1
00:00:19,300 --> 00:00:27,300
ناین مووی، دانلود و تماشای آنلاین
 فیلم‌ها و سریال‌های نایاب با زیرنویس فارسی!
.::9movie.org::.

2
00:00:27,711 --> 00:00:30,941
‫دخترت ملکه یا ییلدیز؟‬

3
00:00:31,182 --> 00:00:33,390
‫بگو ییلدیز دخترمه دیگه.‬

4
00:00:33,631 --> 00:00:37,962
‫بچه‌ی تو مُرده به دنیا اومد مریم.‬

5
00:00:41,885 --> 00:00:43,314
‫ییلدیز...‬

6
00:00:43,909 --> 00:00:45,933
‫.. دختر ما نیست.‬

7
00:00:52,610 --> 00:00:54,959
‫این چی می‌گه؟ چی داره می‌گه؟‬

8
00:01:08,055 --> 00:01:13,264
‫یعنی چی؟‬
‫یعنی چی که ییلدیز دخترم نیست؟‬

9
00:01:15,379 --> 00:01:17,911
‫مگه می‌شه؟ مگه همچین چیزی ممکنه بابا؟‬

10
00:01:19,154 --> 00:01:20,949
‫ییلدیز دختر توئه.‬

11
00:01:21,227 --> 00:01:23,944
‫یعنی چی که ییلدیز دختر من نیست؟‬

12
00:01:24,185 --> 00:01:25,754
‫- مگه می‌شه؟ نه.‬
‫- هیس، هیس.‬

13
00:01:25,995 --> 00:01:28,819
‫نمی‌شه، معلومه که نمی‌شه.‬
‫مگه می‌شه آخه؟‬

14
00:01:29,172 --> 00:01:33,515
‫نمی‌شه، مگه نه ضیان خان؟‬
‫یه چیزی بگو...‬

15
00:01:34,305 --> 00:01:38,004
‫- .. بگو که نمی‌شه.
‫- شنیدی دیگه، حرفی که باید می‌گفتمو گفتم.

16
00:01:38,562 --> 00:01:40,927
‫ییلدیز دختر ما نیست.‬

17
00:01:41,168 --> 00:01:43,209
‫یعنی چی که دختر ما نیست؟‬

18
00:01:43,450 --> 00:01:46,983
‫- وقتی می‌گم نیست یعنی نیست دیگه.‬
‫- این چی می‌گه؟‬

19
00:01:47,224 --> 00:01:49,962
‫- این چی می‌گه؟ چی داره می‌گه؟‬
‫- باید توضیح بدی ضیان خان.‬

20
00:01:52,364 --> 00:01:55,284
‫باید بگی، باید همه چی رو تعریف کنی.‬

21
00:01:55,525 --> 00:01:58,543
‫حرف بزن. یعنی چی که ییلدیز...‬

22
00:01:58,784 --> 00:02:02,123
‫.. دختر ما نیست؟‬
‫من اون بچه رو به دنیا آوردم.‬

23
00:02:02,364 --> 00:02:06,390
‫داری می‌گی بچه‌ی من مُرده به دنیا اومده.‬
‫باید توضیح بدی ضیان خان.‬

24
00:02:06,646 --> 00:02:08,614
‫- بگو، تعریف کن.‬
‫- ولم کن.‬

25
00:02:09,333 --> 00:02:10,697
‫همه متفرق بشین.‬

26
00:02:11,253 --> 00:02:12,748
‫بگو ضیان خان...‬

27
00:02:13,113 --> 00:02:16,327
‫.. بیشتر از این با این مردم‬
‫این کار رو نکن، بگو.‬

28
00:02:16,834 --> 00:02:19,572
‫هر چی هست بگو.‬

29
00:02:20,320 --> 00:02:21,701
‫بگو.‬

30
00:02:26,552 --> 00:02:28,131
‫تعریف کن.‬

31
00:02:28,814 --> 00:02:32,836
‫- ۲۵ سال پیش بود.‬
‫- آره...‬

32
00:02:34,959 --> 00:02:39,482
‫مریم حامله بود،‬
‫قرار بود یه دختر داشته باشیم.‬

33
00:02:41,720 --> 00:02:43,934
‫اون دختری که قرار بود به دنیا بیاد هم...‬

34
00:02:44,722 --> 00:02:46,975
‫.. قرار بود به این خون و خون‌ریزی پایان بده.‬

35
00:02:48,082 --> 00:02:51,503
‫برای ازدواج با پسر یلدوران‌ها هم...‬

36
00:02:52,888 --> 00:02:56,134
‫.. باباهان گفته بود قبول می‌کنه.‬

37
00:02:56,877 --> 00:03:00,409
‫مریم رو‬
‫با عجله بردن برای زایمان.‬

38
00:03:09,922 --> 00:03:12,319
‫منتظر موندم.‬

39
00:03:12,560 --> 00:03:15,162
‫منتظر موندم، ساعت‌ها گذشت.‬

40
00:03:23,223 --> 00:03:25,897
‫بعدش دکتر اومد بیرون.‬

41
00:03:26,987 --> 00:03:29,130
‫به جای اینکه خبر خوش بده...‬

42
00:03:30,753 --> 00:03:32,713
‫.. خبر یه فاجعه رو داد.‬

43
00:03:39,715 --> 00:03:42,810
‫گفت بچه‌ت رو از دست دادی.‬

44
00:03:53,117 --> 00:03:55,569
‫اگه فقط پدر یه خانواده باشی...‬

45
00:03:56,254 --> 00:03:58,485
‫.. داغ بچه‌ت رو می‌کشی.‬

46
00:03:59,043 --> 00:04:00,662
‫اما...‬

47
00:04:01,228 --> 00:04:04,817
‫.. اگه بزرگ یه عشیره باشی، قضیه فرق می‌کنه.‬

48
00:04:08,173 --> 00:04:12,157
‫دختری که قرار بود به دنیا بیاد‬
‫جلوی خون‌ریزی رو می‌گرفت.‬

49
00:04:23,285 --> 00:04:26,245
‫منم باید یه دختر پیدا می‌کردم.‬

50
00:04:35,972 --> 00:04:39,242
‫با یکی از دختربچه‌هایی که اون روز به دنیا اومده بودن...‬

51
00:04:42,573 --> 00:04:45,835
‫.. بچه‌ی مُرده‌مون رو عوض کردیم.‬

52
00:04:47,422 --> 00:04:49,699
‫نه!‬

53
00:04:54,317 --> 00:04:56,388
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتی، نه؟‬

54
00:04:59,982 --> 00:05:03,537
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم.‬

55
00:05:05,249 --> 00:05:06,948
‫این حقیقت رو...‬

56
00:05:08,085 --> 00:05:10,228
‫.. نه مادر اون بچه فهمید...‬

57
00:05:18,787 --> 00:05:20,398
‫.. نه مریم.‬

58
00:05:33,588 --> 00:05:36,810
‫اگه تو دنبال این ماجرا‬
‫نمیفتادی...‬

59
00:05:37,735 --> 00:05:41,592
‫.. این راز با من‬
‫دفن می‌شد.‬

60
00:05:43,312 --> 00:05:45,127
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتی، آره؟‬

61
00:05:46,531 --> 00:05:48,195
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتی؟‬

62
00:05:48,620 --> 00:05:52,234
‫زندگی ییلدیز رو نابود کردی بس نبود،‬
‫اومدی زندگی منم نابود کردی.‬

63
00:05:52,475 --> 00:05:55,054
‫حالا یه چیزی هم طلبکاری و زل زدی تو چشمامون‬
‫می‌گی چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم؟‬

64
00:05:55,303 --> 00:05:57,726
‫آره ضیان خان؟‬
‫من فلان تو رو... من تو رو...‬

65
00:05:58,487 --> 00:05:59,860
‫.. من تو رو...‬

66
00:06:00,513 --> 00:06:02,076
‫چه چاره‌ای آخه؟‬

67
00:06:02,595 --> 00:06:05,702
‫سرهات صبر کن، نه.‬
‫نه اینطوری نیست. صبر کن، نه.‬

68
00:06:05,943 --> 00:06:09,814
‫اینطوری نیست؟ اینطوری نشد، نشده.‬
‫بابا آخه چطور ممکنه؟‬

69
00:06:10,055 --> 00:06:13,380
‫دروغه. بگو دروغه، بگو که دروغه.‬

70
00:06:13,621 --> 00:06:16,075
‫- بگو دروغه.‬
‫- شنیدی دیگه.‬

71
00:06:16,594 --> 00:06:19,729
‫چیزیه که شده، دیگه سر منو درد نیارین.‬

72
00:06:19,970 --> 00:06:22,336
‫یعنی چی که سر منو درد نیارین؟‬

73
00:06:22,577 --> 00:06:25,433
‫تو، تو زندگی منو تباه کردی.‬

74
00:06:25,674 --> 00:06:29,375
‫تو زندگی منو نابود کردی.‬
‫حالا دوباره...‬

75
00:06:29,616 --> 00:06:32,757
‫.. فکر کردی می‌تونی شونه خالی کنی و‬
‫از زیرش در بری؟‬

76
00:06:32,998 --> 00:06:35,850
‫هیچ‌کس منو با گذشته‌م قضاوت نمی‌کنه.‬

77
00:06:36,091 --> 00:06:39,281
‫از این بدن چند تا ضیان خان رفتن و...‬

78
00:06:39,578 --> 00:06:42,737
‫.. چند تا ضیان خان برگشتن.‬
‫حسابش از دستم در رفته.‬

79
00:06:43,353 --> 00:06:44,813
‫جای من بودن...‬

80
00:06:45,475 --> 00:06:48,627
‫.. این‌همه مسئولیت رو به دوش کشیدن‬
‫فکر کردی کار راحتیه؟‬

81
00:06:48,868 --> 00:06:51,763
‫اون سنگ‌ها گناه‌های توئه ضیان خان.‬

82
00:06:53,432 --> 00:06:56,194
‫زیر بار گناهات له شو.‬

83
00:07:00,411 --> 00:07:05,482
‫تو یه بچه‌ی شیرخواره رو از آغوش مادرش گرفتی‬
‫و آوردی تو این عمارت کنیز کردی.‬

84
00:07:06,029 --> 00:07:08,582
‫اونایی که می‌گی تو خیابون ول می‌گردن...‬

85
00:07:08,823 --> 00:07:12,270
‫.. حتی سگ‌ها و مارها هم‬
‫اینطوری به هم خیانت نمی‌کنن.‬

86
00:07:12,606 --> 00:07:16,424
‫تو چیکار کردی؟ تو چیکار کردی آخه؟‬

87
00:07:18,843 --> 00:07:22,110
‫وای بر من، من چطور نفهمیدم؟‬

88
00:07:22,351 --> 00:07:23,732
‫من چطور متوجه نشدم؟‬

89
00:07:23,973 --> 00:07:26,919
‫معلوم بود، تو‬
‫اون‌همه به من عذاب دادی.‬

90
00:07:27,279 --> 00:07:30,017
‫دیگه اشکی تو چشمام نمونده.‬

91
00:07:31,284 --> 00:07:33,143
‫حتی یه روز هم...‬

92
00:07:33,384 --> 00:07:36,518
‫.. ته اون لونه‌ی شوم‬
‫بهم آرامش ندادی.‬

93
00:07:36,759 --> 00:07:39,225
‫نابودم کردی، زندگیم رو...‬

94
00:07:39,466 --> 00:07:42,228
‫.. گند زدی به زندگیم.

95
00:07:42,469 --> 00:07:44,042
‫چرا؟‬

96
00:07:44,915 --> 00:07:46,415
‫چرا؟‬

97
00:07:49,240 --> 00:07:51,755
‫چون از خونِت نیستم، نه؟‬

98
00:07:52,250 --> 00:07:54,782
‫اگه از خونِت بودم دلت نمیومد.‬

99
00:07:55,349 --> 00:07:58,214
‫- چون از خونِت نیستم، نه؟‬
‫- کشش نده.‬

100
00:07:59,259 --> 00:08:02,404
‫تو این سن و سال‬
‫دیگه قرار نیست ازت حرف بشنوم.‬

101
00:08:02,645 --> 00:08:04,777
‫دیگه باید بهم حساب پس بدی.‬

102
00:08:05,551 --> 00:08:08,837
‫باید بهم حساب پس بدی ضیان خان.‬
‫باید بهم...‬

103
00:08:09,436 --> 00:08:12,636
‫.. بگی پدر و مادرم کجان.‬

104
00:08:12,877 --> 00:08:16,084
‫باید بهم بگی مادرم کیه، پدرم کیه؟‬

105
00:08:16,325 --> 00:08:19,333
‫باید بگی من کی‌ام؟‬
‫باید بهم جواب بدی.‬

106
00:08:19,741 --> 00:08:22,020
‫- دخترم؟‬
‫- باید بهم حساب پس بدی.‬

107
00:08:22,261 --> 00:08:24,616
‫- ضیان خان باید بگی.‬
‫- ییلدیز، دخترم!‬

108
00:08:24,864 --> 00:08:28,763
‫من مادرتم.‬
‫ببین، با گوشت و پوست و استخون روبه‌روت ایستادم.‬

109
00:08:29,004 --> 00:08:31,988
‫- من مادرتم، من.‬
‫- مامان ببین...‬

110
00:08:32,229 --> 00:08:34,515
‫- .. تو مادر منی.
‫- آره.

111
00:08:34,756 --> 00:08:37,489
‫- مادر من می‌مونی اما اون...‬
‫- اون داره دروغ می‌گه.‬

112
00:08:37,737 --> 00:08:41,155
‫- نه، اون داره حقیقت رو می‌گه.‬
‫- ییلدیز حق داره مریم خانم.‬

113
00:08:42,653 --> 00:08:46,177
‫ضیان خان داره حقیقت رو می‌گه. دخالت نکن...‬

114
00:08:46,743 --> 00:08:49,593
‫- .. بذار ییلدیز حسابش رو برسه.
‫- بگو، من کی‌ام؟

115
00:08:50,161 --> 00:08:54,375
‫- من کی‌ام، بهم جواب بده!‬
‫- من از کجا بدونم تو کی هستی؟‬

116
00:08:54,616 --> 00:08:56,826
‫تو این عمارت کسی رو نداری. بسه دیگه.‬

117
00:08:57,239 --> 00:08:59,930
‫تو، تو کی هستی که...‬

118
00:09:00,250 --> 00:09:04,356
‫.. داری کی رو بیرون می‌کنی؟‬
‫اون دختر، دخترِ منه.‬

119
00:09:04,597 --> 00:09:08,367
‫من بهش شیر دادم،‬
‫من زاییدمش.‬

120
00:09:08,608 --> 00:09:12,031
‫- این حقیقت نداره...‬
‫- تو آدم نیستی.‬

121
00:09:12,272 --> 00:09:14,432
‫تو آدم نیستی.‬
‫کارایی که با این زن کردی...‬

122
00:09:14,673 --> 00:09:16,744
‫.. کارایی که با من کردی...‬
‫تو آدم نیستی.‬

123
00:09:17,022 --> 00:09:19,229
‫تو اون دنیا هم جا نداری.‬

124
00:09:19,851 --> 00:09:23,549
‫هر نفسی که می‌کشی واسه این دنیا ضرره.‬

125
00:09:23,790 --> 00:09:26,379
‫- درست مثل اسمت.‬
‫- مرتیکه من تو رو...‬

126
00:09:26,620 --> 00:09:28,331
‫جرئت نکن!‬

127
00:09:35,252 --> 00:09:38,673
‫بسه، دفعه‌ی بعد اجازه نمی‌دم، بسه.‬

128
00:09:39,588 --> 00:09:41,175
‫بسه.‬

129
00:09:41,996 --> 00:09:43,559
‫جرئت نکن.‬

130
00:09:44,507 --> 00:09:47,626
‫شما هم از اینجا گمشین بیرون. برین بیرون.‬

131
00:09:47,867 --> 00:09:50,485
‫برو بیرون، تو کار خانوادگی دخالت نکن.‬
‫اسلحه‌ات رو بیار پایین، زود باش.‬

132
00:09:50,808 --> 00:09:53,459
‫مرتیکه تو کی هستی که از من بازخواست می‌کنی؟‬

133
00:09:53,889 --> 00:09:55,272
‫با چه حقّی؟‬

134
00:09:55,537 --> 00:09:58,924
‫- تو چه کاره‌ی ییلدیزی؟‬
‫- اصلاً تو کی هستی ضیان خان؟‬

135
00:09:59,165 --> 00:10:03,530
‫اصلاً تو کی هستی؟ اصلاً تو‬
‫چه کاره‌ی ییلدیزی، اول اینو بهم بگو.‬

136
00:10:04,115 --> 00:10:05,734
‫یه بار دیگه...‬

137
00:10:06,157 --> 00:10:10,101
‫.. اگه به تار موی ییلدیز دست بزنی‬
‫تاوانش رو با جونت می‌دی.‬

138
00:10:10,598 --> 00:10:15,039
‫از این به بعد جون ییلدیز‬
‫دست من امانته مریم خانم.‬

139
00:10:15,280 --> 00:10:17,865
‫- چی؟‬
‫- اینم یادتون باشه.‬

140
00:10:18,661 --> 00:10:20,987
‫اونایی که امروز دنبالش فرستادی...‬

141
00:10:22,413 --> 00:10:24,969
‫.. تاوان دست‌درازی به ییلدیز رو پس دادن.‬

142
00:10:25,637 --> 00:10:28,677
‫ببین، یه بار دیگه...‬

143
00:10:29,052 --> 00:10:30,695
‫.. اگه به ییلدیز...‬

144
00:10:31,206 --> 00:10:33,153
‫.. آسیبی برسه...‬

145
00:10:33,394 --> 00:10:37,137
‫.. اگه به تار موش دست بزنی...‬

146
00:10:38,107 --> 00:10:40,615
‫.. می‌کُشمت.‬

147
00:10:47,682 --> 00:10:49,205
‫بیا بریم ییلدیز.‬

148
00:10:57,268 --> 00:10:58,903
‫ییلدیز!‬

149
00:11:21,985 --> 00:11:25,929
‫«تبعیدم همیشگیه»‬

150
00:11:26,170 --> 00:11:29,933
‫«حسرت، اجاق منه»‬

151
00:11:30,174 --> 00:11:33,346
‫«غربت، خونه‌ی منه»‬

152
00:11:33,733 --> 00:11:38,021
‫«تو این دنیا جایی واسه من نیست»‬

153
00:11:38,262 --> 00:11:42,112
‫«جایی واسه من تو این دنیا»‬

154
00:11:42,360 --> 00:11:46,307
‫«تو این دنیا واسم امانی نیست»‬

155
00:11:49,472 --> 00:11:54,419
‫«تو این دنیا جایی واسه من نیست»‬

156
00:11:54,660 --> 00:11:58,812
‫«جایی واسه من تو این دنیا»‬

157
00:11:59,053 --> 00:12:03,078
‫«تو این دنیای بزرگ امانی نیست»‬

158
00:12:06,147 --> 00:12:07,488
‫داری چیکار می‌کنی؟‬

159
00:12:08,840 --> 00:12:11,445
‫با این اسلحه به سرهات شلیک می‌کنی و...‬

160
00:12:11,686 --> 00:12:14,318
‫.. ثابت می‌کنی که خائن نیستی.‬

161
00:12:14,710 --> 00:12:17,869
‫اگه می‌گی نمی‌تونم به سرهات شلیک کنم...‬

162
00:12:18,149 --> 00:12:20,595
‫.. برو، خودت کارت رو تموم کن.‬

163
00:12:20,860 --> 00:12:26,027
‫حالا یه اسلحه دادن دستم و‬
‫منو فرستادن سراغ عشقم.‬

164
00:12:27,095 --> 00:12:30,992
‫بهم گفتن یا بکُش یا کشته شو.‬

165
00:12:31,902 --> 00:12:33,791
‫مگه من کی‌ام؟‬

166
00:12:34,738 --> 00:12:37,470
‫- مگه من چی‌ام؟‬
‫- ییلدیز نه، ییلدیز نکن.‬

167
00:12:39,187 --> 00:12:42,967
‫«درمان نه، دردش شدم»‬

168
00:12:43,271 --> 00:12:47,041
‫«گل نه، خار شدم»‬

169
00:12:47,282 --> 00:12:50,648
‫«یار بودم و غریبه شدم»‬

170
00:12:50,889 --> 00:12:55,179
‫«تو این دنیا یاری واسه من نیست»‬

171
00:12:56,760 --> 00:12:58,490
‫چرا هیچ‌وقت دوستم نداشتی؟‬

172
00:12:58,931 --> 00:13:01,343
‫چرا مثل بچه‌خونده‌ها برام فرق گذاشتی؟‬

173
00:13:01,584 --> 00:13:04,172
‫بابا، من که واسه تو‬
‫به دنیا نیومدم، داری منو می‌کُشی.‬

174
00:13:04,413 --> 00:13:07,674
‫مگه بهت نگفتم‬
‫بهم نگو بابا؟ بی‌حیا!‬

175
00:13:08,314 --> 00:13:11,952
‫کاش دختری مثل تو نداشتم.‬
‫ببرش زیر سایه‌ی خودت، اینجا ازش محافظت کن.‬

176
00:13:12,603 --> 00:13:16,762
‫از این به بعد اون دختر من نیست.‬
‫این رو همه‌تون بدونین و بشنوین.‬

177
00:13:17,003 --> 00:13:21,148
‫اما به محض اینکه از این عمارت بره بیرون‬
‫کاری که لازمه رو انجام می‌دم.‬

178
00:13:21,660 --> 00:13:25,775
‫اینم قول ضیان خان باشه.‬

179
00:13:39,908 --> 00:13:43,702
‫«مگه آدم هیچ‌وقت عوض نمی‌شه؟»‬

180
00:13:43,943 --> 00:13:47,673
‫«تمام فکر و ذکرش دروغه»‬

181
00:13:47,914 --> 00:13:51,056
‫«چشمش با خاک سیر می‌شه»‬

182
00:13:51,450 --> 00:13:55,985
‫«تو این دنیا رفیقی ندارم»‬

183
00:13:56,226 --> 00:13:59,891
‫«تو این دنیا رفیقی...»‬

184
00:14:00,132 --> 00:14:04,515
‫«تو این دنیا برام امانی نیست»‬

185
00:14:07,642 --> 00:14:12,123
‫«تو این دنیا جفتی ندارم»‬

186
00:14:12,372 --> 00:14:16,014
‫«تو این دنیا برادری...»‬

187
00:14:16,255 --> 00:14:21,183
‫«تو این دنیا برام امانی نیست»‬

188
00:14:27,000 --> 00:14:36,000
ناین مووی؛ مرجع فیلم و سریال های روز دنیا!
.::9movie.org::.

189
00:14:44,744 --> 00:14:48,879
‫«با سازم گشتم و چرخیدم»‬

190
00:14:49,120 --> 00:14:52,714
‫«دردم رو با غم گفتم»‬

191
00:14:52,955 --> 00:14:56,249
‫«حتی تو هم گوش ندادی»‬

192
00:14:56,490 --> 00:15:00,789
‫«تو این دنیا صدایی برام نیست»‬

193
00:15:01,030 --> 00:15:05,244
‫«تو این دنیا صدایی...»‬

194
00:15:05,485 --> 00:15:10,177
‫«تو این دنیا برام امانی نیست»‬

195
00:15:12,565 --> 00:15:16,906
‫«تو این دنیا جایی ندارم»‬

196
00:15:17,147 --> 00:15:21,117
‫«تو این دنیا جایی...»‬

197
00:15:21,358 --> 00:15:25,677
‫«تو این دنیا برام امانی نیست»‬

198
00:15:28,677 --> 00:15:33,227
‫«تو این دنیا جایی ندارم»‬

199
00:15:37,718 --> 00:15:42,068
‫«تو این دنیای بزرگ امانی نیست»‬

200
00:15:47,415 --> 00:15:49,114
‫داری چیکار می‌کنی؟‬

201
00:15:50,965 --> 00:15:53,148
‫- معذرت می‌خوام.‬
‫- چی؟‬

202
00:15:53,389 --> 00:15:55,698
‫من ازت معذرت می‌خوام.‬

203
00:15:56,552 --> 00:16:01,941
‫من نمی‌دونستم. من در حق تو‬
‫خیلی بدی کردم، معذرت می‌خوام.‬

204
00:16:04,887 --> 00:16:07,347
‫من جلوی روت ایستادم و...‬

205
00:16:08,048 --> 00:16:11,074
‫.. گفتم ما نامزدیم.‬
‫من حتی نامزدت هم نبودم.‬

206
00:16:11,315 --> 00:16:14,433
‫من همه‌چیزت رو نابود کردم،‬
‫زندگیت رو نابود کردم...‬

207
00:16:14,674 --> 00:16:18,397
‫.. آینده‌ت، همه‌چیزت رو نابود کردم.‬
‫بین تو و زنت فاصله انداختم.‬

208
00:16:18,638 --> 00:16:21,735
‫نمی‌دونستم، معذرت می‌خوام.‬
‫سرهات، من...‬

209
00:16:22,007 --> 00:16:25,477
‫.. به خدا که نمی‌دونستم.

210
00:16:25,906 --> 00:16:28,271
‫- ییلدیز...‬
‫- نه، تو الان...‬

211
00:16:28,577 --> 00:16:31,422
‫.. تو الان، واسه هیچی‬
‫زندگیت رو به باد دادی.‬

212
00:16:31,663 --> 00:16:33,353
‫- چرند نگو.‬
‫- واسه یه ییلدیز قلابی...‬

213
00:16:33,594 --> 00:16:35,784
‫.. زندگیت رو تباه کردی.‬
‫من معذرت می‌خوام.‬

214
00:16:36,025 --> 00:16:38,919
‫هیچ‌چیز قلابی‌ای درباره‌ی تو‬
‫وجود نداره، فهمیدی چی می‌گم؟‬

215
00:16:39,572 --> 00:16:42,842
‫چه اهمیتی داره؟‬
‫کی واسش مهمه پدر و مادرت کی‌ان.‬

216
00:16:43,965 --> 00:16:48,163
‫این چی رو عوض می‌کنه؟ چی رو؟‬
‫بهم نگاه کن، بهم نگاه کن...‬

217
00:16:49,798 --> 00:16:52,782
‫.. قلابی، آره؟ قلابی؟‬

218
00:16:54,494 --> 00:16:57,098
‫من فقط به این چشم‌ها نگاه کردم،‬
‫نه به چشم‌های کس دیگه.‬

219
00:16:57,346 --> 00:16:59,394
‫- چون تو رو هم گول زدن.‬
‫- بذار گول بزنن.‬

220
00:16:59,635 --> 00:17:01,211
‫- تو رو هم انداختن وسط دروغ.‬
‫- بذار بندازن.‬

221
00:17:01,459 --> 00:17:04,140
‫- وگرنه اصلاً به صورتم نگاه می‌کردی؟‬
‫- این کار رو نکن.‬

222
00:17:04,381 --> 00:17:05,936
‫- نه.‬
‫- این کار رو نکن.‬

223
00:17:06,200 --> 00:17:08,943
‫- چیکار نکنم؟ حقیقت اینه...‬
‫- ما رو نکش تو تاریکی اونا.‬

224
00:17:09,397 --> 00:17:10,865
‫- این کار رو نکن.‬
‫- سرهات بهت...‬

225
00:17:11,106 --> 00:17:13,910
‫ما رو تو تاریکی اونا نکش.‬
‫به خودمون نگاه کن، به چیزی که شده نگاه کن.‬

226
00:17:14,315 --> 00:17:16,992
‫به ما نگاه کن. بهم نگاه کن...‬

227
00:17:17,739 --> 00:17:20,493
‫.. مگه ما سال‌ها اینو با هم تحمل نکردیم؟‬

228
00:17:20,734 --> 00:17:23,345
‫مگه سال‌ها هر کاری از دستشون‬
‫برمیومد باهامون نکردن؟‬

229
00:17:23,586 --> 00:17:26,873
‫مگه ما فقط به همدیگه تکیه نکردیم؟‬
‫مگه جز هم به چی تکیه کردیم؟‬

230
00:17:27,870 --> 00:17:31,084
‫مگه از یه خواب و یه بلا با هم‬
‫عبور نکردیم؟ نکن این کار رو.‬

231
00:17:31,325 --> 00:17:34,397
‫- ببین، بلاهای خیلی بیشتری منتظرمه.‬
‫- مگه ما به هم تکیه نکردیم؟‬

232
00:17:34,885 --> 00:17:37,244
‫من عاقل نبودم.‬
‫من اصلاً وجود نداشتم، من...‬

233
00:17:37,485 --> 00:17:39,865
‫- چه فرقی می‌کنه؟‬
‫- تو این دنیا اینکه تو کی هستی...‬

234
00:17:40,106 --> 00:17:41,897
‫.. و چی هستی رو همه می‌دونن.‬

235
00:17:42,138 --> 00:17:44,711
‫چیزایی که مجبورم کردی انجام بدم،‬
‫چیزایی که من مجبورت کردم انجام بدی.‬

236
00:17:44,952 --> 00:17:47,373
‫من پیشت سرافکنده‌ام، نمی‌شه سرهات.‬

237
00:17:47,827 --> 00:17:52,250
‫من خودم رو لایق تو نمی‌دونم.‬
‫من کی‌ام اصلاً؟ چی‌ام من؟‬

238
00:17:52,928 --> 00:17:56,761
‫بگو چی‌ام، رعیت‌ام؟ کلفت‌ام؟‬

239
00:17:57,266 --> 00:17:59,028
‫کلفت‌ام؟‬

240
00:17:59,474 --> 00:18:02,254
‫معلوم نیست ننه بابام کی‌ان.‬
‫اینکه من چی‌ام...‬

241
00:18:02,511 --> 00:18:06,258
‫- .. آدم‌حسابی‌ایم یا دزدیم، چی‌ایم...‬
‫- بسه. بسه، دیگه بسه.‬

242
00:18:07,704 --> 00:18:09,173
‫بسه.‬

243
00:18:12,925 --> 00:18:14,560
‫جای تو پیش منه.‬

244
00:18:16,301 --> 00:18:19,453
‫جای تو تو قلب منه.‬

245
00:18:21,760 --> 00:18:23,411
‫تو قلب من.‬

246
00:18:24,381 --> 00:18:27,452
‫- نمی‌شه.‬
‫- هم آینده‌ت، هم معلم شدنت.‬

247
00:18:27,693 --> 00:18:30,109
‫من بهت چی گفتم؟‬
‫درس می‌خونی، معلم می‌شی.‬

248
00:18:30,350 --> 00:18:33,626
‫مگه نگفتم واسه این کار هر کاری‬
‫از دستم بربیاد انجام می‌دم؟‬

249
00:18:33,908 --> 00:18:36,598
‫مگه بهت قول ندادم؟‬
‫من پای این قولم وایمیستم.‬

250
00:18:36,839 --> 00:18:39,362
‫تو کِی دیدی که من‬
‫زیر حرفم بزنم؟‬

251
00:18:39,748 --> 00:18:41,319
‫کِی دیدی؟‬

252
00:18:41,560 --> 00:18:44,194
‫انگار تا امروز این زندگی رو‬
‫تو سینی طلا بهت تقدیم کردن.‬

253
00:18:45,182 --> 00:18:48,737
‫بهم نگاه کن.‬
‫تو تو کورداعلی، تو یلدوران...‬

254
00:18:48,978 --> 00:18:50,300
‫.. سال‌ها با چنگ و دندون...‬

255
00:18:50,541 --> 00:18:52,594
‫.. واسه رسیدن به آرزوهات‬
‫تلاش نکردی ییلدیز؟‬

256
00:18:53,119 --> 00:18:56,841
‫بازم تلاش می‌کنی.‬
‫این دفعه منم کنارتم.‬

257
00:18:57,082 --> 00:18:59,401
‫من کنارتم. اما اگه بگی...‬

258
00:19:00,450 --> 00:19:02,922
‫.. اگه بهم بگی که؛‬
‫برو ننه بابام و خانواده‌ام رو پیدا کن...‬

259
00:19:03,178 --> 00:19:05,827
‫.. اونم پیدا می‌کنم، ولی بسه دیگه،‬
‫دیگه گریه نکن.‬

260
00:19:06,068 --> 00:19:08,083
‫از این به بعد...‬

261
00:19:09,414 --> 00:19:11,620
‫.. هر کسی باعث این اشک‌هات بشه...‬

262
00:19:14,069 --> 00:19:18,675
‫- .. تاوانش رو پس می‌ده، بهت قول می‌دم.‬
‫- نه، نمی‌شه. نمی‌شه.‬

263
00:19:19,154 --> 00:19:22,114
‫- ییلدیز نکن.‬
‫- نه، نه.‬

264
00:19:23,143 --> 00:19:26,627
‫- دیگه جونی برام نمونده.‬
‫- خب، اگه نمونده من اینجام.‬

265
00:19:27,060 --> 00:19:30,449
‫اگه تو دیگه جونی نداری‬
‫من اینجام. هر چی که باشه.‬

266
00:19:31,112 --> 00:19:32,564
‫من اینجام.‬

267
00:19:37,540 --> 00:19:39,096
‫کنارتم.‬

268
00:19:42,312 --> 00:19:43,867
‫من اینجام.‬

269
00:19:55,326 --> 00:19:59,693
‫عزیزم، این چوب شیرین‌بیان رو‬
‫باید حسابی له کنی.‬

270
00:19:59,934 --> 00:20:03,537
‫اینطوری با ناز و ادا نمی‌شه،‬
‫با نوک انگشتات نمی‌شه.‬

271
00:20:03,786 --> 00:20:07,137
‫باید اینطوری ورز بدی،‬
‫مثل لباس چنگ بزن، اینطوری چنگ بزن.‬

272
00:20:07,378 --> 00:20:09,038
‫- پرنسس.‬
‫- آبجی دارم لهش می‌کنم دیگه...‬

273
00:20:09,279 --> 00:20:11,786
‫.. چقدر دیگه لهش کنم؟‬
‫اگه اینطوری تا تهش لهش کنم...‬

274
00:20:12,027 --> 00:20:14,048
‫.. دیگه این نعمت هیچ فایده‌ای نداره.‬

275
00:20:14,608 --> 00:20:17,330
‫- بخش مهمش روی سطحه.‬
‫- البته، روی سطحه.‬

276
00:20:17,571 --> 00:20:20,454
‫با این چیزای هوش مصنوعی‬
‫تو گوشی‌هاتون...‬

277
00:20:20,695 --> 00:20:23,083
‫.. همه‌تون واسه من پروفسور شدین،‬
‫حالا ببین کی بهت گفتم.‬

278
00:20:23,401 --> 00:20:27,485
‫من این عمارت بزرگ رو با دانش باستانی‬
‫هفت نسل از اجدادم...‬

279
00:20:27,726 --> 00:20:30,703
‫- .. اداره می‌کنم، می‌دونی؟
‫- ماشاالله.

280
00:20:31,246 --> 00:20:34,375
‫هر کسی که بخواد با من رقابت کنه‬
‫یا بخواد با من دربیفته...‬

281
00:20:34,616 --> 00:20:38,529
‫- .. خیلی زود از دور خارج می‌شه.
‫- آبجی تو حق داری.

282
00:20:38,770 --> 00:20:41,713
‫من دیروز کنجکاو شدم،‬
‫اسمت رو از هوش مصنوعی پرسیدم اما...‬

283
00:20:41,954 --> 00:20:44,724
‫.. تو رو نمی‌شناسه.‬
‫حتی هوش مصنوعی وقتی اسمت رو شنید...‬

284
00:20:44,965 --> 00:20:48,762
‫- .. یهو خودش رو خاموش کرد.
‫- خیلی بی‌ادبی، خیلی. خیلی.

285
00:20:50,464 --> 00:20:52,345
‫- آبجی.‬
‫- بله؟‬

286
00:20:54,182 --> 00:20:57,379
‫چرا اونو به صورتت می‌مالی؟‬
‫پوستت رو می‌کشه؟‬

287
00:20:57,653 --> 00:21:01,181
‫نه، این ماسک پوست شیشه‌ای کره‌ای‌هاست یا، توش از اینا داره.

288
00:21:01,435 --> 00:21:03,800
‫- اون چیه دختر؟‬
‫- این زن‌های کره‌ای...‬

289
00:21:04,041 --> 00:21:06,304
‫.. صورتشون مثل پنبه نرم و درخشان می‌شه.‬

290
00:21:06,545 --> 00:21:09,236
‫- خب؟‬
‫- اونا از این ماسک پوست شیشه‌ای استفاده می‌کنن.‬

291
00:21:09,477 --> 00:21:12,906
‫توش آرد برنج و‬
‫عسل و این‌جور چیزا هم هست اما...‬

292
00:21:13,147 --> 00:21:16,212
‫.. ماده اصلیش اینه، ریشه شیرین‌بیان.‬
‫به حرف اونا گوش نده.‬

293
00:21:16,482 --> 00:21:19,553
‫- آنتی‌اکسیدان.‬
‫- آنتی‌اکسیدان دیگه چیه بابا.‬

294
00:21:19,794 --> 00:21:23,066
‫خانمم داره میاد، زود باشین برین سر کارتون.‬
‫یالا یالا.‬

295
00:21:24,196 --> 00:21:27,984
‫- قشنگ اینطوری فشارش بده.‬
‫- تازه به دستام مرطوب‌کننده زدم، درد می‌کنه.‬

296
00:21:31,369 --> 00:21:33,643
‫شربت چطور شد؟‬
‫یه لیوان بدین بخورم...‬

297
00:21:33,884 --> 00:21:37,248
‫- .. ببینم مزه‌اش چطوره.
‫- صبر کن، صبر کن بیارم. تازه تازه‌ست.

298
00:21:37,489 --> 00:21:40,820
‫- می‌تونی بلند شی؟‬
‫- بلند می‌شم. تو برو سر کارت.‬

299
00:21:42,437 --> 00:21:45,913
‫بیا، بگیر خانمم.‬
‫ای وای، آخ!‬

300
00:21:46,466 --> 00:21:48,767
‫- لیوان رفت که.‬
‫- آبجی شکوندیش، شکوندیش.‬

301
00:21:49,008 --> 00:21:51,372
‫آبجی اگه می‌گفتی من پر می‌کردم.‬
‫تو رماتیسم داری...‬

302
00:21:51,613 --> 00:21:54,000
‫.. دستت جون نداره که.‬
‫این‌همه جوون اینجاست.‬

303
00:21:54,702 --> 00:22:00,308
‫گلزار، این داره به تو می‌گه پیرزن،‬
‫یا من اینطوری می‌فهمم؟‬

304
00:22:00,595 --> 00:22:02,828
‫- اصلاً همچین چیزی نگفتم.‬
‫- ما که دهنمون رو باز نکردیم.‬

305
00:22:03,069 --> 00:22:05,640
‫من اینا رو می‌ذارم روی هم و‬
‫یه تکونی بهشون می‌دم که...‬

306
00:22:05,881 --> 00:22:08,942
‫.. فقط الان چون نمی‌خوام روی شربت‌ها‬
‫گرد و خاک بشینه این کار رو نمی‌کنم.‬

307
00:22:09,183 --> 00:22:11,223
‫تو خوبی؟‬

308
00:22:12,149 --> 00:22:13,744
‫صورتت خندونه.‬

309
00:22:14,230 --> 00:22:16,954
‫نکنه مریض شدی.‬
‫کاش فشارت رو می‌گرفتیم آبجی گلزار.‬

310
00:22:17,195 --> 00:22:21,204
‫نه نه، هم حالم خوبه و هم‬
‫کیفم کاملاً کوکه.‬

311
00:22:21,604 --> 00:22:24,775
‫- ان‌شاءالله بهتر هم می‌شه.‬
‫- ان‌شاءالله.‬

312
00:22:26,486 --> 00:22:28,933
‫یه دستمال بیار،‬
‫با دستمال پاکش کن.‬

313
00:22:29,174 --> 00:22:31,387
‫- پشت سرت هم یه تیکه‌ست، اونم بردار.‬
‫- خسته نباشین.‬

314
00:22:31,628 --> 00:22:34,539
‫سلامت باشی دخترم. چی شده؟‬

315
00:22:35,103 --> 00:22:37,862
‫خبری شده؟‬
‫به ییلدیز زنگ زدم، در دسترس نیست.‬

316
00:22:38,103 --> 00:22:42,117
‫- گوشیش خاموشه، نکنه سوار هواپیما شده؟‬
‫- تا الان دیگه باید رفته باشه.‬

317
00:22:42,358 --> 00:22:44,314
‫اما من یه حسی ته دلم دارم.‬

318
00:22:44,555 --> 00:22:46,769
‫کاش به اون مردی که ییلدیز رو برد دسترسی داشتیم.‬

319
00:22:47,063 --> 00:22:49,438
‫تو رو خدا یکی بهم بگه‬
‫سوار شد رفت یا نه.‬

320
00:22:49,679 --> 00:22:52,265
‫بگه سوار شد رفت.‬
‫تا خیالم راحت بشه، تو روخدا.‬

321
00:22:52,506 --> 00:22:55,726
‫باشه، آروم باش. الان به حمزه زنگ می‌زنیم.‬

322
00:23:06,481 --> 00:23:10,164
‫حمزه، رسیدین فرودگاه پسرم؟‬

323
00:23:11,295 --> 00:23:14,478
‫- مامان سلطان‌، من یوسفم.‬
‫- یوسف؟‬

324
00:23:15,443 --> 00:23:17,285
‫گوشی حمزه دست تو چیکار می‌کنه؟‬

325
00:23:17,658 --> 00:23:20,873
‫مامان اوضاع اونطوری که فکر می‌کنی نیست.‬
‫تیر خورد به حمزه.‬

326
00:23:21,621 --> 00:23:23,113
‫کورداعلی‌ها زدنش.‬

327
00:23:24,284 --> 00:23:27,001
‫چرا به حمزه تیر زدن؟ ییلدیز کجاست؟‬

328
00:23:27,250 --> 00:23:31,297
‫ییلدیز خوبه مامان، خوبه.‬
‫سرهات خان رسید، لحظه آخر نجاتش داد.‬

329
00:23:32,095 --> 00:23:35,103
‫آدم‌های این کورداعلی‌ها‬
‫می‌خواستن ییلدیز رو از پرتگاه پرت کنن...‬

330
00:23:35,344 --> 00:23:38,909
‫.. بعدش که درگیری شد و اینا، الان‬
‫رفتن عمارت تا حسابشون رو برسن.‬

331
00:23:39,195 --> 00:23:40,719
‫ییلدیز...‬

332
00:23:41,246 --> 00:23:45,732
‫- .. سوار هواپیما نشد؟
‫- خب معلومه دیگه، پرتگاه...

333
00:23:45,973 --> 00:23:48,490
‫قطع کرد.‬

334
00:23:51,426 --> 00:23:54,229
‫ببین حالا تماشا کن،‬
‫سرهات، ییلدیز رو میاره به عمارت.‬

335
00:23:54,470 --> 00:23:56,483
‫می‌گه که‬
‫ییلدیز تحت حمایت منه.‬

336
00:23:56,763 --> 00:23:58,965
‫تموم نشد، نرفت، یه جوری نشد که بره.‬

337
00:23:59,206 --> 00:24:03,127
‫تو بگو، تو روخدا یکی بگه‬
‫فلان کار رو بکن، همون کار رو می‌کنم.‬

338
00:24:03,532 --> 00:24:05,008
‫بسه دیگه.‬

339
00:24:11,455 --> 00:24:13,423
‫خیره ان‌شاءالله.‬

340
00:24:13,664 --> 00:24:16,447
‫رمضان هم تموم شد اما‬
‫پرنده هم اینجا پر نمی‌زنه.‬

341
00:24:16,688 --> 00:24:19,524
‫خوش اومدین آقا.‬
‫طبق دستورتون رستوران رو تعطیل کردیم.‬

342
00:24:19,765 --> 00:24:21,413
‫به‌جز شما میزی نیست.‬

343
00:24:21,853 --> 00:24:23,567
‫ایول جواد جان، دستت درد نکنه.‬

344
00:24:25,238 --> 00:24:27,700
‫- جگر؟‬
‫- دوست داریم.‬

345
00:24:28,121 --> 00:24:31,335
‫- جگر رو چطور می‌خوای؟‬
‫- فقط یه حرارتی ببینه کافیه.‬

346
00:24:31,857 --> 00:24:34,557
‫جواد شنیدی هجران خانم چی گفت.‬
‫نذاری جگرها خشک بشن‌ها.‬

347
00:24:34,798 --> 00:24:37,915
‫اطاعت می‌شه آقا، اصلاً نگران نباشین.‬
‫خودم شخصاً می‌رم پای منقل.‬

348
00:24:38,156 --> 00:24:40,497
‫دمت گرم عزیزم، برو.‬

349
00:24:43,027 --> 00:24:45,749
‫پس واسه من کل اینجا رو قرق کردی؟‬

350
00:24:45,990 --> 00:24:50,133
‫چه می‌دونم،‬
‫تو بازار لحظه قشنگی داشتیم...‬

351
00:24:50,582 --> 00:24:53,868
‫.. واسه همین فکر کردم‬
‫خلوت کردن با هم می‌تونه خوب باشه.‬

352
00:24:54,109 --> 00:24:55,799
‫خیلی فکر خوبی کردی.‬

353
00:24:56,294 --> 00:24:58,508
‫حالا که باهم خلوت کردیم...

354
00:24:59,725 --> 00:25:01,249
‫خلوت کردیم دیگه.‬

355
00:25:01,554 --> 00:25:03,166
‫.. منم همینو می‌گم، خلوت کردیم.

356
00:25:03,407 --> 00:25:07,119
‫نه نه هجران، تو رو خدا هجران من‬
‫نکن قربونت برم.‬

357
00:25:07,360 --> 00:25:11,429
‫اینجا گارسون و اینا هست،‬
‫اینجا از بوس و این‌جور چیزا خبری نیست.‬

358
00:25:12,050 --> 00:25:14,518
‫بوس چیه دیوونه؟ اون رو نگفتم.‬

359
00:25:14,964 --> 00:25:16,879
‫شاید اونطوری کردم که‬
‫صندلیم رو برام عقب بکشی.‬

360
00:25:17,120 --> 00:25:20,645
‫فهمیدم، صندلی فدای سرت.‬
‫بفرما، بشین.‬

361
00:25:20,886 --> 00:25:22,304
‫- مرسی.‬
‫- چی؟‬

362
00:25:22,545 --> 00:25:25,393
‫- ممنونم.‬
‫- استغفرالله، این چه حرفیه؟‬

363
00:25:26,057 --> 00:25:29,035
‫پسر، می‌شینی پیشمون؟‬
‫اگه می‌خوای بیا بشین.‬

364
00:25:29,276 --> 00:25:32,908
‫برو بابا، دیگه سفارش دادیم.‬
‫ای بابا!‬

365
00:25:40,366 --> 00:25:41,834
‫ایول...‬

366
00:25:43,971 --> 00:25:47,376
‫- .. قشنگه.
‫- چی قشنگه؟

367
00:25:49,033 --> 00:25:50,549
‫اینطوری...‬

368
00:25:52,172 --> 00:25:55,601
‫.. اینکه آدم با کسی که دوستش داره ازدواج کنه‬
‫واقعاً قشنگه.‬

369
00:25:55,977 --> 00:25:58,945
‫الان زیاد نمی‌تونم توصیفش کنم ولی...‬

370
00:26:00,306 --> 00:26:03,393
‫- .. مثل اون چیز ماست.
‫- مثل چی؟

371
00:26:03,993 --> 00:26:05,604
‫- ایسوت.‬
‫- ایسوت؟‬

372
00:26:05,845 --> 00:26:08,437
‫واقعاً مثل ایسوته، به خدا.‬

373
00:26:08,999 --> 00:26:12,118
‫عشق، واقعاً نمک زندگیه.‬

374
00:26:12,359 --> 00:26:16,916
‫اگه ایسوت نباشه غذا‬
‫بی‌مزه می‌شه دیگه، اینم دقیقاً همونه.‬

375
00:26:19,102 --> 00:26:20,904
‫- پس می‌گی ایسوت، آره؟‬
‫- آره.‬

376
00:26:21,166 --> 00:26:23,572
‫باید رو تشبیهاتت یکم بیشتر‬
‫کار کنی.‬

377
00:26:23,946 --> 00:26:26,414
‫ولی اشکال نداره، درست می‌شه.‬
‫ردیفش می‌کنیم، نگران نباش.‬

378
00:26:26,662 --> 00:26:29,687
‫بهت که گفتم، ته جنمش همینه.‬

379
00:26:29,928 --> 00:26:32,675
‫همینه که هست، به نظرم شکر کن که همون ایسوت رو گفت.‬

380
00:26:43,722 --> 00:26:45,198
‫بهت میاد.‬

381
00:26:47,051 --> 00:26:50,201
‫- می‌گی؟‬
‫- می‌گم.‬

382
00:26:52,477 --> 00:26:54,239
‫هجران کورداعلی.‬

383
00:26:57,728 --> 00:26:59,974
‫- خب بگو یوسف، بگو ببینم؟‬
‫- ارباب...‬

384
00:27:00,215 --> 00:27:02,307
‫.. مامان سلطان به گوشی حمزه زنگ زد.‬

385
00:27:02,842 --> 00:27:05,366
‫می‌دونست که حمزه، ییلدیز رو‬
‫رسونده فرودگاه.‬

386
00:27:05,894 --> 00:27:08,632
‫آخ مادر،‬
‫پس تو با حمزه هماهنگ کردی.‬

387
00:27:10,161 --> 00:27:13,089
‫باشه یوسف، دستت درد نکنه. فعلاً یا علی.‬

388
00:27:16,589 --> 00:27:19,406
‫ملک متقاعدت کرد؟‬
‫واسه همین از عمارت زدی بیرون؟‬

389
00:27:19,647 --> 00:27:21,123
‫تو چی دیدی؟‬

390
00:27:21,927 --> 00:27:25,324
‫- چی؟‬
‫- چی دیدی که من ندیدم و تو...‬

391
00:27:25,971 --> 00:27:29,244
‫.. رفتی اون تست دی‌ان‌ای رو دادی؟‬
‫من این همه سال بهش گفتم بابا...‬

392
00:27:29,485 --> 00:27:32,506
‫.. بهش گفتم پدر.‬
‫اصلاً به فکرمم نمی‌رسید...‬

393
00:27:32,747 --> 00:27:34,677
‫.. تو چطوری، چی دیدی؟‬

394
00:27:35,162 --> 00:27:37,896
‫- فقط می‌خواستم مطمئن بشم.‬
‫- سرهات، مطمئن بشم یعنی چی؟‬

395
00:27:38,137 --> 00:27:41,424
‫تو به یه چیزی شک کرده بودی...‬

396
00:27:41,665 --> 00:27:44,286
‫.. که رفتی تست دی‌ان‌ای دادی.‬
‫واسه اینکه من ناراحت نشم...‬

397
00:27:44,527 --> 00:27:45,663
‫- .. بهم نمی‌گی؟
‫- ییلدیز.

398
00:27:45,904 --> 00:27:48,008
‫بگو دیگه، آدمو به التماس ننداز.‬

399
00:27:48,312 --> 00:27:50,917
‫من چی رو ندیدم؟‬
‫می‌خوام اینو بفهمم.‬

400
00:27:51,158 --> 00:27:52,729
‫خب، از روی خودم قضاوت کردم.‬

401
00:27:54,383 --> 00:27:56,399
‫منم به زودی بابا می‌شم.‬

402
00:27:56,639 --> 00:27:59,409
‫به این فکر کردم که بچه‌ام‬
‫باعث شده از چه چیزایی بگذرم.‬

403
00:28:01,781 --> 00:28:03,836
‫ییلدیز، من به خاطر بچه‌ام رفتم...‬

404
00:28:04,455 --> 00:28:06,011
‫.. ییلدیریم رو کشتم.‬

405
00:28:07,077 --> 00:28:08,640
‫کشتیش؟‬

406
00:28:10,351 --> 00:28:12,303
‫به خاطر بچه‌ام، از عشقم...‬

407
00:28:14,822 --> 00:28:16,735
‫.. از عشقم گذشتم.‬

408
00:28:17,303 --> 00:28:20,821
‫از عشقم گذشتم ولی‬
‫باز نتونستم از بچه‌ام بگذرم.‬

409
00:28:21,633 --> 00:28:24,625
‫- ولی ضیان خان...‬
‫- ولی ضیان خان...‬

410
00:28:25,502 --> 00:28:28,581
‫.. هر فرصتی که گیرش اومد‬
‫از من گذشت.‬

411
00:28:29,166 --> 00:28:31,475
‫بهم گفت تو دختر من نیستی.‬

412
00:28:32,089 --> 00:28:34,858
‫طبیعتاً تو هم گفتی مگه همچین کسی هم پدر می‌شه؟‬

413
00:28:36,371 --> 00:28:38,633
‫- حق داری.‬
‫- نمی‌شه.‬

414
00:28:39,390 --> 00:28:41,224
‫اونطوری پدر نمی‌شه.‬

415
00:28:42,671 --> 00:28:44,957
‫تو الان به این چیزا فکر نکن، باشه؟‬

416
00:28:45,452 --> 00:28:47,857
‫همه چی درست می‌شه، بهت قول می‌دم.‬

417
00:28:51,444 --> 00:28:54,643
‫- منو می‌بری به اون بیمارستان؟‬
‫- کدوم بیمارستان؟‬

418
00:28:54,892 --> 00:28:57,940
‫هر بیمارستانی که بچه‌ها رو عوض کردن‬
‫منو ببر اونجا.‬

419
00:28:58,181 --> 00:29:02,540
‫حتماً یه سندی، چیزی داره.‬
‫ببینیم چی به چیه. من...‬

420
00:29:03,440 --> 00:29:05,354
‫.. من کی‌ام، اصلاً چی‌ام؟‬

421
00:29:05,616 --> 00:29:08,039
‫اگه بخوای من باز می‌برمت بیمارستان ولی...‬

422
00:29:08,280 --> 00:29:12,446
‫.. اینجور کارا ثبت نمی‌شه ییلدیز.‬
‫بدون کمک یه نفر از داخل اصلاً شدنی نیست.‬

423
00:29:12,973 --> 00:29:15,576
‫هر کسی که بهشون کمک کرده رو پیدا می‌کنیم.‬

424
00:29:16,366 --> 00:29:20,477
‫ولی این کار رو بسپر به من.‬
‫وگرنه اگه قرار باشه چیزی هم بفهمیم، نمی‌تونیم.‬

425
00:29:21,712 --> 00:29:24,029
‫فرار می‌کنن، قایم می‌شن.‬

426
00:29:25,000 --> 00:29:32,000
‫

427
00:29:33,603 --> 00:29:35,753
‫- خب بده ببینم.‬
‫- بفرمایین آشیر خان.‬

428
00:29:40,564 --> 00:29:43,456
‫- اووه، چه خوب شده.‬
‫- واقعاً؟‬

429
00:29:43,697 --> 00:29:47,456
‫واقعاً زیره و پیازش عالیه.‬
‫دستت درد نکنه.‬

430
00:29:48,008 --> 00:29:50,604
‫- نوش جان.‬
‫- به خدا خوشم اومد.‬

431
00:29:51,949 --> 00:29:54,943
‫چیزی شده؟ به چی نگاه می‌کنی؟‬
‫اگه چیزی می‌خوای بگیم بیارن.‬

432
00:29:55,192 --> 00:29:58,797
‫- نه، چی بخوام؟ همه چی هست.‬
‫- چی شد پس؟‬

433
00:30:00,999 --> 00:30:03,832
‫نمی‌دونم، یه جوری شدم.‬

434
00:30:04,183 --> 00:30:07,684
‫- چرا یه جوری شدی؟ به خاطرِ انگشتره؟‬
‫- نه، اون که حس خیلی خوبی داد.‬

435
00:30:08,069 --> 00:30:11,395
‫- پس چی شد؟‬
‫- چه می‌دونم...‬

436
00:30:12,239 --> 00:30:14,676
‫.. اینکه اینجا رو واسه من قُرق کردی و اینا.‬

437
00:30:15,427 --> 00:30:17,736
‫من اصلاً به این چیزا عادت ندارم.‬

438
00:30:18,048 --> 00:30:21,040
‫- فکر کنم یکم برام زیاده.‬
‫- عادت می‌کنی.‬

439
00:30:22,592 --> 00:30:26,640
‫اورفا به این چیزا عادت داره.‬
‫تو هم کم‌کم عادت می‌کنی هجران خانم.‬

440
00:30:30,569 --> 00:30:32,291
‫قشنگه، به خدا قشنگه.‬

441
00:30:34,781 --> 00:30:37,854
‫چی شد؟ چیزی ریختم رو خودم؟‬
‫چرا زل زدی؟‬

442
00:30:38,095 --> 00:30:40,753
‫- چرا نگاه کردی؟ حتماً یه کاری کردم.‬
‫- نه نه، کاری نکردی.‬

443
00:30:41,270 --> 00:30:44,460
‫- کردی ولی...‬
‫- چی کار کردم؟‬

444
00:30:46,713 --> 00:30:50,546
‫- قشنگه، خیلی قشنگه.‬
‫- چی قشنگه آخه؟‬

445
00:30:51,451 --> 00:30:55,768
‫اینطوری بی‌حساب و کتاب‬
‫بدون اینکه به عاقبتش فکر کنی...‬

446
00:30:56,217 --> 00:31:00,188
‫.. بدون نقشه کشیدن، همونطوری که‬
‫دلت می‌خواد عاشق باشی، خیلی قشنگه.‬

447
00:31:00,429 --> 00:31:04,564
‫واسه ما اینطوریه، واسه من اینطوری بوده،‬
‫منم اینو فهمیدم.‬

448
00:31:05,267 --> 00:31:08,309
‫نقشه و این حرفا در کار نیست، همه چی صاف و ساده‌ست.‬

449
00:31:08,650 --> 00:31:12,031
‫هر چی هست همونه، می‌گی هر چی از دلمون میاد.‬

450
00:31:12,298 --> 00:31:15,076
‫- همینطوره.‬
‫- اصلاً قشنگیش به همینه.‬

451
00:31:18,846 --> 00:31:21,878
‫می‌دونی، من اولین باره همچین چیزایی رو حس می‌کنم؟‬

452
00:31:24,417 --> 00:31:27,409
‫پس به سلامتی اولین عشقمون‬
‫هجران خانم.‬

453
00:31:28,252 --> 00:31:31,260
‫- واسه قضیه‌ی طلاق می‌گم.‬
‫- آهان، دمت گرم، ممنون.‬

454
00:31:33,934 --> 00:31:37,888
‫- اووه، مهمون داریم.‬
‫- آشیر.‬

455
00:31:38,129 --> 00:31:40,248
‫- بله؟‬
‫- بابات صدات می‌کنه.‬

456
00:31:40,489 --> 00:31:43,161
‫گفت بردارین بیاریدش،‬
‫باهاش حرف دارم.‬

457
00:31:45,237 --> 00:31:47,398
‫می‌خوای منو با این دوتا پیزوری‬
‫ببری؟‬

458
00:31:47,646 --> 00:31:50,323
‫- آره.‬
‫- والا الان دلمو شکستی.‬

459
00:31:50,564 --> 00:31:53,934
‫واقعاً شکستی.‬
‫اینکه فکر کردی دوتا آدم همراهت برداری و...‬

460
00:31:54,175 --> 00:31:57,368
‫.. بیای منو از اینجا بلند کنی و ببری،‬
‫یکم بهم بر خورد...‬

461
00:31:57,609 --> 00:32:00,360
‫- .. دروغ چرا.
‫- دستور ضیان خانه.

462
00:32:01,128 --> 00:32:05,342
‫ضیان خانت رو ول کن فعلاً.
‫ببین، بذار معرفی کنم.

463
00:32:05,894 --> 00:32:08,021
‫همسر آینده‌ام، هجران خانم.‬

464
00:32:08,931 --> 00:32:13,296
‫من الان دارم با همسرم غذا می‌خورم.‬
‫بعدش هم می‌برم می‌رسونمش خونه‌اش.‬

465
00:32:13,703 --> 00:32:16,195
‫- بعدش خودم میام عمارت.‬
‫- نه.‬

466
00:32:17,549 --> 00:32:21,855
‫داری می‌گی آشیر نه،‬
‫ما می‌بریمت...‬

467
00:32:22,157 --> 00:32:23,635
‫.. پس فعلاً همینجا بشینین...‬

468
00:32:23,876 --> 00:32:26,453
‫.. غذاتون رو بخورین، بعدش‬
‫همه با هم می‌ریم.‬

469
00:32:28,444 --> 00:32:32,007
‫آقا خلیل، این دوتا جوون...‬

470
00:32:32,248 --> 00:32:34,722
‫.. گناه دارن بدون غذا خوردن برن. یالا بشینین.‬

471
00:32:37,658 --> 00:32:41,454
‫ببین، بیا سر میز من بشین،‬
‫بچه‌ها هم همینجا بشینن.‬

472
00:32:41,709 --> 00:32:43,463
‫برین اونورتر بشینین.‬

473
00:32:44,443 --> 00:32:46,372
‫یکم به رمانتیک بودن فضا احترام بذارین دیگه.‬

474
00:32:47,104 --> 00:32:49,336
‫از بابای من چه انتظاری داری که...‬

475
00:32:49,577 --> 00:32:51,648
‫.. بخوای از آدم‌هاش داشته باشی.‬

476
00:32:53,057 --> 00:32:57,406
‫هیچ‌کس نمی‌تونه منو قبل از تموم شدن این غذا‬
‫از سر این میز بلند کنه، هیچ‌کس.‬

477
00:32:59,022 --> 00:33:00,649
‫چشم‌قشنگ من.‬

478
00:33:01,120 --> 00:33:04,397
‫- می‌دونی واقعاً چی قشنگه؟‬
‫- چی؟‬

479
00:33:05,663 --> 00:33:07,949
‫اینکه کسی که دوستش داری، دوستت داشته باشه.‬

480
00:33:09,914 --> 00:33:11,636
‫اونم اینطوری.‬

481
00:33:23,742 --> 00:33:27,884
‫اصلاً اشتباه از منه که با طناب اون ته چاه رفتم.‬
‫هم تو رو، هم منو...‬

482
00:33:28,395 --> 00:33:31,665
‫- .. هردومون رو گول زد، فریب داد.
‫- نه، اینطوری نیست.

483
00:33:32,394 --> 00:33:34,433
‫نمی‌تونه به این راحتی‌ها منو سیاه کنه.‬

484
00:33:34,674 --> 00:33:37,418
‫اما الان،‬
‫وقتی سرهات اونو بیاره چی می‌شه؟‬

485
00:33:37,668 --> 00:33:40,620
‫چی می‌خواد بشه؟ تو یه اتاق می‌پوسه.‬

486
00:33:41,059 --> 00:33:44,339
‫سرهات که قرار نیست خواهرزن‬
‫خودش رو بگیره.‬

487
00:33:44,580 --> 00:33:47,249
‫نمی‌تونه پاشو از این عمارت بذاره بیرون.‬

488
00:33:47,575 --> 00:33:51,767
‫به قرآن قسم سنگسارش می‌کنن.‬
‫آقایی و سروری‌شون همه‌اش به باد می‌ره.‬

489
00:33:52,565 --> 00:33:54,812
‫تو هم از عصبانیت نمی‌تونی نفس بکشی.‬

490
00:33:55,053 --> 00:33:58,638
‫- اکسیژن به این بچه نمی‌رسه.‬
‫- مگه من چیکار کردم؟‬

491
00:33:59,253 --> 00:34:01,724
‫من چیکار کردم؟‬
‫هر اتفاقی افتاده زیر سر باباشه.‬

492
00:34:01,965 --> 00:34:06,010
‫عمرش داره تموم می‌شه، زنه رو خوردن و تمومش کردن.‬
‫ای بابا!‬

493
00:34:08,471 --> 00:34:09,963
‫آقا داره میاد.‬

494
00:34:10,303 --> 00:34:12,536
‫ببین ییلدیز رو هم‬
‫دنبال خودش آورده، دیدی؟‬

495
00:34:12,777 --> 00:34:15,997
‫اگه امروز بلایی سر این بچه نیاد‬
‫دیگه هیچ‌وقت نمیاد.‬

496
00:34:21,880 --> 00:34:24,523
‫خدایا، به امید تو.‬

497
00:34:25,956 --> 00:34:30,012
‫مگه بهم قول نداده بودی،‬
‫اینطوری پای قولت می‌مونی؟‬

498
00:34:30,253 --> 00:34:34,445
‫کلاهبردار. مگه قول ندادی که من غصه نخورم؟‬
‫مگه نمی‌گفتی داری می‌ری؟‬

499
00:34:35,553 --> 00:34:39,274
‫تا از این در رفتی بیرون، به سرهات زنگ زدی و‬
‫آمار دادی، نه؟‬

500
00:34:39,515 --> 00:34:42,114
‫تف به این روزگار،‬
‫الهی هیچ‌کس خواهری مثل تو نداشته باشه.‬

501
00:34:42,355 --> 00:34:44,800
‫- ملک.‬
‫- چیه، چی می‌گی ملک؟‬

502
00:34:45,173 --> 00:34:47,929
‫شما درست همون لحظه‌ای که ییلدیز از در رفت بیرون...‬

503
00:34:48,170 --> 00:34:49,979
‫.. با اینکه می‌دونستین جونش‬
‫به خطر میفته...‬

504
00:34:50,220 --> 00:34:52,884
‫.. بلیط دادین دستش و‬
‫از خونه انداختینش بیرون؟‬

505
00:34:53,357 --> 00:34:55,670
‫- من کاری نکردم.‬
‫- ما خبر نداشتیم.‬

506
00:34:55,911 --> 00:34:58,118
‫شما اینطوری از امانتی‌تون مراقبت می‌کنین؟‬

507
00:35:00,873 --> 00:35:03,119
‫اگه من نمی‌رسیدم،‬
‫الان ته دره بود.‬

508
00:35:03,360 --> 00:35:05,670
‫چی شد، به دلت برات شده بود؟‬

509
00:35:05,911 --> 00:35:09,091
‫گفتی برم ییلدیز رو‬
‫راهی کنم یا چی؟‬

510
00:35:09,478 --> 00:35:12,279
‫فوری بهت زنگ زد، نه؟ زود همه چیز رو برات چغلی کرد...‬

511
00:35:12,520 --> 00:35:16,399
‫.. تو هم دلت نیومد.‬
‫این اصلاً به هیچ‌کس عشق و احترامی نداره.‬

512
00:35:16,766 --> 00:35:19,977
‫آدم چطور می‌تونه با خواهرش‬
‫اینطوری دشمن بشه، چطور؟‬

513
00:35:20,225 --> 00:35:21,638
‫- ملک.‬
‫- تو چه خائنی هستی؟‬

514
00:35:21,879 --> 00:35:23,551
‫بسه دیگه.‬

515
00:35:24,554 --> 00:35:26,459
‫یالا، تو برو یکم استراحت کن.‬

516
00:35:39,137 --> 00:35:42,815
‫این ملک چرا سرت داد می‌زنه؟‬
‫نتونستین مثل دوتا خواهر با هم کنار بیاین.‬

517
00:35:43,056 --> 00:35:45,256
‫سرهات خان بزرگ براتون کم بود.‬

518
00:35:47,304 --> 00:35:49,566
‫دارم شوخی می‌کنم، زود بهت بر نخوره.‬

519
00:35:50,227 --> 00:35:52,682
‫این عمارت یکم شادی و خنده کم داره.‬

520
00:35:52,923 --> 00:35:56,453
‫باشه، فهمیدم، جونش رو نجات دادی.‬

521
00:35:56,694 --> 00:35:58,967
‫اما پسرم، تو چرا‬
‫اونو آوردی اینجا؟‬

522
00:35:59,208 --> 00:36:02,136
‫می‌بردیش هتل، یا یه خونه براش می‌گرفتی...‬

523
00:36:02,377 --> 00:36:04,652
‫.. زیر سقف این خونه نمی‌شه.‬

524
00:36:04,893 --> 00:36:06,929
‫به پیر به پیغمبر،‬
‫از صبح تا حالا فشار من...‬

525
00:36:07,170 --> 00:36:11,232
‫.. هی بالا و پایین می‌شه.‬
‫زیر یه سقف نمی‌شه.‬

526
00:36:11,473 --> 00:36:13,087
‫می‌شه.‬

527
00:36:17,728 --> 00:36:19,656
‫ییلدیز خواهر ملک نیست.‬

528
00:36:22,270 --> 00:36:23,730
‫- چی؟‬
‫- ببخشید، چی گفتی؟‬

529
00:36:23,971 --> 00:36:26,548
‫- چی؟‬
‫- توبه!‬

530
00:36:26,863 --> 00:36:29,278
‫شنیدین دیگه،‬
‫ییلدیز خواهر ملک نیست.‬

531
00:36:29,519 --> 00:36:32,255
‫- این دیگه از کجا دراومد؟‬
‫- نه بابا...‬

532
00:36:32,496 --> 00:36:34,505
‫.. این فتنه داره از خودش درمیاره.‬
‫برای اینکه ازت جدا نشه...‬

533
00:36:34,746 --> 00:36:37,555
‫- .. اینا رو سر هم کرده.
‫- مگه این چیزیه که بشه از خودت دربیاری؟

534
00:36:37,796 --> 00:36:39,436
‫ساختگی نیست زن‌داداش.‬

535
00:36:41,227 --> 00:36:43,171
‫تست دی‌ان‌ای دادم.‬

536
00:36:44,986 --> 00:36:47,835
‫این دیگه چه صیغه‌ایه پسرم؟‬

537
00:36:48,114 --> 00:36:52,665
‫حالا این سوده با ضیان خان... توبه!‬

538
00:36:52,922 --> 00:36:55,439
‫تو رو خدا پسرم،‬
‫اصل و نسب این قضیه چیه؟‬

539
00:36:55,680 --> 00:36:57,598
‫اصل ماجرا اینه.‬

540
00:37:01,295 --> 00:37:03,866
‫- مریم خانم بچه‌اش مُرده به دنیا اومده.‬
‫- چی؟‬

541
00:37:04,107 --> 00:37:06,142
‫ضیان خان هم نوزاد مُرده رو با‬
‫ییلدیز عوض کرده و...‬

542
00:37:06,383 --> 00:37:09,087
‫.. گذاشته بغل مریم خانم و‬
‫گفته این دختر توئه.‬

543
00:37:09,360 --> 00:37:11,098
‫ای وای!‬

544
00:37:11,339 --> 00:37:15,091
‫انگار تو این نسل اینا،‬
‫بچه‌دزدی مُد شده.‬

545
00:37:15,972 --> 00:37:19,418
‫- چرا این کار رو کرده؟‬
‫- چون واسه خون‌بس...‬

546
00:37:19,659 --> 00:37:23,339
‫- .. باید بهمون یه دختر می‌داد.
‫- دقیقاً همینطوره.

547
00:37:23,580 --> 00:37:26,202
‫واسه خون‌بس‬
‫باید بهمون یه دختر می‌داد.‬

548
00:37:26,443 --> 00:37:30,859
‫این ضیان رو ببین آخه.‬
‫ببین چه خباثتی کرده.‬

549
00:37:31,100 --> 00:37:33,631
‫مریم خانم و ییلدیز هم
‫تازه اینو فهمیدن.

550
00:37:33,872 --> 00:37:38,053
‫حال دختره داغونه، واسه همین‬
‫یه ذره آرامش رو ازش دریغ نکنین.‬

551
00:37:40,410 --> 00:37:41,768
‫حواستون به رفتارتون باشه.‬

552
00:37:42,022 --> 00:37:45,056
‫مگه می‌شه آخه؟ دختر به اون بزرگی آقا‬
‫یهو شد مثل یه آدم سربار.‬

553
00:37:45,297 --> 00:37:48,398
‫- داداش، دیگه نشنوم اینو.‬
‫- باشه.‬

554
00:37:48,639 --> 00:37:50,998
‫- سربار و این حرفا نیست.‬
‫- باشه، نیست.‬

555
00:37:51,239 --> 00:37:54,629
‫ییلدیز هم تو این عمارت‬
‫و زیر این سقف زندگی می‌کنه.‬

556
00:37:54,925 --> 00:37:58,013
‫- ییلدیز سربار نیست. اصلاً.‬
‫- باشه.‬

557
00:37:58,254 --> 00:38:01,545
‫- همه‌تون حواستون باشه.‬
‫- البته، البته، همین کار رو می‌کنیم.‬

558
00:38:01,971 --> 00:38:06,562
‫تو هم دوست‌دخترت رو بردار بیار،‬
‫با خیال راحت بنشونش بالای مجلس، خوبه؟‬

559
00:38:06,944 --> 00:38:10,620
‫- اینطوری حرف و حدیثی هم پیش نمیاد.‬
‫- آره دیگه، چون از جایگاه خواهرزن...‬

560
00:38:10,861 --> 00:38:13,673
‫.. دراومده، کل اورفا هم‬
‫اینو شنیدن.‬

561
00:38:13,914 --> 00:38:16,622
‫عاکف، اون زبونت بریده شه.‬

562
00:38:16,863 --> 00:38:20,442
‫اون زبونت رو باید از حلقومت کشید بیرون.‬
‫یه لحظه دهنت رو ببند.‬

563
00:38:20,737 --> 00:38:22,436
‫مگه دروغه؟ جل‌الخالق.‬

564
00:38:22,676 --> 00:38:25,034
‫ییلدیز دیگه‬
‫مهمون ماست، دارم اینو می‌گم.‬

565
00:38:25,275 --> 00:38:28,098
‫داداشم گفت زیر این سقف دیگه،‬
‫یعنی مهمون‌مونه.‬

566
00:38:28,339 --> 00:38:31,904
‫تو این عمارت به این بزرگی، یه مهمون هم‬
‫نمی‌تونیم راه بدیم؟ منظورم اینه.‬

567
00:38:32,145 --> 00:38:34,694
‫- همین و بس.‬
‫- از این خبرا نیست یلدوران‌ها.‬

568
00:38:35,278 --> 00:38:37,023
‫من ییلدیز نیستم.‬

569
00:38:37,264 --> 00:38:40,793
‫اگه کسی فکر می‌کنه که من‬
‫ساکت می‌مونم و با ترس اینو قبول می‌کنم...‬

570
00:38:41,276 --> 00:38:43,014
‫.. سخت در اشتباهه.‬

571
00:38:47,455 --> 00:38:49,513
‫- ایول، داره خط و نشون می‌کشه.‬
‫- کشید.‬

572
00:38:49,754 --> 00:38:53,473
‫- ای خدای من!‬
‫- مامان، رنگت مثل گچ سفید شده.‬

573
00:38:53,714 --> 00:38:56,296
‫- آبجی گلزار، بیا فشارش رو بگیریم، بفرمایین.‬
‫- خوبی؟‬

574
00:38:56,537 --> 00:38:59,222
‫تو این عمارت مگه می‌شه‬
‫آدم حالش خوب باشه آخه؟‬

575
00:38:59,463 --> 00:39:01,819
‫- تو این عمارت مگه می‌شه آدم حالش خوب باشه؟‬
‫- خیلی راست می‌گه، خیلی.‬

576
00:39:02,067 --> 00:39:04,485
‫- آبجی گلزار.‬
‫- با ماست، با ماست.‬

577
00:39:07,811 --> 00:39:11,018
‫تا سه وعده‌ی دیگه، یه طلاق...‬

578
00:39:11,370 --> 00:39:14,452
‫.. یه عروسی‬
‫و یه زایمان در انتظارته.‬

579
00:39:14,693 --> 00:39:17,065
‫داداش، یادت باشه کی بهت گفتم. این خط، اینم نشون.‬

580
00:39:24,552 --> 00:39:26,226
‫چیزی نگفتم که.‬

581
00:39:28,372 --> 00:39:32,221
‫والا به هیچ‌کس نمی‌شه خوبی کرد.‬

582
00:39:38,192 --> 00:39:41,725
‫ببینا، اینا رو تو عمارت هم می‌خوای‬
‫دنبال من راه بندازی داداش خلیل؟‬

583
00:39:41,966 --> 00:39:43,711
‫- باشه آقا، باشه.‬
‫- برو بابا، برو.‬

584
00:39:43,997 --> 00:39:46,315
‫یالا، برید سر جاتون.‬

585
00:39:46,827 --> 00:39:48,462
‫- آسیه.‬
‫- جانم آقا؟‬

586
00:39:48,703 --> 00:39:52,234
‫- مامان و بابام کجان؟‬
‫- ضیان خان رفت بیرون، مریم خانم هم...‬

587
00:39:52,475 --> 00:39:54,901
‫.. تو اتاق ییلدیز خانمه.‬

588
00:39:55,142 --> 00:39:57,356
‫تو اتاق ییلدیزه؟ ییلدیز اومده؟‬

589
00:39:57,631 --> 00:40:00,006
‫وقتی داشتی وسط بازار‬
‫از اون زن خواستگاری می‌کردی...‬

590
00:40:00,247 --> 00:40:02,293
‫.. تو عمارت اتفاقایی که نباید، افتاد آشیر.‬

591
00:40:04,202 --> 00:40:06,213
‫مگه چی شده تو عمارت، ندا؟‬

592
00:40:06,454 --> 00:40:08,700
‫اونم برو از مامانت بپرس!‬
‫بذار برات بگه چی شده و چی گذشته!‬

593
00:40:08,986 --> 00:40:11,915
‫ندا ببین، رو اعصابم نرو،‬
‫همینطوری هم کله‌ام داغه!‬

594
00:40:12,156 --> 00:40:14,352
‫اگه می‌خوای بگی، بگو!‬
‫واسه چی منو معطل می‌کنی دختر؟‬

595
00:40:14,593 --> 00:40:18,757
‫ببین، از این به بعد حق نداری تو هیچ‌کدوم‬
‫از کارای من دخالت کنی...‬

596
00:40:18,998 --> 00:40:20,226
‫.. شنیدی چی گفتم؟‬

597
00:40:20,467 --> 00:40:22,663
‫بابای بچه‌های من‬
‫بره وسط بازار...‬

598
00:40:22,904 --> 00:40:24,932
‫.. از یه زن کاباره‌ای‬
‫خواستگاری کنه...‬

599
00:40:25,173 --> 00:40:26,974
‫.. اونوقت من اینجا ساکت بشینم آشیر، آره؟‬

600
00:40:28,956 --> 00:40:30,391
‫ببین!‬

601
00:40:30,653 --> 00:40:32,280
‫رو اعصابم نرو!‬

602
00:40:32,544 --> 00:40:36,012
‫تو گندکاری‌های خودت رو‬
‫چقدر زود یادت رفت، خبریه؟‬

603
00:40:37,851 --> 00:40:42,280
‫ببین ندا، تو تو این عمارت فقط‬
‫به عنوان مادر اون بچه‌ها حضور داری!‬

604
00:40:43,049 --> 00:40:44,810
‫تو واسه من هیچی نیستی دختر!‬

605
00:40:45,051 --> 00:40:48,479
‫من می‌رم دست هر زنی که دلم بخواد‬
‫انگشتر می‌کنم...‬

606
00:40:48,720 --> 00:40:50,745
‫.. هر کی رو بخوام عقد می‌کنم...‬

607
00:40:51,081 --> 00:40:55,179
‫.. به عنوان زنم هم میارمش تو این عمارت!‬
‫رو اعصابم نرو، برو به کارت برس، یالا!‬

608
00:41:00,494 --> 00:41:02,184
‫از این خبرا نیست آشیر خان!‬

609
00:41:03,426 --> 00:41:05,975
‫من نمی‌ذارم واسه بچه‌هام‬
‫نامادری بیاری اینجا!‬

610
00:41:09,904 --> 00:41:11,253
‫عمراً!‬

611
00:41:14,399 --> 00:41:16,920
‫ای عزیز دلم!‬

612
00:41:18,902 --> 00:41:21,100
‫اگه الان زنده بودی...‬

613
00:41:22,686 --> 00:41:25,273
‫.. تو این تخت می‌خوابیدی.‬

614
00:41:27,357 --> 00:41:29,851
‫تو این اتاق راه می‌رفتی.‬

615
00:41:32,428 --> 00:41:38,428
‫بهم می‌گفتی مامان و بغلم می‌کردی عزیز دلم!‬

616
00:41:40,558 --> 00:41:46,423
‫مُردی و رفتی زیر خاک سرد، بچه‌ام.‬

617
00:41:47,640 --> 00:41:49,872
‫منم خبر نداشتم.‬

618
00:41:50,344 --> 00:41:52,428
‫منم خبر نداشتم.‬

619
00:41:54,104 --> 00:42:00,104
‫تو رو تک و تنها زیر اون خاک سرد‬
‫رها کردن، بچه‌ام.‬

620
00:42:00,345 --> 00:42:02,704
‫من چطوری خوردم و خوابیدم آخه؟‬

621
00:42:02,945 --> 00:42:04,792
‫مامان، چی شده؟‬

622
00:42:05,033 --> 00:42:07,382
‫- من چیکار کردم؟‬
‫- مامان چی شده، چرا داری عزاداری می‌کنی؟‬

623
00:42:07,623 --> 00:42:09,117
‫چی شده، کی مُرده، اتفاقی افتاده؟‬

624
00:42:09,358 --> 00:42:12,147
‫آشیر، پسرم.‬

625
00:42:12,743 --> 00:42:14,279
‫خواهرت...‬

626
00:42:14,972 --> 00:42:17,741
‫.. خواهرت مُرده پسرم.

627
00:42:17,982 --> 00:42:23,272
‫بچه‌ام مرده آشیر.‬

628
00:42:23,582 --> 00:42:24,852
‫آشیر.

629
00:42:25,322 --> 00:42:27,927
‫- مامان، چی داری می‌گی؟‬
‫- مُرده.‬

630
00:42:45,919 --> 00:42:47,128
‫ملک، چه خبره؟‬

631
00:42:48,412 --> 00:42:49,597
‫دارم می‌رم.‬

632
00:42:49,838 --> 00:42:50,963
‫کجا؟‬

633
00:42:52,520 --> 00:42:55,586
‫دیگه می‌تونی با عشقت راحت باشی.

634
00:42:56,430 --> 00:42:59,072
‫فقط یه ساعته که ییلدیز فهمیده‬
‫هیچ‌کسی رو نداره.‬

635
00:42:59,427 --> 00:43:03,294
‫چیکار می‌کردم؟ این دختر کجا می‌رفت، کجا می‌خوابید،‬
‫چی می‌خورد، چی می‌نوشید، کجا می‌موند؟‬

636
00:43:03,535 --> 00:43:04,606
‫چیکار می‌کردم؟‬

637
00:43:04,847 --> 00:43:06,005
‫سرهات، منم هیچ‌کسی رو ندارم.‬

638
00:43:06,246 --> 00:43:09,831
‫منم به‌جز تو، به‌جز سوده‌ی دیوونه‬
‫هیچ‌کس دیگه‌ای رو ندارم.‬

639
00:43:10,151 --> 00:43:12,233
‫یه نگاه به چشمای من بنداز!‬

640
00:43:12,474 --> 00:43:16,625
‫ببین، صادقانه بگو، رک بگو!‬

641
00:43:17,485 --> 00:43:19,866
‫- چیو؟‬
‫- حقیقت رو!‬

642
00:43:20,791 --> 00:43:22,416
‫اون حقیقتی که حتی به خودت هم نمی‌تونی بگی!‬

643
00:43:22,657 --> 00:43:24,672
‫ازم می‌خوای کدوم حقیقت رو بگم؟‬

644
00:43:24,967 --> 00:43:27,882
‫ماه‌هاست داری منو احمق فرض می‌کنی!‬

645
00:43:28,391 --> 00:43:32,364
‫دیگه از بس برای نگه داشتن اون دختر‬
‫پیش خودت بهونه آوردی، خسته شدم!‬

646
00:43:32,960 --> 00:43:35,422
‫منم از اینکه احمق فرض بشم خسته شدم!‬

647
00:43:35,687 --> 00:43:37,134
‫سرهات ببین، تو جوونی!‬

648
00:43:37,375 --> 00:43:42,282
‫ببین تو قوی هستی، تو آقایی،‬
‫تو پاشایی، تو سالمی!‬

649
00:43:42,523 --> 00:43:47,296
‫تو حالت خوبه، اعصابت قویه،‬
‫هیچیت نمی‌شه!‬

650
00:43:47,861 --> 00:43:49,019
‫من چی؟‬

651
00:43:50,431 --> 00:43:52,418
‫سرهات، من حامله‌ام!‬

652
00:43:52,912 --> 00:43:54,960
‫من یه جون رو تو وجودم دارم!‬

653
00:43:55,201 --> 00:43:57,080
‫من دیگه خسته‌ام!‬

654
00:43:57,545 --> 00:44:02,143
‫قلبم تیکه‌تیکه‌ست،‬
‫اعصابم داغونه!‬

655
00:44:03,735 --> 00:44:05,271
‫من نمی‌تونم غذا بخورم!‬

656
00:44:05,799 --> 00:44:09,638
‫نمی‌تونم بخوابم!‬
‫نمی‌تونم بچه‌ی خودمو تغذیه کنم!‬

657
00:44:10,154 --> 00:44:11,853
‫سرهات، من نمی‌تونم تو این جنگ برنده بشم!‬

658
00:44:12,094 --> 00:44:14,746
‫من نمی‌تونم با تو به این جنگ ادامه بدم!‬

659
00:44:15,659 --> 00:44:17,136
‫التماست می‌کنم بگو!‬

660
00:44:18,064 --> 00:44:21,824
‫بگو تا این گوشام بشنون!‬

661
00:44:23,838 --> 00:44:25,933
‫چی رو می‌خوای بدونی ملک؟‬

662
00:44:27,000 --> 00:44:32,000
ناین مووی فیلم و سریال‌های خود را در هیچ کانال یا اپلیکیشنی قرار نمی‌دهد
 لطفاً زیرنویس‌های ناین مووی را فقط از سایت و اپلیکیشن ناین مووی دانلود و تماشا کنید
9movie.org

663
00:44:33,508 --> 00:44:38,342
‫می‌خوام بشنوم که‬
‫چقدر عاشقشی!‬

664
00:44:38,630 --> 00:44:41,431
‫- می‌خوام بدونم!‬
‫- نکن.‬

665
00:44:41,672 --> 00:44:43,695
‫- بگو!‬
‫- ملک!‬

666
00:44:43,991 --> 00:44:46,906
‫دنیا بین دو تا لب توئه،‬
‫مگه نه؟‬

667
00:44:47,432 --> 00:44:50,502
‫تو آقا نیستی؟ پاشا نیستی؟‬

668
00:44:51,080 --> 00:44:53,921
‫مگه طعم قدرت رو‬
‫یه بار هم نچشیدی؟‬

669
00:44:55,129 --> 00:44:59,629
‫سرهات، من دیگه هیچ توقعی ازت ندارم!‬

670
00:45:00,615 --> 00:45:03,210
‫نه به‌عنوان زنت، نه به‌عنوان یه زن...‬

671
00:45:04,670 --> 00:45:07,331
‫.. هیچ توقعی ازت ندارم!‬

672
00:45:07,849 --> 00:45:09,542
‫چون تو عوض شدی!‬

673
00:45:10,432 --> 00:45:12,793
‫منم دیگه این سرهات رو نمی‌خوام!‬

674
00:45:14,129 --> 00:45:15,478
‫بگو!‬

675
00:45:15,883 --> 00:45:21,682
‫راحت و صادقانه بهم بگو‬
‫تا منم دیگه خیالم راحت بشه!‬

676
00:45:22,038 --> 00:45:25,543
‫منم بالاخره به آرامش برسم،‬
‫تو رو خدا بگو!‬

677
00:45:26,659 --> 00:45:28,055
‫باشه.‬

678
00:45:31,240 --> 00:45:33,672
‫من نمی‌خواستم دلت رو بشکنم، الانم نمی‌خوام.‬

679
00:45:36,768 --> 00:45:40,302
‫ولی حق با توئه، جز صداقت‬
‫دیگه چیزی برامون باقی نمونده.‬

680
00:45:41,694 --> 00:45:43,767
‫- یعنی قبول می‌کنی؟‬
‫- آره.‬

681
00:45:45,839 --> 00:45:46,914
‫آره؟‬

682
00:45:48,440 --> 00:45:49,587
‫بگو دیگه!‬

683
00:45:49,828 --> 00:45:53,783
‫با تمام وجودت بگو دیگه،‬
‫بگو که عاشق ییلدیزم!‬

684
00:45:54,024 --> 00:45:59,158
‫به نظرت این عشق سیندرلایی تو، لایق یه همچین‬
‫اعترافی نیست سرهات؟‬

685
00:45:59,439 --> 00:46:01,136
‫- بگو دیگه!‬
‫- نکن.‬

686
00:46:01,712 --> 00:46:04,213
‫- بگو، می‌خوام بشنوم!‬
‫- حتماً باید از زبون من بشنوی؟‬

687
00:46:04,454 --> 00:46:05,921
‫- می‌خوام بشنوم! بگو!‬
‫- باشه، خیلی خب.‬

688
00:46:06,162 --> 00:46:10,227
‫اگه می‌خوای از من بشنوی، می‌گم.‬
‫من عاشق ییلدیزم.‬

689
00:46:30,176 --> 00:46:32,621
‫بابت این صداقتت ازت ممنونم.‬

690
00:46:49,836 --> 00:46:52,140
‫اگه برات مقدوره، تو...‬

691
00:46:53,657 --> 00:46:56,122
‫.. می‌تونی برگه‌های طلاق رو آماده کنی.‬

692
00:47:25,895 --> 00:47:27,085
‫آماده‌ست.‬

693
00:48:34,186 --> 00:48:35,927
‫تو برای من خیلی باارزشی.‬

694
00:48:38,000 --> 00:48:39,789
‫تو عزیز منی.‬

695
00:48:40,400 --> 00:48:42,754
‫یه عمر مادر بچه‌ی من خواهی بود.‬

696
00:48:45,000 --> 00:48:48,173
‫ما وارد یه مسیری شدیم، ولی نشد.‬

697
00:48:52,535 --> 00:48:54,934
‫من تا امروز برای اینکه تو ناراحت نشی، دلت نشکنه...‬

698
00:48:55,580 --> 00:48:56,691
‫.. تو...‬

699
00:48:59,918 --> 00:49:02,411
‫.. برای اینکه بلایی سر بچه‌مون نیاد،
‫هر کاری از دستم برمیومد...

700
00:49:02,652 --> 00:49:04,699
‫.. چه باور کنی چه نکنی، انجام دادم.‬

701
00:49:05,432 --> 00:49:06,733
‫نشد.‬

702
00:49:09,255 --> 00:49:11,342
‫حالا که تو هم به این نقطه رسیدی...‬

703
00:49:11,791 --> 00:49:15,510
‫.. مثل دو تا آدم متمدن،‬
‫محترمانه امضاهامون رو بزنیم.‬

704
00:49:17,454 --> 00:49:19,658
‫دیگه در حق همدیگه این بدی رو نکنیم.‬

705
00:49:26,559 --> 00:49:28,233
‫کجایی ییلدیز؟‬

706
00:49:28,711 --> 00:49:30,574
‫کجایی آبجی، کجایی؟‬

707
00:49:36,084 --> 00:49:38,101
‫تو دیگه چه جور آدمی هستی آخه؟‬

708
00:49:38,349 --> 00:49:40,000
‫تو دیگه چه جور مردی هستی؟‬

709
00:49:40,241 --> 00:49:42,551
‫یه آدم به زنش... ولم کن!‬

710
00:49:42,792 --> 00:49:46,258
‫یه آدم چطور می‌تونه به زنش نگه که بچه‌اش مُرده؟‬

711
00:49:46,499 --> 00:49:49,357
‫مرتیکه، تو اصلاً حیا نداری؟‬

712
00:49:49,598 --> 00:49:54,219
‫مگه باید از تو حیا یاد بگیرم؟ بشونینش!‬

713
00:49:55,545 --> 00:49:59,058
‫واسه ما آقا شدی؟ مگه تو آقایی؟‬

714
00:49:59,446 --> 00:50:01,904
‫من هر کاری می‌کنم واسه طایفه‌ام،‬
‫واسه خانواده‌ام می‌کنم!‬

715
00:50:02,145 --> 00:50:04,152
‫طایفه‌ات بخوره تو سرت!‬

716
00:50:04,393 --> 00:50:06,947
‫الهی بری زیر گل!‬

717
00:50:07,188 --> 00:50:10,403
‫آخه تو مردی؟‬

718
00:50:10,644 --> 00:50:12,873
‫خفه شو! ندا!‬

719
00:50:13,606 --> 00:50:14,907
‫ندا!‬

720
00:50:16,792 --> 00:50:19,921
‫- جانم بابا.‬
‫- حلقه‌های خودت و آشیر رو بیارین!‬

721
00:50:20,431 --> 00:50:21,891
‫- یالا!‬
‫- باشه.‬

722
00:50:23,470 --> 00:50:28,137
‫می‌خوای چیکار کنی؟‬
‫می‌خوای به زور دستم حلقه کنی؟‬

723
00:50:28,378 --> 00:50:29,707
‫دستت می‌کنم!‬

724
00:50:29,948 --> 00:50:34,414
‫پسرم، من ۲۰ سال پیش هم هر کاری کردم،‬
‫واسه اعتبار طایفه و خانواده‌ام بود!‬

725
00:50:34,655 --> 00:50:38,816
‫چطور تونستی وسط بازار‬
‫انگشتر دست اون زن کنی؟‬

726
00:50:39,057 --> 00:50:42,605
‫مرتیکه، من نمی‌ذارم بگن پسر ضیان خان‬
‫با یه زن کاباره‌ای ازدواج کرده!‬

727
00:50:42,853 --> 00:50:44,095
‫مرتیکه!‬

728
00:50:44,336 --> 00:50:47,569
‫من نمی‌ذارم اون زن فامیلی کورداعلی رو یدک بکشه!‬

729
00:50:47,928 --> 00:50:49,622
‫مگه دیوونه شدی مرتیکه؟‬

730
00:50:49,863 --> 00:50:53,959
‫همونطور که این انگشترها رو دستتون کردم‬
‫درآوردنش هم با خودمه!‬

731
00:50:54,353 --> 00:50:58,848
‫وقتی من می‌گم درنیار‬
‫یعنی باید مثل آدم دستت نگهش داری!‬

732
00:50:59,089 --> 00:51:00,906
‫- دستم نمی‌کنم!‬
‫- بده من دختر!‬

733
00:51:01,155 --> 00:51:03,386
‫- بندازش دستت مرتیکه، بنداز!‬
‫- ولم کن بابا!‬

734
00:51:03,627 --> 00:51:07,008
‫- بندازش دستت!‬
‫- نمی‌ندازم!‬

735
00:51:07,272 --> 00:51:09,199
‫- بندازش!‬
‫- ولم کن!‬

736
00:51:09,440 --> 00:51:13,283
‫می‌کشمت‌ها!‬

737
00:51:13,524 --> 00:51:15,920
‫بزن دیگه، بزن! محض رضای خدا بزن!‬

738
00:51:16,161 --> 00:51:18,946
‫- یالا بزن!‬
‫- من که از برادرم گذشتم و خونشو ریختم!‬

739
00:51:19,187 --> 00:51:20,339
‫دلم واسه تو بسوزه؟‬

740
00:51:20,580 --> 00:51:23,735
‫شلیک کن دیگه، اگه شلیک نکنی نامردی، شلیک کن!‬

741
00:51:30,778 --> 00:51:32,127
‫آقا!‬

742
00:51:43,333 --> 00:51:44,611
‫مادر!‬

743
00:51:50,483 --> 00:51:52,419
‫- روانی!‬
‫- برو کنار!‬

744
00:51:52,880 --> 00:51:54,051
‫برو کنار!‬

745
00:51:54,292 --> 00:51:57,177
‫خلیل!‬

746
00:51:59,696 --> 00:52:02,978
‫یکی از بچه‌هام مرده ضیان خان!‬

747
00:52:04,576 --> 00:52:06,806
‫نمی‌ذارم اون یکی رو هم ازم بگیری!‬

748
00:52:21,896 --> 00:52:26,351
‫از این به بعد نه تو و نه بچه‌مون‬
‫هیچ‌وقت سختی نمی‌کشید.‬

749
00:52:26,592 --> 00:52:28,932
‫بچه‌ی من همین الانشم قراره با بدبختی به دنیا بیاد.‬

750
00:52:30,689 --> 00:52:33,016
‫این مال و اموالی که می‌بخشی...‬

751
00:52:34,455 --> 00:52:37,084
‫.. هیچ‌کدوم جای یه سقف گرم و مهربون رو‬
‫نمی‌گیره.‬

752
00:52:37,325 --> 00:52:40,141
‫ملک، چه از هم جدا بشیم چه نشیم‬
‫شما اینجا...‬

753
00:52:40,856 --> 00:52:43,876
‫.. پیش من، تو این عمارت و تحت حمایت من‬
‫می‌مونین.‬

754
00:52:46,655 --> 00:52:48,700
‫مزخرف نگو! همچین اتفاقی نمیفته!‬

755
00:53:13,438 --> 00:53:14,665
‫ییلدریم هست.‬

756
00:53:17,014 --> 00:53:19,535
‫بیرون این در، یه دشمنی خونی در جریانه.‬

757
00:53:20,349 --> 00:53:23,031
‫این تاشکسن‌ها مثل کورداعلی‌ها‬
‫نیستن ملک.‬

758
00:53:23,272 --> 00:53:26,995
‫این رو خودت هم فهمیدی.‬
‫هر جای دنیا که بری...‬

759
00:53:28,407 --> 00:53:31,914
‫.. یه جوری پیدات می‌کنن، بهم اعتماد کن‬
‫و مطمئن باش...‬

760
00:53:32,167 --> 00:53:35,321
‫.. اولین هدفشون تو و بچه‌ام هستین.‬
‫واسه همین...‬

761
00:53:37,347 --> 00:53:41,908
‫.. تا وقتی این قضیه حل بشه، همینجا‬
‫تحت حمایت من می‌مونین.‬

762
00:53:42,158 --> 00:53:44,051
‫همچین حماقتی امکان نداره!‬

763
00:53:44,932 --> 00:53:47,828
‫من رو قاطی این دشمنی‌های خونی‬
‫مسخره‌تون نکنین!‬

764
00:53:48,480 --> 00:53:52,061
‫بچه‌ی من رو چه به این سنت‌های‬
‫مسخره‌ی شما؟‬

765
00:53:53,158 --> 00:53:55,857
‫تو هم دیگه کم‌وبیش با قوانین اینجا‬
‫آشنا شدی ملک.‬

766
00:53:56,646 --> 00:53:58,182
‫اینجا قانون‌ها فرق می‌کنه.‬

767
00:53:59,299 --> 00:54:01,095
‫ازت خواهش می‌کنم.‬

768
00:54:02,444 --> 00:54:04,749
‫نه خودت و نه بچه‌تون رو‬
‫به خطر ننداز.‬

769
00:54:04,990 --> 00:54:07,981
‫این قضیه جدیه، بچه‌بازی نیست.‬

770
00:54:13,099 --> 00:54:14,815
‫بهم گفتی که خسته‌ای.‬

771
00:54:22,998 --> 00:54:25,209
‫منم از همه‌ی این‌ها خیلی خسته‌ام.‬

772
00:54:28,583 --> 00:54:29,984
‫من رو طلاق‌گرفته فرض کن.‬

773
00:54:42,933 --> 00:54:45,881
‫من از اون آدم‌هایی نیستم که بتونین‬
‫پشت در حبسش کنین.‬

774
00:54:47,439 --> 00:54:48,661
‫نیستم.‬

775
00:54:51,976 --> 00:54:56,749
‫خدا لعنتتون کنه!‬
‫از همه‌تون متنفرم!‬

776
00:54:57,915 --> 00:54:59,246
‫اگه می‌خوای از زبون خودم بشنوی، می‌گم.‬

777
00:54:59,487 --> 00:55:01,575
‫من عاشق ییلدیزم.‬

778
00:55:01,816 --> 00:55:03,997
‫تو واسه من خیلی باارزشی.‬
‫من رو طلاق‌گرفته فرض کن.‬

779
00:55:04,238 --> 00:55:06,013
‫حالا که تو هم به این نقطه رسیدی...‬

780
00:55:06,254 --> 00:55:09,550
‫.. مثل دوتا آدم متمدن‬
‫برگه‌های طلاق رو امضا کنیم.‬

781
00:55:09,791 --> 00:55:11,488
‫تو واسه من خیلی باارزشی.‬

782
00:55:11,729 --> 00:55:13,302
‫من عاشق ییلدیزم.‬

783
00:55:13,543 --> 00:55:15,802
‫بیا دیگه در حق همدیگه این بدی رو نکنیم.‬

784
00:55:30,747 --> 00:55:31,938
‫این کیه دیگه؟‬

785
00:55:32,215 --> 00:55:33,270
‫بله؟‬

786
00:55:33,511 --> 00:55:34,852
‫الو، زن‌داداش؟‬

787
00:55:35,093 --> 00:55:36,519
‫ییلدیز، زن‌داداشم!‬

788
00:55:37,063 --> 00:55:40,068
‫به مادرشوهرت زنگ زدم ولی جواب نداد.‬

789
00:55:40,448 --> 00:55:44,069
‫آره. ییلدیز جان، اینجا اوضاع خیلی شیر تو شیره.‬

790
00:55:44,360 --> 00:55:46,422
‫واسه همین تلفن رو جواب نداده.‬

791
00:55:46,663 --> 00:55:48,717
‫به خدا مادرم داره عزاداری می‌کنه.‬

792
00:55:49,652 --> 00:55:51,700
‫بابام رو هم از ناحیه‌ی کتف زد.‬

793
00:55:52,119 --> 00:55:53,399
‫مُرد؟‬

794
00:55:54,623 --> 00:55:57,503
‫اون که عمراً اگه مرده باشه. چی شد، چرا زد؟‬

795
00:55:57,799 --> 00:56:00,405
‫الان اصلاً بیخیال، نمی‌خوام دل تو رو هم‬
‫آشوب کنم.‬

796
00:56:00,646 --> 00:56:02,409
‫همون بحث‌های همیشگی شما،‬
‫خودت که می‌دونی.‬

797
00:56:02,650 --> 00:56:05,172
‫کاش می‌زد وسط پیشونیش.‬

798
00:56:05,901 --> 00:56:10,049
‫می‌گم کاش می‌زد، ولی خب‬
‫اونوقت باز همه چی می‌رسه به اون زنه.‬

799
00:56:10,678 --> 00:56:12,402
‫زن‌داداش، من راستش...‬

800
00:56:15,602 --> 00:56:21,398
‫.. می‌خواستم بپرسم شاید مادرم یادش باشه‬
‫کجا زایمان کرده.‬

801
00:56:21,972 --> 00:56:25,120
‫می‌دونم وقتش نیست ولی شاید منم بتونم‬
‫یه سرنخی پیدا کنم...‬

802
00:56:25,361 --> 00:56:27,384
‫.. درباره‌ی پدر و مادرم.‬

803
00:56:27,951 --> 00:56:29,458
‫طفلک بی‌شانس من.‬

804
00:56:29,699 --> 00:56:31,046
‫عزیز دلم.‬

805
00:56:32,040 --> 00:56:35,345
‫ییلدیز جان، به خدا مادر مثل سنگ شده.‬
‫حتی یه کلمه هم حرف نمی‌زنه.‬

806
00:56:35,650 --> 00:56:37,705
‫یعنی نمی‌ذاره هیچ‌کس‬
‫بهش نزدیک بشه.‬

807
00:56:38,008 --> 00:56:41,730
‫بذار یکی دو روز بگذره تا‬
‫یکم آروم بشه و با خودش خلوت کنه...‬

808
00:56:41,971 --> 00:56:44,324
‫.. بعدش همه چی رو ازش می‌پرسیم،‬
‫باشه؟ تو نگران نباش.‬

809
00:56:44,565 --> 00:56:48,929
‫البته، حق داره. طفلک چیکار کنه؟‬
‫مگه واسش آسونه؟‬

810
00:56:49,170 --> 00:56:51,226
‫اونی که مثل بچه‌ی خودش بزرگ کرده‬
‫بچه‌اش نیست.‬

811
00:56:51,506 --> 00:56:53,495
‫دختر خودش هم که زیر خاکه.‬

812
00:56:54,238 --> 00:56:57,582
‫شوهرش هم که یه ابلیس دوپاست.‬

813
00:56:57,949 --> 00:56:59,185
‫اون زن دیگه چیکار کنه؟‬

814
00:56:59,426 --> 00:57:01,484
‫باشه، من قطع می‌کنم.‬
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم، باشه؟‬

815
00:57:01,725 --> 00:57:03,541
‫باشه عزیزم، بعداً حرف می‌زنیم.‬
‫تو نگران نباش، باشه؟‬

816
00:57:03,782 --> 00:57:04,932
‫بیا.‬

817
00:57:07,064 --> 00:57:08,167
‫آهان.‬

818
00:57:08,520 --> 00:57:09,929
‫آبجی، کیف رو...‬

819
00:57:10,170 --> 00:57:13,639
‫.. بده، بده. دستت درد نکنه. گوشیم توشه،
‫ممنون.

820
00:57:13,880 --> 00:57:15,156
‫خواهش می‌کنم.‬

821
00:57:19,095 --> 00:57:20,794
‫- آبجی؟‬
‫- جانم؟‬

822
00:57:22,408 --> 00:57:23,910
‫من همه‌چیز رو شنیدم.‬

823
00:57:26,567 --> 00:57:28,972
‫تو با ملک خانم خواهر نیستی.‬

824
00:57:29,223 --> 00:57:32,093
‫والا هاجیک، هر چی خیره همون بشه.‬

825
00:57:32,334 --> 00:57:34,866
‫اینجا هر کسی ممکنه یه نسبتی با اون یکی‬
‫داشته باشه.‬

826
00:57:39,793 --> 00:57:45,037
‫سرهات خان و ملک خانم‬
‫دارن از هم جدا می‌شن.‬

827
00:57:46,640 --> 00:57:49,493
‫آقام داشت با وکیل حرف می‌زد،‬
‫اونم با عصبانیت.‬

828
00:57:52,487 --> 00:57:56,022
‫ولی شاید اینطوری‬
‫بهتر باشه آبجی، نه؟‬

829
00:57:56,724 --> 00:58:00,331
‫یعنی تا دیر نشده، شاید برای همه‬
‫بهتر باشه.‬

830
00:58:01,334 --> 00:58:03,393
‫تازه، آقام که با ملک خانم‬
‫خوشبخت نبود.‬

831
00:58:03,634 --> 00:58:06,395
‫اینطوری نگو!‬

832
00:58:06,870 --> 00:58:09,382
‫نگو.‬
‫ببین، اونا دارن بچه‌دار می‌شن، نگو.‬

833
00:58:10,977 --> 00:58:14,037
‫خوشبختی هم که مثل توت‬
‫از درخت نمی‌ریزه.‬

834
00:58:14,317 --> 00:58:16,861
‫باید براش زحمت بکشی، قدرش رو بدونی.‬

835
00:58:17,375 --> 00:58:18,582
‫درسته.‬

836
00:58:21,627 --> 00:58:22,876
‫همینطوره.‬

837
00:58:23,501 --> 00:58:25,009
‫یعنی...‬

838
00:58:25,771 --> 00:58:27,319
‫.. اونش که درسته ولی...‬

839
00:58:28,983 --> 00:58:30,865
‫- آبجی؟‬
‫- جانم؟‬

840
00:58:31,568 --> 00:58:33,412
‫چیزی به اسم سرنوشت هم هست.‬

841
00:58:34,495 --> 00:58:37,100
‫به نظرم تقدیر تو و آقام رو‬
‫با هم نوشته‌ان.‬

842
00:58:37,543 --> 00:58:42,269
‫ببین، اول اون اتفاقات براتون افتاد،‬
‫اون همه سختی رو با هم کشیدین...‬

843
00:58:42,773 --> 00:58:44,807
‫.. هنوزم زیر یه سقفین.‬

844
00:58:45,424 --> 00:58:46,911
‫تازه من دیدم.‬

845
00:58:48,279 --> 00:58:51,003
‫من دیدم آقام چطوری نگات می‌کنه.‬

846
00:58:52,214 --> 00:58:54,381
‫شاید شما با هم یه زندگی تشکیل بدین.‬

847
00:58:57,320 --> 00:58:59,387
‫اونوقت تو هم بالاخره روی خوش زندگی رو می‌بینی.‬

848
00:58:59,857 --> 00:59:02,151
‫سخته. هاجیک جان، سخته.‬

849
00:59:02,857 --> 00:59:04,190
‫سخته.‬

850
00:59:05,508 --> 00:59:07,300
‫من دیگه هدفم یه چیز دیگه‌ست.‬

851
00:59:08,319 --> 00:59:11,847
‫می‌خوام خانوادم رو پیدا کنم.‬
‫اینکه کی‌ام، چی‌ام؟‬

852
00:59:12,335 --> 00:59:14,586
‫باید بفهمم متعلق به کجام.‬

853
00:59:15,582 --> 00:59:20,135
‫هاجیک سخته. آدم اینطوری‬
‫مثل ماهی از آب افتاده می‌شه.‬

854
00:59:21,192 --> 00:59:23,098
‫کسی رو نداری.‬

855
00:59:24,742 --> 00:59:28,134
‫معلوم نیست کی هستی. سخته.‬

856
00:59:32,089 --> 00:59:34,029
‫منم کسی رو ندارم آبجی.‬

857
00:59:34,946 --> 00:59:37,054
‫ولی ببین، یوسف هست.‬

858
00:59:37,622 --> 00:59:39,613
‫خانواده‌ی یوسف هستن.‬

859
00:59:40,295 --> 00:59:42,332
‫اونا برای من خانواده شدن.‬

860
00:59:43,761 --> 00:59:45,586
‫منم برای تو خواهر می‌شم.‬

861
00:59:46,271 --> 00:59:49,652
‫قول می‌دم، از هر کسی برات‬
‫خواهرتر باشم.‬

862
00:59:52,338 --> 00:59:54,873
‫تو همین الانشم خواهر منی.‬

863
00:59:55,114 --> 00:59:57,338
‫هاجیک منی تو.‬

864
00:59:57,579 --> 00:59:59,269
‫بیا اینجا.‬

865
01:00:01,154 --> 01:00:02,483
‫آبجی‌جونم.‬

866
01:00:02,724 --> 01:00:04,092
‫عزیزم.‬

867
01:00:07,848 --> 01:00:10,613
‫آقا، خیر باشه، چرا صدامون کردی؟‬

868
01:00:14,495 --> 01:00:17,366
‫خواستم قبل از اینکه از بقیه بشنوین‬
‫از زبون خودم بشنوین.‬

869
01:00:21,104 --> 01:00:22,818
‫من و ملک داریم از هم جدا می‌شیم.‬

870
01:00:26,996 --> 01:00:29,522
‫این یک؛ من که گفته بودم.‬

871
01:00:30,008 --> 01:00:31,612
‫هر چی خیره.‬

872
01:00:32,048 --> 01:00:34,949
‫چی داری می‌گی پسرم؟ چه طلاقی؟‬

873
01:00:35,455 --> 01:00:37,525
‫حالا می‌خوای اون زن حامله رو‬
‫آواره کنی؟‬

874
01:00:37,766 --> 01:00:39,660
‫قرار نیست کسی آواره بشه مادر.‬

875
01:00:40,039 --> 01:00:43,997
‫ملک بعد از طلاق هم همینجا،‬
‫تو همین عمارت با ما می‌مونه.‬

876
01:00:44,888 --> 01:00:46,198
‫ملک اینجا می‌مونه؟‬

877
01:00:46,439 --> 01:00:47,792
‫دقیقاً همینطوره داداش.‬

878
01:00:48,033 --> 01:00:51,858
‫هرچند دیگه زنم نیست،‬
‫ولی هنوز مادر بچه‌مه.‬

879
01:00:52,399 --> 01:00:57,256
‫واسه همین، همونطور که الان‬
‫بهش خدمت و احترام می‌شه...‬

880
01:00:57,497 --> 01:01:01,224
‫.. بعد از طلاق هم باید همونطور‬
‫بهش احترام بذارین و بهش برسین.‬

881
01:01:01,465 --> 01:01:03,480
‫تو این مورد بهت اعتماد کامل دارم.‬

882
01:01:03,940 --> 01:01:06,101
‫داداش، با وکیلا حرف زدم.‬

883
01:01:06,342 --> 01:01:09,224
‫نمی‌خوام ملک هیچ نگرانی یا‬
‫مشکل مالی داشته باشه.‬

884
01:01:09,558 --> 01:01:12,101
‫یه سری کارهای انتقال سند هست،‬
‫که تو ردیفشون می‌کنی.‬

885
01:01:12,365 --> 01:01:14,879
‫حله داداش. هر چی تو بگی.‬

886
01:01:16,822 --> 01:01:19,948
‫انگار مادر باهات حرف داره.‬

887
01:01:20,337 --> 01:01:21,791
‫من می‌رم.‬

888
01:01:27,903 --> 01:01:33,511
‫حالا که تو حاشیه نرفتی‬
‫منم رک و پوست‌کنده ازت می‌پرسم.‬

889
01:01:33,752 --> 01:01:38,425
‫می‌خوای ملک رو طلاق بدی و‬
‫با ییلدیز ازدواج کنی؟‬

890
01:01:38,958 --> 01:01:41,120
‫اگه ییلدیز هم بخواد.‬

891
01:01:41,639 --> 01:01:43,032
‫بله.‬

892
01:01:43,273 --> 01:01:49,273
‫پسرم ببین، می‌خوای کسی رو که اصل و نسبش معلوم نیست‬
‫عروس خانواده‌ی یلدوران کنی؟‬

893
01:01:49,514 --> 01:01:52,140
‫من خانواده‌ی ییلدیز رو پیدا می‌کنم مادر.‬

894
01:01:52,647 --> 01:01:55,000
‫ولی این کار رو برای خودش می‌کنم.‬

895
01:01:55,488 --> 01:02:00,706
‫چون پدر و مادر و اصل و نسب ییلدیز‬
‫اصلاً برام مهم نیست.‬

896
01:02:01,743 --> 01:02:06,544
‫من ییلدیز رو دوست دارم.‬
‫این رو خودت هم خوب می‌دونی.‬

897
01:02:06,903 --> 01:02:12,887
‫واسه همین اصلاً برام مهم نیست‬
‫ییلدیز دختر کیه.‬

898
01:02:13,247 --> 01:02:16,678
‫- داری اشتباه می‌کنی سرهات. ببین...‬
‫- من کار دارم.‬

899
01:02:17,223 --> 01:02:18,585
‫اگه امر دیگه‌ای نیست...‬

900
01:02:22,000 --> 01:02:30,000
ناین مووی فیلم و سریال‌های خود را در هیچ کانال یا اپلیکیشنی قرار نمی‌دهد
 لطفاً زیرنویس‌های ناین مووی را فقط از سایت و اپلیکیشن ناین مووی دانلود و تماشا کنید
9movie.org

901
01:02:34,436 --> 01:02:35,761
‫بله شریک.‬

902
01:02:36,535 --> 01:02:37,974
‫خبر داری چه اتفاقاتی افتاده؟‬

903
01:02:38,215 --> 01:02:39,724
‫آره.‬

904
01:02:40,385 --> 01:02:44,267
‫بابام باز کار خودش رو کرده،‬
‫مردیکه‌ی بی‌خاصیت!‬

905
01:02:44,877 --> 01:02:47,374
‫- ییلدیز چطوره؟ حالش خوبه؟‬
‫- خوبه شریک، خوبه.‬

906
01:02:47,615 --> 01:02:50,363
‫چطور باشه؟‬
‫ولی وقتی خونواده‌شو پیدا کنه بهتر می‌شه.‬

907
01:02:50,604 --> 01:02:51,750
‫پیداشون می‌کنیم.‬

908
01:02:51,991 --> 01:02:54,025
‫پیداشون می‌کنیم شریک، اینو بهش مدیونیم.‬

909
01:02:55,239 --> 01:02:56,807
‫چی تو ذهنته؟ می‌خوای چیکار کنی؟‬

910
01:02:57,048 --> 01:03:00,937
‫ضیان خان احتمالاً خونواده‌ی ییلدیز رو می‌شناسه، ولی اگه بدونه هم نمی‌گه.‬

911
01:03:01,748 --> 01:03:03,986
‫فکر نمی‌کنم خودش مستقیم این کار رو انجام داده باشه.‬

912
01:03:04,373 --> 01:03:10,087
‫چون وقتی یه واسطه هست، ضیان خان الکی خودشو تو دردسر نمی‌ندازه.‬

913
01:03:10,689 --> 01:03:12,870
‫ولی این خلیل شما، شریک...‬

914
01:03:13,287 --> 01:03:16,477
‫ببین، من بچه بودم خلیل پیش ضیان خان بود.‬

915
01:03:17,207 --> 01:03:19,568
‫بعد بزرگ شدم و برگشتم، هنوزم خلیل هست.‬

916
01:03:19,809 --> 01:03:21,323
‫خلیل دست راست ضیان خانه.‬

917
01:03:22,759 --> 01:03:27,961
‫اگه این کار انجام شده باشه، غیرممکنه خلیل ازش بی‌خبر باشه.‬

918
01:03:28,271 --> 01:03:29,418
‫درسته.‬

919
01:03:30,487 --> 01:03:32,696
‫اگه کسی بدونه، فقط خلیله که می‌دونه.‬

920
01:03:33,183 --> 01:03:35,098
‫اگه بدونه، خلیل می‌دونه.‬

921
01:03:35,339 --> 01:03:38,865
‫تو الان خلیل رو بردار و بیار پیش من.‬

922
01:03:39,106 --> 01:03:41,844
‫ببینیم ته و تو این قضیه چیه. ولی گوش کن...‬

923
01:03:42,085 --> 01:03:43,861
‫.. ضیان خان نباید بویی ببره.

924
01:03:45,542 --> 01:03:47,715
‫نباید بذاریم سد راهمون بشه.‬

925
01:03:47,956 --> 01:03:51,035
‫می‌دونی چیه شریک؟ من دمار از روزگارش درمیارم.‬

926
01:03:51,276 --> 01:03:53,315
‫به خدا این کار رو می‌کنم، چیزی نمونده.‬

927
01:03:53,556 --> 01:03:55,689
‫خوبه. یالا، خبرم کن.‬

928
01:03:56,295 --> 01:03:57,622
‫ایولله.‬

929
01:04:46,859 --> 01:04:48,125
‫ضیان خان.

930
01:04:50,151 --> 01:04:51,718
‫همه‌اش الکیه.‬

931
01:04:53,618 --> 01:04:57,374
‫این آلبومو باز می‌کنم، به صفحه‌ها نگاه می‌کنم...‬

932
01:04:58,527 --> 01:05:01,330
‫.. همه‌اش الکیه، هیچ‌کدومش واقعی نیست.‬

933
01:05:02,342 --> 01:05:03,930
‫بعد درشون میارم.‬

934
01:05:04,325 --> 01:05:08,001
‫همه‌ی عکس‌ها رو درمیارم و فقط صفحه‌های خالی می‌مونه.‬

935
01:05:09,151 --> 01:05:12,228
‫بهت قول می‌دم وقتی خونواده‌تو پیدا کنی، این صفحه‌ها رو با عکس‌های قشنگ پر کنی.‬

936
01:05:12,469 --> 01:05:15,269
‫سرهات، چطوری پیداشون می‌کنی؟‬

937
01:05:15,603 --> 01:05:17,656
‫آقا خلیل، همون که تو عمارتتونه.‬

938
01:05:19,497 --> 01:05:21,271
‫یکم دیگه باهاش حرف می‌زنیم.‬

939
01:05:22,104 --> 01:05:24,291
‫اگه کسی بدونه خونواده‌ات کی‌ان، اون می‌دونه.‬

940
01:05:26,413 --> 01:05:28,401
‫- واقعاً؟‬
‫- آره.‬

941
01:05:29,479 --> 01:05:31,292
‫واقعاً سرهات؟‬

942
01:05:33,397 --> 01:05:36,724
‫- آقا، خدا خیرت بده، ممنون.‬
‫- ولی اینطوری نمی‌شه.‬

943
01:05:36,965 --> 01:05:39,576
‫- نه.‬
‫- من اینطوری تو رو جایی نمی‌برم.‬

944
01:05:40,523 --> 01:05:41,526
‫باید بهم یه قولی بدی.‬

945
01:05:41,767 --> 01:05:43,432
‫چه قولی سرهات؟‬

946
01:05:43,673 --> 01:05:45,702
‫تا وقتی خونواده‌تو پیدا نکردیم، از گریه خبری نیست.‬

947
01:05:46,598 --> 01:05:48,359
‫بعد از اینکه پیداشون کردی، اگه خواستی از خوشحالی گریه کن...‬

948
01:05:48,600 --> 01:05:52,187
‫.. اون موقع حرفی نیست، ولی تا اون موقع...‬

949
01:05:52,535 --> 01:05:55,380
‫.. نباید از این چشم‌ها اشکی جز اشک شوق بیاد.‬

950
01:05:57,928 --> 01:05:59,416
‫قبوله؟‬

951
01:06:00,580 --> 01:06:05,575
‫باشه. ببین، پاک کردم، تموم شد. گریه نمی‌کنم. یالا بریم.‬

952
01:06:05,816 --> 01:06:07,521
‫- نمی‌شه.‬
‫- چرا؟‬

953
01:06:07,863 --> 01:06:10,412
‫درسته گریه نمی‌کنی، ولی نمی‌خندی هم.‬

954
01:06:11,678 --> 01:06:13,995
‫- سرهات.‬
‫- یالا دیگه.‬

955
01:06:15,648 --> 01:06:17,053
‫یه ذره اینطوری...‬

956
01:06:18,486 --> 01:06:20,536
‫- باشه.‬
‫- نشد.‬

957
01:06:20,777 --> 01:06:24,540
‫نشد. ببین، از گوشه‌ی لبات...‬

958
01:06:25,455 --> 01:06:28,886
‫گوشه‌ی لبات... آهان، دندوناتم اینطوری نشون بده.‬

959
01:06:29,479 --> 01:06:31,340
‫دندوناتو نشون بده.‬

960
01:06:34,353 --> 01:06:35,824
‫قبوله؟‬

961
01:06:43,687 --> 01:06:45,155
‫ممنون.‬

962
01:06:47,318 --> 01:06:49,389
‫یالا بریم.‬

963
01:07:02,407 --> 01:07:05,938
‫ببین آقا خلیل، ییلدیز میاد اینجا.‬

964
01:07:06,352 --> 01:07:07,754
‫همه‌چیزو واسه دختره تعریف می‌کنی، باشه؟‬

965
01:07:07,995 --> 01:07:09,739
‫هیچ‌کدوم از سوالاشو بی‌جواب نمی‌ذاری.‬

966
01:07:10,091 --> 01:07:13,653
‫تعریف می‌کنم آشیر. ییلدیز جلوی چشم خودم بزرگ شده.‬

967
01:07:14,023 --> 01:07:16,767
‫اگه ننه باباشو پیدا کنه، منم خوشحال می‌شم.‬

968
01:07:17,008 --> 01:07:19,510
‫پسر، می‌خوام بگم خیلی مردی، ولی نمی‌تونم.‬

969
01:07:19,751 --> 01:07:22,119
‫آقات اونقدر آدم داغونیه که نمی‌تونم اینو بگم.‬

970
01:07:22,646 --> 01:07:25,374
‫اجازه نمی‌دم پشت سرش حرف بزنی! هر چی باشه آقامونه!‬

971
01:07:25,615 --> 01:07:28,330
‫خدا آقاتو واست نگه داره، برو ترشیشو بنداز.‬

972
01:07:28,655 --> 01:07:32,632
‫بابای منم هست. دست خود آدم که نیست. ای بابا!‬

973
01:07:33,126 --> 01:07:34,992
‫اومدن.‬

974
01:07:51,751 --> 01:07:53,181
‫به چی نگاه می‌کنی دختر؟‬

975
01:07:53,975 --> 01:07:54,996
‫غریبه!‬

976
01:07:55,389 --> 01:07:58,217
‫بیا اینجا ببینم! بیا، بیا پیشم، بیا اینجا!‬

977
01:08:01,159 --> 01:08:03,414
‫اگه گریه کنم عصبانی می‌شه ها!‬

978
01:08:04,152 --> 01:08:05,321
‫به خدا از خوشحالیه.‬

979
01:08:05,562 --> 01:08:08,949
‫نگاه کن، اینو ببین آخه، قربونت برم.‬

980
01:08:09,839 --> 01:08:13,270
‫مگه واسه خواهر برادری، حتماً باید هم‌خون باشیم؟‬

981
01:08:13,575 --> 01:08:16,966
‫کل اورفا شاهده که تو پاره‌ی تن منی.‬

982
01:08:24,138 --> 01:08:26,016
‫گریه نکن، اشکاتم پاک کن.‬

983
01:08:26,257 --> 01:08:28,822
‫می‌دونی چیه، به نظرم شکر کن که بابات ضیان کورداعلی نیست.‬

984
01:08:29,063 --> 01:08:33,039
‫خدا نصیب من کنه. بیا خوشگلم، بیا.‬

985
01:08:33,696 --> 01:08:34,922
‫سلام آقا خلیل، چطوری؟‬

986
01:08:35,163 --> 01:08:36,940
‫- خوش اومدی آقا.‬
‫- سلام ییلدیز. ممنون، تو چطوری؟‬

987
01:08:37,181 --> 01:08:38,648
‫خوبم دیگه.‬

988
01:08:39,784 --> 01:08:44,232
‫خب آقا خلیل، حالا تعریف کن ببینیم ته و تو این قضیه چیه؟‬

989
01:08:44,511 --> 01:08:47,641
‫کجا بود، چطوری شد، کی بود، کی بهت کمک کرد؟‬

990
01:08:47,882 --> 01:08:49,612
‫قشنگ واسه‌مون تعریف کن.‬

991
01:08:51,146 --> 01:08:52,559
‫بگو.‬

992
01:08:53,072 --> 01:08:54,790
‫تعریف می‌کنم سرهات خان.‬

993
01:08:56,327 --> 01:08:58,724
‫تو هم که قبلاً دکتر بودی، خودت می‌دونی.‬

994
01:08:59,169 --> 01:09:01,847
‫این کارها بدون کمک یکی از داخل، جور نمی‌شه.‬

995
01:09:02,135 --> 01:09:06,449
‫وقتی ضیان خان بهم گفت یه دختربچه پیدا کن...‬

996
01:09:06,712 --> 01:09:11,943
‫.. رفتم پیش همون مردی که سال‌ها پیش تو بیمارستان‬
‫به عنوان پرستار استخدامش کرده بود.‬

997
01:09:12,280 --> 01:09:14,103
‫بچه‌ها رو اون عوض کرد.‬

998
01:09:14,518 --> 01:09:18,991
‫اگه کسی بدونه پدر و مادر ییلدیز کی‌ان،‬
‫فقط اونه که می‌دونه.‬

999
01:09:19,367 --> 01:09:20,845
‫خب، تو اسمش یادت هست؟‬

1000
01:09:21,086 --> 01:09:23,637
‫آره، یادمه. مگه می‌شه یادم بره؟‬

1001
01:09:23,878 --> 01:09:25,199
‫سلیم ارسوز.‬

1002
01:09:25,440 --> 01:09:28,566
‫اون موقع حدوداً ۲۰ سالش بود.‬

1003
01:09:31,310 --> 01:09:34,253
‫خب، چطوری پیداشون کنیم؟‬
‫یعنی می‌دونی چطوری، داداش؟‬

1004
01:09:34,494 --> 01:09:35,920
‫نه، نمی‌دونم آشیر.‬

1005
01:09:38,920 --> 01:09:41,649
‫عیبی نداره. حداقل یه اسم و فامیل‬
‫داریم.‬

1006
01:09:42,136 --> 01:09:43,336
‫شریک.‬

1007
01:09:47,921 --> 01:09:49,804
‫بیا داداش.‬

1008
01:09:50,368 --> 01:09:53,069
‫نه، نمی‌فهمم داریم چی رو تجربه می‌کنیم داداش؟‬

1009
01:09:55,584 --> 01:09:56,864
‫یوسف.‬

1010
01:09:57,135 --> 01:09:59,574
‫الان یه اسم بهت می‌دم،‬
‫برو برام آمارشو دربیار.‬

1011
01:09:59,853 --> 01:10:02,173
‫قدیما اینجا‬
‫پرستار بوده یا یه همچین چیزی.‬

1012
01:10:02,887 --> 01:10:04,332
‫سلیم ارسوز.‬

1013
01:10:05,953 --> 01:10:07,406
‫برام پیداش کن.‬

1014
01:10:09,294 --> 01:10:10,626
‫یالا.‬

1015
01:10:12,082 --> 01:10:13,564
‫آشیر شریک.‬

1016
01:10:19,856 --> 01:10:21,209
‫مواظب باش پسر.‬

1017
01:10:45,974 --> 01:10:51,709
‫آخه واسه بچه‌ای که مُرده به دنیا اومده که‬
‫اینقدر عزاداری نمی‌کنن.‬

1018
01:10:52,139 --> 01:10:53,448
‫توبه توبه!‬

1019
01:10:53,689 --> 01:10:57,780
‫مامان، برات غذا آوردم.‬
‫یه لقمه هم چیزی نخوردی.‬

1020
01:10:58,021 --> 01:10:59,844
‫بیا یه دو لقمه غذا بخور.‬

1021
01:11:03,723 --> 01:11:07,383
‫ببین، ییلدیز هم بهت زنگ زده،‬
‫جواب ندادی.‬

1022
01:11:09,138 --> 01:11:12,661
‫یه زنگ بهش بزن، حالت بهتر می‌شه.‬

1023
01:11:17,666 --> 01:11:20,483
‫ییلدیز!‬

1024
01:11:20,844 --> 01:11:23,836
‫صبر کن برات دارو بیارم مامان، صبر کن.‬

1025
01:11:29,686 --> 01:11:31,775
‫خدا گناهامون رو ببخشه.‬

1026
01:11:38,942 --> 01:11:43,590
‫اگه نمی‌خوای عاقبتت مثل‬
‫مامان و بابات بشه...‬

1027
01:11:44,628 --> 01:11:47,442
‫.. همین امروز اورفا رو ترک کن!‬

1028
01:11:49,557 --> 01:11:52,951
‫نه، نه! من چیکار کردم؟‬

1029
01:11:53,197 --> 01:11:55,151
‫من چیکار کردم؟‬

1030
01:12:03,480 --> 01:12:06,271
‫تو چیکار کردی؟‬

1031
01:12:06,797 --> 01:12:08,543
‫تو چیکار کردی؟‬

1032
01:12:09,705 --> 01:12:11,642
‫تو چیکار کردی؟‬

1033
01:12:13,011 --> 01:12:15,622
‫تو چیکار کردی؟‬

1034
01:12:16,306 --> 01:12:20,691
‫خدایا، من حق چند نفر رو‬
‫ضایع کردم پروردگارا؟‬

1035
01:12:20,932 --> 01:12:24,188
‫من چیکار کردم؟‬
‫چه گناهایی مرتکب شدم پروردگارا؟‬

1036
01:12:24,429 --> 01:12:27,747
‫خدا!‬

1037
01:12:28,057 --> 01:12:30,709
‫- خون اون همه آدم رو ریختم!‬
‫- مامان، نکن.‬

1038
01:12:30,990 --> 01:12:33,978
‫- کار من بود!‬
‫- نه نه، نکن.‬

1039
01:12:34,359 --> 01:12:36,919
‫کار من بود!‬

1040
01:12:37,160 --> 01:12:40,118
‫- خدایا بهم کمک کن!‬
‫- باشه، نکن.‬

1041
01:12:40,451 --> 01:12:45,114
‫ببین، نگاه کن! این دست‌ها همه‌اش خونیه!‬

1042
01:12:45,355 --> 01:12:48,395
‫- نکن.‬
‫- ولم کن!‬

1043
01:12:48,636 --> 01:12:52,334
‫یه لحظه صبر کن عروس!‬

1044
01:12:52,652 --> 01:12:54,842
‫- مامان نکن، صبر کن!‬
‫- یا پروردگارا!‬

1045
01:12:55,083 --> 01:12:58,483
‫- جون چند نفر رو گرفتم؟‬
‫- مامان، نکن!‬

1046
01:12:58,755 --> 01:13:01,170
‫- خدایا ببخش پروردگارا!‬
‫- گلاب بیارین!‬

1047
01:13:01,686 --> 01:13:04,449
‫مامان! گلاب بیارین! بدو!‬

1048
01:13:04,690 --> 01:13:06,174
‫زنگ بزنین آمبولانس!‬

1049
01:13:06,415 --> 01:13:11,092
‫من گناه اون همه آدم رو به گردن گرفتم!‬
‫ولم کن!‬

1050
01:13:11,333 --> 01:13:14,220
‫- پسرم، برین دکترش رو پیدا کنین.‬
‫- چشم آقا.‬

1051
01:13:15,184 --> 01:13:17,417
‫گلاب بیارین!‬

1052
01:13:17,658 --> 01:13:20,474
‫- دخترم!‬
‫- مامان!‬

1053
01:13:27,865 --> 01:13:31,170
‫به خدا منم به اندازه‌ی تو‬
‫کنجکاوم که پدر و مادرت کی‌ان.‬

1054
01:13:32,200 --> 01:13:33,346
‫چرا؟‬

1055
01:13:33,587 --> 01:13:36,031
‫حالا این چشم‌های قشنگ رو‬
‫از مامانت به ارث بردی؟‬

1056
01:13:36,541 --> 01:13:39,242
‫یا از بابات؟ باید دید.‬

1057
01:13:39,775 --> 01:13:42,674
‫- خیلی قشنگن؟‬
‫- خیلی قشنگه.‬

1058
01:13:53,633 --> 01:13:56,848
‫چی شده؟‬

1059
01:13:58,847 --> 01:14:00,725
‫انگشترت رو درآوردی.‬

1060
01:14:01,329 --> 01:14:06,359
‫هاجیک گفته بود، اون موقع حواسم‬
‫سر جاش نبود.‬

1061
01:14:07,335 --> 01:14:09,146
‫به خاطر منه؟‬

1062
01:14:10,196 --> 01:14:12,259
‫به خاطر تو نیست.‬

1063
01:14:12,512 --> 01:14:16,615
‫وقتی ملک من رو با بچه‌ی به دنیا نیومده‌ام‬
‫امتحان کرد، همون موقع تصمیمم رو گرفته بودم.‬

1064
01:14:17,029 --> 01:14:19,226
‫فقط منتظر بودم بچه‌ام به دنیا بیاد.‬

1065
01:14:19,506 --> 01:14:23,357
‫اما دیدم که ملک هم دیگه‬
‫نمی‌خواد این ازدواج رو ادامه بده...‬

1066
01:14:23,613 --> 01:14:26,539
‫.. دیگه دلیلی نداشت بیشتر از این‬
‫در حقش بدی کنم.‬

1067
01:14:26,780 --> 01:14:28,603
‫این برای هر دوتامون بهترین کاره.‬

1068
01:14:29,018 --> 01:14:31,519
‫چون یه زندگی رو نمی‌شه روی دروغ ساخت.‬

1069
01:14:33,156 --> 01:14:35,015
‫یه زندگی فقط...‬

1070
01:14:38,836 --> 01:14:40,816
‫.. روی پیوندهای محکم ساخته می‌شه.‬

1071
01:14:46,953 --> 01:14:49,912
‫سرهات ببین، اگه می‌خوای با من ازدواج کنی...‬

1072
01:14:51,262 --> 01:14:54,441
‫.. فامیلی من کورداعلی نمی‌شه،‬
‫اینو می‌دونی دیگه؟‬

1073
01:14:55,608 --> 01:14:59,557
‫من اصلاً فامیلی ندارم. نمی‌دونم،‬
‫هیچی از خودم نمی‌دونم.‬

1074
01:15:00,337 --> 01:15:03,809
‫من نمی‌ذارم بگن خان بزرگ اورفا‬
‫یه زن بی‌اصل و نسب رو گرفت...‬

1075
01:15:04,050 --> 01:15:05,566
‫.. و کردش خانم خونه‌اش.‬

1076
01:15:05,807 --> 01:15:07,694
‫- بذار بگن.‬
‫- من نمی‌ذارم بگن.‬

1077
01:15:07,935 --> 01:15:11,356
‫نمی‌ذارم. مگه نمی‌دونی‬
‫رسم و رسوم اینجا چطوریه؟‬

1078
01:15:12,167 --> 01:15:13,667
‫تو خانی.‬

1079
01:15:15,664 --> 01:15:17,029
‫من هیچی نیستم.‬

1080
01:15:17,377 --> 01:15:18,863
‫نمی‌ذارم بگن.‬

1081
01:15:19,587 --> 01:15:22,297
‫من هنوز نمی‌دونم کی‌ام، چی‌ام؟‬

1082
01:15:23,401 --> 01:15:25,194
‫اول باید خانواده‌ام رو پیدا کنم.‬

1083
01:15:25,871 --> 01:15:27,888
‫بعدش، به بقیه‌اش فکر می‌کنیم.‬

1084
01:15:28,870 --> 01:15:31,224
‫باشه، هر چی تو بخوای.‬

1085
01:15:32,021 --> 01:15:33,721
‫خانواده‌ات رو هم پیدا می‌کنیم.‬

1086
01:15:35,286 --> 01:15:36,826
‫بهت قول می‌دم.‬

1087
01:15:37,266 --> 01:15:38,643
‫ممنون.‬

1088
01:15:40,957 --> 01:15:42,436
‫ایشالا.‬

1089
01:15:53,000 --> 01:16:02,000
ناین مووی فیلم و سریال‌های خود را در هیچ کانال یا اپلیکیشنی قرار نمی‌دهد
 لطفاً زیرنویس‌های ناین مووی را فقط از سایت و اپلیکیشن ناین مووی دانلود و تماشا کنید
9movie.org

1090
01:16:13,258 --> 01:16:16,392
‫امروز دوباره دارم واسه تو‬
‫آماده می‌شم، سرهات.‬

1091
01:16:17,370 --> 01:16:19,915
‫درست مثل روزی که واسه‬
‫ازدواجمون آماده شده بودم.‬

1092
01:16:25,670 --> 01:16:29,412
‫اما این بار دیگه یه لباس عروس سفید‬
‫و پر از امید تنم نیست.‬

1093
01:16:31,461 --> 01:16:34,753
‫با یه لباس کاملاً مشکی، انگار که دارم‬
‫واسه زندگی از هم پاشیده‌ام عزاداری می‌کنم...‬

1094
01:16:34,994 --> 01:16:36,808
‫.. می‌رم به اون سالن دادگاه.‬

1095
01:16:57,130 --> 01:16:58,478
‫حاضری؟‬

1096
01:17:11,883 --> 01:17:14,544
‫کی فکرشو می‌کرد یه روزی‬
‫کار به طلاق بکشه؟‬

1097
01:17:15,786 --> 01:17:19,204
‫کی واسه ازدواجی که قراره تو دادگاه تموم بشه،‬
‫تو محضر...‬

1098
01:17:19,445 --> 01:17:22,180
‫.. با اون همه شادی، بله می‌گه؟‬

1099
01:17:23,056 --> 01:17:24,595
‫هیچ‌کس!‬

1100
01:17:25,422 --> 01:17:28,503
‫منم به این نیت که تموم بشه،‬
‫به این ازدواج بله نگفتم.‬

1101
01:17:29,297 --> 01:17:30,937
‫ازدواج چیز عجیبیه.‬

1102
01:17:31,469 --> 01:17:35,545
‫یهو به خودت میای و می‌بینی به زنی که‬
‫تو رو به دنیا نیاورده، می‌گی مادر.‬

1103
01:17:37,079 --> 01:17:39,862
‫جایی رو که هیچ‌وقت توش زندگی نکردی،‬
‫خونه‌ی خودت می‌دونی.‬

1104
01:17:41,034 --> 01:17:45,698
‫وقتی یه مرد رو دوست داری، در واقع هر چیزی‬
‫که باهاش میاد رو هم دوست داری.‬

1105
01:17:49,493 --> 01:17:51,401
‫اما اگه اون چیزی که میاد یه زن باشه...‬

1106
01:17:53,496 --> 01:17:56,496
‫.. ترس از دست دادن، تمام وجود آدم رو‬
‫می‌گیره.‬

1107
01:17:57,759 --> 01:18:01,685
‫ترس، روی هر چیز قشنگی سایه می‌ندازه.‬

1108
01:18:02,884 --> 01:18:06,371
‫از اون لحظه به بعد، دیگه هیچ قولی‬
‫اعتبار نداره.‬

1109
01:18:14,122 --> 01:18:16,732
‫صورت‌جلسه‌ی دادخواست‬
‫طلاق توافقی.‬

1110
01:18:17,049 --> 01:18:19,058
‫طرف اول: سرهات یلدوران.‬

1111
01:18:19,299 --> 01:18:22,584
‫- کی حق داره، کی مقصره؟‬
‫- طرف دوم: ملک یلدوران.‬

1112
01:18:22,888 --> 01:18:26,391
‫دیگه هیچ سوال و هیچ جوابی‬
‫اهمیت نداره.‬

1113
01:18:26,782 --> 01:18:28,861
‫به جز یه سوال.‬

1114
01:18:29,102 --> 01:18:33,433
‫وقتی به خاطرات قشنگم با سرهات و به استانبول‬
‫فکر می‌کنم، نمی‌خوام طلاق بگیرم.‬

1115
01:18:33,759 --> 01:18:35,355
‫سرهات یلدوران.‬

1116
01:18:35,894 --> 01:18:39,390
‫به کوچک‌ترین امید و احتمالی‬
‫چنگ می‌زنم.‬

1117
01:18:39,638 --> 01:18:41,566
‫مایل به طلاق هستین؟‬

1118
01:18:42,075 --> 01:18:44,888
‫اما وقتی یادم میاد چرا به اینجا رسیدیم...‬

1119
01:18:45,744 --> 01:18:47,264
‫.. نفسم بند میاد.‬

1120
01:18:47,591 --> 01:18:50,380
‫- بله آقای قاضی.
‫- چون می‌دونم...

1121
01:18:51,072 --> 01:18:52,822
‫.. سرهات دیگه منو دوست نداره.

1122
01:18:53,308 --> 01:18:55,356
‫شما، ملک یلدوران.‬

1123
01:18:56,471 --> 01:18:58,794
‫اگه الان بگم نه، واسه من و...‬

1124
01:18:59,207 --> 01:19:02,740
‫.. بچه‌ای که قراره به دنیا بیاد،‬
‫جز درد چیزی نداره.‬

1125
01:19:04,360 --> 01:19:08,183
‫یه ازدواج مُرده،‬
‫مثل یه پرنده‌ی تک‌باله.‬

1126
01:19:08,871 --> 01:19:10,762
‫مایل به طلاق هستین؟‬

1127
01:19:11,024 --> 01:19:14,235
‫اون پرنده هیچ‌وقت نمی‌تونه بال بزنه‬
‫و پرواز کنه.‬

1128
01:19:19,351 --> 01:19:22,814
‫من خیلی هیجان‌زده‌ام.‬
‫تو هم هیجان داری؟‬

1129
01:19:23,648 --> 01:19:26,573
‫آخه ببین من هیجان دارم یا نه.‬
‫دارم از هیجان می‌میرم دختر.‬

1130
01:19:26,814 --> 01:19:28,860
‫- باشه، قانع شدم.‬
‫- شدی؟‬

1131
01:19:29,101 --> 01:19:30,869
‫حله؟ قانع شدی؟‬

1132
01:19:38,210 --> 01:19:39,827
‫می‌خوام طلاق بگیرم.‬

1133
01:19:55,550 --> 01:19:57,367
‫قربونت برم من آخه.‬

1134
01:19:57,965 --> 01:20:01,663
‫آره به خدا، یعنی ببخشید دیگه.‬

1135
01:20:02,274 --> 01:20:04,497
‫دو هفته از خواستگاریم گذشت...‬

1136
01:20:04,738 --> 01:20:06,292
‫.. و تازه رفتیم وقت عقد رو گرفتیم.‬

1137
01:20:06,533 --> 01:20:11,347
‫ولی خب چون اینجا مدام اتفاقای جدید میفته‬
‫و باز یه بمب خبری ترکید، واسه همین طول کشید.‬

1138
01:20:12,164 --> 01:20:16,625
‫به هر حال، دیر و دشوار بشه ولی بشه،‬
‫کاریش نمی‌شه کرد.‬

1139
01:20:16,968 --> 01:20:18,101
‫چی؟‬

1140
01:20:18,358 --> 01:20:21,901
‫عزیزم، لابد منظورت این بود که‬
‫«دیر بشه ولی بد نشه».‬

1141
01:20:22,142 --> 01:20:24,012
‫آره، همون یه چیزی تو همین مایه‌ها.‬

1142
01:20:24,750 --> 01:20:26,600
‫بیا خیلی خوشبخت بشیم، باشه؟‬

1143
01:20:28,004 --> 01:20:29,821
‫دلم می‌خواد تمام عمرمون خیلی خوشبخت‬
‫باشیم.‬

1144
01:20:30,062 --> 01:20:32,663
‫می‌شیم چشم‌قشنگ من، بیا،‬
‫خوشبخت می‌شیم.‬

1145
01:20:33,112 --> 01:20:35,747
‫می‌شیم چشم‌قشنگم، خوبه که‬
‫هستی.‬

1146
01:20:35,988 --> 01:20:37,390
‫تو هم همینطور.‬

1147
01:20:37,631 --> 01:20:38,969
‫- عه.‬
‫- چی شده؟‬

1148
01:20:43,620 --> 01:20:47,136
‫مبارک باشه، لابد وقت عقدتون رو‬
‫گرفتین.‬

1149
01:20:47,713 --> 01:20:49,300
‫آره عاکف، یه کارایی کردیم.‬

1150
01:20:49,541 --> 01:20:52,340
‫بابا ایول به تو...‬

1151
01:20:52,620 --> 01:20:55,747
‫.. واقعاً این آدم رو عوض کردی،‬
‫خیلی تغییرش دادی.‬

1152
01:20:56,120 --> 01:20:58,937
‫یعنی این آشیر، اسلحه از دستش‬
‫نمیفتاد...‬

1153
01:20:59,178 --> 01:21:01,906
‫.. حالا به جز دست تو، دست به هیچ‌چیزی‬
‫نمی‌زنه.‬

1154
01:21:02,487 --> 01:21:06,566
‫وسط بازار قُدبازی درمیاره و‬
‫پیشنهاد ازدواج می‌ده.‬

1155
01:21:07,177 --> 01:21:08,812
‫هیلو!‬

1156
01:21:09,431 --> 01:21:13,558
‫سرنوشت مسیرتون رو‬
‫یکی کرد، سرنوشت.‬

1157
01:21:14,550 --> 01:21:16,748
‫خیر باشه عاکف، تو اینجا چیکار می‌کنی؟‬

1158
01:21:17,459 --> 01:21:21,197
‫شریکت داره از ملک طلاق می‌گیره،‬
‫واسش مال و اموال در نظر گرفته...‬

1159
01:21:21,438 --> 01:21:25,569
‫- منم اومدم اونا رو ردیف کنم.‬
‫- خوبه، خوبه، پیگیر باش. ردیفش کن.‬

1160
01:21:25,930 --> 01:21:28,422
‫- اما یه وقت حق خواهرم رو ضایع نکنین ها.‬
‫- نمی‌کنیم.‬

1161
01:21:30,200 --> 01:21:31,589
‫- عاکف.‬
‫- چیه؟‬

1162
01:21:31,830 --> 01:21:33,949
‫واسه‌تون کارت دعوت بفرستم؟ می‌خوای؟‬

1163
01:21:34,814 --> 01:21:36,616
‫اگه نفرستی ناراحت می‌شم.‬

1164
01:21:37,558 --> 01:21:39,883
‫واست کادوی طلا میارم،‬
‫اونم یه پنج‌دریک حسابی.‬

1165
01:21:40,216 --> 01:21:41,486
‫- باشه، می‌فرستم.‬
‫- حله.‬

1166
01:21:41,727 --> 01:21:43,320
‫یالا، یالا.‬

1167
01:21:43,561 --> 01:21:45,997
‫- خدا خوشبختتون کنه.‬
‫- برو عاکف، برو دیگه.‬

1168
01:21:47,410 --> 01:21:50,775
‫درگیر مشکل سرهات شدیم و‬
‫از این هجران غافل موندیم.‬

1169
01:21:51,977 --> 01:21:55,151
‫تا من اینا رو از هم جدا نکنم،‬
‫هجران از این اورفا نمی‌ره.‬

1170
01:21:56,040 --> 01:21:59,897
‫بگذریم عاکف، باید آخرین کارتت رو هم بازی کنی.‬

1171
01:22:02,535 --> 01:22:03,968
‫خداحافظ.‬

1172
01:22:14,990 --> 01:22:19,522
‫عمو، شنیدی ملک طلاق گرفته؟‬

1173
01:22:21,755 --> 01:22:23,232
‫خبر دارم.‬

1174
01:22:23,970 --> 01:22:27,168
‫طبق چیزی که می‌گن، قراره باز تو‬
‫عمارت یلدوران‌ها بمونه.‬

1175
01:22:28,760 --> 01:22:31,775
‫اون بچه‌ای هم که تو شکمشه نوه‌شونه،‬
‫شاید هم وارثشون بشه.‬

1176
01:22:32,831 --> 01:22:36,267
‫یعنی هر چی باشه دختر توئه، به خدا...‬

1177
01:22:37,041 --> 01:22:41,620
‫.. این سرهات هتل ییلدیریم رو‬
‫گذاشته برای اون.‬

1178
01:22:41,907 --> 01:22:44,010
‫کلی زمین و ملک براش گذاشته.‬

1179
01:22:45,462 --> 01:22:47,335
‫می‌گم که...‬

1180
01:22:47,795 --> 01:22:51,279
‫.. بیاد اینجا بمونه، دستمون رو‬
‫پر می‌کنه، می‌دونی؟‬

1181
01:22:52,595 --> 01:22:55,523
‫فکر کردی فقط تو به این چیزا فکر می‌کنی؟‬
‫من عقلم نمی‌رسه؟‬

1182
01:22:56,134 --> 01:22:59,466
‫یعنی من نمی‌تونم از عشیره‌ام محافظت کنم؟‬
‫انگار اصلاً به فکر عشیره نیستم.‬

1183
01:22:59,720 --> 01:23:02,895
‫نه، فکر می‌کنی ولی نتیجه‌اش یکم‬
‫عجیب غریب می‌شه عمو.‬

1184
01:23:03,603 --> 01:23:06,619
‫تو نقشه و برنامه‌هات یه مشکلی هست،‬
‫بد برداشت نکن.‬

1185
01:23:06,880 --> 01:23:09,158
‫- دالیان.‬
‫- چی شده باز؟‬

1186
01:23:10,182 --> 01:23:13,801
‫شونه‌ات درد می‌کنه؟ وقتی درد می‌گیره اینطوری‬
‫عصبی می‌شی.‬

1187
01:23:16,929 --> 01:23:19,643
‫این زن‌عموی ما عجب نترس و جسوری از آب دراومد.‬

1188
01:23:20,024 --> 01:23:23,612
‫جلوی همه درآورد و بنگ بنگ‬
‫زد بهت.‬

1189
01:23:23,853 --> 01:23:25,552
‫- دستت درد نکنه دخترم.‬
‫- گذاشتمش اینجا.‬

1190
01:23:26,631 --> 01:23:28,615
‫فقط، مرسی عزیزم...‬

1191
01:23:29,013 --> 01:23:32,116
‫.. خونه‌ی پدری ما هم به خدا داره روز به روز‬
‫عجیب‌تر می‌شه.‬

1192
01:23:32,648 --> 01:23:34,942
‫کاش یکی میومد از روی زندگیِ ما سریال می‌ساخت.‬

1193
01:23:36,072 --> 01:23:39,175
‫کورداعلی‌های از پا افتاده، نه عمو؟‬

1194
01:23:40,771 --> 01:23:45,827
‫هی روزگار، مریم خاتون، اون چنارِ کهن.‬
‫هنوز عقلم به این اتفاقا قد نمی‌ده.‬

1195
01:23:48,333 --> 01:23:51,413
‫- خوش اومدی آبجی ییلدیز.‬
‫- کیه باز؟‬

1196
01:23:55,801 --> 01:23:59,325
‫بعد از اون همه اتفاق و ماجرا، تو‬
‫اینجا چیکار می‌کنی؟‬

1197
01:23:59,566 --> 01:24:00,976
‫این رو از من می‌پرسی؟‬

1198
01:24:01,264 --> 01:24:04,971
‫کارایی که با من کردی، بلایی که سر‬
‫مادرم آوردی...‬

1199
01:24:05,445 --> 01:24:09,302
‫.. حتی بعد از بلایی که سر این آوردی، حالا‬
‫می‌خوای حساب گذشته رو با من تسویه کنی؟‬

1200
01:24:09,675 --> 01:24:11,270
‫به خدا راست می‌گی.‬

1201
01:24:11,791 --> 01:24:15,498
‫عموم با دست و قدرتش کل اورفا رو غارت کرد،‬
‫واقعاً جای بخشش نداره.‬

1202
01:24:15,902 --> 01:24:19,371
‫ولی الان دیگه سرش به سنگ خورده، پیر شده و‬
‫عاقل شده، من تضمین می‌دم، به خدا.‬

1203
01:24:19,756 --> 01:24:22,216
‫تو دیگه دم این در کاری نداری.‬

1204
01:24:23,081 --> 01:24:27,200
‫چطور؟ عمو، من از صبح دارم ازت‬
‫تعریف می‌کنم، می‌گم عاقل شده.‬

1205
01:24:27,441 --> 01:24:28,742
‫بذار هر چی می‌خواد بگه دختر.‬

1206
01:24:29,036 --> 01:24:32,845
‫حالا عاقل هم بشه چه فایده، وقتی‬
‫وجدان نداره.‬

1207
01:24:33,325 --> 01:24:35,579
‫- چی می‌خوای؟‬
‫- می‌خوام مادرم رو ببینم.‬

1208
01:24:39,439 --> 01:24:41,214
‫ای ماشالله!‬

1209
01:24:44,368 --> 01:24:46,177
‫بیا، بیا بذار مادرش رو ببینه، بیا.‬

1210
01:24:48,951 --> 01:24:51,610
‫هی روزگار، مریم کورداعلی، هی.‬

1211
01:24:53,300 --> 01:24:55,705
‫آدم نباید بگه چی بودم، باید بگه چی می‌شم.‬

1212
01:24:56,824 --> 01:25:00,673
‫همین دیروز بود که جلاد فرستادی تا‬
‫بکشیش...‬

1213
01:25:00,914 --> 01:25:03,974
‫.. همون ندایی که می‌خواستی بچه‌هاش رو‬
‫یتیم کنی...‬

1214
01:25:04,984 --> 01:25:06,976
‫.. حالا داره با دستای خودش بهت غذا می‌ده.‬

1215
01:25:07,753 --> 01:25:11,341
‫عدالت پروردگار رو ببین. خب، بفرما.‬

1216
01:25:12,581 --> 01:25:14,240
‫یالا، دهنت رو باز کن.‬

1217
01:25:14,481 --> 01:25:17,081
‫نه، نمی‌خوره.‬

1218
01:25:19,676 --> 01:25:21,097
‫بیا خواهرشوهر، بیا.‬

1219
01:25:42,100 --> 01:25:43,520
‫چطوره؟ حالش خوبه؟‬

1220
01:25:43,761 --> 01:25:45,615
‫چی بگم خواهرشوهر، همینطوری دیگه...‬

1221
01:25:46,169 --> 01:25:48,613
‫.. مثل هر آدم فلج دیگه‌ای...‬

1222
01:25:48,854 --> 01:25:51,018
‫.. دکتر گفت ممکنه خوب بشه ولی...‬

1223
01:25:51,595 --> 01:25:54,880
‫.. به خدا دهنش رو باز نمی‌کنه که دو لقمه
‫بهش بدیم. نمی‌خوره.

1224
01:25:55,121 --> 01:25:56,595
‫- مامان!‬
‫- جانم؟‬

1225
01:25:57,266 --> 01:25:59,917
‫خیلی گشنمه، برام لاهماجون‬
‫درست می‌کنی؟‬

1226
01:26:00,258 --> 01:26:02,758
‫- پسرم، الان دارم به مادربزرگت غذا می‌دم.‬
‫- تو...‬

1227
01:26:03,275 --> 01:26:06,354
‫.. تو به بچه غذا بده، من ردیفش می‌کنم. یالا.‬

1228
01:26:07,521 --> 01:26:09,450
‫یالا برو پیش مامانت.‬

1229
01:26:10,859 --> 01:26:12,359
‫دستت درد نکنه خواهرشوهر.‬

1230
01:26:12,962 --> 01:26:15,439
‫اول باید سوپ بخوری، باشه؟‬
‫یالا ببینم.‬

1231
01:26:48,114 --> 01:26:50,646
‫بیا دیگه، یالا.‬

1232
01:26:51,892 --> 01:26:53,495
‫خب دهنت رو باز کن.‬

1233
01:26:58,979 --> 01:27:00,828
‫اینطوری که نمی‌شه.‬

1234
01:27:03,090 --> 01:27:04,828
‫اینطوری خوب نمی‌شی که.‬

1235
01:27:29,795 --> 01:27:33,390
‫نکنه چون من رو به دنیا نیاوردی، دیگه‬
‫دوستم نداری؟‬

1236
01:27:35,428 --> 01:27:37,039
‫یه چیزی بهت بگم؟‬

1237
01:27:38,349 --> 01:27:41,468
‫من هنوزم خیلی دوستت دارم،‬
‫واقعاً.‬

1238
01:27:42,187 --> 01:27:44,147
‫برای من که چیزی عوض نشده.‬

1239
01:27:45,433 --> 01:27:49,703
‫تازه، گلی که آدم خودش بزرگش کنه،‬
‫براش قشنگ‌تره.‬

1240
01:27:50,596 --> 01:27:52,493
‫اون خوش‌بوتره.‬

1241
01:27:58,158 --> 01:28:02,539
‫تو برای من خیلی زحمت کشیدی.‬

1242
01:28:04,438 --> 01:28:08,049
‫خیلی به گردنم حق داری، زحمتات هدر‬
‫نرفته.‬

1243
01:28:08,834 --> 01:28:10,207
‫نه، نرفته.‬

1244
01:28:11,239 --> 01:28:13,295
‫تازه، مادرا تاج سرن.‬

1245
01:28:14,887 --> 01:28:17,863
‫تو هم تاج سر منی،‬
‫تو هم...‬

1246
01:28:22,509 --> 01:28:24,493
‫.. تو هنوزم مادر منی.

1247
01:28:33,073 --> 01:28:34,566
‫آره.‬

1248
01:28:37,772 --> 01:28:40,431
‫حالا به عنوان دخترت ازت می‌خوام.‬

1249
01:28:41,788 --> 01:28:43,177
‫یالا دیگه.‬

1250
01:28:46,668 --> 01:28:50,597
‫یالا به خاطر من یه ذره از این بخور،‬
‫به خودت فشار بیار، یالا.‬

1251
01:28:54,819 --> 01:28:58,668
‫آهان، دیدی؟ بیا، اینم از این.‬

1252
01:28:59,535 --> 01:29:01,611
‫خب، اینطوری باید بخوری...‬

1253
01:29:01,852 --> 01:29:05,114
‫.. تا جون بگیری و حالت خوب بشه‬
‫مریم کورداعلی.‬

1254
01:29:05,884 --> 01:29:07,178
‫یالا ببینم.‬

1255
01:29:08,431 --> 01:29:11,876
‫نوش جونت، عافیت باشه.‬

1256
01:29:19,637 --> 01:29:22,844
‫ببینم، داری می‌خندی؟‬

1257
01:29:23,606 --> 01:29:24,883
‫بخند.‬

1258
01:29:25,597 --> 01:29:27,089
‫دخترت اینجاست.‬

1259
01:29:27,883 --> 01:29:31,264
‫ببین، من همیشه همینجام، کنارتم.‬

1260
01:29:37,000 --> 01:29:46,000
ناین مووی؛ مرجع فیلم و سریال های روز دنیا!
.::9movie.org::.

1261
01:29:54,247 --> 01:29:57,311
‫یوسف، بهم بگو پیدا کردم، بگو پیداش کردم‬
‫یوسف.‬

1262
01:29:57,552 --> 01:30:00,604
‫ییلدیز دو هفته‌ست منتظر خبر ماست،‬
‫بهم بگو پیدا کردم.‬

1263
01:30:00,845 --> 01:30:04,623
‫پیدا کردم آقا، پرستار رو پیدا کردم ولی‬
‫اوضاع یکم پیچیده‌ست.‬

1264
01:30:05,813 --> 01:30:07,877
‫پیچیده یعنی چی؟‬

1265
01:30:08,484 --> 01:30:11,103
‫- الو؟‬
‫- ملک.‬

1266
01:30:19,182 --> 01:30:20,793
‫برای چی به من زنگ می‌زنی؟‬

1267
01:30:21,034 --> 01:30:23,428
‫زنگ زدم بگم که تنها نیستی.‬

1268
01:30:23,669 --> 01:30:26,502
‫بیرون یه ماشین منتظرته.‬

1269
01:30:27,534 --> 01:30:30,177
‫مجبور نیستی تو عمارت یلدوران‌ها بمونی.‬

1270
01:30:31,081 --> 01:30:33,541
‫بچه‌ی تو شکمت، نوه‌ی منم هست.‬

1271
01:30:34,502 --> 01:30:39,010
‫اگه قبول کنی، آدم‌هام میان دنبالت و‬
‫سریع میارنت پیش خودم.‬

1272
01:30:39,700 --> 01:30:44,160
‫پیش من، زیر سقف خونه‌ام، هیچ‌کس نمی‌تونه‬
‫به تو و بچه‌ات دست بزنه.‬

1273
01:30:44,525 --> 01:30:47,827
‫همچین اتفاقی هیچ‌وقت نمیفته،‬
‫من به اون عمارت نمیام.‬

1274
01:30:48,239 --> 01:30:50,278
‫من نقشه‌های دیگه‌ای دارم.‬

1275
01:30:51,557 --> 01:30:53,565
‫در ضمن، فرض می‌کنم این حرف‌ها رو‬
‫اصلاً نشنیدم.‬

1276
01:30:56,227 --> 01:30:57,529
‫همه‌چی روبه‌راهه؟‬

1277
01:30:58,046 --> 01:31:01,522
‫سؤالیه که نباید از زنی که تازه طلاق گرفته پرسید،‬
‫مگه نه؟‬

1278
01:31:08,633 --> 01:31:11,451
‫- آقا کجا؟‬
‫- عمارت.‬

1279
01:31:11,692 --> 01:31:13,157
‫فعلاً.‬

1280
01:31:22,832 --> 01:31:25,530
‫مادر، ببین چه آفتاب قشنگی هم دراومده.‬

1281
01:31:25,803 --> 01:31:29,398
‫کاش لجبازی نکنی و اشتهات باز بشه،‬
‫یه دو لقمه غذا بخوری.‬

1282
01:31:29,867 --> 01:31:31,898
‫- بیار عزیزم، بیار.‬
‫- یخ کرد، یخ کرد.‬

1283
01:31:34,001 --> 01:31:37,096
‫- الان دیگه بی‌حرکت موندی.‬
‫- چند روزه مثل بت یه جا خشکش زده.‬

1284
01:31:38,271 --> 01:31:40,684
‫دست‌هاش هم مثل یخ سرده.‬

1285
01:31:41,298 --> 01:31:45,194
‫مادرم امروز لجبازی نمی‌کنه و غذا می‌خوره،‬
‫مگه نه مادر؟‬

1286
01:31:54,420 --> 01:31:56,746
‫- من دارم می‌رم بیرون.‬
‫- باشه بابا.‬

1287
01:32:05,895 --> 01:32:07,807
‫خیر باشه ان‌شاءالله.‬

1288
01:32:20,759 --> 01:32:24,267
‫آسیه گشنمه، برام غذا بیار.‬

1289
01:32:25,966 --> 01:32:27,799
‫یه تشک هم بیار...‬

1290
01:32:28,407 --> 01:32:31,907
‫.. اون رو هم همینجا کنار گل‌ها پهن کن.‬

1291
01:32:32,185 --> 01:32:35,089
‫- گفت تشک، مگه قراره کسی بمیره؟‬
‫- باشه، آروم باش.‬

1292
01:32:35,560 --> 01:32:39,370
‫تو از کجا پیدات شد بی‌اجازه؟‬
‫نمی‌تونی اینجا گلیم و اینجور چیزها پهن کنی.‬

1293
01:32:39,885 --> 01:32:43,313
‫سال‌هاست پیش یلدوران‌هایی،‬
‫دوباره برگرد همونجا!‬

1294
01:32:43,917 --> 01:32:46,544
‫نه، از این به بعد همینجام.‬

1295
01:32:46,785 --> 01:32:50,805
‫کاری به کارم نداشته باش. در ضمن، دخترم قراره بیاد.‬

1296
01:32:51,147 --> 01:32:53,488
‫ملک بمیره هم اینجا نمیاد.‬

1297
01:32:53,729 --> 01:32:55,908
‫یالله، برو یه جای دیگه، برو یه جای دیگه.‬

1298
01:32:57,257 --> 01:33:00,099
‫- میاد، میاد.‬
‫- بگیرین اینو بندازین بیرون.‬

1299
01:33:01,924 --> 01:33:05,352
‫اما اگه بخوای منو بیرون کنی...‬

1300
01:33:05,868 --> 01:33:08,908
‫.. اونوقت اگه قرار باشه بیاد هم‬
‫جلوی اومدنش رو می‌گیرم، اینو بدون.‬

1301
01:33:14,867 --> 01:33:17,835
‫ولم کنین، توبه یا ربی.‬

1302
01:33:26,005 --> 01:33:28,045
‫اوه، مریم خانم...‬

1303
01:33:28,402 --> 01:33:30,687
‫.. ماشینت مبارک باشه، قشنگه.‬

1304
01:33:31,283 --> 01:33:34,791
‫قشنگه، خیلی شیکه، پس بالاخره...‬

1305
01:33:35,032 --> 01:33:37,822
‫.. داری تقاص گناهات رو پس می‌دی، ها؟‬

1306
01:33:38,457 --> 01:33:39,624
‫البته...‬

1307
01:33:40,290 --> 01:33:42,767
‫.. مگه کارهای کی واسش موندنی بوده که...‬

1308
01:33:43,008 --> 01:33:45,211
‫.. واسه تو بمونه، مگه نه؟‬

1309
01:33:49,426 --> 01:33:51,900
‫هرچی باشه خیلی‌ها رو سوزوندی مریم.‬

1310
01:33:53,607 --> 01:33:55,718
‫خیلی از بی‌گناه‌ها رو از بین بردی.‬

1311
01:33:57,560 --> 01:34:01,067
‫نرگس خانم، حلمی‌بیگ...‬

1312
01:34:01,618 --> 01:34:03,142
‫.. ملک.‬

1313
01:34:04,062 --> 01:34:06,927
‫البته اینها فقط اونایی هستن که‬
‫من یادمه.‬

1314
01:34:08,576 --> 01:34:10,147
‫ولی حالا...‬

1315
01:34:10,955 --> 01:34:14,066
‫.. نوبت سوختن توئه، مگه نه مریم؟‬

1316
01:34:16,941 --> 01:34:20,798
‫خدا به فردا می‌ندازه ولی ازت نمی‌گذره،‬
‫می‌دونی که؟‬

1317
01:34:21,073 --> 01:34:24,263
‫یالله، حالا اینطوری...‬

1318
01:34:24,759 --> 01:34:28,021
‫.. قشنگ و حسابی تقاص پس بده.‬

1319
01:34:31,989 --> 01:34:34,267
‫من برم مادر سرما می‌خوره،‬
‫ببرمش اتاقش.‬

1320
01:34:34,508 --> 01:34:37,267
‫آسیه، تو برای سوده خانم یه غذای خوب درست کن...‬

1321
01:34:37,508 --> 01:34:38,926
‫.. تشکش رو هم قشنگ پهن کن...‬

1322
01:34:39,167 --> 01:34:40,529
‫.. حسابی ازش پذیرایی کنیم، یالله ببینم.‬

1323
01:34:40,770 --> 01:34:42,173
‫البته، البته، سرما نخوره.‬

1324
01:34:42,414 --> 01:34:44,776
‫مریم عزیزم سرما نخوره، بره داخل.‬

1325
01:34:45,117 --> 01:34:48,736
‫مریم عزیزم ببین، منم همین بغلتم،‬
‫همینجام.‬

1326
01:34:49,609 --> 01:34:52,847
‫می‌خواستم بگم اگه چیزی لازم داشتی صدام کن ولی...‬

1327
01:35:01,025 --> 01:35:02,509
‫آسیه...‬

1328
01:35:04,187 --> 01:35:05,680
‫.. تشک.‬

1329
01:35:07,930 --> 01:35:10,486
‫توبه بسم‌الله، توبه بسم‌الله.‬

1330
01:35:18,237 --> 01:35:20,444
‫داغ بود، منم نتونستم بازش کنم.‬

1331
01:35:21,484 --> 01:35:23,047
‫وای، دلم خیلی شور می‌زنه.‬

1332
01:35:23,531 --> 01:35:26,619
‫سرهات خان طلاق گرفت، حالا ببین،‬
‫حتماً با اون ییلدیز ازدواج می‌کنه.‬

1333
01:35:26,860 --> 01:35:29,428
‫آقا با هرکی دلش بخواد‬
‫ازدواج می‌کنه کوثر.‬

1334
01:35:29,669 --> 01:35:31,974
‫اگه اون کسی که می‌گه ییلدیز باشه...‬

1335
01:35:32,215 --> 01:35:34,832
‫.. به‌محض اینکه با سرهات خان ازدواج کنه‬
‫خانم این عمارت می‌شه.‬

1336
01:35:35,267 --> 01:35:37,362
‫اونوقت تو حیاط ما رو به ساز خودش می‌رقصونه.‬

1337
01:35:37,612 --> 01:35:39,911
‫- نفوس بد نزن.‬
‫- ای بابا کوثر.‬

1338
01:35:40,180 --> 01:35:43,165
‫تو آبجی یلدیز رو خیلی بد شناختی،‬
‫اون اینطوری نیست.‬

1339
01:35:43,406 --> 01:35:44,864
‫اصل و نسب ییلدیز معلوم نیست.‬

1340
01:35:45,105 --> 01:35:47,483
‫در ضمن، سلطان خانم که اونو به‌عنوان عروس قبول نمی‌کنه...‬

1341
01:35:47,745 --> 01:35:49,372
‫.. این وسط سرهات خان ضرر می‌کنه.‬

1342
01:35:49,844 --> 01:35:52,090
‫به‌خاطر اون دختر با مادرش رو در رو می‌شه.‬

1343
01:35:52,669 --> 01:35:54,217
‫زیر برنج رو خاموش کنین.‬

1344
01:35:54,628 --> 01:35:56,534
‫به خدا از گشنگی دست و پام‬
‫داره می‌لرزه.‬

1345
01:35:57,824 --> 01:36:01,578
‫برات غذا بکشم،‬
‫می‌تونی یه بشقاب بدی؟‬

1346
01:36:04,768 --> 01:36:06,419
‫غذا چی داریم؟‬

1347
01:36:08,038 --> 01:36:11,054
‫- چی شده؟‬
‫- یوسف.‬

1348
01:36:12,803 --> 01:36:14,303
‫انگشترت کجاست؟‬

1349
01:36:16,938 --> 01:36:19,200
‫ای وای، انگشترش رو دستش نکرده؟‬

1350
01:36:19,692 --> 01:36:22,374
‫یوسف، نکنه هنوز ازدواج نکرده...‬

1351
01:36:22,692 --> 01:36:24,469
‫.. از این پایبندی خسته شدی؟‬

1352
01:36:26,746 --> 01:36:28,635
‫دختر ببین، من یه جا خوندم...‬

1353
01:36:29,000 --> 01:36:31,801
‫.. این مردها ازدواج رو مثل یه بار اضافی و زنجیر می‌بینن.‬

1354
01:36:32,042 --> 01:36:34,040
‫چه باری، چه زنجیری کوثر؟‬

1355
01:36:35,005 --> 01:36:37,222
‫تو هم الان آتیش‌بیار معرکه نشو، صبر کن.‬

1356
01:36:37,903 --> 01:36:41,934
‫اگه مثل بار و زنجیر نمی‌بینی، پس چرا‬
‫انگشترت رو درآوردی؟‬

1357
01:36:42,595 --> 01:36:44,873
‫ای بابا عزیزم، تنگ بود، اذیت می‌کرد.‬

1358
01:36:45,484 --> 01:36:48,643
‫اون روز یا ترشی زیاد خوردم،‬
‫یا هر چی شد که اینطوری ورم کرد.‬

1359
01:36:48,884 --> 01:36:50,320
‫فشار آوردم و درش آوردم دیگه.‬

1360
01:36:50,561 --> 01:36:53,459
‫حالا نمی‌خوام بینتون موش بدوونما ولی...‬

1361
01:36:53,700 --> 01:36:55,356
‫.. اصلاً حرفت باورکردنی نیست یوسف.‬

1362
01:36:55,742 --> 01:36:58,932
‫این دختر این همه ترشی خورد، ببین انگشترش‬
‫هنوز تو انگشتشه.‬

1363
01:36:59,297 --> 01:37:00,885
‫آره، هست.‬

1364
01:37:02,667 --> 01:37:06,398
‫آهان ببین، امروز می‌خواستم برم طلافروشی‬
‫بدم گشادش کنن.‬

1365
01:37:07,517 --> 01:37:10,759
‫ببین کوثر دیدی؟‬
‫مثل زنجیر بهش نگاه نمی‌کنه.‬

1366
01:37:11,000 --> 01:37:13,648
‫آره، مثل زنجیر نمی‌بینه، لابد مثل قلاده‬
‫می‌بینه.‬

1367
01:37:13,889 --> 01:37:15,456
‫یا صبر، یا الله.‬

1368
01:37:15,697 --> 01:37:19,805
‫- نه، اونطوری نمی‌بینه.‬
‫- معلومه که نمی‌بینم.‬

1369
01:37:20,046 --> 01:37:21,881
‫پس ازتون می‌پرسم...‬

1370
01:37:22,122 --> 01:37:24,908
‫.. چرا وقت عقد نگرفتین؟ همینطوری‬
‫نامزد موندین.‬

1371
01:37:27,121 --> 01:37:31,192
‫آره یوسف، ما چرا هنوز وقت نگرفتیم؟‬
‫چرا با سرهات خان صحبت نمی‌کنی؟‬

1372
01:37:31,658 --> 01:37:35,507
‫پسرم رو تو منگنه نذارین، ازدواج می‌کنین دیگه‬
‫عروس‌خانم، چه عجله‌ایه؟‬

1373
01:37:35,748 --> 01:37:37,229
‫کسی که فرار نمی‌کنه.‬

1374
01:37:37,478 --> 01:37:41,848
‫تو نگران نباش عزیزم، من قبل از اینکه امروز تموم بشه‬
‫می‌رم با سرهات خان حرف می‌زنم.‬

1375
01:37:42,515 --> 01:37:44,412
‫- باشه عزیزم؟‬
‫- باشه.‬

1376
01:37:45,736 --> 01:37:47,863
‫- برات غذا بکشم.‬
‫- بکش بابا.‬

1377
01:37:48,118 --> 01:37:51,816
‫کلک دیگه‌ای برای به هم ریختن اوضاع نداری؟‬
‫می‌خوام غذا بخورم.‬

1378
01:37:52,057 --> 01:37:54,529
‫نه دیگه تموم شد، می‌تونی غذات رو بخوری،‬
‫نوش جونت.‬

1379
01:37:54,770 --> 01:37:55,950
‫- ممنون.‬
‫- یالا.‬

1380
01:37:56,298 --> 01:37:59,393
‫دستور سلطان خانمه، یکی از اتاق‌های خالی رو‬
‫باید آماده کنین، باشه؟‬

1381
01:37:59,634 --> 01:38:02,967
‫کارهاتون رو ول کنین و یکی از اتاق‌های خالی رو‬
‫آماده کنین، یالا.‬

1382
01:38:03,208 --> 01:38:04,483
‫من ماست رو بذارم تو یخچال و برم.‬

1383
01:38:04,724 --> 01:38:06,348
‫- مامان داشتم غذا می‌کشیدم.‬
‫- ول کن!‬

1384
01:38:06,589 --> 01:38:09,517
‫بده من برای پسرم می‌کشم، یالا تو برو اتاق رو آماده کن.‬

1385
01:38:16,421 --> 01:38:17,961
‫از اونجا بشقاب رو بده.‬

1386
01:38:24,373 --> 01:38:27,183
‫بهت می‌گم، تو خیلی به این دختر رو می‌دی.‬

1387
01:38:27,424 --> 01:38:28,723
‫به خدا سوارت می‌شه.‬

1388
01:38:28,964 --> 01:38:30,794
‫حرف مادرت رو گوش کن، زیاد بهش رو نده.‬

1389
01:38:31,035 --> 01:38:34,060
‫- به خدا شیرم رو حلالت نمی‌کنم‌ها.‬
‫- هاجیک عشق منه مامان.‬

1390
01:38:34,632 --> 01:38:36,441
‫هر چقدر بخوام بهش رو می‌دم، تو دخالت نکن.‬

1391
01:38:36,690 --> 01:38:39,417
‫آره دیگه، بعد از اینکه با هاجیک دعوات شد...‬

1392
01:38:39,753 --> 01:38:44,118
‫.. نیای با گریه و زاری بگی مامان و به دامنم بچسبی‬
‫آقا یوسف، بیا بگیر.‬

1393
01:38:46,509 --> 01:38:48,597
‫نوش جونت، اه!‬

1394
01:39:02,596 --> 01:39:03,961
‫برو کنار، برو کنار.‬

1395
01:39:05,969 --> 01:39:09,135
‫اومد خانم‌جان، قهوه‌تون اومد. نوش جونتون.‬

1396
01:39:09,376 --> 01:39:12,424
‫سلامت باشی. چه کار کردین؟‬
‫اتاق رو آماده کردین؟‬

1397
01:39:12,752 --> 01:39:15,514
‫دخترا دارن تمیز می‌کنن، منم الان می‌رم چک می‌کنم.‬

1398
01:39:15,755 --> 01:39:16,990
‫یالا، خسته نباشین.‬

1399
01:39:17,231 --> 01:39:18,306
‫- آبجی گلزار.‬
‫- چیه؟‬

1400
01:39:18,547 --> 01:39:21,298
‫برای منم یه قهوه درست کن.‬
‫به خدا از بس بدو بدو کردم داغون شدم.‬

1401
01:39:21,539 --> 01:39:24,473
‫نگران نباش، یه قهوه‌ی پرکف‬
‫برات درست می‌کنم.‬

1402
01:39:25,910 --> 01:39:29,203
‫به خدا معلوم نیست پسر تو داره طلاق می‌گیره یا من.‬

1403
01:39:29,632 --> 01:39:31,767
‫از این دفترخونه به اون اداره‌ی ثبت...‬

1404
01:39:32,051 --> 01:39:33,947
‫.. به خدا اول صبحی داغون شدم.‬

1405
01:39:34,693 --> 01:39:37,035
‫کاریش نمی‌شه کرد، چیزیه که شده.‬

1406
01:39:37,889 --> 01:39:40,445
‫به خدا مامان، اصلاً درکت نمی‌کنم.‬

1407
01:39:41,040 --> 01:39:43,238
‫هر بار منو غافلگیر می‌کنی.‬

1408
01:39:43,516 --> 01:39:45,246
‫ببین، واقعاً هر بار.‬

1409
01:39:46,074 --> 01:39:50,884
‫- مگه من چیکار کردم که غافلگیر شدی؟‬
‫- پسرت داره طلاق می‌گیره...‬

1410
01:39:51,409 --> 01:39:54,577
‫.. اونوقت تو نشستی داری قهوه می‌خوری...‬

1411
01:39:54,853 --> 01:39:57,218
‫.. منتظری پسرت از دادگاه‬
‫برگرده؟‬

1412
01:39:57,459 --> 01:40:00,261
‫چیکار کنم؟ من که زنش ندادم...‬

1413
01:40:00,502 --> 01:40:02,769
‫.. موقع طلاقش هم حرفی نزدم.‬

1414
01:40:03,486 --> 01:40:06,002
‫خودش خیلی وقت پیش تصمیمش رو گرفته.‬

1415
01:40:06,446 --> 01:40:11,287
‫تصمیمش رو گرفته؟ خب مامان، من که اون همه‬
‫بهت گفتم...‬

1416
01:40:11,766 --> 01:40:16,297
‫.. گفتم بذار از این نورگل طلاق بگیرم، اون همه بهت گفتم.‬

1417
01:40:16,900 --> 01:40:18,742
‫چرا به من اجازه نمی‌دی، ها؟‬

1418
01:40:19,020 --> 01:40:21,369
‫- فقط مونده یه تیر بهم بزنه.‬
‫- عاکف...‬

1419
01:40:22,171 --> 01:40:25,925
‫.. ببین، چندین سال از ازدواجت با نورگل‬
‫می‌گذره.‬

1420
01:40:26,276 --> 01:40:29,546
‫بچه‌دار هم نشدین، ولی اگه امروز هم بخوای...‬

1421
01:40:29,787 --> 01:40:32,768
‫.. من امروز هم اجازه نمی‌دم از نورگل‬
‫طلاق بگیری.‬

1422
01:40:33,228 --> 01:40:35,315
‫چرا مامان؟ آخه چرا؟‬

1423
01:40:35,585 --> 01:40:38,046
‫سرهات خان هر کاری دلش بخواد می‌کنه...‬

1424
01:40:38,490 --> 01:40:39,919
‫.. چرا تو کار من دخالت می‌کنین؟‬

1425
01:40:40,255 --> 01:40:42,414
‫چرا تو هر چی که من می‌خوام دخالت می‌کنین؟‬

1426
01:40:45,069 --> 01:40:46,394
‫عاکف...‬

1427
01:40:48,466 --> 01:40:51,784
‫.. کی غیر از نورگل تو رو دوست داره؟‬

1428
01:40:56,860 --> 01:40:58,359
‫خب تو هستی دیگه.‬

1429
01:41:02,518 --> 01:41:04,248
‫تو دوستم داری مامان.‬

1430
01:41:08,985 --> 01:41:10,279
‫درسته.‬

1431
01:41:11,027 --> 01:41:12,967
‫حداقل...‬

1432
01:41:13,750 --> 01:41:16,703
‫.. حتی اگه به دروغ هم باشه مامان...‬

1433
01:41:19,710 --> 01:41:21,685
‫.. یه چیزی بگو.‬

1434
01:41:22,633 --> 01:41:24,648
‫یه چیزی بگو.‬

1435
01:41:25,370 --> 01:41:28,909
‫این بی‌محبتی، آره همین‬
‫بی‌محبتی...‬

1436
01:41:29,687 --> 01:41:31,854
‫.. کار دست همه‌مون می‌ده.‬

1437
01:41:32,445 --> 01:41:35,032
‫- دست همه‌مون.‬
‫- ول کن این حرف‌ها رو...‬

1438
01:41:35,273 --> 01:41:37,825
‫.. تو به من بگو، قضیه‌ی هجران‬
‫چی می‌شه؟‬

1439
01:41:38,066 --> 01:41:40,214
‫ببین، تو این شلوغی‌ها اون دختر نادیده گرفته شد.‬

1440
01:41:40,508 --> 01:41:43,707
‫باید حتماً از اینجا فرستاده بشه بره.‬

1441
01:41:44,262 --> 01:41:47,619
‫یه فکری تو سرمه، خودم کارهای لازم رو‬
‫انجام می‌دم.‬

1442
01:41:48,786 --> 01:41:51,795
‫- تو؟‬
‫- آره مامان.‬

1443
01:41:53,500 --> 01:41:54,881
‫من.‬

1444
01:42:26,118 --> 01:42:28,086
‫- بفرما خان.‬
‫- دنبالشونی هسو؟‬

1445
01:42:28,327 --> 01:42:29,697
‫دنبالشونم خان.‬

1446
01:42:29,938 --> 01:42:32,776
‫وقتی زن همراهشه نمی‌شه، وقتی تنها بود‬
‫باهاش حرف می‌زنی.‬

1447
01:42:33,017 --> 01:42:34,346
‫هر چی شما بگی، قربان.‬

1448
01:42:37,711 --> 01:42:41,433
‫ما اینجا بدبختی و درد بکشیم،‬
‫تو اونجا خوش‌گذرونی کنی، آره آشیر خان؟‬

1449
01:42:42,037 --> 01:42:45,124
‫نمیشه، اجازه نمی‌دم.‬

1450
01:42:50,309 --> 01:42:53,532
‫- نیومد؟‬
‫- الان دیگه میاد.‬

1451
01:42:57,456 --> 01:42:59,916
‫- ییلدیز.‬
‫- خوش اومدی.‬

1452
01:43:00,543 --> 01:43:02,432
‫می‌گم منم گوش بدم.‬

1453
01:43:04,285 --> 01:43:06,166
‫- یعنی تو هم می‌خوای گوش بدی؟‬
‫- آره.‬

1454
01:43:07,784 --> 01:43:09,673
‫گوش بده، باشه.‬

1455
01:43:10,720 --> 01:43:13,347
‫تعریف کن ببینم یوسف، بذار ییلدیز هم بشنوه.‬

1456
01:43:14,650 --> 01:43:16,221
‫خدا بد نده آقا.‬

1457
01:43:21,267 --> 01:43:24,656
‫- واسه قضیه‌ی طلاق می‌گم.‬
‫- آهان، دمت گرم، ممنون.‬

1458
01:43:25,553 --> 01:43:26,878
‫خب تعریف کن.‬

1459
01:43:27,165 --> 01:43:29,673
‫- آقا، این پرستاره...‬
‫- سلیم ارسوز.‬

1460
01:43:29,914 --> 01:43:32,530
‫- آره، همون رفیقمون...‬
‫- بهم نگاه نکن.‬

1461
01:43:33,038 --> 01:43:34,626
‫.. تو روستای موراتلی زندگی می‌کرده.‬

1462
01:43:35,003 --> 01:43:38,067
‫تک‌پسر خونواده‌ست، یه خواهر کوچیک‌تر‬
‫از خودش هم داره.‬

1463
01:43:38,599 --> 01:43:41,900
‫این ۱۵ سال پیش، یکی از طرف‌های‬
‫دعوای خونی رو...‬

1464
01:43:42,141 --> 01:43:43,646
‫.. زده و افتاده زندان.‬

1465
01:43:43,887 --> 01:43:47,067
‫خونواده‌ی دشمن هم منتظر بودن از زندان‬
‫بیاد بیرون تا بکشنش.‬

1466
01:43:48,173 --> 01:43:50,959
‫اینم یه ماه پیش از زندان آزاد شده.‬

1467
01:43:51,451 --> 01:43:54,872
‫چون تنها پسر خونواده بوده،‬
‫ترسیده جونشو از دست بده و...‬

1468
01:43:55,113 --> 01:43:57,977
‫- .. فرار کرده و از اینجا رفته.
‫- کجا فرار کرده؟

1469
01:43:58,739 --> 01:44:02,183
‫والا می‌دونیم تو سوریه‌ست‬
‫ولی خودشو قایم می‌کنه.‬

1470
01:44:02,790 --> 01:44:04,385
‫یعنی نمی‌دونیم دقیقاً کجاست.‬

1471
01:44:04,626 --> 01:44:07,512
‫- خب چطوری پیداش کنیم و به حرف بیاریمش؟‬
‫- ما قرار نیست حرف بزنیم...‬

1472
01:44:08,282 --> 01:44:09,821
‫.. اون خودش میاد باهامون حرف می‌زنه.‬

1473
01:44:10,393 --> 01:44:14,583
‫اگه ما این دعوای خونی رو حل کنیم،‬
‫دیگه نیازی نیست قایم بشه.‬

1474
01:44:15,082 --> 01:44:18,844
‫یوسف، تو برو به روستا خبر بده.‬
‫بریم ببینیم دردشون چیه.‬

1475
01:44:19,085 --> 01:44:20,461
‫امر، امر شماست آقا.‬

1476
01:44:27,858 --> 01:44:30,430
‫- تو هم می‌خوای بیای.‬
‫- خب معلومه.‬

1477
01:44:31,152 --> 01:44:33,215
‫معلومه. خب نیا.‬

1478
01:44:33,860 --> 01:44:36,137
‫- اگه بگی...‬
‫- حتی اگه بگم هم...‬

1479
01:44:36,692 --> 01:44:39,755
‫- .. تو یه راهی پیدا می‌کنی و میای.
‫- مثلاً.

1480
01:44:40,754 --> 01:44:42,611
‫پس بیا، چاره‌ای نیست.‬

1481
01:44:43,595 --> 01:44:46,563
‫- ممنونم.‬
‫- ولی ببین، رو حرف من حرف نمی‌زنیا.‬

1482
01:44:46,804 --> 01:44:48,971
‫- چشم آقا.‬
‫- جایی که می‌ریم واسه حل کردن دعوای خونیه...‬

1483
01:44:49,212 --> 01:44:50,681
‫.. جای عادی‌ای نیست که داریم می‌ریم.‬

1484
01:44:50,922 --> 01:44:52,869
‫- درسته آقا، هر چی شما بگی همونه.‬
‫- هر چی من بگم همونه؟‬

1485
01:44:53,189 --> 01:44:54,304
‫همونه.‬

1486
01:44:55,218 --> 01:44:57,034
‫قهوه می‌خوری؟‬

1487
01:44:57,447 --> 01:44:59,678
‫- بخورم و بعدش برم.‬
‫- خوبه، پس بخور.‬

1488
01:46:01,821 --> 01:46:03,360
‫وسایلم؟‬

1489
01:46:04,134 --> 01:46:07,753
‫داروهام، لباسام کجان؟‬

1490
01:46:08,218 --> 01:46:10,853
‫- بردیمشون یه اتاق دیگه.‬
‫- یه اتاق دیگه؟‬

1491
01:46:11,356 --> 01:46:12,713
‫چرا؟‬

1492
01:46:13,129 --> 01:46:16,764
‫این اتاق من و بکیر خان بود.‬

1493
01:46:17,109 --> 01:46:20,363
‫قبل از ما هم مادرشوهر و‬
‫پدرشوهرم اینجا می‌نشستن.‬

1494
01:46:20,642 --> 01:46:22,999
‫بعد که بکیر خان فوت کرد...‬

1495
01:46:23,338 --> 01:46:27,989
‫.. این اتاق رو دادم به رئیس جدید عشیره،‬
‫سرهات خان.‬

1496
01:46:29,153 --> 01:46:31,391
‫یعنی به تو.‬

1497
01:46:31,831 --> 01:46:36,023
‫ولی حالا که از سرهات طلاق گرفتی.‬

1498
01:46:37,349 --> 01:46:40,063
‫دیگه نمی‌تونی تو این اتاق بمونی.‬

1499
01:46:43,425 --> 01:46:45,822
‫یعنی داری می‌گی تختت رو...‬

1500
01:46:46,259 --> 01:46:49,291
‫.. بده به همسر آینده‌ی سرهات، ییلدیز.‬

1501
01:46:50,940 --> 01:46:54,829
‫اینکه سرهات با ییلدیز ازدواج می‌کنه‬
‫یا نه...‬

1502
01:46:55,143 --> 01:46:58,643
‫.. من نمی‌دونم. ولی این تخت...‬

1503
01:46:59,418 --> 01:47:03,926
‫.. تخت خان و زنیه که‬
‫خان باهاش ازدواج می‌کنه.‬

1504
01:47:04,318 --> 01:47:06,992
‫خانه دیگه، دیر یا زود ازدواج می‌کنه.‬

1505
01:47:07,918 --> 01:47:12,642
‫تو این تخت نسلش ادامه پیدا می‌کنه‬
‫و بچه‌هاش قد می‌کشن.‬

1506
01:47:13,260 --> 01:47:15,427
‫ببین من...‬

1507
01:47:15,947 --> 01:47:18,525
‫.. به خاطر نوه‌ام که تو شکمته...‬

1508
01:47:18,765 --> 01:47:21,716
‫.. خیلی زبون ریختم که طلاق نگیرین.‬

1509
01:47:22,831 --> 01:47:25,721
‫ولی دیگه کاری از دستم برنمیاد.‬

1510
01:47:25,961 --> 01:47:28,469
‫سرهات تصمیمش رو گرفته.‬

1511
01:47:28,734 --> 01:47:30,607
‫حکمش همینه.‬

1512
01:47:31,641 --> 01:47:33,754
‫واقعاً خیلی سرعت‌عمل دارین.‬

1513
01:47:33,994 --> 01:47:36,293
‫تا طلاق گرفتیم همه چقدر عوض شدن.‬

1514
01:47:36,534 --> 01:47:38,976
‫اونی که خان طلاقش داده...‬

1515
01:47:39,238 --> 01:47:42,175
‫.. و اونی که می‌گیرتش، هر دو عزیزن.‬

1516
01:47:42,720 --> 01:47:46,593
‫حق شما به هیچ وجه ضایع نمی‌شه.‬

1517
01:47:47,123 --> 01:47:50,234
‫احترامت سر جاش می‌مونه.‬

1518
01:47:50,475 --> 01:47:52,022
‫احترام؟‬

1519
01:47:53,994 --> 01:47:55,407
‫احترام.‬

1520
01:48:01,000 --> 01:48:09,000
ناین مووی؛ مرجع فیلم و سریال های روز دنیا!
.::9movie.org::.

1521
01:48:11,069 --> 01:48:14,499
‫امینه، اون کباب تابه‌ای رو از فر دربیار دخترم.‬

1522
01:48:14,919 --> 01:48:17,604
‫بذارش روی میز که خنک بشه و‬
‫قشنگ جا بیفته.‬

1523
01:48:17,844 --> 01:48:20,351
‫یالا سریع، سریع. یالا برو آشپزخونه.‬

1524
01:48:20,591 --> 01:48:22,108
‫اونطوری انجامش می‌دن؟ اینطوری هوا بخوره.‬

1525
01:48:22,348 --> 01:48:24,174
‫هاجیک، اون رو بذار اینجا دخترم.‬
‫بذار، بذار، بذار!‬

1526
01:48:24,414 --> 01:48:25,783
‫بیا کار نیمه‌تموم امینه رو تموم کن.‬

1527
01:48:26,023 --> 01:48:27,123
‫چشم مادر.‬

1528
01:48:27,363 --> 01:48:31,236
‫باشه یالا، یالا سریع باشین،‬
‫هنوز کلی...‬

1529
01:48:31,638 --> 01:48:34,004
‫دلم تو این اتاق گرفت. خیلی شلوغ‌پلوغه.‬

1530
01:48:34,387 --> 01:48:36,929
‫اتاق بالایی چقدر خوب و راحت بود.‬
‫ملک خانم اونجا راحت بود.‬

1531
01:48:37,169 --> 01:48:39,813
‫دلباز بود. خب الان که بچه هم هست،‬
‫تو این اتاق چیکار کنه؟‬

1532
01:48:40,053 --> 01:48:44,404
‫خب وقتی زایمان کرد، بچه‌اش تو‬
‫اتاق بچه‌ی طبقه‌ی بالا می‌مونه.‬

1533
01:48:44,644 --> 01:48:46,287
‫خب اونجا بچه‌اش رو بزرگ می‌کنه.‬

1534
01:48:46,527 --> 01:48:48,989
‫تو بهتره این چیزا رو به اون‬
‫کله‌ی فندقیت راه ندی، باشه؟‬

1535
01:48:49,229 --> 01:48:50,385
‫ببین، اونجا رو گردگیری کن.‬

1536
01:48:50,625 --> 01:48:51,776
‫- کجا رو؟‬
‫- اونجا، اونجا.‬

1537
01:48:52,016 --> 01:48:53,627
‫چطوری اونجا رو می‌بینی؟‬

1538
01:48:53,876 --> 01:48:57,257
‫- مادر، اینا رو کجا بذاریم آخه؟‬
‫- یه جا می‌ذاریم دیگه.‬

1539
01:49:04,443 --> 01:49:06,395
‫می‌شه تنهام بذارین؟‬

1540
01:49:06,635 --> 01:49:09,452
‫یالا دخترا. برین، برین.‬

1541
01:49:30,078 --> 01:49:34,777
‫اه! تو رو انداختن اینجا؟‬
‫چه جای تنگ و ترشی.‬

1542
01:49:35,577 --> 01:49:38,394
‫وای، از کجا به کجا رسیدی ملک؟‬

1543
01:49:41,202 --> 01:49:44,297
‫امروز اصلاً حوصله ندارم.‬
‫لطفاً می‌ری بیرون؟‬

1544
01:49:44,682 --> 01:49:47,923
‫مگه این سرهات خان کلی‬
‫مال و اموال برات نذاشته؟‬

1545
01:49:48,163 --> 01:49:51,568
‫واسه چی تو این اتاقک خدمه‬
‫می‌خوابی؟ اصلاً عقل نداری تو.‬

1546
01:49:53,087 --> 01:49:57,032
‫به جای اینکه با علم به اینکه شوهرم چشمش دنبال زن‌های دیگه‌ست کنارش بمونم...‬

1547
01:49:57,281 --> 01:50:00,479
‫.. ترجیح می‌دم ازش طلاق بگیرم و تو یه اتاق کوچیک زندگی کنم، نورگل.‬

1548
01:50:00,727 --> 01:50:04,157
‫من پای شوهرم رو از زندگی ندا بریدم.‬

1549
01:50:04,472 --> 01:50:06,424
‫اگه جرئت دارن یه بار دیگه همدیگه رو ببینن.‬

1550
01:50:06,665 --> 01:50:08,831
‫من هم واسه شوهرم، هم واسه اتاقم...‬

1551
01:50:09,166 --> 01:50:11,761
‫.. و هم واسه تختم جنگیدم.‬

1552
01:50:12,002 --> 01:50:14,233
‫مثل تو به یه زن دیگه نباختمشون.‬

1553
01:50:14,474 --> 01:50:16,475
‫نورگل بسه، برو بیرون.‬

1554
01:50:16,747 --> 01:50:20,152
‫تو به اون بچه‌ی تو شکمت‬
‫دلخوشی، نه؟‬

1555
01:50:20,473 --> 01:50:23,981
‫اما زیاد دلت رو صابون نزن، این یلدوران‌ها‬
‫که تو رو انداختن اینجا...‬

1556
01:50:24,222 --> 01:50:26,760
‫.. بعد از اینکه بچه رو به دنیا آوردی،‬
‫وارثشون رو ازت می‌گیرن...‬

1557
01:50:27,001 --> 01:50:29,567
‫.. تو رو هم از در می‌ندازن بیرون.‬

1558
01:50:30,379 --> 01:50:32,482
‫چقدر داشتی فخر می‌فروختی.‬

1559
01:50:32,773 --> 01:50:35,344
‫ییلدیز چطوری بادِت رو خالی کرد.‬

1560
01:50:36,505 --> 01:50:39,854
‫با عاکف حرف زدم،‬
‫دارن دنبال خانواده‌ی ییلدیز می‌گردن.‬

1561
01:50:40,107 --> 01:50:42,860
‫سرهات وقتی خانواده‌اش رو پیدا کنه‬
‫با ییلدیز ازدواج می‌کنه.‬

1562
01:50:43,110 --> 01:50:46,658
‫یعنی ییلدیز یک، ملک صفر.‬

1563
01:50:47,317 --> 01:50:49,468
‫تو این بازی رو باختی عزیزم.‬

1564
01:50:50,845 --> 01:50:53,551
‫- گمشو برو بیرون!‬
‫- امان از دست تو، باشه بابا!‬

1565
01:50:54,023 --> 01:50:56,547
‫تو این اتاق نفسم گرفت، مثلِ دخمه می‌مونه.‬

1566
01:50:57,105 --> 01:50:59,510
‫آهان، اینم همینجا گذاشتم.‬

1567
01:50:59,775 --> 01:51:02,799
‫تو خودت می‌بریش آشپزخونه،‬
‫دیگه اتاقت نزدیک‌تره.‬

1568
01:51:03,079 --> 01:51:05,746
‫خب، دیگه چون زن آقا‬
‫نیستی...‬

1569
01:51:05,987 --> 01:51:08,527
‫.. کم‌کم کارهای عمارت رو هم‬
‫می‌ریزن سرت.‬

1570
01:51:08,910 --> 01:51:10,241
‫دیگه عادت کن.‬

1571
01:51:37,200 --> 01:51:40,271
‫هه، پس می‌خوای قهوه هم‬
‫نوش جان کنی؟‬

1572
01:51:41,054 --> 01:51:42,467
‫ملک نکن.‬

1573
01:51:42,708 --> 01:51:45,024
‫نه خودت رو خسته کن نه من رو، ول کن، یالا.‬

1574
01:51:45,265 --> 01:51:47,106
‫- برو پی کارت.‬
‫- چطوری برم پی کارم؟‬

1575
01:51:47,347 --> 01:51:49,505
‫ییلدیز چطوری؟ مگه راهی برام گذاشتی؟‬

1576
01:51:49,800 --> 01:51:51,879
‫واقعاً همه‌ی این کارها رو من کردم؟‬

1577
01:51:52,120 --> 01:51:54,193
‫مسئول همه‌چیز منم؟‬

1578
01:51:54,434 --> 01:51:58,906
‫یه نگاه به خودت بنداز. یالا اگه واسه‬
‫خودت نمی‌کنی، واسه بچه‌ات این کار رو بکن.‬

1579
01:51:59,439 --> 01:52:02,360
‫ملک اگه تو دروغ نمی‌گفتی...‬

1580
01:52:02,601 --> 01:52:05,926
‫.. و بازی درنمیاوردی‬
‫هنوز انگشتر تو دستت بود.‬

1581
01:52:07,137 --> 01:52:10,375
‫لازم نیست من کاری بکنم،‬
‫تو خودت، خودت رو نابود کردی.‬

1582
01:52:10,902 --> 01:52:13,243
‫ازدواج یعنی دو نفر.‬

1583
01:52:13,484 --> 01:52:15,341
‫دست از مقصر کردن نفر سوم بردار.‬

1584
01:52:15,582 --> 01:52:17,939
‫تو به سرهات قول دادی، اونم به تو.‬

1585
01:52:18,180 --> 01:52:22,056
‫اگر حرفتون یکی بود،‬
‫اگه کل دنیا هم جمع می‌شدن...‬

1586
01:52:22,297 --> 01:52:24,686
‫.. بازم نمی‌تونستن جلوی شما بایستن.‬

1587
01:52:25,014 --> 01:52:28,332
‫بی‌ادب رو ببین، چه رویی داره،‬
‫داره به من درس زندگی می‌ده.‬

1588
01:52:28,573 --> 01:52:31,318
‫- تو مگه از ازدواج چی می‌دونی؟‬
‫- بسه!‬

1589
01:52:39,132 --> 01:52:40,465
‫اینجا چه خبره؟‬

1590
01:52:40,706 --> 01:52:43,905
‫اصلاً نگران نباش، با اون‬
‫ییلدیز عزیزت کاری نکردیم.‬

1591
01:52:44,146 --> 01:52:45,571
‫ببین صحیح و سالم اونجا ایستاده.‬

1592
01:52:45,812 --> 01:52:48,512
‫ملک تو چرا دوباره دعوا راه می‌ندازی؟‬
‫ییلدیز کاریت کرده؟‬

1593
01:52:48,753 --> 01:52:51,690
‫دیگه می‌خواد چیکار کنه؟‬
‫آشیونه‌مون رو خراب کرد!‬

1594
01:52:51,931 --> 01:52:54,518
‫خراب شدن زندگی ما‬
‫ربطی به ییلدیز نداره!‬

1595
01:52:58,469 --> 01:53:00,001
‫خیلی کوری.‬

1596
01:53:00,280 --> 01:53:02,756
‫اگه یه ذره دیگه به این‬
‫رفتارهات ادامه بدی...‬

1597
01:53:02,997 --> 01:53:04,480
‫.. مجبور می‌شم تصمیمات‬
‫دیگه‌ای بگیرم.‬

1598
01:53:04,721 --> 01:53:05,997
‫اینطوریه؟‬

1599
01:53:06,999 --> 01:53:08,713
‫چیکار می‌خوای بکنی؟‬

1600
01:53:20,993 --> 01:53:24,342
‫- سرهات اون اعصابش خورده، حامله‌ست...‬
‫- ییلدیز ولشون کن.‬

1601
01:53:25,839 --> 01:53:27,442
‫ولشون کن ییلدیز.‬

1602
01:53:29,001 --> 01:53:32,191
‫- کوثر، آبجی گلزار، اینا رو جمع کنین.‬
‫- باشه پسرم، ما ردیفش می‌کنیم.‬

1603
01:53:32,614 --> 01:53:34,431
‫یالا تو حاضر شو، ما بریم.‬

1604
01:53:35,490 --> 01:53:37,077
‫باشه، اومدم.‬

1605
01:53:38,287 --> 01:53:40,160
‫مراقب باش دستت رو نبُره.‬

1606
01:53:44,533 --> 01:53:46,676
‫این یلدوران‌ها‬
‫که تو رو انداختن اینجا...‬

1607
01:53:46,917 --> 01:53:49,440
‫.. بعد از اینکه بچه رو به دنیا آوردی،‬
‫وارثشون رو ازت می‌گیرن...‬

1608
01:53:49,681 --> 01:53:51,988
‫.. تو رو هم از در می‌ندازن بیرون.‬

1609
01:53:52,229 --> 01:53:54,356
‫چقدر داشتی فخر می‌فروختی.‬

1610
01:53:54,597 --> 01:53:57,129
‫ییلدیز چطوری بادِت رو خالی کرد.‬

1611
01:53:57,538 --> 01:54:00,808
‫با عاکف حرف زدم،‬
‫دارن دنبال خانواده‌ی ییلدیز می‌گردن.‬

1612
01:54:01,049 --> 01:54:03,771
‫سرهات وقتی خانواده‌اش رو پیدا کنه‬
‫با ییلدیز ازدواج می‌کنه.‬

1613
01:54:04,012 --> 01:54:07,766
‫یعنی ییلدیز یک، ملک صفر.‬

1614
01:54:08,271 --> 01:54:10,644
‫تو این بازی رو باختی عزیزم.‬

1615
01:54:18,371 --> 01:54:20,847
‫خب آقای دکتر، خبری هست؟‬

1616
01:54:21,111 --> 01:54:24,182
‫- متأسفانه. وضعیتش همونه.‬
‫- خب، تکلیف این زن چی می‌شه؟‬

1617
01:54:24,519 --> 01:54:28,257
‫اوضاع اونقدرها هم بد نیست.‬
‫بحث فلج جسمی در کار نیست.‬

1618
01:54:28,794 --> 01:54:31,715
‫عملکردهای حرکتیش غیرفعاله‬
‫اما حسش کار می‌کنه.‬

1619
01:54:32,036 --> 01:54:34,909
‫یعنی صداتون رو می‌شنوه و‬
‫اتفاقات رو تحلیل می‌کنه.‬

1620
01:54:35,150 --> 01:54:37,920
‫اما تو مرحله‌ی واکنش نشون دادن‬
‫یه مانعی وجود داره.‬

1621
01:54:38,161 --> 01:54:41,962
‫هوشیاره، فقط درهایی که به‬
‫دنیای بیرون باز می‌شن قفل شدن.‬

1622
01:54:42,203 --> 01:54:45,283
‫این قفل با از بین رفتن اثر شوک‬
‫خودبه‌خود باز می‌شه.‬

1623
01:54:45,524 --> 01:54:47,143
‫این زن کِی خوب می‌شه؟‬

1624
01:54:47,407 --> 01:54:50,566
‫واسه این کار باید ذهنش‬
‫احساس امنیت کنه.‬

1625
01:54:58,532 --> 01:55:00,953
‫- بچه‌ها می‌رسوننت دکتر.‬
‫- باشه.‬

1626
01:55:04,690 --> 01:55:05,960
‫الو؟‬

1627
01:55:06,215 --> 01:55:09,707
‫پیشنهادت رو قبول می‌کنم.‬
‫پیش تو زندگی می‌کنم.‬

1628
01:55:14,986 --> 01:55:16,644
‫بگم بچه‌ها بیان دنبالت؟‬

1629
01:55:16,885 --> 01:55:20,233
‫یه شرط دارم.‬
‫اگه قبول کنی، همین الان میام.‬

1630
01:55:20,474 --> 01:55:21,704
‫چی هست حالا؟‬

1631
01:55:21,945 --> 01:55:25,332
‫سرهات و ییلدیز.‬
‫دارن دنبال خانواده‌ی واقعی ییلدیز می‌گردن.‬

1632
01:55:25,951 --> 01:55:29,046
‫اگه پیداشون کنن، قراره ازدواج کنن.‬
‫بهم کمک کن.‬

1633
01:55:29,453 --> 01:55:33,366
‫نذار ییلدیز خانواده‌اش رو پیدا کنه.‬
‫نذار این دوتا هیچ‌وقت به هم برسن.‬

1634
01:55:33,855 --> 01:55:36,617
‫اگه کمکم کنی تو این جنگ علیه ییلدیز‬
‫پیروز بشم...‬

1635
01:55:36,858 --> 01:55:39,485
‫.. از این به بعد تو عمارت کورداعلی‬
‫با تو زندگی می‌کنم.‬

1636
01:55:39,902 --> 01:55:42,807
‫اون که کاری نداره، حله.‬

1637
01:56:03,600 --> 01:56:06,521
‫چهارچشمی حواستون باشه!‬
‫روی کوه و تپه مستقر بشین، خب؟‬

1638
01:56:07,414 --> 01:56:10,327
‫داداش، مگه بهت نگفتم تو عمارت بمون؟‬

1639
01:56:10,568 --> 01:56:12,021
‫نمی‌تونم داداش، نمی‌تونم بمونم.‬

1640
01:56:12,262 --> 01:56:14,839
‫معلوم نیست خانواده‌ی این ییلدیریم‬
‫می‌خوان چه بلایی سرت بیارن.‬

1641
01:56:15,160 --> 01:56:17,655
‫- سلام‌علیکم.‬
‫- علیک‌سلام.‬

1642
01:56:17,956 --> 01:56:21,515
‫دور گاوصندوق‌ها رو بگیرین، باشه؟‬
‫دستتون روی ماشه باشه، فهمیدین؟‬

1643
01:56:21,756 --> 01:56:23,574
‫- چطورین؟ خوبین؟‬
‫- سلامت باشی. شما چطورین؟‬

1644
01:56:23,815 --> 01:56:24,861
‫ای‌والله.‬

1645
01:56:25,102 --> 01:56:28,036
‫این عشق برادری تو هم‬
‫اشک منو درمیاره‌ها.‬

1646
01:56:28,786 --> 01:56:30,262
‫به خدا.‬

1647
01:56:31,479 --> 01:56:34,804
‫اونجا کوهه دیگه، برو اونجا گریه کن.‬

1648
01:56:35,539 --> 01:56:36,928
‫مرتیکه‌ی هالو.‬

1649
01:56:37,342 --> 01:56:40,318
‫- سلام. حالتون چطوره آقا؟‬
‫- سلامت باشین آقا.‬

1650
01:56:40,851 --> 01:56:43,613
‫- خوش اومدی آقا.‬
‫- سلامت باشین، خوش‌بختم.‬

1651
01:56:45,052 --> 01:56:47,530
‫- خوش اومدی آقا.‬
‫- سلام، سلام.‬

1652
01:56:50,782 --> 01:56:53,440
‫- آقا چطوری؟‬
‫- خوش اومدی آقا. صفا آوردی آقا.‬

1653
01:56:53,681 --> 01:56:55,801
‫- بفرمایین آقا.‬
‫- خواهش می‌کنم، این چه حرفیه.‬

1654
01:56:56,317 --> 01:56:59,588
‫ای‌والله، زنده باشی.‬
‫مادرجان سلام.‬

1655
01:56:59,885 --> 01:57:01,459
‫خوش اومدین آقا.‬

1656
01:57:01,700 --> 01:57:03,691
‫سلامت باشین. خوش‌بختم.‬
‫چطوری؟ خوبی؟‬

1657
01:57:03,944 --> 01:57:05,698
‫زنده باشی.‬

1658
01:57:06,655 --> 01:57:09,814
‫آقایون بفرمایین، بفرمایین بشینین!‬
‫خانم‌ها شما هم بفرمایین!‬

1659
01:57:12,423 --> 01:57:13,819
‫ییلدیز.‬

1660
01:57:17,508 --> 01:57:19,587
‫بد به دلت راه نده، باز که شانس آوردی.‬

1661
01:57:21,479 --> 01:57:23,114
‫سلامت باشی دخترم.‬

1662
01:57:28,114 --> 01:57:29,558
‫ممنون.‬

1663
01:57:44,655 --> 01:57:47,877
‫نازلی، واسه آقا دوغ محلی تازه بیار.‬

1664
01:57:48,412 --> 01:57:50,095
‫دوتا بیار.‬

1665
01:57:54,450 --> 01:57:57,236
‫شنیدم بینتون خون و خون‌ریزیه،‬
‫درسته؟‬

1666
01:57:57,582 --> 01:58:01,796
‫درسته آقا. سلیم، داداش اون دختری که‬
‫رفت تو، برادرم رو زد.‬

1667
01:58:02,079 --> 01:58:04,016
‫رفت زندان، منتظر موندیم بیاد بیرون.‬

1668
01:58:04,351 --> 01:58:06,526
‫قرار بود وقتی اومد بیرون، برادرزاده‌ام آدم بزنتش.‬

1669
01:58:06,767 --> 01:58:10,164
‫حق خون با اون بود.‬
‫اما سلیم بزدلی کرد و فرار کرد.‬

1670
01:58:10,564 --> 01:58:14,088
‫ای‌والله. مادرجان، سر چی با هم‬
‫کنار نمیاین؟‬

1671
01:58:14,449 --> 01:58:18,751
‫سر زمین و محصول.‬
‫مگه چیز دیگه‌ای هم هست آقا؟‬

1672
01:58:19,081 --> 01:58:23,152
‫کدوم زمینی از جون آدم باارزش‌تره؟‬
‫من شوهرم رو به خاک سپردم.‬

1673
01:58:23,823 --> 01:58:27,807
‫پسرم ۱۵ سال حبس کشید.‬
‫الانم که دم چک اسلحه است.‬

1674
01:58:28,083 --> 01:58:31,535
‫زمین یا محصول،‬
‫از جون یه آدم باارزش‌تره؟‬

1675
01:58:31,864 --> 01:58:34,674
‫همینطوره مادرجان. حرفت درسته ولی خب.‬

1676
01:58:34,932 --> 01:58:38,591
‫گفتنش آسونه.‬
‫اون جونی که رفته، جون عزیز ما بوده آقا.‬

1677
01:58:38,832 --> 01:58:42,769
‫- فقط خون می‌تونه آتیش دلمون رو سرد کنه.‬
‫- به خدا شما هم حق دارین.‬

1678
01:58:44,196 --> 01:58:46,013
‫تو دلمون آتیشه آقا.‬

1679
01:58:46,254 --> 01:58:50,144
‫حالا اگه پسرم رو بکشی، چی گیرت میاد؟‬
‫ها؟ چی گیرت میاد؟‬

1680
01:58:50,385 --> 01:58:53,221
‫این حرف‌ها رو باید همون اول‬
‫به پسرت می‌گفتی.‬

1681
01:58:56,719 --> 01:59:00,163
‫- خون ریخته می‌شه، راه دیگه‌ای نداره.‬
‫- حالا می‌بینی.‬

1682
01:59:01,507 --> 01:59:03,991
‫خب با اجازه‌تون، من برم به دختره کمک کنم.‬

1683
01:59:10,203 --> 01:59:11,774
‫بسه دیگه!‬

1684
01:59:15,241 --> 01:59:16,749
‫بشینین.‬

1685
01:59:19,779 --> 01:59:22,177
‫یعنی تو این روستا هیچ احترامی واسه بزرگ‌تر نیست؟‬

1686
01:59:22,418 --> 01:59:24,446
‫واسه مهمان هم احترام قائل نیستین؟‬

1687
01:59:24,871 --> 01:59:27,117
‫می‌خواین جلوی چشم من‬
‫همدیگه رو بزنین؟‬

1688
01:59:28,208 --> 01:59:30,917
‫- ها؟‬
‫- این چه حرفیه آقا، ما به شما احترام می‌ذاریم.‬

1689
01:59:31,158 --> 01:59:33,535
‫- معلومه که باید بذارین.‬
‫- آقا!‬

1690
01:59:36,664 --> 01:59:38,530
‫می‌ذاری منم یه کلمه حرف بزنم؟‬

1691
01:59:39,448 --> 01:59:40,963
‫باشه داداش.‬

1692
01:59:41,463 --> 01:59:43,882
‫هرچی تو بگی، خان تویی.‬

1693
01:59:47,096 --> 01:59:49,559
‫حالا قشنگ واسم تعریف کنین ببینم‬
‫اینجا چه خبره؟‬

1694
01:59:50,583 --> 01:59:57,583
ناین مووی؛ مرجع فیلم و سریال های روز دنیا!
.::9movie.org::.

1695
01:59:58,719 --> 02:00:01,301
‫- نازلی، خسته نباشی.‬
‫- سلامت باشی خانم‌جان.‬

1696
02:00:01,607 --> 02:00:03,655
‫- بیام کمکت؟‬
‫- نه، این چه حرفیه.‬

1697
02:00:03,896 --> 02:00:05,645
‫مگه چی می‌شه؟ وایسا.‬

1698
02:00:05,924 --> 02:00:07,709
‫من کمکت می‌کنم.‬

1699
02:00:09,161 --> 02:00:11,769
‫تو هم ماجرای اون دست‌بند رو واسم بگو.‬

1700
02:00:18,799 --> 02:00:21,458
‫خون ریخته می‌شه، کاریش نمی‌شه کرد.‬

1701
02:00:21,699 --> 02:00:26,249
‫بهت بگم که اون آخرین خونی که ریخته می‌شه،‬
‫خون خودته.‬

1702
02:00:26,490 --> 02:00:28,432
‫اگه هیچ‌کس هم نباشه، خودم می‌زنمت.‬

1703
02:00:28,673 --> 02:00:32,539
‫به این سن و سالم نگاه نکن،‬
‫انگشتم روی ماشه‌ست.‬

1704
02:00:32,823 --> 02:00:35,503
‫خونه‌ام رو که بلدی، قدمت روی چشم.‬

1705
02:00:43,178 --> 02:00:45,316
‫- یه فکری دارم.‬
‫- ییلدیز، تو رو خدا یه لحظه آروم بگیر.‬

1706
02:00:45,557 --> 02:00:47,512
‫- پشیمون می‌شی.‬
‫- چی؟‬

1707
02:00:47,753 --> 02:00:51,976
‫دعوای ناموسی چطوری تموم می‌شه؟‬
‫یا با خون، یا با عروسی.‬

1708
02:00:52,217 --> 02:00:55,696
‫- خب؟‬
‫- نازلی و آدم رو به عقد هم دربیاریم.‬

1709
02:00:55,984 --> 02:00:58,983
‫بدون رضایت بچه‌ها،‬
‫چطوری این کار رو باهاشون بکنم؟‬

1710
02:00:59,224 --> 02:01:00,460
‫بچه‌ها هم باید همون دردی که ما کشیدیم رو بکشن؟‬

1711
02:01:00,812 --> 02:01:03,260
‫آره سرهات، اصلاً به فکر خودم نرسیده بود.‬

1712
02:01:03,621 --> 02:01:05,359
‫- همدیگه رو دوست دارن.‬
‫- چطوری؟‬

1713
02:01:05,600 --> 02:01:07,341
‫آره. در و تخته با هم جورن.‬

1714
02:01:08,823 --> 02:01:11,830
‫من و آدم از بچگی خاطرخواه هم بودیم.‬

1715
02:01:12,609 --> 02:01:14,408
‫اما یهو بینمون خون افتاد.‬

1716
02:01:14,696 --> 02:01:17,343
‫عشق ما از همون اول غیرممکن بود.‬

1717
02:01:17,584 --> 02:01:21,147
‫ولی به هم قول دادیم.‬
‫این دست‌بند، قلب آدمه.‬

1718
02:01:21,388 --> 02:01:23,055
‫من همیشه همراهم دارمش.‬

1719
02:01:23,953 --> 02:01:26,925
‫یعنی آدم هم قلب تو رو روی مچش داره.‬

1720
02:01:27,601 --> 02:01:30,666
‫دل‌هاتون یکیه. وای، عشقو ببین.‬

1721
02:01:30,946 --> 02:01:35,402
‫خانم من، به کسی نگو،‬
‫نمی‌ذارن زنده بمونیم، می‌کشنمون.‬

1722
02:01:35,808 --> 02:01:39,985
‫دوری و حسرته که آدمو می‌کشه.‬
‫عشق به آدم جون می‌ده.‬

1723
02:01:40,483 --> 02:01:44,297
‫تو نگران نباش. اگه اون خون‌ریزی تموم بشه،‬
‫به خاطر عشق شما تموم می‌شه.‬

1724
02:01:45,803 --> 02:01:46,912
‫بده بره.‬

1725
02:01:48,042 --> 02:01:51,470
‫یالا دیگه آقا، حرکت کن آقا.‬

1726
02:01:56,306 --> 02:01:57,606
‫بسه!‬

1727
02:02:01,603 --> 02:02:06,387
‫ببین، اگه بحث سر داد زدنه،‬
‫من از شماها بلندتر داد می‌زنم.‬

1728
02:02:06,758 --> 02:02:10,763
‫اگه بحث سر بحث و دعواست،‬
‫من بهتر دعوا می‌کنم.‬

1729
02:02:11,057 --> 02:02:12,247
‫مشکلی نیست.‬

1730
02:02:12,611 --> 02:02:16,016
‫اگه بهم بگین آقا بحث سر کُشتنه.‬

1731
02:02:18,517 --> 02:02:20,429
‫اما اینجا بحث سر تموم کردن این خون‌ریزیه.‬

1732
02:02:24,065 --> 02:02:28,576
‫من تا اینجا پیش شما اومدم،‬
‫حرف‌هاتون رو شنیدم.‬

1733
02:02:28,817 --> 02:02:31,143
‫حالا یه راه میونه بهتون پیشنهاد می‌دم.‬

1734
02:02:33,669 --> 02:02:34,828
‫آدم.‬

1735
02:02:36,576 --> 02:02:38,007
‫پاشو پسرم.‬

1736
02:02:40,453 --> 02:02:42,286
‫بیا پیشم، اینجا.‬

1737
02:02:46,863 --> 02:02:48,612
‫نازلی، تو هم پاشو دخترم.‬

1738
02:02:55,617 --> 02:02:56,716
‫بزرگ‌ترها.‬

1739
02:02:58,776 --> 02:03:00,261
‫بیاین صلح کنیم.‬

1740
02:03:01,384 --> 02:03:04,637
‫بیاین این دو تا جوون رو که وقت ازدواجشونه،‬
‫به عقد هم دربیاریم.‬

1741
02:03:05,928 --> 02:03:07,537
‫به این خون‌ریزی پایان بدیم.‬

1742
02:03:08,752 --> 02:03:12,924
‫اگه شما هم راضی باشین، بهتون قول می‌دم...‬

1743
02:03:13,848 --> 02:03:16,245
‫.. که شاهد عقد این دو تا جوون‬
‫خودم باشم.‬

1744
02:03:16,609 --> 02:03:21,307
‫هزینه‌ی عروسی، جهیزیه،‬
‫لوازم خونه، هر چی که هست با من.‬

1745
02:03:21,984 --> 02:03:23,435
‫حرفم حرفه.‬

1746
02:03:24,872 --> 02:03:27,744
‫- آقا، قبوله؟‬
‫- هر چی شما بگی همونه آقا.‬

1747
02:03:29,065 --> 02:03:30,552
‫مادرجان، مشکلی هست؟‬

1748
02:03:31,712 --> 02:03:32,944
‫نه پسرم.‬

1749
02:03:33,185 --> 02:03:34,273
‫جوون‌ها؟‬

1750
02:03:40,496 --> 02:03:42,688
‫خب پس، مبارک باشه ان‌شاءالله.‬

1751
02:03:46,085 --> 02:03:49,200
‫یالا ببینم، دست پدر و مادرتون رو ببوسین.‬

1752
02:03:51,598 --> 02:03:54,675
‫مادرجان، تو هم به سلیم بگو...‬

1753
02:03:54,916 --> 02:03:58,180
‫.. برگرده به ولایتش،‬
‫تو این روز شاد کنارتون باشه.‬

1754
02:04:00,114 --> 02:04:02,589
‫بفرمایین آقایون، نوش جان.‬

1755
02:04:07,978 --> 02:04:09,904
‫موقع برگشت، یوسف‬
‫تو رو یه جایی پیاده می‌کنه.‬

1756
02:04:10,164 --> 02:04:11,268
‫کجا؟‬

1757
02:04:11,935 --> 02:04:13,217
‫رفتی می‌فهمی.‬

1758
02:04:23,002 --> 02:04:26,506
‫آقا، واسم یه کاری پیش اومد،‬
‫باید برم.‬

1759
02:04:40,745 --> 02:04:42,958
‫- ممنون دخترم.‬
‫- نوش جان بابا.‬

1760
02:04:47,649 --> 02:04:49,950
‫ببخشید، ان‌شاءالله که نسوختی.‬

1761
02:04:50,191 --> 02:04:51,529
‫نه، تو ببخشید.‬

1762
02:04:51,770 --> 02:04:54,937
‫تقصیر منه، نتونستم چیزی که دستمه رو نگه دارم.‬

1763
02:04:59,820 --> 02:05:01,421
‫نوش جان بابا.‬

1764
02:05:12,437 --> 02:05:16,662
‫مگه اومدیم اینجا مثل زن‌های خاله زنک‬
‫قهوه بخوریم و غیبت کنیم؟‬

1765
02:05:19,193 --> 02:05:20,553
‫یه پیشنهادی برات دارم.‬

1766
02:05:20,794 --> 02:05:26,748
‫ضیان خان، ما هر وقت با هم شریک شدیم‬
‫آخرش فقط پشیمونی بوده.‬

1767
02:05:27,776 --> 02:05:30,715
‫ولی کنجکاوم بدونم چی می‌خوای بگی.‬

1768
02:05:32,345 --> 02:05:35,752
‫خب همونطور که می‌دونی، ییلدیریم مُرد.‬

1769
02:05:36,536 --> 02:05:42,377
‫حالا تاشکسن‌ها به یلدوران‌ها،‬
‫یعنی به شما حمله می‌کنن.‬

1770
02:05:42,930 --> 02:05:44,053
‫جالبه.‬

1771
02:05:46,726 --> 02:05:49,089
‫منو واسه گفتن این خبر صدا کردی؟‬

1772
02:05:49,800 --> 02:05:53,180
‫یعنی فکر می‌کنی سرهات اینو نمی‌دونه؟‬

1773
02:05:54,128 --> 02:05:57,145
‫امنیت عمارت دو برابر شده.‬

1774
02:05:57,615 --> 02:06:01,453
‫بادیگاردها مثل یه دیوار گوشتی‬
‫دارن از سرهات محافظت می‌کنن.‬

1775
02:06:01,808 --> 02:06:04,692
‫پس الکی نقشه نکش ضیان خان.‬

1776
02:06:05,072 --> 02:06:07,786
‫هیچ‌کس نمی‌تونه به این راحتی‌ها از پا درش بیاره.‬

1777
02:06:08,096 --> 02:06:11,001
‫تاشکسن‌ها نمی‌تونن کاری باهاش بکنن.‬

1778
02:06:13,608 --> 02:06:18,324
‫خب، اگه من پشت تاشکسن‌ها باشم چی؟‬

1779
02:06:19,298 --> 02:06:22,023
‫اون وقت یلدوران‌ها...‬

1780
02:06:22,312 --> 02:06:26,687
‫.. نمی‌تونن جلوی تاشکسن‌ها‬
‫و کورداعلی‌ها دووم بیارن.‬

1781
02:06:27,521 --> 02:06:28,778
‫می‌فهمی چی می‌گم؟‬

1782
02:06:29,136 --> 02:06:30,760
‫اون دیگه سخته.‬

1783
02:06:31,001 --> 02:06:32,507
‫اگه سخته، آسونش کن.‬

1784
02:06:33,068 --> 02:06:36,459
‫یه کاری کن که خودت جای سرهات رو بگیری.‬

1785
02:06:36,800 --> 02:06:38,435
‫بفرما، اینم فرصت.‬

1786
02:06:39,752 --> 02:06:41,377
‫استغفرالله آقا، ما ارادت داریم.‬

1787
02:06:42,859 --> 02:06:44,601
‫- البته که باید ارادت داشته باشین.‬
‫- آقا!‬

1788
02:06:47,872 --> 02:06:49,596
‫می‌ذاری منم حرف بزنم؟‬

1789
02:06:50,565 --> 02:06:51,974
‫باشه داداش.‬

1790
02:06:52,442 --> 02:06:53,674
‫هر چی تو بخوای.‬

1791
02:06:55,889 --> 02:06:57,496
‫در عوضش چی می‌خوای؟‬

1792
02:07:00,321 --> 02:07:03,819
‫شنیدم سرهات داره دنبال‬
‫خانواده‌ی ییلدیز می‌گرده.‬

1793
02:07:04,060 --> 02:07:05,093
‫چیزی نمونده پیداشون کنه.‬

1794
02:07:05,334 --> 02:07:08,757
‫سرهات خانواده‌اش رو پیدا می‌کنه و‬
‫بعدش هم با ییلدیز ازدواج می‌کنه.‬

1795
02:07:09,128 --> 02:07:11,146
‫تو جلوی این قضیه رو بگیر...‬

1796
02:07:11,552 --> 02:07:16,094
‫.. اونوقت قدرت کورداعلی‌ها و‬
‫تاشکسن‌ها رو پشتت داری.‬

1797
02:07:17,393 --> 02:07:21,155
‫منم کمک می‌کنم که جای سرهات رو بگیری.‬

1798
02:07:22,823 --> 02:07:27,315
‫تو چرا نمی‌خوای اون خانواده‌ی ییلدیز رو پیدا کنه؟‬

1799
02:07:27,752 --> 02:07:29,417
‫چقدر ظالمی.‬

1800
02:07:30,321 --> 02:07:33,816
‫من نمی‌خوام ییلدیز با سرهات ازدواج کنه.‬

1801
02:07:35,167 --> 02:07:38,562
‫چون ملک نمی‌خواد ییلدیز با سرهات ازدواج کنه...‬

1802
02:07:38,803 --> 02:07:40,529
‫.. موضوع رو به تو واگذار کرده.‬

1803
02:07:40,770 --> 02:07:43,711
‫تو هم به همین دلیل می‌خوای جلوش رو بگیری.‬

1804
02:07:44,786 --> 02:07:47,408
‫پس من جای سرهات رو می‌گیرم، آره؟‬

1805
02:07:48,296 --> 02:07:50,090
‫دارم به پیشنهادت فکر می‌کنم.‬

1806
02:07:51,428 --> 02:07:54,960
‫فکر کردم و تصمیمم رو گرفتم.‬

1807
02:07:56,888 --> 02:07:58,742
‫من از اون آدم‌هایی نیستم که وقتی یه فرصتی...‬

1808
02:07:58,983 --> 02:08:01,695
‫.. گیرشون میاد، پسش بزنن و بعد پشیمون بشن.‬

1809
02:08:02,888 --> 02:08:05,800
‫چند بار امتحان کردیم، یه بار دیگه هم امتحان می‌کنیم.‬

1810
02:08:06,041 --> 02:08:10,469
‫یه کارِ تمیز باشه، نذار بفهمن کارِ منه.‬

1811
02:08:10,759 --> 02:08:12,039
‫تو اصلاً نگران نباش.‬

1812
02:08:12,358 --> 02:08:16,588
‫اون یارو فردا از سوریه میاد،‬
‫من اون کار رو ردیف می‌کنم.‬

1813
02:08:29,285 --> 02:08:31,291
‫- هجران.‬
‫- خوش اومدی.‬

1814
02:08:31,532 --> 02:08:34,057
‫- سلامت باشی.‬
‫- ولش کن، ولش کن بیا. خوش اومدی.‬

1815
02:08:34,480 --> 02:08:36,378
‫- سلامت باشی. چطوری؟ خوبی؟‬
‫- خوبم عزیزم.‬

1816
02:08:36,619 --> 02:08:40,704
‫- خیلی وقته ندیدمت، تو چطوری؟‬
‫- خوبم، ولی من واسه چی اومدم اینجا؟‬

1817
02:08:40,945 --> 02:08:42,946
‫یوسف منو اینجا گذاشت.‬
‫انگار سرهات خان دستور داده.‬

1818
02:08:43,187 --> 02:08:46,322
‫آره. یه اتفاقایی افتاده ییلدیز جون.‬

1819
02:08:46,652 --> 02:08:48,917
‫سرهات خان به منم زنگ زد.‬
‫با خودش صحبت کردیم.‬

1820
02:08:49,158 --> 02:08:50,177
‫چی گفت؟‬

1821
02:08:50,728 --> 02:08:52,678
‫- قراره واسه امشب آماده‌ت کنم.‬
‫- جل‌الخالق!‬

1822
02:08:52,919 --> 02:08:56,252
‫مو، آرایش، حتی و حتی...‬

1823
02:08:56,493 --> 02:08:59,189
‫.. خودش با وسواس برات‬
‫یه لباسم فرستاده.‬

1824
02:08:59,485 --> 02:09:00,834
‫اونم تنت می‌کنم.‬

1825
02:09:02,527 --> 02:09:04,140
‫سرهات واسه من لباس خریده؟‬

1826
02:09:04,448 --> 02:09:05,664
‫خریده.‬

1827
02:09:07,809 --> 02:09:09,335
‫واسه چی؟ من...‬

1828
02:09:09,598 --> 02:09:11,846
‫مگه عروسی می‌خوایم بریم؟ نه عیده،‬
‫نه خبریه، چه خبر شده؟‬

1829
02:09:12,087 --> 02:09:14,085
‫والا من اونجاشو نمی‌دونم‬
‫عزیز دلم.‬

1830
02:09:14,326 --> 02:09:16,653
‫من فقط وظیفه دارم کاری که بهم گفتنو انجام بدم.‬

1831
02:09:16,894 --> 02:09:18,259
‫خب، باشه پس.‬

1832
02:09:18,910 --> 02:09:21,883
‫راستی ییلدیز جون، من از آشیر‬
‫شنیدم چی شده.‬

1833
02:09:22,199 --> 02:09:23,891
‫تو رو خدا خودتو ناراحت نکن، باشه؟‬

1834
02:09:24,132 --> 02:09:26,867
‫ببین، منم دیگه مثل خواهرت‬
‫حساب می‌شم.‬

1835
02:09:28,584 --> 02:09:31,224
‫باشه، ممنون.‬

1836
02:09:32,337 --> 02:09:34,847
‫خدا از یه جا می‌گیره،‬
‫از یه جای دیگه می‌ده. ببین...‬

1837
02:09:35,112 --> 02:09:39,439
‫.. خانواده‌م قلابی از آب دراومدن ولی‬
‫خواهرای خوبی مثل شما پیدا کردم.‬

1838
02:09:39,757 --> 02:09:43,015
‫- عزیزم.‬
‫- آدمای خیلی خوبی دور خودم جمع کردم.‬

1839
02:09:43,576 --> 02:09:45,811
‫- خدا ازت راضی باشه.‬
‫- از تو هم همینطور.‬

1840
02:09:46,089 --> 02:09:49,456
‫ولی سرهات قول داده.‬
‫به‌زودی خانواده‌مو پیدا می‌کنیم.‬

1841
02:09:49,697 --> 02:09:52,311
‫- ان‌شاءالله، تو کوتاه‌ترین زمان.‬
‫- ان‌شاءالله.‬

1842
02:09:52,817 --> 02:09:55,355
‫ان‌شاءالله، ولی تو اول‬
‫یه چیزی به من بگو ببینم.‬

1843
02:09:55,596 --> 02:09:58,341
‫این همه خوشگلی واسه چیه آخه، خیر باشه؟‬

1844
02:09:58,664 --> 02:10:01,248
‫- خوب شدم؟‬
‫- معلومه که شدی. چی شده؟‬

1845
02:10:01,545 --> 02:10:05,269
‫نپرس. امشب با آقا آشیر‬
‫خونه‌ی کورداعلی‌ها شام دعوتیم.‬

1846
02:10:06,153 --> 02:10:07,862
‫- نگو!‬
‫- گفتم دیگه.‬

1847
02:10:09,960 --> 02:10:11,582
‫- می‌ری؟‬
‫- مجبورم، چیکار کنم؟‬

1848
02:10:11,823 --> 02:10:13,013
‫چیکار می‌خوای بکنی؟‬

1849
02:10:13,471 --> 02:10:18,413
‫خدا یار و یاورت باشه عزیزم.‬
‫ان‌شاءالله که خوش بگذره.‬

1850
02:10:18,692 --> 02:10:21,186
‫- یالا یالا، وقت زیادی نداریم. بیا.‬
‫- بریم.‬

1851
02:10:39,088 --> 02:10:40,686
‫یوسف، مقدماتو آماده کردین؟‬

1852
02:10:41,473 --> 02:10:43,134
‫با آدما صحبت کردم خان.‬

1853
02:10:43,545 --> 02:10:44,569
‫چه مقدماتی داداش؟‬

1854
02:10:44,810 --> 02:10:45,939
‫به‌زودی می‌فهمی داداش.‬

1855
02:10:46,207 --> 02:10:49,726
‫فهمیدم.‬
‫معلومه باز یه خبرایی هست.‬

1856
02:10:50,024 --> 02:10:53,581
‫- ان‌شاءالله که خیره.‬
‫- خیره، خیره، ببینیم چی می‌شه.‬

1857
02:10:53,822 --> 02:10:56,440
‫قضیه‌ی اون سلیم چی شد پسر؟‬

1858
02:10:56,681 --> 02:11:00,125
‫با اونم حرف زدم. از سوریه راه‬
‫افتاده، تا دو ساعت دیگه می‌رسه مرز.‬

1859
02:11:00,366 --> 02:11:01,889
‫منم می‌رم اونجا استقبالش.‬

1860
02:11:02,130 --> 02:11:03,336
‫خوبه.‬

1861
02:11:03,761 --> 02:11:06,175
‫داداش، من دنبال سلیم می‌رم.‬

1862
02:11:06,416 --> 02:11:10,088
‫ببین، هاجیک اینجا‬
‫چشم‌به‌راه اون هیولای کینه‌توزه.‬

1863
02:11:10,329 --> 02:11:12,119
‫یعنی منتظره از اتاق بیاد بیرون.‬

1864
02:11:12,496 --> 02:11:14,504
‫بذار عاشقا به هم برسن.‬

1865
02:11:14,929 --> 02:11:17,730
‫پسر، هیچ‌کس اینطوری در حقت برادری نمی‌کنه.‬

1866
02:11:19,495 --> 02:11:20,495
‫خان.‬

1867
02:11:21,618 --> 02:11:25,577
‫هاجیک منتظر جواب سوالیه که‬
‫می‌خوام ازت بپرسم.‬

1868
02:11:25,818 --> 02:11:26,842
‫چه سوالی؟‬

1869
02:11:27,174 --> 02:11:29,034
‫- خان، اینطوریه که...‬
‫- چطوری؟‬

1870
02:11:30,314 --> 02:11:34,358
‫- خب حالا که نشون کردیم...‬
‫- خب؟‬

1871
02:11:34,963 --> 02:11:37,735
‫- بعدش...‬
‫- یالا حرف بزن دیگه پسر.‬

1872
02:11:38,727 --> 02:11:40,944
‫بعدش چی پسر؟ خب بگو دیگه، مگه نه؟‬
‫مگه نه داداش؟‬

1873
02:11:41,185 --> 02:11:43,449
‫- خب...‬
‫- چی؟‬

1874
02:11:44,248 --> 02:11:46,290
‫- اتفاقا...‬
‫- چی؟‬

1875
02:11:47,408 --> 02:11:51,209
‫باشه پسر، باشه.‬
‫داداش، دیگه بیشتر از این بهش فشار نیاریم.‬

1876
02:11:52,512 --> 02:11:57,050
‫شما الان با هاجیک برین، قشنگ یه‬
‫تاریخ واسه عقد بگیرین، برین دنبال وسیله.‬

1877
02:11:57,291 --> 02:12:01,506
‫ولی ببین. اصلاً نگران پول و پله‬
‫نباشین، باشه؟ با من.‬

1878
02:12:01,747 --> 02:12:02,965
‫ایول خان.‬

1879
02:12:08,688 --> 02:12:11,095
‫هاجیک که این خبر خوشو بشنوه‬
‫دیگه خواب به چشماش نمیاد.‬

1880
02:12:11,365 --> 02:12:13,131
‫فردا صبح زود می‌ریم می‌گیریم.‬

1881
02:12:13,372 --> 02:12:16,711
‫باشه. ببین همونطور که گفتم،‬
‫اصلاً غصه‌ی پولو نخورین.‬

1882
02:12:17,055 --> 02:12:18,445
‫دمت گرم خان.‬

1883
02:12:21,279 --> 02:12:25,890
‫ولی خب اول خانواده‌ی ییلدیز.‬

1884
02:12:26,913 --> 02:12:28,447
‫درد اون بزرگتره.‬

1885
02:12:29,104 --> 02:12:30,435
‫ایول.‬

1886
02:12:32,672 --> 02:12:35,183
‫یالا پسر یالا، به من نگاه نکن، راه بیفت.‬

1887
02:12:40,968 --> 02:12:42,546
‫داداش، من می‌رفتم دنبال سلیم.‬

1888
02:12:42,787 --> 02:12:46,261
‫از اولش یوسف پیگیر این قضیه بود.‬
‫بذار خودش بره بیارتش.‬

1889
02:12:46,502 --> 02:12:49,781
‫باشه، هر چی تو بگی. خوبه.‬

1890
02:13:16,023 --> 02:13:17,616
‫این یارو کجا موند پس؟‬

1891
02:13:19,466 --> 02:13:21,200
‫محمد، تو با این یارو‬
‫حرف زدی دیگه، نه؟‬

1892
02:13:21,441 --> 02:13:23,673
‫حرف زدم آقا یوسف،‬
‫تا دو دقیقه‌ی دیگه اینجاست.‬

1893
02:13:23,914 --> 02:13:27,049
‫ان‌شاءالله محمد!‬
‫دو ساعته داری می‌گی دو دقیقه محمد!‬

1894
02:13:43,979 --> 02:13:46,169
‫- آقا سلیم، خودتی؟‬
‫- خودمم یوسف، خودمم.‬

1895
02:13:46,410 --> 02:13:49,474
‫خدا رو شکر. بیا داداش، صد هزار مرتبه شکر.‬

1896
02:13:49,715 --> 02:13:51,643
‫باشه، ماشینو ول کن بچه‌ها میارن.‬
‫یالا بیا.‬

1897
02:13:51,884 --> 02:13:54,487
‫- وایسا کیفمو بردارم.‬
‫- باشه، منتظرم.‬

1898
02:13:55,332 --> 02:13:58,076
‫یونس، پسر شما ماشین‬
‫آقا سلیمو بردارین.‬

1899
02:13:58,377 --> 02:14:00,089
‫- آقا سلیمو من می‌برم، باشه؟‬
‫- باشه داداش.‬

1900
02:14:00,330 --> 02:14:02,241
‫ببین، اصلاً از پشت سر ما جدا نشین.‬

1901
02:14:09,546 --> 02:14:12,314
‫داداش سلیم! داداش سلیم!‬

1902
02:14:12,555 --> 02:14:13,937
‫داداش بیدار شو، تو رو خدا بیدار شو داداش!‬

1903
02:14:14,178 --> 02:14:16,478
‫ممو، زنگ بزن آمبولانس!‬

1904
02:14:16,719 --> 02:14:17,818
‫داداش بیدار شو، تو رو خدا بیدار شو.‬

1905
02:14:18,059 --> 02:14:19,876
‫- ای وای! ای وای!‬
‫- تموم کرده.‬

1906
02:14:21,720 --> 02:14:26,074
‫داداش بیدار شو، تو رو خدا بیدار شو!‬
‫داداش، داداش بیدار شو!‬

1907
02:14:31,000 --> 02:14:39,000
ناین مووی؛ مرجع فیلم و سریال های روز دنیا!
.::9movie.org::.

1908
02:14:43,542 --> 02:14:46,563
‫ضیان خان، قضیه‌ی سلیم تموم شد.‬

1909
02:14:47,120 --> 02:14:49,376
‫من سر حرفم موندم.‬
‫حالا نوبت توئه.‬

1910
02:14:50,216 --> 02:14:52,329
‫نگران نباش، حرف من حرفه.‬

1911
02:14:53,143 --> 02:14:55,969
‫همونطوری که من چیزی که حقّم بود رو‬
‫از برادرم گرفتم...‬

1912
02:14:56,210 --> 02:14:59,364
‫.. تو هم چیزی که حقّته رو از برادرت می‌گیری، عاکف.‬

1913
02:14:59,838 --> 02:15:00,909
‫باشه.‬

1914
02:15:01,150 --> 02:15:04,510
‫این موضوع باید بین خودمون بمونه،‬
‫نباید به گوش کسی برسه.‬

1915
02:15:04,751 --> 02:15:07,467
‫اگه پشت سرت پیش سرهات‬
‫حرف می‌زدم...‬

1916
02:15:07,793 --> 02:15:10,609
‫.. الان تو جای سلیم بودی، عاکف.‬

1917
02:15:16,660 --> 02:15:17,787
‫بگذریم.‬

1918
02:15:19,099 --> 02:15:20,294
‫بیا دخترم.‬

1919
02:15:20,535 --> 02:15:23,721
‫بابا، دخترها تدارکات شام...‬

1920
02:15:24,087 --> 02:15:27,159
‫.. آشیر و هجران رو کامل کردن.‬

1921
02:15:27,969 --> 02:15:30,063
‫تو نمی‌خوای کاری کنی بابا؟‬

1922
02:15:30,304 --> 02:15:32,587
‫یعنی این زن قراره بیاد‬
‫سر سفره‌ی ما بشینه؟‬

1923
02:15:32,828 --> 02:15:34,372
‫سر سفره‌ای که بچه‌هامون می‌شینن؟‬

1924
02:15:34,613 --> 02:15:38,575
‫این اولین و آخرین شام اون زن‬
‫تو این عمارت می‌شه.‬

1925
02:15:38,816 --> 02:15:41,212
‫اصلاً نگران نباش عروس‌خانم.‬

1926
02:15:42,172 --> 02:15:43,367
‫باشه بابا.‬

1927
02:15:56,789 --> 02:15:57,897
‫آشیر آقای من.‬

1928
02:15:58,502 --> 02:15:59,639
‫بله، بگو.‬

1929
02:15:59,880 --> 02:16:03,533
‫آقا، نمی‌دونم چطوری باید بگم‬
‫اما باید بهت بگم.‬

1930
02:16:03,774 --> 02:16:06,024
‫هر چی می‌خوای بگی زود بگو،‬
‫هزار تا کار دارم. بنال ببینم.‬

1931
02:16:06,265 --> 02:16:07,765
‫خب آقا، وقتی با هجران حرف زدم...‬

1932
02:16:08,006 --> 02:16:11,293
‫هیس، هی! خیر باشه؟‬
‫مگه تو با هجران چی گفتی پسر؟‬

1933
02:16:11,585 --> 02:16:14,852
‫وقتی با هجران حرف زدم، اصلاً فکرش رو‬
‫نمی‌کردم کار به اینجاها بکشه.‬

1934
02:16:15,249 --> 02:16:17,132
‫بنال دیگه، چی می‌خوای بگی؟‬

1935
02:16:17,373 --> 02:16:21,138
‫اینطوریه آقا، این جعفر هست که‬
‫حکمش رو صادر کردی...‬

1936
02:16:21,457 --> 02:16:23,449
‫.. همون که سفته‌های هجران دستشه.‬

1937
02:16:24,250 --> 02:16:25,626
‫بگو دیگه، بگو!‬

1938
02:16:25,867 --> 02:16:28,730
‫اون بهم گفت، یعنی یه روز قبل از اینکه‬
‫تو به سرهات خان شلیک کنی.‬

1939
02:16:28,971 --> 02:16:32,058
‫گفت هسو، هجران اومده اورفا.‬
‫خیلی بهم بدهکاره.‬

1940
02:16:32,473 --> 02:16:34,174
‫برو باهاش حرف بزن، بگو بدهیش رو بده.‬

1941
02:16:34,415 --> 02:16:38,222
‫منم شما رو تو حراج پرنده‌ها دیده بودم.‬
‫بعدش رفتم پیش هجران، آقا.‬

1942
02:16:38,480 --> 02:16:42,101
‫بهش گفتم آشیر آقا پولداره.‬
‫معلومه ازت خوشش اومده.‬

1943
02:16:42,992 --> 02:16:46,918
‫کاری کن عاشقت بشه، پولش رو بگیر،‬
‫بدهیت به آقا جعفر رو...‬

1944
02:16:47,159 --> 02:16:52,890
‫هوی به من نگاه کن،‬
‫زبونت رو از حلقومت می‌کشم بیرون!‬

1945
02:16:53,152 --> 02:16:56,062
‫کاری نکن همینجا‬
‫زنده‌به‌گورت کنم!‬

1946
02:16:56,303 --> 02:16:59,329
‫- تو رو خدا نکن آقا.‬
‫- مواظب حرف زدنت باش پسر!‬

1947
02:16:59,570 --> 02:17:00,808
‫کل ماجرا همین بود آقا.‬

1948
02:17:01,064 --> 02:17:03,291
‫یعنی چون آقا جعفر گفته بود‬
‫بهت نزدیک شد.‬

1949
02:17:03,532 --> 02:17:05,650
‫هر چی باشه همشهری هستن دیگه.‬

1950
02:17:06,640 --> 02:17:08,688
‫گفتم که ندونسته ازدواج نکنی آقا.‬

1951
02:17:13,755 --> 02:17:15,144
‫تو چه دختر عجیبی هستی.‬

1952
02:17:15,385 --> 02:17:19,719
‫صبح برات شیرینی آوردم،‬
‫گفتم بگیر بخور، پسش دادی بهم.‬

1953
02:17:19,960 --> 02:17:22,279
‫حالا بهم زنگ می‌زنی‬
‫می‌گی بیا بریم مشروب بخوریم.‬

1954
02:17:22,568 --> 02:17:23,830
‫چی شد، چی نظرت رو عوض کرد؟‬

1955
02:17:30,154 --> 02:17:32,630
‫خانم من، غذا حاضره.‬

1956
02:17:32,969 --> 02:17:34,400
‫سرهات اومد؟‬

1957
02:17:34,641 --> 02:17:36,608
‫نه، اون بیرونه.‬

1958
02:17:37,024 --> 02:17:39,360
‫اینطوریه؟ ییلدیز هم که نیست لابد.‬

1959
02:17:39,601 --> 02:17:40,648
‫لابد.‬

1960
02:17:40,889 --> 02:17:44,506
‫خوبه. اونا بیرون می‌خورن و میان.‬
‫پس ما بخوریم.‬

1961
02:17:44,747 --> 02:17:45,816
‫یالا، بیا.‬

1962
02:17:49,506 --> 02:17:54,324
‫- بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم!‬
‫- توبه یا ربی!‬

1963
02:17:59,993 --> 02:18:03,785
‫خیر باشه ضیان خان این وقت شب؟‬

1964
02:18:07,664 --> 02:18:08,969
‫اومدم ملک رو ببرم.‬

1965
02:18:09,210 --> 02:18:11,143
‫عه! نمی‌شه!‬

1966
02:18:11,521 --> 02:18:15,229
‫باشه می‌دونم دخترته‬
‫اما در هر صورت...‬

1967
02:18:15,470 --> 02:18:18,890
‫.. این دختر وارث ما رو تو شکمش داره،‬
‫نمی‌ذارم بره.‬

1968
02:18:19,131 --> 02:18:24,327
‫تا ملک رو نگیرم هیچ‌جا نمی‌رم‬
‫سلطان خانم.‬

1969
02:18:36,444 --> 02:18:40,904
‫ببین، چون زنم‬
‫اصلاً سعی نکن دست‌کم بگیریم!‬

1970
02:18:41,160 --> 02:18:46,280
‫قبل از اینکه به اون در برسی‬
‫می‌زنم وسط پیشونیت!‬

1971
02:18:47,004 --> 02:18:50,332
‫آدم‌هات رو جمع کن و گمشو از اینجا!‬
‫بذار یه نفس راحت بکشیم!‬

1972
02:18:50,776 --> 02:18:52,616
‫تازه ملک ازت متنفره!‬

1973
02:18:52,857 --> 02:18:55,348
‫می‌خوای این دختر رو به زور ببری؟‬

1974
02:18:57,641 --> 02:19:00,044
‫کی گفته می‌خوام به زور ببرمش؟‬

1975
02:19:02,265 --> 02:19:03,580
‫من...

1976
02:19:05,470 --> 02:19:07,546
‫.. از این به بعد پیش کورداعلی‌ها می‌مونم.

1977
02:19:19,053 --> 02:19:20,783
‫چی؟ نمی‌شه همچین چیزی!‬

1978
02:19:22,135 --> 02:19:26,913
‫من تو این عمارت چیزهایی دیدم که‬
‫فکر می‌کردم نمی‌شه...‬

1979
02:19:28,240 --> 02:19:31,167
‫.. واسه همین این یکی خیلی هم خوب می‌شه.‬

1980
02:20:08,640 --> 02:20:10,479
‫باشه، بیارین پایین.‬

1981
02:20:12,941 --> 02:20:14,267
‫به سلامت.‬

1982
02:20:15,011 --> 02:20:16,745
‫برو دخترم، برو.‬

1983
02:20:22,261 --> 02:20:25,675
‫سرهات اگه بفهمه رفته‬
‫خودش می‌ره به زور برش می‌گردونه.‬

1984
02:20:43,850 --> 02:20:45,056
‫هر اتفاقی که افتاد...‬

1985
02:20:45,297 --> 02:20:47,224
‫.. نذار تغییرت بدن.‬

1986
02:20:48,129 --> 02:20:51,708
‫اگه تو کنارم باشی‬
‫هیچ‌کس نمی‌تونه این کار رو بکنه.‬

1987
02:21:03,363 --> 02:21:06,519
‫آخیش! بذار یه بارم من‬
‫از اینجا لذت ببرم.‬

1988
02:21:16,622 --> 02:21:17,864
‫بیا دخترم.‬

1989
02:22:40,105 --> 02:22:41,132
‫خوش اومدی.‬

1990
02:22:42,449 --> 02:22:43,532
‫سلامت باشی.‬

1991
02:22:44,496 --> 02:22:46,171
‫خیلی زیبا شدی.‬

1992
02:23:11,667 --> 02:23:13,587
‫- سنبل.‬
‫- آره.‬

1993
02:23:14,087 --> 02:23:15,704
‫خیلی قشنگن.‬

1994
02:23:15,945 --> 02:23:17,845
‫اما به قشنگی تو نیستن.‬

1995
02:23:19,207 --> 02:23:24,417
‫تازه، چون گل سنبل من تویی، یکم حسودی می‌کنن، همین.‬

1996
02:23:28,320 --> 02:23:30,112
‫خب، اینا برای چیه؟‬

1997
02:23:31,112 --> 02:23:34,125
‫اول غذا. بعداً حرف می‌زنیم، بیا.‬

1998
02:23:34,511 --> 02:23:35,609
‫باشه.‬

1999
02:23:53,629 --> 02:23:55,258
‫خیلی خوب به نظر می‌رسه.‬

2000
02:23:55,945 --> 02:23:57,562
‫دستت طلاست.‬

2001
02:23:58,822 --> 02:24:00,210
‫خوش به حال اونی که تو رو بگیره.‬

2002
02:24:00,451 --> 02:24:02,385
‫اینطوریه؟ می‌گی هر کی منو بگیره خوشبخت می‌شه؟‬

2003
02:24:02,626 --> 02:24:03,839
‫آره.‬

2004
02:24:05,596 --> 02:24:09,830
‫پس اونایی که می‌خوان ازدواج کنن، باید عجله کنن.‬

2005
02:24:20,539 --> 02:24:22,980
‫- نوش جان.‬
‫- نوش جان.‬

2006
02:24:39,592 --> 02:24:43,669
‫خیلی عالیه. دستت درد نکنه.‬

2007
02:24:45,045 --> 02:24:47,852
‫آخیش! چه چسبید!‬

2008
02:24:48,144 --> 02:24:49,641
‫دستت درد نکنه.‬

2009
02:24:50,216 --> 02:24:51,581
‫نوش جان.‬

2010
02:24:58,796 --> 02:25:01,201
‫مادر، بیا و لجبازی نکن.‬

2011
02:25:01,442 --> 02:25:03,944
‫ببین، غذا هم که نخوردی. قند خونت حسابی میفته.‬

2012
02:25:04,185 --> 02:25:05,307
‫یالا، دهنتو باز کن.‬

2013
02:25:11,777 --> 02:25:13,011
‫تو صبر کن.‬

2014
02:25:15,997 --> 02:25:17,531
‫خاله سودا.‬

2015
02:25:18,351 --> 02:25:21,994
‫ببین، بد برداشت نکن، من خیلی دوستت دارم.‬

2016
02:25:22,235 --> 02:25:24,755
‫خیلی هم بهم خوبی کردی، خدا خیرت بده.‬

2017
02:25:25,281 --> 02:25:29,791
‫اما ببین، حال مادرم رو که می‌بینی. از صبح تا حالا چیزی نخورده.‬

2018
02:25:30,040 --> 02:25:32,489
‫می‌ترسم حسابی از پا بیفته، نکن این کار رو.‬

2019
02:25:33,233 --> 02:25:35,192
‫حقشه، بدتر از این سرش بیاد!‬

2020
02:25:35,641 --> 02:25:38,694
‫در ضمن، من هیچ‌جا نمی‌رم. دخترم قراره بیاد.‬

2021
02:25:38,935 --> 02:25:42,528
‫خاله سودا، قربونت برم، الان ملک اینجا چیکار داره؟‬

2022
02:26:19,253 --> 02:26:22,400
‫ببین، اگه قراره اتفاقی بیفته یا چیزی می‌بینی، بهم بگو.‬

2023
02:26:22,963 --> 02:26:24,680
‫بفرما، اومد.‬

2024
02:26:35,956 --> 02:26:37,355
‫ای بابا!‬

2025
02:26:45,103 --> 02:26:47,070
‫خوش اومدی دخترم.‬

2026
02:26:47,613 --> 02:26:48,897
‫مامان.‬

2027
02:26:49,939 --> 02:26:51,352
‫اینجا چیکار می‌کنی؟‬

2028
02:26:51,702 --> 02:26:53,317
‫منتظرت بودم.‬

2029
02:26:56,081 --> 02:26:58,486
‫ملک دیگه یکی از خانم‌های این عمارته.‬

2030
02:27:03,501 --> 02:27:07,329
‫ندا، اتاق ییلدیز رو برای ملک آماده کنین.‬

2031
02:27:10,734 --> 02:27:12,231
‫البته بابا، همین الان.‬

2032
02:27:12,666 --> 02:27:15,205
‫خوش اومدی ملک، بفرما بریم بالا.‬

2033
02:27:15,446 --> 02:27:18,696
‫آسیه، چمدون و کیف ملک خانم رو بردار بیار بالا.‬

2034
02:27:34,278 --> 02:27:35,709
‫خدا بد نده.‬

2035
02:27:44,869 --> 02:27:47,476
‫تو برو مستقر شو دخترم، من همینجام.‬

2036
02:27:48,199 --> 02:27:51,118
‫هیچ‌جا نمی‌رم. همینجام.‬

2037
02:28:01,047 --> 02:28:03,831
‫دسر رو هم که تو درست نکردی، نه؟‬

2038
02:28:29,310 --> 02:28:30,310
‫هوم.‬

2039
02:28:39,273 --> 02:28:42,059
‫بهت چسبید، نه؟‬

2040
02:28:42,300 --> 02:28:44,596
‫دفعه‌ی قبل اجازه نداده بودی.‬

2041
02:28:45,252 --> 02:28:47,423
‫منم گفتم این بار شانسمو امتحان کنم.‬

2042
02:28:48,705 --> 02:28:51,040
‫اون یه چیز دیگه بود، این یه چیز دیگه.‬

2043
02:28:51,281 --> 02:28:52,287
‫هوم.‬

2044
02:28:52,680 --> 02:28:54,279
‫- اینطوریه؟‬
‫- آره.‬

2045
02:28:55,577 --> 02:28:57,258
‫- خب، غذامون رو خوردیم.‬
‫- آره.‬

2046
02:28:57,499 --> 02:28:59,248
‫دسرمون رو هم خوردیم.‬

2047
02:28:59,489 --> 02:29:02,198
‫همه‌چی عالی بود، دستت درد نکنه.‬

2048
02:29:03,944 --> 02:29:06,140
‫خدا به اونایی که ندارن هم بده.‬

2049
02:29:09,658 --> 02:29:11,962
‫چرا منو کشوندی اینجا سرهات؟‬

2050
02:29:29,156 --> 02:29:31,078
‫اول از همه برای دادن این.‬

2051
02:29:48,280 --> 02:29:50,025
‫- آلبوم؟‬
‫- آلبوم.‬

2052
02:29:50,568 --> 02:29:52,215
‫آلبوم خانوادگی.‬

2053
02:29:57,965 --> 02:30:02,002
‫ممنون سرهات، زحمت کشیدی ولی...‬

2054
02:30:03,831 --> 02:30:06,289
‫.. این که توش خالیه، من نمی‌تونم پرش کنم.‬

2055
02:30:06,758 --> 02:30:08,591
‫من سلیم رو آوردم اورفا.‬

2056
02:30:09,508 --> 02:30:10,648
‫چی؟‬

2057
02:30:10,889 --> 02:30:13,615
‫یکم دیگه می‌ریم عمارت تا بفهمیم خانواده‌ت کی هستن.‬

2058
02:30:13,919 --> 02:30:15,615
‫- واقعاً؟‬
‫- واقعاً.‬

2059
02:30:15,944 --> 02:30:19,873
‫تو هم این آلبوم رو با قشنگ‌ترین عکس‌های خانوادگی پر می‌کنی.‬

2060
02:30:20,114 --> 02:30:21,960
‫بهت قول می‌دم.‬

2061
02:30:24,136 --> 02:30:25,520
‫اما قبل از اون...‬

2062
02:30:35,450 --> 02:30:38,416
‫.. می‌خواستم اولین عکسی که می‌ذاری، عکس خودمون باشه.

2063
02:30:39,872 --> 02:30:41,904
‫حالا با این عکس می‌گیریم، باشه؟‬

2064
02:30:42,145 --> 02:30:43,280
‫- با این عکس می‌گیریم؟‬
‫- آره.‬

2065
02:30:43,521 --> 02:30:46,298
‫- از این دوربین‌های چاپ فوریه، نه؟‬
‫- از هموناست.‬

2066
02:30:47,136 --> 02:30:53,136
‫صبر کن ببینم. حالا اینو از اینجا روشن می‌کنیم.‬

2067
02:30:53,662 --> 02:30:55,951
‫- آهان، اینجا؟‬
‫- حاضری؟‬

2068
02:30:56,199 --> 02:30:57,938
‫- من حاضرم. اینجا؟‬
‫- اینجا رو نگاه می‌کنیم.‬

2069
02:30:58,179 --> 02:30:59,685
‫- اینجا؟‬
‫- آره، از اونجا خودمون رو می‌بینیم.‬

2070
02:30:59,926 --> 02:31:01,917
‫- باشه، یالا.‬
‫- حاضری؟‬

2071
02:31:03,399 --> 02:31:04,460
‫لبخند بزن.‬

2072
02:31:08,458 --> 02:31:10,204
‫آها! بگیرش!‬

2073
02:31:10,981 --> 02:31:12,283
‫چیکارش کنم؟‬

2074
02:31:12,524 --> 02:31:14,470
‫ببین، اینو باید تکون بدیم تا تصویرش واضح بشه.‬

2075
02:31:14,711 --> 02:31:15,966
‫کی معلوم می‌شه؟‬

2076
02:31:16,207 --> 02:31:17,667
‫الان دیگه واضح می‌شه.‬

2077
02:31:17,908 --> 02:31:21,231
‫- یعنی چطور شده؟‬
‫- ببینیم چطور شده.‬

2078
02:31:30,034 --> 02:31:31,757
‫خیلی خوب افتادیم.‬

2079
02:31:32,904 --> 02:31:34,270
‫تو خیلی زیبایی.‬

2080
02:31:39,504 --> 02:31:41,077
‫بیا بگیر، بذارش تو آلبوم.‬

2081
02:31:41,839 --> 02:31:45,201
‫این اولین عکس این آلبوم قشنگه.‬

2082
02:31:50,966 --> 02:31:52,968
‫بذار این آلبوم شروع دوباره‌مون باشه.‬

2083
02:31:54,703 --> 02:31:58,491
‫بقیه‌ی صفحه‌های خالی رو هم‬
‫با قشنگ‌ترین خاطره‌ها پر می‌کنیم.‬

2084
02:32:00,207 --> 02:32:02,574
‫دیگه اون دردا و اون غم رو رها کن.‬

2085
02:32:03,464 --> 02:32:05,307
‫اون اشکا رو دیگه فراموش کن.‬

2086
02:32:10,904 --> 02:32:14,896
‫- آهان، یه چیز دیگه...‬
‫- چی یه چیز دیگه؟‬

2087
02:32:16,105 --> 02:32:18,093
‫- چی شده؟‬
‫- بیا.‬

2088
02:32:19,790 --> 02:32:21,351
‫کجا؟ چی شده؟‬

2089
02:32:44,072 --> 02:32:45,975
‫پدربزرگم اینو برای مادربزرگم انداخته بود.‬

2090
02:32:47,336 --> 02:32:49,624
‫بابام هم موقع ازدواج برای مامانم انداخت.‬

2091
02:32:52,257 --> 02:32:53,741
‫یعنی یادگار خانوادگیه.‬

2092
02:32:57,447 --> 02:32:59,039
‫ییلدیز، یه مرد...‬

2093
02:33:01,605 --> 02:33:03,909
‫.. جلوی یه زن دو بار زانو می‌زنه.‬

2094
02:33:05,647 --> 02:33:11,052
‫اولی، اولین قدم برای شروع‬
‫یه زندگی جدیده.‬

2095
02:33:13,705 --> 02:33:15,191
‫من می‌دونم.‬

2096
02:33:17,032 --> 02:33:19,767
‫تو نمی‌خوای قبل از پیدا کردن مادرت‬
‫با من ازدواج کنی.‬

2097
02:33:20,008 --> 02:33:21,533
‫من اینو می‌دونم.‬

2098
02:33:25,367 --> 02:33:27,292
‫اما نمی‌خوام اون انگشتت خالی بمونه.‬

2099
02:33:34,398 --> 02:33:35,620
‫ییلدیز...‬

2100
02:33:46,370 --> 02:33:48,102
‫.. با من ازدواج می‌کنی؟‬

2101
02:34:40,881 --> 02:34:42,001
‫راحتی؟‬

2102
02:34:46,688 --> 02:34:47,794
‫تونستی جاگیر بشی؟‬

2103
02:34:48,035 --> 02:34:51,228
‫اگه چیزی لازم داشتی بگو‬
‫ردیفش می‌کنم دخترم.‬

2104
02:34:51,592 --> 02:34:53,128
‫تنها چیزی که می‌خوام...‬

2105
02:34:54,514 --> 02:34:58,218
‫.. اینه که همه تقاص کارایی که باهام کردن رو‬
‫پس بدن.‬

2106
02:34:58,462 --> 02:35:02,285
‫تا اون موقع بهم نگو دخترم.‬

2107
02:35:02,640 --> 02:35:04,264
‫اون کار ردیفه.‬

2108
02:35:04,505 --> 02:35:10,238
‫اون مردی که درباره‌ی خانواده‌ی ییلدیز‬
‫اطلاعات داشت، دیگه حرف نمی‌زنه.‬

2109
02:35:11,325 --> 02:35:16,428
‫روی دردا،‬
‫بدبختی‌ها و تنهایی من...‬

2110
02:35:16,669 --> 02:35:19,857
‫.. هیچ‌کس، هیچ‌وقت‬
‫نمی‌تونه خوشبخت بشه.‬

2111
02:35:20,098 --> 02:35:23,280
‫هیچ‌وقت نمی‌تونن یه زندگی تشکیل بدن.‬

2112
02:35:23,521 --> 02:35:27,610
‫برای این کار هر کاری از دستم بربیاد‬
‫انجام می‌دم.‬

2113
02:35:28,873 --> 02:35:31,040
‫سلطان خانم منو می‌کشه.‬

2114
02:35:32,856 --> 02:35:35,662
‫- ببین، اگه چیزی بهم نگی من که دیگه...‬
‫- بله.‬

2115
02:35:39,142 --> 02:35:40,390
‫چی؟‬

2116
02:35:40,881 --> 02:35:42,001
‫بله.‬

2117
02:35:45,180 --> 02:35:47,196
‫بله، قبول می‌کنم. بله!‬

2118
02:35:49,101 --> 02:35:51,688
‫بله، قبول می‌کنم! بله!‬

2119
02:35:51,929 --> 02:35:53,839
‫«امیدمی»‬

2120
02:35:54,334 --> 02:35:56,385
‫«وقتی همه‌جا برام سیاهه»‬

2121
02:35:56,626 --> 02:35:58,464
‫«آرامشمی»‬

2122
02:36:00,771 --> 02:36:02,612
‫- بله؟‬
‫- بله!‬

2123
02:36:02,853 --> 02:36:04,321
‫«پرتگاه منی»‬

2124
02:36:04,562 --> 02:36:06,124
‫«اگه تو تاریکی‌ت بپرم»‬

2125
02:36:06,365 --> 02:36:08,093
‫«بذار اسمم فراموش بشه»‬

2126
02:36:12,046 --> 02:36:13,942
‫«خونه‌م باش»‬

2127
02:36:14,206 --> 02:36:16,849
‫«نجاتم بده»‬

2128
02:36:17,113 --> 02:36:22,154
‫«پایانم باش»‬

2129
02:36:22,395 --> 02:36:23,468
‫تو؟‬

2130
02:36:23,709 --> 02:36:24,817
‫«آرزو می‌کنم که»‬

2131
02:36:26,037 --> 02:36:27,991
‫باهات ازدواج می‌کنم، سرهات.‬

2132
02:36:28,232 --> 02:36:31,553
‫«آرزو می‌کنم هیچ‌وقت از مال من بودن دست نکشی»‬

2133
02:36:31,794 --> 02:36:34,759
‫«زمان وایسه»‬

2134
02:36:35,000 --> 02:36:40,373
‫«بذار جای من تو اعماقت پنهون بمونه»‬

2135
02:36:40,708 --> 02:36:42,385
‫«آخ!»‬

2136
02:36:42,626 --> 02:36:47,054
‫«مثل یه روح سرگردون»‬

2137
02:36:47,295 --> 02:36:52,266
‫«اگه غیبم زد، پیدام کن»‬

2138
02:36:52,507 --> 02:36:57,550
‫«اگه نابود شدم و به آخر رسیدم»‬

2139
02:36:57,791 --> 02:37:02,509
‫«دستمو بگیر»‬

2140
02:37:02,764 --> 02:37:05,131
‫«آرزو می‌کنم که»‬

2141
02:37:05,372 --> 02:37:11,372
‫«آرزو می‌کنم هیچ‌وقت از مال من بودن دست نکشی»‬

2142
02:37:12,520 --> 02:37:15,649
‫«زمان وایسه»‬

2143
02:37:15,890 --> 02:37:21,890
‫«بذار جای من تو اعماقت پنهون بمونه»‬

2144
02:37:23,182 --> 02:37:25,526
‫«آرزو می‌کنم که»‬

2145
02:37:25,767 --> 02:37:31,427
‫«آرزو می‌کنم هیچ‌وقت از مال من بودن دست نکشی»‬

2146
02:37:33,148 --> 02:37:35,957
‫«زمان وایسه»‬

2147
02:37:36,198 --> 02:37:41,725
‫«بذار جای من تو اعماقت پنهون بمونه»‬

2148
02:37:45,000 --> 02:37:54,000
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام ناین مووی ::..
.:: Telegram: @official_9movie ::.
 .:: Instagram: @9movie_official ::.

2149
02:37:54,100 --> 02:38:02,100
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام ناین مووی ::..
.:: Telegram: @official_9movie ::.
 .:: Instagram: @9movie_official ::.

2150
02:38:02,200 --> 02:38:11,200
با خرید اشتراک از ناین مووی
 ما را در ادامه‌ی ترجمه‌ی آثار نایاب یاری کنید.
9movie.org

2151
02:38:11,300 --> 02:38:20,300
کلیه حقوق این زیرنویس متعلق به سایت ناین مووی است
 و دریافت آن از سایت‌های دیگر غیرمجاز و حرام می‌باشد

