همین می‌گم که...‬

1002
01:03:57,391 --> 01:04:00,200
‫.. تا اتفاقی نیفتاده برم ببینمش؟‬
‫نظرت چیه؟‬

1003
01:04:00,449 --> 01:04:03,827
‫باشه، من بلافاصله بعد از مراسم بله‌برون‬
‫بلیت‌هاتون رو ردیف می‌کنم.‬

1004
01:04:04,246 --> 01:04:06,666
‫باشه. یه چیز دیگه...‬

1005
01:04:06,931 --> 01:04:08,956
‫- دیگه چی؟ بگو ببینم.‬
‫- نه، چیز خاصی نیست.‬

1006
01:04:09,197 --> 01:04:11,578
‫- بگو دیگه، چیه؟ بگو.‬
‫- داداشم، داشتم در مورد داداشم می‌گفتم.‬

1007
01:04:11,819 --> 01:04:13,652
‫- مگه چی شده؟‬
‫- خب امشب مراسم خواستگاریه دیگه.‬

1008
01:04:13,893 --> 01:04:15,972
‫- خب؟‬
‫- می‌شه داداشم هم بیاد؟‬

1009
01:04:16,226 --> 01:04:20,805
‫مامان مریمم که مریضه، ولی‬
‫داداشم بالاخره داداشمه دیگه.‬

1010
01:04:21,333 --> 01:04:24,225
‫باشه، داداشت بیاد. زنگ بزن، دعوتش کن.‬
‫هر کی رو می‌خوای صدا کن.‬

1011
01:04:24,466 --> 01:04:26,402
‫ببین، ببین چه دل پاکی داره.‬

1012
01:04:26,643 --> 01:04:30,753
‫به خدا دلش پاکه، دل تو پاکه.‬
‫داشتیم درباره‌ی تو حرف می‌زدیم.‬

1013
01:04:30,994 --> 01:04:33,793
‫چی شده دختر؟ داشتین چی می‌گفتین؟‬

1014
01:04:34,441 --> 01:04:38,849
‫امشب مراسم خواستگاریمه.‬
‫منم گفتم داداشم هم کنارم باشه.‬

1015
01:04:39,215 --> 01:04:42,095
‫چون امروز یه روز تاریخیه.‬
‫می‌دونی چی شده؟‬

1016
01:04:44,357 --> 01:04:49,415
‫مامانم اومده. یعنی مامان واقعیم.‬
‫مامان تنیم اومده.‬

1017
01:04:50,013 --> 01:04:51,452
‫شاید با هم آشنا بشین؟‬

1018
01:04:51,692 --> 01:04:53,616
‫من قربونت برم‬
‫عزیز من.‬

1019
01:04:53,993 --> 01:04:56,731
‫معلومه که من تو روز خاص خواهرم،‬
‫تو روز خوشبختیش...‬

1020
01:04:56,972 --> 01:04:59,037
‫.. می‌خوام کنارش باشم،‬
‫می‌خوام بیام داداش قربونت بره.‬

1021
01:04:59,278 --> 01:05:02,095
‫منم همینو می‌گم.‬
‫یالا، هجران رو هم بردار و بیا.‬

1022
01:05:04,689 --> 01:05:07,697
‫داداش، دیگه هجرانی در کار نیست. ما با هم...‬

1023
01:05:08,215 --> 01:05:11,072
‫- .. حرف نمی‌زنیم.
‫- باز چی شده؟

1024
01:05:12,321 --> 01:05:15,662
‫در حقم نامردی کرد، ما هم دیگه...‬

1025
01:05:16,184 --> 01:05:18,121
‫- چی شده؟‬
‫- صبر کن برات تعریف می‌کنم. چیکار کرد؟‬

1026
01:05:18,362 --> 01:05:20,955
‫- حالا نذار دهنم باز شه.‬
‫- بیخیال، باشه. تو واسه چی زنگ زدی؟‬

1027
01:05:21,196 --> 01:05:22,328
‫چی شده؟‬

1028
01:05:23,228 --> 01:05:26,589
‫ولش کن، سرت شلوغه‬
‫بعداً حرف می‌زنیم، باشه داداش گلم؟‬

1029
01:05:26,830 --> 01:05:30,264
‫- فعلاً خداحافظ.‬
‫- باشه، فعلاً.‬

1030
01:05:30,974 --> 01:05:33,015
‫- چی شده؟‬
‫- قضیه بیخ پیدا کرده.‬

1031
01:05:33,256 --> 01:05:36,136
‫- چه قضیه‌ای؟‬
‫- رابطه‌ی هجران و داداشم شکرآبه.‬

1032
01:05:38,746 --> 01:05:43,128
‫من هزار بار از این داداشت پرسیدم.‬
‫گفتم شریک، این قضیه‌ی هجران چیه؟‬

1033
01:05:43,369 --> 01:05:46,245
‫حتی خبر نداشتم که‬
‫با هم هستن.‬

1034
01:05:46,516 --> 01:05:48,556
‫اونجا می‌گه «شریک، گیر نده»،‬
‫اینجا می‌گه «شریک، رو مخم نرو»...‬

1035
01:05:48,797 --> 01:05:51,781
‫.. «امان از دستت شریک، مگه جاش اینجاست؟»
‫«شریک، کلافه‌ام نکن»...

1036
01:05:52,022 --> 01:05:54,410
‫- .. هزار تا بهونه...
‫- سرهات.

1037
01:05:54,651 --> 01:05:58,138
‫بحث این نیست، می‌تونی شراکتتون رو‬
‫یه جای دیگه به حسابش برسی ولی...‬

1038
01:05:58,379 --> 01:06:00,570
‫- .. الان موضوع این نیست.
‫- باشه، مگه چی شده؟

1039
01:06:00,811 --> 01:06:02,953
‫باز نمی‌دونم چیکار کرده.‬
‫کلاً آدم لجبازیه.‬

1040
01:06:03,194 --> 01:06:05,763
‫خدا می‌دونه با دختره چیکار کرده.‬
‫می‌گه «در حقم بدی کرده».‬

1041
01:06:06,004 --> 01:06:07,617
‫- تو اونو نمی‌شناسی؟‬
‫- به نظر من که برعکس بوده.‬

1042
01:06:07,858 --> 01:06:10,530
‫معلومه که کار اون بوده.‬
‫زود از کوره در می‌ره.‬

1043
01:06:10,809 --> 01:06:13,463
‫مگه من شریکم رو نمی‌شناسم؟‬
‫ولی می‌گم که هزار بار ازش پرسیدم.‬

1044
01:06:13,704 --> 01:06:16,614
‫باشه، حالا من می‌گم که...‬

1045
01:06:17,691 --> 01:06:19,151
‫.. هجران رو دعوت کنیم.‬

1046
01:06:19,392 --> 01:06:22,328
‫به بهانه‌ی این کار خیر،‬
‫شاید دوباره با هم جور شدن.‬

1047
01:06:22,577 --> 01:06:24,386
‫تو می‌گی هجران خانم رو دعوت کنم.‬

1048
01:06:24,627 --> 01:06:26,419
‫- آره.‬
‫- باشه ولی...‬

1049
01:06:28,486 --> 01:06:31,455
‫- .. من قبلاً هجران خانم رو دعوت کردم.
‫- چی؟

1050
01:06:31,997 --> 01:06:34,902
‫- چطوری دعوتش کردی؟‬
‫- پس کی قراره تو رو خوشگل کنه؟‬

1051
01:06:36,542 --> 01:06:38,741
‫- آها، که اینطور.‬
‫- تازه...‬

1052
01:06:38,982 --> 01:06:40,577
‫.. شاید وقتی همدیگه رو ببینن،‬
‫با هم آشتی کنن.‬

1053
01:06:40,818 --> 01:06:42,506
‫نشد هم، ما یه کاریش می‌کنیم.‬

1054
01:06:44,321 --> 01:06:48,067
‫- اینطوری خیلی خوبه.‬
‫- چطور مگه؟ چی خوبه؟‬

1055
01:06:48,674 --> 01:06:52,277
‫اینکه قبل از اینکه تو به چیزی فکر کنی،‬
‫یکی دیگه به فکرت باشه.‬

1056
01:06:52,518 --> 01:06:54,233
‫- اینطوریه؟‬
‫- آره.‬

1057
01:06:54,862 --> 01:06:58,267
‫مگه بهت نگفتم،‬
‫قبل از اینکه تو به چیزی فکر کنی...‬

1058
01:06:59,477 --> 01:07:01,184
‫.. من به همه‌شون فکر می‌کنم؟‬

1059
01:07:02,226 --> 01:07:04,250
‫تنها قولی که می‌تونم بهت بدم...‬

1060
01:07:04,524 --> 01:07:07,707
‫.. اینه که از این به بعد، هر کاری که با هم‬
‫می‌کنیم همینقدر قشنگ باشه.‬

1061
01:07:09,362 --> 01:07:10,608
‫همه‌چیز؟‬

1062
01:07:11,391 --> 01:07:12,592
‫همه‌چیز.‬

1063
01:07:13,343 --> 01:07:17,153
‫نکن، نکن سرهات، نه، نمی‌شه.‬

1064
01:07:17,745 --> 01:07:21,853
‫دادا... اوه!‬
‫من برم...‬

1065
01:07:22,094 --> 01:07:24,720
‫- .. من برم دیگه.
‫- نرو، دیگه تا اینجا اومدی تو. بیا.

1066
01:07:24,961 --> 01:07:26,649
‫بیا، بیا تو.‬

1067
01:07:30,386 --> 01:07:33,386
‫- هاجیک خانم بگو، چی شده؟‬
‫- قهوه آورده بودم.‬

1068
01:07:33,634 --> 01:07:35,946
‫- قهوه.‬
‫- ببخشید، من همینطوری...‬

1069
01:07:36,187 --> 01:07:37,352
‫- .. وسط اتاق که همدیگه رو نمی‌بوسین...
‫- چی؟

1070
01:07:37,593 --> 01:07:40,149
‫- چیکار نمی‌کنیم؟‬
‫- نه نه، منظورم اون نبود.‬

1071
01:07:40,397 --> 01:07:43,174
‫- منظورت چی بود؟‬
‫- چی آوردی؟‬

1072
01:07:43,415 --> 01:07:46,286
‫- واسه چی اومدی؟‬
‫- معذرت می‌خوام. اینو بذارم اینجا؟‬

1073
01:07:46,527 --> 01:07:48,325
‫- اینو بذارم و برم.‬
‫- تو قهوه خواسته بودی؟‬

1074
01:07:48,566 --> 01:07:49,993
‫- من نخواستم، تو خواستی؟‬
‫- من نه.‬

1075
01:07:50,250 --> 01:07:52,112
‫یه لحظه هاجیک خانم.‬
‫دقیقاً همین الان واسه من قهوه آوردی؟‬

1076
01:07:52,353 --> 01:07:54,234
‫- دقیقاً همین الان قهوه خواستی؟‬
‫- سرهات چه ربطی داره؟‬

1077
01:07:54,475 --> 01:07:56,721
‫- من برم دیگه.‬
‫- جایی نرو، بمون.‬

1078
01:07:56,962 --> 01:07:59,047
‫- حالا که هاجیک خانم هم اینجاست...‬
‫- خب؟‬

1079
01:07:59,862 --> 01:08:03,457
‫تو تو بازار یه...‬

1080
01:08:04,518 --> 01:08:07,470
‫.. یه لباس دادی که فردا پس‌فردا‬
‫واسه بله‌برونم بپوشم...‬

1081
01:08:09,846 --> 01:08:12,624
‫.. منم اونو برداشتم و دادم آماده‌اش کردن.‬
‫بالا تو اتاقت حاضره.‬

1082
01:08:12,865 --> 01:08:15,130
‫تو هم که لو دادی؟‬

1083
01:08:18,309 --> 01:08:20,920
‫- آقا مگه قرار نبود سورپرایز باشه؟‬
‫- قرار بود سورپرایز باشه؟‬

1084
01:08:21,177 --> 01:08:23,768
‫هاجیک اگه بهم می‌گفتی،‬
‫من از کجا می‌دونستم قراره سورپرایز باشه.‬

1085
01:08:24,009 --> 01:08:26,221
‫به خدا نمی‌دونستم قراره سورپرایز باشه.‬
‫اگه می‌دونستم قراره سورپرایز باشه...‬

1086
01:08:26,493 --> 01:08:28,833
‫- .. خب می‌گفتم که سورپرایزه.
‫- باشه، دستت درد نکنه سرهات.

1087
01:08:29,153 --> 01:08:32,209
‫خوبه که هستی، خیلی ممنونم.‬
‫تو قهوه‌ت رو بخور، فعلاً خداحافظ.‬

1088
01:08:32,450 --> 01:08:34,459
‫- فعلاً خداحافظ خان‌داداش.‬
‫- کاری به کار دختره نداشته باش.‬

1089
01:08:34,700 --> 01:08:36,413
‫- وقتی اینطوری قهوه می‌خواین، از من بپرسید.‬
‫- معذرت می‌خوام.‬

1090
01:08:36,661 --> 01:08:40,186
‫نوش جان خان‌داداش. بفرما تو، بفرما.‬
‫تو هم قهوه‌ت رو بخور، زود باش.‬

1091
01:08:40,959 --> 01:08:43,532
‫الان قهوه بخواه، دقیقاً همین الان وقتشه.‬

1092
01:08:53,069 --> 01:08:55,243
‫می‌دونی؟ همین الان فهمیدم‬
‫که داری میای.‬

1093
01:08:55,492 --> 01:08:58,597
‫می‌دونم. آقا سرهات لابد‬
‫می‌خواسته غافلگیرت کنه.‬

1094
01:08:58,838 --> 01:09:01,249
‫اون که از غافلگیر کردن سیر نمی‌شه.‬
‫چطوری؟ خوبی؟‬

1095
01:09:02,839 --> 01:09:04,323
‫من که خوبم ولی...‬

1096
01:09:06,878 --> 01:09:09,576
‫- .. انگشتت چی شده؟
‫- بی‌خیال، یه حادثه بود.

1097
01:09:09,856 --> 01:09:13,277
‫- چه جور حادثه‌ای ییلدیز؟‬
‫- یه اتفاقی افتاد دیگه. حالا تو بگو...‬

1098
01:09:13,518 --> 01:09:14,897
‫.. شما چی شدین؟‬

1099
01:09:16,315 --> 01:09:18,618
‫- یه چیزایی شد، ولش کن.‬
‫- تو ولش کن بابا.‬

1100
01:09:18,859 --> 01:09:22,010
‫مگه اخلاقش رو نمی‌شناسی؟‬
‫اون کلاً آدم لجبازیه.‬

1101
01:09:22,258 --> 01:09:24,490
‫یه چیزی پیدا کرده، بهش گیر داده‬
‫و باهات اونطوری رفتار کرده.‬

1102
01:09:24,731 --> 01:09:26,881
‫البته نمی‌دونم چی شده ولی...‬

1103
01:09:27,122 --> 01:09:29,873
‫نه، این دفعه قضیه اینطوری نیست.‬

1104
01:09:31,338 --> 01:09:33,052
‫این دفعه تقصیر منه.‬

1105
01:09:38,474 --> 01:09:41,212
‫باشه، خب...‬

1106
01:09:41,659 --> 01:09:43,080
‫.. امشب میاد.‬

1107
01:09:43,765 --> 01:09:45,496
‫- امشب؟‬
‫- آره، میاد خواستگاری.‬

1108
01:09:45,745 --> 01:09:48,316
‫وقتی اومد خواستگاری،‬
‫تو هم معذرت‌خواهی کن و کشش نده.‬

1109
01:09:48,636 --> 01:09:52,302
‫کاش، کاش از قبل‬
‫خبر داشتم.‬

1110
01:09:52,687 --> 01:09:54,974
‫مرتب‌تر لباس می‌پوشیدم،‬
‫اصلاً به موهام نرسیدم.‬

1111
01:09:55,215 --> 01:09:58,729
‫تو با این چشم‌ها مگه به چیزی احتیاج داری؟‬

1112
01:09:58,970 --> 01:10:01,798
‫مثل هلو شدی. ولی اگه می‌خوای‬
‫از مال خودم بهت بدم.‬

1113
01:10:02,047 --> 01:10:04,783
‫دیوونه. لابد همین رو می‌پوشی؟‬

1114
01:10:05,024 --> 01:10:06,835
‫- چطوره؟‬
‫- خیلی قشنگه.‬

1115
01:10:07,076 --> 01:10:09,502
‫دارم فکر می‌کنم موهات و آرایشت رو‬
‫چیکار کنیم.‬

1116
01:10:09,759 --> 01:10:12,370
‫ییلدیز، نظرت چیه نیمه‌گوجه‌ای ببندیم؟‬

1117
01:10:13,098 --> 01:10:16,449
‫یقه‌های این چون ایستاده‌ست،‬
‫اتفاقاً ممکنه قشنگ بشه.‬

1118
01:10:16,690 --> 01:10:19,910
‫مثل همیشه صورتت باز می‌شه.‬
‫بیا بشین شروع کنیم.‬

1119
01:11:05,070 --> 01:11:08,150
‫- رژت رو قرمز بزنیم؟‬
‫- آره، بزنیم.‬

1120
01:11:14,867 --> 01:11:17,358
‫بیا.‬

1121
01:11:18,503 --> 01:11:20,773
‫آه، بیا.‬

1122
01:11:26,280 --> 01:11:28,796
‫می‌خواستم ببینم همه‌چیز روبه‌راهه یا نه.‬

1123
01:11:29,090 --> 01:11:30,694
‫خوب کاری کردی.‬

1124
01:11:31,236 --> 01:11:32,815
‫هجران.‬

1125
01:11:35,551 --> 01:11:37,075
‫مامانم.‬

1126
01:11:39,985 --> 01:11:42,620
‫- خیلی خوشبختم.‬
‫- منم همینطور.‬

1127
01:11:43,885 --> 01:11:46,131
‫- خیلی برات خوشحال شدم.‬
‫- خیلی ممنونم.‬

1128
01:11:47,363 --> 01:11:50,998
‫- دوستته؟‬
‫- هم دوستم هم نامزد داداشم.‬

1129
01:11:53,425 --> 01:11:54,941
‫داداشت؟‬

1130
01:11:56,828 --> 01:11:59,923
‫داداشم. خب...‬

1131
01:12:00,251 --> 01:12:04,206
‫.. واقعی نه، ولی چون با هم‬
‫بزرگ شدیم، داداشمه دیگه.‬

1132
01:12:04,701 --> 01:12:07,973
‫اتفاقاً اونم میاد، تو نامزدی با هم آشنا می‌شین.‬

1133
01:12:09,529 --> 01:12:11,251
‫فکر خیلی خوبی کردی.‬

1134
01:12:12,654 --> 01:12:15,400
‫راستی، من با سرهات حرف زدم.‬

1135
01:12:15,911 --> 01:12:18,609
‫داره بلیت‌ها رو می‌گیره،‬
‫فردا می‌تونیم بریم استانبول.‬

1136
01:12:19,908 --> 01:12:21,797
‫خیلی خوشحال شدم ییلدیز.‬

1137
01:12:22,387 --> 01:12:25,092
‫- تو استانبول پدربزرگ دارم.‬
‫- واقعاً؟‬

1138
01:12:25,333 --> 01:12:27,862
‫- می‌رم اونو ببینم.‬
‫- خبر خیلی خوبیه، خیلی خوشحال شدم.‬

1139
01:12:28,520 --> 01:12:31,498
‫- ما هم داشتیم موهاش و آرایشت رو انجام می‌دادیم.‬
‫- خیلی خوشگل شدی.‬

1140
01:12:31,739 --> 01:12:34,228
‫- خوشتون اومد؟‬
‫- خیلی قشنگه، خیلی بهت میاد.‬

1141
01:12:34,747 --> 01:12:36,890
‫مثل ستاره می‌درخشی.‬

1142
01:14:06,000 --> 01:14:15,000
ناین مووی؛ مرجع فیلم و سریال های روز دنیا!
.::9movie.org::.

1143
01:14:27,795 --> 01:14:28,953
‫بگیر.‬

1144
01:14:29,194 --> 01:14:30,824
‫- آبجی؟‬
‫- جانم؟‬

1145
01:14:31,065 --> 01:14:34,938
‫- یادته بهت چی گفته بودم؟‬
‫- چی گفتی؟ چی یادت اومد؟‬

1146
01:14:35,179 --> 01:14:38,769
‫- همون که گفتم عروسی دوتا زوج رو با هم می‌گیریم.‬
‫- آره.‬

1147
01:14:39,010 --> 01:14:40,838
‫من و یوسف خیلی سختی کشیدیم.‬

1148
01:14:41,079 --> 01:14:42,819
‫ولی بالاخره همونی شد که تو می‌خواستی.‬

1149
01:14:43,060 --> 01:14:45,045
‫قند کجاست؟ اینجا قند بود.‬

1150
01:14:45,286 --> 01:14:47,570
‫- من اینجا دیدمش. بیا.‬
‫- بیارش.‬

1151
01:14:49,010 --> 01:14:51,328
‫شاید هم عروسی سه تا زوج شد.‬

1152
01:14:53,522 --> 01:14:55,530
‫اول بذار اونایی که قهرن آشتی کنن.‬

1153
01:14:55,771 --> 01:14:57,289
‫آشتی می‌کنن، آشتی می‌کنن.‬

1154
01:15:02,268 --> 01:15:04,521
‫اصلاً معلوم نمی‌کنه، شاید‬
‫چهارتا عروسی با هم شد.‬

1155
01:15:04,762 --> 01:15:07,339
‫- آره، آره. چهارتا؟‬
‫- به خدا من حسش می‌کنم.‬

1156
01:15:07,580 --> 01:15:11,319
‫ان‌شاءالله قبل اینکه سال تموم بشه، منم‬
‫قهوه‌ی خواستگاریم رو درست می‌کنم.‬

1157
01:15:11,560 --> 01:15:12,803
‫ان‌شاءالله.‬

1158
01:15:13,831 --> 01:15:15,807
‫معلومه که انگشترت افتاد.‬

1159
01:15:17,037 --> 01:15:21,534
‫البته من زیاد به این چیزا اعتقاد ندارم‬
‫ولی مال منم نیفتاد.‬

1160
01:15:21,775 --> 01:15:25,206
‫اعتقاد نداری؟ خدا رو شکر که نداری وگرنه‬
‫یه لحظه هم از زبونت نمیفتاد.‬

1161
01:15:25,447 --> 01:15:27,973
‫دختر ول کن این حرف‌ها رو، همه‌اش خرافاته.‬

1162
01:15:28,214 --> 01:15:33,095
‫ببین، اگه به اون بود الان شوهرش رو‬
‫پیدا کرده بود و داشت می‌رفت سر خونه و زندگیش.‬

1163
01:15:33,336 --> 01:15:34,579
‫قیافه رو ببین.‬

1164
01:15:34,919 --> 01:15:37,260
‫از کجا می‌دونی؟ شاید یکی رو پیدا کردم.‬

1165
01:15:37,501 --> 01:15:40,477
‫پیدا کردی؟ وای کوثر خانم!‬

1166
01:15:40,718 --> 01:15:43,145
‫ای آتیش‌پاره‌ی زیر سر!‬

1167
01:15:43,557 --> 01:15:45,125
‫- قهوه آماده‌ست؟‬
‫- داره حاضر می‌شه.‬

1168
01:15:45,366 --> 01:15:46,705
‫- صبر کن.‬
‫- واسه چی صبر کنم؟‬

1169
01:15:46,946 --> 01:15:49,003
‫- چی شده؟‬
‫- می‌خوایم توش فلفل ایزوت بریزیم.‬

1170
01:15:49,244 --> 01:15:50,969
‫اصلاً! امان از دست تو، ببین!‬

1171
01:15:51,210 --> 01:15:54,794
‫برو اول واسه خودت یه شوهر پیدا کن، بعداً‬
‫تو قهوه‌ی اون فلفل بریز.‬

1172
01:15:55,079 --> 01:15:58,027
‫تو برای من شکرِ زیاد بریز.‬
‫ما چه دردهایی که نکشیدیم...‬

1173
01:15:58,268 --> 01:16:01,730
‫- .. بذار بالاخره با شیرینی به هم برسیم.
‫- الهی که همیشه کامتون شیرین باشه.

1174
01:16:01,971 --> 01:16:04,715
‫آمین، آمین! ان‌شاءالله!‬

1175
01:16:06,027 --> 01:16:07,345
‫دیگه واسه خواستگاری خودم می‌پوشمش.‬

1176
01:16:07,586 --> 01:16:10,654
‫آره واسه خواستگاری خودت بپوش.‬
‫اصلاً تو دلت مونده بود.‬

1177
01:16:11,288 --> 01:16:14,298
‫- بیرون چه خبره؟‬
‫- خانم من، بوی عشق تو فضا پیچیده.‬

1178
01:16:14,539 --> 01:16:15,823
‫- عشقه؟‬
‫- آره.‬

1179
01:16:16,064 --> 01:16:18,493
‫ای جان! به خدا که بوی عشق میاد.‬

1180
01:16:19,456 --> 01:16:20,892
‫بیار، بده من.‬

1181
01:16:22,000 --> 01:16:23,434
‫بازم پرکف درستش کردم،‬
‫مگه نه؟‬

1182
01:16:23,675 --> 01:16:25,802
‫آره. ان‌شاءالله قسمت خودت بشه.‬

1183
01:16:28,385 --> 01:16:30,488
‫قهوه‌ی من حاضره.‬

1184
01:16:31,229 --> 01:16:33,019
‫بخور ببینم.‬

1185
01:16:36,382 --> 01:16:39,396
‫ما عروسی اینا رو گرفته بودیم.‬
‫دوباره برگشتیم سر خونه‌ی اول، سر حرف و قرار.‬

1186
01:16:39,637 --> 01:16:42,494
‫تازه این حنابندون داره، عروسی داره.‬

1187
01:16:52,252 --> 01:16:56,777
‫شریک، ییلدیز رو تنها نذاشتی،‬
‫دمت گرم که اومدی.‬

1188
01:16:57,018 --> 01:17:00,100
‫- ارادت.‬
‫- پس پسر ضیان کورداعلی تویی؟‬

1189
01:17:00,798 --> 01:17:02,062
‫«جلوی خونه‌شون یونجه‌زاره»‬

1190
01:17:02,303 --> 01:17:04,318
‫همینطوره، درسته.‬

1191
01:17:04,559 --> 01:17:06,695
‫البته کارایی که اون کرده به تو ربطی نداره.‬

1192
01:17:07,061 --> 01:17:11,622
‫ولی معلومه که با نقشه‌ها و دروغاش‬
‫زندگی تو رو هم تحت‌تأثیر قرار داده.‬

1193
01:17:11,863 --> 01:17:14,142
‫درسته، تأثیر گذاشت.‬

1194
01:17:14,383 --> 01:17:17,993
‫من این وسط از بابات شکایت‬
‫نکردم چون حوصله‌ی دردسر نداشتم ولی...‬

1195
01:17:18,234 --> 01:17:23,300
‫.. وقتی ییلدیز شکایت کنه‬
‫به نظرم به سزای اعمالش می‌رسه.‬

1196
01:17:23,541 --> 01:17:26,819
‫می‌دونی من بعضی وقتا به چی‬
‫فکر می‌کنم آیتن خانم؟‬

1197
01:17:27,100 --> 01:17:30,278
‫آدم باید دنبال بدی‌هایی که‬
‫در حقش شده بدوئه؟‬

1198
01:17:30,519 --> 01:17:32,719
‫یا باید به اشتباهات‬
‫خودش فکر کنه؟‬

1199
01:17:32,964 --> 01:17:34,786
‫یعنی بعضی وقتا همه‌اش به این فکر می‌کنم.‬

1200
01:17:35,115 --> 01:17:38,372
‫به نظر من باید دنبال‬
‫بدی‌هایی که در حقش شده بره.‬

1201
01:17:38,613 --> 01:17:40,033
‫من اگه بودم...‬

1202
01:17:40,274 --> 01:17:42,570
‫«ای نینا بشی و واگذارت کنم به خدا»‬

1203
01:17:42,811 --> 01:17:47,235
‫«ای نینا بشی و واگذارت کنم به خدا»‬

1204
01:17:47,476 --> 01:17:53,288
‫«اگه مادرت تو رو نده‬
‫تو خونه ترشیده بشی»‬

1205
01:17:53,529 --> 01:17:54,998
‫بفرمایین خان.‬

1206
01:17:56,129 --> 01:17:57,335
‫پرشکر.‬

1207
01:17:57,576 --> 01:17:59,338
‫- اینطوریه؟‬
‫- آره.‬

1208
01:17:59,579 --> 01:18:03,513
‫«نینا نینا»‬

1209
01:18:04,005 --> 01:18:05,531
‫مثل خودت.‬

1210
01:18:18,176 --> 01:18:19,859
‫نمی‌خوام، ممنون.‬

1211
01:18:23,787 --> 01:18:26,354
‫تو هم دیگه دختر این خونه شدی چشم‌آبی، ممنون.‬

1212
01:18:26,708 --> 01:18:28,824
‫- ببین دارم می‌خورم.‬
‫- نوشِ جان.‬

1213
01:18:29,065 --> 01:18:33,114
‫«جلوی خونه‌شون باقالیه»‬

1214
01:18:33,355 --> 01:18:34,837
‫بعداً درباره‌ی این حرف می‌زنیم.‬

1215
01:18:35,078 --> 01:18:37,028
‫هر گلی یه خاری داره دیگه.‬

1216
01:18:37,269 --> 01:18:38,710
‫داره، داره.‬

1217
01:18:38,951 --> 01:18:42,187
‫«کبوترا معلق می‌زنن»‬

1218
01:18:42,497 --> 01:18:44,930
‫«معلق می‌زنن»‬

1219
01:18:45,171 --> 01:18:47,934
‫«منو بگیر و تو آغوشت قایم کن»‬

1220
01:18:48,194 --> 01:18:52,525
‫اینم دیگه خیلی رو پیدا کرده.‬
‫نگاه کن انگار واسه مبارزه اومده اینجا.‬

1221
01:18:52,814 --> 01:18:56,918
‫نگران نباش مادر، وقتش که برسه‬
‫با سرعت جت از زندگی‌مون می‌ره بیرون.‬

1222
01:18:57,425 --> 01:18:58,957
‫اونش با من.‬

1223
01:19:00,479 --> 01:19:04,423
‫هجران خانم، بشینین شما هم اونطوری،‬
‫سر پا نمونین.‬

1224
01:19:04,664 --> 01:19:07,038
‫«ای نینا بشی و واگذارت کنم به خدا»‬

1225
01:19:07,292 --> 01:19:10,410
‫«ای نینا بشی و واگذارت کنم به خدا»‬

1226
01:19:10,651 --> 01:19:12,100
‫باید حرف بزنیم.‬

1227
01:19:13,447 --> 01:19:15,331
‫چیزی واسه گفتن نیست.‬

1228
01:19:16,047 --> 01:19:17,502
‫- مامان؟‬
‫- جانم؟‬

1229
01:19:17,743 --> 01:19:19,264
‫یالله، بسم‌الله.‬

1230
01:19:19,505 --> 01:19:22,157
‫«اگه مادرت تو رو نده تو خونه ترشیده بشی»‬

1231
01:19:22,398 --> 01:19:27,599
‫خب، همه‌مون اینجا‬
‫به یه دلیل مشخص...‬

1232
01:19:27,840 --> 01:19:29,750
‫.. دور هم جمع شدیم.‬

1233
01:19:30,142 --> 01:19:33,637
‫هرچند جوونا انگشتر رو‬
‫تو دستشون کردن...‬

1234
01:19:33,878 --> 01:19:39,878
‫.. یعنی ما هم دیگه محض تشریفات،‬
‫طبق رسم و رسوم یه خواستگاری می‌کنیم.‬

1235
01:19:43,696 --> 01:19:48,748
‫حالا، با اجازه‌ی خدا و‬
‫به سنت پیغمبر...‬

1236
01:19:49,288 --> 01:19:53,600
‫.. دخترتون ییلدیز رو‬
‫واسه پسرمون سرهات خواستگاری می‌کنیم.‬

1237
01:19:56,957 --> 01:20:01,026
‫اگه ییلدیز می‌خواد، من‬
‫حرفی ندارم.‬

1238
01:20:04,220 --> 01:20:10,007
‫حالا که دخترم هم می‌خواد و دوستش داره‬
‫منم با این وصلت موافقت می‌کنم.‬

1239
01:20:10,248 --> 01:20:11,803
‫خدایا شکرت.‬

1240
01:20:13,110 --> 01:20:15,758
‫شریک، تو داداش ییلدیزی،‬
‫تو هم موافقی؟‬

1241
01:20:15,999 --> 01:20:19,496
‫خوشگل منو به کی غیر از تو‬
‫بسپارم؟‬

1242
01:20:19,840 --> 01:20:21,657
‫- منم راضی‌ام.‬
‫- ارادت.‬

1243
01:20:22,629 --> 01:20:23,951
‫داداش؟‬

1244
01:20:24,192 --> 01:20:28,424
‫داداشت قربونت بره.‬
‫ببین هرجور که تو خوشحال می‌شی همونطوره.‬

1245
01:20:28,665 --> 01:20:30,326
‫من خوشحال می‌شم.‬

1246
01:20:31,962 --> 01:20:33,331
‫مامان؟‬

1247
01:20:34,320 --> 01:20:39,750
‫پسرم، من نه حریف تو می‌شم نه حریف دلت.‬

1248
01:20:40,020 --> 01:20:43,184
‫آقا بودن هم همینه دیگه.‬

1249
01:20:43,428 --> 01:20:48,192
‫هرچی اون صلاح بدونه همون می‌شه.‬
‫فدای سرت.‬

1250
01:20:48,712 --> 01:20:51,634
‫واسه هر دو طرف خیر باشه.‬

1251
01:20:51,993 --> 01:20:54,804
‫خب، واسه مهریه چی می‌خواین؟‬

1252
01:20:55,504 --> 01:20:57,760
‫به خدا که از شما فقط شرفتون رو می‌خوایم، عاکف.‬

1253
01:20:58,094 --> 01:20:59,266
‫ارادت.‬

1254
01:20:59,507 --> 01:21:01,885
‫یلدوران‌ها، سال‌های زیادیه که‬
‫تو این خاک ریشه دووندن.‬

1255
01:21:02,126 --> 01:21:04,822
‫بزرگ شدن، صاحب اینجا بودن، آقایی کردن.‬

1256
01:21:05,228 --> 01:21:08,523
‫با اومدن شما، من امروز اینجا‬
‫یه خانواده‌ی بزرگ می‌بینم.‬

1257
01:21:08,764 --> 01:21:11,816
‫خیلی ممنونم. ولی خب‬
‫رسیدن به این روزا هم اونقدرها آسون نبود.‬

1258
01:21:12,057 --> 01:21:15,815
‫یه وقتایی خونمون ریخته شد،‬
‫یه وقتایی خون ریختیم.‬

1259
01:21:16,168 --> 01:21:19,336
‫دلمون سوخت، دل سوزوندیم.‬

1260
01:21:19,695 --> 01:21:21,078
‫ولی من فقط اینو می‌دونم.‬

1261
01:21:21,334 --> 01:21:25,526
‫خوشبختی تو این خاک،‬
‫نهالیه که خیلی سخت شکوفه می‌ده.‬

1262
01:21:27,234 --> 01:21:31,366
‫ولی اگه یه بار به اون خاک بچسبه، دیگه‬
‫یه عمر به میوه دادن ادامه می‌ده.‬

1263
01:21:32,366 --> 01:21:34,297
‫واسه همین من الان جلوی روی همه...‬

1264
01:21:34,538 --> 01:21:37,102
‫.. می‌خوام یه بار دیگه بهتون‬
‫این قول رو بدم که...‬

1265
01:21:38,102 --> 01:21:42,011
‫.. من واسه خوشبخت کردن دخترتون یه عمر‬
‫هر کاری از دستم بربیاد انجام می‌دم.‬

1266
01:21:42,252 --> 01:21:43,702
‫هر کاری که بشه.‬

1267
01:21:46,436 --> 01:21:49,061
‫اگه کسای دیگه‌ای هم هستن که‬
‫این خوشبختی رو می‌خوان...‬

1268
01:21:49,941 --> 01:21:51,508
‫.. به عنوان بزرگ‌ترتون اینو می‌گم...‬

1269
01:21:51,749 --> 01:21:54,078
‫.. خدا هزار برابر چیزی که به ما داده رو به اونا بده.‬

1270
01:21:54,319 --> 01:21:57,371
‫- آمین.‬
‫- دختر، یالا.‬

1271
01:21:57,667 --> 01:21:59,768
‫- یالا، یالا.‬
‫- یالا، یالا.‬

1272
01:22:00,350 --> 01:22:02,088
‫یالا، بسم‌الله.‬

1273
01:22:02,571 --> 01:22:04,937
‫بلند شین جوونا. بیا.‬

1274
01:22:07,267 --> 01:22:08,870
‫بده ببینم.‬

1275
01:22:12,352 --> 01:22:15,476
‫«پل سیاه انارستانه»‬

1276
01:22:15,717 --> 01:22:20,308
‫«ای هوار، ای دل ای دل، ای دل ای دل»‬

1277
01:22:20,556 --> 01:22:24,385
‫«زیبایی خودش یه ثروته»‬

1278
01:22:24,626 --> 01:22:29,240
‫«ای مُردم، ای دل ای دل، ای دل ای دل»‬

1279
01:22:29,481 --> 01:22:31,342
‫- قیچی نمی‌بُره.‬
‫- چی؟‬

1280
01:22:31,611 --> 01:22:34,645
‫- قیچی نمی‌بُره خان‌داداش.‬
‫- قیچی نمی‌بُره؟ خب. داداشم؟‬

1281
01:22:34,886 --> 01:22:37,453
‫«ای هوار، ای دل ای دل، ای دل ای دل»‬

1282
01:22:37,694 --> 01:22:39,065
‫«لایق معشوقشه»‬

1283
01:22:39,306 --> 01:22:41,068
‫بارتو بستی. بگیر.‬

1284
01:22:41,309 --> 01:22:43,411
‫اگه همینطوری پیش بری، واسه خودت خونه می‌خری.‬

1285
01:22:44,167 --> 01:22:45,945
‫- حالا می‌بُره؟‬
‫- آره، می‌بُره.‬

1286
01:22:46,186 --> 01:22:47,514
‫بده.‬

1287
01:22:48,247 --> 01:22:49,810
‫نمی‌تونم باهات دعوا کنم.‬

1288
01:22:51,063 --> 01:22:53,483
‫یالا دیگه، بسم‌الله.‬

1289
01:22:58,361 --> 01:23:00,037
‫مبارک باشه، خیرشو ببینین.‬

1290
01:23:04,296 --> 01:23:07,382
‫«لاله‌ها به کوه زدن»‬

1291
01:23:07,623 --> 01:23:12,150
‫«ای هوار، ای دل ای دل، ای دل ای دل»‬

1292
01:23:12,391 --> 01:23:16,519
‫«به گل‌ها ولوله افتاد»‬

1293
01:23:16,760 --> 01:23:19,810
‫«ای مُردم، ای دل ای دل، ای دل ای دل»‬

1294
01:23:20,051 --> 01:23:21,562
‫یالا، دستمونو ببوسین.‬

1295
01:23:21,803 --> 01:23:24,632
‫«واسه مُردنم نمی‌سوزم»‬

1296
01:23:24,873 --> 01:23:29,390
‫«ای هوار، ای دل ای دل، ای دل ای دل»‬

1297
01:23:29,631 --> 01:23:33,498
‫«یار دست به دست چرخید»‬

1298
01:23:33,739 --> 01:23:38,432
‫«ای مُردم، ای دل ای دل، ای دل ای دل»‬

1299
01:23:53,344 --> 01:23:56,491
‫- تو؟‬
‫- بیا دختر، بیا. دیگه کار از کار گذشته.‬

1300
01:23:56,732 --> 01:23:59,096
‫«لاله‌ها به کوه زدن»‬

1301
01:23:59,337 --> 01:24:04,220
‫«ای هوار، ای دل ای دل، ای دل ای دل»‬

1302
01:24:05,275 --> 01:24:07,090
‫این مسابقه رو بردی.‬

1303
01:24:07,331 --> 01:24:08,884
‫«به گل‌ها ولوله افتاد»‬

1304
01:24:09,125 --> 01:24:11,948
‫«ای مُردم، ای دل ای دل، ای دل ای دل»‬

1305
01:24:12,189 --> 01:24:14,453
‫حالا بریم سراغ آلبوم خانوادگی‌ات.‬

1306
01:24:14,694 --> 01:24:17,812
‫- یوسف، یه عکس بگیر ببینم، یالا.‬
‫- چشم خان.‬

1307
01:24:18,053 --> 01:24:19,742
‫دوربین عکاسی رو آوردی اینجا؟‬

1308
01:24:19,983 --> 01:24:23,499
‫بهت که گفتم. گفتم اونجا رو با عکسای خیلی‬
‫قشنگ پر می‌کنیم.‬

1309
01:24:25,055 --> 01:24:28,062
‫- بیا اینوری، به آشیر نزدیک بشین.‬
‫- بیا، یالا.‬

1310
01:24:28,303 --> 01:24:30,278
‫نزدیک بشین، بفرمایین.‬

1311
01:24:32,281 --> 01:24:33,765
‫حاضرین خان؟‬

1312
01:24:47,320 --> 01:24:50,545
‫ملک، از صبح‬
‫هیچی نخوردی دخترم.‬

1313
01:24:50,786 --> 01:24:52,380
‫دست‌کم این شیر رو بخور.‬

1314
01:24:52,621 --> 01:24:54,079
‫- ممنونم.‬
‫- هاه.‬

1315
01:24:56,552 --> 01:24:58,869
‫منتظر آشیری، نه؟‬

1316
01:25:00,968 --> 01:25:02,495
‫رفته با ییلدیز حرف بزنه.‬

1317
01:25:02,736 --> 01:25:07,633
‫بعید می‌دونم، ولی امیدوارم ییلدیز رو‬
‫راضی‌اش کنه که شکایت نکنه.‬

1318
01:25:08,651 --> 01:25:10,072
‫چی بگم؟‬

1319
01:25:10,521 --> 01:25:13,934
‫هر چی به صلاحته همون بشه دخترم، ولی...‬

1320
01:25:14,175 --> 01:25:16,567
‫.. تو این سرما بیرون منتظر نمون، باشه؟‬

1321
01:25:16,808 --> 01:25:19,416
‫تو برو تو اتاقت، من منتظر آشیر می‌مونم.‬

1322
01:25:19,880 --> 01:25:23,976
‫لجبازی نکن دیگه دخترم.‬
‫سرده، همینطوری سر پا اینجا ایستادی.‬

1323
01:25:24,232 --> 01:25:26,808
‫آشیر که اومد، می‌فرستمش پیشت.‬

1324
01:25:29,208 --> 01:25:31,130
‫واقعاً ساعت هر چند که باشه‬
‫می‌فرستیش؟‬

1325
01:25:31,371 --> 01:25:34,924
‫ببین، اینکه راضی‌اش کنه شکایت نکنه‬
‫واسم خیلی مهمه.‬

1326
01:25:35,165 --> 01:25:37,678
‫وگرنه سرهات بدون اینکه بپرسه می‌خوام یا نه...‬

1327
01:25:37,919 --> 01:25:39,488
‫.. به زور منو برمی‌گردونه به اون عمارت.‬

1328
01:25:40,530 --> 01:25:41,955
‫باشه، قول می‌دم.‬

1329
01:25:42,196 --> 01:25:46,279
‫ساعت هر چند که باشه، آشیر بیاد‬
‫می‌فرستمش پیشت.‬

1330
01:25:46,880 --> 01:25:48,043
‫ممنون.‬

1331
01:25:51,112 --> 01:25:53,532
‫یالا برو تو اتاق.‬

1332
01:25:56,834 --> 01:25:59,547
‫چی شده؟ ملک، برو تو اتاقت!‬

1333
01:26:10,322 --> 01:26:11,649
‫یوسف!‬

1334
01:26:18,270 --> 01:26:20,998
‫نترسین! آسیبی بهتون نمی‌رسه!‬

1335
01:26:21,369 --> 01:26:25,043
‫اینجا هم به جز سرهات خان کسی‬
‫نمی‌تونه بهتون کمک کنه.‬

1336
01:26:25,591 --> 01:26:27,154
‫ضیان خان زندانه.‬

1337
01:26:27,640 --> 01:26:31,063
‫می‌برمتون به عمارت.‬
‫دستور آقامه.‬

1338
01:26:31,312 --> 01:26:34,530
‫نه، نمیام!‬
‫من هیچ‌جا نمیام!‬

1339
01:26:35,197 --> 01:26:37,399
‫پسرم، با احترام ملک خانم رو همراهی‌اش کنین.‬

1340
01:26:37,701 --> 01:26:42,077
‫- نه، من هیچ‌جا نمیام!‬
‫- ولم کنین! داری چیکار می‌کنی یوسف؟‬

1341
01:26:42,318 --> 01:26:45,513
‫- یوسف!‬
‫- نه من نمیام! نه! مامان!‬

1342
01:26:46,984 --> 01:26:50,661
‫- ولم کنین دیگه! ولم کنین! نمیام!‬
‫- ملک!‬

1343
01:26:56,756 --> 01:26:59,146
‫دخترم، خوبی؟‬

1344
01:27:01,240 --> 01:27:02,888
‫کابوس دیدم.‬

1345
01:27:03,660 --> 01:27:06,694
‫باشه. وایسا، یکم آب بخور.‬

1346
01:27:07,181 --> 01:27:11,024
‫ببین تموم شد دخترم، تموم شد. بگیر.‬

1347
01:27:17,945 --> 01:27:19,072
‫آشیر؟‬

1348
01:27:19,514 --> 01:27:20,784
‫آشیر اومد؟‬

1349
01:27:21,921 --> 01:27:23,990
‫نه، هنوز نیومده.‬

1350
01:27:28,262 --> 01:27:30,566
‫ملک، کجا داری می‌ری؟‬

1351
01:27:31,531 --> 01:27:32,832
‫نمی‌شه.‬

1352
01:27:33,348 --> 01:27:37,560
‫من نمی‌تونم اینجا منتظر بمونم، خودم می‌رم با ییلدیز‬
‫حرف می‌زنم که شکایت نکنه.‬

1353
01:27:37,801 --> 01:27:40,078
‫اینطوری ضیان هم بازداشت نمی‌شه.‬

1354
01:27:40,903 --> 01:27:46,903
‫ولی ملک، نرو تو رو خدا.‬
‫ببین صبر کن، آشیر الان می‌رسه.‬

1355
01:27:47,177 --> 01:27:49,676
‫امشب به اون عمارت نرو ملک.‬

1356
01:27:50,052 --> 01:27:51,288
‫اوف!‬

1357
01:27:51,529 --> 01:27:54,248
‫ای بابا، یه بار هم که شده به حرف مادرت گوش کن!‬

1358
01:27:54,550 --> 01:27:58,604
‫الان می‌ری و دوباره خوشبختی‌شون رو می‌بینی و دیوونه می‌شی.‬

1359
01:28:18,520 --> 01:28:23,281
‫«اگه خرمن‌جا رو شخم بزنن»‬

1360
01:28:23,590 --> 01:28:29,396
‫«ای صنم، وای صنم»‬

1361
01:28:29,715 --> 01:28:34,674
‫«جاش گل بکارن»‬

1362
01:28:34,915 --> 01:28:40,138
‫«من فدای اون یار گندم‌گون بشم»‬

1363
01:28:40,379 --> 01:28:42,043
‫- عاکف؟‬
‫- جانم؟‬

1364
01:28:43,122 --> 01:28:45,474
‫تو هنوز درباره‌ی اینا تحقیق نکردی؟‬

1365
01:28:46,031 --> 01:28:47,511
‫منتظر خبرم مادر.‬

1366
01:28:47,752 --> 01:28:51,739
‫اگه منتظر عاکف بمونیم، اینا قطار قطار بچه میارن، حالا ببین کی گفتم.‬

1367
01:28:52,160 --> 01:28:54,766
‫یه بار بهم اعتماد کن.‬

1368
01:28:55,007 --> 01:28:57,243
‫ببین، یه بار بهم اعتماد کن، اگه نشد هر چی خواستی بگو.‬

1369
01:28:59,972 --> 01:29:02,385
‫هاه، ببین.‬

1370
01:29:02,626 --> 01:29:04,324
‫بهم اعتماد کن.‬

1371
01:29:04,878 --> 01:29:06,348
‫یالا برو، یالا.‬

1372
01:29:08,136 --> 01:29:13,498
‫«من فدای اون یار گندم‌گون بشم»‬

1373
01:29:14,113 --> 01:29:18,759
‫«اگه به عشقش برسوننش»‬

1374
01:29:19,000 --> 01:29:24,653
‫«من فدای اون یار گندم‌گون بشم»‬

1375
01:29:30,000 --> 01:29:39,000
ناین مووی؛ مرجع فیلم و سریال های روز دنیا!
.::9movie.org::.

1376
01:29:45,512 --> 01:29:50,200
‫«اگه خرمن‌جا رو شخم بزنن»‬

1377
01:29:50,441 --> 01:29:51,656
‫«ای صنم، وای صنم»‬

1378
01:29:51,897 --> 01:29:53,567
‫می‌بینم که خیلی خوشحالی.‬

1379
01:29:53,839 --> 01:29:56,956
‫اینقدر دلت می‌خواد خوشبختی دخترت رو ببینی؟‬

1380
01:29:58,817 --> 01:30:00,349
‫معلومه که خوشحالم.‬

1381
01:30:00,976 --> 01:30:02,248
‫خوشحالم.‬

1382
01:30:03,377 --> 01:30:08,590
‫ییلدیز رو راضی کردم ببریمش استانبول. فردا صبح پرواز داریم.‬

1383
01:30:10,229 --> 01:30:13,813
‫تو راضی کردن بقیه استعداد بی‌نظیری داری.‬

1384
01:30:14,280 --> 01:30:16,584
‫تو رسیدن به چیزی که می‌خوام هم همینطور.‬

1385
01:30:19,600 --> 01:30:23,299
‫پس اینا آخرین لحظات ییلدیز تو این عمارته، آره؟‬

1386
01:30:23,545 --> 01:30:24,872
‫همینطوره.‬

1387
01:30:25,113 --> 01:30:28,174
‫ییلدیز فردا از این عمارت می‌ره و دیگه برنمی‌گرده...‬

1388
01:30:28,415 --> 01:30:30,422
‫.. و دیگه سرهات رو هم نمی‌بینه.‬

1389
01:30:31,671 --> 01:30:36,646
‫همون چیزی می‌شه که پدربزرگش می‌خواست
‫و ما هم از زندان رفتن نجات پیدا می‌کنیم.

1390
01:30:39,816 --> 01:30:40,963
‫مطمئنی؟‬

1391
01:30:41,264 --> 01:30:42,487
‫آیتن خانم؟‬

1392
01:30:44,360 --> 01:30:45,564
‫اینطور فکر می‌کنی؟‬

1393
01:30:46,344 --> 01:30:49,899
‫خب، درباره‌ی این کنعان چی؟ چیزی فهمیدی؟‬

1394
01:30:53,574 --> 01:30:56,296
‫ایول! قطع کن، قطع کن!‬

1395
01:30:58,688 --> 01:31:01,087
‫این آیتن خانم و کنعان رو ببین تو رو خدا!‬

1396
01:31:01,728 --> 01:31:04,369
‫به خدا روی هر چی بازیگره سفید کردن.‬

1397
01:31:05,687 --> 01:31:08,048
‫موذی خوشگل‌‌رو.‬

1398
01:31:09,288 --> 01:31:11,313
‫حیف این زیبایی که قراره به باد بره.‬

1399
01:31:11,895 --> 01:31:14,468
‫موذی خوش‌گل‌رو.‬

1400
01:31:26,455 --> 01:31:28,235
‫- خب آقا؟‬
‫- رقص هالای؟‬

1401
01:31:28,508 --> 01:31:30,823
‫- یالا.‬
‫- حالا یه آهنگ هالای بزنین ببینم.‬

1402
01:31:35,119 --> 01:31:37,117
‫ماشالله! یالا!‬

1403
01:31:39,182 --> 01:31:41,051
‫- یالا شریک.‬
‫- یالا.‬

1404
01:31:41,292 --> 01:31:43,142
‫نه دخترم، من از این رقصا سر در نمیارم، شما...‬

1405
01:31:43,383 --> 01:31:46,332
‫بلند شو خوش می‌گذره. یالا بیا، باشه.‬
‫بیا، بیا، بیا.‬

1406
01:31:46,573 --> 01:31:48,402
‫- بیا، بیا.‬
‫- نه پسرم، من فشار خون دارم.‬

1407
01:31:48,643 --> 01:31:51,457
‫تو رو خدا، به خدا اصلاً حال ندارم.‬
‫شما برین برقصین، یالا پسرم.‬

1408
01:31:51,698 --> 01:31:52,779
‫مامان، یالا دیگه.‬

1409
01:31:57,094 --> 01:31:59,586
‫باشه، پس منم بلند شم یه دلی از عزا دربیارم.‬

1410
01:32:33,339 --> 01:32:36,638
‫چی شد؟ چی گفت؟‬

1411
01:32:37,652 --> 01:32:41,154
‫این آیتن خانم اصلاً پول نداره.‬

1412
01:32:42,193 --> 01:32:43,953
‫- کلی هم بدهی داره.‬
‫- بدهی؟‬

1413
01:32:44,194 --> 01:32:49,074
‫آره. اون مُردنی کنارش هم...‬

1414
01:32:49,315 --> 01:32:52,764
‫.. آدم درستی نیست، سابقه‌داره.‬

1415
01:32:53,005 --> 01:32:54,211
‫نه بابا؟‬

1416
01:32:58,857 --> 01:33:00,293
‫- خیلی خوبه.‬
‫- آره.‬

1417
01:33:00,534 --> 01:33:02,837
‫- وایسا برم یکم برقصم.‬
‫- برو برقص.‬

1418
01:33:03,078 --> 01:33:06,180
‫- وایسا، برم دست پسرم رو بگیرم.‬
‫- منم میام.‬

1419
01:33:48,786 --> 01:33:50,428
‫ملک خانم، خیر باشه؟‬

1420
01:33:53,995 --> 01:33:55,482
‫داخل خبریه؟ جشن گرفتین؟‬

1421
01:33:55,723 --> 01:33:58,153
‫معلومه که هست، عروسیمونه.‬

1422
01:33:58,407 --> 01:34:00,855
‫عروسی؟ چه عروسی‌ای؟‬

1423
01:34:01,096 --> 01:34:02,673
‫آقا سرهاتم داره ازدواج می‌کنه.‬

1424
01:34:10,544 --> 01:34:12,048
‫برو کنار از جلوی راهم!‬

1425
01:34:20,496 --> 01:34:21,834
‫در رو باز کن!‬

1426
01:35:27,662 --> 01:35:30,248
‫خواستم همونطوری که شما می‌فهمین جشن بگیرم.‬

1427
01:35:31,530 --> 01:35:32,880
‫تبریک می‌گم.‬

1428
01:35:33,808 --> 01:35:35,439
‫به مرادتون رسیدین.‬

1429
01:35:35,939 --> 01:35:38,710
‫این خانم کیه؟‬

1430
01:35:39,411 --> 01:35:42,231
‫این زن سابق سرهاته.‬

1431
01:35:42,487 --> 01:35:46,695
‫وقتی با این ازدواج کرده بود، با دختر تو هم ازدواج کرد.‬
‫بعدش با هم دشمن شدن.‬

1432
01:35:46,936 --> 01:35:50,637
‫بعد معلوم شد خواهرن.‬
‫بعدش فهمیدن که نه، نبودن.‬

1433
01:35:50,878 --> 01:35:52,453
‫بعدش هم که دیگه ماجرا پشت ماجرا.‬

1434
01:35:52,694 --> 01:35:55,805
‫بذار دخترت برات تعریف کنه،‬
‫یه خلوت مادر دختری داشته باشین.‬

1435
01:35:56,507 --> 01:35:59,328
‫اصلاً نگران نباشین، نیومدم مراسمتون رو بهم بزنم.‬

1436
01:36:00,131 --> 01:36:04,205
‫تو فقط برای اینکه من رو بذاری تو منگنه‬
‫و به این عمارت لعنتی برگردونی...‬

1437
01:36:04,446 --> 01:36:06,493
‫.. ضیان خان رو انداختی زندان.‬

1438
01:36:07,308 --> 01:36:11,576
‫اما اونطوری که می‌خوای نمی‌شه.‬
‫نمی‌تونی من رو تو منگنه بذاری.‬

1439
01:36:12,590 --> 01:36:15,150
‫ملک، اون برای اینکه تقاص کارهاش رو پس بده اون توئه.‬

1440
01:36:21,792 --> 01:36:24,976
‫اگه تو این عمارت هر کسی تقاص کارهاش رو پس می‌داد...‬

1441
01:36:25,241 --> 01:36:27,176
‫.. حتی یه نفر هم اینجا باقی نمی‌موند.‬

1442
01:36:29,077 --> 01:36:31,893
‫تو هم نباید از ضیان خان شکایت کنی.‬

1443
01:36:32,209 --> 01:36:36,791
‫خودم می‌خواستم حرف بزنم، دخالت نکن، ول کن.‬

1444
01:36:37,440 --> 01:36:38,959
‫اینطوری می‌خواستی حرف بزنی؟‬

1445
01:36:39,472 --> 01:36:42,127
‫برای حرف زدن اومدی اینجا یا برای جشن گرفتن؟‬

1446
01:36:44,529 --> 01:36:45,926
‫برای این اومدی؟‬

1447
01:36:47,754 --> 01:36:50,965
‫اومدی با من حرف بزنی؟‬
‫برای همین امروز بهم زنگ زدی؟‬

1448
01:36:51,966 --> 01:36:53,005
‫همینه داداش.‬

1449
01:36:53,384 --> 01:36:55,119
‫همچین اتفاقی نمیفته.‬

1450
01:36:56,071 --> 01:36:58,887
‫همچین اتفاقی نمیفته.‬
‫اون آدم بدذات تقاص کارشو پس می‌ده.‬

1451
01:36:59,128 --> 01:37:00,539
‫- ییلدیز.‬
‫- اون زندگی منو دزدید.‬

1452
01:37:00,780 --> 01:37:03,383
‫خودت هم اینو می‌دونی.‬
‫همچین اتفاقی نمیفته.‬

1453
01:37:03,628 --> 01:37:06,199
‫نکن قربونت برم،‬
‫ببین نکن.‬

1454
01:37:06,440 --> 01:37:08,232
‫تو هر چی بگی حق داری.‬

1455
01:37:08,832 --> 01:37:11,869
‫لعنتی، آدم خجالت می‌کشه به این مَرد‬
‫بگه بابا، ببین حق با توئه.‬

1456
01:37:12,110 --> 01:37:14,528
‫ولی داداش نکن،‬
‫تو رو خدا نکن.‬

1457
01:37:14,840 --> 01:37:17,207
‫اگه این آدمو از جاش بلند کنی...‬

1458
01:37:17,921 --> 01:37:21,108
‫.. ببین، همه مدعی اون جایگاه می‌شن.‬
‫ببین داداش.‬

1459
01:37:21,464 --> 01:37:24,261
‫ییلدیز، خون به پا می‌شه.‬
‫ببین، خیلی خون ریخته می‌شه.‬

1460
01:37:24,502 --> 01:37:27,593
‫منو ول کن، این و اونو ول کن،‬
‫تو به فکر خواهر و برادرات باش...‬

1461
01:37:27,834 --> 01:37:30,818
‫.. ییلدیز، به فکر برادرزاده‌هات باش.‬
‫ییلدیز، شکایت نکن.‬

1462
01:37:31,059 --> 01:37:33,957
‫قربونت برم، ببین به خاطر من،‬
‫ببین شکایت نکن داداش، نکن دیگه.‬

1463
01:37:39,218 --> 01:37:42,383
‫باشه، شکایت نمی‌کنم.‬
‫باشه، تمومش کن.‬

1464
01:37:42,624 --> 01:37:44,944
‫خوبه. بیا.‬

1465
01:37:45,185 --> 01:37:46,816
‫بیا، قضیه حل شد، بیا.‬

1466
01:37:48,283 --> 01:37:51,846
‫تو زندگی من دخالت نکنین،‬
‫هر گِلی می‌خواین به سرتون بزنین!‬

1467
01:37:54,984 --> 01:37:56,136
‫ملک.‬

1468
01:37:58,777 --> 01:38:01,601
‫نرو دخترم، تو این عمارت پیش ما بمون.‬

1469
01:38:02,495 --> 01:38:03,986
‫من دیگه به این عمارت برنمی‌گردم.‬

1470
01:38:04,227 --> 01:38:08,957
‫ضیان چه اون تو بمونه،‬
‫چه بیاد بیرون، تصمیم من قطعیه.‬

1471
01:38:10,644 --> 01:38:11,977
‫معذرت می‌خوام.‬

1472
01:38:12,865 --> 01:38:15,552
‫دمت گرم داداش. بیا اینجا، بیا.‬

1473
01:38:16,584 --> 01:38:17,926
‫دمت گرم عزیز من.‬

1474
01:38:19,320 --> 01:38:22,351
‫ایول شریک.‬
‫هجران خانم، بذارین یوسف برسونتتون.‬

1475
01:38:22,647 --> 01:38:24,076
‫آشیر منو می‌رسونه.‬

1476
01:38:25,142 --> 01:38:28,200
‫آبجی امینه، وسایل هجران رو‬
‫میاری؟‬

1477
01:38:28,441 --> 01:38:29,542
‫- الان میارم.‬
‫- بدو.‬

1478
01:38:29,953 --> 01:38:32,126
‫- باز هم تبریک می‌گم. شب همگی خوش.‬
‫- شب خوش.‬

1479
01:38:32,470 --> 01:38:33,690
‫شب خوش.‬

1480
01:38:37,682 --> 01:38:41,285
‫سرهات، ییلدیز جان،‬
‫من با اجازه‌تون مرخص بشم.‬

1481
01:38:41,526 --> 01:38:44,438
‫می‌دونی که فردا صبح زود‬
‫باید راه بیفتیم.‬

1482
01:38:44,881 --> 01:38:47,409
‫شما فردا صبح می‌رین؟‬

1483
01:38:47,650 --> 01:38:51,502
‫آره، صبح می‌ریم استانبول.‬
‫ییلدیز می‌خواد پدربزرگش رو ببینه.‬

1484
01:38:51,769 --> 01:38:52,813
‫خوبه.‬

1485
01:38:53,992 --> 01:38:55,126
‫منم میام.‬

1486
01:38:57,243 --> 01:38:59,839
‫دلم رضا نداد ییلدیز رو‬
‫اونطوری تنها بفرستم.‬

1487
01:39:00,339 --> 01:39:02,395
‫بلیتم رو گرفتم، صبح منم میام.‬

1488
01:39:04,486 --> 01:39:06,487
‫کار خوبی کردی سرهات.‬

1489
01:39:06,836 --> 01:39:09,079
‫- شب بخیر.‬
‫- شب بخیر.‬

1490
01:39:10,490 --> 01:39:15,312
‫گلزار، زود باش دیگه.‬
‫همه چی تموم شد، اینجا رو جمع‌وجور کنین.‬

1491
01:39:17,184 --> 01:39:18,914
‫بازم ممنونم‬
‫که راضیش کردی.‬

1492
01:39:19,155 --> 01:39:21,811
‫باشه. اونو بیخیال شو.‬

1493
01:39:22,320 --> 01:39:26,611
‫ببین، این موقع شب رانندگی نکن،‬
‫بچه‌ها برسوننت خونه، باشه؟‬

1494
01:39:27,001 --> 01:39:28,176
‫- مصطفی.‬
‫- بله آقا.‬

1495
01:39:28,544 --> 01:39:31,315
‫خواهرم رو برسونین خونه، باشه؟‬
‫مواظب باشین.‬

1496
01:39:31,571 --> 01:39:33,172
‫- چشم آقا.‬
‫- بدو.‬

1497
01:39:41,414 --> 01:39:42,652
‫ببین!‬

1498
01:39:43,572 --> 01:39:47,785
‫ببین هجران، یه بار دیگه جلوی بقیه‬
‫منو تو عمل انجام‌شده قرار نده، باشه؟‬

1499
01:39:48,069 --> 01:39:51,534
‫باشه آشیر، نمی‌کنم.‬

1500
01:40:03,705 --> 01:40:05,271
‫امشب خیلی هم خوشگل شده بودی.‬

1501
01:40:05,512 --> 01:40:06,526
‫ها؟‬

1502
01:40:07,985 --> 01:40:10,741
‫- ببخشید، حرفتون رو قطع می‌کنم.‬
‫- ها.‬

1503
01:40:11,013 --> 01:40:12,391
‫- قرارداد ازدواج.‬
‫- چی؟‬

1504
01:40:12,647 --> 01:40:14,314
‫قرارداد ازدواج داداش.‬

1505
01:40:14,555 --> 01:40:19,522
‫ببین، ملک کلی مال و اموال و چیزای دیگه رو‬
‫از چنگت درآورد داداش، باختی.‬

1506
01:40:19,763 --> 01:40:22,320
‫یعنی این دفعه نمی‌شه. اگه الان انجامش ندی‬
‫چیزی ته جیبت نمی‌مونه.‬

1507
01:40:22,561 --> 01:40:24,281
‫قرارداد ازدواج، آره؟‬

1508
01:40:24,522 --> 01:40:26,077
‫ما نیازی به قرارداد ازدواج نداریم.‬

1509
01:40:26,318 --> 01:40:28,666
‫چون هر چی که دارم‬
‫همه‌اش مال ییلدیزه.‬

1510
01:40:28,969 --> 01:40:30,310
‫- نه.‬
‫- چی؟‬

1511
01:40:30,630 --> 01:40:34,224
‫نه. من اینو قبول نمی‌کنم.‬

1512
01:40:34,488 --> 01:40:36,091
‫- اونطوری نه ها.‬
‫- رو دستم موندی.‬

1513
01:40:36,332 --> 01:40:38,577
‫به خدا نه. مال خودم واسم‬
‫بسه، دیدی که.‬

1514
01:40:38,818 --> 01:40:41,842
‫- داداشم واسه من بسه.‬
‫- این قشنگ نیست.‬

1515
01:40:42,103 --> 01:40:44,146
‫- قشنگ نیست.‬
‫- معلوم نیست تهش چی بشه.‬

1516
01:40:44,387 --> 01:40:46,313
‫باشه، قبوله، باشه.‬

1517
01:40:46,721 --> 01:40:48,483
‫- بعداً دلخور نشی؟‬
‫- نه بابا، حتماً.‬

1518
01:40:48,724 --> 01:40:49,888
‫ها؟‬

1519
01:40:51,327 --> 01:40:52,585
‫قرارداد ازدواج، آره؟‬

1520
01:40:52,826 --> 01:40:54,522
‫قرارداد ازدواج بی قرارداد.‬
‫تو چرا به حرف داداشم گوش می‌دی؟‬

1521
01:40:54,763 --> 01:40:56,699
‫چیزی به اسم قرارداد ازدواج‬
‫و این حرفا وجود نداره.‬

1522
01:40:56,940 --> 01:40:58,647
‫چشم آقا. باشه آقا.‬

1523
01:40:59,002 --> 01:41:00,458
‫- ببین، من که اصلاً...‬
‫- بعداً حرف می‌زنیم آقا.‬

1524
01:41:00,699 --> 01:41:02,711
‫- هر چی دارم که مال توئه.‬
‫- نه.‬

1525
01:41:02,952 --> 01:41:05,356
‫همه‌ی اینا باید دربارش صحبت بشه آقا.‬

1526
01:41:05,597 --> 01:41:06,628
‫نه.‬

1527
01:41:07,058 --> 01:41:09,222
‫دستمالت رو بگیر.‬

1528
01:41:10,336 --> 01:41:11,538
‫پیش خودت بمونه.‬

1529
01:41:12,136 --> 01:41:13,603
‫حالا چیکار کنیم؟‬

1530
01:41:14,529 --> 01:41:18,744
‫اگه این سرهات بیاد،‬
‫عمراً ییلدیز رو ول کنه.‬

1531
01:41:20,471 --> 01:41:24,440
‫به نظرت به نجدت بگم؟‬

1532
01:41:24,912 --> 01:41:27,165
‫اون یه جوری می‌تونه سرهات رو‬
‫از سر راه برداره.‬

1533
01:41:27,406 --> 01:41:29,256
‫فکر فوق‌العاده‌ایه.‬

1534
01:41:29,871 --> 01:41:32,357
‫اگه سرهات رو از سر راه برداریم‬
‫مگه چی می‌شه؟‬

1535
01:41:32,598 --> 01:41:36,547
‫مگه آدمای اینجا رو ندیدی؟‬
‫همه‌شون میفتن دنبالمون!‬

1536
01:41:36,968 --> 01:41:40,236
‫آخر این کار دودش تو چشم ما می‌ره کنعان.‬

1537
01:41:40,595 --> 01:41:43,327
‫فیل‌ها با هم می‌جنگن، این وسط سبزه‌ها لگدمال می‌شن.‬

1538
01:41:43,568 --> 01:41:44,629
‫نمی‌شه!‬

1539
01:41:59,548 --> 01:42:05,044
‫اگه کاری که می‌گم رو انجام بدین‬
‫هیچ اتفاقی براتون نمیفته.‬

1540
01:42:06,977 --> 01:42:11,171
‫سلطان خانم، شما درباره من‬
‫اشتباه برداشت کردین.‬

1541
01:42:14,159 --> 01:42:15,278
‫نه.‬

1542
01:42:18,508 --> 01:42:21,095
‫تو خودت رو اشتباه معرفی کردی.‬

1543
01:42:22,396 --> 01:42:26,830
‫شما با یه خروار راز و رمز‬
‫اومدین اینجا.‬

1544
01:42:27,348 --> 01:42:30,590
‫بدهی داشتی.‬

1545
01:42:33,047 --> 01:42:34,839
‫زندان هم که رفتی.‬

1546
01:42:37,442 --> 01:42:40,241
‫دردتون چیه؟‬

1547
01:42:40,617 --> 01:42:43,199
‫چی می‌خواین؟‬
‫بگین منم بدونم.‬

1548
01:42:43,440 --> 01:42:44,818
‫پس درباره ما تحقیق کردین؟‬

1549
01:42:45,059 --> 01:42:46,924
‫معلومه که تحقیق می‌کنم.‬

1550
01:42:47,176 --> 01:42:49,673
‫دارین با یه عشیره‌ی بزرگ وصلت می‌کنین.‬

1551
01:42:49,914 --> 01:42:53,500
‫کی هستین، از کدوم خانواده‌این،‬
‫چی کاره‌این؟‬

1552
01:42:53,749 --> 01:42:57,347
‫همه‌ی اینا رو باید یکی‌یکی‬
‫دونست، مگه نه؟‬

1553
01:42:58,616 --> 01:43:00,524
‫- سلطان خانم.‬
‫- بله.‬

1554
01:43:00,845 --> 01:43:02,112
‫ببینین.‬

1555
01:43:02,639 --> 01:43:05,864
‫من فقط یه هدف دارم.‬

1556
01:43:06,511 --> 01:43:09,222
‫اونم اینه که ییلدیز رو از اینجا ببرم.‬

1557
01:43:09,664 --> 01:43:12,530
‫می‌خوام تو استانبول براش یه زندگی جدید‬
‫درست کنم.‬

1558
01:43:12,776 --> 01:43:15,734
‫و این زندگی باید بدون سرهات باشه.‬

1559
01:43:16,030 --> 01:43:19,688
‫در ضمن من تمام شب حواسم بهتون بود.‬

1560
01:43:20,118 --> 01:43:24,470
‫به نظرم شما هم زیاد راضی نیستین‬
‫که سرهات و ییلدیز با هم باشن.‬

1561
01:43:25,666 --> 01:43:26,936
‫درسته.‬

1562
01:43:27,745 --> 01:43:33,296
‫ببین، حالا چقدر قشنگ و درست‬
‫داری حرفت رو می‌زنی.‬

1563
01:43:33,937 --> 01:43:37,358
‫خوبه. پس درد هردومون یکیه.‬

1564
01:43:38,016 --> 01:43:44,016
‫منم می‌خوام سرهات با زن سابقش،‬
‫یعنی مادر نوه‌ام، زندگی کنه.‬

1565
01:43:45,129 --> 01:43:46,543
‫در این صورت...‬

1566
01:43:48,440 --> 01:43:49,736
‫.. اگه...‬

1567
01:43:50,553 --> 01:43:52,601
‫.. کاری که می‌گم رو انجام بدین...‬

1568
01:43:53,041 --> 01:43:57,387
‫.. سرهات فردا با شما‬
‫سوار اون هواپیما نمی‌شه.‬

1569
01:43:58,476 --> 01:44:03,027
‫اینطوری تو هم با ییلدیز‬
‫برای اینکه دیگه برنگردین...‬

1570
01:44:03,268 --> 01:44:04,678
‫.. از اینجا می‌رین.‬

1571
01:44:05,057 --> 01:44:06,386
‫خوبه.‬

1572
01:44:08,528 --> 01:44:10,576
‫از من چی می‌خواین؟‬

1573
01:44:11,283 --> 01:44:12,736
‫خوبه.‬

1574
01:44:14,000 --> 01:44:22,000
ناین مووی؛ مرجع فیلم و سریال های روز دنیا!
.::9movie.org::.

1575
01:44:24,157 --> 01:44:25,407
‫آشیر.‬

1576
01:44:28,918 --> 01:44:31,273
‫- آشیر!‬
‫- هجران!‬

1577
01:44:31,514 --> 01:44:34,054
‫هجران! هجران!‬

1578
01:44:40,211 --> 01:44:42,349
‫هجران!‬

1579
01:44:49,539 --> 01:44:52,024
‫دختر مگه دیوونه شدی؟‬
‫داری چیکار می‌کنی هجران؟‬

1580
01:44:52,272 --> 01:44:53,432
‫باید با هم حرف بزنیم آقا آشیر!‬

1581
01:44:53,688 --> 01:44:55,839
‫ببین، من هیچ حرفی‬
‫با تو ندارم!‬

1582
01:44:56,080 --> 01:44:57,974
‫- باید به حرفم گوش بدی!‬
‫- نمی‌خوام گوش بدم! چی می‌خوای بگی؟‬

1583
01:44:58,215 --> 01:44:59,666
‫- باید گوش بدی!‬
‫- درباره چی حرف بزنم؟‬

1584
01:44:59,907 --> 01:45:02,905
‫بگو چی بگم؟‬
‫بگو دیگه، بنال دارم گوش می‌دم، بنال!‬

1585
01:45:04,098 --> 01:45:05,687
‫آخه فقط یه بار!‬

1586
01:45:05,928 --> 01:45:07,720
‫فقط یه بار، یه بار!‬

1587
01:45:08,377 --> 01:45:10,355
‫آدم یه بار می‌پرسه!‬

1588
01:45:10,898 --> 01:45:14,385
‫آدم به کسی که دوستش داره می‌گه چرا،‬
‫چطوری، واسه چی این کار رو کردی!‬

1589
01:45:14,626 --> 01:45:17,429
‫آخه من چی رو ازت بپرسم؟‬

1590
01:45:17,670 --> 01:45:21,717
‫چند روزه بدون اینکه درکم کنی و‬
‫به حرفم گوش بدی، منو دنبال خودت می‌کشونی!‬

1591
01:45:22,248 --> 01:45:23,281
‫ولی نه!‬

1592
01:45:23,522 --> 01:45:26,492
‫آشیر خان ما فقط باید‬
‫حرف خودش رو به کُرسی بنشونه!‬

1593
01:45:27,614 --> 01:45:29,753
‫این کارا بهت میاد؟‬

1594
01:45:29,994 --> 01:45:32,552
‫قصاص قبل از جنایت بهت میاد آقا آشیر؟‬

1595
01:45:34,149 --> 01:45:37,002
‫مگه من همه‌چیزت نبودم؟‬

1596
01:45:38,062 --> 01:45:39,871
‫بگو دیگه! مگه من همه‌چیزت نبودم؟‬

1597
01:45:40,112 --> 01:45:43,560
‫بودی لعنتی!‬
‫مثل سگ عاشقت شدم!‬

1598
01:45:43,801 --> 01:45:47,904
‫حالا بگو، چرا گولم زدی؟‬
‫چرا با احساساتم بازی کردی؟‬

1599
01:45:48,145 --> 01:45:51,869
‫محض رضای خدا بگو!‬
‫آخه چرا بهم دروغ گفتی؟‬

1600
01:45:52,147 --> 01:45:53,280
‫نگفتم!‬

1601
01:45:53,521 --> 01:45:55,021
‫آخه چرا با احساسات من بازی کردی؟‬

1602
01:45:55,262 --> 01:45:56,736
‫بازی نکردم!‬

1603
01:45:57,390 --> 01:45:59,367
‫من با احساسات هیچ‌کس بازی نکردم!‬

1604
01:45:59,608 --> 01:46:01,130
‫تو رو خدا ول کن!‬

1605
01:46:03,029 --> 01:46:05,077
‫تهدیدم کردن، تهدید!‬

1606
01:46:05,673 --> 01:46:07,964
‫- به جونم تهدید شدم.‬
‫- تو رو خدا ول کن!‬

1607
01:46:08,205 --> 01:46:10,275
‫تو از هیچی خبر نداری!‬

1608
01:46:10,516 --> 01:46:13,768
‫هجران، تو رو خدا تمومش کن!‬
‫ببین واسه من فیلم بازی نکن، تمومش کن!‬

1609
01:46:15,319 --> 01:46:16,855
‫ببین نپرس کی بوده.‬

1610
01:46:17,096 --> 01:46:20,920
‫نپرس کی بوده و چطوری بوده،‬
‫نمی‌تونم هیچ‌کدوم رو برات تعریف کنم.‬

1611
01:46:21,310 --> 01:46:26,228
‫اگه دروغ بود، میومدم بهت بگم‬
‫که اون آدم داره راست می‌گه؟‬

1612
01:46:26,469 --> 01:46:28,005
‫منو نمی‌فهمی؟‬

1613
01:46:28,391 --> 01:46:30,056
‫مجبور بودم!‬

1614
01:46:30,505 --> 01:46:32,519
‫به جونم تهدید شده بودم!‬

1615
01:46:32,968 --> 01:46:36,808
‫داشتم تو اورفا به عنوان یه زن تنها‬
‫واسه زنده موندن تلاش می‌کردم!‬

1616
01:46:37,310 --> 01:46:38,334
‫همه‌اش همین بود!‬

1617
01:46:38,929 --> 01:46:41,500
‫نه بازی‌ای در کار بود، نه دروغی، نه کلکی!‬

1618
01:46:41,791 --> 01:46:42,984
‫همه‌اش همین بود!‬

1619
01:46:43,225 --> 01:46:44,835
‫هجران، تو رو خدا ول کن!‬

1620
01:46:45,076 --> 01:46:46,494
‫دست از سرم بردار!‬

1621
01:46:49,140 --> 01:46:50,404
‫آخه من...‬

1622
01:46:53,997 --> 01:46:56,171
‫- من بهت...‬
‫- چی من بهت؟‬

1623
01:46:56,584 --> 01:46:59,637
‫یه بار مثل آدم حرفت رو بزن!‬
‫چی من بهت، چی؟‬

1624
01:47:01,344 --> 01:47:03,657
‫من مثل سگ عاشقت شدم!‬

1625
01:47:08,431 --> 01:47:10,344
‫بیا، خیالت راحت شد؟‬

1626
01:47:11,320 --> 01:47:12,990
‫حالا خوشحالی؟‬

1627
01:47:13,665 --> 01:47:15,976
‫مگه حال و روز منو نمی‌بینی؟‬

1628
01:47:16,558 --> 01:47:20,840
‫مگه نمی‌بینی هر بار که بهت نگاه می‌کنم‬
‫دلم چطوری برات ضعف می‌ره؟‬

1629
01:47:22,944 --> 01:47:24,972
‫آدم می‌گه هر چی بوده تموم شده رفته!‬

1630
01:47:25,269 --> 01:47:28,401
‫آدم حرف کسی رو که دوست داره باور می‌کنه!‬

1631
01:47:29,288 --> 01:47:30,499
‫معذرت می‌خوام.‬

1632
01:47:31,129 --> 01:47:34,664
‫به خدا پشیمونم، اشتباه کردم،‬
‫دروغ گفتم، می‌دونم.‬

1633
01:47:34,905 --> 01:47:36,656
‫ولی دارم برات توضیح می‌دم دیگه.‬

1634
01:47:36,897 --> 01:47:39,877
‫اشتباهم رو قبول دارم،‬
‫تقصیرم رو گردن می‌گیرم.‬

1635
01:47:40,718 --> 01:47:43,014
‫تو رو خدا منو ببخش.‬

1636
01:47:48,611 --> 01:47:51,164
‫هنوز داری بِرو بِر نگام می‌کنی.‬

1637
01:47:52,023 --> 01:47:57,199
‫هنوز داری اونطوری زل می‌زنی به صورتم،‬
‫ایول بابا!‬

1638
01:47:57,579 --> 01:48:00,987
‫نه، تو واقعاً یه کله‌خر به تمام معنایی!‬
‫دارم دیوونه می‌شم!‬

1639
01:48:01,228 --> 01:48:03,504
‫تو واقعاً کله‌خری!‬

1640
01:48:05,759 --> 01:48:08,892
‫- اگه تو بودی باور می‌کردی هجران؟‬
‫- باور می‌کردم!‬

1641
01:48:09,527 --> 01:48:10,773
‫باور هم کردم!‬

1642
01:48:11,364 --> 01:48:12,761
‫فقط یه بار.‬

1643
01:48:14,133 --> 01:48:18,837
‫من تو این دنیا فقط به یه نفر‬
‫اعتماد کردم، اونم تویی.‬

1644
01:48:43,908 --> 01:48:45,534
‫من دوستت دارم.‬

1645
01:48:46,627 --> 01:48:48,756
‫می‌دونم کله‌خر، می‌دونم.‬

1646
01:48:50,497 --> 01:48:52,243
‫منم دوستت دارم.‬

1647
01:48:54,074 --> 01:48:55,241
‫اونم خیلی زیاد.‬

1648
01:49:01,669 --> 01:49:02,713
‫چی شد؟‬

1649
01:49:02,954 --> 01:49:04,656
‫آشیر، رو سرت چیه؟‬

1650
01:49:04,897 --> 01:49:06,237
‫مگه رو سرم چیه؟‬

1651
01:49:08,589 --> 01:49:11,867
‫- چی؟‬
‫- آشیر، پرنده رو سرت خرابکاری کرده.‬

1652
01:49:14,301 --> 01:49:15,428
‫این چیه دیگه؟‬

1653
01:49:16,286 --> 01:49:17,413
‫نگاه کن تو رو خدا.‬

1654
01:49:18,090 --> 01:49:21,154
‫من چند ساعته دارم با این می‌گردم؟‬
‫کل اورفا رو با این چرخیدم؟‬

1655
01:49:21,395 --> 01:49:24,211
‫ای بابا! چیکار کنم،‬
‫برم بلیت بخت‌آزمایی بخرم؟‬

1656
01:49:24,452 --> 01:49:25,585
‫گوش کن.‬

1657
01:49:26,857 --> 01:49:29,816
‫جایزه‌ی اصلی خیلی وقته به نامت دراومده،‬
‫خودت خبر نداری.‬

1658
01:49:30,381 --> 01:49:31,444
‫چه حرفایی می‌زنه.‬

1659
01:49:31,685 --> 01:49:35,026
‫برو، برو سمت آرایشگاه.‬
‫اونجا یه کاریش می‌کنم.‬

1660
01:50:06,293 --> 01:50:07,379
‫بیا.‬

1661
01:50:08,264 --> 01:50:12,446
‫سرهات پسرم، همونطور که می‌خواستی آماده کردم.‬
‫بیا.‬

1662
01:50:13,375 --> 01:50:15,232
‫خیلی ممنونم.‬

1663
01:50:16,249 --> 01:50:17,852
‫- آبجی گلزار؟‬
‫- جانم؟‬

1664
01:50:18,546 --> 01:50:20,338
‫- ییلدیز تو اتاقشه؟‬
‫- تو اتاقشه.‬

1665
01:50:20,579 --> 01:50:21,766
‫نیستم.‬

1666
01:50:26,633 --> 01:50:28,665
‫- ییلدیز.‬
‫- آقا.‬

1667
01:50:30,932 --> 01:50:33,553
‫داشتم از آبجی گلزار سراغت رو می‌گرفتم‬
‫که تو اتاقت هستی یا نه.‬

1668
01:50:33,794 --> 01:50:34,863
‫بله.‬

1669
01:50:35,104 --> 01:50:36,371
‫راستش...‬

1670
01:50:37,025 --> 01:50:38,230
‫چی شده؟‬

1671
01:50:40,417 --> 01:50:43,235
‫- سرهات خان، من فکرامو کردم.‬
‫- در مورد چی؟‬

1672
01:50:43,476 --> 01:50:45,983
‫در مورد قضیه‌ی قرارداد ازدواج.‬

1673
01:50:46,384 --> 01:50:48,313
‫ببین ییلدیز، در مورد این قرارداد...‬

1674
01:50:48,554 --> 01:50:49,679
‫حق با برادرته.‬

1675
01:50:50,197 --> 01:50:51,287
‫در مورد چی؟‬

1676
01:50:51,528 --> 01:50:53,541
‫به نظرم باید قرارداد ازدواج ببندیم.‬

1677
01:50:53,782 --> 01:50:56,527
‫ییلدیز ببین، ما در این مورد حرف زدیم،‬
‫ما نیازی به قرارداد نداریم.‬

1678
01:50:56,768 --> 01:50:58,808
‫به نظر من که لازمه. من بندهای قرارداد رو‬
‫اینجا نوشتم.‬

1679
01:50:59,049 --> 01:51:02,536
‫- من هر چی دارم مال توئه.‬
‫- به نظرم لازمه، چون خودم آماده‌اش کردم.‬

1680
01:51:02,777 --> 01:51:04,727
‫چند تا بند آماده کردم.‬

1681
01:51:06,031 --> 01:51:07,380
‫الان همه‌اش اینجاست.‬

1682
01:51:07,621 --> 01:51:11,000
‫- ییلدیز ببین واقعاً...‬
‫- اگه بگی نه، اینا به دردم نمی‌خوره و نمی‌شه...‬

1683
01:51:11,241 --> 01:51:14,272
‫.. و بگی این قرارداد رو امضا نمی‌کنم،‬
‫تا دیر نشده به نظرم...‬

1684
01:51:14,591 --> 01:51:17,321
‫.. بی‌خیال شیم. کلاً قضیه‌ی ازدواج رو‬
‫تمومش کنیم.‬

1685
01:51:17,562 --> 01:51:19,379
‫- بفرمایین آقا.‬
‫- واقعاً؟‬

1686
01:51:29,670 --> 01:51:31,019
‫فهمیدم.‬

1687
01:51:36,050 --> 01:51:39,113
‫- و بندهای این قرارداد یکم سنگینه.‬
‫- ممکنه.‬

1688
01:51:40,141 --> 01:51:42,932
‫بندهاش یکم سنگینه. باید روی این بندها‬
‫حرف بزنیم و...‬

1689
01:51:43,173 --> 01:51:45,003
‫.. انگار لازمه یه سری تغییرات‬
‫توش بدیم.‬

1690
01:51:45,244 --> 01:51:46,471
‫خب، صددرصد.‬

1691
01:51:47,253 --> 01:51:49,245
‫خب پس...‬

1692
01:51:53,751 --> 01:51:54,989
‫آها.‬

1693
01:51:58,255 --> 01:52:00,184
‫- بند اول.‬
‫- بله.‬

1694
01:52:02,586 --> 01:52:04,800
‫صبح‌ها بدون صبح‌بخیر گفتن...‬

1695
01:52:05,279 --> 01:52:08,549
‫- .. حق نداری بری سر کار.
‫- این خط قرمزمه.

1696
01:52:09,663 --> 01:52:11,671
‫آخه من صبح‌ها یکم‬
‫بداخلاق می‌شم...‬

1697
01:52:11,912 --> 01:52:14,576
‫.. اینجا تو پرانتز یه چیزی مثلِ‬
‫قهوه و اینا اضافه کنیم.‬

1698
01:52:15,950 --> 01:52:18,466
‫اگه من اون بداخلاقی رو از سرت بپرونم چی؟‬

1699
01:52:19,931 --> 01:52:23,351
‫خط قرمزت همینه، عوضش نکن.‬

1700
01:52:30,591 --> 01:52:32,797
‫- خب؟‬
‫- بند دوم.‬

1701
01:52:34,119 --> 01:52:37,690
‫شب‌ها موقع خواب، بدون شب‌بخیر گفتن‬
‫خوابیدن ممنوع.‬

1702
01:52:40,276 --> 01:52:41,578
‫درسته.‬

1703
01:52:42,151 --> 01:52:45,714
‫روزت رو با من شروع می‌کنی و‬
‫شبت رو با من تموم می‌کنی.‬

1704
01:52:46,132 --> 01:52:47,497
‫قبوله.‬

1705
01:52:48,372 --> 01:52:50,555
‫- دو از دو.‬
‫- خب؟‬

1706
01:52:51,462 --> 01:52:52,915
‫بند سوم.‬

1707
01:52:53,156 --> 01:52:56,226
‫هر روز، تأکید می‌کنم هر روز،‬
‫باید ازم تعریف کنی.‬

1708
01:52:57,088 --> 01:53:00,724
‫آخه زندگی ما پر از ماجراست و‬
‫هر روزمون یه شکله.‬

1709
01:53:00,965 --> 01:53:05,223
‫- سر این می‌شه یکم چونه زد.‬
‫- چونه زدن نداریم.‬

1710
01:53:06,148 --> 01:53:09,600
‫این بند غیرقابل تغییره، حتی پیشنهاد‬
‫تغییرش هم ممنوعه.‬

1711
01:53:09,841 --> 01:53:14,362
‫وقتی داشتی می‌نوشتی «هر روز باید تعریف کنی»‬
‫باید فکرش رو می‌کردی. قبوله؟‬

1712
01:53:15,082 --> 01:53:16,742
‫خط قرمز ماست.‬

1713
01:53:18,086 --> 01:53:20,284
‫باشه آقا. ادامه بده.‬

1714
01:53:24,252 --> 01:53:26,998
‫بند چهارم. تحت هر شرایطی...‬

1715
01:53:27,397 --> 01:53:31,103
‫.. تو هر وضعیتی که باشی،‬
‫وقتی ییلدیز یلدوران زنگ می‌زنه...‬

1716
01:53:31,784 --> 01:53:34,169
‫.. باید گوشی رو برداری. حالا ییلدیز،‬
‫وقتی می‌گی تحت هر شرایطی...‬

1717
01:53:34,410 --> 01:53:35,860
‫بحثی توش نیست.‬

1718
01:53:36,364 --> 01:53:39,618
‫بحثی توش نیست. ولی من که همیشه‬
‫تو یه وضعیت نیستم ییلدیز.‬

1719
01:53:39,859 --> 01:53:42,494
‫یه سری موقعیت‌ها هست،‬
‫مثلاً وسط شلوغی و اینا...‬

1720
01:53:43,616 --> 01:53:45,784
‫- .. اون چیزا...
‫- چه چیزی از این شرط مهم‌تره...

1721
01:53:46,025 --> 01:53:47,547
‫.. من که نفهمیدم.‬

1722
01:53:48,241 --> 01:53:51,322
‫جای بحث نداره. قبوله.‬

1723
01:53:54,342 --> 01:53:57,469
‫بند پنجم. سرهات یلدوران...‬

1724
01:53:57,902 --> 01:54:00,759
‫.. هر اتفاقی که بیفته‬
‫تو بیماری و سلامت...‬

1725
01:54:01,222 --> 01:54:03,778
‫.. تا وقتی که مرگ اونا رو از هم جدا کنه...‬

1726
01:54:05,641 --> 01:54:08,427
‫.. هیچ زنی رو جز ییلدیز یلدوران‬
‫دوست نخواهد داشت.‬

1727
01:54:09,518 --> 01:54:10,653
‫خوبه.‬

1728
01:54:12,902 --> 01:54:15,719
‫- من این برگه رو امضا نمی‌کنم.‬
‫- دلیلش؟‬

1729
01:54:16,405 --> 01:54:18,748
‫- دلیلش؟‬
‫- من این برگه رو امضا نمی‌کنم.‬

1730
01:54:19,177 --> 01:54:21,161
‫- یعنی چی؟
‫- همینطوری.

1731
01:54:26,806 --> 01:54:28,012
‫بیا.‬

1732
01:54:28,371 --> 01:54:30,117
‫- نه، نه نمی‌شه.‬
‫- ییلدیز...‬

1733
01:54:30,358 --> 01:54:32,086
‫اصلاً نمی‌شه. نه!‬

1734
01:54:34,774 --> 01:54:37,036
‫حالا که قرارداد آوردی...‬

1735
01:54:37,492 --> 01:54:40,405
‫- .. بدون امضا کجا؟
‫- یعنی چی؟

1736
01:54:41,289 --> 01:54:43,686
‫- مگه تو قرارداد نیاوردی؟‬
‫- آره.‬

1737
01:54:44,577 --> 01:54:46,442
‫بدون امضا کجا می‌ری؟‬

1738
01:55:06,284 --> 01:55:09,776
‫- جوهر بنفش؟‬
‫- جوهر بنفش.‬

1739
01:55:12,256 --> 01:55:13,891
‫انگشتت رو بده ببینم.‬

1740
01:55:17,342 --> 01:55:19,048
‫ییلدیز...‬

1741
01:55:20,305 --> 01:55:22,480
‫.. من تو رو نه با قلبم...‬

1742
01:55:23,809 --> 01:55:25,777
‫.. بلکه با روحم دوست دارم.‬

1743
01:55:26,304 --> 01:55:29,709
‫واسه همین، این امضا رو هم‬
‫نه با این کلمه‌ها...‬

1744
01:55:31,238 --> 01:55:32,762
‫.. بلکه با روحم می‌زنم.‬

1745
01:55:47,318 --> 01:55:52,577
‫«دلم برات تنگ شده، زدم به دل جاده»‬

1746
01:55:54,644 --> 01:55:59,858
‫«دلم رو به دست باد تو سپردم»‬

1747
01:56:01,501 --> 01:56:05,684
‫اثر انگشتم هم بذار‬
‫امضای روحم باشه.‬

1748
01:56:09,194 --> 01:56:14,259
‫«داغون شدم، کلمه‌ها تیکه‌تیکه شدن»‬

1749
01:56:15,612 --> 01:56:17,469
‫«سوختم، سوختم»‬

1750
01:56:17,710 --> 01:56:21,895
‫«سوختم، سوختم، آخ که چقدر سوختم»‬

1751
01:56:23,224 --> 01:56:28,867
‫«ای زنی که باعث شدی دوباره آواز بخونم»‬

1752
01:56:30,454 --> 01:56:36,107
‫«از نگاه کردن بهت سیر نشدم، بوییدمت هم»‬

1753
01:56:38,167 --> 01:56:42,699
‫«هنوز مستی‌ش از سرم نپریده»‬

1754
01:56:44,757 --> 01:56:47,781
‫«عشقت تو وجودمه»‬

1755
01:56:54,969 --> 01:56:58,191
‫البته می‌خوام چند تا بند هم‬
‫خودم به این قرارداد اضافه کنم.‬

1756
01:56:59,179 --> 01:57:01,052
‫از این به بعد...‬

1757
01:57:02,311 --> 01:57:05,676
‫.. هر روز صبح که بیدار می‌شی‬
‫هر شب موقع خواب، در طول روز...‬

1758
01:57:05,972 --> 01:57:07,861
‫.. هر وقت که باشه...‬

1759
01:57:08,286 --> 01:57:13,202
‫.. ییلدیز یلدوران، هر وقت سرهات یلدوران رو‬
‫می‌بینه، دقیقاً همینطوری می‌خنده.‬

1760
01:57:14,323 --> 01:57:17,045
‫دیگه از اون چشم‌ها اشکی جاری نمی‌شه.‬

1761
01:57:19,130 --> 01:57:20,598
‫قبوله؟‬

1762
01:57:22,600 --> 01:57:24,060
‫- قبوله؟‬
‫- قبوله.‬

1763
01:57:24,651 --> 01:57:26,206
‫«سوختم، سوختم»‬

1764
01:57:26,645 --> 01:57:30,034
‫«سوختم، سوختم، آخ که چقدر سوختم»‬

1765
01:57:32,395 --> 01:57:34,416
‫«ای زنی که باعث شدی دوباره آواز بخونم»‬

1766
01:57:34,657 --> 01:57:37,395
‫این باید شسته بشه، وگرنه پاک نمی‌شه.‬

1767
01:57:39,697 --> 01:57:45,619
‫«از نگاه کردن بهت سیر نشدم، بوییدمت هم»‬

1768
01:57:47,220 --> 01:57:52,244
‫«هنوز مستی‌ش از سرم نپریده»‬

1769
01:57:53,743 --> 01:57:56,569
‫«عشقت تو وجودمه»‬

1770
01:58:05,467 --> 01:58:11,114
‫«جایی که می‌تونم ببینمت دیگه فقط تو رویاهاست»‬

1771
01:58:12,786 --> 01:58:15,748
‫«بهم می‌گن دیوونه»‬

1772
01:58:16,537 --> 01:58:18,822
‫«آخ از این جدایی»‬

1773
01:58:57,435 --> 01:58:58,848
‫صبح بخیر.‬

1774
01:58:59,715 --> 01:59:03,207
‫عجیبه، وقت دکتر رو فراموش نکردی.‬

1775
01:59:04,785 --> 01:59:08,541
‫من به هر چیزی که مربوط به بچه‌ام باشه اهمیت می‌دم‬
‫ملک. دیگه در این مورد حرف نزنیم.‬

1776
01:59:10,267 --> 01:59:12,206
‫دیشب اصلاً اینطوری به نظر نمی‌رسیدی.‬

1777
01:59:12,447 --> 01:59:14,861
‫انگار پیش ییلدیز‬
‫همه چیز رو فراموش کرده بودی.‬

1778
01:59:15,102 --> 01:59:17,797
‫ملک خواهش می‌کنم. لطفاً جو رو متشنج نکن.‬

1779
01:59:18,038 --> 01:59:19,577
‫ببین، من نمی‌خوام باهات بحث کنم.‬

1780
01:59:19,818 --> 01:59:23,469
‫بالاخره واسه سلامت بچه‌مون‬
‫باید در حد حداقل با هم تفاهم داشته باشیم.‬

1781
01:59:23,977 --> 01:59:26,263
‫اون کسی که با من تفاهم نداره...‬

1782
01:59:27,903 --> 01:59:30,300
‫.. و زیر قولش می‌زنه، تویی.‬

1783
01:59:31,241 --> 01:59:32,527
‫ملک...‬

1784
01:59:35,000 --> 01:59:42,000
ناین مووی؛ مرجع فیلم و سریال های روز دنیا!
.::9movie.org::.

1785
01:59:45,463 --> 01:59:48,804
‫خیلی خب، حالا کجا رفت؟‬

1786
01:59:51,055 --> 01:59:54,358
‫آبجی چقدر خوشگل شدی.‬

1787
01:59:54,599 --> 01:59:56,655
‫- خوب شدم؟‬
‫- آره، خیلی قشنگه.‬

1788
01:59:56,896 --> 02:00:00,760
‫ممنون. گفتم یه رنگ و رویی‬
‫داشته باشه.‬

1789
02:00:01,001 --> 02:00:03,454
‫- آخه داریم می‌ریم استانبول.‬
‫- به خدا خیلی خوشگل شدی.‬

1790
02:00:03,702 --> 02:00:05,837
‫ممنون. مامانم رو ندیدی؟‬

1791
02:00:06,499 --> 02:00:09,150
‫آهان، آبجی اون صبح زود رفت بیرون.‬

1792
02:00:10,155 --> 02:00:14,385
‫خب، الان شماره‌اش رو هم ندارم.‬
‫چطوری بهش دسترسی پیدا کنم؟‬

1793
02:00:15,494 --> 02:00:19,050
‫احتمالاً چون داریم می‌ریم استانبول، رفته‬
‫از بازار یه چیزایی بخره.‬

1794
02:00:19,395 --> 02:00:20,911
‫لابد همینطوره.‬

1795
02:00:21,152 --> 02:00:23,008
‫- خب پس باشه.‬
‫- آبجی...‬

1796
02:00:23,249 --> 02:00:25,931
‫- چیه؟‬
‫- اون معلم خصوصی‌ت اومده...‬

1797
02:00:26,339 --> 02:00:29,799
‫.. بردیمش تو اتاقت، بهش چای دادیم.‬
‫خبر داشته باش، منتظرته.‬

1798
02:00:30,219 --> 02:00:31,671
‫ببینا.‬

1799
02:00:32,039 --> 02:00:35,491
‫می‌بینی؟ بین اون همه کار و مشغله‬
‫یه فکری هم به حال من می‌کنه.‬

1800
02:00:36,075 --> 02:00:39,075
‫حالا من به این نگم نیمه‌ی روحم‬
‫پس چی بگم؟‬

1801
02:00:39,356 --> 02:00:41,506
‫- خسته نباشی.‬
‫- ممنون آبجی.‬

1802
02:00:46,539 --> 02:00:49,388
‫اندازه‌های بچه‬
‫با هفته‌ی بارداری کاملاً همخونی داره.‬

1803
02:00:53,173 --> 02:00:55,252
‫حتی جنسیتش رو هم می‌تونم‬
‫واضح ببینم.‬

1804
02:00:55,493 --> 02:00:58,149
‫اگه نمی‌خواین جشن تعیین جنسیت بگیرین‬
‫همین الان می‌تونم بگم.‬

1805
02:00:58,764 --> 02:01:01,367
‫نمی‌گیریم. می‌تونین بگین.‬

1806
02:01:02,466 --> 02:01:04,109
‫پسره.‬

1807
02:01:09,585 --> 02:01:13,648
‫خیلی ممنون. واسه برنامه‌ریزی چکاپ بعدی‬
‫تو اتاقم می‌بینمتون.‬

1808
02:01:24,713 --> 02:01:27,515
‫دیگه قطعی شد که داری‬
‫جانشین یلدوران‌ها رو حمل می‌کنی.‬

1809
02:01:27,970 --> 02:01:31,422
‫حمله می‌کنن ملک.‬
‫با تمام توانشون حمله می‌کنن.‬

1810
02:01:32,029 --> 02:01:35,299
‫دیگه خیلی بیشتر در خطرین.‬
‫واسه همین خواهش می‌کنم...‬

1811
02:01:35,978 --> 02:01:40,256
‫.. لجبازی نکن برگرد عمارت. حداقل تا وقتی این‬
‫خطر ییلدیریم رفع بشه، لطفاً.‬

1812
02:01:40,847 --> 02:01:43,164
‫ضیان خان به قیمت جونش ازمون محافظت می‌کنه.‬

1813
02:01:54,676 --> 02:01:58,557
‫سلطان خانم، از ضیان شکایت کردم.‬

1814
02:01:59,094 --> 02:02:01,848
‫من سر حرفم موندم، حالا نوبت توئه.‬

1815
02:02:02,185 --> 02:02:04,677
‫سرهات سوار اون هواپیما نمی‌شه.‬

1816
02:02:05,052 --> 02:02:08,981
‫اونش راحته.‬
‫سرهات سوار اون هواپیما نمی‌شه.‬

1817
02:02:09,222 --> 02:02:11,880
‫حالا که ضیان خان بازداشت بشه،‬
‫طبیعتاً...‬

1818
02:02:12,121 --> 02:02:13,735
‫.. ملک اولویتش می‌شه.‬

1819
02:02:13,976 --> 02:02:17,061
‫می‌خواد بره از عمارت کورداعلی‌ها‬
‫بیارتش.‬

1820
02:02:17,676 --> 02:02:20,636
‫خیالت راحت باشه.‬
‫یالا.‬

1821
02:02:23,842 --> 02:02:26,612
‫- یالا عزیزم.‬
‫- داری چیکار می‌کنی کنعان؟‬

1822
02:02:27,147 --> 02:02:29,075
‫یکی می‌بینه.‬

1823
02:02:29,418 --> 02:02:34,013
‫عزیزم دیگه تموم شد رفت، از این به بعد‬
‫ببینن چی می‌شه، نبینن چی می‌شه؟‬

1824
02:02:34,947 --> 02:02:36,924
‫این آدمایی که اینجا می‌بینی...‬

1825
02:02:37,165 --> 02:02:39,506
‫.. ما اونا رو نمی‌شناسیم ولی‬
‫اونا ممکنه ما رو بشناسن.‬

1826
02:02:39,747 --> 02:02:41,625
‫حواست هست؟ من دیگه...‬

1827
02:02:41,887 --> 02:02:44,355
‫.. مادرزن سرهات یلدوران هستم.‬

1828
02:02:44,636 --> 02:02:46,422
‫لطفاً رعایت کنیم.‬

1829
02:02:50,921 --> 02:02:52,199
‫آها.‬

1830
02:02:53,557 --> 02:02:56,430
‫- بارون اینجا هم انگار تمومی نداره.‬
‫- آره.‬

1831
02:02:58,214 --> 02:03:00,397
‫برکته دیگه، چی بگیم؟‬

1832
02:03:02,250 --> 02:03:04,171
‫پس فعلاً...‬

1833
02:03:04,761 --> 02:03:07,318
‫.. من یه سر می‌رم استانبول.‬
‫واسه همین جلسه بعدی رو...‬

1834
02:03:07,559 --> 02:03:09,001
‫.. می‌شه بذاریم واسه دوشنبه؟‬

1835
02:03:09,242 --> 02:03:12,679
‫البته. برگشتی زنگ بزن،‬
‫با هم ساعت‌ها رو هماهنگ می‌کنیم.‬

1836
02:03:12,920 --> 02:03:16,567
‫- پس خیلی ممنون. روز خوش.‬
‫- روز خوش. روز خوش.‬

1837
02:03:18,985 --> 02:03:22,231
‫این دفعه این رفتن دیگه‬
‫برگشتی نداره ییلدیز خانم.‬

1838
02:03:29,854 --> 02:03:31,576
‫نوش جان.‬

1839
02:04:50,517 --> 02:04:53,311
‫- صبح بخیر.‬
‫- پسر، اگه هر صبح اینطوری بیدار بشیم...‬

1840
02:04:53,901 --> 02:04:57,052
‫.. واقعاً روزمون ساخته‌ست.‬
‫پسر، عمر آدم زیاد می‌شه.‬

1841
02:04:58,526 --> 02:05:00,597
‫صبر کن آشیر کورداعلی.‬

1842
02:05:01,282 --> 02:05:03,576
‫تا یه هفته دیگه شوهرم می‌شی.‬

1843
02:05:04,858 --> 02:05:07,287
‫بیا ببینم، زن خوشگلم.‬

1844
02:05:09,387 --> 02:05:10,823
‫فقط یه چیزی می‌خوام بگم.‬

1845
02:05:11,064 --> 02:05:13,260
‫بازم یه نکته‌ای هست که‬
‫می‌خوام روش تأکید کنم.‬

1846
02:05:13,557 --> 02:05:15,240
‫- چیه؟‬
‫- با اجازه‌تون.‬

1847
02:05:15,481 --> 02:05:16,575
‫چی شد؟‬

1848
02:05:17,434 --> 02:05:20,426
‫این کیه؟ این آره، این انگشت.‬

1849
02:05:21,907 --> 02:05:24,280
‫بعد از دیشب نباید خالی بمونه.‬

1850
02:05:26,047 --> 02:05:27,722
‫- حسودی مگه تو؟‬
‫- آره.‬

1851
02:05:27,963 --> 02:05:30,404
‫آدم رو کسی که دوستش داره حسادت می‌کنه،‬
‫منم روت حساسم.‬

1852
02:05:30,686 --> 02:05:32,734
‫خوبه، زن حسود دوست دارم.‬

1853
02:05:33,253 --> 02:05:36,414
‫یه انگشتر که چیزی نیست،‬
‫می‌ریم بازار می‌خریم قربونت برم.‬

1854
02:05:36,655 --> 02:05:38,994
‫آه، نه بابا. اصلاً اجازه نمی‌دم.‬

1855
02:05:40,721 --> 02:05:44,650
‫نمی‌ذارم شوهر آینده‌ام با این جذابیتش‬
‫تو بازار...‬

1856
02:05:44,932 --> 02:05:47,710
‫.. دل زنا رو ببره، به هیچ وجه.‬

1857
02:05:49,079 --> 02:05:52,547
‫- واسه همین وقتی خواب بودی پیشگیری کردم.‬
‫- چیکار کردی؟‬

1858
02:05:59,462 --> 02:06:01,105
‫داری چیکار می‌کنی دختر؟‬

1859
02:06:03,457 --> 02:06:05,338
‫آشیر کورداعلی...‬

1860
02:06:07,613 --> 02:06:09,621
‫.. با من ازدواج می‌کنی؟‬

1861
02:06:11,754 --> 02:06:14,438
‫پسر، من اگه به این چشمای قشنگت نه بگم...‬

1862
02:06:14,679 --> 02:06:17,359
‫.. به خدا قسم این هفت‌تیر رو بردار،
‫بزن تو مخم.

1863
02:06:17,600 --> 02:06:20,386
‫- می‌زنما!‬
‫- نمی‌تونی چون قراره بگم بله.‬

1864
02:06:20,985 --> 02:06:22,215
‫بله!‬

1865
02:06:30,400 --> 02:06:32,043
‫بیا اینجا ببینم.‬

1866
02:06:32,523 --> 02:06:34,880
‫می‌خواستم این لحظه‌مون رو موندگار کنم.‬

1867
02:06:35,121 --> 02:06:36,565
‫بیا چند تا هم عکس بگیریم.‬

1868
02:06:36,813 --> 02:06:39,937
‫- آره بگیر. قشنگ بگیریا.‬
‫- باشه عزیزم.‬

1869
02:06:43,247 --> 02:06:44,731
‫داری چیکار می‌کنی؟‬

1870
02:06:45,310 --> 02:06:48,465
‫انگشترم رو نشون می‌دم.‬
‫بده ببینم چطور افتاده.‬

1871
02:06:51,954 --> 02:06:54,287
‫این یکی خیلی خوب شده، ببین چه قشنگه.‬

1872
02:06:54,751 --> 02:06:55,846
‫به نظر منم.‬

1873
02:06:56,087 --> 02:06:58,513
‫این چیه آخه، اینجا تپل افتادم،‬
‫ببین این بده.‬

1874
02:07:04,577 --> 02:07:05,950
‫هجران این چیه؟‬

1875
02:07:07,333 --> 02:07:08,928
‫چیه هجران؟‬

1876
02:07:14,469 --> 02:07:18,223
‫ندا اون شب واسم فرستاد.‬

1877
02:07:21,049 --> 02:07:23,827
‫هجران ببین، من اون شب که اومدم،‬
‫سرم داغ بود.‬

1878
02:07:24,068 --> 02:07:26,711
‫مست بودم، هیچی یادم نیست.‬
‫اومدم و مستقیم بیهوش شدم.‬

1879
02:07:27,270 --> 02:07:29,984
‫ببین بین ما هیچی نبوده.‬
‫واقعاً سوءتفاهم نشه برات.‬

1880
02:07:30,225 --> 02:07:31,994
‫می‌دونم، می‌دونم. آروم باش.‬

1881
02:07:33,053 --> 02:07:34,879
‫می‌دونم که نبوده.‬

1882
02:07:36,947 --> 02:07:41,789
‫بالاخره یه سری خطاها هست که می‌بخشی،‬
‫یه سری‌ها رو هم نه.‬

1883
02:07:44,406 --> 02:07:48,147
‫من اینو نمی‌بخشم. اینو نمی‌بخشم.‬

1884
02:07:48,459 --> 02:07:52,086
‫آشیر، وایسا تو روخدا جایی نرو،‬
‫آروم باش. آشیر نکن.‬

1885
02:07:52,989 --> 02:07:55,045
‫آشیر صدام رو نمی‌شنوی؟‬

1886
02:08:04,828 --> 02:08:06,836
‫بیا!‬

1887
02:08:11,429 --> 02:08:13,199
‫آماده‌ای؟‬

1888
02:08:14,346 --> 02:08:16,925
‫- تقریباً.‬
‫- چقدر خوشگل شدی تو.‬

1889
02:08:17,873 --> 02:08:19,508
‫- خوب شدم؟‬
‫- آره.‬

1890
02:08:19,749 --> 02:08:21,867
‫- چیه، واسه اینکه داری می‌ری استانبول؟‬
‫- آره.‬

1891
02:08:22,847 --> 02:08:25,871
‫خوبه خوبه. پس بالاخره‬
‫داری با پدربزرگت آشنا می‌شی.‬

1892
02:08:26,119 --> 02:08:28,516
‫وای سرهات، خیلی هیجان دارم.‬

1893
02:08:29,044 --> 02:08:34,070
‫نمی‌دونم چیکار کنم، چجور آدمیه،‬
‫یه جوریه دیگه، چه می‌دونم؟‬

1894
02:08:35,104 --> 02:08:37,287
‫دوربین عکاسی رو هم برمی‌دارم.‬

1895
02:08:37,648 --> 02:08:40,965
‫اینم همینطور. هم اونجا عکس می‌گیریم،‬
‫هم می‌ذاریم تو آلبوم.‬

1896
02:08:41,232 --> 02:08:44,057
‫خوبه، تو هیجان داری ولی...‬

1897
02:08:44,497 --> 02:08:46,791
‫- .. منم هیجان دارم.
‫- تو چرا هیجان داری؟

1898
02:08:47,063 --> 02:08:49,730
‫ببینیم پدربزرگت منو لایق‬
‫نوه‌اش می‌دونه یا نه.‬

1899
02:08:51,306 --> 02:08:55,147
‫- اونم هست دیگه.‬
‫- آره والا، واسه اون دیگه کاری نمی‌شه کرد.‬

1900
02:08:55,930 --> 02:08:57,215
‫- یعنی چی؟‬
‫- هر چی پدربزرگم بگه همونه.‬

1901
02:08:57,456 --> 02:09:00,128
‫هر چی آقاجونم بگه همونه؟ ببین، ببین، حرفا رو ببین.‬

1902
02:09:00,926 --> 02:09:03,259
‫- خب اگه الان آقاجونت بگه که...‬
‫- ها؟‬

1903
02:09:03,666 --> 02:09:07,483
‫از این پسره خوشم نیومد.‬
‫انگشتر رو درمیاری می‌ندازی دور؟‬

1904
02:09:07,997 --> 02:09:09,807
‫- اوضاع وخیمه.‬
‫- اذیت نکن.‬

1905
02:09:10,063 --> 02:09:11,475
‫به خدا.‬

1906
02:09:11,755 --> 02:09:15,580
‫مگه نگفتیم تو خوشی و ناخوشی،‬
‫تا وقتی مرگ ما رو از هم جدا کنه؟‬

1907
02:09:15,886 --> 02:09:17,497
‫درسته.‬

1908
02:09:18,255 --> 02:09:20,549
‫اما حتی مرگ هم نمی‌تونه ما رو جدا کنه.‬

1909
02:09:20,790 --> 02:09:22,391
‫- حتی مرگ هم نمی‌تونه ما رو جدا کنه.‬
‫- آره.‬

1910
02:09:22,632 --> 02:09:24,695
‫- من دیگه فکرامو کردم.‬
‫- چی رو؟‬

1911
02:09:24,951 --> 02:09:27,809
‫اگه اینطوری شد، مثلاً اگه دیدیم آقاجونت‬
‫آدم خیلی مدرنیه...‬

1912
02:09:28,050 --> 02:09:29,555
‫- .. می‌گم که من دکترم.
‫- آخ.

1913
02:09:30,274 --> 02:09:31,790
‫- می‌گم جراحم.‬
‫- باشه، درسته.‬

1914
02:09:32,031 --> 02:09:34,029
‫یا اینکه نگاه می‌کنیم و می‌گیم...‬

1915
02:09:34,309 --> 02:09:36,968
‫- اورفا مال منه.‬
‫- اورفا مال منه، من خان اورفام.‬

1916
02:09:37,209 --> 02:09:38,343
‫دقیقاً.‬

1917
02:09:40,307 --> 02:09:42,513
‫می‌گم سفر استانبول رو به جای یه روز،‬
‫یه هفته‌اش نکنیم؟‬

1918
02:09:42,849 --> 02:09:45,643
‫- چطور، واقعاً؟‬
‫- یه عالمه جا هست که می‌خوام بهت نشون بدم.‬

1919
02:09:45,884 --> 02:09:49,949
‫باشه. باشه، همیشه آرزوشو داشتم،‬
‫که با هم بریم.‬

1920
02:09:50,384 --> 02:09:53,471
‫که تو استانبول رو بهم نشون بدی و‬
‫بگردونیم.‬

1921
02:09:53,919 --> 02:09:56,602
‫ولی اگه الان راه نیفتیم،‬
‫امروز نمی‌رسیم، یالا.‬

1922
02:09:56,971 --> 02:10:01,312
‫- یالا خان من، یالا.‬
‫- می‌شه این چمدونو ببندی؟ دستم...‬

1923
02:10:03,152 --> 02:10:05,271
‫مگه می‌شه نبندم؟ می‌بندم.‬

1924
02:10:05,512 --> 02:10:07,890
‫سلین، وقتی دستت اونطوریه معلومه که می‌بندم.‬

1925
02:10:17,643 --> 02:10:19,826
‫دختر، تو مگه سیر شدی از جونت؟‬

1926
02:10:21,290 --> 02:10:23,750
‫ندا، تو مگه سیر شدی از جونت ندا؟‬

1927
02:10:23,991 --> 02:10:26,498
‫- مگه چیکار کردم الان آشیر؟‬
‫- ببین...‬

1928
02:10:27,583 --> 02:10:32,321
‫.. دختر، تو چطور جرئت کردی مخفیانه بیای‬
‫تو بغل من، تو تخت من؟‬

1929
02:10:33,009 --> 02:10:34,779
‫اصلاً به درک که این غلطو کردی.‬

1930
02:10:35,020 --> 02:10:39,210
‫ببین این کار رو کردی، ولی چرا رفتی واسه هجران‬
‫عکس فرستادی ندا؟‬

1931
02:10:39,976 --> 02:10:42,690
‫چیکار کنم آشیر؟ آره فرستادم.‬

1932
02:10:42,972 --> 02:10:46,789
‫چیکار کنم، کردم.‬
‫فرستادم که دیگه با هم یکی نشین.‬

1933
02:10:47,181 --> 02:10:49,800
‫فرستادم که واسه بچه‌هام نامادری نیاد.‬

1934
02:10:50,256 --> 02:10:53,637
‫بی‌چاره شدم، چیکار می‌کردم؟‬
‫مگه راه دیگه‌ای واسم گذاشتی؟‬

1935
02:10:54,920 --> 02:10:56,920
‫می‌دونی، من خوشبخت می‌شم.‬

1936
02:10:57,853 --> 02:11:00,043
‫به خدا قسم من خوشبخت می‌شم.‬

1937
02:11:00,442 --> 02:11:04,116
‫ببین، به کوری چشم تو، به کوری‬
‫چشم بابا، من خوشبخت می‌شم.‬

1938
02:11:04,923 --> 02:11:07,121
‫می‌دونی که یه هفته دیگه عروسیمه؟‬

1939
02:11:07,362 --> 02:11:08,931
‫ببین، فقط یه هفته.‬

1940
02:11:09,196 --> 02:11:12,236
‫همینجا تو حیاط این عمارت،‬
‫همینجا عروسی می‌گیرم.‬

1941
02:11:12,995 --> 02:11:16,757
‫تو تو این عمارت فقط به خاطر اون بچه‌ها موندی.‬

1942
02:11:17,851 --> 02:11:21,422
‫هجران میاد به این عمارت،‬
‫و تو از اینجا گورتو گم می‌کنی می‌ری!‬

1943
02:11:41,955 --> 02:11:44,836
‫- خیره ان‌شاءالله مصطفی؟‬
‫- خان، تو دادگاه در مورد ضیان خان...‬

1944
02:11:45,077 --> 02:11:47,011
‫.. حکم بازداشت و محاکمه صادر شده.‬

1945
02:11:47,300 --> 02:11:49,459
‫قراره از دادگستری ببرنش زندان.‬

1946
02:11:49,700 --> 02:11:51,438
‫چی داری می‌گی پسر؟‬

1947
02:11:51,710 --> 02:11:54,361
‫چه بازداشتی مصطفی؟ چه محاکمه‌ای؟‬

1948
02:12:00,800 --> 02:12:08,800
ناین مووی؛ مرجع فیلم و سریال های روز دنیا!
.::9movie.org::.

1949
02:12:17,228 --> 02:12:19,926
‫اینطوریه که به فنا می‌ری دیگه.‬

1950
02:12:31,498 --> 02:12:34,625
‫ببینیم حالا می‌تونی به پیشنهادم‬
‫نه بگی یا نه، ملک خانم.‬

1951
02:12:43,574 --> 02:12:48,106
‫مصطفی زود برو وکیلا رو صدا کن.‬
‫ببین همین الان بگو بیان.‬

1952
02:12:48,347 --> 02:12:49,887
‫اطاعت می‌شه خان.‬

1953
02:12:59,296 --> 02:13:02,220
‫آهان، پسر، چمدون این خانم رو بردارین...‬

1954
02:13:02,461 --> 02:13:05,285
‫.. مال این آقا رو هم‬
‫ببرین بذارین دم در.‬

1955
02:13:13,672 --> 02:13:17,497
‫مگه قرار نبود سرهات نیاد؟‬
‫ببین قشنگ دست تو دست دارن میان.‬

1956
02:13:17,738 --> 02:13:21,250
‫صبر کن، الاناس که خبرش برسه،‬
‫چیزی نمونده.‬

1957
02:13:23,360 --> 02:13:25,487
‫- حاضرین؟‬
‫- حاضریم.‬

1958
02:13:26,371 --> 02:13:27,697
‫یالا بریم.‬

1959
02:13:28,174 --> 02:13:30,317
‫- خان.‬
‫- بگو یوسف.‬

1960
02:13:31,177 --> 02:13:33,130
‫ضیان خان بازداشت شده.‬

1961
02:13:34,538 --> 02:13:35,895
‫چطور؟‬

1962
02:13:41,354 --> 02:13:43,036
‫چطور اینطوری شده؟‬

1963
02:13:44,182 --> 02:13:46,357
‫من شکایت کردم سرهات.‬

1964
02:13:48,069 --> 02:13:52,569
‫فکر کردم دیدم حق با توئه. یعنی آدمای‬
‫ظالم اینطوری باید تقاص پس بدن.‬

1965
02:13:52,985 --> 02:13:55,382
‫وقتی ییلدیز نخواست شکایت کنه، من کردم.‬

1966
02:13:57,357 --> 02:13:59,008
‫کار درست رو انجام دادین.‬

1967
02:13:59,249 --> 02:14:03,154
‫خب پسرم، الان خونه‌ی کورداعلی‌ها‬
‫حسابی به هم ریخته‌ست.‬

1968
02:14:03,449 --> 02:14:07,100
‫تو شکم ملک جانشین ماست.‬
‫باید اون دختر رو بیاریم اینجا.‬

1969
02:14:08,225 --> 02:14:09,622
‫- ییلدیز...‬
‫- چی؟‬

1970
02:14:09,863 --> 02:14:12,414
‫یالا شما با این پرواز برین، من بعد از اینکه ملک رو‬
‫یه جای امن مستقر کردم...‬

1971
02:14:12,655 --> 02:14:15,250
‫.. با پرواز بعدی میام پیشتون.‬
‫شب تو استانبول همدیگه رو می‌بینیم.‬

1972
02:14:15,491 --> 02:14:17,094
‫- باشه ولی...‬
‫- می‌شه؟‬

1973
02:14:17,335 --> 02:14:19,676
‫اون که نمی‌خواد،‬
‫چطور می‌خوای راضیش کنی؟‬

1974
02:14:20,011 --> 02:14:21,916
‫مادر، چرا همینطوری داری به این زن نگاه می‌کنی؟‬

1975
02:14:22,863 --> 02:14:25,680
‫داداشت که دیگه تو این وضعیت نمی‌خواد‬
‫اون رو تو عمارت نگه داره.‬

1976
02:14:26,335 --> 02:14:29,581
‫دالیان حتماً یه حرکتی می‌زنه.‬
‫ییلدیریم هم تو کمین نشسته.‬

1977
02:14:30,698 --> 02:14:33,317
‫اگه آشیر ازش حمایت نکنه‬
‫چاره‌ای جز اومدن نداره.‬

1978
02:14:33,820 --> 02:14:35,645
‫- باشه؟‬
‫- باشه.‬

1979
02:14:38,276 --> 02:14:39,736
‫از همین الان دلم برات تنگ شده.‬

1980
02:14:40,700 --> 02:14:43,613
‫- شب می‌بینمت.‬
‫- آیتن خانم...‬

1981
02:14:44,133 --> 02:14:45,441
‫- .. خیلی ممنونم.
‫- من ممنونم.

1982
02:14:45,682 --> 02:14:48,077
‫داداش کادی، تو ییلدیز اینا رو‬
‫تا فرودگاه همراهی کن.‬

1983
02:14:48,318 --> 02:14:51,130
‫اطاعت می‌شه خان. زن‌داداش بفرمایین.‬
‫چنگیز، بیا پسرم.‬

1984
02:14:52,563 --> 02:14:53,944
‫یوسف یالا.‬

1985
02:14:56,201 --> 02:14:58,241
‫ممنونم سلطان خانم،‬
‫بابت همه چیز.‬

1986
02:14:58,482 --> 02:15:01,909
‫اصلاً مهم نیست، بازم منتظرتون هستیم،‬
‫حتما بیاین.‬

1987
02:15:02,150 --> 02:15:05,594
‫ان‌شاءالله شما هم بیاین.‬
‫خیلی ممنون، دستتون درد نکنه.‬

1988
02:15:09,008 --> 02:15:11,111
‫دخترم، یالا بریم.‬

1989
02:15:12,171 --> 02:15:15,695
‫- یالا فعلاً.‬
‫- خدا محبتتون رو بیشتر کنه.‬

1990
02:15:16,014 --> 02:15:17,911
‫یالا به سلامت.‬

1991
02:15:23,205 --> 02:15:25,435
‫می‌شه سرتون رو به عقب تکیه بدین؟‬

1992
02:15:29,299 --> 02:15:31,339
‫نشون کرده‌ای؟ نامزدی؟‬

1993
02:15:31,985 --> 02:15:35,527
‫نشون کرده‌ام. ان‌شاءالله تا یه هفته دیگه ازدواج می‌کنم.‬

1994
02:15:35,768 --> 02:15:38,036
‫- مبارک باشه.
‫- خیلی ممنونم.

1995
02:15:38,277 --> 02:15:40,466
‫مبارک باشه.‬

1996
02:15:40,707 --> 02:15:42,944
‫سلامت باشین. ممنون. سلامت باشین.‬

1997
02:15:44,022 --> 02:15:46,696
‫- از موهاتون راضی هستین؟
‫- آره، خیلی قشنگ شد. ممنونم.

1998
02:15:46,937 --> 02:15:48,228
‫به خوشی استفاده کنین.‬

1999
02:15:48,469 --> 02:15:51,167
‫آخه تو اصلاً حیا و شرم سرت نمی‌شه؟‬

2000
02:15:51,408 --> 02:15:53,981
‫- تو دیگه چه جور آدمی هستی؟
‫- چه خبره بابا؟

2001
02:15:54,311 --> 02:15:57,017
‫باز چی شده؟ به خودت بیا. باز اینجا چیکار داری؟‬

2002
02:15:57,258 --> 02:15:59,814
‫ببین داری مشتری‌هامو اذیت می‌کنی ندا. از این مغازه برو بیرون.‬

2003
02:16:00,055 --> 02:16:01,179
‫- جوریه؟
‫- ندا؟

2004
02:16:01,420 --> 02:16:03,577
‫تو میای مغازه‌ی این زن؟‬

2005
02:16:04,072 --> 02:16:07,509
‫تو می‌دونی این زن کیه؟‬

2006
02:16:07,902 --> 02:16:12,011
‫این زنی که فکر می‌کنی آرایشگره، یه زن کاباره‌ای از ازمیره.‬

2007
02:16:12,252 --> 02:16:13,964
‫- چسبیده به شوهر من.
‫- چی؟

2008
02:16:14,205 --> 02:16:17,499
‫بچه‌های من تو خونه با چشم گریون منتظرن. این زن...‬

2009
02:16:17,740 --> 02:16:21,685
‫.. قراره هفته‌ی دیگه با شوهرِ من، تو حیاط خونه‌ی من ازدواج کنه، خبر داری؟‬

2010
02:16:21,926 --> 02:16:24,196
‫تو چه زن رسوایی هستی آخه.‬

2011
02:16:24,437 --> 02:16:27,642
‫پاشین دخترا بریم، پاشین. اسم ما هم بد در نره. پاشین.‬

2012
02:16:27,891 --> 02:16:31,963
‫خانم، مگه می‌شه همچین چیزی؟ تو رو خدا کجا دارین می‌رین؟‬

2013
02:16:33,652 --> 02:16:36,884
‫تو باید از این اورفا بری!‬

2014
02:16:37,125 --> 02:16:39,490
‫باید از این اورفا بری!‬

2015
02:16:39,895 --> 02:16:43,506
‫- پیش همه رسوات می‌کنم!
‫- اه، بسه دیگه!

2016
02:16:43,821 --> 02:16:46,115
‫آخه در مورد رسوایی‌های خودت چی باید گفت؟‬

2017
02:16:46,429 --> 02:16:50,580
‫می‌دونم ندا. می‌دونم چه غلطایی داری می‌کنی، می‌دونم.‬

2018
02:16:51,316 --> 02:16:53,681
‫می‌دونم داری به آشیر خیانت می‌کنی.‬

2019
02:16:53,922 --> 02:16:56,755
‫جلوی اون زنا سکوت کردم، فکر نکن به خاطر تو بود.‬

2020
02:16:57,003 --> 02:17:00,344
‫با اینکه چند روزه همه‌چیز رو می‌دونم، به خاطر آبروی آشیر سکوت می‌کنم.‬

2021
02:17:01,357 --> 02:17:04,286
‫می‌دونم دخترم، می‌دونم.‬

2022
02:17:05,132 --> 02:17:08,100
‫می‌دونم با اون کثافتی که اسمش عاکفه داری به آشیر خیانت می‌کنی.‬

2023
02:17:08,975 --> 02:17:11,840
‫چی داری می‌گی تو؟ چی می‌گی؟‬

2024
02:17:12,081 --> 02:17:15,312
‫چی داری می‌گی آخه؟ به هیچ‌کس...‬

2025
02:17:15,560 --> 02:17:18,191
‫.. هیچ‌چیزی نمی‌گی، شنیدی چی گفتم؟‬

2026
02:17:18,432 --> 02:17:20,519
‫نابودت می‌کنم. به هیچ‌کس...‬

2027
02:17:20,760 --> 02:17:23,607
‫.. هیچ‌چیزی نمی‌گی، وگرنه نابودت می‌کنم!‬

2028
02:17:23,872 --> 02:17:26,689
‫نابودت می‌کنم، شنیدی چی گفتم؟‬

2029
02:17:27,003 --> 02:17:29,796
‫نابودت می‌کنم. تو رو...‬

2030
02:17:30,665 --> 02:17:32,363
‫آخ! آخ!‬

2031
02:17:33,105 --> 02:17:35,708
‫آخ، چشمم!‬

2032
02:17:38,801 --> 02:17:41,595
‫بیا اینجا، گفتم بیا!‬

2033
02:17:42,868 --> 02:17:46,138
‫گمشو! دیگه هم حق نداری پاتو بذاری دم در مغازه‌ی من!‬

2034
02:17:46,697 --> 02:17:51,102
‫بی‌ادب به کارای خودش نگاه نمی‌کنه، اونوقت به من درس اخلاق می‌ده!‬

2035
02:17:51,838 --> 02:17:54,465
‫تعریف می‌کنم. همه‌چیز رو تعریف می‌کنم.‬

2036
02:17:54,706 --> 02:17:58,103
‫همه‌چیز رو مو به مو تعریف می‌کنم.
‫می‌گم که با کی داری بهش خیانت می‌کنی.

2037
02:17:58,368 --> 02:18:01,352
‫داشتی منو می‌کُشتی! داشتی می‌کُشتی!‬

2038
02:18:03,644 --> 02:18:06,739
‫هجران! هجران زنگ نزن!‬

2039
02:18:07,745 --> 02:18:09,427
‫هجران نکن!‬

2040
02:18:10,310 --> 02:18:12,931
‫چون شکایت شده، با قرار بازداشت محاکمه می‌شن آقا آشیر.‬

2041
02:18:20,050 --> 02:18:22,018
‫حکمش چیه وکیل؟ چقدر حبس داره؟‬

2042
02:18:22,896 --> 02:18:27,510
‫ببین جواب نمی‌ده، قطع کن اون تلفنو. هجران ببین نکن.‬

2043
02:18:28,236 --> 02:18:29,704
‫زنگ نزن.‬

2044
02:18:30,119 --> 02:18:32,905
‫- هجران باز کن این در رو.
‫- داشتی منو می‌کُشتی دختر.

2045
02:18:33,177 --> 02:18:35,685
‫چی داری می‌گی تو؟ رسماً داشتی منو می‌کُشتی!‬

2046
02:18:36,283 --> 02:18:37,863
‫باز کن این در رو!‬

2047
02:18:39,460 --> 02:18:41,738
‫هجران، نکن.‬

2048
02:18:43,912 --> 02:18:45,602
‫- آشیر...
‫- نکن.

2049
02:18:46,693 --> 02:18:49,756
‫.. باید یه چیزی بهت بگم. ندا...

2050
02:18:52,119 --> 02:18:54,000
‫.. داره با عاکف بهت خیانت می‌کنه.‬

2051
02:19:05,410 --> 02:19:08,497
‫خدایا کمکم کن. خدایا تو رو خدا کمکم کن.‬

2052
02:19:25,186 --> 02:19:29,289
‫ها گلم، نزدیک عمارت شدم بوم به مشامت رسید؟ خیر باشه؟‬

2053
02:19:29,658 --> 02:19:32,817
‫عاکف بدبخت شدیم.‬

2054
02:19:33,369 --> 02:19:36,218
‫- چی شده گلم؟
‫- این هجران کاباره‌ای...

2055
02:19:36,515 --> 02:19:38,579
‫.. رابطه‌ی بینِ ما رو می‌دونسته.‬

2056
02:19:38,820 --> 02:19:42,528
‫باشه عزیزم، اگه هم بدونه نگران نباش، اون نمی‌تونه به کسی چیزی بگه.‬

2057
02:19:44,159 --> 02:19:46,469
‫همین الان واسه آشیر پیام صوتی فرستاد.‬

2058
02:19:46,710 --> 02:19:49,948
‫رابطه‌ی بین ما رو با پیام صوتی واسه آشیر فرستاد.‬

2059
02:19:50,220 --> 02:19:52,704
‫می‌دونی که جفتمون رو زنده نمی‌ذاره، نه؟‬

2060
02:19:54,169 --> 02:19:55,843
‫عاکف یه کاری بکن.‬

2061
02:20:10,400 --> 02:20:12,226
‫یالا ببینم، هر کاری از دستتون برمیاد بکنین، باشه؟‬

2062
02:20:12,467 --> 02:20:15,603
‫منتظرِ خبرای خوب از طرفتون هستم. بهتون اعتماد دارم. یالا.‬

2063
02:20:16,963 --> 02:20:19,011
‫منم برم یه سری به بابا بزنم.‬

2064
02:20:28,221 --> 02:20:29,531
‫- ملک!
‫- خیر باشه شریک؟

2065
02:20:29,772 --> 02:20:31,611
‫- اومدم ملک رو ببرم شریک.
‫- شریک ببین...

2066
02:20:31,852 --> 02:20:34,726
‫اومدم ملک رو ببرم. ببین ضیان خان بازداشت شده، اینجا قراره به هم بریزه.‬

2067
02:20:34,967 --> 02:20:37,552
‫ملک نمی‌تونه اینجا بمونه. برمی‌دارمش و می‌رم، باشه؟‬

2068
02:20:37,801 --> 02:20:39,396
‫- ملک!
‫- شریک ببین...

2069
02:20:39,637 --> 02:20:41,868
‫- ملک!
‫- ببین نکن قربونت برم، نکن.

2070
02:20:42,109 --> 02:20:45,344
‫اگه خواهرم می‌خواد اینجا بمونه، بذار بمونه. بهش پیله نکن، ولش کن.‬

2071
02:20:45,585 --> 02:20:48,065
‫- شریک نمی‌شه.
‫- آخه پسر اذیتم نکن.

2072
02:20:48,306 --> 02:20:50,855
‫ببین، اگه اون بچه‌ای که تو شکم اون دختره مال توئه...‬

2073
02:20:51,097 --> 02:20:53,385
‫.. برادرزاده‌ی منه پسر. بهم اعتماد کن دیگه.‬

2074
02:20:53,626 --> 02:20:56,179
‫شریک ببین، من با تو مشکلی ندارم، باشه؟‬

2075
02:20:56,786 --> 02:21:00,223
‫ملک رو برمی‌دارم و می‌رم. نمی‌تونه اینجا بمونه.‬

2076
02:21:00,464 --> 02:21:02,606
‫همینجوری کلی دردسر داری، یکی دیگه بهش اضافه نکن.‬

2077
02:21:02,847 --> 02:21:03,967
‫نه شریک، اونطوری نمی‌شه.‬

2078
02:21:04,208 --> 02:21:06,817
‫ببین به خدا حرف آخرم همینه. محضِ رضای خدا از این در برو بیرون.‬

2079
02:21:07,058 --> 02:21:08,367
‫- شریک.
‫- سرهات!

2080
02:21:25,198 --> 02:21:27,531
‫کاش سرهات هم بود.‬

2081
02:21:29,551 --> 02:21:31,900
‫با پرواز شب میاد دیگه دخترم.‬

2082
02:21:32,737 --> 02:21:35,539
‫آره خب، ولی چه می‌دونم، یه جورایی...‬

2083
02:21:36,416 --> 02:21:39,648
‫.. دلم یهو گرفت.‬
‫کاش می‌شد.‬

2084
02:21:41,508 --> 02:21:43,627
‫عشق همینه دیگه.‬

2085
02:21:43,868 --> 02:21:47,868
‫بعضی وقتا دلتنگی خوبه، اون‌موقع رسیدن یه‬
‫معنایی پیدا می‌کنه دختر قشنگم.‬

2086
02:21:49,609 --> 02:21:52,371
‫ممنونم. اینطوری...‬

2087
02:21:53,575 --> 02:21:56,170
‫.. خیلی خوبه که وقتی آدم‬
‫غمی داره...‬

2088
02:21:56,411 --> 02:21:58,863
‫.. مادرش اینجوری بغلش کنه و بهش برسه.‬

2089
02:22:00,314 --> 02:22:04,941
‫سال‌ها مریم خانم برام مادری کرد، هرچند‬
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم حقشو ادا کنم.‬

2090
02:22:05,538 --> 02:22:07,562
‫اما اینجوری یه چیز دیگه‌ست.‬

2091
02:22:28,731 --> 02:22:31,195
‫دختر رو برداشتم،‬
‫تو راه فرودگاهیم.‬

2092
02:22:31,445 --> 02:22:33,560
‫یه ساعت دیگه به مقصد استانبول پرواز می‌کنیم.‬

2093
02:22:49,975 --> 02:22:51,595
‫باشه.‬
‫آدمای آقا عمر...‬

2094
02:22:51,844 --> 02:22:54,247
‫.. وقتی دختر پیاده بشه، تو فرودگاه‬
‫منتظرش می‌مونن.‬

2095
02:23:04,228 --> 02:23:06,006
‫یالا ملک، راه بیفت بریم، یالا.‬

2096
02:23:06,262 --> 02:23:09,262
‫- من با تو هیچ‌جا نمیام.
‫- ملک کشش نده، یالا!

2097
02:23:09,527 --> 02:23:11,805
‫تا وقتی عروسی سر بگیره، من همینجا می‌مونم.‬

2098
02:23:12,046 --> 02:23:13,244
‫آخه چه عروسی‌ای ملک؟‬

2099
02:23:13,516 --> 02:23:15,254
‫داداش، من ازدواج بکنم یا نکنم‬
‫چه فرقی می‌کنه؟‬

2100
02:23:15,495 --> 02:23:17,437
‫تو هر چقدر دلت می‌خواد تو این عمارت بمون.‬

2101
02:23:18,244 --> 02:23:21,878
‫آشیر، تو نه، من دارم ازدواج می‌کنم.‬

2102
02:23:24,900 --> 02:23:26,311
‫چی؟‬

2103
02:23:40,775 --> 02:23:43,323
‫آره، درست شنیدی. همه‌تون درست شنیدین.‬

2104
02:23:43,564 --> 02:23:45,706
‫دارم با ییلدیریم ازدواج می‌کنم.‬

2105
02:23:51,715 --> 02:23:54,690
‫چی داری می‌گی ملک؟ ییلدیریم دیگه کیه؟‬
‫داری چه چرت‌وپرتایی می‌گی ملک؟‬

2106
02:23:55,093 --> 02:23:57,506
‫ملک ببین مزخرف نگو،‬
‫ییلدیریم چیه دیگه، یالا راه بیفت.‬

2107
02:23:57,747 --> 02:23:59,713
‫آره، من با ییلدیریم ازدواج می‌کنم.‬

2108
02:23:59,954 --> 02:24:02,492
‫اینطوری زیر سایه‌ی اون،‬
‫از جانشینت مراقبت می‌کنم.‬

2109
02:24:02,733 --> 02:24:04,922
‫دیگه بین شما و تاشکسن‌ها‬
‫دشمنی‌ای باقی نمی‌مونه.‬

2110
02:24:05,163 --> 02:24:07,430
‫لازم نیست نگران من و‬
‫بچه‌ام باشی.‬

2111
02:24:07,671 --> 02:24:09,316
‫خیلی وقته اون کشمیر...‬

2112
02:24:09,557 --> 02:24:11,898
‫- مزخرف نگو، یالا داریم می‌ریم، یالا!‬
‫- خیلی وقته اون کشمیر...‬

2113
02:24:12,139 --> 02:24:14,734
‫من اجازه نمی‌دم همچین اتفاقی‬
‫بیفته، راه بیفت!‬

2114
02:24:40,938 --> 02:24:42,271
‫آشیر!‬

2115
02:24:42,648 --> 02:24:44,450
‫پسرم!‬

2116
02:24:52,763 --> 02:24:54,915
‫ملک رو بگیر! ملک رو بگیر!‬

2117
02:24:57,141 --> 02:25:00,434
‫برو تو، ملک برو تو.‬

2118
02:25:10,797 --> 02:25:13,204
‫آشیر! آشیر!‬

2119
02:25:16,383 --> 02:25:17,883
‫پسرم!‬

2120
02:25:19,672 --> 02:25:21,474
‫شریک، شریک.‬

2121
02:25:33,606 --> 02:25:36,058
‫هیس، تمومه! درها رو ببندین!‬

2122
02:25:36,387 --> 02:25:40,030
‫آمبولانس خبر کنین! مصطفی درها رو‬
‫ببند پسرم، از آقات محافظت کن!‬

2123
02:25:40,279 --> 02:25:41,867
‫- یالا بریم تو.‬
‫- آشیر!‬

2124
02:25:42,283 --> 02:25:45,261
‫پسرم! ببرش...‬

2125
02:25:48,321 --> 02:25:50,162
‫- شریک...‬
‫- دووم بیار شریک.‬

2126
02:25:50,919 --> 02:25:53,022
‫- شریک!‬
‫- آشیر!‬

2127
02:25:53,865 --> 02:25:55,167
‫آشیر!‬

2128
02:25:55,520 --> 02:25:57,217
‫شریک...‬

2129
02:25:58,172 --> 02:25:59,743
‫.. هجران...‬

2130
02:26:02,264 --> 02:26:04,216
‫.. بچه‌هام...‬

2131
02:26:06,944 --> 02:26:08,666
‫.. دست تو امانت.‬

2132
02:26:14,325 --> 02:26:15,825
‫داداشم...‬

2133
02:26:18,632 --> 02:26:19,910
‫شریک...‬

2134
02:26:20,000 --> 02:26:28,000
کلیه حقوق این زیرنویس متعلق به سایت ناین مووی است
 و دریافت آن از سایت‌های دیگر غیرمجاز و حرام می‌باشد

