1
00:00:11,200 --> 00:00:20,200
ناین مووی، دانلود و تماشای آنلاین
 فیلم‌ها و سریال‌های نایاب با زیرنویس فارسی!
.::9movie.org::.

2
00:00:20,300 --> 00:00:28,300
ناین مووی، دانلود و تماشای آنلاین
 فیلم‌ها و سریال‌های نایاب با زیرنویس فارسی!
.::9movie.org::.

3
00:00:29,144 --> 00:00:30,271
‫ییلدیز...

4
00:00:41,376 --> 00:00:43,080
‫.. با من ازدواج می‌کنی؟

5
00:01:06,238 --> 00:01:08,830
‫روی دردهای من،‬
‫بدبختی‌هام...‬

6
00:01:09,343 --> 00:01:11,040
‫.. روی تنهایی من...‬

7
00:01:11,639 --> 00:01:14,440
‫.. هیچ‌کس، هیچ‌وقت‬
‫خوشبخت نمی‌شه.‬

8
00:01:15,000 --> 00:01:17,880
‫هیچ‌وقت نمی‌تونه یه زندگی تشکیل بده.‬

9
00:01:18,333 --> 00:01:20,720
‫واسه همین هر کاری از دستم بربیاد...‬

10
00:01:21,460 --> 00:01:22,600
‫.. انجام می‌دم.‬

11
00:01:23,792 --> 00:01:25,720
‫مامان سلطان‌ منو می‌کشه.‬

12
00:01:27,832 --> 00:01:30,360
‫- اگه چیزی بهم نگی، من که دیگه...‬
‫- بله.‬

13
00:01:34,037 --> 00:01:35,183
‫چی؟‬

14
00:01:35,873 --> 00:01:36,920
‫بله.‬

15
00:01:40,266 --> 00:01:42,160
‫بله، قبول می‌کنم. بله.‬

16
00:01:44,100 --> 00:01:45,846
‫- بله قبول می‌کنم.‬
‫- چی؟‬

17
00:01:46,087 --> 00:01:47,287
‫بله.‬

18
00:01:55,711 --> 00:01:57,320
‫- بله؟‬
‫- بله.‬

19
00:02:17,356 --> 00:02:18,989
‫تو...‬

20
00:02:21,015 --> 00:02:22,840
‫باهات ازدواج می‌کنم، بله.‬

21
00:02:50,890 --> 00:02:53,800
‫گفتیم تا قبل ازدواج دست زدن ممنوعه آقا سرهات.‬

22
00:02:54,605 --> 00:02:55,880
‫اینطوریه؟‬

23
00:02:56,706 --> 00:02:58,040
‫این آخرین بوسه بود.‬

24
00:02:58,713 --> 00:03:00,200
‫این آخرین بوسه‌ است.‬

25
00:03:01,559 --> 00:03:02,560
‫تو...‬

26
00:03:03,580 --> 00:03:05,440
‫.. یعنی الان داری بهم می‌گی که...

27
00:03:06,173 --> 00:03:07,400
‫.. بهم دست نزن.

28
00:03:11,873 --> 00:03:14,600
‫بوی منو حس نکن و منو نبوس.‬

29
00:03:15,927 --> 00:03:17,240
‫خیلی سخته.‬

30
00:03:21,052 --> 00:03:23,840
‫خیلی صبر کردی، یه ذره دیگه هم صبر کن.‬

31
00:03:24,473 --> 00:03:26,800
‫اگه آخرش تو باشی‬
‫من یه عمر دیگه هم منتظر می‌مونم.‬

32
00:03:27,040 --> 00:03:29,240
‫یه عمر خیلیه، یه عمر...‬

33
00:03:29,480 --> 00:03:33,520
‫باشه، واسه اینکه اونقدر طول نکشه‬
‫هر کاری بتونم می‌کنم، قول می‌دم.‬

34
00:03:41,379 --> 00:03:42,560
‫من خیلی دوستت دارم.‬

35
00:03:44,266 --> 00:03:45,840
‫منم خیلی دوستت دارم.‬

36
00:03:48,666 --> 00:03:49,720
‫خیلی دوستت دارم.‬

37
00:03:51,193 --> 00:03:52,520
‫- ییلدیز.‬
‫- بله.‬

38
00:03:53,220 --> 00:03:54,690
‫ممنونم.‬

39
00:03:55,803 --> 00:03:57,320
‫ممنونم.‬

40
00:03:58,383 --> 00:03:59,450
‫ممنونم.‬

41
00:04:03,643 --> 00:04:04,880
‫حالا...‬

42
00:04:06,599 --> 00:04:07,840
‫.. حالا که نامزد کردیم.‬

43
00:04:10,307 --> 00:04:11,760
‫قول و قرارمون رو جشن می‌گیریم.‬

44
00:04:12,393 --> 00:04:15,160
‫اما نه اون قولی که سال‌ها پیش...‬

45
00:04:16,660 --> 00:04:19,160
‫.. بقیه به جای ما‬
‫داده بودن.‬

46
00:04:19,666 --> 00:04:20,960
‫این قولی که همین الان...‬

47
00:04:22,180 --> 00:04:25,400
‫.. زل زدیم تو چشم هم‬
‫و به هم دادیم.‬

48
00:04:28,610 --> 00:04:29,703
‫بیا جشن بگیریم.‬

49
00:04:34,679 --> 00:04:36,760
‫نه سرهات، نه. نه سرهات.‬

50
00:04:37,000 --> 00:04:39,720
‫من، من که رقصیدن بلد نیستم.‬
‫نه، من اصلاً نرقصیدم.‬

51
00:04:40,527 --> 00:04:41,760
‫خیلی راحته.‬

52
00:04:42,393 --> 00:04:45,787
‫«نه بعد از تو کسی هست»‬

53
00:04:46,980 --> 00:04:48,360
‫خودت رو بسپار به من.‬

54
00:04:50,913 --> 00:04:53,440
‫یه بار اینطوری. یه بارم اونطوری.‬

55
00:04:56,567 --> 00:04:58,160
‫حالا دستت رو بذار رو قلبم.‬

56
00:05:04,672 --> 00:05:06,120
‫چشمات رو ببند.‬

57
00:05:06,377 --> 00:05:09,623
‫«سخت‌تر از مرگ»‬

58
00:05:10,093 --> 00:05:11,640
‫حالا ما رو حس کن.‬

59
00:05:12,916 --> 00:05:16,143
‫«نمی‌گذره»‬

60
00:05:17,037 --> 00:05:19,758
‫«نه مادر و پدرم»‬

61
00:05:19,999 --> 00:05:21,400
‫تو روحت حسش کن.‬

62
00:05:21,813 --> 00:05:25,947
‫«نه خاطره‌ی خوشم، کافی نیست»‬

63
00:05:26,353 --> 00:05:29,520
‫ما رو حس کن، فقط اون موقع است که‬
‫یکی می‌شیم.‬

64
00:05:32,407 --> 00:05:33,670
‫خیلی راحته.‬

65
00:05:38,070 --> 00:05:43,043
‫«از زندگی خودم دزدیدم»‬

66
00:05:46,010 --> 00:05:50,390
‫«هفت عالم رو گشتم»‬

67
00:05:53,283 --> 00:05:56,188
‫«اصلاً به روی خودش نمیاره»‬

68
00:05:56,430 --> 00:05:57,840
‫می‌تونی چشمات رو باز کنی.‬

69
00:06:02,420 --> 00:06:04,680
‫منو بیشتر از این‬
‫از این چشما محروم نکن.‬

70
00:06:09,906 --> 00:06:11,880
‫من خیلی منتظر این لحظه بودم ییلدیز.‬

71
00:06:12,253 --> 00:06:14,520
‫- منم.‬
‫- خیلی منتظر موندم.‬

72
00:06:15,183 --> 00:06:18,563
‫«هفت عالم رو گشتم»‬

73
00:06:18,805 --> 00:06:20,039
‫نه.‬

74
00:06:22,357 --> 00:06:26,649
‫«اصلاً به روی خودش نمیاره»‬

75
00:07:01,357 --> 00:07:03,103
‫کجا موندی آشیر؟‬

76
00:07:06,727 --> 00:07:08,000
‫- ای چاقال فلان‌فلان‌شده!‬
‫- آقا نکن.‬

77
00:07:08,240 --> 00:07:12,960
‫ای چاقال. پسر، کاری می‌کنم که‬
‫همینجا چالت کنن، همینجا دفنت می‌کنم.‬

78
00:07:13,286 --> 00:07:14,960
‫- آقا...‬
‫- چاقال. ببین.‬

79
00:07:15,200 --> 00:07:19,280
‫یاد می‌گیری که به مردم تهمت نزنی،‬
‫شنیدی چی گفتم؟‬

80
00:07:19,521 --> 00:07:20,843
‫نکن آقا.‬

81
00:07:21,083 --> 00:07:23,223
‫دست از تهمت زدن‬
‫به مردم برمی‌داری.‬

82
00:07:23,533 --> 00:07:26,000
‫- شنیدی چی گفتم؟ شنیدی؟‬
‫- آشیر!‬

83
00:07:26,240 --> 00:07:28,030
‫- آشیر، آشیر وایسا!‬
‫- می‌کشمت!‬

84
00:07:28,416 --> 00:07:30,520
‫وایسا، داری چیکار می‌کنی؟ وایسا، آروم باش. وایسا.‬

85
00:07:30,760 --> 00:07:32,960
‫- آروم باش.‬
‫- بیا اینجا، بیا اینجا.‬

86
00:07:34,026 --> 00:07:36,080
‫هجران، تو اینو می‌شناسی؟‬

87
00:07:36,600 --> 00:07:38,120
‫اینو می‌شناسی؟‬

88
00:07:42,329 --> 00:07:43,876
‫ببین زنگ می‌زنم پلیس‌ها!‬

89
00:07:44,117 --> 00:07:46,440
‫ببینین آروم باشین، وگرنه به پلیس خبر می‌دم!‬

90
00:07:46,680 --> 00:07:48,720
‫همین الان جلوی مغازه‌ام رو خالی کنین!‬

91
00:07:52,966 --> 00:07:54,206
‫نمی‌شناسم.‬

92
00:07:54,559 --> 00:07:56,120
‫نمی‌شناسم ولی این مرد...‬

93
00:07:56,793 --> 00:07:58,732
‫.. این یارو اون روز جلوی مغازه بود، آشیر.‬

94
00:07:58,973 --> 00:08:02,520
‫- یکی از همونایی بود که بهمون سنگ می‌زدن.‬
‫- تو به آرایشگاه هم حمله کردی؟‬

95
00:08:02,799 --> 00:08:05,440
‫پسر ببین. ببین، به من نگاه کن،‬
‫می‌زنمت لهت می‌کنم‌ها.‬

96
00:08:05,680 --> 00:08:09,330
‫نکن، تو رو خدا بس کن.‬
‫وایسا، الان یارو می‌میره. بسه دیگه.‬

97
00:08:09,570 --> 00:08:11,480
‫ببین، به دختری که بهش تهمت زدی نگاه کن.‬

98
00:08:11,720 --> 00:08:13,453
‫ببین دخترم، به مهربونیش نگاه کن، دیدی؟‬

99
00:08:13,694 --> 00:08:15,600
‫ببین، من به این دختر قول دادم.‬
‫وگرنه...‬

100
00:08:15,840 --> 00:08:17,800
‫.. زیر همین ماشین لهت می‌کردم.‬

101
00:08:18,040 --> 00:08:20,400
‫ببین پسر،‬
‫همین الان از اینجا گورتو گم می‌کنی.‬

102
00:08:20,753 --> 00:08:23,200
‫تو چی فکر کردی؟ همینجا می‌کشمت!‬
‫می‌کشمت.‬

103
00:08:23,593 --> 00:08:24,600
‫گمشو برو!‬

104
00:08:25,412 --> 00:08:26,560
‫برو!‬

105
00:08:29,426 --> 00:08:31,165
‫چی شده؟ چه خبره؟‬

106
00:08:31,406 --> 00:08:33,480
‫مگه چی گفت که اینطوری از کوره در رفتی؟‬
‫تعریف کن ببینم.‬

107
00:08:33,720 --> 00:08:35,320
‫- چه تهمتی؟‬
‫- ببین.‬

108
00:08:36,060 --> 00:08:39,360
‫ببین، دارم دیوونه می‌شم،‬
‫واقعاً دارم دیوونه می‌شم!‬

109
00:08:39,799 --> 00:08:41,560
‫مثلاً اینا تو رو اجیر کردن.‬

110
00:08:42,146 --> 00:08:44,800
‫ببین، زبونم نمی‌چرخه بگم.‬

111
00:08:45,593 --> 00:08:47,675
‫مثلاً قرار بوده کاری کنی که من عاشقت بشم.‬

112
00:08:47,916 --> 00:08:50,080
‫مگه می‌شه همچین چیزی؟ حرفو ببین تو رو خدا!‬

113
00:08:50,320 --> 00:08:51,360
‫مرتیکه‌ی شغال!‬

114
00:08:52,626 --> 00:08:55,960
‫حالا این آشیر کورداعلی که دنبالشی...‬

115
00:08:56,493 --> 00:08:59,779
‫.. دشمن منه.‬
‫تو بهش نزدیک می‌شی و...‬

116
00:09:00,019 --> 00:09:01,330
‫.. می‌شی دوست‌دخترش.‬

117
00:09:01,570 --> 00:09:03,760
‫و زندگیشو از هم می‌پاشونی.‬

118
00:09:04,000 --> 00:09:05,560
‫آشیر با دستای خودش...‬

119
00:09:06,260 --> 00:09:08,040
‫.. زنشو طلاق می‌ده.‬

120
00:09:09,626 --> 00:09:10,746
‫ببین.‬

121
00:09:11,406 --> 00:09:15,120
‫ببین، این قطعاً کار نداست.‬
‫به خدا قسم کار نداست.‬

122
00:09:15,987 --> 00:09:17,650
‫من برم یه آبی به دست و صورتم بزنم.‬

123
00:09:17,946 --> 00:09:20,120
‫من ته و تو اینو درمیارم. پیداش می‌کنم.‬

124
00:09:21,923 --> 00:09:23,043
‫آشیر.‬

125
00:09:26,206 --> 00:09:27,320
‫آره.‬

126
00:09:30,613 --> 00:09:31,920
‫درسته.‬

127
00:09:34,726 --> 00:09:35,959
‫هجران.‬

128
00:09:37,799 --> 00:09:39,520
‫ببین، کله‌ام داغه.‬

129
00:09:40,400 --> 00:09:42,040
‫باهام شوخی نکن.‬

130
00:09:42,846 --> 00:09:45,360
‫- چی درسته؟‬
‫- یکی اومد.‬

131
00:09:47,453 --> 00:09:49,000
‫یکی اومد، باهام حرف زد.‬

132
00:09:49,519 --> 00:09:50,800
‫این یارو نبود.‬

133
00:09:51,427 --> 00:09:52,760
‫ولی یکی اومد.‬

134
00:09:53,046 --> 00:09:55,040
‫هجران، داری منو مسخره می‌کنی؟‬

135
00:09:56,846 --> 00:09:59,720
‫هجران کدوم شغالی اومد باهات حرف زد؟‬

136
00:10:00,126 --> 00:10:02,080
‫کدوم بی‌ناموسی باهات حرف زد هجران؟‬

137
00:10:02,320 --> 00:10:04,400
‫دیگه اهمیتی داره؟‬

138
00:10:05,600 --> 00:10:06,680
‫هجران.‬

139
00:10:13,866 --> 00:10:17,920
‫هجران، واسه اینکه منو عاشق خودت کنی بهم نزدیک شدی؟‬

140
00:10:19,453 --> 00:10:21,080
‫- اینطوری نگو.‬
‫- هجران...‬

141
00:10:21,860 --> 00:10:23,960
‫اینطوری نگو، به خدا قسم اینطوری نیست.‬

142
00:10:24,367 --> 00:10:25,560
‫اولش اونطوری بود.‬

143
00:10:26,379 --> 00:10:29,150
‫ولی بعدش واقعاً عاشقت شدم.‬

144
00:10:29,390 --> 00:10:31,440
‫لعنتی، عشقت این بود؟‬

145
00:10:32,473 --> 00:10:35,080
‫هجران، عشق ما این بود؟‬
‫عشقت این بود؟‬

146
00:10:35,613 --> 00:10:38,520
‫هجران، می‌فهمی داری چی می‌گی؟‬
‫اصلاً چی داری می‌گی؟‬

147
00:10:38,933 --> 00:10:40,640
‫مگه بازیچه‌ست؟‬

148
00:10:40,947 --> 00:10:45,040
‫مگه بازیچه‌ست؟‬
‫این قلب یه مَرده، قلبش! قلبش.‬

149
00:10:45,446 --> 00:10:47,320
‫من عاشقت شدم.‬

150
00:10:48,340 --> 00:10:51,697
‫من می‌خواستم باهات ازدواج کنم لعنتی،‬
‫می‌خواستم باهات ازدواج کنم!‬

151
00:10:51,937 --> 00:10:54,800
‫ببین، من به‌خاطر تو جلوی کل اورفا،‬
‫ننه و بابام...‬

152
00:10:55,040 --> 00:10:57,520
‫.. جلوی همه وایسادم، به‌خاطر تو.‬

153
00:10:58,607 --> 00:11:01,120
‫بذار حرف بزنم، دردمو بهت بگم.‬

154
00:11:01,360 --> 00:11:03,240
‫هیچ‌چیز اونطوری که فکر می‌کنی نیست.‬

155
00:11:03,480 --> 00:11:05,080
‫نیست، اونطوری نیست.‬

156
00:11:06,186 --> 00:11:08,200
‫تو چی می‌خوای واسه من توضیح بدی؟‬

157
00:11:08,833 --> 00:11:10,160
‫موفق شدی.‬

158
00:11:10,533 --> 00:11:13,146
‫دور و برم پر از شغاله.‬

159
00:11:13,387 --> 00:11:16,300
‫من فقط به تو اعتماد کردم.‬
‫حالا چطور بهت اعتماد کنم هجران؟‬

160
00:11:16,540 --> 00:11:19,080
‫- اونطوری که فکر می‌کنی نیست.‬
‫- چطور بهت اعتماد کنم دختر؟‬

161
00:11:19,320 --> 00:11:21,000
‫به خدا اونطوری که فکر می‌کنی نیست.‬

162
00:11:23,053 --> 00:11:25,000
‫واقعاً که برات متأسفم.‬

163
00:11:26,333 --> 00:11:27,920
‫تو موفق شدی.‬

164
00:11:29,266 --> 00:11:31,720
‫هر شغالی که اومده اجیرت کرده...‬

165
00:11:33,360 --> 00:11:35,933
‫دمت گرم دختر، واقعاً موفق شدی.‬

166
00:11:36,173 --> 00:11:38,560
‫تو کارت رو کردی، من مثل سگ عاشقت شدم.‬

167
00:11:38,800 --> 00:11:41,960
‫می‌دونی؟ به خودت تبریک بگو.‬
‫دمت گرم.‬

168
00:11:42,940 --> 00:11:44,480
‫واقعاً که برات متأسفم.‬

169
00:11:44,987 --> 00:11:46,800
‫- آشیر! آشیر وایسا نکن.‬
‫- ولم کن!‬

170
00:11:47,040 --> 00:11:48,880
‫وایسا، نرو وایسا!‬

171
00:12:15,783 --> 00:12:17,696
‫انگار داریم تو سریال زندگی می‌کنیم.‬

172
00:12:18,990 --> 00:12:20,563
‫- ما نامزد کردیم.‬
‫- نامزد کردیم.‬

173
00:12:20,803 --> 00:12:22,200
‫نامزد کردیم.‬

174
00:12:27,666 --> 00:12:29,837
‫- باورم نمی‌شه واقعی باشه.‬
‫- ولی واقعیه.‬

175
00:12:36,262 --> 00:12:38,643
‫همه‌ی سنبل‌ها رو چیدی؟‬

176
00:12:39,217 --> 00:12:42,040
‫یعنی همه‌شون رو نه، چند تایی موند.‬

177
00:12:44,273 --> 00:12:45,280
‫آهان.‬

178
00:12:46,633 --> 00:12:47,706
‫دیگه هیچ‌وقت...‬

179
00:12:47,947 --> 00:12:49,080
‫دیگه هیچ‌وقت؟‬

180
00:12:49,573 --> 00:12:52,760
‫حق نداری روی میز من سنبل خشکیده بذاری.‬

181
00:12:55,767 --> 00:12:57,280
‫حکم منه.‬

182
00:12:58,846 --> 00:13:00,680
‫خداحافظی کردن با تو ممنوعه.‬

183
00:13:02,386 --> 00:13:05,200
‫- معنیش رو فهمیدی؟‬
‫- مگه می‌شه نفهمم؟‬

184
00:13:06,693 --> 00:13:07,840
‫معلومه که نه.‬

185
00:13:10,740 --> 00:13:12,280
‫دیگه خبری از خداحافظی و این حرفا نیست.‬

186
00:13:13,859 --> 00:13:16,360
‫- هیچ‌جا نمی‌رم.‬
‫- منم که دیگه نمی‌ذارم بری.‬

187
00:13:16,673 --> 00:13:17,840
‫نذار.‬

188
00:13:18,493 --> 00:13:20,840
‫می‌خوام کارهای ازدواج رو شروع کنم،‬
‫در جریان باش.‬

189
00:13:22,839 --> 00:13:24,560
‫بسیار خب، شروع کنیم ببینیم چی می‌شه.‬

190
00:13:31,772 --> 00:13:33,360
‫یعنی یوسف زنگ زد؟‬

191
00:13:33,866 --> 00:13:35,680
‫شاید تونسته باشه از زیر زبون یارو حرف بکشه.‬

192
00:13:38,633 --> 00:13:40,640
‫- گوشی هم رو بی‌صداست.‬
‫- سرهات، یه نگاه بنداز.‬

193
00:13:40,980 --> 00:13:43,480
‫- شاید خبری شده باشه.‬
‫- الان؟‬

194
00:13:45,013 --> 00:13:46,120
‫زود باش سرهات.‬

195
00:14:09,583 --> 00:14:11,203
‫- آقا؟‬
‫- بله.‬

196
00:14:11,677 --> 00:14:14,360
‫یوسف، چیکار کردین؟‬
‫سلیم اومد؟ حالش خوبه؟‬

197
00:14:16,199 --> 00:14:18,960
‫نه آقا.‬
‫درست وقتی می‌خواستم سلیم رو بردارم...‬

198
00:14:19,200 --> 00:14:21,720
‫- .. یه ماشین اومد، زد بهش و فرار کرد.
‫- حالش چطوره؟

199
00:14:25,480 --> 00:14:26,480
‫سرهات.‬

200
00:14:27,052 --> 00:14:28,133
‫سرهات.‬

201
00:14:29,393 --> 00:14:30,440
‫چی شده؟‬

202
00:14:31,706 --> 00:14:33,480
‫فهمیدم یوسف. باشه.‬

203
00:14:34,826 --> 00:14:36,659
‫بهت خبر می‌دم. فعلاً.‬

204
00:14:36,900 --> 00:14:38,360
‫یه اتفاقی افتاده، چی شده؟‬

205
00:14:39,119 --> 00:14:41,120
‫یه ماشین زده به سلیم و فرار کرده.‬

206
00:14:41,786 --> 00:14:42,880
‫کی این کار رو کرده؟‬

207
00:14:43,120 --> 00:14:46,120
‫بچه‌ها ندیدن کی بوده‬
‫اما ماشین رو تعقیب کردن.‬

208
00:14:47,686 --> 00:14:52,200
‫- ماشین هم رفته به عمارت کورداعلی.‬
‫- معلومه، کار کورداعلی‌هاست. ضیان کورداعلی، مگه نه؟‬

209
00:14:54,026 --> 00:14:55,698
‫الان من تو رو می‌رسونم عمارت.‬

210
00:14:55,939 --> 00:14:57,520
‫بعدش هم می‌رم حساب این کار رو ازشون پس بگیرم.‬

211
00:14:57,760 --> 00:14:58,960
‫منم میام.‬

212
00:14:59,753 --> 00:15:01,200
‫- ییلدیز.‬
‫- منم میام.‬

213
00:15:01,619 --> 00:15:04,840
‫منم به اون عمارت کورداعلی‬
‫میام، دو کلمه حرف باهاشون دارم.‬

214
00:15:06,109 --> 00:15:07,880
‫اگه قراره بریم، با هم می‌ریم، یالا.‬

215
00:15:12,992 --> 00:15:14,090
‫ییلدیز.‬

216
00:15:18,000 --> 00:15:26,000
کلیه حقوق این زیرنویس متعلق به سایت ناین مووی است
 و دریافت آن از سایت‌های دیگر غیرمجاز و حرام می‌باشد

217
00:15:30,159 --> 00:15:32,052
‫جون به لبم کردی، کجایی تو؟‬

218
00:15:32,293 --> 00:15:34,000
‫کار داشتم عاکف، کار.‬

219
00:15:34,240 --> 00:15:37,320
‫تو به من نگفتی این قضیه لو نمی‌ره؟‬

220
00:15:37,560 --> 00:15:39,800
‫با همون ماشینی که زدی به سلیم‬
‫چرا پاشدی اومدی عمارت من؟‬

221
00:15:40,432 --> 00:15:42,480
‫- توبه.‬
‫- من خیلی مشتاقم...‬

222
00:15:42,720 --> 00:15:44,205
‫.. که اون روی ماهت رو ببینم.‬

223
00:15:44,446 --> 00:15:48,258
‫یوسف ماشین فرستاد دنبالم.‬
‫خودمو با بدبختی رسوندم اینجا.‬

224
00:15:48,499 --> 00:15:50,640
‫تو یه عده از یلدوران‌ها رو هم انداختی دنبالت و...‬

225
00:15:50,880 --> 00:15:52,840
‫.. با همون ماشینی که باهاش به سلیم زدی‬
‫اومدی اینجا؟‬

226
00:15:53,080 --> 00:15:55,440
‫نگران نباش،‬
‫کسی ندید اومدم اینجا.‬

227
00:15:55,803 --> 00:15:58,200
‫ببین ضیان خان، من دهن سلیم رو بستم.‬

228
00:15:58,440 --> 00:16:00,520
‫حالا نوبت توئه،‬
‫تو هم باید اون ماشین رو نیست و نابود کنی.‬

229
00:16:00,760 --> 00:16:02,863
‫ببین، شراکت یعنی همین.‬
‫چاره‌ای نیست.‬

230
00:16:03,137 --> 00:16:05,400
‫مناره رو دزدیدی،‬
‫چرا چاهش رو نکندی؟‬

231
00:16:05,640 --> 00:16:08,600
‫آماده کرده بودم، آماده کرده بودم اما‬
‫یوسف ماشین انداخت دنبالم.‬

232
00:16:08,840 --> 00:16:11,343
‫هیولای کینه‌ای، هیولا!‬

233
00:16:11,584 --> 00:16:13,920
‫یه ماشین برام ردیف کن،‬
‫من برم خونه‌ام.‬

234
00:16:14,160 --> 00:16:16,040
‫توبه یا ربی، توبه.‬

235
00:16:18,796 --> 00:16:19,963
‫خلیل!‬

236
00:16:20,686 --> 00:16:22,040
‫ای خلیل!‬

237
00:16:25,965 --> 00:16:27,560
‫نه، من نمی‌فهمم.‬

238
00:16:28,553 --> 00:16:31,120
‫انگار حتی یه روز هم در حقم پدری کرده.‬

239
00:16:31,360 --> 00:16:34,520
‫حتی یه روز هم خیرش بهم نرسیده.‬
‫حالا که درست...‬

240
00:16:34,760 --> 00:16:37,480
‫.. درست مچشو گرفتم و‬
‫دارم یه چیزی درباره‌ی خانواده‌ام پیدا می‌کنم.‬

241
00:16:37,720 --> 00:16:39,200
‫بازم داره سنگ می‌ندازه جلوی پام.‬

242
00:16:39,606 --> 00:16:41,440
‫این آدم از جون من چی می‌خواد؟‬

243
00:16:43,687 --> 00:16:45,320
‫چی شد؟ چرا وایسادیم؟‬

244
00:16:47,786 --> 00:16:50,840
‫داریم می‌رسیم به عمارت، گفتم‬
‫قبل از اینکه بریم تو، یه گپی بزنیم.‬

245
00:16:51,566 --> 00:16:53,800
‫سرهات ببین، اگه بخوای بهم...‬

246
00:16:54,040 --> 00:16:57,200
‫.. بگی: «نه ییلدیز، آروم باش.‬
‫ییلدیز تو تو ماشین منتظر بمون.‬

247
00:16:57,440 --> 00:16:59,803
‫من خودم ردیفش می‌کنم» و این حرفا‬
‫اصلاً خودت رو خسته نکن.‬

248
00:17:00,044 --> 00:17:01,076
‫نمی‌خوام اینو بگم.‬

249
00:17:01,700 --> 00:17:02,796
‫پس چی می‌خوای بگی؟‬

250
00:17:03,200 --> 00:17:04,360
‫وقتی رفتی تو...‬

251
00:17:05,180 --> 00:17:07,143
‫.. می‌خوای داد و بیداد کن،‬
‫می‌خوای بزن و بشکن...‬

252
00:17:07,383 --> 00:17:09,440
‫.. اصلاً اگه دلت خواست برو اون عمارت رو آتیش بزن.‬

253
00:17:10,650 --> 00:17:11,737
‫من همینجام.‬

254
00:17:12,517 --> 00:17:13,843
‫من کنارتم.‬

255
00:17:14,346 --> 00:17:16,400
‫هیچ‌کس نمی‌تونه هیچ غلطی بکنه.‬

256
00:17:17,647 --> 00:17:19,000
‫اینو می‌خوام بگم.‬

257
00:17:23,112 --> 00:17:26,480
‫- داری می‌گی این انگشتر رو الکی دستمون نکردیم.‬
‫- دقیقاً همینطوره.‬

258
00:17:27,580 --> 00:17:28,880
‫هر کاری دلت می‌خواد بکن.‬

259
00:17:32,326 --> 00:17:33,680
‫بسیار خب، بریم.‬

260
00:17:58,070 --> 00:18:00,040
‫یکم هوا بخوریم، بعد می‌برمت تو تختت.‬

261
00:18:00,280 --> 00:18:02,400
‫ببین مادر، حتی به فکر اکسیژنتم هستم.‬

262
00:18:02,640 --> 00:18:05,600
‫فردا روزی در حقم نمک‌نشناسی نکنی.‬

263
00:18:07,500 --> 00:18:09,120
‫یعنی پلاک اینو برداشتن؟‬

264
00:18:09,360 --> 00:18:12,640
‫آره، برداشتن.‬
‫پلاک که جعلیه، از اون بابت مشکلی نیست.‬

265
00:18:12,880 --> 00:18:15,560
‫- تو فقط این ماشین رو نیست و نابود کن، کافیه.‬
‫- ای عاکف فلان‌فلان‌شده!‬

266
00:18:15,800 --> 00:18:17,125
‫ای عاکف!‬

267
00:18:17,366 --> 00:18:19,000
‫تو ضیان خان به این بزرگی هستی.‬

268
00:18:19,343 --> 00:18:20,903
‫چه کسایی و چه چیزایی رو که نابود نکردی.‬

269
00:18:21,143 --> 00:18:23,022
‫یه ماشین چهارچرخه.‬
‫یعنی نمی‌تونی اینو از بین ببری؟‬

270
00:18:23,263 --> 00:18:24,840
‫بگیر تیکه‌تیکه‌اش کن و بندازش دور بره.‬

271
00:18:26,412 --> 00:18:27,920
‫چه بلاهایی که سرم نیاوردی!‬

272
00:18:29,010 --> 00:18:31,357
‫تو عمارت واسه خودم خانمی بودم،‬
‫حالا شدم پرستار مریض.‬

273
00:18:31,873 --> 00:18:34,859
‫مادر، ببین هوا هم داره خراب می‌شه.‬

274
00:18:35,100 --> 00:18:37,260
‫انگار داره طوفان می‌شه، باد شروع شده.‬

275
00:18:37,536 --> 00:18:39,320
‫بیام ببرمت اتاقت، باشه؟‬

276
00:18:40,993 --> 00:18:42,880
‫مادر، الان هوا خراب می‌شه.‬

277
00:18:46,340 --> 00:18:48,000
‫خوبه. یکم دیگه گوش بده ببینم.‬

278
00:18:49,853 --> 00:18:50,933
‫آقا.‬

279
00:18:51,513 --> 00:18:54,720
‫سرهات و ییلدیز دارن میان این‌طرف.‬
‫خیلی نزدیک شدن.‬

280
00:19:12,093 --> 00:19:14,880
‫- در رو باز کن، می‌خوام با آقات حرف بزنم.‬
‫- از آقامون بپرسیم.‬

281
00:19:15,120 --> 00:19:16,320
‫اگه اجازه بده، می‌ذارم بیای تو.‬

282
00:19:18,420 --> 00:19:19,480
‫ببین مصطفی.‬

283
00:19:22,586 --> 00:19:24,760
‫من اصلاً صبر و حوصله ندارم.‬

284
00:19:26,583 --> 00:19:28,210
‫اصلاً.‬

285
00:19:56,707 --> 00:20:00,099
‫حالا دیگه دست تو دست هم‬
‫به عمارت حمله می‌کنین سرهات؟ خیر باشه؟‬

286
00:20:00,340 --> 00:20:02,560
‫تو هنوز صبر کن، صبر کن.‬
‫ببین دست تو دست هم چه کارا که نمی‌کنیم!‬

287
00:20:02,800 --> 00:20:04,120
‫ضیان خان، تو فعلاً صبر کن.

288
00:20:04,993 --> 00:20:07,280
‫حالا می‌بینیم خیره یا شر.‬

289
00:20:08,300 --> 00:20:12,280
‫مادر. ببین، سرهات انگشتر انداخته.‬

290
00:20:13,253 --> 00:20:17,520
‫تو برای اینکه دهن سلیمو ببندی،‬
‫کشتنش، آره ضیان خان؟‬

291
00:20:23,059 --> 00:20:25,800
‫سلیم کیه؟ داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی‬
‫سرهات؟‬

292
00:20:26,040 --> 00:20:27,840
‫من اصلاً سلیم رو نمی‌شناسم، چی می‌گی؟‬

293
00:20:28,080 --> 00:20:29,440
‫سلیم کیه؟‬

294
00:20:30,587 --> 00:20:32,440
‫یعنی چی سلیم کیه؟‬

295
00:20:34,013 --> 00:20:36,960
‫تو وقتی من هنوز یه بچه‌ی کوچیک بودم‬
‫منو نیاوردی اینجا و برده‌ت نکردی؟‬

296
00:20:37,200 --> 00:20:39,880
‫فقط واسه اینکه روی اون صندلی بشینی...‬

297
00:20:40,120 --> 00:20:42,680
‫.. فقط به خاطر اون حرص و طمعت‬
‫برادر تنی خودتو کشتی و...‬

298
00:20:42,920 --> 00:20:46,483
‫.. زندگی‌های ما رو‬
‫مثل پول خرد خرج نکردی؟‬

299
00:20:46,724 --> 00:20:48,880
‫حالا اومده جلوی من ایستاده و می‌گه سلیم کیه!‬

300
00:20:49,120 --> 00:20:50,840
‫ببین ضیان خان، ببین.‬

301
00:20:51,627 --> 00:20:53,720
‫جلوی پای من سنگ ننداز.‬

302
00:20:54,166 --> 00:20:55,960
‫من اصلاً سلیم رو نمی‌شناسم.‬

303
00:20:56,766 --> 00:20:58,600
‫نمی‌شناسی، آره ضیان خان؟‬

304
00:20:58,840 --> 00:21:01,600
‫ماشینی که به سلیم زده، وارد این حیاط شده.‬

305
00:21:01,840 --> 00:21:03,800
‫ببین، حتی پلاکش هم پیش منه.‬

306
00:21:04,353 --> 00:21:07,520
‫تو حتی از ماشینایی که به عمارتت‬
‫رفت و آمد می‌کنن خبر نداری؟‬

307
00:21:08,432 --> 00:21:10,560
‫تو اینطوری واسه این آدما‬
‫آقایی می‌کنی؟‬

308
00:21:10,817 --> 00:21:12,270
‫داری پاتو از گلیمت درازتر می‌کنی سرهات.‬

309
00:21:12,833 --> 00:21:15,680
‫تو حیاط من هیچ ماشین تصادفی‌ای نیست.‬

310
00:21:15,920 --> 00:21:17,000
‫نیست، آره؟‬

311
00:21:17,240 --> 00:21:19,720
‫- گفتم نیست.‬
‫- کی حرف تو رو باور می‌کنه؟‬

312
00:21:19,960 --> 00:21:22,280
‫ییلدیز کشش نده، راهتو بگیر و برو.‬

313
00:21:22,780 --> 00:21:24,683
‫اینوقت شب اینجا شر درست نکن.‬

314
00:21:24,923 --> 00:21:26,440
‫پیداش می‌کنیم ضیان خان.‬

315
00:21:27,400 --> 00:21:30,040
‫پیداش می‌کنیم، اگه امروز نشه، فردا.‬

316
00:21:30,280 --> 00:21:31,480
‫بیا بریم ییلدیز.‬

317
00:21:34,160 --> 00:21:35,360
‫بله مادر؟‬

318
00:22:05,257 --> 00:22:09,092
‫اگه زیر این چادر‬
‫همون ماشینی باشه که باهاش سلیمو کشتی...‬

319
00:22:09,333 --> 00:22:11,640
‫.. همه‌تون رو، از جمله خودت، تو این عمارت دفن می‌کنم.‬

320
00:22:11,880 --> 00:22:13,680
‫- بهش دست نزن.‬
‫- دست می‌زنم.‬

321
00:22:28,724 --> 00:22:30,480
‫اگه سرهات منو اینجا ببینه، کارم تمومه.‬

322
00:22:30,720 --> 00:22:31,800
‫همین الان منو از اینجا بفرست بره.‬

323
00:22:32,040 --> 00:22:33,630
‫- همین الان.‬
‫- واسه این یه ماشین پیدا کنین.‬

324
00:22:33,870 --> 00:22:36,320
‫- از در پشتی ببریتش.‬
‫- چشم آقا.‬

325
00:22:36,560 --> 00:22:40,443
‫- آقا عاکف رو بردار و ببر.‬
‫- یالا، یالا. زود باش.‬

326
00:22:41,119 --> 00:22:42,800
‫- راه بیفت.‬
‫- سریع، سریع، سریع.‬

327
00:22:43,040 --> 00:22:44,320
‫راه بیفت دیگه، راه بیفت.‬

328
00:22:46,306 --> 00:22:47,720
‫اینم از یه راه پشتی ببریتش بیرون.‬

329
00:22:47,960 --> 00:22:50,306
‫اوراقش کنین، می‌فروشین یا هر کار دیگه‬
‫فقط نابودش کنین بره.‬

330
00:22:50,547 --> 00:22:51,720
‫اطاعت می‌شه آقا.‬

331
00:22:52,146 --> 00:22:54,040
‫اگه سرهات اومد دم در، آماده باشین.‬

332
00:22:54,280 --> 00:22:56,280
‫- نباید شما رو ببینه.‬
‫- روی چشمم آقا.‬

333
00:22:56,906 --> 00:22:59,200
‫برو بیرون! برو بیرون!‬

334
00:23:02,192 --> 00:23:03,647
‫بهت گفتم.‬

335
00:23:04,606 --> 00:23:06,920
‫هر کی هر چی بهت گفته، اشتباه گفته.‬

336
00:23:15,206 --> 00:23:18,760
‫تو حیاط من‬
‫هیچ ماشین تصادفی‌ای نیست.‬

337
00:23:19,000 --> 00:23:23,080
‫برام مهم نیست که ییلدیز‬
‫خانواده‌شو پیدا می‌کنه یا نه.‬

338
00:23:45,232 --> 00:23:46,920
‫غذاها رو عوض کردم بابا.‬

339
00:23:47,439 --> 00:23:50,240
‫کودها رو هم جدا کردم. به لونه‌ی مرغ‌ها هم سر زدم.‬

340
00:23:50,480 --> 00:23:51,960
‫هر کاری گفتی انجام دادم.‬

341
00:23:52,313 --> 00:23:53,480
‫معلومه.‬

342
00:23:54,260 --> 00:23:55,726
‫باید انجام بدی.‬

343
00:23:57,053 --> 00:23:58,320
‫مگه کار دیگه‌ای هم داری؟‬

344
00:24:43,289 --> 00:24:44,960
‫تو کجا داری میای وروجک؟‬

345
00:24:46,533 --> 00:24:47,920
‫با این وضع می‌خوای سوار ماشین بشی؟‬

346
00:24:49,026 --> 00:24:51,560
‫نمی‌تونی سوار شی. کثیفش می‌کنی.‬

347
00:24:51,800 --> 00:24:54,480
‫بابا نکن، من چطوری تا عمارت بیام؟‬
‫خیلی دوره.‬

348
00:24:55,973 --> 00:24:57,126
‫به من نگاه کن.‬

349
00:24:57,599 --> 00:24:59,040
‫ببین، اگه از اینجا پیاده بری...‬

350
00:24:59,946 --> 00:25:01,517
‫.. می‌رسی خونه. باشه؟‬

351
00:25:01,757 --> 00:25:05,280
‫بابا، قربونت برم نکن‬
‫خیلی خسته‌ام. نکن بابا.‬

352
00:25:05,719 --> 00:25:07,480
‫قربونت برم نکن بابا.‬

353
00:25:07,946 --> 00:25:10,200
‫بابا! بابا، نکن.‬

354
00:25:10,866 --> 00:25:12,320
‫خیلی خسته‌ام بابا.‬

355
00:25:12,953 --> 00:25:14,880
‫بابا، تو رو خدا نکن! بابا!‬

356
00:25:15,120 --> 00:25:17,000
‫بابا، منم سوار کن. بابا!‬

357
00:25:17,240 --> 00:25:18,600
‫بابا!‬

358
00:25:19,397 --> 00:25:21,483
‫بابا، منم سوار کن. بابا!‬

359
00:25:39,396 --> 00:25:40,560
‫به اون ماشین نگاه کن.‬

360
00:25:43,933 --> 00:25:45,360
‫این، از این باارزش‌تره.‬

361
00:25:45,880 --> 00:25:47,480
‫- این؟‬
‫- اون.‬

362
00:25:48,473 --> 00:25:51,400
‫من هنوز یه بچه‌ی یه وجبی بودم.‬

363
00:25:52,886 --> 00:25:56,680
‫اولش منو انداخت پیش حیوونا‬
‫تا کثافت‌کاری‌هاشون رو تمیز کنم.‬

364
00:25:59,119 --> 00:26:00,400
‫بعدش هم کثیف و لجن شدم.‬

365
00:26:00,640 --> 00:26:03,720
‫بهم گفت: «من تو رو اینطوری سوار ماشینم نمی‌کنم»‬
‫و همونجا ولم کرد.‬

366
00:26:05,356 --> 00:26:06,399
‫لعنتی!‬

367
00:26:06,639 --> 00:26:08,960
‫من با اون سن کمم، تک و تنها...‬

368
00:26:10,399 --> 00:26:13,360
‫.. سه تا روستا رو پیاده تا اینجا اومدم.‬

369
00:26:20,686 --> 00:26:22,200
‫یادت میاد ضیان خان؟‬

370
00:26:26,727 --> 00:26:27,920
‫یادشه.‬

371
00:26:28,293 --> 00:26:31,600
‫اصلاً دلش نسوخت، یه ذره هم دلش نسوخت.‬

372
00:26:32,153 --> 00:26:34,640
‫یه ذره وجدان نداشت.‬

373
00:26:35,780 --> 00:26:37,480
‫آخه ماشینش خیلی باارزشه!‬

374
00:26:40,467 --> 00:26:42,240
‫اون دیگه مال گذشته‌ست ییلدیز.‬

375
00:26:43,145 --> 00:26:46,079
‫این همه داد و بیداد دیگه بسه.‬
‫یالله، برین خونه‌تون!‬

376
00:26:59,903 --> 00:27:01,097
‫بس نیست.‬

377
00:27:02,510 --> 00:27:05,160
‫- تا من نگم بس نیست!‬
‫- چرا وایسادین؟‬

378
00:27:05,400 --> 00:27:06,400
‫کاری که لازمه رو انجام بدین.‬

379
00:27:07,063 --> 00:27:09,200
‫هرکی نزدیک بشه رو می‌کشم.‬

380
00:27:09,440 --> 00:27:12,160
‫بس نیست! همینه دیگه، نه؟‬

381
00:27:14,900 --> 00:27:17,200
‫این عزیزدردونته، مگه نه ضیان خان؟‬

382
00:27:19,900 --> 00:27:21,760
‫این برات خیلی عزیزه، نه؟‬

383
00:27:22,479 --> 00:27:23,880
‫چی شد ضیان خان؟‬

384
00:27:24,596 --> 00:27:26,943
‫این باارزش‌تره، مگه نه؟‬

385
00:27:27,393 --> 00:27:28,560
‫بیا!‬

386
00:27:29,026 --> 00:27:31,120
‫بیا! بیا! حالا درست شد؟‬

387
00:27:31,360 --> 00:27:32,960
‫بیا!‬

388
00:27:33,276 --> 00:27:37,480
‫پست‌فطرت! پست‌فطرت کثافت!‬

389
00:27:39,793 --> 00:27:42,880
‫بیا ببینم، چطوری بود که‬
‫بچگی منو نابود کردی!‬

390
00:27:43,360 --> 00:27:45,625
‫بیا به این ماشین موردعلاقه‌ت نگاه کن!‬

391
00:27:45,866 --> 00:27:47,560
‫ببین چطوری الان داغونش می‌کنم!‬

392
00:27:47,926 --> 00:27:49,520
‫لعنت بهت!‬

393
00:27:49,966 --> 00:27:52,326
‫بگیر کثافت!‬

394
00:27:52,600 --> 00:27:54,960
‫بیا! از بچگی من چی می‌خواستی؟‬

395
00:27:55,500 --> 00:27:57,020
‫چی می‌خواستی؟‬

396
00:27:58,440 --> 00:28:01,120
‫چون کثیف بودم‬
‫منو سوار این ماشین نکردی...‬

397
00:28:02,313 --> 00:28:05,120
‫.. ولی در اصل قلب خودت کثیفه!‬

398
00:28:09,993 --> 00:28:13,480
‫زندگی منو نابود کردی. چی می‌خواستی؟‬

399
00:28:17,087 --> 00:28:18,240
‫حالا نگاه کن.‬

400
00:28:19,940 --> 00:28:21,160
‫به ماشینت نگاه کن.‬

401
00:28:21,512 --> 00:28:23,320
‫به اون ماشین عزیزت نگاه کن.‬

402
00:28:26,419 --> 00:28:28,400
‫همونطوری که اینو تیکه‌تیکه کردم...‬

403
00:28:30,867 --> 00:28:32,600
‫.. هر چیزی که ازم دزدیدی...‬

404
00:28:33,733 --> 00:28:36,833
‫.. هر چیزی که ازم گرفتی رو‬
‫به زور ازت پس می‌گیرم.‬

405
00:28:37,074 --> 00:28:38,476
‫هیس.‬

406
00:28:39,113 --> 00:28:40,960
‫همه‌اش رو ازت می‌گیرم.‬

407
00:28:42,419 --> 00:28:44,720
‫نابودت می‌کنم ضیان خان.‬

408
00:28:46,060 --> 00:28:47,720
‫نابودت می‌کنم.‬

409
00:28:57,312 --> 00:28:58,600
‫اینجا چه خبره؟‬

410
00:29:23,000 --> 00:29:33,000
ناین مووی؛ مرجع فیلم و سریال های روز دنیا!
.::9movie.org::.

411
00:29:59,171 --> 00:30:01,760
‫چی شد یوسف؟‬
‫اون قضیه رو تموم کردین؟‬

412
00:30:02,093 --> 00:30:03,160
‫حلش کردین؟‬

413
00:30:03,700 --> 00:30:04,706
‫بله آقا.‬

414
00:30:04,947 --> 00:30:06,800
‫من که تمومش کردم، اما...‬

415
00:30:07,160 --> 00:30:08,840
‫انگار زیاد فایده‌ای نداشته.‬

416
00:30:09,081 --> 00:30:11,039
‫من که بهت می‌گم، اون سلیم‬
‫چیز زیادی...‬

417
00:30:11,280 --> 00:30:12,532
‫.. درباره‌ی خانواده‌ی ییلدیز نمی‌دونه.‬

418
00:30:12,773 --> 00:30:14,920
‫اون همه نقشه و برنامه به باد رفت پسرم.‬

419
00:30:16,533 --> 00:30:17,880
‫به نظرم می‌دونست.‬

420
00:30:18,453 --> 00:30:21,673
‫وگرنه چرا باید یکی به خودش زحمت بده و...‬

421
00:30:21,913 --> 00:30:23,577
‫.. بی‌دلیل اون بیچاره رو زیر بگیره؟‬

422
00:30:23,817 --> 00:30:25,600
‫چی شد؟ چی؟‬

423
00:30:26,133 --> 00:30:27,163
‫زیرش بگیره و بره.‬

424
00:30:28,136 --> 00:30:29,240
‫زیرش گرفت؟‬

425
00:30:29,481 --> 00:30:31,550
‫عه!‬

426
00:30:32,323 --> 00:30:34,423
‫چی؟ با ماشین زیرش گرفت؟‬

427
00:30:35,272 --> 00:30:38,200
‫جل‌الخالق! چی شد؟ طرف مُرد؟‬

428
00:30:39,306 --> 00:30:41,240
‫- بله، متأسفانه مُرد.‬
‫- ای بابا!‬

429
00:30:41,646 --> 00:30:44,640
‫ای بی‌عرضه.‬
‫تازه بهت می‌گن هیولا.‬

430
00:30:45,306 --> 00:30:46,360
‫نه، نه.‬

431
00:30:47,846 --> 00:30:49,480
‫به هیچ‌کس نمی‌شه اعتماد کرد.‬

432
00:30:49,773 --> 00:30:53,920
‫اگه سرهات اینو بشنوه،‬
‫از عصبانیت دیوونه می‌شه. حالا ببین کی بهت گفتم.‬

433
00:30:55,940 --> 00:31:00,000
‫من گفتم، گفتم بذار به عهده‌ی من،‬
‫خودم حلش می‌کنم...‬

434
00:31:00,240 --> 00:31:03,320
‫.. ولی قبول نکردی.‬
‫به هر حال، تو زیاد جلو چشمش نباش.‬

435
00:31:03,560 --> 00:31:05,600
‫من با یه زبون مناسب بهش می‌گم.‬

436
00:31:06,019 --> 00:31:07,459
‫تو زحمت نکش.‬

437
00:31:08,546 --> 00:31:10,170
‫من خیلی وقت پیش با آقا صحبت کردم.‬

438
00:31:10,617 --> 00:31:12,960
‫صحبت کردی؟ صحبت کردی که چی بشه پسرم؟‬

439
00:31:13,333 --> 00:31:16,717
‫چی شد؟ تو اون ضارب رو پیدا کردی و‬
‫آوردی پیشش؟‬

440
00:31:16,957 --> 00:31:19,480
‫همینطوری الکی حرف زدی.‬
‫حرف زدن که فایده نداره.‬

441
00:31:19,720 --> 00:31:22,280
‫شماها عرضه‌ ندارین، عرضه ندارین.‬
‫من بهت بگم.‬

442
00:31:22,893 --> 00:31:25,160
‫خب، چی شد؟‬

443
00:31:25,527 --> 00:31:28,200
‫- ضارب رو پیدا کردن؟‬
‫- پیدا شد آقا، پیدا شد.‬

444
00:31:28,813 --> 00:31:31,003
‫- فرار کرده و تو عمارت کورداعلی قایم شده.‬
‫- جدی؟‬

445
00:31:31,243 --> 00:31:33,025
‫- آقا هم دنبالش رفت.‬
‫- خب؟‬

446
00:31:33,266 --> 00:31:35,800
‫هرطوری شده از اونجا می‌کشتش بیرون.‬
‫ما هم می‌فهمیم قضیه چیه.‬

447
00:31:36,040 --> 00:31:37,560
‫می‌بینیم چی به چیه.‬

448
00:31:38,873 --> 00:31:41,326
‫یعنی می‌گی: «کشش نده،‬
‫رو مخم نرو»؟‬

449
00:31:41,567 --> 00:31:43,665
‫استغفرالله آقا،‬
‫من مگه همچین حرفی به شما می‌زنم؟‬

450
00:31:43,906 --> 00:31:47,240
‫پسرم، من حرف‌هایی که‬
‫نمی‌زنی رو هم می‌شنوم.‬

451
00:31:47,480 --> 00:31:49,840
‫من فکرت رو می‌خونم.‬

452
00:31:50,273 --> 00:31:52,720
‫حواست رو جمع کن، وگرنه حواست رو پرت می‌کنن.‬

453
00:31:53,053 --> 00:31:54,480
‫باشه؟‬

454
00:31:59,747 --> 00:32:01,640
‫بلندگو رو روشن کنم،‬
‫با هم حرف بزنیم، خوبه؟‬

455
00:32:02,210 --> 00:32:04,690
‫ای بابا. یالا.‬

456
00:32:04,938 --> 00:32:05,970
‫بذار صداتو بشنوه.‬

457
00:32:06,983 --> 00:32:08,560
‫ای بابا.‬

458
00:32:11,879 --> 00:32:15,000
‫معلومه آشیر دکش کرده که‬
‫این موقع شب داره به اون زنگ می‌زنه.‬

459
00:32:15,565 --> 00:32:17,205
‫کار تو بود، نه؟‬

460
00:32:17,446 --> 00:32:20,560
‫- اون هسو رو تو انداختی به جونمون.‬
‫- آره، من فرستادمش.‬

461
00:32:20,973 --> 00:32:22,720
‫انگار زود جواب داده که...‬

462
00:32:23,339 --> 00:32:25,720
‫.. اینطوری داری از عصبانیت منفجر می‌شی. چی شده؟‬

463
00:32:25,960 --> 00:32:27,840
‫عشقت خیلی از دستت عصبانی شد؟‬

464
00:32:28,080 --> 00:32:29,480
‫مرتیکه تو کی هستی؟‬

465
00:32:29,913 --> 00:32:32,000
‫تو کی هستی، به چی خودت می‌نازی؟‬

466
00:32:32,546 --> 00:32:34,832
‫به چی اعتماد کردی که‬
‫همچین کاری می‌کنی؟‬

467
00:32:35,073 --> 00:32:37,480
‫یعنی من الان نرم به آشیر‬
‫همه‌چیز رو بگم؟‬

468
00:32:37,720 --> 00:32:40,320
‫اینکه اومدی پیشم،‬
‫اینکه چی‌ها بهم گفتی...‬

469
00:32:40,560 --> 00:32:41,760
‫.. و ازم چی می‌خواستی.‬

470
00:32:42,000 --> 00:32:44,400
‫اونوقت ببین چه بلایی سرت میاد.‬

471
00:32:44,740 --> 00:32:47,120
‫- حسابت رو می‌رسم.‬
‫- نمی‌گی.‬

472
00:32:47,770 --> 00:32:48,966
‫نمی‌تونی بگی.‬

473
00:32:49,207 --> 00:32:52,160
‫تو بدجوری کشته‌مرده‌ی آشیری.‬

474
00:32:52,476 --> 00:32:56,880
‫و نمی‌خوای دست آشیر به خون آلوده بشه.‬

475
00:32:57,307 --> 00:33:00,877
‫تعریف از خود نباشه.‬
‫زن‌ها رو خوب می‌شناسم.‬

476
00:33:01,343 --> 00:33:04,200
‫یعنی دیگه اینقدرش رو حساب کرده بودیم.‬

477
00:33:04,440 --> 00:33:08,280
‫حالا راهت رو بگیر و برو، برگرد همونجایی که ازش اومدی.‬
‫فهمیدی؟‬

478
00:33:08,520 --> 00:33:10,080
‫اینجا کسی تو رو نمی‌خواد.‬

479
00:33:10,680 --> 00:33:13,120
‫اون رو تو قلبت دفن کن و برو.‬

480
00:33:13,887 --> 00:33:15,000
‫فراموش می‌کنی.‬

481
00:33:15,383 --> 00:33:17,452
‫زمان درمان هر دردیه.‬

482
00:33:19,579 --> 00:33:21,720
‫اون کار به این سادگی‌ها نیست عاکف خان.‬

483
00:33:22,013 --> 00:33:23,440
‫اون کار به این سادگی‌ها نیست.‬

484
00:33:24,066 --> 00:33:28,160
‫من زنی نیستم که با حرف این و اون از مردی که دوستش دارم‬
‫دست بکشم.‬

485
00:33:28,400 --> 00:33:30,160
‫نمی‌تونین من رو بترسونین و‬
‫عقب برونین.‬

486
00:33:30,400 --> 00:33:31,880
‫کار هیچ‌کدومتون نیست.‬

487
00:33:32,313 --> 00:33:34,280
‫تو هم به مرور زمان من رو می‌شناسی.‬

488
00:33:34,520 --> 00:33:37,160
‫نگران نباش، می‌فهمی‬
‫چه جور زنی هستم.‬

489
00:33:37,493 --> 00:33:39,160
‫داری برای من شاخ‌وشونه می‌کشی؟‬

490
00:33:39,493 --> 00:33:41,600
‫انگار هنوز نفهمیدی‬
‫داری با کی حرف می‌زنی.‬

491
00:33:41,840 --> 00:33:46,240
‫ببین هوس چشم آبی.‬
‫به اینکه دارم با زبون خوش باهات حرف می‌زنم نگاه نکن.‬

492
00:33:46,480 --> 00:33:50,240
‫اگه نری، روزگارت رو سیاه می‌کنم. فهمیدی؟‬

493
00:33:50,480 --> 00:33:53,720
‫از اورفا می‌ری. این آخرین حرفمه.‬

494
00:33:54,873 --> 00:33:57,640
‫این بحث دیگه زیادی طولانی شد.‬

495
00:34:00,639 --> 00:34:02,360
‫همینجا هم تموم شد.‬

496
00:34:05,273 --> 00:34:07,880
‫شما نمی‌تونین عشق من رو‬
‫لگدمال کنین.‬

497
00:34:08,699 --> 00:34:10,040
‫نمی‌تونین این کار رو بکنین.‬

498
00:34:11,053 --> 00:34:12,760
‫ازتون نمی‌ترسم.‬

499
00:34:13,347 --> 00:34:15,440
‫از پس همه‌چیز براومدم، از پس اینم برمیام.‬

500
00:34:16,353 --> 00:34:18,040
‫کثافت‌های عاجز.‬

501
00:34:18,786 --> 00:34:20,160
‫مردهای بی‌عرضه.‬

502
00:34:24,466 --> 00:34:25,720
‫نمی‌شه.‬

503
00:34:28,332 --> 00:34:31,440
‫نمی‌تونی اینجا بمونی ملک، نمی‌شه. نمی‌شه.‬

504
00:34:32,079 --> 00:34:35,200
‫نمی‌تونم با ییلدیز زیر یک سقف‬
‫زندگی کنم.‬

505
00:34:35,879 --> 00:34:38,040
‫برای اینکه اینو بفهمی‬
‫دیگه باید چیکار کنم؟‬

506
00:34:38,280 --> 00:34:42,360
‫این خوشبختیتون رو،‬
‫این حلقه‌ای که دستتون کردین رو...‬

507
00:34:42,646 --> 00:34:45,600
‫.. مگه من مجبورم دست تو دست گشتنتون رو‬
‫تماشا کنم؟‬

508
00:34:46,153 --> 00:34:47,320
‫دخترم آروم باش.‬

509
00:34:47,686 --> 00:34:50,080
‫ناراحتی و استرس برات ممنوعه.‬

510
00:34:50,746 --> 00:34:52,000
‫سرهات.‬

511
00:34:52,779 --> 00:34:55,170
‫ولش کن، هر جا راحته همونجا بمونه.‬

512
00:34:55,410 --> 00:34:58,120
‫- در ضمن ببین، منم پیششم.‬
‫- نه بابا.‬

513
00:34:59,113 --> 00:35:02,240
‫برای آقا سرهات که‬
‫اصلاً راحتی من مهم نیست.‬

514
00:35:03,026 --> 00:35:06,800
‫انگار بچه‌ای که قراره به دنیا بیاد،‬
‫مال من نیست، ببین چطوری رفتار می‌کنن.‬

515
00:35:07,153 --> 00:35:08,880
‫ما در این مورد حرف نزدیم ملک؟‬

516
00:35:09,293 --> 00:35:12,440
‫تو بهم قول ندادی که بعد از طلاق‬
‫تو عمارت می‌مونی؟‬

517
00:35:12,680 --> 00:35:13,793
‫تو هم به من...‬

518
00:35:14,034 --> 00:35:16,520
‫.. موقع ازدواج پای سفره‌ی عقد‬
‫یه قولی ندادی؟‬

519
00:35:16,960 --> 00:35:19,020
‫سر قولت موندی؟ موندی؟‬

520
00:35:19,846 --> 00:35:23,440
‫ملک نمی‌شه. اینجا نه برای تو،‬
‫نه برای بچه امنه. نمی‌شه.‬

521
00:35:23,680 --> 00:35:24,800
‫تو چی می‌گی؟‬

522
00:35:25,520 --> 00:35:27,280
‫حواست باشه چی داری می‌گی.‬

523
00:35:27,619 --> 00:35:29,640
‫می‌خوای به من یاد بدی‬
‫کی رو می‌تونم محافظت کنم و کی رو نه؟‬

524
00:35:29,880 --> 00:35:31,800
‫- تو دخالت نکن!‬
‫- ای بابا بسه دیگه!‬

525
00:35:32,667 --> 00:35:33,800
‫بسه!‬

526
00:35:34,219 --> 00:35:35,840
‫اگه ییلدیز از اون عمارت بره...‬

527
00:35:36,080 --> 00:35:38,320
‫.. اگه اون حلقه‌ها رو‬
‫از انگشتتون دربیارین...‬

528
00:35:38,560 --> 00:35:41,920
‫.. شاید به برگشتن به اون عمارت‬
‫فکر کنم. شاید.‬

529
00:35:42,180 --> 00:35:43,400
‫شریک.‬

530
00:35:44,286 --> 00:35:45,960
‫ببین قربونت برم، کشش ندیم.‬

531
00:35:46,293 --> 00:35:49,972
‫کشش ندیم. ببین خواهرم حامله‌ست،‬
‫یه مشکلی پیش میاد، شر درست نکن.‬

532
00:35:50,213 --> 00:35:51,240
‫نکن.‬

533
00:35:51,866 --> 00:35:53,640
‫دختر خودش خواسته اینجا بمونه.‬

534
00:35:53,880 --> 00:35:56,200
‫قدمش روی چشم، پیش ما بمونه شریک.‬

535
00:35:56,440 --> 00:35:57,520
‫ببین...‬

536
00:35:58,080 --> 00:35:59,720
‫.. پسرم، بچه‌ی تو...‬

537
00:36:00,333 --> 00:36:03,680
‫.. خواهرزاده‌ی منه. پیش من امانته،‬
‫ببین اصلاً نترس.‬

538
00:36:03,920 --> 00:36:06,720
‫ببین، تو که با اون تاشکسن‌ها دشمنی خونی داری...‬

539
00:36:06,960 --> 00:36:09,960
‫ببین، اینجا امنه.‬
‫اینجا اتفاقی نمیفته، خیالت راحت باشه.‬

540
00:36:11,386 --> 00:36:13,880
‫- حرف تو برای من سنده.‬
‫- خوبه.‬

541
00:36:14,773 --> 00:36:16,160
‫همونطور که تو می‌گی باشه.‬

542
00:36:18,033 --> 00:36:19,840
‫- اما اگه اتفاقی بیفته...‬
‫- یالا دیگه.‬

543
00:36:20,080 --> 00:36:22,617
‫هنوز داره می‌گه اگه اتفاقی بیفته.‬
‫راه بیفتین برین خونه‌تون.‬

544
00:36:22,857 --> 00:36:24,320
‫ضیان خان!

545
00:36:26,426 --> 00:36:28,520
‫هر کاری هم که بکنی، به هر حال...‬

546
00:36:29,153 --> 00:36:31,720
‫.. من خانواده‌ی ییلدیز رو پیدا می‌کنم.

547
00:36:32,239 --> 00:36:34,480
‫فکر نکن ییلدیز بی‌کس و کاره.‬

548
00:36:34,720 --> 00:36:36,680
‫از طرف من که دیگه کسی رو نداره.‬

549
00:36:37,233 --> 00:36:39,120
‫همین الانشم اسمش رو از شناسنامه‌ام خط زدم.‬

550
00:36:39,360 --> 00:36:43,800
‫نه می‌تونه فامیلیمو داشته باشه، نه از مالم یه قرون بهش می‌دم.‬

551
00:36:44,640 --> 00:36:46,800
‫تو زحمت نکش، من خیلی وقته تو رو از پدری خلع کردم.‬

552
00:36:47,040 --> 00:36:49,406
‫بیا، اینم آوردم. بگیر.‬

553
00:36:50,953 --> 00:36:52,920
‫مگه تا حالا چیکار کردی؟‬

554
00:36:53,327 --> 00:36:55,280
‫چیکار کردی؟ تو قصر بزرگم کردی؟‬

555
00:36:56,426 --> 00:36:58,640
‫یه روز، فقط یه روز برام پدری کردی؟‬

556
00:36:59,586 --> 00:37:02,560
‫فامیلی و مال و اموالت به چه درد من می‌خوره؟‬

557
00:37:03,666 --> 00:37:04,960
‫بیا، همه‌اش مال خودت باشه.‬

558
00:37:06,746 --> 00:37:09,240
‫از این به بعد ییلدیز فامیلی منو می‌گیره.‬

559
00:37:10,853 --> 00:37:12,640
‫به هیچ‌کدوم از چیزای تو احتیاج نداره.‬

560
00:37:13,320 --> 00:37:14,526
‫بیا بریم ییلدیز.‬

561
00:37:15,731 --> 00:37:17,403
‫برو پی کارت.‬

562
00:37:20,336 --> 00:37:23,618
‫یالا، هر کسی بره سر کارش.‬
‫یالا برین تو!‬

563
00:37:23,875 --> 00:37:28,675
‫بیا دخترم، بیا ما هم بریم تو.‬
‫بریم، هوا هم سرده، یالا.‬

564
00:37:28,975 --> 00:37:30,495
‫منم میام مامان.‬

565
00:37:30,888 --> 00:37:32,221
‫می‌بینی دیگه، نه؟‬

566
00:37:33,013 --> 00:37:35,438
‫وقاحت رو از حد گذرونده.‬

567
00:37:35,955 --> 00:37:38,629
‫نه من براش مهمم، نه بچه‌مون.‬

568
00:37:38,870 --> 00:37:42,226
‫یه انگشتر هم کرده دستش و‬
‫واسه من قیافه می‌گیره.‬

569
00:37:42,467 --> 00:37:45,905
‫اومده به من نشونش می‌ده. تا بیخ‬
‫گوشم اومده، باورم نمی‌شه.‬

570
00:37:46,553 --> 00:37:50,584
‫خانواده‌ی ییلدیز هر کی که باشن‬
‫سرهات نمی‌تونه پیداشون کنه.‬

571
00:37:51,010 --> 00:37:54,223
‫اول ما پیداشون می‌کنیم، فهمیدی؟‬

572
00:37:55,507 --> 00:37:56,507
‫بابا.‬

573
00:37:58,889 --> 00:38:01,460
‫فهمیدم دخترم، فهمیدم.‬

574
00:38:37,872 --> 00:38:41,561
‫ای جان! ماشاالله، ماشاالله!‬

575
00:38:41,802 --> 00:38:45,257
‫ما با چه چیزایی سر و کله می‌زنیم،‬
‫آقا واسه خودش خوش‌گذرونی می‌کنه.‬

576
00:38:45,498 --> 00:38:49,555
‫پسرم تو چرا گوشیتو جواب نمی‌دی؟‬
‫از صبح تا حالا نمی‌دونی اینجا چه خبر بوده.‬

577
00:38:49,796 --> 00:38:52,839
‫- والا مامان اگه منظورت ملکه...‬
‫- آره، منظورم همون ملکه.‬

578
00:38:53,080 --> 00:38:55,547
‫خانم‌خانم‌ها قراره پیش کورداعلی‌ها زندگی کنه.‬

579
00:38:55,788 --> 00:38:58,802
‫ضیان خان با کلی افاده اومد و‬
‫دختره رو برداشت و برد.‬

580
00:38:59,043 --> 00:39:00,723
‫خبر داریم، خبر داریم.‬

581
00:39:01,214 --> 00:39:03,189
‫ما هم از اونجا میایم، از پیش کورداعلی‌ها.‬

582
00:39:05,463 --> 00:39:08,979
‫اگه خبر داشتی چرا نیاوردیش؟‬
‫چرا زن حامله رو اونجا ول کردی؟‬

583
00:39:09,501 --> 00:39:11,659
‫خودش اینطوری خواست، انگار اونجا راحت‌تره.‬

584
00:39:11,900 --> 00:39:16,888
‫نفهمیدم.‬
‫یعنی الان وارث یلدوران‌ها...‬

585
00:39:17,129 --> 00:39:18,786
‫.. قراره پیش کورداعلی‌ها زندگی کنه؟‬

586
00:39:19,027 --> 00:39:21,151
‫- مامان.‬
‫- پسرم تو دیوونه شدی؟‬

587
00:39:21,392 --> 00:39:24,141
‫تا وقتی بچه به دنیا بیاد‬
‫ملک هر جا دلش بخواد می‌تونه زندگی کنه.‬

588
00:39:24,382 --> 00:39:26,260
‫من نمی‌تونم دخالت کنم، انتخاب خودشه.‬

589
00:39:26,533 --> 00:39:31,385
‫اما بچه‌ی من بعد از اینکه به دنیا اومد‬
‫همینجا تو این عمارت زندگی می‌کنه.‬

590
00:39:32,326 --> 00:39:34,000
‫اون وارث ماست.‬

591
00:39:34,426 --> 00:39:38,542
‫بعدش دیگه مادرش میاد یا نه، اونشو نمی‌دونم.‬

592
00:39:40,612 --> 00:39:44,231
‫ییلدیز. یالا تو برو اتاقت، خسته شدی.‬

593
00:39:46,657 --> 00:39:48,729
‫یه لحظه صبر کن، صبر کن ببینم!‬

594
00:39:53,270 --> 00:39:59,091
‫این انگشتر، یادگار مادرشوهرم و‬
‫انگشتر ازدواجش نیست؟‬

595
00:40:01,065 --> 00:40:04,930
‫دست این دختره چیکار می‌کنه؟‬
‫این همه تیپ و تارا و این لباسا واسه چیه؟‬

596
00:40:05,171 --> 00:40:08,467
‫واقعاً؟ من اصلاً خبر نداشتم.‬

597
00:40:08,708 --> 00:40:10,575
‫ولی به نظر چیز باارزشی میاد.‬

598
00:40:11,092 --> 00:40:12,092
‫من دستش کردم.‬

599
00:40:14,594 --> 00:40:16,461
‫ییلدیز زنیه که من دوستش دارم.‬

600
00:40:17,733 --> 00:40:20,970
‫من لایقش دونستم و خودم دستش کردم.‬

601
00:40:22,837 --> 00:40:24,642
‫یالا ییلدیز، برو اتاقت.‬

602
00:40:25,193 --> 00:40:26,473
‫شب بخیر.‬

603
00:40:28,848 --> 00:40:32,246
‫تو چطور یادگار خانوادگی ما رو...‬

604
00:40:32,487 --> 00:40:35,796
‫.. می‌تونی بکنی دست دختری که‬
‫اصل و نسبش معلوم نیست؟‬

605
00:40:36,037 --> 00:40:38,760
‫ما واسه خودمون آبرو و حیثیت داریم!‬

606
00:40:39,001 --> 00:40:43,753
‫چیه، یعنی تو می‌خوای یادگاری‌های خانوادگی‌مون رو‬
‫به پای هر کسی که از راه رسید بریزی؟‬

607
00:40:43,994 --> 00:40:45,348
‫به پای هر کسی نه.‬

608
00:40:47,487 --> 00:40:49,352
‫به پای ییلدیز می‌ریزم.‬

609
00:40:51,109 --> 00:40:53,181
‫خدایا توبه،‬
‫قربون حکمتت برم خدا.‬

610
00:40:53,422 --> 00:40:54,911
‫می‌تونیم بگیم مبارکه آقا؟‬

611
00:40:55,152 --> 00:40:59,780
‫می‌تونیم بگیم یوسف‌جان، ولی بیا قضیه‌ی پیدا کردن‬
‫خانواده‌ی ییلدیز رو یکم سرعت بدیم.‬

612
00:41:00,021 --> 00:41:01,021
‫باشه.‬

613
00:41:02,329 --> 00:41:07,005
‫مامان حالا که همچین چیزی بود،‬
‫چرا اون انگشتر تو دست من نیست؟‬

614
00:41:07,246 --> 00:41:08,761
‫مگه من عروس بزرگ نیستم؟‬

615
00:41:09,002 --> 00:41:12,089
‫نورگل، نکنه به خاطر اینه که‬
‫تو زن خان نیستی؟‬

616
00:41:12,330 --> 00:41:13,330
‫همینه.‬

617
00:41:14,259 --> 00:41:17,463
‫یالا برین تو اتاقتون،‬
‫تا صبح در مورد همین حرف بزنین.‬

618
00:41:17,704 --> 00:41:20,811
‫که اون چرا خان نیست،‬
‫تو چرا زن خان نیستی...‬

619
00:41:21,052 --> 00:41:23,351
‫.. اون انگشتر چرا تو دست تو نیست؟‬

620
00:41:23,592 --> 00:41:27,512
‫من دردای بزرگ‌تری دارم!‬
‫برین از جلوی چشمم!‬

621
00:41:28,787 --> 00:41:31,898
‫والا نمی‌فهمم اصلاً. جل‌الخالق.‬

622
00:41:33,238 --> 00:41:37,292
‫ببین، چون تو اصلاً به من ارزش نمی‌دی،‬
‫تو این عمارت هیچ‌کس بهم نگاه هم نمی‌کنه.‬

623
00:41:37,533 --> 00:41:39,836
‫تو چشم تو، من حتی به اندازه‌ی‬
‫ییلدیز هم ارزش ندارم.‬

624
00:41:40,077 --> 00:41:43,959
‫ییلدیز واسه سرهات جونشو داد.‬
‫تو می‌تونی همچین کاری بکنی؟‬

625
00:41:47,302 --> 00:41:48,982
‫اونو دیگه نمی‌دونم والا.‬

626
00:41:49,880 --> 00:41:53,446
‫دروغ چرا بگم. من برم یه چای بیارم،‬
‫با هم یه چای بخوریم.‬

627
00:41:58,122 --> 00:42:01,399
‫پسر، این زن تغییر فازش خیلی شدیده.‬
‫اصلاً نمی‌شه پیش‌بینی‌اش کرد.‬

628
00:42:03,508 --> 00:42:04,944
‫همه سر ما داد می‌زنن.‬

629
00:42:05,590 --> 00:42:07,990
‫یکم دیگه بخور مامان. باشه، باشه، باشه.‬

630
00:42:08,231 --> 00:42:10,798
‫چقدر من کدبانوام. برق افتاد.‬

631
00:42:12,642 --> 00:42:15,500
‫آبجی ییلدیز هم امروز داشت برق می‌زد.‬

632
00:42:16,004 --> 00:42:18,029
‫- مگه نه آبجی؟‬
‫- خیلی.‬

633
00:42:18,270 --> 00:42:21,170
‫والا عین اسمش،‬
‫مثل ستاره می‌درخشید.‬

634
00:42:21,732 --> 00:42:24,383
‫عشق آدمو اینطوری خوشحال می‌کنه،‬
‫مگه نه آبجی؟‬

635
00:42:26,262 --> 00:42:29,826
‫ببین، حلقه‌ها رو هم دستشون کردن.‬
‫مگه میشه خوشحال نباشه؟‬

636
00:42:30,067 --> 00:42:31,667
‫خیلی سختی کشید این دختر، خیلی.‬

637
00:42:32,005 --> 00:42:34,751
‫- خدا به پای هم پیرشون کنه.‬
‫- ان‌شاءالله.‬

638
00:42:34,992 --> 00:42:38,031
‫مامان، انگار تو هم یه کوچولو خوشحال شدی‌ها.‬

639
00:42:38,272 --> 00:42:40,971
‫انگار دوباره به عشق ایمان آوردی.‬

640
00:42:41,212 --> 00:42:46,877
‫معلومه. مریم خانم ییلدیز رو خیلی دوست داره،‬
‫ییلدیز هم مریم خانم رو.‬

641
00:42:47,156 --> 00:42:51,893
‫هرچی باشه دختر خودش که نیست، ولی بزرگش کرده،‬
‫تر و خشکش کرده...‬

642
00:42:52,134 --> 00:42:53,492
‫.. مگه نه مریم خانم؟‬

643
00:42:57,992 --> 00:43:03,184
‫کاش این ضیان خان هم دست از سرشون برداره تا بتونن‬
‫خانواده‌ی واقعی آبجی ییلدیز رو پیدا کنن.‬

644
00:43:03,425 --> 00:43:05,649
‫اگه دست خودشون بود،‬
‫دختره رو از روی زمین محو می‌کردن.‬

645
00:43:05,890 --> 00:43:06,911
‫به خدا راست می‌گم.‬

646
00:43:07,152 --> 00:43:08,683
‫نمی‌فهمم ییلدیز مگه چیکار کرده با اینا.‬

647
00:43:09,234 --> 00:43:11,695
‫- آبجی، ملک خانم رو دیدی؟‬
‫- نه، مگه چی شده؟‬

648
00:43:11,936 --> 00:43:15,666
‫وقتی آبجی ییلدیز با حلقه‌ها اومد،‬
‫همینطوری خشکش زد.‬

649
00:43:15,939 --> 00:43:18,938
‫با خودم گفتم نکنه دوباره قصه‌ی مریم تکرار بشه؟‬

650
00:43:19,179 --> 00:43:23,232
‫خشکش زده بود ولی نمی‌دونی چقدر با حسادت‬
‫و بدجنسی نگاه می‌کرد.‬

651
00:43:23,473 --> 00:43:26,591
‫واسه خودش بده. اونم با این وضعش که حامله‌ست.‬

652
00:43:27,810 --> 00:43:31,397
‫وقتی اینقدر حسود و بدجنس باشی،‬
‫فقط بدی جذب می‌کنی، همین.‬

653
00:43:31,794 --> 00:43:35,258
‫تازه خودش کم بود،‬
‫مامان دیوونه‌اش رو هم آورده عمارت.‬

654
00:43:35,499 --> 00:43:38,126
‫راستش من خودم سوده رو دوست دارم،‬
‫مشکلی باهاش ندارم ولی...‬

655
00:43:38,367 --> 00:43:41,329
‫.. آوازه‌اش همه جا پیچیده.‬
‫نمی‌شه گفت خیلی خوش‌قدمه.‬

656
00:43:41,570 --> 00:43:44,316
‫به خدا، خدا خودش رحم کنه.‬

657
00:43:44,557 --> 00:43:45,597
‫چی شده مامان؟‬

658
00:43:48,704 --> 00:43:49,767
‫تشنه‌ته؟‬

659
00:43:50,008 --> 00:43:55,388
‫خیلی بده، ولی خب جلوی عشق‬
‫هیچ انرژی منفی‌ای نمی‌تونه دووم بیاره.‬

660
00:43:56,705 --> 00:43:57,985
‫خوشگلم.‬

661
00:43:59,288 --> 00:44:00,648
‫اسمت چی بود؟‬

662
00:44:02,666 --> 00:44:03,666
‫آسیه.‬

663
00:44:05,103 --> 00:44:07,571
‫یالا آسیه‌جون، بلند شو ببینم.‬

664
00:44:07,812 --> 00:44:10,712
‫اگه زحمتی نیست، یه لیوان شیر واسم گرم کن.‬

665
00:44:10,953 --> 00:44:14,270
‫حتماً آبجی. کارم تموم بشه، فوری واست می‌ذارم.‬

666
00:44:14,511 --> 00:44:17,963
‫- ولی من الان لازم دارم.‬
‫- باشه، زلیخا واست گرم می‌کنه. زلیخا!‬

667
00:44:19,707 --> 00:44:21,774
‫من از آسیه خواستم، باشه؟‬

668
00:44:22,753 --> 00:44:25,994
‫خواهر من، هدفت شیر خوردنه یا چیز دیگه؟‬

669
00:44:26,235 --> 00:44:28,028
‫هدف من شیر خوردنه ولی...‬

670
00:44:28,269 --> 00:44:31,826
‫.. معلومه هدف آسیه‌خانم کار کردن نیست،‬
‫فقط می‌خواد فک بزنه.‬

671
00:44:32,067 --> 00:44:34,051
‫آبجی، داری قضاوتم می‌کنی.‬

672
00:44:34,711 --> 00:44:36,474
‫مگه من چقدر حرف زدم؟‬

673
00:44:36,906 --> 00:44:38,586
‫اینجا چه خبره؟‬

674
00:44:39,421 --> 00:44:42,481
‫یعنی اگه ان‌شاءالله کسی بهم بده،‬
‫یه لیوان شیر می‌خورم.‬

675
00:44:42,722 --> 00:44:44,789
‫این چه حرفیه دختر؟ مگه میشه؟‬

676
00:44:45,956 --> 00:44:50,234
‫ببینین، خواهر من تو این عمارت هرچی بخواد...‬

677
00:44:50,507 --> 00:44:52,539
‫.. باید بدون معطلی انجام بدین، شنیدین؟‬

678
00:44:52,780 --> 00:44:54,890
‫به خدا روزگارتون رو سیاه می‌کنم، خجالت داره.‬

679
00:44:55,131 --> 00:44:58,077
‫حتماً آقا، رو چشمم.‬

680
00:44:59,989 --> 00:45:03,678
‫واسه امروز ممنونم.‬
‫پشتم ایستادی، دمت گرم.‬

681
00:45:04,501 --> 00:45:08,499
‫خودم که حس می‌کنم داغونم،‬
‫حمایتت حالم رو خوب کرد.‬

682
00:45:08,740 --> 00:45:11,775
‫دختر، من دارم وظیفه‌ی برادریم رو انجام می‌دم،‬
‫تشکر لازم نیست.‬

683
00:45:12,016 --> 00:45:13,216
‫بیا بریم، یالا.‬

684
00:45:14,353 --> 00:45:15,713
‫بیارش اتاقم.‬

685
00:45:16,342 --> 00:45:17,798
‫ببرش اتاقش.‬

686
00:45:18,500 --> 00:45:23,500
ناین مووی؛ مرجع فیلم و سریال های روز دنیا!
.::9movie.org::.

687
00:45:24,220 --> 00:45:27,624
‫دختر همون ضیانه دیگه. تست دی‌ان‌ای نمی‌خواد.‬

688
00:45:27,865 --> 00:45:29,428
‫واسه این نذاشتی زلیخا.‬

689
00:45:29,889 --> 00:45:33,716
‫آشیر رو هم که کشیده سمت خودش،‬
‫به خدا بدبخت شدیم.‬

690
00:45:34,500 --> 00:45:35,540
‫شیر رو هم بذار.‬

691
00:45:35,781 --> 00:45:39,598
‫مامان، نکنه این فردا پس‌فردا مامانش رو هم بیاره‬
‫و تو رو از عمارت بندازه بیرون؟‬

692
00:45:39,839 --> 00:45:42,943
‫من بهت بگم، تو هرچه زودتر سعی کن سر پا بشی...‬

693
00:45:43,184 --> 00:45:46,636
‫.. و هوای این تنها متحدت رو داشته باشی.‬
‫جدی می‌گم.‬

694
00:45:51,637 --> 00:45:55,605
‫با خانواده‌ی سلیم صحبت کنین،‬
‫قضیه رو با یه لحنِ مناسب بهشون بگین.‬

695
00:45:55,963 --> 00:45:59,292
‫اگه چیزی لازم دارن، بهشون برسین.‬

696
00:46:00,371 --> 00:46:05,377
‫از این به بعد خانواده‌شون رو مثل خانواده‌ی خودم می‌دونم،‬
‫این رو بدونن.‬

697
00:46:05,618 --> 00:46:07,359
‫حتماً آقا، هرچی شما بگین.‬

698
00:46:07,600 --> 00:46:10,305
‫یوسف، یه نگاهی هم به اطرافیان نزدیک سلیم بنداز.‬

699
00:46:10,546 --> 00:46:14,269
‫اگه دوستی، سنگ صبوری، هم‌رازی چیزی داره،‬
‫پیداشون کنین واسم.‬

700
00:46:14,510 --> 00:46:19,561
‫اگه با کسی حرف زده باشه،‬
‫حتماً یکی هست که بهمون آمار بده.‬

701
00:46:20,051 --> 00:46:22,244
‫باشه آقا، ردیفش می‌کنم.‬

702
00:46:33,696 --> 00:46:37,133
‫آقا، امر کرده بودین بیام، در خدمتم.‬

703
00:46:39,329 --> 00:46:41,354
‫دور و بر این سلیم...‬

704
00:46:42,615 --> 00:46:46,628
‫.. حتماً یکی هست که درباره‌ی خانواده‌ی ییلدیز چیزی بدونه.‬

705
00:46:46,869 --> 00:46:50,107
‫- حتماً آقا.‬
‫- تحقیق کن ببین دوست و رفیقش کیه.‬

706
00:46:51,535 --> 00:46:55,073
‫یعنی هرکی هستن، قبل از سرهات بهشون برسین.‬

707
00:46:55,314 --> 00:47:01,014
‫فوری به اطلاعاتی درباره‌ی خانواده و اصل و نسب ییلدیز‬
‫نیاز دارم.‬

708
00:47:01,255 --> 00:47:02,508
‫رو چشمم آقا.‬

709
00:47:02,749 --> 00:47:04,204
‫یه چیزِ دیگه هم می‌خوام بپرسم.‬

710
00:47:05,227 --> 00:47:06,507
‫بفرمایین آقا، بپرسین.‬

711
00:47:07,699 --> 00:47:10,923
‫اون روز با آشیر از اینجا زدین بیرون.‬

712
00:47:11,295 --> 00:47:14,580
‫بعدش هم سرهات به سلیم رسیده.‬

713
00:47:16,074 --> 00:47:17,754
‫تو آمار دادی؟‬

714
00:47:19,364 --> 00:47:23,691
‫آره به خدا آقا. خودتون که می‌دونین،‬
‫ییلدیز انگار زیر دست خودم بزرگ شده.‬

715
00:47:23,932 --> 00:47:28,538
‫گفتم شاید یه ثوابی بکنم تا بتونه‬
‫پدر و مادرش رو پیدا کنه...‬

716
00:47:28,779 --> 00:47:31,575
‫.. واسه همین هرچی می‌دونستم رو به آشیر گفتم.‬

717
00:47:31,816 --> 00:47:35,797
‫چه ثوابی؟ چه کمکی؟‬
‫تو آدم منی خلیل.‬

718
00:47:36,038 --> 00:47:39,921
‫مگه واسه آشیر کار می‌کنی که هرچی می‌پرسه‬
‫جواب می‌دی و واسش تعریف می‌کنی؟‬

719
00:47:40,162 --> 00:47:43,439
‫آقا، استغفرالله آقا. آخه من...‬

720
00:47:44,285 --> 00:47:46,261
‫.. خواستم یه ثوابی کرده باشم، کمکی کرده باشم.‬

721
00:47:46,502 --> 00:47:48,826
‫از این به بعد دیگه از این خبرا نیست. چه کمکی؟‬

722
00:47:49,067 --> 00:47:52,551
‫هرچی درباره‌ی ییلدیز می‌دونی رو فقط من باید بدونم.‬
‫به من می‌گی.‬

723
00:47:53,105 --> 00:47:56,277
‫قضیه‌ی ییلدیز نباید از اینجا بیرون بره.‬

724
00:47:56,589 --> 00:48:00,122
‫هرچی فهمیدی میای فقط به خودم می‌گی،‬
‫فقط من باید بدونم.‬

725
00:48:01,016 --> 00:48:02,883
‫- رو چشمم آقا.‬
‫- یالا.‬

726
00:48:07,993 --> 00:48:09,707
‫داره کمک می‌خواد.‬

727
00:48:12,482 --> 00:48:13,772
‫ای وای، خدایا.‬

728
00:48:23,636 --> 00:48:24,818
‫بیا، بیا.‬

729
00:48:25,855 --> 00:48:26,855
‫ای بابا.‬

730
00:48:28,195 --> 00:48:31,149
‫خانم من ببین، این کار با آبلیمو درست نمی‌شه.‬

731
00:48:31,390 --> 00:48:34,509
‫این دارو رو بخور تا قشنگ حالت جا بیاد.‬
‫یالا، بخور.‬

732
00:48:35,019 --> 00:48:39,807
‫گلزار ببین، قسم می‌خورم اگه سرم رو هم ببری‬
‫و بذاری جلوی پام...‬

733
00:48:40,048 --> 00:48:43,748
‫.. نه فشارم میاد پایین،
‫نه سردردم خوب می‌شه.

734
00:48:43,989 --> 00:48:45,870
‫نمی‌بینی با من چیکار کردن؟‬

735
00:48:46,111 --> 00:48:51,351
‫عروسم که نوه‌ام رو حامله‌ست،‬
‫پاشد رفت به عمارت دشمن من.‬

736
00:48:51,592 --> 00:48:55,039
‫پسرم هم به یه دختر بی‌سر و پا که معلوم نیست کیه...‬

737
00:48:55,280 --> 00:48:57,119
‫.. انگشتر یادگاری خانوادگی رو دستش کرد!‬

738
00:48:57,360 --> 00:49:00,856
‫بهت قسم می‌خورم با این اعصابی که دارم،‬
‫تا صبح دووم نمیارم.‬

739
00:49:01,097 --> 00:49:03,557
‫زبونت رو گاز بگیر. خدا بد نده.‬

740
00:49:03,798 --> 00:49:07,958
‫ای بابا. تو مادر مایی.‬
‫این دارو رو بخور، جون بگیر و به خودت بیا.‬

741
00:49:08,199 --> 00:49:10,008
‫تو همه‌شون رو سر جا می‌شونی.‬

742
00:49:10,249 --> 00:49:15,568
‫ببین، اگه من سلطانم،‬
‫اون انگشتر رو از انگشت اون ییلدیز...‬

743
00:49:15,809 --> 00:49:19,046
‫.. به زور هم که شده درمیارم.‬
‫تو هم این رو می‌بینی.‬

744
00:49:19,904 --> 00:49:25,838
‫تا وقتی من زنده‌ام،‬
‫اون ییلدیز با سرهات ازدواج نمی‌کنه.‬

745
00:49:26,435 --> 00:49:29,381
‫اون ییلدیز قرار نیست‬
‫نوه‌های من رو به دنیا بیاره!‬

746
00:49:29,622 --> 00:49:32,758
‫برای این کار باید از روی جنازه‌ی من رد بشن!‬

747
00:49:43,907 --> 00:49:47,462
‫آخ. دختر، یکم سبک شدم.‬

748
00:49:47,967 --> 00:49:52,521
‫به خدا درد دل کردن حالم رو خوب کرد.‬
‫خوب شد، خوب شد.‬

749
00:49:52,762 --> 00:49:55,847
‫- آخیش.‬
‫- خوبه دیگه، چه عالی.‬

750
00:49:56,088 --> 00:50:00,575
‫دنیا رو به آتیش کشیدی و راحت شدی.‬
‫به خدا راست می‌گن که آدم خودش دکتر خودشه.‬

751
00:50:00,816 --> 00:50:04,079
‫تو هم الان دقیقاً همین کار رو کردی.‬

752
00:50:07,497 --> 00:50:10,807
‫آبجی گلزار، یه لحظه اجازه بده،‬
‫می‌خوام با مادرم دو کلمه حرف بزنم.‬

753
00:50:11,048 --> 00:50:12,728
‫باشه عاکف پسرم، باشه.‬

754
00:50:15,328 --> 00:50:20,590
‫بریز بیرون، یالا تو هم هر چی تو دلته‬
‫خالی کن.‬

755
00:50:20,831 --> 00:50:23,190
‫امشب کلاً قال قضیه رو بکنین، تموم شه بره!‬

756
00:50:23,431 --> 00:50:27,137
‫ای وای. مادر، من که باری روی دوشت نمی‌ذارم.‬

757
00:50:32,131 --> 00:50:35,821
‫من برات خبر خوب میارم.‬
‫من مثل سرهات نیستم.‬

758
00:50:37,121 --> 00:50:39,431
‫ببینم، چی هست این خبر خوب؟‬

759
00:50:40,196 --> 00:50:41,996
‫آشیر رو از هیجران جدا کردم.‬

760
00:50:43,232 --> 00:50:46,621
‫- واقعاً؟‬
‫- از اورفا می‌ره.‬

761
00:50:47,480 --> 00:50:51,434
‫آشیر با هیجران قهر کرد،‬
‫اینطوری دیگه هیجران هیچ تکیه‌گاهی نداره.‬

762
00:50:51,817 --> 00:50:54,540
‫اینطوری این موضوع هم بسته شد.‬

763
00:50:54,781 --> 00:50:57,719
‫- پس خوب شد.‬
‫- البته.‬

764
00:50:57,960 --> 00:51:01,160
‫می‌بینم که یه کاری رو تنهایی از پسش براومدی.‬

765
00:51:02,417 --> 00:51:07,989
‫مادر، من وقتی بگم انجام می‌دم، یعنی می‌دم.‬
‫ما کار نصفه‌نیمه نداریم.‬

766
00:51:08,527 --> 00:51:10,987
‫اون کارها مال پسرتون سرهات خانه.‬

767
00:51:13,508 --> 00:51:17,835
‫من کوه استوار توام.‬
‫اون یکی زمین لغزنده‌ست.‬

768
00:51:19,865 --> 00:51:21,920
‫یالا، خوب استراحت کن مادر.‬

769
00:51:23,180 --> 00:51:24,180
‫تو هم همینطور.‬

770
00:51:31,217 --> 00:51:36,305
‫این عاکف چرا اینقدر گیر داده‬
‫به رفتن هجران؟‬

771
00:51:36,922 --> 00:51:39,311
‫حتماً یه سودی براش داره.‬

772
00:51:40,322 --> 00:51:43,306
‫بگذریم، بالاخره گندش درمیاد.‬

773
00:51:45,510 --> 00:51:47,446
‫به خدا هنوز سرم درد می‌کنه.‬

774
00:51:54,044 --> 00:51:57,694
‫- آبجی.‬
‫- بیا آسیه. چی شده؟‬

775
00:51:57,951 --> 00:52:00,713
‫- آقا آشیر صدات کرد.‬
‫- من رو صدا می‌کنه؟‬

776
00:52:01,485 --> 00:52:03,677
‫- واسه چی؟‬
‫- به خدا نمی‌دونم.‬

777
00:52:03,918 --> 00:52:06,863
‫نکنه ملک به خاطر اون قضیه‌ی آشپزخونه‬
‫پرش کرده باشه؟‬

778
00:52:07,104 --> 00:52:11,289
‫نه، آروم بود. اگه می‌خواست عصبانی بشه،‬
‫همون موقع می‌شد. آقا آشیر رو که می‌شناسی.‬

779
00:52:11,530 --> 00:52:15,340
‫راست می‌گی البته. چون مردهای اینجا‬
‫تو دو ثانیه از صفر به صد می‌رسن.‬

780
00:52:15,581 --> 00:52:17,017
‫می‌گم که آروم بود آبجی.‬

781
00:52:17,331 --> 00:52:18,806
‫باشه، خیلی خب عزیزم، تو برو.‬

782
00:52:19,047 --> 00:52:22,300
‫- باشه، دارم می‌رم.‬
‫- برو.‬

783
00:52:25,053 --> 00:52:28,513
‫چی شده آخه این وقت شب؟‬

784
00:52:35,852 --> 00:52:36,852
‫اینطوری نمی‌شه.‬

785
00:52:54,740 --> 00:52:55,740
‫یکی اومد.‬

786
00:52:57,835 --> 00:52:59,382
‫یکی اومد، باهام حرف زد.‬

787
00:52:59,901 --> 00:53:01,182
‫این آدم نیست.‬

788
00:53:02,387 --> 00:53:03,605
‫ولی یکی اومد.‬

789
00:53:12,481 --> 00:53:15,116
‫آشیر، صدام کرده بودی.‬

790
00:53:15,357 --> 00:53:17,603
‫آره، صدات کردم.‬

791
00:53:18,273 --> 00:53:19,652
‫اگه چیزی می‌خوای...‬

792
00:53:20,927 --> 00:53:22,624
‫آره، یه چیزی ازت می‌خوام.‬

793
00:53:23,347 --> 00:53:24,347
‫بفرما.‬

794
00:53:24,588 --> 00:53:26,391
‫الان باید حقیقت رو بهم بگی.‬

795
00:53:26,632 --> 00:53:30,115
‫چه حقیقتی؟‬
‫یعنی معلومه که می‌گم ولی...‬

796
00:53:30,570 --> 00:53:32,022
‫ببین، این هجران رو...‬

797
00:53:34,282 --> 00:53:37,546
‫.. نکنه تو اجیر کردی که‬
‫من رو از راه به در کنه، ندا؟‬

798
00:53:38,611 --> 00:53:42,126
‫داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟‬
‫چه اجیر کردنی؟ نفهمیدم.‬

799
00:53:42,963 --> 00:53:44,896
‫من تو رو تو این عمارت حبس کردم.‬

800
00:53:46,351 --> 00:53:48,391
‫گوشی رو ازت گرفتم.‬

801
00:53:48,636 --> 00:53:53,069
‫برای بیرون رفتن از این عمارت هر روز‬
‫بهم التماس کردی. هر روز خدا.‬

802
00:53:54,025 --> 00:53:56,097
‫برای اینکه حواس من رو پرت کنی...‬

803
00:53:56,803 --> 00:54:00,012
‫.. تا بتونی راحت از این عمارت بری بیرون و‬
‫با مردهای غریبه...‬

804
00:54:00,380 --> 00:54:04,056
‫ببین، نکنه فقط واسه همین‬
‫این زن رو اجیر کردی، ندا؟‬

805
00:54:04,297 --> 00:54:07,982
‫رفتی پول گذاشتی کف دست زنه،‬
‫کار تو بود ندا؟‬

806
00:54:08,223 --> 00:54:09,743
‫ببین، از تو برمیاد.‬

807
00:54:10,669 --> 00:54:13,765
‫به خدا تو خود شیطونی،‬
‫تو این کار رو می‌کنی دختر.‬

808
00:54:14,006 --> 00:54:16,555
‫آشیر این چه طرز حرف زدنه؟ شیطون یعنی چی؟‬

809
00:54:16,796 --> 00:54:18,529
‫یه اشتباهی بود، تموم شد و رفت.‬

810
00:54:18,949 --> 00:54:22,576
‫یعنی یکی اون زن رو اجیر کرده که‬
‫بیفته دنبالت؟‬

811
00:54:22,848 --> 00:54:25,189
‫از همون اول فهمیده بودم‬
‫که اون یه موش کثیفه.‬

812
00:54:25,430 --> 00:54:27,684
‫ندا کشش نده، حقیقت رو بگو، لفتش نده.‬

813
00:54:27,925 --> 00:54:30,149
‫آشیر، می‌فهمی داری چی می‌گی؟‬

814
00:54:30,390 --> 00:54:32,572
‫من بیام زن اجیر کنم که‬
‫بیفته دنبال شوهر خودم...‬

815
00:54:32,813 --> 00:54:34,739
‫.. تا با دست‌های خودم زندگیم رو خراب کنم؟‬
‫مگه می‌شه همچین چیزی؟‬

816
00:54:34,980 --> 00:54:36,347
‫آشیونه‌ت رو خراب نکردی؟‬

817
00:54:38,472 --> 00:54:40,826
‫بگو ببینم، آشیونه‌ی تو کجاست ندا؟‬

818
00:54:44,070 --> 00:54:46,705
‫- این خانم کیه، این هجران خانم کیه؟‬
‫- مأمورمه.‬

819
00:54:47,565 --> 00:54:49,771
‫اجیرش کردم تا آشیر رو دنبال خودش بکشونه.‬

820
00:54:50,012 --> 00:54:54,249
‫عقل رو از سر آشیر می‌پرونه و تو هم واسه من می‌مونی.‬

821
00:54:55,382 --> 00:55:00,297
‫اگه اون زن رو پیدا کنم، با دستای خودم خفه‌اش می‌کنم.‬

822
00:55:01,082 --> 00:55:04,246
‫نه می‌ذارم بیاد سمتت، نه می‌ذارم بهت نزدیک بشه.‬

823
00:55:04,487 --> 00:55:07,812
‫حالا که با چشمای خودت چهره‌ی واقعی‌ش رو دیدی...‬

824
00:55:08,459 --> 00:55:09,927
‫.. ازش جدا شدی؟ تموم شد؟‬

825
00:55:11,131 --> 00:55:12,131
‫برو بیرون.‬

826
00:55:12,372 --> 00:55:16,359
‫آشیر، تو زن چندین و چند ساله‌ت رو، مادرِ بچه‌هات رو نبخشیدی...‬

827
00:55:16,600 --> 00:55:18,737
‫.. اونوقت نمی‌ری اون مار خوش‌خط‌ و خال رو ببخشی، مگه نه؟‬

828
00:55:19,321 --> 00:55:20,994
‫یعنی تموم شد؟ جدا شدی؟ درسته؟‬

829
00:55:21,235 --> 00:55:23,218
‫- ندا کشش نده، برو بیرون.‬
‫- آشیر.‬

830
00:55:23,459 --> 00:55:24,459
‫برو بیرون.‬

831
00:55:31,150 --> 00:55:33,991
‫بالاخره یه کار درست انجام دادی عاکف.‬

832
00:55:34,232 --> 00:55:36,970
‫خدایا شکرت، بالاخره از شر این بلا هم خلاص شدیم.‬

833
00:55:47,895 --> 00:55:49,349
‫داره میاد سمتم.‬

834
00:55:53,820 --> 00:55:55,482
‫نیا، وایسا!‬

835
00:55:58,225 --> 00:55:59,225
‫سرهات.‬

836
00:56:00,345 --> 00:56:01,748
‫مزاحمت که نشدم؟‬

837
00:56:03,234 --> 00:56:04,434
‫نه، بیا.‬

838
00:56:06,662 --> 00:56:07,845
‫داشتی جایی می‌رفتی؟‬

839
00:56:08,542 --> 00:56:09,542
‫آموزشگاه.‬

840
00:56:12,441 --> 00:56:13,441
‫آموزشگاه.‬

841
00:56:15,702 --> 00:56:19,401
‫اصلاً دلم نمی‌خواد بری آموزشگاه تاشکسن‌ها، ییلدیز.‬

842
00:56:19,907 --> 00:56:21,888
‫اسمت رو تو یه آموزشگاه دیگه می‌نویسم.‬

843
00:56:22,861 --> 00:56:27,071
‫- حالا که امتحان نزدیکه، بهتر نیست تغییرش ندیم؟‬
‫- ییلدیز.‬

844
00:56:27,312 --> 00:56:30,794
‫راستش یه نظمی به درسام دادم. ییلدیریم هم که مُرده، خب.‬

845
00:56:31,035 --> 00:56:33,702
‫مُرده که مُرده، ییلدیریم که تنها تاشکسن نیست.‬

846
00:56:35,073 --> 00:56:38,009
‫دیگه با من چیکار دارن؟ من که دیگه کورداعلی نیستم.‬

847
00:56:38,250 --> 00:56:40,447
‫یعنی دیگه به دردشون نمی‌خورم، از اون لحاظ می‌گم.‬

848
00:56:40,688 --> 00:56:43,140
‫تازه تو محافظ داری، اونا نمی‌تونن...‬

849
00:56:43,381 --> 00:56:44,581
‫باشه، برو آموزشگاه.‬

850
00:56:45,342 --> 00:56:47,638
‫باشه، برو آموزشگاه چون محافظت ازت تو آموزشگاه...‬

851
00:56:47,879 --> 00:56:51,319
‫.. الان از لجبازی باهات راحت‌تره. تو برو، من هوات رو دارم.‬

852
00:56:51,560 --> 00:56:52,560
‫باشه.‬

853
00:56:54,807 --> 00:56:56,204
‫حالت خوبه؟‬

854
00:57:00,011 --> 00:57:03,241
‫اگه بگم خوبم دروغه. نیستم.‬

855
00:57:03,677 --> 00:57:08,103
‫بعد اتفاقای دیروز، شب رو به زور صبح کردم.‬

856
00:57:08,774 --> 00:57:11,281
‫بین این چهاردیواری همه‌اش دارم فکر و خیال می‌کنم.‬

857
00:57:12,438 --> 00:57:14,371
‫نگران نباش، خانواده‌ت رو پیدا می‌کنیم.‬

858
00:57:14,707 --> 00:57:18,291
‫همون روستای سلیم. یوسف رفته اونجا تا با خانواده‌ش حرف بزنه.‬

859
00:57:18,880 --> 00:57:21,769
‫- با خواهرش حرف زده.‬
‫- خبری شده؟‬

860
00:57:22,010 --> 00:57:25,098
‫خواهرش چیزی نمی‌دونه. احتمالاً سلیم هیچی بهشون نگفته.‬

861
00:57:25,339 --> 00:57:28,206
‫از ترسش بوده، طبیعیه. ولی یه اسم دادن.‬

862
00:57:28,985 --> 00:57:30,922
‫اسم کسی که باهاش تو زندان هم‌بند بوده.‬

863
00:57:31,163 --> 00:57:33,845
‫این همه سال با هم حبس کشیدن. اون مرده حتماً یه چیزی می‌دونه.‬

864
00:57:34,163 --> 00:57:37,006
‫- یوسف الان داره دنبالش می‌گرده.‬
‫- ایشالا که پیدا بشه.‬

865
00:57:39,052 --> 00:57:42,536
‫در ضمن با آبجی گلزار هم حرف زدم.‬

866
00:57:42,777 --> 00:57:45,327
‫قراره اتاقت رو مثل قدیما بیارن کنار اتاق من.‬

867
00:57:45,885 --> 00:57:47,480
‫حداقل واسه یه مدتی.‬

868
00:57:49,794 --> 00:57:51,074
‫ممنونم.‬

869
00:57:51,695 --> 00:57:53,851
‫خیلی‌خب، بیا تا برسونمت آموزشگاه.‬

870
00:57:54,092 --> 00:57:56,853
‫اومدم. تو برو بیرون، منم میام.‬

871
00:57:57,094 --> 00:57:58,136
‫بیا دیگه، چی شد؟‬

872
00:57:58,377 --> 00:58:01,527
‫باشه، تو برو. من یه کار کوچیک دارم، انجامش می‌دم و میام.‬

873
00:58:03,094 --> 00:58:04,094
‫بسپارش به من.‬

874
00:58:04,471 --> 00:58:05,471
‫چی رو؟‬

875
00:58:31,000 --> 00:58:41,000
ناین مووی؛ مرجع فیلم و سریال های روز دنیا!
.::9movie.org::.

876
00:59:07,327 --> 00:59:08,327
‫بیا بریم.‬

877
00:59:22,225 --> 00:59:26,345
‫آره، بیا بریم. دیر شد، الان دیگه ترافیک هم هست.‬

878
00:59:26,586 --> 00:59:28,307
‫آره. بریم خان‌داداش.‬

879
00:59:31,258 --> 00:59:32,378
‫بیا بریم.‬

880
00:59:39,337 --> 00:59:43,028
‫مریم خانم، یه روزی می‌رسه که...‬

881
00:59:44,086 --> 00:59:48,877
‫.. همون زنی که از موهاش می‌گرفتی و
‫روی زمین می‌کشیدی، موهات رو شونه می‌کنه.

882
00:59:50,159 --> 00:59:51,599
‫عدالت الهی همینه دیگه.‬

883
00:59:53,022 --> 00:59:54,222
‫ولی نگران نباش.‬

884
00:59:56,984 --> 00:59:58,917
‫آشیر به زودی منو می‌بخشه.‬

885
01:00:01,734 --> 01:00:05,282
‫دیروز اون سوگلی کاباره نیومد سر شام.‬

886
01:00:07,265 --> 01:00:09,416
‫آمارش رو درآوردم، آشیر ازش جدا شده.‬

887
01:00:09,986 --> 01:00:12,053
‫خدا رو شکر بالاخره چشماش باز شد.‬

888
01:00:13,366 --> 01:00:15,046
‫بیا این روسری رو هم سرت کنیم.‬

889
01:00:16,223 --> 01:00:17,743
‫ولی تو نگران نباش.‬

890
01:00:18,777 --> 01:00:20,710
‫آشیر به زودی منو می‌بخشه.‬

891
01:00:21,779 --> 01:00:24,597
‫عصبانیتش که فروکش کنه، یادش میفته چقدر بهم وابسته بود.‬

892
01:00:25,555 --> 01:00:27,155
‫دوباره با هم آشتی می‌کنیم.‬

893
01:00:28,072 --> 01:00:31,318
‫مگه می‌شه تخت آشیر آقای بزرگ خالی بمونه، مریم خانم؟‬

894
01:00:32,949 --> 01:00:37,339
‫هر چقدر هم از دستم عصبانی باشی، دیگه نمی‌تونی سرم داد و بیداد کنی...‬

895
01:00:37,580 --> 01:00:41,581
‫.. نمی‌تونی منو روی زمین بکشی، مگه نه مریم خانم؟‬

896
01:00:43,420 --> 01:00:46,427
‫ولی یه جورایی این آروم بودن بهت میاد.‬

897
01:00:46,668 --> 01:00:48,535
‫یه ابهت خاصی بهت داده.‬

898
01:00:51,579 --> 01:00:56,827
‫همونطور که سرهات خان ییلدیزی که طلاق داده بود
‫رو دوباره گرفت و براش انگشتر خرید...

899
01:00:57,408 --> 01:00:59,088
‫.. آشیر هم واسه من می‌خره.‬

900
01:00:59,803 --> 01:01:01,533
‫زن چندین و چند ساله‌شم، مگه نه؟‬

901
01:01:03,878 --> 01:01:06,608
‫اونطوری بد بد نگام نکن. مگه چی گفتم؟‬

902
01:01:09,096 --> 01:01:11,046
‫سلطان خانم.‬

903
01:01:12,379 --> 01:01:14,149
‫سلام سلطان خانم، بفرمایین.‬

904
01:01:14,707 --> 01:01:19,144
‫ندا، نگران مریم خانم شدم، گفتم یه احوالی ازش بپرسم.‬

905
01:01:19,385 --> 01:01:23,093
‫درگیر کارای عمارت بودیم، نشد بیایم ببینیمشون.‬

906
01:01:23,334 --> 01:01:27,441
‫چطور باشه؟ همونطوریه، مثل همیشه منتظریم.‬

907
01:01:28,270 --> 01:01:31,070
‫هر از گاهی با هم دشمنی می‌کنیم اما...‬

908
01:01:31,311 --> 01:01:35,978
‫.. هر دومون خانم عشیره‌هامون هستیم.‬
‫خانم خان بودن سخته.‬

909
01:01:36,219 --> 01:01:39,935
‫والا خدا کمکش کنه،‬
‫خدا بهش شفا بده.‬

910
01:01:40,223 --> 01:01:42,677
‫سلامت باشی، بهش می‌گم سلطان خانم‬

911
01:01:42,918 --> 01:01:44,387
‫- به سلامت.‬
‫- روز خوش.‬

912
01:01:45,756 --> 01:01:49,328
‫خشک و خالی می‌گه ان‌شاءالله زود خوب بشه.‬
‫بریم یه هوایی بخوریم؟‬

913
01:01:50,403 --> 01:01:54,523
‫والا اون به این راحتی‌ها سرپا نمی‌شه.‬
‫داشت واسه ییلدیز اورفا رو به آتیش می‌کشید.‬

914
01:01:55,397 --> 01:01:58,789
‫والا همینطوره.‬
‫چیزایی که کشیدن سخته دیگه پسرم...‬

915
01:01:59,030 --> 01:02:02,969
‫.. اما من مریم خانم رو می‌شناسم،‬
‫قویه. به نظرم اون دوباره سرپا می‌شه.‬

916
01:02:03,315 --> 01:02:08,210
‫والا به نظرم سخته. یعنی تا وقتی سوده‌ی دیوونه و‬
‫ملک تو اون خونه‌ان...‬

917
01:02:08,451 --> 01:02:10,237
‫.. آبجی مریم عمراً حالش خوب بشه.‬

918
01:02:11,087 --> 01:02:12,887
‫یعنی دارم فکر می‌کنم که...‬

919
01:02:13,128 --> 01:02:17,416
‫.. اگه شوهر من از یه زن دیگه‬
‫بچه پس بندازه...‬

920
01:02:18,088 --> 01:02:20,555
‫.. بعدشم بیارتش و بذارتش تو عمارت...‬

921
01:02:21,815 --> 01:02:24,133
‫.. من جفتشون رو می‌کشم.‬

922
01:02:25,669 --> 01:02:29,645
‫می‌خوایم صبحونه بخوریما، ای بابا.‬
‫دیگه اشتهایی واسم نموند.‬

923
01:02:30,010 --> 01:02:31,743
‫داری به همه می‌پری.‬

924
01:02:33,812 --> 01:02:36,320
‫- عجیبه والا.‬
‫- توبه. پسرم.‬

925
01:02:39,214 --> 01:02:41,746
‫سیر شد، تازه از اشتها هم حرف می‌زنه. سیر شد.‬

926
01:02:47,446 --> 01:02:49,326
‫بدجوری حالم گرفته شد.‬

927
01:02:49,709 --> 01:02:55,153
‫والا مادر، می‌ترسم آخر و عاقبت تو هم‬
‫مثل این آبجی مریم بشه.‬

928
01:02:56,407 --> 01:02:58,874
‫- توبه استغفرالله.‬
‫- این چه حرفیه دختر؟‬

929
01:02:59,823 --> 01:03:03,952
‫وقتی فکرشو می‌کنم، این ضیان خان‬
‫از یه زن دیگه بچه داره.‬

930
01:03:04,390 --> 01:03:09,774
‫سر قضیه‌ی هجران هم دیدیم. بکیر خان هم‬
‫از یه زن دیگه بچه داره.‬

931
01:03:10,176 --> 01:03:12,580
‫به نظرم ییلدیز کلک هردوتون رو می‌کنه.‬

932
01:03:12,822 --> 01:03:16,131
‫ییلدیز کیه که بخواد کلک منو بکنه؟‬

933
01:03:16,372 --> 01:03:21,137
‫تا جایی که من می‌دونم، ایشون نامزد‬
‫خان عشیره‌ی بزرگ یلدورانه...‬

934
01:03:21,378 --> 01:03:23,599
‫.. مگه نه؟‬

935
01:03:23,840 --> 01:03:27,540
‫انگشتر اجدادی رو هم کردین دستش.‬
‫همونی که دست من نکردین.‬

936
01:03:28,753 --> 01:03:33,011
‫چطوری از عمارت رفت بیرون.‬
‫با افاده کنار سرهات.‬

937
01:03:33,860 --> 01:03:39,249
‫والا مادر، هر لحظه ممکنه سکته کنی و‬
‫زمین‌گیر بشی.‬

938
01:03:40,064 --> 01:03:41,255
‫توبه یا ربی.‬

939
01:03:41,496 --> 01:03:44,559
‫تو نمی‌تونی تحمل کنی مادر. تا اون انگشتر‬
‫از انگشتش درنیاد، تو آروم نمی‌گیری.‬

940
01:03:44,800 --> 01:03:47,176
‫من تو رو می‌شناسم.‬
‫چیکار کنیم آبجی گلزار؟‬

941
01:03:47,417 --> 01:03:49,214
‫- نه.‬
‫- نورگل.‬

942
01:03:49,522 --> 01:03:52,454
‫هر انگشتری یه حرمتی داره.‬

943
01:03:52,695 --> 01:03:55,354
‫اگه اون انگشتر‬
‫تو انگشت تو نرفته...‬

944
01:03:55,595 --> 01:04:00,248
‫.. اگه انگشتر خان‌خانی دست عاکف نرفته،‬
‫حتماً یه دلیلی داره.‬

945
01:04:00,936 --> 01:04:02,261
‫این سرهات و ییلدیز کجان؟‬

946
01:04:02,502 --> 01:04:05,152
‫سرهات‌پسرم، ییلدیز رو‬
‫برد آموزشگاه خانم من.‬

947
01:04:05,804 --> 01:04:09,543
‫بالاخره به عمارت برمی‌گرده.‬
‫بالاخره اون ییلدیز به این عمارت برمی‌گرده.‬

948
01:04:10,088 --> 01:04:13,461
‫مامان آروم باش.‬
‫والا یه بلایی سرش میاد آبجی گلزار.‬

949
01:04:13,702 --> 01:04:15,536
‫باشه. یالا تو غذاتو بخور.‬

950
01:04:15,777 --> 01:04:18,634
‫می‌خوای برات اون چیز رو درست کنم؟ تخم‌مرغ با مربا.‬

951
01:04:18,875 --> 01:04:21,448
‫آره، این سرد شده.‬
‫یه تخم‌مرغ با مربا که تو درست کنی می‌چسبه.‬

952
01:04:21,689 --> 01:04:23,632
‫خوبه، نوش جونت.‬
‫یالا تو به خوردنت برس.‬

953
01:04:35,677 --> 01:04:37,410
‫- دستت درد نکنه بابا.‬
‫- نوش جونت.‬

954
01:04:37,785 --> 01:04:38,785
‫ای‌والله.‬

955
01:04:42,359 --> 01:04:43,359
‫بفرما.‬

956
01:04:43,885 --> 01:04:45,245
‫همونطور که گفتم داداش.‬

957
01:04:46,333 --> 01:04:51,190
‫تو حبس، با سلیم از برادر بهم نزدیک‌تر بودیم.‬
‫چهاردیواری، ۱۵ سال.‬

958
01:04:52,721 --> 01:04:54,321
‫- آسون نیست.‬
‫- اکرم.‬

959
01:04:56,821 --> 01:05:00,114
‫سلیم هیچ‌وقت چیزی بهت نگفت؟‬

960
01:05:00,832 --> 01:05:03,323
‫درباره‌ی اون دوران پرستاریش...‬

961
01:05:04,103 --> 01:05:06,350
‫.. قضیه‌ی عوض کردن بچه‌ها و اینا.‬

962
01:05:09,685 --> 01:05:10,883
‫اکرم.‬

963
01:05:11,645 --> 01:05:12,645
‫برام تعریف کن.‬

964
01:05:13,143 --> 01:05:14,669
‫چی بگم داداش خلیل؟‬

965
01:05:15,842 --> 01:05:20,526
‫ببین، از حبس اومدی بیرون،‬
‫واسه خودت یه قهوه‌خونه راه انداختی.‬

966
01:05:21,531 --> 01:05:24,959
‫معلومه داری سعی می‌کنی یه سر و سامونی به زندگیت بدی.‬

967
01:05:43,208 --> 01:05:44,208
‫اکرم.‬

968
01:05:47,991 --> 01:05:48,991
‫اینو بگیر.‬

969
01:05:52,606 --> 01:05:56,860
‫تو به کار خودت برس، منم به کار خودم.‬

970
01:06:01,393 --> 01:06:03,126
‫از یه زنی حرف می‌زد داداش.‬

971
01:06:03,994 --> 01:06:08,986
‫می‌گفت بچه‌ی اون زن رو با بچه‌ی مُرده‌ی‬
‫یکی دیگه عوض کرده.‬

972
01:06:09,243 --> 01:06:12,675
‫خدابیامرز خیلی هم پشیمون بود اما‬
‫به پول احتیاج داشت.‬

973
01:06:15,593 --> 01:06:18,528
‫نگفت بچه رو به کی داده.‬

974
01:06:18,857 --> 01:06:21,357
‫خیلی می‌ترسید که لو بره.‬

975
01:06:24,403 --> 01:06:26,331
‫اسم اون زن رو گفت؟‬

976
01:06:28,519 --> 01:06:30,717
‫بگیر مادر یه ذره دیگه، یالا آخریشه.‬

977
01:06:31,996 --> 01:06:35,324
‫یالا مادر یه لقمه دیگه بخور.‬
‫یالا قربونت برم، یالا.‬

978
01:06:39,317 --> 01:06:41,452
‫ان‌شاءالله که بهتر می‌شی مادر.‬

979
01:06:43,647 --> 01:06:46,569
‫- دنیا دار مکافاته دیگه.‬
‫- شیرتو بخور. ای بابا.‬

980
01:06:46,810 --> 01:06:50,458
‫باشه دخترم.‬
‫خدا جوابشو داد، سزاشو دید.‬

981
01:06:52,259 --> 01:06:55,331
‫من حواسم به مادر هست آشیر،‬
‫تو نگران نباش.‬

982
01:06:55,651 --> 01:06:59,107
‫هفته‌ی دیگه هم که چکاپ دکتر داره.‬
‫با هم می‌ریم.‬

983
01:06:59,617 --> 01:07:02,663
‫حالا بذار روزش برسه، ببینیم چی می‌شه.‬

984
01:07:04,378 --> 01:07:05,934
‫یالا مادر، یالا.‬

985
01:07:08,025 --> 01:07:09,025
‫یالا مادر.‬

986
01:07:15,533 --> 01:07:19,181
‫من دارم می‌رم انبارها.‬
‫بعدشم یه سری به بازار می‌زنم.‬

987
01:07:19,698 --> 01:07:20,738
‫امری نداری؟‬

988
01:07:22,304 --> 01:07:25,778
‫بگم هم مگه فرقی می‌کنه؟‬
‫تو عادت کردی سرخود کار کنی.‬

989
01:07:28,640 --> 01:07:31,656
‫صبحونه با ضیان خان خوش بگذره.‬

990
01:07:31,897 --> 01:07:35,135
‫ببین، حسابی بخور. از همه چی بخور، باشه؟‬
‫یالا.‬

991
01:07:36,544 --> 01:07:37,744
‫به حرف داداشت گوش کن.‬

992
01:07:49,310 --> 01:07:53,440
‫- بله خلیل؟‬
‫- فهمیدم مادر ییلدیز کیه.‬

993
01:07:53,681 --> 01:07:56,143
‫- کی بوده؟‬
‫- آیتن تاشجان.‬

994
01:07:56,627 --> 01:08:00,385
‫کجا زندگی می‌کنه، چیکار می‌کنه،‬
‫شغلش چیه، همه‌ رو آمار بگیر.‬

995
01:08:00,626 --> 01:08:04,558
‫اطاعت می‌شه آقا. آقا، به اکرم هم هشدار دادم.‬

996
01:08:04,798 --> 01:08:06,798
‫به سرهات هیچی نمی‌گه.‬

997
01:08:07,347 --> 01:08:08,347
‫خوبه.‬

998
01:08:13,313 --> 01:08:14,833
‫کار تو ردیفه.‬

999
01:08:17,304 --> 01:08:19,843
‫چه کاری بوده مگه؟‬

1000
01:08:21,101 --> 01:08:22,827
‫مامان‌جون نپرس که...‬

1001
01:08:23,067 --> 01:08:26,239
‫.. دو روزه بدجوری ویار کردم،
‫بدجوری دلم تمشک می‌خواد.

1002
01:08:26,480 --> 01:08:29,773
‫دستش درد نکنه. ضیان خان هم برام پیدا کرده.‬

1003
01:08:30,294 --> 01:08:34,080
‫تو فقط لب تر کن،‬
‫هر چی بخوای برات پیدا می‌کنم.‬

1004
01:08:35,297 --> 01:08:36,630
‫تمشک، آره؟‬

1005
01:08:37,928 --> 01:08:40,571
‫این تمشک‌ها کجا پیدا می‌شن؟‬

1006
01:08:50,003 --> 01:08:51,003
‫آره دیگه.‬

1007
01:08:52,876 --> 01:08:54,704
‫خیلی وقت بود اینجا نیومده بودم.‬

1008
01:08:55,573 --> 01:08:58,106
‫به خدا اصلاً دلم راضی نیست بیای اینجا، ولی...‬

1009
01:08:58,347 --> 01:08:59,703
‫حالا اونش رو بی‌خیال.‬

1010
01:08:59,944 --> 01:09:02,562
‫باید به درس‌هام برسم،‬
‫امتحان هم که نزدیکه.‬

1011
01:09:02,810 --> 01:09:05,836
‫هرچند که حتی سرفصل‌های درسی هم به گرد‬
‫تغییرات زندگی من نمی‌رسن.‬

1012
01:09:06,077 --> 01:09:07,640
‫- از پسش برمیای.‬
‫- معلومه که برمیام.‬

1013
01:09:07,881 --> 01:09:10,173
‫تو می‌تونی، بهت اعتماد دارم.‬
‫منم همینجام.‬

1014
01:09:10,590 --> 01:09:12,542
‫- تو اینجایی.‬
‫- ردیفش می‌کنیم.‬

1015
01:09:12,999 --> 01:09:15,978
‫بسیار خب. خسته نباشی.‬

1016
01:09:19,432 --> 01:09:20,892
‫- چی می‌گی بابا؟‬
‫- آره دیگه.‬

1017
01:09:22,244 --> 01:09:23,244
‫خب...‬

1018
01:09:26,862 --> 01:09:27,862
‫ببخشید.‬

1019
01:09:30,849 --> 01:09:34,445
‫ببخشید، من اینجا غریبه‌ام،‬
‫چطوری می‌تونم برم بازار مسگرها؟‬

1020
01:09:35,003 --> 01:09:37,447
‫بازار مسگرها. خب...‬

1021
01:09:38,787 --> 01:09:42,962
‫- .. از اینجا که برین...
‫- دو دقیقه آدم پشتش رو می‌کنه، ببین چی می‌شه.

1022
01:09:43,235 --> 01:09:47,243
‫طرف خوش‌تیپه، معلومه بهش می‌چسبن.‬
‫همه‌اش به خاطر اینه که حواسم نیست.‬

1023
01:09:47,484 --> 01:09:49,422
‫چند تا تابلو هست،‬
‫اونا راهنمایی‌تون می‌کنن.‬

1024
01:09:49,663 --> 01:09:51,973
‫- از سمت راست بپیچم؟‬
‫- بله، اولین خروجی سمت راست.‬

1025
01:09:52,214 --> 01:09:53,214
‫موضوع چیه؟‬

1026
01:09:56,003 --> 01:10:00,503
‫این خانم اینجا غریبه‌ان.‬
‫آدرس بازار مسگرها رو پرسیدن، منم راهنمایی‌شون کردم.‬

1027
01:10:02,343 --> 01:10:04,810
‫اما نامزد من اصلاً اینجاها رو بلد نیست.‬

1028
01:10:07,041 --> 01:10:11,842
‫اون تازه اومده اورفا. بذار من آدرس بدم،‬
‫الان از اینجا چشم‌ها رو برمی‌داریم...‬

1029
01:10:12,259 --> 01:10:14,965
‫.. مستقیم می‌ریم، جلوتر سمت چپ،
‫بازار همونجاست.

1030
01:10:15,206 --> 01:10:19,222
‫ان‌شاءالله چیزی که دنبالشین رو تو بازار پیدا کنین.‬
‫روز خوش. خب، موضوع شما چی بود؟‬

1031
01:10:19,605 --> 01:10:21,321
‫- تو به من حسودی کردی؟‬
‫- اصلاً ربطی نداره.‬

1032
01:10:21,562 --> 01:10:23,038
‫- نه، حسودی کردی.‬
‫- نه بابا، اینطوری نیست.‬

1033
01:10:23,279 --> 01:10:24,786
‫- چرا، همینطوری بود.‬
‫- نه، اصلاً اینطوری نبود.‬

1034
01:10:25,027 --> 01:10:28,551
‫فقط هم‌جنسم راهش رو گم کرده بود،‬
‫داشت می‌رفت تو جاده خاکی.‬

1035
01:10:28,792 --> 01:10:30,387
‫راه درست رو بهش نشون دادم، همین.‬

1036
01:10:30,628 --> 01:10:31,848
‫- چیز خیلی مهمیه.‬
‫- بله.‬

1037
01:10:32,089 --> 01:10:34,819
‫معرفی اورفای ما به غریبه‌ها،‬
‫اینکه کی با کی نامزده...‬

1038
01:10:35,060 --> 01:10:37,623
‫- اینکه کی با کی نامزده، درسته.‬
‫- اینا چیزهای خیلی مهمیه که باید دونست.‬

1039
01:10:37,864 --> 01:10:39,753
‫- مهمه، مهمه.‬
‫- بله.‬

1040
01:10:40,225 --> 01:10:41,905
‫- مشکلی هست؟‬
‫- نه.‬

1041
01:10:42,727 --> 01:10:44,407
‫- اگه نیست که نیست.‬
‫- اگه نیست که نیست.‬

1042
01:10:44,949 --> 01:10:45,949
‫خوبه.‬

1043
01:10:48,511 --> 01:10:50,191
‫خدا به کارت برکت بده نامزدم.‬

1044
01:10:51,590 --> 01:10:53,441
‫خدا بهت هوش و حواس بده نامزدم.‬

1045
01:10:53,697 --> 01:10:56,388
‫آمین، ان‌شاءالله. برای همه‌تون.‬

1046
01:11:03,100 --> 01:11:04,100
‫حسودی کرد.‬

1047
01:11:05,266 --> 01:11:07,727
‫به خدا الان داره میاد، ردیفش می‌کنم.‬
‫باشه.‬

1048
01:11:12,680 --> 01:11:14,360
‫نمی‌تونی وارد آموزشگاه بشی.‬

1049
01:11:15,005 --> 01:11:16,005
‫خیر باشه؟‬

1050
01:11:17,055 --> 01:11:18,251
‫چطور مگه؟‬

1051
01:11:19,360 --> 01:11:20,813
‫- تو کی هستی؟‬
‫- من؟‬

1052
01:11:21,839 --> 01:11:24,250
‫من ذوالفقار تاشکسن هستم.‬

1053
01:11:24,508 --> 01:11:28,113
‫بعد از آقا ییلدیریم،‬
‫مدیریت این آموزشگاه با منه.‬

1054
01:11:28,354 --> 01:11:31,792
‫اینجا هم متعلق به عشیره‌ی تاشکسنه.‬

1055
01:11:32,765 --> 01:11:36,078
‫تو زحمت نکش خودت رو معرفی کنی.‬
‫من خودم می‌دونم کی هستی.‬

1056
01:11:36,319 --> 01:11:37,359
‫مثلاً من کی‌ام؟‬

1057
01:11:37,600 --> 01:11:38,609
‫- تو؟‬
‫- آره، من.‬

1058
01:11:38,850 --> 01:11:42,357
‫تو نامزد سابق آقا ییلدیریمی.‬
‫می‌دونم.‬

1059
01:11:44,292 --> 01:11:45,812
‫دختر ضیان خان.‬

1060
01:11:46,655 --> 01:11:50,128
‫ببخشید ولی بابات اسمت رو‬
‫از شناسنامه خط زده.‬

1061
01:11:50,446 --> 01:11:52,322
‫به هر حال، ببین چی می‌گم.‬

1062
01:11:52,817 --> 01:11:55,968
‫اگه نام و نشون و هویتی نداری...‬

1063
01:11:56,509 --> 01:12:01,512
‫.. نمی‌تونم اجازه بدم وارد کلاس‬
‫این بچه‌های معصوم بشی.‬

1064
01:12:01,753 --> 01:12:03,803
‫بچه‌های معصوم تو چه ربطی به من دارن؟‬

1065
01:12:04,052 --> 01:12:07,568
‫اگه بحث هویته که حلش می‌کنیم، مگه چیه؟‬
‫برو کنار بابا.‬

1066
01:12:07,809 --> 01:12:08,809
‫- باشه.‬
‫- چی؟‬

1067
01:12:09,050 --> 01:12:10,381
‫ثابت کن کی هستی.‬

1068
01:12:11,640 --> 01:12:14,068
‫از کجا معلوم آدم حسابی باشی یا دزد؟‬
‫گمشو برو از اینجا!‬

1069
01:12:14,309 --> 01:12:16,524
‫ولم کن! یه نگاه به قیافه‌ام بنداز.‬

1070
01:12:16,765 --> 01:12:18,191
‫- شبیه دزدام؟‬
‫- ییلدیز!‬

1071
01:12:18,510 --> 01:12:21,193
‫بیا تحویل بگیر، ببین. سرهات.‬

1072
01:12:22,668 --> 01:12:23,722
‫اینجا چه خبره؟‬

1073
01:12:25,336 --> 01:12:28,066
‫- چیزی نیست.‬
‫- یه لحظه. اینجا چه خبره؟‬

1074
01:12:28,314 --> 01:12:29,505
‫چیزی نشده داداش.‬

1075
01:12:30,007 --> 01:12:33,143
‫نه. نشناخت، منم داشتم خودم رو‬
‫معرفی می‌کردم. همین.‬

1076
01:12:33,384 --> 01:12:35,249
‫- نشناختت؟‬
‫- همین، چیزی نیست.‬

1077
01:12:35,490 --> 01:12:39,013
‫بیا اینجا، بیا اینجا.‬
‫بیا اینجا، بیا، بیا.‬

1078
01:12:39,470 --> 01:12:40,670
‫- بیا اینجا.‬
‫- داداش.‬

1079
01:12:40,989 --> 01:12:42,584
‫- من کی‌ام پسر؟‬
‫- داداش، تو؟‬

1080
01:12:42,825 --> 01:12:44,846
‫- من کی‌ام؟‬
‫- سرهات خانی.‬

1081
01:12:45,087 --> 01:12:46,482
‫سرهات خان. این کیه؟‬

1082
01:12:48,138 --> 01:12:49,852
‫- ییلدیز.‬
‫- غلطه.‬

1083
01:12:50,704 --> 01:12:54,973
‫باید بگی ییلدیز خانم خان. چی شد؟‬

1084
01:12:56,146 --> 01:12:58,440
‫ییلدیز خانم خان.‬

1085
01:12:58,959 --> 01:13:02,746
‫خب حالا شد. تو با کدوم دستت‬
‫به ییلدیز دست زدی؟‬

1086
01:13:02,994 --> 01:13:05,423
‫- با این دستم خان.‬
‫- با این دستت. بیا.‬

1087
01:13:05,664 --> 01:13:08,259
‫مسخره‌بازی درنیار، وایسا. مردم دارن نگاه می‌کنن.‬

1088
01:13:08,500 --> 01:13:10,841
‫یه دقیقه. یه دقیقه صبر کن.‬

1089
01:13:12,178 --> 01:13:13,178
‫ببین.‬

1090
01:13:13,959 --> 01:13:16,279
‫ببین اینجا خیلی شلوغه،‬
‫کلی دانش‌آموز هست.‬

1091
01:13:16,520 --> 01:13:18,294
‫- اینجا یه مؤسسه‌ی آموزشیه.‬
‫- ول کن اون یارو رو.‬

1092
01:13:18,535 --> 01:13:21,652
‫خانم بزرگت، ییلدیز هم ناراحت می‌شه‬
‫وگرنه من می‌دونستم...‬

1093
01:13:21,911 --> 01:13:24,879
‫- .. چیکارت کنم.
‫- بسه دیگه. یالا راه بیفت.

1094
01:13:25,120 --> 01:13:27,050
‫- یارو رو...‬
‫- کاریش ندارم.‬

1095
01:13:27,291 --> 01:13:29,422
‫- چیکار نمی‌کنی؟‬
‫- کاری به کار یارو نداشتم.‬

1096
01:13:29,663 --> 01:13:32,355
‫تو چته پسر؟ ولش کن،‬
‫بیرون حسابشو برس.‬

1097
01:13:32,596 --> 01:13:34,936
‫- داشتم خیلی خوب باهاش حرف می‌زدم.‬
‫- باشه، بیرون باهاش حرف بزن، ولش کن.‬

1098
01:13:35,177 --> 01:13:36,224
‫ای بابا.‬

1099
01:13:37,738 --> 01:13:41,397
‫هی چسبیدی به یارو، بیا اینجا.‬
‫مردم دارن نگاه می‌کنن.‬

1100
01:13:45,095 --> 01:13:46,786
‫- تو خوبی؟‬
‫- من خوبم، تو خوبی؟‬

1101
01:13:47,027 --> 01:13:48,794
‫- خوبم، چیزیم نیست.‬
‫- خوبه!‬

1102
01:13:50,402 --> 01:13:52,276
‫یه آموزشگاه دیگه برات پیدا می‌کنم،‬
‫تو نگران نباش.‬

1103
01:13:52,517 --> 01:13:53,936
‫تو لازم نیست واسه من آموزشگاه پیدا کنی.‬

1104
01:13:54,177 --> 01:13:56,517
‫وقت امتحانم نزدیکه،‬
‫خودم یه فکری به حال خودم می‌کنم.‬

1105
01:13:56,758 --> 01:13:58,361
‫اینطوری نمی‌شه، نمی‌شه.‬

1106
01:13:58,602 --> 01:14:00,975
‫- یارو حق داره.‬
‫- چه حقی؟ کجا حق داره؟‬

1107
01:14:01,216 --> 01:14:03,310
‫می‌گه نه شناسنامه‌ای هست نه چیزی،‬
‫چطوری ثبت‌نامت کنم؟ راست می‌گه.‬

1108
01:14:03,612 --> 01:14:04,962
‫معلوم نیست کی هستم.‬

1109
01:14:07,102 --> 01:14:08,499
‫خودم ردیفش می‌کنم.‬

1110
01:14:10,490 --> 01:14:11,785
‫تو چرا اومدی؟‬

1111
01:14:15,587 --> 01:14:16,947
‫اینو جا گذاشته بودی.‬

1112
01:14:18,735 --> 01:14:21,376
‫دیدم یادت رفته، گفتم بیام بهت بدمش.‬

1113
01:14:22,059 --> 01:14:23,059
‫دستت درد نکنه.‬

1114
01:14:28,997 --> 01:14:29,997
‫بله یوسف؟‬

1115
01:14:30,238 --> 01:14:33,521
‫آقا، رفیق این سلیم رو پیدا کردم.‬
‫یه سال پیش از زندان آزاد شده.‬

1116
01:14:34,056 --> 01:14:36,040
‫الانم تو بازار قهوه‌خونه داره.‬

1117
01:14:36,776 --> 01:14:38,483
‫- اسمش اکرمه.‬
‫- باشه.‬

1118
01:14:39,228 --> 01:14:41,648
‫باشه یوسف، دارم میام.‬
‫همون نزدیکی‌هام، تو برام لوکیشن بفرست.‬

1119
01:14:42,041 --> 01:14:43,706
‫باشه آقا.‬

1120
01:14:45,951 --> 01:14:47,010
‫- احمد.‬
‫- در خدمتم آقا.‬

1121
01:14:47,251 --> 01:14:49,483
‫ییلدیز خانم رو برسونین عمارت.‬
‫ولی حواستون جمع باشه.‬

1122
01:14:49,737 --> 01:14:50,982
‫- چشم آقا.‬
‫- تو کجا می‌ری؟‬

1123
01:14:51,223 --> 01:14:53,852
‫برات تعریف می‌کنم، برگردم همه‌چیز رو‬
‫بهت می‌گم. باشه؟‬

1124
01:14:54,093 --> 01:14:56,078
‫دقیقاً سرهات، می‌بینمت.‬
‫خیلی مراقب خودت باش.‬

1125
01:14:56,319 --> 01:14:58,162
‫شب می‌بینمت سرهات.‬

1126
01:15:07,000 --> 01:15:16,000
ناین مووی؛ مرجع فیلم و سریال های روز دنیا!
.::9movie.org::.

1127
01:15:25,450 --> 01:15:27,204
‫آقا، بدین من.‬

1128
01:15:29,264 --> 01:15:32,061
‫- این اکرم اینجا رو می‌چرخونه؟‬
‫- بله آقا.‬

1129
01:15:32,814 --> 01:15:35,017
‫تو زندان با سلیم خیلی رفیق بوده.‬

1130
01:15:35,957 --> 01:15:39,446
‫خواهر سلیم گفت اگه کسی‬
‫چیزی بدونه، اون حتماً اکرمه.‬

1131
01:15:39,687 --> 01:15:41,434
‫گفت اکرم می‌دونه، آره؟‬

1132
01:15:41,774 --> 01:15:44,419
‫- این اکرم واسه چی زندان بوده؟‬
‫- قاچاق اسلحه آقا.‬

1133
01:15:47,012 --> 01:15:48,985
‫بیا بریم این اکرم رو پیدا کنیم، بیا.‬

1134
01:15:49,777 --> 01:15:51,697
‫این اکرم کجاست؟‬

1135
01:15:53,727 --> 01:15:56,061
‫- یوسف، حواست جمع باشه.‬
‫- باشه آقا.‬

1136
01:15:56,571 --> 01:15:58,749
‫- سلام‌علیکم.‬
‫- علیک‌سلام، خوش اومدین.‬

1137
01:15:58,990 --> 01:16:00,788
‫سلامت باشین، سلامت باشین.‬

1138
01:16:01,028 --> 01:16:02,729
‫- این اکرمه؟‬
‫- تو اتاقه آقا.‬

1139
01:16:03,201 --> 01:16:04,985
‫ای‌والله، ای‌والله.‬

1140
01:16:06,149 --> 01:16:08,049
‫سلام‌علیکم آقایون.‬

1141
01:16:09,457 --> 01:16:11,894
‫سلام، سلام به همگی. دمتون گرم.‬

1142
01:16:12,382 --> 01:16:14,255
‫مخلصیم، مخلصیم.‬

1143
01:16:15,534 --> 01:16:18,053
‫من دنبال این اکرم می‌گردم،‬
‫اکرم کجاست؟‬

1144
01:16:21,501 --> 01:16:24,376
‫هوی، هوی وایسا! یوسف!‬

1145
01:16:27,926 --> 01:16:30,101
‫- هوی!‬
‫- هیس! مبادا، مبادا، مبادا!‬

1146
01:16:30,342 --> 01:16:31,901
‫زنده‌اش رو لازم داریم، بدو!‬

1147
01:16:32,177 --> 01:16:34,018
‫هوی، بیا اینجا!‬

1148
01:16:43,677 --> 01:16:46,327
‫بدو بدو، شریک بدو! هوی!‬

1149
01:16:46,706 --> 01:16:48,720
‫هوی!‬

1150
01:16:50,624 --> 01:16:53,776
‫ای فلان‌فلان‌شده، می‌گیرمت!‬
‫بالاخره می‌گیرمت!‬

1151
01:16:59,703 --> 01:17:02,855
‫کجا می‌خوای فرار کنی؟‬
‫کجا؟ کجا؟ بیا اینجا!‬

1152
01:17:06,669 --> 01:17:08,179
‫- هوی!‬
‫- ای بی‌شرف!‬

1153
01:17:08,420 --> 01:17:10,052
‫داری چیکار می‌کنی؟ چیکار می‌کنی؟‬

1154
01:17:10,293 --> 01:17:12,376
‫اینو بگیر،‬
‫نصفشو بده به اون لیموفروش، یالا.‬

1155
01:17:12,630 --> 01:17:14,416
‫بیا اینجا کثافت!‬
‫هوی، بگیریدش دیگه!‬

1156
01:17:14,657 --> 01:17:16,375
‫بپر، بپر!‬

1157
01:17:18,104 --> 01:17:20,749
‫وایسا، وایسا کثافت!‬

1158
01:17:21,883 --> 01:17:23,338
‫هوی!‬

1159
01:17:24,333 --> 01:17:26,603
‫- ای بابا، کی اینو خرید؟‬
‫- بابات خریده! کی می‌خواد بخره؟‬

1160
01:17:26,844 --> 01:17:29,067
‫تو رو خدا بهم بگو ما چرا‬
‫دنبال این یارو دویدیم؟‬

1161
01:17:29,308 --> 01:17:30,911
‫- من که نفهمیدم.‬
‫- وایسا، وایسا، وایسا!‬

1162
01:17:31,158 --> 01:17:33,810
‫وایسا! برو تو، یارو خانواده‌ی ییلدیز رو می‌شناسه.‬
‫بیا اینجا کثافت!‬

1163
01:17:34,051 --> 01:17:36,150
‫تو کجا؟ تو کجا؟ تو کجا؟‬
‫باشه، برو.‬

1164
01:17:36,391 --> 01:17:38,519
‫تو که رانندگی بلد نیستی.‬
‫کجا می‌ری؟‬

1165
01:17:39,273 --> 01:17:40,538
‫لا اله الا الله!‬

1166
01:17:40,779 --> 01:17:43,057
‫بیا عمارت کورداعلی،‬
‫ماشینت رو از اونجا بردار. باشه؟‬

1167
01:17:43,298 --> 01:17:45,841
‫یالا قربونت برم، یالا، یالا.‬

1168
01:17:47,535 --> 01:17:50,290
‫آخه ما چرا داریم دنبال این یارو می‌دویم؟‬
‫من چرا بهش لیمو پرت کردم؟‬

1169
01:17:50,531 --> 01:17:51,859
‫سرهات، درست و حسابی تعریف کن.‬

1170
01:17:52,100 --> 01:17:54,705
‫این یارو می‌دونه خانواده‌ی ییلدیز کی‌ان،‬
‫واسه همین.‬

1171
01:17:54,946 --> 01:17:56,659
‫بابای من چه ربطی به‬
‫این قضیه داره؟‬

1172
01:17:56,900 --> 01:17:59,152
‫من، این سلیم رو... یادت نیست؟‬
‫کشوندمش اورفا.‬

1173
01:17:59,393 --> 01:18:02,994
‫تا اومد حرف بزنه، یه ماشین بهش زد.‬
‫مُرد، اونم تو عمارت شما.‬

1174
01:18:03,486 --> 01:18:05,498
‫- واسه همین با ییلدیز اومدی عمارت؟‬
‫- دقیقاً.‬

1175
01:18:05,739 --> 01:18:07,584
‫سرهات، تو رو خدا آخه‬
‫اینم شد بابا؟‬

1176
01:18:07,825 --> 01:18:09,639
‫- دارم دیوونه می‌شم.‬
‫- دیگه شده دیگه، تمومش کن.‬

1177
01:18:09,880 --> 01:18:12,138
‫بذار یارو رو بگیریم، بعدش ازش می‌پرسیم.‬
‫باشه؟‬

1178
01:18:12,379 --> 01:18:14,668
‫مطمئنی؟‬
‫ببین، این شغال چیزی می‌دونه؟‬

1179
01:18:14,909 --> 01:18:16,001
‫اگه نمی‌دونست چرا دو ساعته داره از دستمون فرار می‌کنه؟‬

1180
01:18:16,242 --> 01:18:18,912
‫مرتیکه، نمی‌تونه فرار کنه. اون لیمون نیومد وگرنه‬
‫با این کلت حسابشو می‌رسیدم...‬

1181
01:18:19,153 --> 01:18:22,933
‫هی، هی برو تو!‬
‫شلوغه، شلوغه!‬

1182
01:18:23,271 --> 01:18:25,940
‫چی شریک، چی؟‬

1183
01:18:26,454 --> 01:18:29,206
‫کجا، کجا؟‬
‫محیط شلوغه! کجا می‌ری؟‬

1184
01:18:29,447 --> 01:18:31,957
‫- آقا، مراقب باش!‬
‫- یه لحظه صبر کن، از اینجا بریم!‬

1185
01:18:32,639 --> 01:18:34,389
‫- درسته.‬
‫- هیس، به من نگاه کن.‬

1186
01:18:34,630 --> 01:18:36,357
‫- چیه؟‬
‫- تو چرا دلت گرفته؟‬

1187
01:18:36,598 --> 01:18:38,746
‫راستش امروز حالم اصلاً خوب نبود ولی...‬

1188
01:18:38,987 --> 01:18:41,860
‫.. وقتی اینطوری صدام کردی، حالم جا اومد، دروغ چرا.‬

1189
01:18:42,108 --> 01:18:44,223
‫چی شده؟ قضیه‌ی هجرانه؟‬

1190
01:18:44,464 --> 01:18:46,430
‫- تو رو خدا همینجا...‬
‫- چی رو تو رو خدا؟‬

1191
01:18:46,671 --> 01:18:49,427
‫.. همینجا، همینجا حرف بزنیم!
‫ای خدای من!

1192
01:18:49,668 --> 01:18:50,969
‫چقدر آدمو تحت فشار می‌ذاری داداش!‬

1193
01:18:51,210 --> 01:18:52,862
‫دو باره که می‌گی اونجا حرف بزنیم،‬
‫اینجا حرف بزنیم!‬

1194
01:18:53,103 --> 01:18:54,443
‫- تعریف کن دیگه، چیه؟‬
‫- گاز بده یوسف، گاز بده!‬

1195
01:18:54,684 --> 01:18:57,156
‫- باشه، یوسف داره می‌ره دیگه.‬
‫- ببین قربونت برم، منو تو منگنه نذار.‬

1196
01:18:57,397 --> 01:19:00,612
‫تعریف می‌کنم، به خدا تعریف می‌کنم.‬
‫منو کلافه نکن. یوسف، گاز بده!‬

1197
01:19:00,874 --> 01:19:02,873
‫- بکشین کنار!‬
‫- یوسف گاز بده، یوسف گاز بده!‬

1198
01:19:03,114 --> 01:19:04,867
‫دارم گاز می‌دم داداش، دارم گاز می‌دم.‬

1199
01:19:10,352 --> 01:19:12,199
‫بیا.‬

1200
01:19:13,462 --> 01:19:15,522
‫- وقت داری دخترم؟‬
‫- بله، بفرمایین.‬

1201
01:19:17,740 --> 01:19:20,508
‫چی شد؟ جای خانواده‌ی ییلدیز رو پیدا کردی؟‬

1202
01:19:23,533 --> 01:19:25,246
‫چیزایی که پیدا کردم اینجاست.‬

1203
01:19:27,446 --> 01:19:30,583
‫خوبه. حالا که چیزی که می‌خواستیم رو به دست آوردیم...‬

1204
01:19:30,930 --> 01:19:33,103
‫.. بریم یه صحبتی با ییلدیز خانم بکنیم.‬

1205
01:19:34,182 --> 01:19:35,771
‫چی می‌خوای بگی؟‬

1206
01:19:41,394 --> 01:19:42,614
‫اووه!‬

1207
01:19:43,857 --> 01:19:46,339
‫خدا محبتتون رو بیشتر کنه.‬

1208
01:19:48,951 --> 01:19:50,638
‫اونا چیه مامان؟‬

1209
01:19:51,213 --> 01:19:53,054
‫برات تمشک جمع کردم.‬

1210
01:19:53,295 --> 01:19:55,837
‫صبح گفتی ویار کردی، واسه همون.‬

1211
01:19:56,078 --> 01:19:58,741
‫ای جانم، اصلاً هم یادش نمی‌ره.‬

1212
01:20:02,514 --> 01:20:05,594
‫ولی فعلاً پیش خودت بمونه،‬
‫من باید خیلی فوری یه جایی برم.‬

1213
01:20:05,881 --> 01:20:08,605
‫اگه می‌خوای جایی بری،‬
‫بگم بچه‌ها برسوننت.‬

1214
01:20:09,079 --> 01:20:10,639
‫نه نه، خودم می‌رم.‬

1215
01:20:11,129 --> 01:20:13,766
‫- خودت می‌دونی، مواظب باش.‬
‫- باشه.‬

1216
01:20:14,039 --> 01:20:15,838
‫کجا می‌ری؟‬

1217
01:20:16,578 --> 01:20:19,123
‫مامان جون یه کاری دارم.‬
‫بعداً که اومدم برات تعریف می‌کنم.‬

1218
01:20:19,364 --> 01:20:21,707
‫چه کاری داری، کجا می‌ری ملک؟‬

1219
01:20:21,948 --> 01:20:23,849
‫فعلاً خداحافظ، بوس.‬

1220
01:20:25,831 --> 01:20:27,324
‫آخ دخترم، آخ.‬

1221
01:20:56,366 --> 01:20:58,867
‫«اگه می‌خوای خانواده‌ت رو پیدا کنی،‬
‫بیا به لوکیشنی که فرستادم.‬

1222
01:20:59,108 --> 01:21:01,594
‫اگه به سرهات خبر بدی،‬
‫شانست رو از دست می‌دی.»‬

1223
01:21:08,308 --> 01:21:10,439
‫سوییچ ماشین رو بده،‬
‫کار دارم.‬

1224
01:21:10,680 --> 01:21:12,167
‫نمی‌شه ییلدیز خانم، نمی‌تونم سوییچ رو بدم.‬

1225
01:21:12,408 --> 01:21:14,195
‫یعنی چی نمی‌شه؟‬

1226
01:21:15,508 --> 01:21:18,781
‫تو، به نامزد سرهات خان...‬

1227
01:21:19,335 --> 01:21:21,319
‫.. نمی‌تونی یه سوییچ ماشین بدی؟‬

1228
01:21:24,278 --> 01:21:25,585
‫خیلی بد می‌شه.‬

1229
01:21:25,826 --> 01:21:28,636
‫الان چیکار کنم،‬
‫پس به سرهات خان خبر بدم.‬

1230
01:21:29,110 --> 01:21:32,027
‫حیف می‌شه، واسه تو هم بد می‌شه.‬
‫داری منو به دردسر می‌ندازی.‬

1231
01:21:36,040 --> 01:21:37,455
‫ممنون.‬

1232
01:21:46,672 --> 01:21:48,139
‫دارن تعقیب می‌کنن آقا.‬

1233
01:21:48,380 --> 01:21:49,867
‫مرتیکه، فلان فلان شده!‬

1234
01:21:50,115 --> 01:21:51,434
‫داریم می‌رسیم به انبار.‬

1235
01:21:51,694 --> 01:21:54,338
‫الان می‌تونم شلیک کنم؟‬
‫دارم شلیک می‌کنم، باشه؟‬

1236
01:21:56,330 --> 01:21:58,558
‫شریک چیکار می‌کنی؟‬
‫پسر، این آدمو زنده لازم داریم.‬

1237
01:21:58,799 --> 01:22:00,498
‫- باشه، باشه.‬
‫- زنده لازمه شریک.‬

1238
01:22:00,739 --> 01:22:04,401
‫- آدم مُرده رو چطوری به حرف بیارم؟‬
‫- حالیش می‌کنم، حالیش می‌کنم!‬

1239
01:22:06,391 --> 01:22:08,829
‫- آروم شریک!‬
‫- چیزی نمی‌شه، نترس.‬

1240
01:22:09,070 --> 01:22:12,434
‫یوسف، گاز بده گاز بده! یالا دیگه!‬

1241
01:22:20,925 --> 01:22:22,022
‫لعنتی!‬

1242
01:22:25,971 --> 01:22:29,115
‫دختر، شکر این اندازه شده؟‬

1243
01:22:29,356 --> 01:22:30,703
‫آبجی گلزار هم که نیست.‬

1244
01:22:30,944 --> 01:22:33,373
‫به خدا همینطوری ریختیم ولی‬
‫فکر نکنم چیزی بشه آبجی.‬

1245
01:22:33,614 --> 01:22:35,384
‫ایشالا که خوب می‌شه.‬

1246
01:22:35,644 --> 01:22:39,499
‫- سلام! دارین مربای بادمجون درست می‌کنین؟‬
‫- آره.‬

1247
01:22:40,393 --> 01:22:42,687
‫چه بوی خوبی پیچیده. این کی آماده می‌شه؟‬

1248
01:22:43,185 --> 01:22:46,363
‫عاکف، تو هم مثل زن‌های حامله‌ای که‬
‫ویار دارن.‬

1249
01:22:46,604 --> 01:22:48,129
‫هر چی می‌بینی دلت می‌خواد.‬

1250
01:22:48,370 --> 01:22:51,070
‫چی می‌گی پسر، مگه مرد هم ویار می‌کنه؟‬
‫جل‌الخالق!‬

1251
01:22:51,311 --> 01:22:53,263
‫- ببخشید آقا.‬
‫- آقا.‬

1252
01:22:53,509 --> 01:22:55,302
‫پاشای من.‬

1253
01:22:59,035 --> 01:23:01,473
‫اوف! کاش منم حامله می‌شدم و...‬

1254
01:23:01,714 --> 01:23:04,339
‫.. ویار می‌کردم و کل دنیا رو می‌خوردم، چقدر خوب می‌شد.‬

1255
01:23:04,931 --> 01:23:07,909
‫حتی این بادمجون هم مربا داره،‬
‫ولی من بچه ندارم.‬

1256
01:23:08,150 --> 01:23:10,974
‫آخ میرو آخ، به خدا که منو سوزوندی.‬

1257
01:23:11,759 --> 01:23:15,623
‫نه بچه‌ی ملک سقط شد‬
‫نه من حامله شدم، ای خائن.‬

1258
01:23:15,864 --> 01:23:17,268
‫بریزیم تو قابلمه؟‬

1259
01:23:17,509 --> 01:23:19,318
‫- خسته نباشین.‬
‫- سلامت باشی خانم.‬

1260
01:23:19,559 --> 01:23:20,595
‫سلامت باشی مادر.‬

1261
01:23:20,836 --> 01:23:23,981
‫دختر، اون بادمجون بزرگا رو نریز توش.‬
‫تلخش می‌کنه.‬

1262
01:23:24,595 --> 01:23:26,348
‫کوچیکا رو بده به من.‬

1263
01:23:27,086 --> 01:23:28,340
‫گلزار کجاست؟‬

1264
01:23:28,581 --> 01:23:30,999
‫مامان گلزار، داره اتاقِ آبجی ییلدیز رو‬
‫آماده می‌کنه.‬

1265
01:23:31,240 --> 01:23:33,090
‫سرهات آقام گفته.‬

1266
01:23:33,682 --> 01:23:35,769
‫اوه، رفت تو اتاقش.‬

1267
01:23:36,736 --> 01:23:38,709
‫انگشتر اجدادی رو هم دستش کرد.‬

1268
01:23:40,142 --> 01:23:44,418
‫به خدا مادر، انگشتر خانوم‌بزرگی‌ت‬
‫داره از دست می‌ره، از من گفتن بود.‬

1269
01:23:45,646 --> 01:23:48,177
‫نورگل، حرص منو درنیار!‬

1270
01:23:48,418 --> 01:23:50,089
‫به خدا سرت رو می‌کُنم تو این!‬

1271
01:23:50,330 --> 01:23:53,102
‫به خدا مادر، من دارم اینجا مربای بادمجون‬
‫درست می‌کنم.‬

1272
01:23:53,343 --> 01:23:56,150
‫تو برو، اگه می‌خوای این عصبانیتت رو‬
‫سر ییلدیز خالی کن.‬

1273
01:23:56,391 --> 01:23:59,429
‫انگشتر اجدادی رو کرده دستش،‬
‫با افاده اینور اونور می‌چرخه.‬

1274
01:24:00,334 --> 01:24:03,600
‫ببین، اون انگشتر به زودی‬
‫واسه انگشتش سنگینی می‌کنه.‬

1275
01:24:05,248 --> 01:24:07,668
‫راستش مشاهدات من‬
‫که اینو نمی‌گه.‬

1276
01:24:08,036 --> 01:24:10,325
‫سرهات خان الان داره دنبال خانواده‌ش هم‬
‫می‌گرده.‬

1277
01:24:10,566 --> 01:24:12,752
‫به زودی پیداشون می‌کنه و با هم ازدواج می‌کنن.‬

1278
01:24:13,055 --> 01:24:14,472
‫ایشالا که مادر این یکی...‬

1279
01:24:14,713 --> 01:24:17,998
‫.. مثل مادر دیوونه‌ی اون یکی‬
‫پاش به خونه‌مون باز نشه. اه، کثافت!‬

1280
01:24:18,239 --> 01:24:21,755
‫آره، اگه مادرش رو پیدا کنه ازدواج می‌کنه.‬

1281
01:24:24,409 --> 01:24:27,990
‫نورگل، یهو می‌بینی به این عمارت...‬

1282
01:24:28,250 --> 01:24:31,228
‫.. یه وارث دوم هم اضافه می‌شه، مگه نه؟‬

1283
01:24:32,971 --> 01:24:35,750
‫یالا اینو هم بزن، حرف نزن!‬

1284
01:24:50,630 --> 01:24:52,835
‫شریک!‬

1285
01:24:53,235 --> 01:24:55,085
‫بهت می‌گم اون آدم رو زنده لازم دارم!‬

1286
01:24:55,326 --> 01:24:58,425
‫- جل‌الخالق!‬
‫- شریک، ببین!‬

1287
01:25:01,346 --> 01:25:03,079
‫مراقب باشین.‬

1288
01:25:04,918 --> 01:25:06,513
‫شریک، اینجا یکی از پاتوق‌های توئه؟‬

1289
01:25:06,754 --> 01:25:09,166
‫مگه من آمار همه‌ی پاتوق‌ها رو‬
‫دارم؟‬

1290
01:25:09,407 --> 01:25:11,571
‫تا حالا اینجا نیومده بودم.‬

1291
01:25:13,642 --> 01:25:16,321
‫- پس من می‌رم تو.‬
‫- یالا، بفرما.‬

1292
01:25:19,573 --> 01:25:21,757
‫اهلاً و سهلاً!‬

1293
01:25:32,097 --> 01:25:33,551
‫اکرم!‬

1294
01:25:33,792 --> 01:25:35,151
‫فقط چندتا سوال می‌پرسیم و می‌ریم پسر.‬

1295
01:25:35,392 --> 01:25:37,944
‫ببین، کاری به کارت نداریم.‬
‫هر جا هستی بیا بیرون!‬

1296
01:25:39,081 --> 01:25:40,694
‫ای اکو!‬

1297
01:25:40,935 --> 01:25:44,306
‫ببین، اگه دنبال کورداعلی‌ها می‌گردی‬
‫من اومدم! بیا بیرون دیگه!‬

1298
01:25:52,124 --> 01:25:54,934
‫وای، وای، وای!‬

1299
01:25:55,237 --> 01:25:58,289
‫وای، وای، وای!‬

1300
01:26:21,961 --> 01:26:23,532
‫پسر شریک، تو مگه اینو...‬

1301
01:26:24,398 --> 01:26:26,325
‫.. مگه به این شلیک نکردی پسر؟‬

1302
01:26:29,058 --> 01:26:32,215
‫سرهات خان، آشیر خان، خوش اومدین.‬

1303
01:26:33,152 --> 01:26:35,924
‫تو هم خوش اومدی کوچولو.‬
‫دلت واسم تنگ شده بود؟‬

1304
01:26:38,650 --> 01:26:40,937
‫من در واقع فقط منتظر مدل خودم‬
‫بودم.‬

1305
01:26:41,309 --> 01:26:45,508
‫برادرزن سابق و این اشانتیون کوچولو‬
‫واسه منم سورپرایز بود.‬

1306
01:26:47,077 --> 01:26:49,721
‫شریک، چندتا تیر به این شغال زدی؟‬

1307
01:26:50,734 --> 01:26:53,053
‫- سه تا.‬
‫- واقعاً سه تا زدی؟‬

1308
01:26:53,294 --> 01:26:55,004
‫انگار این سه تا گلوله نمی‌کشه.‬

1309
01:26:55,245 --> 01:26:57,043
‫نه شریک...‬

1310
01:26:57,849 --> 01:27:00,754
‫.. در واقع چهارتا. یکی هم به دستم زد.‬

1311
01:27:01,266 --> 01:27:03,583
‫می‌دونی اون موقع باید چیکار کنی؟‬

1312
01:27:04,317 --> 01:27:07,086
‫باید یکی بزنی درست وسط پیشونیش.‬

1313
01:27:07,327 --> 01:27:10,445
‫- اینم سقط می‌شه و تمام.‬
‫- دقیقاً همینطوره.‬

1314
01:27:37,704 --> 01:27:39,302
‫سلام.‬

1315
01:27:41,605 --> 01:27:43,003
‫بله.‬

1316
01:27:43,388 --> 01:27:46,297
‫می‌شنوم، زیاد وقت ندارم.‬
‫خانواده‌م کی‌ان؟‬

1317
01:27:54,955 --> 01:27:57,769
‫اسم و آدرس مادرت اینجا نوشته شده.‬

1318
01:28:01,037 --> 01:28:03,484
‫اما یه شرط دارم.‬

1319
01:28:03,725 --> 01:28:06,436
‫معلومه که داری، وگرنه که صفا نداره.‬

1320
01:28:11,002 --> 01:28:13,203
‫اول باید اون انگشتر رو دربیاری...‬

1321
01:28:16,041 --> 01:28:18,304
‫.. بعدش هم سرهات رو از زندگیت‬
‫بندازی بیرون.‬

1322
01:28:18,782 --> 01:28:22,438
‫ملک، دیگه تمومش کن.‬
‫ول کن، شما طلاق گرفتین، دیگه بس کن.‬

1323
01:28:23,245 --> 01:28:25,122
‫خیلی سرهات رو دوست داری؟‬

1324
01:28:25,375 --> 01:28:29,150
‫حالا که اینقدر دوسش داری،‬
‫نباید بخوای که بدبخت بشه.‬

1325
01:28:31,318 --> 01:28:33,774
‫اما تو فقط به فکر خودتی.‬

1326
01:28:34,015 --> 01:28:36,332
‫وقتی زن و شوهر بودین هم همین بود، الانم همینه.‬

1327
01:28:37,926 --> 01:28:41,770
‫درد تو سرهات نیست که. درد تو منم.‬

1328
01:28:43,765 --> 01:28:45,432
‫چون فکر می‌کنی از من شکست خوردی...‬

1329
01:28:45,673 --> 01:28:48,115
‫.. می‌ری و این کارهای احمقانه‬
‫رو می‌کنی.‬

1330
01:28:48,356 --> 01:28:50,602
‫مثلاً اینکه به سایه‌ی...‬

1331
01:28:50,952 --> 01:28:53,189
‫.. ضیان کورداعلی پناه بردی.‬

1332
01:28:53,430 --> 01:28:56,099
‫با اینکه می‌دونی با مادرت چیکار کرده...‬

1333
01:28:56,609 --> 01:28:59,150
‫.. ولی باز هم کوتاه اومدی.‬

1334
01:29:00,444 --> 01:29:02,005
‫خود دانی.‬

1335
01:29:07,900 --> 01:29:11,472
‫تا فردا ظهر تصمیمت رو بگیر،‬
‫بهم خبر بده.‬

1336
01:29:13,345 --> 01:29:15,082
‫خانواده‌ت...‬

1337
01:29:17,339 --> 01:29:18,937
‫.. یا سرهات؟‬

1338
01:29:23,000 --> 01:29:31,000
ناین مووی؛ مرجع فیلم و سریال های روز دنیا!
.::9movie.org::.

1339
01:29:35,587 --> 01:29:37,067
‫یکیشون رو انتخاب کن.‬

1340
01:30:01,556 --> 01:30:03,407
‫مرتیکه‌ی الدنگ!‬

1341
01:30:04,867 --> 01:30:07,568
‫بکش عقب، بکش عقب!‬

1342
01:30:07,809 --> 01:30:11,452
‫کوچولو، آروم باش، آروم.‬

1343
01:30:11,952 --> 01:30:14,092
‫می‌خوام یکم با آقات حرف بزنم.‬

1344
01:30:15,823 --> 01:30:17,614
‫یوسف، بیارش پایین.‬

1345
01:30:21,647 --> 01:30:23,871
‫بیار پایین پسر. تعدادشون زیاده، بیار پایین.‬

1346
01:30:25,787 --> 01:30:27,649
‫- یوسف.‬
‫- یالا، یالا.‬

1347
01:30:33,102 --> 01:30:34,480
‫خب...‬

1348
01:30:35,239 --> 01:30:38,210
‫.. داری فکر می‌کنی.‬
‫معلومه که یه سری سوال تو ذهنته.‬

1349
01:30:38,948 --> 01:30:41,193
‫یعنی با خودت می‌گی من به این آدم‬
‫سه تا تیر زدم.‬

1350
01:30:42,525 --> 01:30:44,150
‫بگیم سه و نیم تا.‬

1351
01:30:45,035 --> 01:30:47,558
‫داری فکر می‌کنی چطور شد که دوباره جلوت سبز شد.‬

1352
01:30:48,085 --> 01:30:51,211
‫بذار جواب بدم. سلوی خدابیامرز ما...‬

1353
01:30:52,846 --> 01:30:54,636
‫.. آخ سلو، کجایی که ببینی!‬

1354
01:30:55,709 --> 01:30:59,649
‫بگذریم، سلو بچه‌ی خیلی محتاطی بود.‬

1355
01:31:01,242 --> 01:31:04,602
‫آقا، اینکه با یه ماشین بری‬
‫به دلم نمی‌شینه.‬

1356
01:31:05,048 --> 01:31:06,626
‫کاش ما هم باهات میومدیم.‬

1357
01:31:06,867 --> 01:31:09,665
‫تا وقتی ملک اینجاست، سرهات حتی نمی‌تونه‬
‫به موی من دست بزنه.‬

1358
01:31:09,967 --> 01:31:11,649
‫اگه شما اینطور می‌گین، حتماً همینطوره آقا.‬

1359
01:31:13,131 --> 01:31:15,048
‫وقتی داشتم میومدم پیشت‬
‫محض احتیاط...‬

1360
01:31:15,289 --> 01:31:16,996
‫.. یه ماشین دیگه هم دنبالم فرستاده بود.‬

1361
01:31:28,284 --> 01:31:30,952
‫داداش، بی‌خیال نشیم؟‬
‫ساعت‌هاست داریم زمین رو می‌کنیم.‬

1362
01:31:31,654 --> 01:31:32,854
‫حق با توئه حسن.‬

1363
01:31:33,095 --> 01:31:35,166
‫بذاریم لاشه‌شون رو کلاغ‌ها بخورن.‬

1364
01:31:35,407 --> 01:31:38,056
‫حیف خاکی که روشون بریزیم. یالا بریم.‬

1365
01:31:38,309 --> 01:31:39,922
‫بدو ایسمو.‬

1366
01:32:02,590 --> 01:32:04,374
‫آقا ییلدیریم.‬

1367
01:32:08,105 --> 01:32:09,778
‫زنده‌ست.‬

1368
01:32:11,839 --> 01:32:13,719
‫- زنده‌ست.‬
‫- اون یکی رو هم چک کن.‬

1369
01:32:15,111 --> 01:32:17,662
‫مردن. بیا کمک کن،‬
‫آقا ییلدیریم رو بکشیم بیرون.‬

1370
01:32:17,903 --> 01:32:20,379
‫- باشه.‬
‫- بعداً به سادالله آقا خبر می‌دیم.‬

1371
01:32:22,615 --> 01:32:25,439
‫خلاصه که اینطوری شد سرهات.‬

1372
01:32:26,372 --> 01:32:28,747
‫خدایی که نخواد آدم رو بکشه،‬
‫نمی‌کشه دیگه.‬

1373
01:32:29,507 --> 01:32:33,304
‫اسمش رو بذار تقدیر یا سرنوشت،‬
‫هر چی که دوست داری.‬

1374
01:32:34,541 --> 01:32:37,052
‫معلومه که هنوز تو این دنیا‬
‫کارهای ناتمامی دارم.‬

1375
01:32:37,494 --> 01:32:41,640
‫راستش قبلاً هم فکر کرده بودم بیام سراغت،‬
‫منتظر موندم...‬

1376
01:32:42,141 --> 01:32:44,414
‫.. اما چطوری بگم...‬

1377
01:32:45,725 --> 01:32:47,645
‫.. یه ورود تاثیرگذار به ذهنم نرسید.‬

1378
01:32:48,338 --> 01:32:50,311
‫پیدا نکردم، به خدا پیدا نکردم!‬

1379
01:32:51,401 --> 01:32:53,334
‫ولی اخبار رو دنبال می‌کردم.‬

1380
01:32:54,202 --> 01:32:57,287
‫ضیان خان، ییلدیز رو از شناسنامه‌اش خط زده.‬

1381
01:32:58,088 --> 01:32:59,839
‫شوک، شوک، شوک!‬

1382
01:33:00,085 --> 01:33:03,991
‫تو هم بلافاصله رفتی و‬
‫نامزد کردی. یه شوک دیگه.‬

1383
01:33:04,950 --> 01:33:06,794
‫هیچ‌چیزی رو از دست ندادم، حتی...‬

1384
01:33:07,358 --> 01:33:10,588
‫.. من امروز به ذوالفقار گفتم که ییلدیز رو‬
‫تو آموزشگاه ثبت‌نام نکنه.‬

1385
01:33:11,906 --> 01:33:13,806
‫نقشه داشتم یکم بیشتر‬
‫مخفی بمونم.‬

1386
01:33:14,047 --> 01:33:15,881
‫تا اینکه اکرم بهم زنگ زد.‬

1387
01:33:16,122 --> 01:33:18,456
‫- همینطوره اکرم؟‬
‫- همینطوره آقام.‬

1388
01:33:19,002 --> 01:33:20,666
‫بیا، بیا جلو اکرم.‬

1389
01:33:21,359 --> 01:33:24,754
‫اکرم، وقتی داشت اسلحه‌های عمو سادالله رو‬
‫از مرز رد می‌کرد...‬

1390
01:33:24,995 --> 01:33:29,114
‫.. گیر افتاد، می‌دونستی؟‬
‫اون روز هم وفادار بود، امروز هم وفاداره.‬

1391
01:33:29,624 --> 01:33:32,288
‫- همینطوره اکرم؟‬
‫- همینطوره آقام.‬

1392
01:33:34,173 --> 01:33:36,195
‫- اکرم رو تحویل بده تا بریم.‬
‫- بله!‬

1393
01:33:37,342 --> 01:33:39,264
‫منم دقیقاً می‌خواستم برم سر همین موضوع.‬

1394
01:33:39,664 --> 01:33:41,441
‫ما با اکرم حرف زدیم.‬

1395
01:33:41,695 --> 01:33:44,074
‫بهم گفت که مادر ییلدیز کیه.‬

1396
01:33:46,392 --> 01:33:49,276
‫- همینطوره اکرم؟‬
‫- همینطوره آقام.‬

1397
01:33:50,163 --> 01:33:53,462
‫حالا این راز رو فقط ما دوتا می‌دونیم.‬

1398
01:33:54,882 --> 01:33:56,449
‫یعنی چی؟‬

1399
01:33:58,751 --> 01:34:00,256
‫یعنی این.‬

1400
01:34:14,722 --> 01:34:17,513
‫وقتی بزنی به کله‌اش، با همون یه تیر تمومه.‬

1401
01:34:24,794 --> 01:34:26,958
‫اکرم رفت، فقط یک نفر موند.‬

1402
01:34:28,818 --> 01:34:32,238
‫حالا اینکه مادر و پدر ییلدیز کی هستن...‬

1403
01:34:33,014 --> 01:34:34,901
‫.. فقط پیش منه.‬

1404
01:34:36,054 --> 01:34:38,107
‫حالا اگه می‌خوای به نامزدت یه مژده‬
‫بدی...‬

1405
01:34:38,724 --> 01:34:41,197
‫.. اول باید به من مژدگانی بدی.‬

1406
01:34:43,167 --> 01:34:46,644
‫قرارمون به قوّت خودش باقیه.‬
‫هر چی که از من گرفتی رو...‬

1407
01:34:47,122 --> 01:34:49,455
‫.. باید بهم پس بدی.‬

1408
01:34:50,118 --> 01:34:51,764
‫تو دو طرف رود فرات...‬

1409
01:34:52,018 --> 01:34:54,566
‫.. زمین‌هایی که از ضیان خان گرفتی رو هم...‬

1410
01:34:54,913 --> 01:34:56,699
‫.. باید به من بدی.‬

1411
01:34:57,895 --> 01:34:59,986
‫وقتی این زمین‌ها رو بهم دادی...‬

1412
01:35:00,737 --> 01:35:02,188
‫.. تو اون مجلس بزرگان فردا...‬

1413
01:35:02,429 --> 01:35:05,972
‫.. اون صندلی ریاستی که اصلاً حقّت نیست رو هم‬
‫باید به من بدی.‬

1414
01:35:07,112 --> 01:35:10,108
‫اونوقته که می‌فهمی‬
‫مادر و پدر ییلدیز کی هستن.‬

1415
01:35:10,939 --> 01:35:14,467
‫تصمیمت رو بگیر. همون لحظه‌ای که میلیون‌ها نفر منتظرشن.‬

1416
01:35:16,530 --> 01:35:20,076
‫می‌خوای تو اورفا آقا بشی‬
‫یا عزیز دل ییلدیز؟‬

1417
01:35:21,564 --> 01:35:24,768
‫سرهات خان، خوب به این موضوع فکر کن.‬

1418
01:35:25,584 --> 01:35:28,336
‫من دیگه رفتم، خسته نباشی.‬
‫می‌بینمت.‬

1419
01:35:28,577 --> 01:35:31,413
‫- ییلدیریم!‬
‫- عجب شغال بدترکیبی هستی تو!‬

1420
01:35:33,572 --> 01:35:35,699
‫یه آتو گیر آورده.‬

1421
01:35:36,944 --> 01:35:38,844
‫اینطوری می‌شینه پای معامله، مگه می‌شه؟‬

1422
01:35:39,355 --> 01:35:41,334
‫- مرتیکه‌ی دلقک!‬
‫- می‌شه، خوبم می‌شه.‬

1423
01:35:41,594 --> 01:35:44,342
‫یالا راه بیفت! راه بیفتین، راه بیفتین!‬

1424
01:35:44,583 --> 01:35:46,252
‫یالا بچه‌ها.‬

1425
01:36:00,375 --> 01:36:02,675
‫بدو که ان‌شاءالله انگشتر من‬
‫بیفته.‬

1426
01:36:03,467 --> 01:36:06,007
‫ببین، انگشتر هر کی زودتر بیفته‬
‫یعنی امسال عروس می‌شه، گفته باشم.‬

1427
01:36:06,248 --> 01:36:07,753
‫باشه.‬

1428
01:36:09,973 --> 01:36:12,206
‫وای به خدا انگشتر من افتاد.‬

1429
01:36:12,447 --> 01:36:14,913
‫دختر یه کِل بکش، یه کاری کن.‬
‫امسال شوهر می‌کنم.‬

1430
01:36:15,154 --> 01:36:19,198
‫خدایا یه قد ۱۸۵، سبزه، از این پسرای عشیرتی‬
‫نصیبم کن. آمین.‬

1431
01:36:19,631 --> 01:36:21,736
‫وای، دارم عروس می‌شم ولی...‬

1432
01:36:22,301 --> 01:36:24,899
‫.. اول باید اون مردی که قراره باهاش ازدواج کنم رو‬
‫پیدا کنم دیگه.‬

1433
01:36:25,140 --> 01:36:28,441
‫وای، به خدا افتاد.‬
‫مال تو نیفتاد؟‬

1434
01:36:29,132 --> 01:36:30,195
‫آره، نیفتاد.‬

1435
01:36:30,442 --> 01:36:33,302
‫غصه نخور.‬
‫معلومه که امسال قسمتت نیست.‬

1436
01:36:33,601 --> 01:36:35,193
‫اصلاً اگه از این انگشتر بپرسی...‬

1437
01:36:35,434 --> 01:36:37,310
‫.. اگه زبون داشت و حرف می‌زد‬
‫اونم بهت می‌گفت که...‬

1438
01:36:37,551 --> 01:36:40,349
‫.. اگه یوسف اینقدر لفتش بده‬
‫عروسی‌تون یه سال دیگه طول می‌کشه.‬

1439
01:36:40,636 --> 01:36:43,006
‫ولی یوسف با سرهات آقام حرف زده.‬

1440
01:36:43,533 --> 01:36:45,396
‫در واقع دیگه مانعی نمونده.‬

1441
01:36:45,637 --> 01:36:47,663
‫من که اصلاً به این چیزا باور ندارم.‬

1442
01:36:47,999 --> 01:36:49,567
‫اینا همه‌اش خرافاته.‬

1443
01:36:49,808 --> 01:36:51,895
‫معلومه عزیزم،‬
‫منم باور ندارم. همینطوری برای سرگرمیه.‬

1444
01:36:52,136 --> 01:36:54,759
‫تو اینترنت دیدم،‬
‫یه مدل تکنیک روسی بود.‬

1445
01:36:55,000 --> 01:36:57,723
‫می‌دونی که من رو هم شبیه روس‌ها می‌دونن.‬
‫واسه همین...‬

1446
01:36:57,964 --> 01:36:59,481
‫تو شبیه روس‌هایی؟‬

1447
01:36:59,722 --> 01:37:02,927
‫آره، مگه تو تا حالا تو عمرت‬
‫روس سبزه ندیدی؟‬

1448
01:37:03,168 --> 01:37:05,455
‫من تا حالا تو عمرم اصلاً روس‬
‫ندیدم.‬

1449
01:37:08,299 --> 01:37:10,289
‫چرا وا رفتی؟ خیر باشه؟‬

1450
01:37:10,536 --> 01:37:12,966
‫آبجی، کوثر گفت این تست انگشتر...‬

1451
01:37:13,207 --> 01:37:15,255
‫.. تست روسی یا هر چی که هست رو انجام بدیم.‬

1452
01:37:15,515 --> 01:37:17,036
‫حالا این انگشتر رو می‌ذاری روی این...‬

1453
01:37:17,277 --> 01:37:19,061
‫.. اگه بیفته تو آب، یعنی امسال‬
‫ازدواج می‌کنی.‬

1454
01:37:19,388 --> 01:37:22,020
‫واسه کوثر افتاد ولی واسه من نه.‬

1455
01:37:24,238 --> 01:37:26,851
‫تو رو خدا این چیزا رو باور نکنین.‬

1456
01:37:28,071 --> 01:37:31,050
‫باشه، مال خودت رو بده. واسه تو هم انجام بدیم.‬

1457
01:37:31,444 --> 01:37:33,832
‫ببینیم امسال با سرهات آقای من‬
‫ازدواج می‌کنی یا نه.‬

1458
01:37:35,331 --> 01:37:36,991
‫بگیر دیگه.‬

1459
01:37:37,938 --> 01:37:39,904
‫- بگیر.‬
‫- باشه.‬

1460
01:37:40,571 --> 01:37:42,458
‫هرچند سرهات خودش می‌خواست‬
‫عجله کنه.‬

1461
01:37:42,699 --> 01:37:45,124
‫ولی با این کارهای خانواده‌ی من‬
‫انگار کار ما طول می‌کشه.‬

1462
01:37:45,365 --> 01:37:47,341
‫- بیخیال، تو باز هم نگاه کن.‬
‫- باشه، ببینم چی می‌شه.‬

1463
01:37:47,582 --> 01:37:49,554
‫حالا یه لیوان برمی‌داری، خب؟‬

1464
01:37:49,795 --> 01:37:52,266
‫بعدش توش آب می‌ریزیم.‬

1465
01:37:53,198 --> 01:37:55,390
‫الان یکم آب می‌ریزم.‬

1466
01:37:57,709 --> 01:37:59,981
‫بعد یه تیکه کاغذ می‌ذاری روش.‬

1467
01:38:00,222 --> 01:38:01,969
‫بعدش هم انگشتر رو می‌ذاری روی کاغذ.‬

1468
01:38:02,210 --> 01:38:03,771
‫حالا اینو آتیش می‌زنیم.‬

1469
01:38:04,012 --> 01:38:06,676
‫اگه انگشتر بیفته تو آب‬
‫یعنی امسال عروس می‌شی.‬

1470
01:38:06,985 --> 01:38:09,170
‫- اما اگه نیفته...‬
‫- اگه نیفته چی؟‬

1471
01:38:09,411 --> 01:38:13,393
‫.. یعنی امسال ازدواج نمی‌کنی
‫یا شاید هم هیچ‌وقت ازدواج نکنی.

1472
01:38:13,884 --> 01:38:16,458
‫نه بابا، من تو این مورد‬
‫به ییلدیز خیلی اعتماد دارم.‬

1473
01:38:16,699 --> 01:38:19,149
‫کسی که تونسته ملک رو طلاق بده،‬
‫امسال هم می‌تونه ازدواج کنه.‬

1474
01:38:19,390 --> 01:38:22,472
‫کوثر یکم به خودت بیا. ببین، ملک رفت.‬

1475
01:38:22,732 --> 01:38:24,289
‫دیگه کسی نیست که بخوای براش چاپلوسی کنی.‬

1476
01:38:24,530 --> 01:38:27,241
‫یکم تلاش کن عزیزم،‬
‫یکم همت کن گلم. خودت رو بالا بکش.‬

1477
01:38:27,482 --> 01:38:30,084
‫کمرم شکست، کمرم!‬
‫وای کمرم، کمرم، کمرم!‬

1478
01:38:30,331 --> 01:38:33,058
‫ییلدیز، سلطان خانم صدات می‌کنه دخترم.‬

1479
01:38:33,299 --> 01:38:35,257
‫- چی می‌خواد؟‬
‫- والا رفتی اونجا خودت ازش بپرس.‬

1480
01:38:35,498 --> 01:38:37,504
‫- باشه، الان میام.‬
‫- ییلدیز، گفت عجله کن.‬

1481
01:38:37,745 --> 01:38:40,130
‫- عجله!‬
‫- اگه پنج دقیقه دیرتر میومدی چی می‌شد؟‬

1482
01:38:40,371 --> 01:38:42,393
‫- گفت عجله کن!‬
‫- باشه بابا!‬

1483
01:38:44,927 --> 01:38:47,616
‫- آبجی!‬
‫- رفت! هیچی دیگه، خودتون تمیزش کنین!‬

1484
01:38:47,857 --> 01:38:49,475
‫چی شده دهن‌گشاد؟‬

1485
01:38:49,716 --> 01:38:51,772
‫همه‌ی اینا زیر سر توئه‬
‫مگه نه عزیزم؟‬

1486
01:38:52,013 --> 01:38:54,856
‫من چیکار کردم آبجی؟ خودش کنجکاو شد،‬
‫پرید وسط و انجامش داد.‬

1487
01:38:55,097 --> 01:38:56,833
‫خودش کنجکاو شده! ببین...‬

1488
01:38:57,074 --> 01:38:59,210
‫- ان‌شاءالله که نتونه ازدواج کنه.‬
‫- اگه خوش‌گذرونی‌تون تموم شد، یالا بجنبین!‬

1489
01:38:59,451 --> 01:39:01,160
‫- تدارکات شام رو شروع کنین.‬
‫- نیفتاد که.‬

1490
01:39:01,401 --> 01:39:03,739
‫- چی نیفتاد؟ چی؟‬
‫- اوف، ول کن بابا!‬

1491
01:39:19,456 --> 01:39:21,297
‫با من کاری داشتین؟‬

1492
01:39:31,879 --> 01:39:34,559
‫چیزی که الان می‌خوام بهت بگم رو...‬

1493
01:39:34,968 --> 01:39:37,181
‫.. فقط یه بار می‌گم.‬

1494
01:39:37,847 --> 01:39:42,013
‫پس گوش‌هات رو خوب باز کن،‬
‫با دقت گوش بده.‬

1495
01:39:44,273 --> 01:39:48,268
‫این انگشتری که سرهات دستت کرده...‬

1496
01:39:48,890 --> 01:39:51,334
‫.. میراث خانوادگی ماست.‬

1497
01:39:51,885 --> 01:39:54,171
‫مایه افتخار ماست.‬

1498
01:39:55,265 --> 01:39:57,483
‫بله می‌دونم، سرهات بهم گفت.‬

1499
01:39:58,195 --> 01:40:00,492
‫پس می‌دونی که این انگشتر...‬

1500
01:40:00,816 --> 01:40:03,906
‫.. نباید دست یکی مثل تو باشه که‬
‫معلوم نیست از کجا اومده...‬

1501
01:40:04,147 --> 01:40:07,420
‫.. و نباید به دست همچین کسی‬
‫بسته بشه.‬

1502
01:40:10,230 --> 01:40:13,902
‫منم از زیر بوته عمل نیومدم‬
‫سلطان خانم.‬

1503
01:40:14,214 --> 01:40:16,020
‫بالاخره خانواده‌ام پیدا می‌شن.‬

1504
01:40:16,585 --> 01:40:18,835
‫سرهات قول داده، خانواده‌ام رو پیدا می‌کنیم.‬

1505
01:40:20,284 --> 01:40:22,731
‫ولی ببینیم اون خانواده‌ای که پیدا می‌کنین...‬

1506
01:40:23,151 --> 01:40:24,957
‫.. در شأن ما هست یا نه.‬

1507
01:40:25,198 --> 01:40:27,197
‫برای اینکه لایق این انگشتر باشی...‬

1508
01:40:27,524 --> 01:40:30,481
‫.. فقط داشتن یه خانواده کافی نیست.‬

1509
01:40:31,447 --> 01:40:35,651
‫اون خانواده باید در حد و اندازه‌ی‬
‫خانواده‌ی ما هم باشه.‬

1510
01:40:36,910 --> 01:40:38,494
‫حالا اول از همه...‬

1511
01:40:39,278 --> 01:40:42,045
‫.. من رسم و رسوم شما رو‬
‫خیلی خوب می‌شناسم.‬

1512
01:40:42,586 --> 01:40:45,613
‫وظایف این خانواده رو هم‬
‫خیلی خوب می‌دونم، نگران نباشین.‬

1513
01:40:46,663 --> 01:40:50,260
‫دوم اینکه؛ سرهات خان بزرگ...‬

1514
01:40:51,461 --> 01:40:54,821
‫.. منو لایق خودش دونسته که‬
‫این انگشتر رو دستم کرده.‬

1515
01:40:55,536 --> 01:40:58,072
‫منم اون رو مناسب خودم دیدم که...‬

1516
01:40:58,912 --> 01:41:00,839
‫.. این انگشتر رو تو دستم نگه داشتم.‬

1517
01:41:01,918 --> 01:41:04,798
‫یعنی این یه مسئله‌ی بین من و اونه.‬

1518
01:41:05,874 --> 01:41:07,683
‫به شما ربطی نداره.‬

1519
01:41:09,119 --> 01:41:10,673
‫بی‌ادب!‬

1520
01:41:17,929 --> 01:41:19,493
‫ول کن، ول کن، بکش کنار!‬

1521
01:41:19,741 --> 01:41:21,870
‫ول کن! سرهات اینو دستم کرده، درش نمیارم!‬

1522
01:41:22,111 --> 01:41:23,611
‫درش نمیارم!‬

1523
01:41:23,852 --> 01:41:25,882
‫ول کن، دستم درد گرفت، ول کن!‬

1524
01:41:26,123 --> 01:41:28,815
‫به سرهات دل خوش نکن،‬
‫اون انگشتر مال منه...‬

1525
01:41:29,056 --> 01:41:31,800
‫.. و دست هر کسی که من بخوام می‌مونه!‬
‫اون انگشتر رو ملک دستش می‌کنه!‬

1526
01:41:32,041 --> 01:41:34,455
‫- ول کن، ول کن!‬
‫- چون اونه که قراره واسم نوه بیاره!‬

1527
01:41:34,696 --> 01:41:36,563
‫می‌رفت دست اون می‌کرد پس!‬

1528
01:41:36,804 --> 01:41:39,568
‫من تا وقتی بمیرم انگشتر سرهات رو‬
‫دستم نگه می‌دارم، ولم کن!‬

1529
01:41:43,112 --> 01:41:45,075
‫بسه، بکش کنار!‬

1530
01:41:50,628 --> 01:41:52,494
‫ببین سلطان خانم...‬

1531
01:41:52,748 --> 01:41:56,205
‫.. اگه می‌خوای همه‌ی انگشت‌هام رو‬
‫یکی‌یکی بشکن!‬

1532
01:41:57,664 --> 01:42:01,868
‫من تا لحظه‌ی مرگم این انگشتری که سرهات‬
‫دستم کرده رو نگه می‌دارم.‬

1533
01:42:03,156 --> 01:42:07,082
‫تو هم فقط می‌تونی بشینی یه گوشه و تماشا کنی.‬

1534
01:42:15,780 --> 01:42:17,410
‫- دستت درد نکنه بابا.‬
‫- سلامت باشی.‬

1535
01:42:21,974 --> 01:42:23,506
‫نظیف!‬

1536
01:42:24,548 --> 01:42:26,417
‫آشیر آقا، خوش اومدی.‬
‫چای، قهوه، چی برات بیارم؟‬

1537
01:42:26,658 --> 01:42:28,614
‫هیچی نمی‌خوام.‬
‫این اینجا اینطوری خوب نیست.‬

1538
01:42:28,855 --> 01:42:31,766
‫اینو بردار بذار روی این فواره.‬
‫بذارش وسط راه.‬

1539
01:42:32,007 --> 01:42:34,557
‫پسر، اینجا زن و بچه رد می‌شن.‬
‫دوچرخه‌سواری می‌کنن، میفتن.‬

1540
01:42:34,798 --> 01:42:37,055
‫- اینو از اینجا بردار.‬
‫- شاگرد که بیاد می‌گم فوراً برش داره آقا.‬

1541
01:42:37,296 --> 01:42:39,331
‫نظیف، رو اعصابم نرو.‬
‫وقتی می‌گم همین الان برش دار، یعنی برش دار.‬

1542
01:42:39,572 --> 01:42:41,894
‫- چشم آقا، چشم، همین الان برمی‌دارم.‬
‫- ولش کن، ولش کن، ولش کن.‬

1543
01:42:42,215 --> 01:42:45,001
‫این چیه دیگه؟ این چیه؟‬

1544
01:42:45,637 --> 01:42:47,189
‫- پسته‌ست آقا.‬
‫- پسته؟‬

1545
01:42:47,432 --> 01:42:49,154
‫نظیف، روی این گونی چی نوشته؟‬

1546
01:42:49,395 --> 01:42:51,705
‫- نوشته پسته‌ی اورفا آقا.‬
‫- نگاه کن ببین واقعاً پسته‌ی اورفاست؟‬

1547
01:42:51,946 --> 01:42:54,062
‫پسر، پسته‌ی سیرت تو این گونی‬
‫چی‌کار می‌کنه نظیف؟‬

1548
01:42:54,303 --> 01:42:56,546
‫ته گونی یکم مونده بود،‬
‫با هم قاطی‌شون کردیم.‬

1549
01:42:56,787 --> 01:42:57,925
‫ببین، حرفاشو ببین!‬

1550
01:42:58,165 --> 01:43:01,444
‫نظیف، به خدا کلک‌بازی درنیار.‬
‫زشته این کارت، لا اله الا الله!‬

1551
01:43:01,685 --> 01:43:02,874
‫ببخشید آقا.‬

1552
01:43:03,115 --> 01:43:04,709
‫آشیر.‬

1553
01:43:06,019 --> 01:43:08,212
‫ببین نظیف، می‌دونی این کارت یعنی چی؟‬

1554
01:43:08,453 --> 01:43:10,772
‫ببین، این یعنی گول زدن مردم.‬

1555
01:43:11,478 --> 01:43:15,086
‫این یعنی بازی کردن با احساسات مردم.‬
‫ببین، از این کارا نکنین.‬

1556
01:43:15,327 --> 01:43:18,658
‫مگه قلب مردم اسباب‌بازیه نظیف؟‬
‫نکنین این کارا رو.‬

1557
01:43:19,075 --> 01:43:20,799
‫با احساسات مردم بازی نکنین‬
‫پسر.‬

1558
01:43:21,040 --> 01:43:24,163
‫مردمو گول نزنین،‬
‫بهشون دروغ نگین.‬

1559
01:43:24,404 --> 01:43:27,171
‫باید تو و بیرون این یکی باشه.‬

1560
01:43:27,412 --> 01:43:29,639
‫چیز دیگه‌ای نباید باشه،‬
‫باید ظاهر و باطنش یکی باشه.‬

1561
01:43:29,880 --> 01:43:31,747
‫- چشم آقا.‬
‫- حله؟‬

1562
01:43:32,651 --> 01:43:35,681
‫این خانم هم هر چی می‌خواد،‬
‫بهش بدین.‬

1563
01:43:35,922 --> 01:43:38,105
‫چشم آقا.‬
‫گوشه‌ی این گونی رو بگیر.‬

1564
01:43:38,346 --> 01:43:39,736
‫آشیر.‬

1565
01:43:40,195 --> 01:43:42,602
‫- چیه؟‬
‫- باید حرف بزنیم.‬

1566
01:43:44,975 --> 01:43:47,488
‫باید چیزایی که می‌خوام بهت بگم رو‬
‫بشنوی.‬

1567
01:43:49,394 --> 01:43:51,926
‫مگه حرفی هم واسه گفتن گذاشتی‬
‫هجران؟‬

1568
01:43:52,692 --> 01:43:55,249
‫آشیر نکن، تو رو خدا، آشیر.‬

1569
01:44:03,000 --> 01:44:11,000
ناین مووی؛ مرجع فیلم و سریال های روز دنیا!
.::9movie.org::.

1570
01:44:19,428 --> 01:44:21,101
‫مزاحم که نشدم، شدم؟‬

1571
01:44:21,627 --> 01:44:23,231
‫نه، بیا تو.‬

1572
01:44:28,541 --> 01:44:30,247
‫تو اتاقت جاگیر شدی.‬

1573
01:44:31,333 --> 01:44:33,797
‫- چیزی لازم نداری؟‬
‫- چرا، دارم.‬

1574
01:44:34,730 --> 01:44:36,305
‫نکن این کار رو.‬

1575
01:44:38,411 --> 01:44:39,979
‫باشه.‬

1576
01:44:41,828 --> 01:44:44,303
‫اگه بگم آرامش و یکم محبت...‬

1577
01:44:44,553 --> 01:44:45,962
‫اونا که کاری نداره.‬

1578
01:44:46,389 --> 01:44:49,115
‫می‌گم من اینجام.‬
‫وقتی تو اینطوری می‌گی من...‬

1579
01:44:49,509 --> 01:44:51,629
‫منم اون موقع می‌گم خوش اومدی.‬

1580
01:44:51,870 --> 01:44:54,595
‫- چایی، قهوه‌ای چیزی برات بیارم؟‬
‫- ییلدیز.‬

1581
01:44:55,422 --> 01:44:57,490
‫بیا، بیا بشین.‬

1582
01:45:04,203 --> 01:45:06,050
‫قضیه‌ی آموزشگاه رو حل کردم.‬

1583
01:45:06,348 --> 01:45:08,480
‫دیگه لازم نیست بری اون آموزشگاه.‬

1584
01:45:09,312 --> 01:45:11,672
‫ببین نه فقط اورفا،‬
‫بلکه کل منطقه‌های اطراف...‬

1585
01:45:11,913 --> 01:45:14,149
‫.. بهترین معلم‌هاش میان اینجا.‬

1586
01:45:14,521 --> 01:45:16,512
‫بهت خصوصی درس می‌دن.‬

1587
01:45:16,798 --> 01:45:18,906
‫تو هم ضعف‌هاتو برطرف می‌کنی.‬

1588
01:45:22,791 --> 01:45:26,648
‫چقدر تو بافکری.‬
‫چه قلب مهربونی داری، ممنون.‬

1589
01:45:26,889 --> 01:45:29,824
‫به خاطر توئه. مگه می‌شه جایی که تو هستی‬
‫زشت باشه؟‬

1590
01:45:31,990 --> 01:45:34,425
‫در ضمن امروز...‬

1591
01:45:35,609 --> 01:45:37,509
‫.. بعد از آموزشگاه، این...‬

1592
01:45:38,093 --> 01:45:41,731
‫.. احمد راننده رو پیچوندی و‬
‫رفتی یه جای دیگه.‬

1593
01:45:42,254 --> 01:45:44,071
‫کجا رفته بودی؟‬
‫پسره با نگرانی داشت دنبالم می‌گشت.‬

1594
01:45:44,312 --> 01:45:45,691
‫که آقا، من الان باید چی‌کار کنم.‬

1595
01:45:45,932 --> 01:45:47,730
‫با دوستم قرار داشتم.‬

1596
01:45:48,150 --> 01:45:50,724
‫- با دوستت قرار داشتی؟‬
‫- آره.‬

1597
01:45:51,361 --> 01:45:52,898
‫این دوستت کی هست حالا؟‬

1598
01:45:53,139 --> 01:45:55,347
‫یه دوستیه دیگه.‬
‫یه کار کوچیک داشتیم.‬

1599
01:45:55,588 --> 01:45:56,830
‫زود انجامش دادم و برگشتم.‬

1600
01:45:57,071 --> 01:45:59,467
‫انجام دادی و اومدی. من این دوستتو می‌شناسم؟‬
‫کیه؟‬

1601
01:46:00,626 --> 01:46:02,377
‫نمی‌شناسی.‬

1602
01:46:06,196 --> 01:46:08,042
‫دختره یا پسر؟‬

1603
01:46:11,354 --> 01:46:13,398
‫من کسی رو تو دردسر نمی‌ندازم آقا.‬

1604
01:46:16,090 --> 01:46:17,817
‫- دختره.‬
‫- باشه.‬

1605
01:46:18,903 --> 01:46:20,745
‫خوبه، اینکه اینو می‌دونی خوبه.‬

1606
01:46:21,046 --> 01:46:22,929
‫تو هم همینطور.‬

1607
01:46:25,632 --> 01:46:28,922
‫نه، من...‬
‫من امروز دیدمش، دیدمش.‬

1608
01:46:29,163 --> 01:46:31,302
‫- آره دیگه.‬
‫- واسه همین.‬

1609
01:46:32,122 --> 01:46:33,717
‫خوبه.‬

1610
01:46:36,663 --> 01:46:38,942
‫ییلدیز، دقیقاً در همین مورد می‌خوام‬
‫یه چیزی بهت بگم.‬

1611
01:46:40,004 --> 01:46:41,101
‫چی شده؟‬

1612
01:46:41,342 --> 01:46:44,637
‫از این به بعد وقتی می‌خوای جایی بری،‬
‫باید بیشتر مراقب باشیم.‬

1613
01:46:50,876 --> 01:46:52,991
‫- ییلدریم نمُرده.‬
‫- چی؟‬

1614
01:46:53,342 --> 01:46:55,415
‫- نمُرده.‬
‫- چطور؟‬

1615
01:46:55,939 --> 01:46:57,845
‫نمُرده. وقتی داشتم دنبال خانواده‌ت می‌گشتم،‬
‫دیدمش.‬

1616
01:46:58,086 --> 01:46:59,843
‫زنده و سرحال، نمُرده دیگه.‬

1617
01:47:00,869 --> 01:47:03,476
‫واسه همین یکم بیشتر احتیاط کن.‬

1618
01:47:05,183 --> 01:47:07,920
‫اما نگران نباش،‬
‫من خودم یه جوری حلش می‌کنم.‬

1619
01:47:08,161 --> 01:47:09,984
‫هیچ غلطی نمی‌تونه بکنه،‬
‫نترس.‬

1620
01:47:10,225 --> 01:47:12,656
‫فقط باید یکم بیشتر حواسمون جمع باشه‬
‫همین، باشه؟‬

1621
01:47:13,985 --> 01:47:15,823
‫خانواده‌ت رو پیدا می‌کنم...‬

1622
01:47:16,115 --> 01:47:18,533
‫.. بعدش هم باهات ازدواج می‌کنم، قول می‌دم.‬

1623
01:47:20,702 --> 01:47:23,647
‫- چی شد؟‬
‫- هیچی. چی می‌گفتی؟‬

1624
01:47:25,682 --> 01:47:28,013
‫- چیزی نیست سرهات.‬
‫- ییلدیز، دستتو بده به من.‬

1625
01:47:28,406 --> 01:47:30,179
‫- چیزی نیست.‬
‫- ییلدیز.‬

1626
01:47:31,626 --> 01:47:34,007
‫باشه ول کن، ول کن دیگه.‬

1627
01:47:34,666 --> 01:47:36,604
‫باشه، باشه.‬

1628
01:47:37,318 --> 01:47:39,689
‫ییلدیز این چیه؟ ییلدیز این چیه؟‬

1629
01:47:40,667 --> 01:47:42,137
‫- ییلدیز این چیه؟‬
‫- هیچی، چیزی نیست.‬

1630
01:47:42,378 --> 01:47:44,034
‫یعنی چی چیزی نیست ییلدیز؟‬
‫انگشتت شکسته، این چیه؟‬

1631
01:47:44,275 --> 01:47:46,598
‫چطور اینطوری شد؟ کی این کار رو کرد؟‬
‫بلند شو بریم بیمارستان، زود باش بلند شو!‬

1632
01:47:46,839 --> 01:47:48,971
‫نه، بیمارستان لازم نیست.‬
‫لای در موند، چیزی نیست.‬

1633
01:47:49,212 --> 01:47:50,398
‫کدوم در خورد بهش؟‬

1634
01:47:50,646 --> 01:47:52,043
‫اگه به در قلعه هم می‌خورد‬
‫این انگشت اینطوری نمی‌شد.‬

1635
01:47:52,284 --> 01:47:54,061
‫چی شده؟ چی شده؟‬

1636
01:47:55,849 --> 01:47:57,322
‫کی این کار رو کرده؟‬

1637
01:47:58,066 --> 01:47:59,583
‫مامانم؟‬

1638
01:48:01,800 --> 01:48:03,604
‫مامانم این کار رو کرده؟‬

1639
01:48:04,011 --> 01:48:06,464
‫ییلدیز ببین، فقط یه بار می‌پرسم.‬

1640
01:48:07,004 --> 01:48:09,252
‫راستشو بهم بگو.‬
‫مامانم کرد؟‬

1641
01:48:11,929 --> 01:48:13,513
‫قضیه‌ی انگشتره؟‬

1642
01:48:13,754 --> 01:48:16,305
‫می‌خواست انگشتر رو از انگشتت‬
‫دربیاره؟‬

1643
01:48:18,391 --> 01:48:20,115
‫انگشتر کجاست؟‬

1644
01:48:21,108 --> 01:48:22,910
‫همینجاست.‬

1645
01:48:26,099 --> 01:48:27,663
‫- یالا بیا.‬
‫- نکن، ببین...‬

1646
01:48:27,904 --> 01:48:29,439
‫- با من بیا!‬
‫- ببین، اول شبی...‬

1647
01:48:29,680 --> 01:48:31,972
‫- با من بیا، بیا!‬
‫- باشه، صبر کن سرهات!‬

1648
01:48:32,213 --> 01:48:34,125
‫باشه، من خوبم.‬

1649
01:48:35,618 --> 01:48:38,857
‫همه کار و زندگی‌شون رو ول کنن،‬
‫بیان تو حیاط!‬

1650
01:48:40,194 --> 01:48:42,022
‫همه!‬

1651
01:48:43,623 --> 01:48:46,599
‫خدایا، یه شب آروم‬
‫تو این عمارت نداریم.‬

1652
01:48:46,840 --> 01:48:48,398
‫ای بابا!‬

1653
01:48:51,606 --> 01:48:54,012
‫- چه خبره؟‬
‫- یوسف، چی شده؟‬

1654
01:48:54,789 --> 01:48:57,002
‫والا منم نمی‌دونم عسل‌بانو.‬

1655
01:48:58,014 --> 01:49:00,364
‫ییلدیریم نمُرده،‬
‫لابد می‌خواد درباره‌ی اون حرف بزنه.‬

1656
01:49:00,605 --> 01:49:02,298
‫چطور؟ خب؟‬

1657
01:49:02,802 --> 01:49:05,042
‫پس اون‌موقع با تاشکسن‌ها دیگه خون‌بس نداریم.‬

1658
01:49:05,443 --> 01:49:08,066
‫سرهات نمی‌میره.‬
‫تو هم خان نمی‌شی.‬

1659
01:49:08,452 --> 01:49:10,256
‫یه بارم که شده بذار نقشه‌ات بگیره مرد.‬

1660
01:49:15,414 --> 01:49:18,431
‫بیا سلطان خانم بیا،‬
‫شما رو هم این‌طرف داشته باشیم.‬

1661
01:49:18,672 --> 01:49:21,448
‫ای وای، پسرم سرهات خیلی عصبیه.‬
‫خیر باشه.‬

1662
01:49:21,689 --> 01:49:23,026
‫آمین.‬

1663
01:49:47,184 --> 01:49:49,794
‫ییلدیز زن آینده‌ی منه!‬

1664
01:49:59,257 --> 01:50:02,063
‫اگه متوجه نشدین‬
‫ببینین یه بار دیگه می‌گم!‬

1665
01:50:02,599 --> 01:50:05,855
‫ییلدیز زن آینده‌ی منه!‬

1666
01:50:13,248 --> 01:50:17,137
‫نه فقط انگشتش،‬
‫اگه یه تار مو از سر ییلدیز کم بشه...‬

1667
01:50:17,685 --> 01:50:20,582
‫.. اگه کسی تو این عمارت بخواد بهش صدمه بزنه...‬

1668
01:50:20,823 --> 01:50:22,755
‫.. با من طرفه!‬

1669
01:50:23,969 --> 01:50:25,556
‫رحم نمی‌کنم.‬

1670
01:50:33,289 --> 01:50:37,213
‫از این به بعد همه باید به ییلدیز‬
‫احترام بذارن.‬

1671
01:50:39,004 --> 01:50:41,193
‫این شامل شما هم می‌شه سلطان خانم.‬

1672
01:50:48,163 --> 01:50:50,594
‫هر جوری که با زن یه خان رفتار می‌شه...‬

1673
01:50:50,835 --> 01:50:53,140
‫.. با ییلدیز هم دقیقاً همونطور‬
‫رفتار می‌کنین!‬

1674
01:50:58,177 --> 01:50:59,956
‫فهمیدین؟‬

1675
01:51:03,758 --> 01:51:05,493
‫فهمیدین؟‬

1676
01:51:06,137 --> 01:51:08,007
‫باشه، باشه.‬

1677
01:51:10,073 --> 01:51:12,290
‫حالا بریم سراغ مسئله‌ی بعدی.‬

1678
01:51:16,031 --> 01:51:19,297
‫این انگشتر، تا وقتی که من زنده‌ام...‬

1679
01:51:19,538 --> 01:51:22,488
‫.. تو انگشت ییلدیز می‌مونه!‬

1680
01:51:28,584 --> 01:51:30,911
‫چون من این انگشتر رو‬
‫لایق ییلدیز دونستم!‬

1681
01:51:35,899 --> 01:51:38,945
‫حالا که تو این عمارت‬
‫حرف و حکم، حکم منه...‬

1682
01:51:39,438 --> 01:51:42,206
‫.. هیچ‌کس حق نداره روی حرف من حرف بزنه!‬

1683
01:51:42,742 --> 01:51:44,538
‫همه اینو بدونن و‬
‫به گوش‌شون برسه.‬

1684
01:51:49,642 --> 01:51:50,912
‫کسی اعتراضی داره؟‬

1685
01:51:52,381 --> 01:51:54,564
‫مامان، تو اعتراضی داری؟‬

1686
01:52:03,984 --> 01:52:07,461
‫یوسف، الان یه لیست برات می‌فرستم.‬
‫برو اونا رو از داروخونه بگیر و بیا پسرم.‬

1687
01:52:07,702 --> 01:52:08,820
‫- ولی عجله کن.‬
‫- چشم خان، همین الان.‬

1688
01:52:09,122 --> 01:52:11,590
‫هاجیک، تو هم برای انگشت ییلدیز آبجی‬
‫یخ بیار.‬

1689
01:52:11,831 --> 01:52:14,466
‫- چشم خان.‬
‫- یالا تو هم برو اتاقت.‬

1690
01:52:21,718 --> 01:52:24,980
‫اگه یه بار دیگه یه تار مو از سر ییلدیز کم بشه‬
‫تاوانش خیلی سنگین می‌شه.‬

1691
01:52:35,788 --> 01:52:40,954
‫چی شده، فیلم‌تون تموم نشد؟ یالا،‬
‫هرکی بره سر کار و زندگی خودش. یالا!‬

1692
01:52:41,972 --> 01:52:45,893
‫ببین چطوری زنشو رو سرش می‌ذاره.‬
‫تو هم که همش دنبالشی.‬

1693
01:52:46,333 --> 01:52:48,897
‫حداقل یکم ازش یاد بگیر که اخلاق و رفتارش‬
‫به تو هم سرایت کنه.‬

1694
01:52:49,601 --> 01:52:50,624
‫حق با توئه.‬

1695
01:52:50,990 --> 01:52:54,680
‫ببین این سرهات، ملک رو‬
‫چطوری تو یه جلسه طلاق داد.‬

1696
01:52:55,376 --> 01:52:57,940
‫باید یکم از اخلاقش‬
‫یاد گرفت. دقیقاً.‬

1697
01:52:59,856 --> 01:53:02,090
‫تو باز هم حواست باشه کدوم اخلاقشو‬
‫یاد می‌گیری.‬

1698
01:53:02,463 --> 01:53:05,233
‫چون ملک مثل من‬
‫آتو دستش نبود.‬

1699
01:53:05,759 --> 01:53:07,473
‫شب و روز داری تهدید می‌کنی.‬

1700
01:53:09,613 --> 01:53:13,605
‫باشه باشه، عصبانی نشو.‬
‫بیا، من از دلت درمیارم.‬

1701
01:53:14,076 --> 01:53:15,774
‫تو کلاً عقلتو از دست دادی.‬

1702
01:53:18,137 --> 01:53:19,590
‫تعریف کن ببینم.‬

1703
01:53:19,927 --> 01:53:24,198
‫با ناراحتی از عمارت رفتی بیرون،‬
‫با خوشحالی برگشتی.‬

1704
01:53:24,583 --> 01:53:25,739
‫ان‌شاءالله که خیره.‬

1705
01:53:25,980 --> 01:53:27,741
‫من امشب خودم رو‬
‫خیلی خوب حس می‌کنم.‬

1706
01:53:28,284 --> 01:53:30,671
‫انگار قراره یه اتفاق خیلی خوب بیفته.‬

1707
01:53:30,911 --> 01:53:33,735
‫انگار قراره یه‬
‫خبر خیلی خوب بشنوم.‬

1708
01:53:33,976 --> 01:53:35,032
‫اینطور می‌گی.‬

1709
01:53:35,539 --> 01:53:39,557
‫آه! نکنه تو امروز‬
‫رفتی چکاپ یا همچین چیزی؟‬

1710
01:53:39,884 --> 01:53:42,614
‫دکتر بهت گفت‬
‫که بچه پسره؟‬

1711
01:53:46,763 --> 01:53:48,254
‫پسر می‌شه؟‬

1712
01:53:49,290 --> 01:53:54,022
‫یعنی احتمالش هست.‬
‫بگیم پنجاه پنجاه.‬

1713
01:53:55,327 --> 01:53:57,954
‫یه چیزی بگم؟ جنسیتش‬
‫اصلاً مهم نیست.‬

1714
01:53:58,634 --> 01:54:00,967
‫فقط سالم به دنیا بیاد، سالم‬
‫بغلش کنیم...‬

1715
01:54:01,208 --> 01:54:04,398
‫- .. من دیگه هیچی نمی‌خوام.‬
‫- آمین، ان‌شاءالله. آمین.‬

1716
01:54:06,957 --> 01:54:09,961
‫واسه چی میای اینجا؟‬
‫اینجا قلمروی منه.‬

1717
01:54:10,456 --> 01:54:14,011
‫با دخترم خلوت کردیم. برو،‬
‫می‌خوای بری آلاچیق یا هر جای دیگه، برو!‬

1718
01:54:14,332 --> 01:54:15,760
‫منم می‌خواستم باهات حرف بزنم.‬

1719
01:54:16,438 --> 01:54:18,922
‫- با ییلدیز حرف زدی؟‬
‫- حرف زدم.‬

1720
01:54:19,718 --> 01:54:22,806
‫بهش گفتم اگه می‌خوای خانواده‌ت رو بشناسی،‬
‫باید قید سرهات رو بزنی.‬

1721
01:54:24,264 --> 01:54:26,573
‫- قبول می‌کنه؟‬
‫- معلومه که قبول می‌کنه.‬

1722
01:54:27,155 --> 01:54:31,075
‫امروز حالش خیلی بد بود. الان‬
‫تنها چیزی که می‌خواد، شناختن خانواده‌شه.‬

1723
01:54:31,485 --> 01:54:33,279
‫این رو حتی از سرهات هم بیشتر می‌خواد.‬

1724
01:54:34,592 --> 01:54:38,252
‫یه لحظه، یه لحظه. چه خبره؟‬

1725
01:54:39,010 --> 01:54:41,446
‫آخه این چه کاریه دخترم؟‬

1726
01:54:42,187 --> 01:54:44,599
‫چرا این دختر بیچاره رو با خانواده‌ش امتحان می‌کنین؟‬

1727
01:54:45,039 --> 01:54:49,446
‫آدم مگه کسی رو اینطوری تو بن‌بست می‌ذاره؟‬
‫گناه داره، طفلکی.‬

1728
01:54:49,973 --> 01:54:53,974
‫به دختره بگین، اونم باید بدونه‬
‫مادرش کیه، پدرش کیه، مگه نه؟‬

1729
01:54:54,215 --> 01:54:55,667
‫دل کسی برای من نسوخت؟‬

1730
01:54:56,330 --> 01:55:00,583
‫دل کسی برای من نسوخت؟ من وقتی ازدواج کردم‬
‫با شوهرم تو استانبول زندگی می‌کردم.‬

1731
01:55:00,959 --> 01:55:03,023
‫اینو ببین! به حال و روز الانم نگاه کن!‬

1732
01:55:03,354 --> 01:55:07,219
‫به‌خاطر اون دختر، من شب‌ها‬
‫تنهایی گریه کردم.‬

1733
01:55:07,460 --> 01:55:11,175
‫- اونم نه یه بار، نه دو بار!‬
‫- می‌دونم. می‌دونم ملک، ولی...‬

1734
01:55:11,766 --> 01:55:14,433
‫.. ببین دخترم، تو اینجوری نبودی.‬

1735
01:55:15,412 --> 01:55:18,396
‫حرص و طمع داره روحت رو می‌خوره،‬
‫دارم می‌بینم.‬

1736
01:55:19,105 --> 01:55:20,303
‫من دیگه اینطوری شدم.‬

1737
01:55:21,618 --> 01:55:24,293
‫همه‌تون دست به دست هم دادین‬
‫و منو به این روز انداختین.‬

1738
01:55:24,669 --> 01:55:27,614
‫هیچ‌کس نمی‌تونه روی ویرونه‌های بدبختی من،‬
‫رویای خوشبختی بسازه.‬

1739
01:55:28,060 --> 01:55:30,227
‫ییلدیز و سرهات نمی‌تونن با هم ازدواج کنن.‬

1740
01:55:30,755 --> 01:55:33,619
‫در ضمن، تو هم اگه از این روی جدید من‬
‫خوشت نمیاد...‬

1741
01:55:33,860 --> 01:55:37,921
‫.. بفرما، در اونجاست.‬
‫همین الان می‌تونی بذاری بری.‬

1742
01:55:49,306 --> 01:55:51,338
‫سیب دور از درختش نمیفته.‬

1743
01:55:52,562 --> 01:55:57,363
‫خیلی می‌ترسم. خیلی می‌ترسم که سنگدلی و کینه‌ش‬
‫به تو بره.‬

1744
01:55:58,703 --> 01:56:04,539
‫پدری کردن یعنی نشون دادن راه درست و خوبی.‬
‫نه تشویق کردن به بدی.‬

1745
01:56:05,432 --> 01:56:08,178
‫برای دخترت پدری کن ضیان. بهش بدی نکن.‬

1746
01:56:08,666 --> 01:56:11,611
‫من هر چی اون بگه همون کار رو می‌کنم.‬

1747
01:56:11,963 --> 01:56:15,432
‫نتیجه‌ش هر چی می‌خواد باشه. می‌فهمی؟‬

1748
01:56:18,066 --> 01:56:20,653
‫من دارم برای کی چی تعریف می‌کنم؟‬

1749
01:56:21,681 --> 01:56:23,911
‫خدا بهتون عقل و شعور بده.‬

1750
01:56:25,168 --> 01:56:27,154
‫خدا بهتون عقل و شعور بده.‬

1751
01:56:46,215 --> 01:56:48,789
‫«تو یه شب تاریک»‬

1752
01:56:49,030 --> 01:56:54,638
‫«جاده پیدا نیست»‬

1753
01:56:59,934 --> 01:57:05,934
‫«دارم روی خارها راه می‌رم»‬

1754
01:57:13,688 --> 01:57:19,688
‫«خارهای سیاه بهم امون نمی‌دن»‬

1755
01:57:27,469 --> 01:57:33,469
‫«دارم روی خارها راه می‌رم»‬

1756
01:57:34,093 --> 01:57:35,768
‫«زخمی‌ام»‬

1757
01:57:36,009 --> 01:57:40,332
‫«روی خارها زخمی‌ام»‬

1758
01:57:40,573 --> 01:57:44,900
‫«روی خارها زخمی‌ام»‬

1759
01:57:45,141 --> 01:57:48,743
‫«روی خارها»‬

1760
01:57:50,207 --> 01:57:56,207
‫«دارم روی خارها راه می‌رم»‬

1761
01:57:57,022 --> 01:57:58,563
‫«زخمی‌ام»‬

1762
01:57:58,804 --> 01:58:03,113
‫«روی خارها زخمی‌ام»‬

1763
01:58:03,354 --> 01:58:07,383
‫«روی خارها»‬

1764
01:58:26,671 --> 01:58:32,671
‫«منزل و مقصدم به پایان نرسیده»‬

1765
01:58:40,490 --> 01:58:43,193
‫«شاید خیلی نزدیکم»‬

1766
01:58:43,434 --> 01:58:49,328
‫«شاید هم دورم»‬

1767
01:58:54,204 --> 01:59:00,204
‫«پاهام تیکه تیکه زخمی شده»‬

1768
01:59:07,903 --> 01:59:13,903
‫«دارم روی خارها راه می‌رم»‬

1769
01:59:14,693 --> 01:59:16,401
‫«زخمی‌ام»‬

1770
01:59:16,642 --> 01:59:20,843
‫«روی خارها زخمی‌ام»‬

1771
01:59:21,084 --> 01:59:25,325
‫«روی خارها زخمی‌ام»‬

1772
01:59:25,566 --> 01:59:29,954
‫«روی خارها»‬

1773
01:59:30,754 --> 01:59:36,754
‫«دارم روی خارها راه می‌رم»‬

1774
01:59:37,631 --> 01:59:39,031
‫«زخمی‌ام»‬

1775
01:59:39,272 --> 01:59:43,707
‫«روی خارها زخمی‌ام»‬

1776
01:59:43,948 --> 01:59:47,790
‫«روی خارها»‬

1777
01:59:54,000 --> 02:00:03,000
ناین مووی؛ مرجع فیلم و سریال های روز دنیا!
.::9movie.org::.

1778
02:00:09,230 --> 02:00:13,128
‫ولم کن لامصب. باشه، ولم کن. باشه، ول کن.‬

1779
02:00:14,195 --> 02:00:15,799
‫ولم کنین، ولم کنین.‬

1780
02:00:17,351 --> 02:00:21,707
‫چیزی که اون رو تلوتلو می‌ندازه مستی نیست، دلشه.‬

1781
02:00:22,211 --> 02:00:24,020
‫بالاخره راهش رو پیدا می‌کنه.‬

1782
02:00:25,644 --> 02:00:31,644
‫«وقتی کاپلانی آروم آروم پیش می‌ره»‬

1783
02:00:39,381 --> 02:00:45,381
‫«اونایی که با من همسفر بودن کجان؟»‬

1784
02:00:53,030 --> 02:00:59,030
‫«اگه برگردم، مردم سنگسارم می‌کنن»‬

1785
02:01:06,752 --> 02:01:12,752
‫«دارم روی خارها راه می‌رم»‬

1786
02:01:15,376 --> 02:01:19,739
‫«روی خارها زخمی‌ام»‬

1787
02:01:19,980 --> 02:01:24,192
‫«روی خارها زخمی‌ام»‬

1788
02:01:24,433 --> 02:01:28,190
‫«روی خارها»‬

1789
02:01:34,591 --> 02:01:37,043
‫آشیر، آخرش برگشت‬
‫سر جای اولش.‬

1790
02:01:37,284 --> 02:01:39,943
‫یالله، تو هم دیگه برو یه جای دیگه،‬
‫گل کاباره‌ای.‬

1791
02:01:42,788 --> 02:01:46,890
‫«روی خارها»‬

1792
02:02:09,475 --> 02:02:11,681
‫خب، تصمیمت رو گرفتی؟‬

1793
02:02:16,077 --> 02:02:18,133
‫سرهات یا خانواده‌ت؟‬

1794
02:02:19,310 --> 02:02:20,842
‫تصمیمی نگرفتم.‬

1795
02:02:22,647 --> 02:02:24,266
‫چیزی برای انتخاب کردن وجود نداره.‬

1796
02:02:26,742 --> 02:02:30,809
‫مردی که من عاشقشم، کسی نیست که تو کفه‌ی‬
‫ترازوی کثیف تو قرار بگیره.‬

1797
02:02:38,594 --> 02:02:39,853
‫پس برای چی اومدی اینجا؟‬

1798
02:02:40,097 --> 02:02:43,361
‫برای این اومدم که بگم، سرهات بهم‬
‫یه قول داده. اون خانواده‌م رو پیدا می‌کنه.‬

1799
02:02:44,128 --> 02:02:47,294
‫من بهش باور دارم، بهش اعتماد دارم.‬
‫اون پای حرفش وایمیسته.‬

1800
02:02:48,340 --> 02:02:52,349
‫تو هم دیگه با خیال‌بافی‌های بیخود‬
‫سعی نکن ما رو از هم جدا کنی.‬

1801
02:02:52,590 --> 02:02:55,123
‫ببین، چه بچه‌ی قشنگی قراره داشته باشین.‬

1802
02:02:55,395 --> 02:02:57,537
‫خدا قسمت کنه به سلامتی‬
‫به دنیا بیاد.‬

1803
02:02:57,778 --> 02:03:00,871
‫اصلاً به‌خاطر همین هم با هم در ارتباط خواهین بود.‬
‫من حرفی ندارم.‬

1804
02:03:02,084 --> 02:03:04,060
‫اما دیگه ما هم قراره یه خانواده بشیم.‬

1805
02:03:04,562 --> 02:03:08,509
‫برای همین اومدم بگم تو هم برگرد و با بچه‌ت‬
‫به زندگی خودت برس.‬

1806
02:03:09,045 --> 02:03:13,727
‫در ضمن، می‌خواستم قیافه‌ی دیدنی‬
‫اون صورت قشنگت رو هم ببینم.‬

1807
02:03:14,580 --> 02:03:15,961
‫نمی‌تونستم این صحنه رو از دست بدم.‬

1808
02:03:20,088 --> 02:03:22,675
‫هیچ‌وقت خانواده‌ت رو‬
‫پیدا نمی‌کنی ییلدیز.‬

1809
02:03:24,686 --> 02:03:28,368
‫تو هم مثل من طعم بی‌کسی و بی‌خانواده بودن رو‬
‫می‌چشی.‬

1810
02:03:29,149 --> 02:03:30,665
‫اگه یه روزی برسه که...‬

1811
02:03:31,438 --> 02:03:33,454
‫.. اگه با بچه‌ات آواره و دربه‌در بشی...‬

1812
02:03:35,634 --> 02:03:37,698
‫.. اونوقت می‌فهمی بی‌خانمانی یعنی چی.‬

1813
02:03:38,390 --> 02:03:40,096
‫شاید همینطور بشه ملک.‬

1814
02:03:41,044 --> 02:03:45,298
‫شاید واقعاً منم همون چیزایی رو تجربه کنم‬
‫که تو کشیدی.‬

1815
02:03:46,201 --> 02:03:48,035
‫رسم روزگاره، معلوم نمی‌کنه.‬

1816
02:03:48,514 --> 02:03:52,308
‫اما من هیچ‌وقت‬
‫نه وبال انگشت سرهات می‌شم...‬

1817
02:03:52,738 --> 02:03:55,000
‫.. نه وبال زندگیش.‬

1818
02:03:55,520 --> 02:03:58,622
‫من هیچ‌وقت تو اینجور‬
‫معامله‌های کثیف...‬

1819
02:03:58,863 --> 02:04:03,033
‫.. بچه‌ام رو وسیله نمی‌کنم.‬
‫ازش به عنوان آتو علیه بقیه استفاده نمی‌کنم.‬

1820
02:04:04,005 --> 02:04:05,640
‫فرق بین ما هم همینه.‬

1821
02:04:06,301 --> 02:04:08,872
‫اون غرور رو من دارم ولی تو نداری.‬

1822
02:04:27,958 --> 02:04:29,465
‫خدا بد نده ییلدیریم.‬

1823
02:04:29,910 --> 02:04:31,973
‫- خدا بد نده.‬
‫- خدا بد نده.‬

1824
02:04:33,948 --> 02:04:35,122
‫گذشت.‬

1825
02:04:36,148 --> 02:04:37,473
‫خدا رو شکر گذشت.‬

1826
02:04:38,269 --> 02:04:40,745
‫اینکه تو روزای سخت کی پشتمون ایستاد...‬

1827
02:04:42,310 --> 02:04:43,771
‫.. و کی روبه‌رومون...‬

1828
02:04:45,388 --> 02:04:47,301
‫.. اونم خدا رو شکر فراموش نکردیم.‬

1829
02:04:49,033 --> 02:04:50,858
‫ما دشمن زیاد داریم، ییلدیریم.‬

1830
02:04:51,941 --> 02:04:53,512
‫اما واسه ما مشکلی نیست.‬

1831
02:04:54,682 --> 02:04:57,694
‫دیگه آب از سر ما گذشته.‬

1832
02:04:57,980 --> 02:05:00,575
‫- دقیقاً.‬
‫- اوف!‬

1833
02:05:01,046 --> 02:05:03,443
‫مرتیکه تو کی هستی که داری‬
‫عموی منو تهدید می‌کنی؟‬

1834
02:05:03,724 --> 02:05:06,041
‫- تیکه‌تیکه‌ات می‌کنم!‬
‫- یه لحظه ساکت شو.‬

1835
02:05:06,283 --> 02:05:08,420
‫ساکت شو. خودت یه پا جوکی.‬
‫حرف نزن.‬

1836
02:05:08,661 --> 02:05:12,019
‫ببین، به خدا قسم فقط واسه‬
‫دل خودم ده دقیقه می‌گیرم می‌تکونمت‌ها.‬

1837
02:05:12,260 --> 02:05:15,043
‫- آقا.‬
‫- پسر، ساکت بشین. زشته.‬

1838
02:05:15,658 --> 02:05:18,818
‫- آقاتون اومد. می‌خواد حرف بزنه.‬
‫- سلام‌علیکم آقایون.‬

1839
02:05:19,059 --> 02:05:21,630
‫علیکم‌السلام.‬

1840
02:05:21,871 --> 02:05:23,392
‫- چطوری شریک؟‬
‫- خوش اومدی شریک.‬

1841
02:05:23,633 --> 02:05:26,180
‫- مگه چند تا جون داری؟‬
‫- واسه تو که کافیه.‬

1842
02:05:27,265 --> 02:05:30,908
‫سلام. سلام.‬
‫همگی خوش اومدین.‬

1843
02:05:31,722 --> 02:05:33,253
‫دست و...‬

1844
02:05:34,455 --> 02:05:36,519
‫.. پاتون درد نکنه.‬
‫خوش اومدی ییلدیریم.‬

1845
02:05:38,856 --> 02:05:41,531
‫- برو سر اصل مطلب سرهات.‬
‫- اصل مطلب؟‬

1846
02:05:42,614 --> 02:05:46,431
‫تو که دکتر قدیمی هستی، می‌فهمی.‬

1847
02:05:48,310 --> 02:05:51,670
‫بعد از اینکه تیر خوردم،‬
‫یکم فراموشی گرفتم.‬

1848
02:05:51,911 --> 02:05:55,963
‫یه سری چیزا از ذهنم‬
‫پاک می‌شه.‬

1849
02:05:56,701 --> 02:05:58,646
‫حالا جلوی همه بهم بگو.‬

1850
02:05:59,132 --> 02:06:02,203
‫زمین‌هایی که از ضیان خان گرفتی رو‬
‫پس می‌دی؟‬

1851
02:06:12,265 --> 02:06:16,896
‫نه تنها زمین رو، بلکه یه تیکه چوب خشک هم‬
‫از اون زمین بهت نمی‌دم ییلدیریم.‬

1852
02:06:18,047 --> 02:06:19,460
‫- اینطوریه؟‬
‫- آره، اینطوریه.‬

1853
02:06:30,234 --> 02:06:31,337
‫خوبه.‬

1854
02:06:33,304 --> 02:06:35,994
‫پس اونوقت هیچ‌وقت خانواده‌ی ییلدیز رو‬
‫پیدا نمی‌کنی.‬

1855
02:06:37,347 --> 02:06:38,576
‫به خدا که آیتن خانم...‬

1856
02:06:44,471 --> 02:06:46,892
‫.. آیتن تاشجان، یعنی مادر ییلدیز...‬

1857
02:06:51,196 --> 02:06:53,212
‫.. ایشالا امروز به دخترش می‌رسه.‬

1858
02:07:07,030 --> 02:07:08,840
‫کسی خبر نداره که زنده‌ست،‬
‫مگه نه یوسف؟‬

1859
02:07:09,081 --> 02:07:11,993
‫نه آقا. واسه اینکه کسی نیفته دنبالش‬
‫و نکشتش...‬

1860
02:07:12,234 --> 02:07:15,559
‫- .. از بیمارستان آوردمش بیرون و قایمش کردم.
‫- دمت گرم. دمت گرم.

1861
02:07:16,349 --> 02:07:18,230
‫بعد از تصادف هم آوردمش اینجا.‬

1862
02:07:18,828 --> 02:07:22,257
‫دست دکتر گووَن‌بی هم درد نکنه که‬
‫فرستادیش و بهش رسیدگی کرد.‬

1863
02:07:22,704 --> 02:07:24,386
‫- دستت درد نکنه.‬
‫- این چه حرفیه سرهات.‬

1864
02:07:24,651 --> 02:07:26,757
‫یه مدت استراحت کنه، حالش جا میاد.‬

1865
02:07:28,059 --> 02:07:29,226
‫دمت گرم.‬

1866
02:07:31,762 --> 02:07:32,953
‫خب، سلیم.‬

1867
02:07:34,925 --> 02:07:37,663
‫- چطوری، خوبی؟‬
‫- خدا ازت راضی باشه آقا.‬

1868
02:07:38,206 --> 02:07:40,111
‫به لطف تو خوبم، زنده‌ام.‬

1869
02:07:40,915 --> 02:07:43,757
‫یوسف گفت. دنبال خانواده‌ی ییلدیز‬
‫می‌گشتی.‬

1870
02:07:44,227 --> 02:07:46,364
‫می‌گردم، ولی تو می‌دونی خانواده‌ی ییلدیز کی‌ان؟‬

1871
02:07:46,605 --> 02:07:49,263
‫آقا، مادرش آیتن تاشجانه.‬

1872
02:07:49,971 --> 02:07:53,792
‫تاریخ تولدش هم یادمه. مگه‬
‫آدم می‌تونه همچین چیزی رو فراموش کنه؟‬

1873
02:07:54,044 --> 02:07:55,863
‫خیلی به پول احتیاج داشتم، گرفتم.‬

1874
02:07:56,256 --> 02:07:58,970
‫ببخش. جوون بودم، نادونی کردم.‬

1875
02:07:59,434 --> 02:08:01,338
‫حالا می‌بینیم که می‌بخشیم یا نه.‬

1876
02:08:01,579 --> 02:08:03,836
‫تو مطمئنی اسمش آیتن تاشجانه؟‬

1877
02:08:04,077 --> 02:08:06,554
‫آیتن تاشجان، آقا. تو ذهنم حک شده.‬

1878
02:08:06,911 --> 02:08:09,672
‫یوسف، شنیدی. آیتن تاشجان.‬

1879
02:08:10,009 --> 02:08:13,278
‫برو هر جا هست پیداش کن، بلیتش رو بگیر.‬
‫امروز باید تو عمارت باشه.‬

1880
02:08:13,639 --> 02:08:15,408
‫اطاعت می‌شه آقا.‬

1881
02:08:16,723 --> 02:08:19,731
‫بگذریم. حرف رو زیاد کشش ندیم.‬

1882
02:08:21,083 --> 02:08:23,479
‫بریم سر دلیلی که امروز شما رو‬
‫اینجا جمع کردم.‬

1883
02:08:24,404 --> 02:08:27,214
‫آقایون، از این به بعد...‬

1884
02:08:27,845 --> 02:08:32,014
‫.. طایفه‌ی تاشکسن و طایفه‌ی یلدوران،‬
‫با هم دشمن خونی‌ان.‬

1885
02:08:32,876 --> 02:08:36,265
‫- دقیقاً همینطوره.‬
‫- این رو همه‌تون بدونین.‬

1886
02:08:37,379 --> 02:08:40,086
‫یکی از این دو تا خانواده، باید از اورفا محو بشه.‬

1887
02:08:48,466 --> 02:08:49,672
‫یعنی...‬

1888
02:08:52,510 --> 02:08:55,558
‫.. هر کسی که کنار تاشکسن‌ها بایسته...‬

1889
02:08:56,889 --> 02:08:58,508
‫.. همون رفتاری باهاش می‌شه که با ییلدیریم می‌شه.‬

1890
02:09:08,260 --> 02:09:10,045
‫همونطور که گفتم، همگی خوش اومدین.‬

1891
02:09:11,000 --> 02:09:14,772
‫- جلسه تمومه.‬
‫- یا علی.‬

1892
02:09:16,580 --> 02:09:18,817
‫- می‌خوری؟‬
‫- برو بابا، شغال.‬

1893
02:09:20,171 --> 02:09:22,394
‫طرف ما معلومه داداش.‬

1894
02:09:28,658 --> 02:09:32,018
‫من هیچ‌وقت‬
‫نه وبال انگشت سرهات می‌شم...‬

1895
02:09:32,259 --> 02:09:34,441
‫.. نه وبال زندگیش.‬

1896
02:09:34,820 --> 02:09:38,027
‫من هیچ‌وقت‬
‫تو اینجور معامله‌های کثیف...‬

1897
02:09:38,268 --> 02:09:42,307
‫.. بچه‌ام رو وسیله نمی‌کنم.‬
‫ازش به عنوان آتو علیه بقیه استفاده نمی‌کنم.‬

1898
02:09:42,898 --> 02:09:44,319
‫فرق بین ما هم همینه.‬

1899
02:09:44,591 --> 02:09:47,218
‫اون غرور رو من دارم ولی تو نداری.‬

1900
02:09:47,459 --> 02:09:48,745
‫چه باغرور!‬

1901
02:09:49,621 --> 02:09:52,629
‫اول شوهر منو از راه به در کن، زندگیمو از هم بپاشون...‬

1902
02:09:53,416 --> 02:09:54,852
‫.. بعدشم قیافه‌ی آدمای مغرور رو بگیر!‬

1903
02:09:55,685 --> 02:09:57,082
‫انگار خیلی مغروره!‬

1904
02:10:20,425 --> 02:10:23,298
‫- گلم چیکار کردی، تونستی پیدا کنی؟‬
‫- اومدم، اومدم.‬

1905
02:10:23,539 --> 02:10:26,334
‫تقریباً پیدا کردم.‬
‫ایشالا که برات سخت نبوده.‬

1906
02:10:26,575 --> 02:10:29,932
‫نه، برام سخت نبود. اسم تو رو که آوردم،‬
‫از آقا خلیل گرفتم.‬

1907
02:10:30,204 --> 02:10:33,360
‫دلم آروم نگرفت ییلدیز.‬
‫نتونستم بیام پیشت. دارم از مادرم نگهداری می‌کنم.‬

1908
02:10:33,928 --> 02:10:36,228
‫می‌گم نکنه نری؟‬
‫اونجا می‌خوای چیکار کنی آخه؟‬

1909
02:10:36,469 --> 02:10:39,368
‫می‌خوام درد دل کنم زن‌داداش.‬
‫دیگه نپرس، بذار برم.‬

1910
02:10:39,903 --> 02:10:41,696
‫در ضمن اصلاً یادم رفت حالت رو بپرسم.‬
‫تو چطوری؟‬

1911
02:10:41,985 --> 02:10:45,185
‫من خوبم، نگران من نباش.‬
‫داداشت از اون افعی جدا شده.‬

1912
02:10:47,474 --> 02:10:49,122
‫- خیر باشه ایشالا.‬
‫- خیره...‬

1913
02:10:49,363 --> 02:10:51,707
‫.. اینه که داداشت پیش من و بچه‌ها باشه ییلدیز.‬

1914
02:10:51,948 --> 02:10:53,279
‫مگه از غریبه خیری به آدم می‌رسه؟‬

1915
02:10:55,538 --> 02:10:57,164
‫- قطع کن، خودم بهت زنگ می‌زنم.‬
‫- باشه گلم.‬

1916
02:10:57,405 --> 02:10:58,712
‫منو بی‌خبر نذار، باشه؟‬

1917
02:11:08,903 --> 02:11:12,132
‫خب مادر، پسرت از اون افعی جدا شده.‬

1918
02:11:12,522 --> 02:11:15,649
‫از دل برود هر آنکه از دیده برفت، مگه نه؟‬

1919
02:11:16,059 --> 02:11:17,733
‫ولی تو خیالت راحت باشه.‬

1920
02:11:18,681 --> 02:11:20,324
‫من دوباره دل آشیر رو به دست میارم.‬

1921
02:11:21,257 --> 02:11:23,550
‫زن چندین و چند ساله‌شم،‬
‫مادر بچه‌هاشم، مگه نه؟‬

1922
02:11:25,674 --> 02:11:27,975
‫روحیه و اعصاب بچه‌هامونم به‌هم ریخته.‬

1923
02:11:28,701 --> 02:11:30,232
‫درستش می‌کنیم.‬

1924
02:11:33,540 --> 02:11:36,603
‫مادر! ای بابا، دست مریزاد!‬

1925
02:11:37,401 --> 02:11:41,776
‫فکر کردم یخای بینمون آب شده ولی نه.‬
‫مرغت یه پا داره.‬

1926
02:11:46,441 --> 02:11:47,893
‫تو خودتو ناراحت نکن مادر.‬

1927
02:11:48,777 --> 02:11:51,086
‫آشیر چی شده؟ چیزی لازم داری؟‬

1928
02:11:52,622 --> 02:11:55,162
‫جواب آزمایش دی‌ان‌ای اومده.‬

1929
02:11:56,333 --> 02:12:00,301
‫- آزمایش دی‌ان‌ای؟‬
‫- آره. آزمایش دی‌ان‌ای.‬

1930
02:12:02,529 --> 02:12:04,331
‫همونی که قرار بود برای بچه‌ها بدم.‬

1931
02:12:10,421 --> 02:12:12,849
‫- پسر بزرگه...‬
‫- چی شده مگه؟‬

1932
02:12:14,647 --> 02:12:16,106
‫.. ممکنه مال تو باشه.

1933
02:12:17,799 --> 02:12:19,132
‫چی می‌گی؟‬

1934
02:12:21,019 --> 02:12:24,614
‫به خدا می‌دونستم!‬
‫می‌دونستم، به پیر به پیغمبر می‌دونستم!‬

1935
02:12:25,023 --> 02:12:27,951
‫تو حاشا می‌کردی ولی من می‌دونستم!‬
‫ای جان، جانشینم می‌شه!‬

1936
02:12:28,192 --> 02:12:30,111
‫- به خدا و پیغمبر می‌دونستم!‬
‫- آخه...‬

1937
02:12:31,171 --> 02:12:35,568
‫.. آشیر سربازی بود و ما روز تولدت‬
‫با هم قرار گذاشته بودیم...‬

1938
02:12:35,809 --> 02:12:40,784
‫ندا، الان وقت گفتن اینه؟‬
‫تو رو خدا الان وقت گفتن اینه؟‬

1939
02:12:41,025 --> 02:12:43,561
‫- الان وقت گفتن اینه؟ حالا چی می‌شه؟‬
‫- التماست می‌کنم یه کاری کن.‬

1940
02:12:43,802 --> 02:12:46,278
‫قربونت برم یه کاری کن.‬
‫تکلیف بچه‌مون معلوم نیست.‬

1941
02:12:47,235 --> 02:12:49,490
‫فکر کردی یادم رفته ندا؟‬

1942
02:13:19,007 --> 02:13:20,459
‫نتونستم بیام پیشت.‬

1943
02:13:23,320 --> 02:13:25,233
‫جلوی همه قد علم کردم...‬

1944
02:13:26,131 --> 02:13:27,885
‫.. ولی نتونستم با تو روبه‌رو بشم.‬

1945
02:13:28,547 --> 02:13:30,388
‫چون به سرهات قول دادم.‬

1946
02:13:30,748 --> 02:13:33,605
‫قول دادم. گفتم محکم وایمیستم و‬
‫گریه نمی‌کنم.‬

1947
02:13:35,046 --> 02:13:36,236
‫نمی‌شه.‬

1948
02:13:38,048 --> 02:13:39,683
‫آدم نمی‌تونه جلوی خودشو بگیره.‬

1949
02:13:43,000 --> 02:13:50,000
ناین مووی؛ مرجع فیلم و سریال های روز دنیا!
.::9movie.org::.

1950
02:13:54,242 --> 02:13:56,757
‫اونا زندگی تو رو به من دادن.‬

1951
02:13:58,543 --> 02:14:00,083
‫ییلدیز واقعی تویی.‬

1952
02:14:02,614 --> 02:14:05,352
‫اگه زنده می‌موندی، الان هم‌سن بودیم.‬

1953
02:14:07,358 --> 02:14:12,947
‫دختر ضیان کورداعلی، رئیس عشیره‌ی بزرگ‬
‫کورداعلی اورفا می‌شدی.‬

1954
02:14:13,364 --> 02:14:18,367
‫دختر اون آدم کثیفی می‌شدی که یه ذره هم‬
‫به خانواده‌ش خیر نرسونده.‬

1955
02:14:20,872 --> 02:14:25,435
‫اما زنش، مریم کورداعلی... اوه!‬

1956
02:14:26,514 --> 02:14:30,363
‫چه زن فتنه‌ایه! چه نترس و جسوره!‬

1957
02:14:33,956 --> 02:14:36,250
‫مخصوصاً وقتی پای بچه‌ش وسط باشه...‬

1958
02:14:37,468 --> 02:14:39,166
‫.. دنیا رو به آتیش می‌کشه.‬

1959
02:14:42,599 --> 02:14:44,004
‫حق مادرم رو...‬

1960
02:14:45,999 --> 02:14:47,261
‫.. یعنی...‬

1961
02:14:48,495 --> 02:14:50,050
‫.. مادر تو رو...‬

1962
02:14:51,718 --> 02:14:52,892
‫.. نمی‌تونم حقشو ادا کنم.‬

1963
02:14:54,786 --> 02:14:57,746
‫به خاطر من کم جلوی ضیان کورداعلی واینستاد.‬

1964
02:14:58,059 --> 02:14:59,678
‫آدم وقتی بی‌کس...‬

1965
02:15:00,832 --> 02:15:05,467
‫.. وقتی بی‌کس می‌مونه و فراموش می‌شه، می‌میره.‬

1966
02:15:06,294 --> 02:15:09,905
‫ببین، اینم حرف مادربزرگته. چقدرم درست گفته.‬

1967
02:15:10,383 --> 02:15:15,446
‫آدم وقتی بی‌ریشه و بی‌اصالت می‌شه،‬
‫سخت می‌گذره، یه جوری می‌شی.‬

1968
02:15:15,906 --> 02:15:18,887
‫هرچی باشه خانواده، خانواده‌ست، مگه نه؟‬
‫خوب یا بد.‬

1969
02:15:19,128 --> 02:15:21,390
‫بالاخره هستن. تنها نیستی.‬

1970
02:15:22,120 --> 02:15:26,202
‫خانواده، خانواده‌ست.‬
‫حالا می‌فهمم همه‌ی زندگی من دروغ بوده.‬

1971
02:15:26,479 --> 02:15:30,725
‫اون همه دردی که کشیدم، اون همه شکنجه...‬

1972
02:15:31,631 --> 02:15:34,028
‫.. همه‌ش الکی بود، همه‌ش دروغ.‬

1973
02:15:34,369 --> 02:15:37,591
‫من سال‌ها به خاطر هیچ و پوچ‬
‫دندون روی جگر گذاشتم.‬

1974
02:15:37,982 --> 02:15:42,276
‫ببین، یه بنده‌ی خدا هم نیومد بگه:‬
‫«دخترم، ما چه بلاهایی سرت آوردیم...»‬

1975
02:15:43,583 --> 02:15:45,435
‫«.. حلال‌مون کن.»‬

1976
02:15:45,919 --> 02:15:49,118
‫نه، اینا نمی‌گن. عمراً بگن.‬

1977
02:15:49,503 --> 02:15:54,339
‫اما بذار یه چیزی بهت بگم. به جای اینکه‬
‫به عنوان دختر اون ضیان بزرگ بشم...‬

1978
02:15:54,580 --> 02:15:57,738
‫.. ترجیح می‌دادم همینجا زیر خاک باشم.‬

1979
02:15:59,165 --> 02:16:01,134
‫یعنی هیچی رو از دست ندادی.‬

1980
02:16:02,168 --> 02:16:03,938
‫ببین چی برات آوردم.‬

1981
02:16:06,680 --> 02:16:11,651
‫این دستبند رو وقتی کوچیک بودم،‬
‫مادرم برای من...‬

1982
02:16:13,331 --> 02:16:16,672
‫.. خودت بفهم دیگه، برای تو درست کرده بود.‬

1983
02:16:18,303 --> 02:16:20,041
‫این دیگه مال صاحب اصلیشه.‬

1984
02:16:21,162 --> 02:16:22,289
‫مال تو.‬

1985
02:16:24,048 --> 02:16:25,337
‫ببین، گذاشتمش اینجا.‬

1986
02:16:35,545 --> 02:16:36,901
‫بذار ببینم.‬

1987
02:16:52,337 --> 02:16:57,306
‫حلالم کن ییلدیز. به مادرت گفتم مادر،‬
‫به پدرت گفتم پدر...‬

1988
02:16:58,415 --> 02:17:01,042
‫.. به برادرت گفتم برادر. نمی‌دونستم.‬

1989
02:17:02,777 --> 02:17:04,142
‫حلالم کن.‬

1990
02:17:05,733 --> 02:17:07,185
‫نور به قبرت بباره.‬

1991
02:17:36,993 --> 02:17:38,334
‫زود اومدی.‬

1992
02:17:47,803 --> 02:17:49,136
‫ییلدیریم؟‬

1993
02:18:00,407 --> 02:18:02,225
‫الو؟‬

1994
02:18:04,258 --> 02:18:06,739
‫چی شده؟ صدات مثل کسی که جن دیده می‌لرزه.‬

1995
02:18:06,980 --> 02:18:10,470
‫- ییلدیریم، تو زنده‌ای؟‬
‫- دیگه تقدیر الهی بود.‬

1996
02:18:11,034 --> 02:18:13,280
‫گاهی چهار تا گلوله می‌خوری و نمی‌میری...‬

1997
02:18:13,888 --> 02:18:18,197
‫.. گاهی هم همینطوری که داری تو پیاده‌رو راه می‌ری،
‫یه گلدون میفته رو سرت و تموم می‌کنی.

1998
02:18:18,520 --> 02:18:21,338
‫- زندگیه دیگه.‬
‫- از من چی می‌خوای؟‬

1999
02:18:21,623 --> 02:18:23,417
‫وقتی من مُرده بودم، چه اتفاقایی که نیفتاده!‬

2000
02:18:23,873 --> 02:18:25,627
‫طلاق گرفتی، مبارک باشه.‬

2001
02:18:26,576 --> 02:18:28,497
‫ولی خب، بعدش هم که سرهات رفته،‬

2002
02:18:28,737 --> 02:18:31,060
‫با ییلدیز نامزد کرده.‬
‫این یکی دیگه بد شده.‬

2003
02:18:31,987 --> 02:18:35,713
‫رفتی پیش کورداعلی‌ها.‬
‫ییلدیز هم که دختر ضیان خان نبوده.‬

2004
02:18:35,954 --> 02:18:38,761
‫کلی اتفاقای جور واجور.‬
‫به خدا دو روز نمی‌شه مُرد!‬

2005
02:18:39,002 --> 02:18:42,941
‫حالا بعد این همه اتفاق، مطمئنم که از سرهات کینه به دل داری.‬

2006
02:18:43,349 --> 02:18:46,634
‫چه تصادفی! منم همینطورم و می‌گم که...‬

2007
02:18:47,058 --> 02:18:49,407
‫.. چرا دشمن دشمنم، دوستم نباشه؟‬

2008
02:18:50,314 --> 02:18:52,140
‫باز داری چه اراجیفی می‌گی؟ قطع می‌کنم.‬

2009
02:18:52,818 --> 02:18:55,040
‫حیف. به خدا حیف.‬

2010
02:18:55,575 --> 02:18:58,447
‫من دارم بهت فرصت می‌دم که از سرهات و ییلدیز انتقام بگیری...‬

2011
02:18:58,688 --> 02:19:00,712
‫.. اونوقت تو داری با پشت دست ردش می‌کنی، آره؟‬

2012
02:19:01,471 --> 02:19:05,131
‫هنوزم می‌گی «پشت سر سرهات کاری نمی‌کنم»؟ مگه فرشته‌ای؟‬

2013
02:19:05,372 --> 02:19:07,419
‫ببین، یه فرصت خیلی خوب بهت می‌دم.‬

2014
02:19:08,542 --> 02:19:11,740
‫- چه فرصتی؟‬
‫- خب، اون رو هم وقتی دیدمت در موردش حرف می‌زنیم.‬

2015
02:19:12,395 --> 02:19:14,425
‫برات لوکیشن می‌فرستم. یا تو بفرست.‬

2016
02:19:14,666 --> 02:19:17,402
‫اگه اعتماد نداری، هر جا تو بگی میام، فرقی نمی‌کنه.‬

2017
02:19:18,195 --> 02:19:21,409
‫ولی بهت قول می‌دم، پشیمون نمی‌شی.‬

2018
02:19:24,073 --> 02:19:25,525
‫چرا می‌خواستی منو ببینی؟‬

2019
02:19:27,903 --> 02:19:29,387
‫راستش نمی‌خواستم اینجا ببینمت...‬

2020
02:19:29,628 --> 02:19:31,815
‫.. ولی خیلی وقت بود که اینجا نیومده بودم.‬

2021
02:19:33,408 --> 02:19:34,599
‫بهت اعتماد ندارم.‬

2022
02:19:35,189 --> 02:19:37,688
‫اگه یادت باشه، آخرین باری که همو دیدیم، منو دزدیده بودی.‬

2023
02:19:38,009 --> 02:19:41,818
‫- من و بچه‌ام رو به مرگ تهدید کردی.‬
‫- آره.‬

2024
02:19:42,926 --> 02:19:45,957
‫تو هم داری می‌گی که اینجا نمی‌تونم کاری باهات بکنم، نه؟‬

2025
02:19:46,819 --> 02:19:50,240
‫حق با توئه، ولی من اصلاً همچین قصدی ندارم.‬

2026
02:19:51,085 --> 02:19:52,886
‫ییلدیریم کشش نده، هر چی می‌خوای بگی بگو.‬

2027
02:19:55,424 --> 02:19:57,551
‫ملک، تو در واقع زن خیلی باهوشی هستی...‬

2028
02:19:58,474 --> 02:19:59,791
‫.. می‌دونی؟‬

2029
02:20:00,878 --> 02:20:03,902
‫ولی اینکه اون ییلدیز هر دفعه شکستت می‌ده، منو متعجب می‌کنه.‬

2030
02:20:10,466 --> 02:20:12,069
‫سرهات دشمن منه.‬

2031
02:20:13,835 --> 02:20:16,692
‫متأسفانه تو هم دشمنم بودی، چون زنش بودی.‬

2032
02:20:18,341 --> 02:20:20,214
‫من رفتم و با ییلدیز نامزد کردم.‬

2033
02:20:20,734 --> 02:20:23,535
‫می‌خواستم با کورداعلی‌ها فامیل بشم و قدرتم رو بیشتر کنم.‬

2034
02:20:25,390 --> 02:20:27,556
‫اگه یادت باشه، تو هم برای همین بهم کمک کرده بودی.‬

2035
02:20:29,067 --> 02:20:30,900
‫ولی اوضاع عوض شد.‬

2036
02:20:31,172 --> 02:20:34,807
‫نگو که کورداعلی‌ها یه دختر زیباتر دیگه هم داشتن.‬

2037
02:20:36,608 --> 02:20:39,806
‫اگه بخوای، من و تو...‬

2038
02:20:41,166 --> 02:20:43,293
‫.. می‌تونیم از ییلدیز و سرهات انتقام بگیریم.‬

2039
02:20:44,734 --> 02:20:46,122
‫از من چی می‌خوای؟‬

2040
02:20:53,480 --> 02:20:54,853
‫اینکه باهام ازدواج کنی.‬

2041
02:21:06,035 --> 02:21:08,648
‫کوثر، عزیزم، یالا دخترم. شربت رو بار بذار.‬

2042
02:21:08,889 --> 02:21:10,443
‫- کامل، دستگاه رو ول کن پسرم.‬
‫- باید داغ‌داغ بریزیم.‬

2043
02:21:10,684 --> 02:21:11,778
‫- اون بالا منقل قراره روشن بشه. یالا.‬
‫- غربت، زود باش دخترم. یالا.‬

2044
02:21:12,034 --> 02:21:14,056
‫- ببر بالا. می‌خوایم سوپ‌ها رو بکشیم.‬
‫- هیزم‌ها رو برداریم.‬

2045
02:21:14,297 --> 02:21:16,288
‫- یکم تحرک، انرژی!‬
‫- یالا، یالا.‬

2046
02:21:16,529 --> 02:21:18,539
‫هنوز هیچی حاضر نیست. چقدر لفتش می‌دین!‬

2047
02:21:18,780 --> 02:21:20,563
‫نگران نباش خانم‌جان. سر وقت آماده می‌شه.‬

2048
02:21:20,804 --> 02:21:23,777
‫- ای وای!‬
‫- چی شده؟ باز که اینجا رو گذاشتی رو سرت.‬

2049
02:21:24,560 --> 02:21:25,799
‫دارن تدارک می‌بینن.‬

2050
02:21:26,762 --> 02:21:29,540
‫- تدارک چی؟‬
‫- مهمون قراره بیاد.‬

2051
02:21:30,417 --> 02:21:31,694
‫کی قراره بیاد سرهات؟‬

2052
02:21:32,537 --> 02:21:33,608
‫مادرت.‬

2053
02:21:37,685 --> 02:21:39,257
‫- مادرم؟‬
‫- مادرت.‬

2054
02:21:42,342 --> 02:21:43,540
‫مادر من؟‬

2055
02:21:45,767 --> 02:21:48,624
‫همین الان از هواپیما پیاده شدن. یوسف رفته از فرودگاه بیارتشون.‬

2056
02:21:50,090 --> 02:21:53,153
‫کم‌کم می‌رسن. همه‌ی این تدارکات برای اونه.‬

2057
02:21:54,681 --> 02:21:56,277
‫قول داده بودی.‬

2058
02:21:58,542 --> 02:22:00,106
‫- پیداش کردی، آره؟‬
‫- آره.‬

2059
02:22:00,735 --> 02:22:02,782
‫می‌دونستم سر قولت می‌مونی!‬

2060
02:22:07,998 --> 02:22:10,308
‫من بهت قول داده بودم، مگه می‌شه زیرش بزنم؟‬

2061
02:22:10,549 --> 02:22:13,070
‫خوش‌قولی. من که می‌دونم.‬

2062
02:22:13,780 --> 02:22:15,772
‫تو سر قولت می‌مونی.‬

2063
02:22:18,056 --> 02:22:21,000
‫ببینیم چه ماجراهایی منتظرمونه مادر.‬

2064
02:22:21,814 --> 02:22:25,426
‫چی می‌خواد بشه؟ مادرش دو روز می‌مونه و بعدش می‌ره.‬

2065
02:22:25,706 --> 02:22:28,698
‫ان‌شاءالله این رو هم با خودش برداره ببره.‬

2066
02:22:29,002 --> 02:22:31,008
‫- ان‌شاءالله.‬
‫- ممنونم.‬

2067
02:22:31,249 --> 02:22:33,958
‫هیس! هی، یه لحظه. تو هم به من یه قولی داده بودی.‬

2068
02:22:34,199 --> 02:22:37,479
‫مگه قرار نبود دیگه گریه نکنی؟ این اشکا از سر شوقه، مگه نه؟‬

2069
02:22:40,492 --> 02:22:44,603
‫در ضمن، دیگه بهانه‌ای هم برای ازدواج نکردن نداری.‬

2070
02:22:44,844 --> 02:22:46,576
‫حالا که اینو گفتی، منم دست جنبوندم.‬

2071
02:22:49,270 --> 02:22:50,825
‫- نمونده.‬
‫- نمونده.‬

2072
02:22:51,160 --> 02:22:52,462
‫ممنونم.‬

2073
02:22:54,299 --> 02:22:56,259
‫همین که مادرم رو پیدا کردی...‬

2074
02:22:57,843 --> 02:23:00,153
‫.. بار بزرگی رو از رو دوشم برداشتی. دستت درد نکنه.‬

2075
02:23:02,427 --> 02:23:05,586
‫خب پس، اگه اونا تو راهن، من برم کیفم رو بذارم.‬

2076
02:23:05,827 --> 02:23:07,337
‫یه دستی به سر و روم بکشم.‬

2077
02:23:08,142 --> 02:23:11,022
‫- بیا دخترم. چشمت روشن.‬
‫- سلامت باشی.‬

2078
02:23:44,197 --> 02:23:47,881
‫- ماشاالله.‬
‫- مادر ییلدیز این بوده؟‬

2079
02:24:00,568 --> 02:24:01,837
‫این خودشه؟‬

2080
02:24:05,331 --> 02:24:06,514
‫خودشه.‬

2081
02:24:13,538 --> 02:24:14,808
‫یالا.‬

2082
02:24:15,533 --> 02:24:16,803
‫یالا.‬

2083
02:24:58,619 --> 02:24:59,738
‫دخترم.‬

2084
02:25:05,497 --> 02:25:06,727
‫ییلدیز.‬

2085
02:25:14,353 --> 02:25:15,393
‫خوش اومدی.‬

2086
02:26:38,638 --> 02:26:40,408
‫اورفا خیلی عوض شده.‬

2087
02:26:41,654 --> 02:26:43,178
‫چند وقت می‌شه که نیومدی؟‬

2088
02:26:44,537 --> 02:26:45,909
‫۲۵ سال.‬

2089
02:26:47,556 --> 02:26:49,024
‫۲۵ سال.‬

2090
02:26:52,276 --> 02:26:53,482
‫کنعان.‬

2091
02:26:56,806 --> 02:26:58,655
‫ببین، قبلاً هم‬
‫بهت گفته بودم.‬

2092
02:26:59,086 --> 02:27:03,063
‫نامزد ییلدیز، سرهات یلدوران،‬
‫یه خان عشیره‌ست.‬

2093
02:27:03,304 --> 02:27:05,195
‫کارمون اصلاً راحت نیست.‬

2094
02:27:05,436 --> 02:27:10,444
‫واسه همین هر طور شده باید ییلدیز رو‬
‫ببریم استانبول.‬

2095
02:27:11,000 --> 02:27:20,000
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام ناین مووی ::..
.:: Telegram: @official_9movie ::.
 .:: Instagram: @9movie_official ::.

2096
02:27:20,100 --> 02:27:28,100
با خرید اشتراک از ناین مووی
 ما را در ادامه‌ی ترجمه‌ی آثار نایاب یاری کنید.
9movie.org

