1
00:00:00,100 --> 00:00:06,100
‫بامابین تقدیم می‌کند\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

2
00:00:06,200 --> 00:00:10,200
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

3
00:00:10,300 --> 00:00:20,300
‫کلیه حقوق این زیرنویس متعلق به سایت بامابین است\Nو دریافت آن از سایت‌های دیگر غیرمجاز و حرام می‌باشد

4
00:00:20,400 --> 00:00:30,400
‫برای تهیه‌‌ی این زیرنویس زحمت زیادی کشیده شده است\Nو مجموعه‌ی بامابین به هیچ عنوان راضی به تماشای رایگان آن نیست\NBamabin.com

5
00:00:27,655 --> 00:00:32,033
‫اینجا دیگه خونه‌ی توئه،‬
‫کنار سرهات.‬

6
00:00:32,274 --> 00:00:36,497
‫حالا دیگه سرهات می‌خواد تو رو خدمتکار خودش کنه...‬

7
00:00:36,738 --> 00:00:41,115
‫.. یا اینکه این گل شهری رو طلاق بده و‬
‫تو رو زنش کنه، من دیگه نمی‌دونم.‬

8
00:00:41,356 --> 00:00:43,650
‫- جای تو همینجاست.‬
‫- بسه دیگه. یالا.‬

9
00:00:43,891 --> 00:00:46,546
‫بیا، یالا دیگه گمشین،‬
‫یالا گمشین برین.‬

10
00:00:46,787 --> 00:00:49,286
‫گفتم رفتن تو کار نیست.‬

11
00:00:52,252 --> 00:00:54,095
‫همچین خبری نیست.‬

12
00:00:58,622 --> 00:01:02,071
‫می‌خواست دخترم رو بکشه،‬
‫نمی‌شنوین؟‬

13
00:01:02,548 --> 00:01:04,857
‫تصمیم‌گیری در این مورد به شما مربوط نمی‌شه.‬

14
00:01:05,195 --> 00:01:06,941
‫از سرهات‌خان بپرسیم.‬

15
00:01:08,661 --> 00:01:13,282
‫دخترم، ییلدیزم رو تحت حمایتش‬
‫قبول می‌کنه...‬

16
00:01:14,086 --> 00:01:15,777
‫.. یا نه؟‬

17
00:01:28,470 --> 00:01:29,729
‫قبوله.‬

18
00:01:43,807 --> 00:01:46,373
‫سرهات تو چطور می‌تونی‬
‫همچین چیزی رو قبول کنی؟‬

19
00:01:53,951 --> 00:01:56,359
‫تو چطور می‌تونی خواهرت رو به حال مرگ رها کنی؟‬

20
00:02:06,856 --> 00:02:08,222
‫کدوم خواهر؟‬

21
00:02:12,249 --> 00:02:14,290
‫دقیقاً واسه همین بود که...‬

22
00:02:14,755 --> 00:02:17,757
‫.. دخترم ازت دوری کرد.‬

23
00:02:19,924 --> 00:02:22,178
‫واسه اینکه از خواهرش، ملک، محافظت کنه.‬

24
00:02:25,796 --> 00:02:28,396
‫طفلکی بلایی نبود که سرش نیاد.‬

25
00:02:30,481 --> 00:02:34,594
‫ضیان خان هر جا دخترم رو پیدا کنه می‌کشتش.‬

26
00:02:35,139 --> 00:02:39,745
‫تنها راهش آوردنش به اینجا بود.‬
‫راه دیگه‌ای پیدا نکردم.‬

27
00:02:40,979 --> 00:02:44,804
‫حالا سرهات‌ خان،‬
‫باید یه تصمیمی بگیری.‬

28
00:02:46,055 --> 00:02:47,922
‫الان باید انتخاب کنی.‬

29
00:02:48,163 --> 00:02:51,587
‫یا دخترم ییلدیز رو انتخاب می‌کنی...‬

30
00:02:52,625 --> 00:02:54,790
‫.. یا ملک رو.‬

31
00:02:56,010 --> 00:02:57,597
‫من اونجاش رو دیگه نمی‌دونم.‬

32
00:02:59,871 --> 00:03:05,141
‫ولی هر کاری که شده باید بکنی‬
‫تا دخترم زنده بمونه.‬

33
00:03:05,792 --> 00:03:10,474
‫بعد از اون اشتباهی که کردی،‬
‫این دِینیه که به گردنته...‬

34
00:03:12,183 --> 00:03:13,326
‫.. سرهات خان.‬

35
00:03:23,399 --> 00:03:26,216
‫بعد از این حقیقت مسخره‌ی خواهری،‬
‫اینکه ییلدیز اینجا بمونه رو...‬

36
00:03:26,457 --> 00:03:30,204
‫- .. نمی‌تونی قبول کنی. نمی‌شه.
‫- به نظرِ منم نمی‌شه، من دارم می‌رم.

37
00:03:32,563 --> 00:03:34,103
‫هیچ‌جا نمی‌تونی بری.‬

38
00:03:39,175 --> 00:03:40,615
‫درها رو ببندین!‬

39
00:03:42,304 --> 00:03:43,584
‫- سرهات.‬
‫- ییلدیز.‬

40
00:03:56,646 --> 00:03:59,161
‫تو این عمارت، به جز شما‬
‫کسی از این راز خبر داره؟‬

41
00:04:05,632 --> 00:04:08,060
‫به خدا من همین الان فهمیدم.‬

42
00:04:08,540 --> 00:04:11,124
‫الان فهمیدم.‬
‫حتی نورگل هم الان فهمید.‬

43
00:04:11,365 --> 00:04:13,431
‫اگه زودتر می‌فهمید که دیگه‬
‫کل اورفا باخبر می‌شدن.‬

44
00:04:13,672 --> 00:04:16,051
‫- شوکه شدیم.‬
‫- آره والا، واقعاً شوکه‌ایم.‬

45
00:04:17,612 --> 00:04:20,445
‫نه پسرم. کس دیگه‌ای نمی‌دونه.‬

46
00:04:25,528 --> 00:04:27,208
‫دیگه همه‌چی رو فهمیدی.‬

47
00:04:29,009 --> 00:04:31,076
‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟‬

48
00:04:33,548 --> 00:04:38,079
‫اول می‌رم سراغ کسی که این بدی رو‬
‫در حقت کرده و حسابش رو می‌رسم.‬

49
00:04:39,927 --> 00:04:40,927
‫همونجا صبر کن.‬

50
00:04:42,102 --> 00:04:43,102
‫همونجا صبر کن.‬

51
00:04:44,820 --> 00:04:47,655
‫بدی‌ای که ضیان در حق من کرده،‬
‫بین من و اونه.‬

52
00:04:47,896 --> 00:04:49,829
‫- خاله سوده.‬
‫- اون مسئله‌ی منه.‬

53
00:04:50,441 --> 00:04:53,542
‫تازه، حساب پس گرفتن از ضیان که کاری نداره.‬

54
00:04:55,951 --> 00:04:58,102
‫تو به فکر مسئله‌ی خودت باش.‬

55
00:05:01,220 --> 00:05:02,260
‫یکیشون زنته.‬

56
00:05:04,167 --> 00:05:05,665
‫مادر بچه‌ته.‬

57
00:05:07,297 --> 00:05:10,837
‫اون یکی به روحت نفوذ کرده.‬

58
00:05:12,048 --> 00:05:13,952
‫ولی خواهر زنته.‬

59
00:05:17,140 --> 00:05:19,333
‫بدجوری گره خوردی سرهات.‬

60
00:05:20,692 --> 00:05:22,292
‫بدجوری گره خوردی.‬

61
00:05:24,966 --> 00:05:27,132
‫من این گره رو چطوری باز کنم‬
‫خاله سوده؟‬

62
00:05:28,987 --> 00:05:30,347
‫چطوری بازش کنم؟‬

63
00:05:30,971 --> 00:05:33,557
‫می‌دونم، می‌دونم.‬

64
00:05:35,212 --> 00:05:39,498
‫عقلت یه چیز می‌گه، قلبت یه چیز دیگه...‬

65
00:05:41,450 --> 00:05:45,974
‫.. وجدانت یه چیز می‌گه، عشقت یه چیز دیگه.‬

66
00:05:46,956 --> 00:05:51,170
‫ولی مجبوری سرهات، باید انتخاب کنی.‬

67
00:05:51,411 --> 00:05:54,349
‫منتظر موندن چاره‌ی کار نیست...‬

68
00:05:55,452 --> 00:05:57,420
‫.. چون باعث فاجعه می‌شه.‬

69
00:05:58,771 --> 00:06:00,382
‫فاجعه به بار میاره.‬

70
00:06:01,266 --> 00:06:02,536
‫من از شما...‬

71
00:06:04,047 --> 00:06:09,280
‫.. از خونه‌ام، از این خاک، از خانواده‌ام‬
‫حتی یه روز هم نخواستم دور باشم.‬

72
00:06:10,189 --> 00:06:14,180
‫ولی شما تمام رویاهای یه دختر...‬

73
00:06:14,541 --> 00:06:18,963
‫.. معصوم و بی‌گناه رو که هیچ تقصیری نداشت،‬
‫انداختین رو دوش من.‬

74
00:06:19,347 --> 00:06:21,231
‫من واسه اینکه رویاهای این دختر خراب نشه...‬

75
00:06:21,495 --> 00:06:23,551
‫.. واسه اینکه زندگیش به خاطر من‬
‫نابود نشه...‬

76
00:06:23,792 --> 00:06:27,073
‫.. همه‌چی رو اینجا ول کردم و‬
‫گذاشتم رفتم.‬

77
00:06:27,694 --> 00:06:31,361
‫من از اینجا رفتم و‬
‫واسه خودم یه زندگی کاملاً جدید ساختم.‬

78
00:06:34,161 --> 00:06:35,558
‫بعدش یه امیدی پیدا کردم.‬

79
00:06:40,531 --> 00:06:41,571
‫ولی کافی نبود.‬

80
00:06:43,346 --> 00:06:46,653
‫شما اون امید رو هم‬
‫از چنگم درآوردین.‬

81
00:06:46,894 --> 00:06:49,143
‫- داداش این...‬
‫- بابام مُرد...‬

82
00:06:50,188 --> 00:06:54,028
‫.. من خان این عمارت شدم.‬
‫وقتی داشتم سعی می‌کردم عشیره رو اداره کنم...‬

83
00:06:54,842 --> 00:06:58,554
‫.. وقتی داشتم تلاش می‌کردم یه ذره هم که شده‬
‫به اورفا خیرم برسه...‬

84
00:06:59,763 --> 00:07:02,768
‫.. شما از همون اولش‬
‫به من دروغ گفتین.‬

85
00:07:03,477 --> 00:07:06,930
‫چه بلاهایی که سرم نیاوردین،‬
‫چه کارهایی که پشت سرم نکردین.‬

86
00:07:07,171 --> 00:07:10,076
‫گفتم جونمه، خونمه، خانواده‌مه.‬

87
00:07:11,813 --> 00:07:14,829
‫هر بار تک‌تکتون رو بخشیدم.‬

88
00:07:16,194 --> 00:07:21,036
‫هیچ‌کس به اندازه‌ی شما بهم خیانت نکرد.‬

89
00:07:23,179 --> 00:07:27,441
‫نه عشقم، نه امیدم، نه رویاهام...‬

90
00:07:28,195 --> 00:07:29,875
‫.. واسه شما مهم نبود.‬

91
00:07:33,348 --> 00:07:34,348
‫ارزشش رو داشت؟‬

92
00:07:35,349 --> 00:07:36,349
‫مامان؟‬

93
00:07:39,902 --> 00:07:40,902
‫داداش؟‬

94
00:07:42,953 --> 00:07:43,953
‫ارزشش رو داشت؟‬

95
00:07:46,488 --> 00:07:47,964
‫از من چی می‌خواستین؟‬

96
00:07:51,186 --> 00:07:52,866
‫جوابی ندارین؟‬

97
00:07:54,363 --> 00:07:56,830
‫برای هر حرف و هر سخنی‬
‫یه جوابی دارین.‬

98
00:07:58,291 --> 00:07:59,971
‫برای این جوابی ندارین؟‬

99
00:08:01,345 --> 00:08:02,925
‫همینطوری می‌خواین سکوت کنین؟‬

100
00:08:06,002 --> 00:08:11,073
‫برای هر حرف و سخنی یه بهونه‌ای دارین!‬
‫برای این جوابی ندارین؟‬

101
00:08:11,507 --> 00:08:13,187
‫از من چی می‌خواستین؟‬

102
00:08:22,392 --> 00:08:23,804
‫از من چی می‌خواستین؟‬

103
00:08:32,434 --> 00:08:36,117
‫به خدا بالاخره صبر مَرده لبریز شد.‬
‫حتی دل منم کباب شد.‬

104
00:08:36,955 --> 00:08:40,884
‫اما ارباب بودن هم مثل یه پیرهن آتیشینه.‬
‫سخته، اصلاً راحت نیست.‬

105
00:08:41,125 --> 00:08:43,329
‫- نورگل!‬
‫- یالا راه بیفت.‬

106
00:08:43,570 --> 00:08:45,010
‫- مگه چی گفتم؟‬
‫- راه بیفت.‬

107
00:08:46,314 --> 00:08:49,761
‫گلزار، ییلدیز رو ببرین بالا.‬

108
00:08:50,002 --> 00:08:51,324
‫باشه، هاجیک بیا.‬

109
00:08:51,596 --> 00:08:54,540
‫- نیازی نیست، من اینجا نمی‌مونم.‬
‫- به نظر منم همینطوره.‬

110
00:08:55,950 --> 00:08:58,356
‫اصلاً وقتش نیست.‬

111
00:08:58,922 --> 00:09:01,446
‫یالا هاجیک، وسیله‌ها رو بردارین ببرین.‬
‫یالا، یالا.‬

112
00:09:12,119 --> 00:09:16,413
‫ببخشید سلطان خانم.‬
‫من یه جوابی دارم که باید به سرهات بدم.‬

113
00:09:17,903 --> 00:09:20,895
‫و برای این کار هم اصلاً قصد ندارم‬
‫بیشتر از این منتظر بمونم.‬

114
00:09:21,224 --> 00:09:22,628
‫یه لحظه صبر کن، اول...‬

115
00:09:27,666 --> 00:09:30,785
‫سرهات، باشه.‬
‫باشه، تو حرفایی که زدی حق داری.‬

116
00:09:31,088 --> 00:09:35,184
‫همه‌مون بهت دروغ گفتیم،‬
‫همه‌مون یه چیزایی رو ازت مخفی کردیم...‬

117
00:09:35,583 --> 00:09:38,215
‫.. اما تو هم اونقدری که داری طغیان می‌کنی‬
‫بی‌گناه نیستی.‬

118
00:09:38,456 --> 00:09:40,551
‫من برای ثابت کردن بی‌گناهیم‬
‫طغیان نکردم.‬

119
00:09:40,792 --> 00:09:43,728
‫اگه شما به انتخاب‌های من‬
‫احترام گذاشته بودین...‬

120
00:09:43,969 --> 00:09:45,740
‫.. ما امروز اینجا‬
‫این چیزا رو تجربه نمی‌کردیم.‬

121
00:09:45,981 --> 00:09:50,036
‫ببخشید آقا سرهات، اما اگه انتخاب‌هایی که کردی‬
‫جون منو می‌سوزونه...‬

122
00:09:50,277 --> 00:09:52,332
‫.. تا آخرش پای‬
‫کارهایی که کردم هستم.‬

123
00:09:52,685 --> 00:09:56,701
‫در ضمن همونطور که قبلاً هم گفتم‬
‫اون دختر نمی‌تونه تو این عمارت بمونه.‬

124
00:09:56,942 --> 00:09:59,563
‫زن سابقت نمی‌تونه تو این عمارت زندگی کنه.‬

125
00:10:00,610 --> 00:10:02,217
‫ملک حق داره پسرم.‬

126
00:10:02,654 --> 00:10:07,029
‫دیگه چیزیه که شده. ما این رسوایی رو
‫چطوری برای مردم توضیح بدیم؟

127
00:10:08,321 --> 00:10:11,392
‫باشه، می‌دونم. از دستم عصبانی هستی.‬

128
00:10:12,137 --> 00:10:16,958
‫اما وقتی من این راز رو فهمیدم‬
‫خون‌بس تموم شده بود پسرم.‬

129
00:10:17,199 --> 00:10:19,266
‫تو ییلدیز رو به عقد خودت درآورده بودی.‬

130
00:10:19,507 --> 00:10:22,904
‫اگه بهت می‌گفتم، تو ییلدیز رو طلاق می‌دادی.‬

131
00:10:25,155 --> 00:10:29,180
‫اگه سکوت کردم، برای این بود که خون‬
‫طایفه‌ام ریخته نشه.‬

132
00:10:29,421 --> 00:10:35,240
‫آدم وقتی یه بار سکوت می‌کنه دیگه نمی‌تونه‬
‫حرف بزنه، خودت هم اینو می‌دونی.‬

133
00:10:39,915 --> 00:10:43,108
‫ملک حق داره. دیگه چیزیه که شده پسرم.‬

134
00:10:43,389 --> 00:10:47,042
‫تو نمی‌تونی با ییلدیز تو این عمارت بمونی.‬

135
00:10:47,330 --> 00:10:51,465
‫سلطان خانم حق داره. اونطوری که مریم خانم‬
‫می‌گفت، کشت و کشتاری در کار نیست.‬

136
00:10:51,706 --> 00:10:54,763
‫من با ضیان خان صحبت کردم.‬
‫از جون ییلدیز گذشت.‬

137
00:10:55,004 --> 00:10:56,784
‫ییلدیز می‌ره خارج از کشور و درسش رو...

138
00:10:57,024 --> 00:10:59,302
‫.. از همونجایی که مونده ادامه
‫می‌ده. بذار بره.

139
00:10:59,550 --> 00:11:03,498
‫ببین، مرگی هم در کار نبوده.‬
‫بذار بره پسرم.‬

140
00:11:03,739 --> 00:11:06,268
‫هر چی سرت اومد‬
‫از دلسوزیت بود.‬

141
00:11:06,509 --> 00:11:09,912
‫بیشتر از این به این دختر دلسوزی نکن و‬
‫نذار مدام برامون دردسر درست کنه.‬

142
00:11:10,153 --> 00:11:13,679
‫این دختر خواهر من نیست،‬
‫نخواهد بود. هیچ‌وقت نخواهد بود.‬

143
00:11:13,920 --> 00:11:16,680
‫- دیگه از دلسوزی کردن برای این دختر دست بردار!‬
‫- بسه دیگه!‬

144
00:11:22,056 --> 00:11:25,936
‫ییلدیز بیشتر از جفتتون حق داره‬
‫تو این عمارت بمونه.‬

145
00:11:26,177 --> 00:11:27,910
‫- دیگه نه بابا!‬
‫- حرفم تموم نشده!‬

146
00:11:29,508 --> 00:11:30,508
‫تو...‬

147
00:11:31,803 --> 00:11:36,645
‫.. با خودت گفتی سرهات دیگه منو نمی‌بخشه و‬
‫این حقیقت رو این‌همه مدت از من مخفی کردی.‬

148
00:11:38,152 --> 00:11:42,056
‫زنی که بزرگ طایفه‌مه‬
‫مثل مادر طایفه رفتار نکرد.‬

149
00:11:42,709 --> 00:11:44,842
‫به فکر خانواده‌ت نبودی، به فکر خودت بودی.‬

150
00:11:51,472 --> 00:11:55,571
‫ترسیدی که اگه حقیقت رو بفهمم ازت‬
‫طلاق می‌گیرم و با ییلدیز ازدواج می‌کنم.‬

151
00:11:56,659 --> 00:12:00,107
‫به فکر من نبودی، به فکر خودت بودی.‬
‫تو هم خودخواهی کردی.‬

152
00:12:02,210 --> 00:12:03,410
‫فقط ییلدیز.‬

153
00:12:05,222 --> 00:12:07,489
‫فقط ییلدیز به فکر من و ما بود.‬

154
00:12:09,281 --> 00:12:14,425
‫وقتی حقیقت رو فهمید، برای محافظت از تو و‬
‫محافظت از بچه‌ی به دنیا نیومده‌مون...‬

155
00:12:14,961 --> 00:12:17,232
‫.. هیچی بهم نگفت، سکوت کرد.‬

156
00:12:19,353 --> 00:12:24,035
‫با وجود اون‌همه اذیتی که کردی‬
‫بهم نگفت که تو هم خبر داری.‬

157
00:12:24,276 --> 00:12:27,411
‫نگفت چون‬
‫نمی‌خواست رابطه‌ی من و تو شکرآب بشه مادر.‬

158
00:12:28,799 --> 00:12:31,891
‫تا وقتی که زمان‬
‫آخرین نفسش رسید.‬

159
00:12:33,673 --> 00:12:37,983
‫اون روز تو اون غار، برای اینکه منو با‬
‫سوال‌های بی‌جواب تنها نذاره...‬

160
00:12:38,224 --> 00:12:41,574
‫.. با آخرین نفسش حقیقت رو اونجا روی یه سنگ‬
‫نوشته. من اونجا فهمیدم.‬

161
00:12:43,557 --> 00:12:45,811
‫دلسوزی ییلدیز‬
‫از همه‌مون محافظت کرد.‬

162
00:12:47,165 --> 00:12:49,377
‫اما امتحان اصلی من اون نبوده.‬

163
00:12:51,306 --> 00:12:53,957
‫امتحان اصلی من‬
‫خودخواهی‌های شما بوده.‬

164
00:12:54,198 --> 00:12:56,166
‫باریکلا واقعاً! باریکلا، چیکار کنیم؟‬

165
00:12:56,407 --> 00:12:59,174
‫برای ییلدیز دست بزنیم؟‬
‫بهش مدال بدیم؟‬

166
00:12:59,415 --> 00:13:03,129
‫من هر کاری کردم، برای بچه‌ی تو شکمم و‬
‫برای خانواده‌م کردم...‬

167
00:13:03,370 --> 00:13:05,766
‫.. و قسم می‌خورم که‬
‫به انجام دادنش هم ادامه می‌دم.‬

168
00:13:06,007 --> 00:13:08,568
‫به خاطر بچه‌ام نمی‌خوام‬
‫ییلدیز تو این عمارت باشه.‬

169
00:13:08,809 --> 00:13:12,068
‫تصمیم اینو تو نمی‌گیری، من می‌گیرم.‬

170
00:13:13,042 --> 00:13:15,884
‫حالا که تو برای خواهر خودت‬
‫دلسوزی نمی‌کنی...‬

171
00:13:16,680 --> 00:13:18,499
‫.. من به جای تو این کار رو می‌کنم.‬

172
00:13:18,740 --> 00:13:20,500
‫- سرهات، چی رو...؟‬
‫- ما اینو...‬

173
00:13:22,670 --> 00:13:24,163
‫.. به ییلدیز مدیونیم.‬

174
00:13:25,723 --> 00:13:29,755
‫از این به بعد ییلدیز تو این عمارت‬
‫تحت حمایت منه...‬

175
00:13:30,084 --> 00:13:31,711
‫.. و پیش من می‌مونه.‬

176
00:13:35,233 --> 00:13:36,233
‫تموم شد.‬

177
00:13:39,029 --> 00:13:40,029
‫تموم شد؟‬

178
00:13:41,937 --> 00:13:42,937
‫تموم شد.‬

179
00:13:49,230 --> 00:13:50,563
‫- پسرم.‬
‫- مادرم.‬

180
00:13:51,575 --> 00:13:52,575
‫برو بیرون.‬

181
00:14:02,015 --> 00:14:04,722
‫در رد باز کنین. راه بیفتین.

182
00:14:12,153 --> 00:14:14,073
‫این خائن‌ها رو از کجا پیدا کردین؟

183
00:14:14,314 --> 00:14:16,487
‫وقتی می‌خواستن از مرز رد بشن، گرفتیمشون.

184
00:14:16,727 --> 00:14:19,197
‫با خودشون هم یه کیف پر از پول داشتن.

185
00:14:19,438 --> 00:14:20,558
‫حسین، بازش کن.‬

186
00:14:25,178 --> 00:14:26,178
‫بفرمایین آقا.‬

187
00:14:29,464 --> 00:14:31,264
‫کی این پولا رو بهتون داده؟‬

188
00:14:32,774 --> 00:14:35,249
‫کی بهتون گفت ییلدیز رو بدزدین؟‬

189
00:14:37,167 --> 00:14:38,207
‫حرف بزنین بنالین!‬

190
00:14:43,324 --> 00:14:46,563
‫نذارین سوالام رو تکرار کنم!‬

191
00:14:49,027 --> 00:14:51,614
‫آقا قربونت برم، نکن.‬

192
00:14:53,016 --> 00:14:55,794
‫می‌گم کی؟ کیه پسره؟‬

193
00:14:56,035 --> 00:14:57,075
‫مریم خانم.‬

194
00:14:58,000 --> 00:15:05,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

195
00:15:06,024 --> 00:15:07,532
‫به حساب اینا برس.‬

196
00:15:07,773 --> 00:15:10,137
‫اطاعت آقا. بگیرین این خائن رو.‬

197
00:15:11,348 --> 00:15:12,666
‫مریم.‬

198
00:15:19,739 --> 00:15:20,739
‫زن عمو!‬

199
00:15:21,463 --> 00:15:22,463
‫دالیان.‬

200
00:15:22,764 --> 00:15:25,732
‫یا خدا، چه خبر شده؟‬

201
00:15:26,643 --> 00:15:28,897
‫ضیان خان دوباره ییلدیز رو‬
‫یه جا حبس کرده.‬

202
00:15:29,138 --> 00:15:31,232
‫- راه بیفت بنال!‬
‫- آخه این چه وضعیه؟‬

203
00:15:31,473 --> 00:15:33,752
‫مگه این دختر چیکار کرده که‬
‫این مرد اینطوری بهش ظلم می‌کنه؟‬

204
00:15:35,231 --> 00:15:36,231
‫راه بیفت.‬

205
00:15:39,752 --> 00:15:41,419
‫راه بیفت دیگه، یالا!‬

206
00:15:41,794 --> 00:15:46,080
‫خانمم نجاتمون می‌ده. ما همون کاری رو‬
‫کردیم که گفتی، اینا ما رو می‌کشن.‬

207
00:15:47,816 --> 00:15:49,856
‫چی شده داداش خلیل؟‬
‫تو رو خدا بگو چه خبره؟‬

208
00:15:50,097 --> 00:15:51,367
‫خیانته آقا.‬

209
00:15:51,972 --> 00:15:56,528
‫خانم‌جان، ضیان خان تو حیاط‬
‫منتظرته. بهتره یه سری بهش بزنی.‬

210
00:16:00,474 --> 00:16:02,045
‫صبر کن زن عمو، منم بیام.‬

211
00:16:03,707 --> 00:16:05,147
‫خیر باشه ان‌شاءالله.‬

212
00:16:21,703 --> 00:16:25,704
‫آخه رو حرف آقا حرف زدن...‬

213
00:16:26,668 --> 00:16:28,025
‫.. کجا دیده شده؟‬

214
00:16:31,531 --> 00:16:34,555
‫عمو تو رو خدا داری چیکار می‌کنی؟‬

215
00:16:34,796 --> 00:16:39,360
‫تو رو خدا، جلوی مردم زشته.‬
‫در شأن شماست؟‬

216
00:16:46,404 --> 00:16:48,452
‫اگه بحث دخترم باشه...‬

217
00:16:49,054 --> 00:16:52,232
‫.. هم رو حرفت حرف می‌زنم...‬

218
00:16:52,756 --> 00:16:55,132
‫.. هم حکم صادر می‌کنم ضیان خان.‬

219
00:16:55,437 --> 00:16:58,207
‫چه حکمی زن عمو؟ ییلدیز کجاست؟‬

220
00:17:06,981 --> 00:17:09,949
‫- تو عمارت یلدوران‌هاست.‬
‫- چی؟‬

221
00:17:10,660 --> 00:17:12,993
‫تو ییلدیز رو بردی پیش سرهات؟‬

222
00:17:13,234 --> 00:17:16,354
‫داری چیکار می‌کنی زن؟ مگه می‌شه؟‬

223
00:17:17,421 --> 00:17:20,238
‫حق با اونه. چرا بردیش پیش اونا؟‬

224
00:17:21,044 --> 00:17:23,644
‫از این به بعد تحت حمایت سرهات زندگی می‌کنه.‬

225
00:17:23,885 --> 00:17:25,102
‫ای خدای من.‬

226
00:17:25,517 --> 00:17:29,374
‫حالا که بدون اینکه بگه متاهله‬
‫دختر منو بوسیده...‬

227
00:17:29,798 --> 00:17:33,488
‫.. پس باید مسئولیتش رو هم قبول کنه!‬

228
00:17:34,288 --> 00:17:38,415
‫بوس... بوسیده؟ کی؟ سرهات بوسیدش؟‬

229
00:17:38,913 --> 00:17:41,842
‫ببین، به خدا قسم می‌کشمش!‬

230
00:17:43,250 --> 00:17:48,290
‫سرهات کیه که بخواد ییلدیز رو‬
‫تحت حمایت و پناه خودش بگیره؟‬

231
00:17:48,531 --> 00:17:51,232
‫داری چیکار می‌کنی زن؟ مگه می‌شه؟‬

232
00:17:51,473 --> 00:17:56,456
‫معلومه که نمی‌شه. حق با عمومه.‬
‫بریم بیاریمش عمو.‬

233
00:17:56,874 --> 00:17:59,891
‫سرهات کی باشه که بخواد‬
‫ییلدیز رو تحت حمایتش بگیره؟‬

234
00:18:00,132 --> 00:18:01,629
‫بی‌ناموس هفت‌خط.‬

235
00:18:01,870 --> 00:18:04,562
‫وقتی این آدم اینجاست، وقتی من‬
‫به عنوان جانشینش اینجام...‬

236
00:18:05,423 --> 00:18:10,161
‫نکن! جرئت نکنین به دخترم،‬
‫به ییلدیزم دست بزنین!‬

237
00:18:11,057 --> 00:18:14,096
‫برو اون بچه‌ها رو جمع کن.‬
‫داریم می‌ریم پیش یلدوران‌ها.‬

238
00:18:14,337 --> 00:18:17,028
‫اطاعت عمو. یالا بجنبین، یالا.‬

239
00:18:17,643 --> 00:18:22,143
‫ییلدیز رو برمی‌گردونم،‬
‫وقتی برگشتم با هم حساب‌کتاب می‌کنیم.‬

240
00:18:25,362 --> 00:18:26,807
‫حتی اگه بخوای هم...‬

241
00:18:28,365 --> 00:18:31,394
‫.. سرهات ییلدیز رو بهت نمی‌ده.‬

242
00:18:33,825 --> 00:18:34,825
‫چرا؟‬

243
00:18:40,630 --> 00:18:44,630
‫فهمیده که ملک و ییلدیز‬
‫با هم خواهرن.‬

244
00:18:47,360 --> 00:18:48,598
‫و اینکه ییلدیز...‬

245
00:18:49,585 --> 00:18:53,379
‫.. فقط به همین خاطر ازش‬
‫دوری می‌کرده رو دیگه فهمیده.‬

246
00:18:53,653 --> 00:18:57,772
‫ملک رو طلاق می‌ده و ییلدیز رو می‌گیره.‬

247
00:18:58,434 --> 00:19:01,990
‫نه فقط تو، ییلدیریم، دالیان...‬

248
00:19:02,240 --> 00:19:05,256
‫.. حتی اگه کل اورفا جلوش وایستن...‬

249
00:19:05,771 --> 00:19:07,969
‫.. سرهات از راهش برنمی‌گرده.‬

250
00:19:08,367 --> 00:19:09,877
‫چی گفتی زن؟ چی گفتی؟‬

251
00:19:10,118 --> 00:19:13,552
‫- شنیدی چی گفتم.‬
‫- همچین اتفاقی نمیفته.‬

252
00:19:14,989 --> 00:19:16,215
‫اگه لازم باشه...‬

253
00:19:17,640 --> 00:19:20,806
‫.. جنازه‌ی ییلدیز رو میارم اینجا.‬

254
00:19:22,812 --> 00:19:26,495
‫نمی‌ذارم زندگی ملک از هم بپاشه، می‌فهمی؟‬

255
00:19:36,565 --> 00:19:42,413
‫کاش همونقدر که هوای دختر اون دیوونه رو‬
‫داشتی و دوسش داشتی...‬

256
00:19:43,481 --> 00:19:47,201
‫.. بچه‌ی خودت رو هم دوست داشتی‬
‫ضیان خان.‬

257
00:19:49,962 --> 00:19:51,661
‫شاید اون موقع لبخند رو لب دخترم...‬

258
00:19:53,461 --> 00:19:56,783
‫.. رو لب ییلدیزم می‌نشست.‬

259
00:19:58,407 --> 00:20:01,273
‫- انارها هم که پلاسیدن.‬
‫- جل‌الخالق.‬

260
00:20:01,514 --> 00:20:04,121
‫بیار دخترم، بیار، بیار.‬
‫شیشه‌ها رو بذار اینجا.‬

261
00:20:04,393 --> 00:20:05,393
‫آبجی صبر کن.‬

262
00:20:11,916 --> 00:20:15,773
‫ببین، ببین، ببین.‬
‫دیگه اون روزای خوش تموم شد.‬

263
00:20:16,014 --> 00:20:17,927
‫الانه که یه قیامت حسابی به پا بشه.‬

264
00:20:21,292 --> 00:20:25,413
‫مگه نگفته بودی به سرهات نمی‌گی؟‬
‫تو یه دروغگوی پستی.‬

265
00:20:25,654 --> 00:20:27,407
‫ملک، من هیچی نگفتم.‬

266
00:20:27,648 --> 00:20:29,711
‫آره! راست می‌گی. چی بود؟‬

267
00:20:30,595 --> 00:20:33,080
‫روی یه تیکه سنگ تو غار نوشتی، نه؟

268
00:20:46,001 --> 00:20:49,737
‫ولی تو هیچ گناهی نداری. اصلاً.‬
‫حماقت از منه.‬

269
00:20:49,978 --> 00:20:52,021
‫من رفتم به بابات گفتم‬
‫که از جونت بگذره.‬

270
00:20:52,262 --> 00:20:54,944
‫من از کجا می‌دونستم تو اون‬
‫کله‌ی کوچیکت چه نقشه‌هایی داری؟‬

271
00:20:55,185 --> 00:20:57,909
‫من جونت رو نجات دادم.‬
‫تو چیکار کردی؟‬

272
00:20:58,150 --> 00:21:01,277
‫دوباره اومدی و مثل بختک‬
‫روی زندگیم خراب شدی.‬

273
00:21:01,518 --> 00:21:04,803
‫- تو با بابام حرف زدی؟‬
‫- آره و یه شرط داشتم.‬

274
00:21:05,044 --> 00:21:09,096
‫گفتم ییلدیز رو از اینجا می‌فرستی بره،‬
‫همونجا هم درسش رو ادامه می‌ده.‬

275
00:21:09,337 --> 00:21:11,796
‫اما تو چیکار کردی؟‬
‫دوان‌دوان اومدی و درست جلوی چشمم سبز شدی.‬

276
00:21:12,037 --> 00:21:14,378
‫تازه اومدی، انگار کم بود،‬
‫دوباره شوهرمو گول زدی.‬

277
00:21:14,619 --> 00:21:16,634
‫کی داره شوهر تو رو گول می‌زنه ملک؟‬

278
00:21:16,875 --> 00:21:19,206
‫اون موقع که هنوز اسمی ازت نبود،‬
‫ما با هم نامزد بودیم.‬

279
00:21:19,447 --> 00:21:22,695
‫مگه می‌شه همچین چیزی؟‬
‫آخه دوتا بچه رو با هم نامزد می‌کنن؟‬

280
00:21:22,936 --> 00:21:26,064
‫- این یه رسم عهد بوقی این دوتا خانواده‌ست!‬
‫- من چیکار کنم؟‬

281
00:21:26,305 --> 00:21:30,401
‫ببین، اینجا اتاق بچه‌ی منه.‬
‫می‌خوام اینجا رو اتاق بچه کنم.‬

282
00:21:30,642 --> 00:21:33,305
‫حتی سفارش وسایلش رو هم دادم.‬
‫می‌خوای چیکار کنی؟‬

283
00:21:33,546 --> 00:21:36,855
‫می‌خوای زل بزنی تو چشم ما و‬
‫وسط وسایل بچه زندگی کنی؟‬

284
00:21:37,096 --> 00:21:40,328
‫زندگی نمی‌کنم، بیا بگیر!‬
‫اتاق بچه می‌خوای...‬

285
00:21:40,569 --> 00:21:42,853
‫.. هر کاری می‌خوای بکن،‬
‫برو با شوهرت حرف بزن.‬

286
00:21:43,094 --> 00:21:46,683
‫بذاره من برم، منم بتونم برم.‬
‫منم نمی‌خوام اینجا بمونم.‬

287
00:21:46,924 --> 00:21:49,330
‫- اینطوریه؟‬
‫- ملک ببین، من بهت گفتم.‬

288
00:21:49,571 --> 00:21:53,539
‫بهت گفتم اینا رو باور نکن، با اینا راه نیا.‬
‫رفتی خودت رو بازیچه‌ی اونا کردی.‬

289
00:21:53,780 --> 00:21:57,163
‫روز به روز خودت رو‬
‫تو چشم اون مرد از سکه انداختی.‬

290
00:21:57,404 --> 00:22:01,007
‫الان دیگه چه تو حرف بزنی‬
‫چه یه پشه وزوز کنه. چه فرقی داره؟‬

291
00:22:01,248 --> 00:22:05,030
‫من باید از تو بپرسم چیکار کنم؟‬
‫حالا که نمی‌خوای بمونی، خب برو.‬

292
00:22:05,271 --> 00:22:07,342
‫ول کن! بسه دیگه زن، بسه!‬

293
00:22:12,190 --> 00:22:15,436
‫باید یاد بگیری مسئولیت‬
‫کارهات رو قبول کنی! بسه!‬

294
00:22:18,180 --> 00:22:21,078
‫نمی‌تونی هی یه غلطی بکنی و‬
‫بعد بقیه رو مقصر بدونی.‬

295
00:22:21,391 --> 00:22:22,684
‫یه نگاه به خودت بنداز.‬

296
00:22:23,004 --> 00:22:27,099
‫من اول زندگیِ سرهات بودم.‬
‫تو می‌تونی آخرش باشی؟‬

297
00:22:28,645 --> 00:22:32,256
‫اصلاً فکر نمی‌کنم. واسه همینم‬
‫خوب مواظب اون بچه‌ی تو شکمت باش.‬

298
00:22:33,913 --> 00:22:37,628
‫مواظب اون بچه باش. عقلت رو به کار بنداز.‬

299
00:22:39,172 --> 00:22:41,772
‫وگرنه سرهات تا حالا پنجاه بار طلاقت داده بود.‬

300
00:22:42,013 --> 00:22:45,040
‫- اینطوریه؟‬
‫- آره، عقلت رو جمع کن.‬

301
00:22:46,300 --> 00:22:49,411
‫بسه دیگه! بسه دیگه، بسه! تمومش کنین!‬

302
00:22:51,607 --> 00:22:53,559
‫امان از دست شما!‬

303
00:22:53,800 --> 00:22:56,549
‫برو بیرون! یالا، برو، برو!‬

304
00:22:56,790 --> 00:22:58,990
‫بچه تو شکمته! حواست باشه!‬

305
00:22:59,231 --> 00:23:03,044
‫تو پستی، دروغگویی، نمک‌نشناسی!‬
‫هم نمک‌نشناسی هم دروغگو!‬

306
00:23:03,285 --> 00:23:05,833
‫بفرما. باز شروع کردن.‬

307
00:23:06,227 --> 00:23:10,417
‫یه شکری به درگاه خدا بکنین.‬
‫تو این ماه رمضونی دو رکعت نماز بخونین.‬

308
00:23:10,763 --> 00:23:13,850
‫خواهر بودن پیشکش،‬
‫ازت متنفرم! برو گمشو!‬

309
00:23:14,091 --> 00:23:17,625
‫معلوم نیست کی نمک‌نشناسه؟ تو چقدر زود‬
‫کارهایی که برات کردم رو یادت رفت؟‬

310
00:23:17,866 --> 00:23:20,192
‫- چیکار کردی؟‬
‫- واسه خاطر اون بچه‌ی تو شکمت...‬

311
00:23:20,433 --> 00:23:23,512
‫.. واسه خاطر آرامش تو،‬
‫من به مردی که دوستش نداشتم بله گفتم.‬

312
00:23:23,753 --> 00:23:25,325
‫ببین چه بلاهایی سر من اومد!‬

313
00:23:25,566 --> 00:23:27,653
‫تو همه‌ی این کارا رو فقط واسه این می‌کنی که‬
‫حرص سرهات رو دربیاری.‬

314
00:23:27,894 --> 00:23:31,015
‫می‌خوای دنبالت بدوئه.‬
‫فقط چون طلاقت داده.‬

315
00:23:31,256 --> 00:23:33,476
‫بفرما. اینم از هنر شما.‬

316
00:23:33,841 --> 00:23:38,044
‫اون ییلدیز باید از این عمارت بره.‬
‫هر جوری شده باید از این عمارت بره!‬

317
00:23:38,285 --> 00:23:39,565
‫چی داری می‌گی؟‬

318
00:23:40,353 --> 00:23:42,850
‫مگه خودت نگفتی؟‬

319
00:23:46,103 --> 00:23:47,103
‫بسه!‬

320
00:23:50,852 --> 00:23:53,521
‫- چی شده؟‬
‫- چی چی شده؟ چی بسه؟‬

321
00:23:53,762 --> 00:23:57,348
‫وضع و حال ما رو نمی‌بینی؟‬
‫بسه، واقعاً واسه شماها بسه.‬

322
00:23:57,589 --> 00:23:59,662
‫- کجا؟‬
‫- دارم می‌رم به درک!‬

323
00:23:59,903 --> 00:24:02,474
‫اون دنیا از بودن‬
‫اینجا خیلی بهتره!‬

324
00:24:06,076 --> 00:24:07,076
‫پسرم.‬

325
00:24:15,268 --> 00:24:16,268
‫ببینین!‬

326
00:24:17,207 --> 00:24:18,310
‫بفرمایین آقا.‬

327
00:24:18,566 --> 00:24:20,659
‫ملک خانم رو تعقیب کنین‬
‫اما طوری که اذیت نشه.‬

328
00:24:20,900 --> 00:24:21,940
‫اطاعت می‌شه آقا.‬

329
00:24:23,958 --> 00:24:25,284
‫بی‌خودی.‬

330
00:24:25,525 --> 00:24:27,858
‫ببین، ییلدیز رو ببین. باز شد مظلوم ماجرا.‬

331
00:24:28,099 --> 00:24:29,539
‫یالا، یالا، زود باشین.‬

332
00:24:32,016 --> 00:24:34,826
‫یالا دخترا، راه بیفتین. هیس.‬

333
00:24:41,741 --> 00:24:45,979
‫جوونا، آخه تا کی می‌خواین حمالی کنین؟‬

334
00:24:46,921 --> 00:24:47,961
‫ولم کنین.‬

335
00:24:49,789 --> 00:24:51,922
‫ببینین، این عمر با رعیتی نمی‌گذره.‬

336
00:24:55,700 --> 00:24:57,390
‫ما کلاً یه بار به این دنیا میایم.‬

337
00:25:01,150 --> 00:25:04,926
‫سرهات هر چقدر در طول عمرش بهتون بده،‬
‫من دو برابرش رو بهتون می‌دم.‬

338
00:25:06,268 --> 00:25:10,331
‫قبول کن دیگه. ببین، پولو می‌گیرین و‬
‫می‌رین خارج از کشور.‬

339
00:25:10,729 --> 00:25:12,881
‫واسه خودتون خوش می‌گذرونین، شیک و مجلسی.‬

340
00:25:13,784 --> 00:25:17,324
‫منم کمکتون می‌کنم.‬
‫جاهای خوب رو بهتون معرفی می‌کنم.‬

341
00:25:18,565 --> 00:25:21,668
‫هم شما راحت می‌شین‬
‫هم من خلاص می‌شم.‬

342
00:25:21,909 --> 00:25:24,187
‫- یه جورایی حق داره.‬
‫- من به آقا سرهات خیانت نمی‌کنم.‬

343
00:25:24,428 --> 00:25:27,328
‫مگه من اونو می‌گم پسرم؟‬
‫آخه تا کی می‌خواین حمالی کنین؟‬

344
00:25:27,569 --> 00:25:32,029
‫به خدا که بریدم. داریم غاری رو که با بمب بسته شده،‬
‫با دست و سنگ‌چین درست می‌کنیم.‬

345
00:25:32,572 --> 00:25:34,509
‫بهترین کار اینه که یه تیر تو مخش خالی کنیم و خلاص.‬

346
00:25:35,894 --> 00:25:39,306
‫به آقاها چی بگیم؟ آقاها می‌دونن‬
‫که ما اینجاییم، آقا سرهات می‌دونه.‬

347
00:25:40,779 --> 00:25:44,941
‫می‌گیم می‌خواست فرار کنه، ما هم زدیمش.‬
‫تو به رفیقای بیرون خبر بده.‬

348
00:25:45,490 --> 00:25:48,090
‫- من خودم حساب اینو می‌رسم.‬
‫- باشه، هر چی تو بگی.‬

349
00:25:52,467 --> 00:25:54,404
‫به آخر خط رسیدی آقا ییلدیریم.‬

350
00:26:05,059 --> 00:26:06,940
‫- دوندار.‬
‫- جانم آقا.‬

351
00:26:08,866 --> 00:26:13,191
‫سلو به آقا سعدالله زنگ زده.‬
‫اونم ما رو فرستاد.‬

352
00:26:15,125 --> 00:26:16,125
‫خدا رو شکر.‬

353
00:26:16,366 --> 00:26:19,001
‫گفت: «یه مدتی تو خونه‌باغ بمونه.‬

354
00:26:19,242 --> 00:26:22,890
‫تا وقتی اوضاع آروم بشه،‬
‫از اونجا تکون نخوره.»‬

355
00:26:23,131 --> 00:26:27,292
‫گفت: «من هر کاری لازم باشه می‌کنم.‬
‫برادرزاده‌ام خیالش راحت باشه.»‬

356
00:26:34,940 --> 00:26:38,527
‫- تعدادتون زیاده دوندار؟‬
‫- زیادیم آقا. بفرمایین.‬

357
00:26:40,112 --> 00:26:45,186
‫کلید پیشت بمونه. به عموم بگو،‬
‫من یه انتقامی دارم که باید بگیرم.‬

358
00:26:45,944 --> 00:26:48,603
‫می‌ریم سراغ یلدوران‌ها، بهشون پاتک می‌زنیم.‬

359
00:26:50,131 --> 00:26:53,226
‫- اون سرهات رو با دستای خودم خفه می‌کنم.‬
‫- باشه آقا.‬

360
00:27:04,550 --> 00:27:07,816
‫خیره ان‌شاءالله، شما چطور کنار همین؟‬

361
00:27:08,134 --> 00:27:09,734
‫نکنه با هم آشتی کردین؟‬

362
00:27:12,146 --> 00:27:13,146
‫جدا شدیم.‬

363
00:27:14,481 --> 00:27:17,751
‫خدا رو شکر. صد هزار مرتبه شکر.‬

364
00:27:18,211 --> 00:27:20,544
‫خبر خیلی خوبی بهم دادی.‬

365
00:27:26,837 --> 00:27:29,520
‫کاش از ییلدیز منم‬
‫یه خبر خوش می‌رسید.‬

366
00:27:29,761 --> 00:27:30,799
‫چی شده ییلدیز؟‬

367
00:27:31,311 --> 00:27:33,533
‫چی شده مادر؟ بابا بلایی سر ییلدیز آورده؟‬

368
00:27:33,774 --> 00:27:37,806
‫نه، لحظه‌ی آخر از چنگش درآوردم. نگران نباش، خواهرت حالش خوبه.‬

369
00:27:38,047 --> 00:27:40,286
‫پس این چه حالیه داری مادر؟ بگو چی شده.‬

370
00:27:40,527 --> 00:27:45,000
‫از اون انباری کشیدمش بیرون، ییلدیز رو نجات دادم.‬

371
00:27:45,241 --> 00:27:47,241
‫سپردمش به یه جای امن.‬

372
00:27:47,933 --> 00:27:52,227
‫اما خب وقتی ضیان خان فهمید، افتاد دنبال دخترم.‬

373
00:27:52,468 --> 00:27:54,684
‫مادر باز رفتی دختره رو کجا گذاشتی؟‬

374
00:27:54,925 --> 00:27:57,854
‫این جای امنی که می‌گی، همونیه که من فکر می‌کنم؟‬

375
00:27:58,143 --> 00:28:01,770
‫- رفتی پیش سرهات گذاشتیش؟
‫- خب مگه کار دیگه‌ای هم می‌تونستم بکنم؟

376
00:28:02,195 --> 00:28:05,139
‫می‌ذاشتم بابات دخترم رو بکشه؟‬

377
00:28:05,380 --> 00:28:09,723
‫مگه هر چی سر ییلدیزم اومد، به خاطر این سرهات نبود؟‬

378
00:28:09,964 --> 00:28:13,242
‫مثل مرد از دخترم مراقبت می‌کنه. باید هم بکنه!‬

379
00:28:13,483 --> 00:28:16,810
‫مادر واقعاً که بلایی. یه بار هم که شده تو کارا دخالت نکن!‬

380
00:28:17,051 --> 00:28:21,988
‫تو هیچ کاری دخالت نکن! من خودم ردیفش کرده بودم، بابام قرار بود ییلدیز رو ول کنه.‬

381
00:28:22,358 --> 00:28:23,493
‫می‌خواست ولش کنه؟‬

382
00:28:23,734 --> 00:28:26,231
‫آره مادر. من رفتم با ملک حرف زدم.‬

383
00:28:26,472 --> 00:28:28,481
‫- با ملک؟
‫- آره با ملک حرف زدم.

384
00:28:28,722 --> 00:28:30,904
‫اونم دستش درد نکنه، با بابام حرف زد.‬

385
00:28:31,502 --> 00:28:34,503
‫در ازای اینکه بابام رو ببخشه، بابام هم قرار بود ییلدیز رو آزاد کنه.‬

386
00:28:34,751 --> 00:28:36,782
‫تو رفتی ییلدیز رو پیش سرهات گذاشتی؟‬

387
00:28:37,173 --> 00:28:38,173
‫آخه سرهات...‬

388
00:28:38,900 --> 00:28:42,868
‫.. کسی رو که بهش پناه آورده ول نمی‌کنه. مخصوصاً ییلدیز رو که اصلاً ول نمی‌کنه.‬

389
00:28:43,109 --> 00:28:48,101
‫لعنتی باز دعوای طایفه‌ای شروع می‌شه. ببین، باز خون و خون‌ریزی راه میفته!‬

390
00:28:48,822 --> 00:28:50,647
‫من برم، باید برم لعنتی.‬

391
00:28:52,612 --> 00:28:55,876
‫چرا ملک رو قاطی ماجرا کردین؟ ملک این وسط چیکاره‌ست؟‬

392
00:28:59,421 --> 00:29:02,968
‫من اینجا چیکار می‌کنم... منتظر چی‌ام آخه؟ منتظر چی‌ام؟‬

393
00:29:03,209 --> 00:29:07,020
‫بیا اینم از سرهات. نرو، نه؟ بیا تحویل بگیر حالا.‬

394
00:29:07,406 --> 00:29:09,806
‫دیدی؟ وقتی نری همین می‌شه.‬

395
00:29:10,000 --> 00:29:14,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

396
00:29:14,620 --> 00:29:15,620
‫کجا؟‬

397
00:29:16,193 --> 00:29:17,393
‫به قبرستون.‬

398
00:29:20,245 --> 00:29:21,365
‫گفتم کجا.‬

399
00:29:22,931 --> 00:29:24,829
‫- دارم می‌رم! 
‫- کجا؟

400
00:29:25,070 --> 00:29:26,425
‫دارم می‌رم سرهات.‬

401
00:29:26,666 --> 00:29:29,674
‫ببین، رفتی به اون غار و همه چی رو فهمیدی.‬

402
00:29:29,915 --> 00:29:33,344
‫هنوزم بهم می‌گی وایسا، بمون. نه، از این خبرا نیست، بذار برم.‬

403
00:29:33,585 --> 00:29:34,665
‫چرا پنهونش کردی؟‬

404
00:29:36,425 --> 00:29:37,962
‫- سرهات. 
‫- چرا پنهونش کردی؟

405
00:29:38,203 --> 00:29:41,637
‫چرا این بار رو به دوش کشیدی؟ چرا تنهایی زیر بار این مسئولیت رفتی؟‬

406
00:29:44,478 --> 00:29:46,158
‫چرا زندگیت رو نابود کردی؟‬

407
00:29:46,438 --> 00:29:48,060
‫من وظیفه‌ام رو انجام دادم.‬

408
00:29:48,301 --> 00:29:49,301
‫ییلدیز.‬

409
00:29:49,976 --> 00:29:53,214
‫نه دل تو و نه وجدان من، تحمل این حقیقت رو نداره.‬

410
00:29:53,597 --> 00:29:57,599
‫نمی‌شه. چی می‌شه سرهات؟ من هر روز اینجا باید با ملک دعوا کنم؟‬

411
00:29:57,840 --> 00:30:00,548
‫- اون دختر حامله‌ست. تو رو خدا بذار برم. 
‫- بس نیست؟

412
00:30:00,861 --> 00:30:03,011
‫- چی بس نیست سرهات؟ 
‫- فداکاری‌ها.

413
00:30:05,476 --> 00:30:07,468
‫فداکاری‌هایی که کردی بس نیست؟‬

414
00:30:08,541 --> 00:30:10,829
‫تا کی می‌خوای واسه بقیه زندگی کنی؟‬

415
00:30:12,275 --> 00:30:15,787
‫از این به بعد فقط باید واسه خودت زندگی کنی.‬

416
00:30:16,028 --> 00:30:19,680
‫منم هر کاری از دستم بربیاد انجام می‌دم.‬

417
00:30:19,921 --> 00:30:23,087
‫- انجام می‌دم. تموم شد. 
‫- تو باید به فکر خودت باشی.

418
00:30:23,471 --> 00:30:27,225
‫تو، رئیس عشیره‌ی یلدوران...‬

419
00:30:27,497 --> 00:30:31,401
‫.. خان اورفا، سرهات یلدوران، تو باید به فکر خودت باشی.‬

420
00:30:31,646 --> 00:30:35,393
‫تو اول باید به فکر خودت باشی. این اتفاقایی که افتاده رو...‬

421
00:30:36,276 --> 00:30:41,626
‫.. نه این خانواده، نه عشیره و نه اورفا نمی‌تونن تحمل کنن.‬

422
00:30:43,239 --> 00:30:45,969
‫دو تا خواهر زیر یه سقف.‬

423
00:30:49,945 --> 00:30:51,305
‫یکی زن سابقت...‬

424
00:30:53,873 --> 00:30:57,330
‫.. اون یکی هم زن عقدی‌ت، مادرِ بچه‌ای که قراره به دنیا بیاد.‬

425
00:30:59,183 --> 00:31:01,787
‫- مگه می‌شه؟ همچین چیزی ممکنه؟  
‫- ییلدیز.

426
00:31:02,957 --> 00:31:06,727
‫می‌خوای چی بشه؟ می‌خوای اون دعوای طایفه‌ای که تموم شده بود، دوباره شروع بشه؟‬

427
00:31:06,968 --> 00:31:09,009
‫- اگه قراره شروع بشه، بذار بشه. 
‫- بابام می‌فهمه.

428
00:31:09,250 --> 00:31:10,980
‫- بذار بفهمه.
‫- میاد اینجا رو به آتیش می‌کشه.

429
00:31:11,221 --> 00:31:14,665
‫- می‌خوای اون دعوا دوباره شروع بشه؟ 
‫- بذار بشه، هر چی می‌خواد بشه، بشه!

430
00:31:14,906 --> 00:31:18,478
‫- تو هنوز نفهمیدی؟ 
‫- چی رو نفهمیدم؟ چی رو نمی‌فهمم؟

431
00:31:18,719 --> 00:31:21,482
‫تو هر چی بیشتر سعی می‌کنی مشکلاتت رو حل کنی...‬

432
00:31:21,723 --> 00:31:24,636
‫.. فقط خودت آسیب می‌بینی. این رو نفهمیدی؟‬

433
00:31:27,095 --> 00:31:29,730
‫فقط تو داری ضربه می‌خوری، نفهمیدی؟‬

434
00:31:30,106 --> 00:31:33,304
‫تو واسه اینکه بلایی سر من نیاد رفتی، چیزی نمونده بود با دالیان ازدواج کنی.‬

435
00:31:33,545 --> 00:31:37,356
‫واسه اینکه بلایی سر ملک نیاد، داشتی با اون مرتیکه، یلدیریم، ازدواج می‌کردی.‬

436
00:31:37,597 --> 00:31:41,051
‫نفهمیدی؟ اونی که مدام داره آسیب می‌بینه تویی، نفهمیدی؟‬

437
00:31:43,836 --> 00:31:45,653
‫تو اصلاً خودت رو دوست نداری؟‬

438
00:31:46,158 --> 00:31:47,565
‫اصلاً به فکر خودت نیستی؟‬

439
00:31:48,681 --> 00:31:50,814
‫تو اصلاً خودت رو دوست نداری؟‬

440
00:31:52,098 --> 00:31:54,365
‫- من دوست داشته باشم که چی بشه؟ 
‫- ییلدیز، نکن این کار رو.

441
00:31:54,606 --> 00:31:57,409
‫من به فکر خودم باشم چه فایده‌ای داره؟ خودم رو دوست داشته باشم چی می‌شه؟‬

442
00:31:57,650 --> 00:32:00,929
‫من تو اورفا به دنیا اومدم، بقیه واسه سرنوشتم تصمیم گرفتن.‬

443
00:32:01,170 --> 00:32:04,362
‫سهم من فقط فداکاری کردنه، نه هیچ چیز دیگه.‬

444
00:32:05,786 --> 00:32:07,525
‫من خودم رو دوست داشته باشم چه فایده‌ای داره؟‬

445
00:32:10,132 --> 00:32:11,865
‫حالا چه یه ذره کمتر، چه یه ذره بیشتر.‬

446
00:32:14,469 --> 00:32:16,073
‫بذار برم سرهات خان.‬

447
00:32:18,689 --> 00:32:21,030
‫- سرهات ولم کن! 
‫- اون دوران دیگه تموم شد.

448
00:32:21,271 --> 00:32:24,571
‫اون دوران تموم شد. دیگه تموم شد.‬

449
00:32:24,925 --> 00:32:27,107
‫حالا که تو به فکر خودت نیستی...‬

450
00:32:28,798 --> 00:32:30,992
‫.. من به جای تو هم به فکرت هستم.‬

451
00:32:31,564 --> 00:32:33,667
‫حالا که تو خودت رو دوست نداری...‬

452
00:32:44,159 --> 00:32:46,838
‫همونطور که تو من رو تو اون غار تنها نذاشتی...‬

453
00:32:47,079 --> 00:32:51,182
‫.. منم تو رو دست ضیان خان نمی‌سپرم. نمی‌ذارم ببرتت.‬

454
00:32:51,870 --> 00:32:54,770
‫حالا که مسئول تمام این بلاهایی که سرت اومده منم...‬

455
00:32:56,209 --> 00:32:58,668
‫.. از این به بعد همون چیزی می‌شه که من می‌گم.‬

456
00:32:59,164 --> 00:33:01,307
‫تو تو این عمارت، پیشِ من می‌مونی.‬

457
00:33:02,000 --> 00:33:06,770
‫هرجور که می‌خوای، هرچی که می‌خوای،‬
‫هرجور زندگی‌ای که دلت می‌خواد داشته باشی...‬

458
00:33:07,011 --> 00:33:08,507
‫.. همونطور زندگی می‌کنی.‬

459
00:33:08,985 --> 00:33:11,586
‫از این به بعد دیگه برای هیچ‌کس‬
‫فداکاری نمی‌کنی.‬

460
00:33:12,782 --> 00:33:15,219
‫سرهات خان! ییلدیز رو پس بده!‬

461
00:33:16,499 --> 00:33:19,539
‫بفرما. یالا بفرما، من اینجام.‬

462
00:33:20,251 --> 00:33:21,251
‫حالا برو.‬

463
00:33:22,507 --> 00:33:23,895
‫- اصلاً.‬
‫- برو.‬

464
00:33:24,136 --> 00:33:27,198
‫اصلاً از اینجا بیرون نمیای، باشه؟‬

465
00:33:27,439 --> 00:33:30,695
‫حرف عموم رو شنیدی سرهات خان!‬
‫ییلدیز رو به ما پس بده!‬

466
00:33:30,936 --> 00:33:34,032
‫پسرم، اگه یه قدم دیگه برداری،‬
‫عزرائیلت می‌شم، اینو بدون.‬

467
00:33:34,273 --> 00:33:36,495
‫مادرم، خانمم! بلند شو، بلند شو، بلند شو!‬

468
00:33:39,612 --> 00:33:42,938
‫خیر باشه ضیان خان؟‬
‫بازم همگی با هم راه افتادین اومدین.‬

469
00:33:43,179 --> 00:33:46,536
‫آها دژاوو. به خدا من این لحظه رو‬
‫قبلاً هم تجربه کرده بودم.‬

470
00:33:46,777 --> 00:33:48,079
‫خیر باشه ضیان خان؟‬

471
00:33:49,869 --> 00:33:51,298
‫چرا تو حیاط من دارین داد و بیداد می‌کنین؟‬

472
00:33:51,539 --> 00:33:54,904
‫- اومدم ییلدیز رو ببرم.‬
‫- هیچ‌کس رو نمی‌تونی ببری.‬

473
00:33:56,535 --> 00:33:57,535
‫نمی‌دمش.‬

474
00:33:59,622 --> 00:34:01,805
‫ببین، سرهات خان.‬

475
00:34:02,321 --> 00:34:04,542
‫من به عنوان جانشینِ کورداعلی‌ها‬
‫دارم حرف می‌زنم.‬

476
00:34:05,183 --> 00:34:08,437
‫ییلدیز رو به ما بده.‬
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداری.‬

477
00:34:08,762 --> 00:34:10,442
‫ییلدیز نمی‌تونه اینجا بمونه!‬

478
00:34:10,683 --> 00:34:13,886
‫مرتیکه، با ییلدیز ییلدیز گفتن رد دادی.‬
‫ببین، خودت رو به باد می‌دی‌ها.‬

479
00:34:15,350 --> 00:34:18,350
‫شنیدم که حقیقت رو فهمیدی.‬

480
00:34:19,991 --> 00:34:22,724
‫دیگه می‌دونی که ملک دختر منه.‬

481
00:34:24,413 --> 00:34:26,748
‫چی؟ عمو؟‬

482
00:34:28,171 --> 00:34:29,291
‫نه بابا، دیگه چی.‬

483
00:34:30,880 --> 00:34:33,611
‫- تو به سوده‌ی دیوونه...‬
‫- خفه شو، حرف نزن مرتیکه!‬

484
00:34:37,079 --> 00:34:41,356
‫دوتا خواهر زیر این سقف‬
‫و تو این عمارت نمی‌تونن بمونن.‬

485
00:34:41,716 --> 00:34:45,155
‫این رو هم تو، هم من و هم کل اورفا خوب می‌دونیم.‬

486
00:34:45,789 --> 00:34:47,789
‫ییلدیز رو از این عمارت می‌برم.‬

487
00:34:49,093 --> 00:34:50,093
‫بعدش؟‬

488
00:34:50,334 --> 00:34:53,918
‫به خاطر غلطی که کردین‬
‫می‌خواستم بفرستمش سوریه اما...‬

489
00:34:54,591 --> 00:34:58,361
‫.. اومدنش به اینجا دیگه پیمونه رو پر کرد،‬
‫سرهات خان.‬

490
00:34:59,009 --> 00:35:03,152
‫کاری که لازمه رو انجام می‌دم،‬
‫ناموسم رو پاک می‌کنم.‬

491
00:35:05,794 --> 00:35:09,873
‫عمو، ما با هم چی حرف زده بودیم؟‬
‫قرار نبود کسی کشته بشه.‬

492
00:35:10,114 --> 00:35:12,997
‫جون ییلدیز رو نمی‌گیری، مگه نه؟‬

493
00:35:13,381 --> 00:35:17,421
‫من به عنوان جانشین کورداعلی‌ها هر کاری از دستم بربیاد‬
‫برای ناموس و شرفم انجام می‌دم.‬

494
00:35:17,662 --> 00:35:18,662
‫ضیان خان!

495
00:35:20,558 --> 00:35:22,764
‫اگه این جانشینت یه کلمه‌ی دیگه حرف بزنه...‬

496
00:35:23,988 --> 00:35:28,975
‫.. دیگه جانشین و مانشین حالیم نمی‌شه،‬
‫جفتتون رو تو حیاط این عمارت دفن می‌کنم.‬

497
00:35:29,614 --> 00:35:33,511
‫مرتیکه، وقتی گفتم ییلدیز رو می‌برم، یعنی می‌برم!‬

498
00:36:26,365 --> 00:36:28,214
‫مگه داخل جشنی چیزی برپاست؟‬

499
00:36:28,494 --> 00:36:30,294
‫آره که هست، عروسیمونه.‬

500
00:36:30,813 --> 00:36:33,090
‫عروسی؟ چه عروسی‌ای؟‬

501
00:36:33,450 --> 00:36:34,942
‫سرهات خان من داره ازدواج می‌کنه.‬

502
00:36:42,033 --> 00:36:43,826
‫آروم باش ملک، ملک!‬

503
00:36:44,067 --> 00:36:45,977
‫- یه لحظه!‬
‫- ملک، ملک!‬

504
00:36:54,163 --> 00:36:58,195
‫از این به بعد یبلدیز تو این عمارت‬
‫تحت حمایت منه...‬

505
00:36:58,547 --> 00:37:00,071
‫.. پیش من می‌مونه.‬

506
00:37:05,436 --> 00:37:08,159
‫پس یعنی اونقدر دوسش داری.‬

507
00:37:14,249 --> 00:37:17,362
‫همونطور که گفتم ضیان خان، خون زیادی ریخته می‌شه.‬

508
00:37:17,978 --> 00:37:19,219
‫واسه همین تو...‬

509
00:37:20,790 --> 00:37:23,495
‫.. آدمات رو جمع کن و برو به عمارت خودت.‬

510
00:37:23,736 --> 00:37:26,618
‫وقتی گفتم ییلدیز رو می‌برم، یعنی می‌برم!‬

511
00:37:26,859 --> 00:37:30,415
‫اگه می‌تونی ببر! یوسف!‬
‫هرکی تکون خورد بزنینش پسرم!‬

512
00:37:31,323 --> 00:37:32,823
‫- اطاعت آقا.‬
‫- هی!‬

513
00:37:33,064 --> 00:37:36,238
‫مرتیکه، به قیمت ریختن خون‬
‫هر چندتا یلدوران که تموم بشه...‬

514
00:37:36,479 --> 00:37:38,819
‫- .. ییلدیز رو می‌برم!‬
‫- بابا!‬

515
00:37:43,270 --> 00:37:45,039
‫مشکلِ لاینحل هم از راه رسید.‬

516
00:37:45,790 --> 00:37:47,583
‫- ییلدیز.‬
‫- برو کنار، برو کنار.‬

517
00:37:47,824 --> 00:37:49,419
‫مگه بهت نگفتم تو اتاق بمون؟‬

518
00:37:49,660 --> 00:37:51,922
‫- این مسئله‌ی منه، برو کنار.‬
‫- نمی‌شه ییلدیز.‬

519
00:37:52,163 --> 00:37:54,257
‫سرهات برو کنار! دیگه بسه!‬

520
00:37:55,168 --> 00:37:59,593
‫حالا که با پای خودت اومدی،‬
‫راه بیفت بریم خونه.‬

521
00:38:00,566 --> 00:38:01,566
‫یالا.‬

522
00:38:03,004 --> 00:38:04,004
‫نه.‬

523
00:38:12,424 --> 00:38:15,765
‫دیگه به خاطر من خون بیشتری‬
‫ریخته نمی‌شه ضیان خان.‬

524
00:38:16,336 --> 00:38:19,332
‫می‌خوای بکشی؟ بکش!‬

525
00:38:20,338 --> 00:38:22,712
‫- می‌خوای شلیک کنی؟ شلیک کن!‬
‫- ییلدیز.‬

526
00:38:22,953 --> 00:38:24,819
‫شلیک کن، تو همین حیاط، همینجا شلیک کن!‬

527
00:38:25,065 --> 00:38:27,098
‫- چی داری می‌گی؟‬
‫- یالا، بزن!‬

528
00:38:27,339 --> 00:38:28,378
‫- اصلاً!‬
‫- بزن!‬

529
00:38:28,619 --> 00:38:29,933
‫- اصلاً!‬
‫- صبر کن، صبر کن!‬

530
00:38:30,174 --> 00:38:32,775
‫ببین، اصلاً ییلدیز! اصلاً، اصلاً!‬

531
00:38:33,159 --> 00:38:35,134
‫- انجامش بده یالا!‬
‫- اصلاً!‬

532
00:38:35,375 --> 00:38:37,739
‫بکش! هم تو راحت شو، هم من، یالا!‬

533
00:38:37,980 --> 00:38:39,625
‫اصلاً! ببین، این راه برگشت نداره!‬

534
00:38:39,866 --> 00:38:42,415
‫وارد کارایی که راه برگشت ندارن نشیم!‬
‫تو رو خدا یه لحظه صبر کنین!‬

535
00:38:42,656 --> 00:38:44,360
‫- دالیان!‬
‫- خفه شین!‬

536
00:38:47,905 --> 00:38:49,618
‫اصلاً.‬

537
00:38:51,227 --> 00:38:54,261
‫اگه قراره خون ریخته بشه، بشه!‬
‫این دختر رو یا می‌برم خونه...‬

538
00:38:54,508 --> 00:38:56,932
‫- .. یا همینجا دفنش می‌کنم.‬
‫- ضیان خان.‬

539
00:38:58,024 --> 00:38:59,702
‫اصلاً!‬

540
00:39:01,122 --> 00:39:03,044
‫اصلاً!‬

541
00:39:06,696 --> 00:39:08,189
‫بابا!‬

542
00:39:08,535 --> 00:39:10,055
‫آشیر اومد.‬

543
00:39:15,286 --> 00:39:17,217
‫تو دیگه از کجا پیدات شد مرتیکه؟‬

544
00:39:17,997 --> 00:39:20,686
‫این اسلحه رو نباید سمت این دختر بگیری.‬

545
00:39:22,058 --> 00:39:24,025
‫این رو بهت گفته بودم.‬

546
00:39:27,381 --> 00:39:29,964
‫معلومه که اینجا همه، همه‌چیز رو فهمیدن.‬

547
00:39:32,319 --> 00:39:34,547
‫بذار مردم با همون چیزایی که شنیدن بمونن.‬

548
00:39:34,788 --> 00:39:37,724
‫من نمی‌ذارم اعتبارم از بین بره!‬

549
00:39:38,041 --> 00:39:40,356
‫مرتیکه، دهن منو باز نکن!‬

550
00:39:41,035 --> 00:39:44,446
‫مردک، اعتبارت دیگه دوزار هم نمی‌ارزه،‬
‫دوزار!‬

551
00:39:45,006 --> 00:39:46,681
‫مگه نه ضیان خان؟‬

552
00:39:46,967 --> 00:39:49,245
‫گفتم ول کن، بذار هر کی هر چی می‌دونه با همون بمونه.‬

553
00:39:49,744 --> 00:39:52,761
‫ببین به خدا قسم اون بلایی که سر اون زن بیچاره آوردی رو...‬

554
00:39:53,095 --> 00:39:56,880
‫.. از اینجا می‌رم و تو کل اورفا پخش می‌کنم.
‫رسوات می‌کنم.

555
00:39:58,286 --> 00:40:00,421
‫این رو هم در شأن پدرت می‌بینی، آره؟

556
00:40:00,662 --> 00:40:03,099
‫تو ببین چه چیزایی رو در شأن ما دیدی.‬

557
00:40:04,776 --> 00:40:06,813
‫خواهرم زندگی می‌کنه.‬

558
00:40:07,545 --> 00:40:09,916
‫این دختر یه جوری زندگی‌اش رو می‌کنه!‬

559
00:40:10,713 --> 00:40:14,380
‫از این ساعت به بعد، این دختر تو این عمارت و پیش این مرد زندگی می‌کنه!‬

560
00:40:26,666 --> 00:40:28,272
‫خواهرم...‬

561
00:40:29,565 --> 00:40:32,924
‫.. به عنوان خواهر زن عقدی تو،
‫تو این عمارت می‌مونه.

562
00:40:34,530 --> 00:40:36,676
‫حواست باشه، غیر از این راه دیگه‌ای نیست.‬

563
00:40:43,312 --> 00:40:45,353
‫بگیرش زیر بالت و اینجا ازش محافظت کن.‬

564
00:40:46,972 --> 00:40:49,887
‫از این به بعد اون دیگه دختر من نیست!‬

565
00:40:51,227 --> 00:40:53,127
‫این رو همه‌تون بدونین و بشنوین!‬

566
00:40:55,685 --> 00:40:58,231
‫اما به محض اینکه از این عمارت پاشو بذاره بیرون...‬

567
00:40:59,802 --> 00:41:01,551
‫.. کاری که لازمه رو انجام می‌دم.

568
00:41:02,697 --> 00:41:05,734
‫اینم قول ضیان خان باشه.‬

569
00:41:07,289 --> 00:41:09,232
‫منم یه خرفی دارم ضیان خان.‬

570
00:41:11,283 --> 00:41:13,436
‫اگه یه گلوله به سمت ییلدیز شلیک کنی...‬

571
00:41:13,900 --> 00:41:16,037
‫.. به این فکر نمی‌کنم که
‫نتیجه‌اش چی می‌شه.

572
00:41:17,963 --> 00:41:19,534
‫برام مهم نیست پدرشی...‬

573
00:41:20,101 --> 00:41:21,987
‫.. نه فقط پدرش، هر کی که می‌خوای باش...

574
00:41:22,233 --> 00:41:24,394
‫.. تقاصش رو ازت می‌گیرم!

575
00:41:25,049 --> 00:41:26,803
‫اینم قول من باشه.‬

576
00:41:50,574 --> 00:41:52,480
‫سلو، با آدما حرف زدی؟‬

577
00:41:52,740 --> 00:41:55,672
‫آره آقا، حرف زدم.‬
‫سرهات خان رو می‌سپارن به خودت.‬

578
00:41:55,913 --> 00:41:57,279
‫خوبه.‬

579
00:41:57,587 --> 00:41:59,479
‫اول جون سرهات رو می‌گیرم...‬

580
00:42:00,165 --> 00:42:01,862
‫بعدش هم کل اورفا رو مال خودم می‌کنم.‬

581
00:42:02,103 --> 00:42:04,317
‫آقا، شما خودت بهتر می‌دونی.‬

582
00:42:04,558 --> 00:42:07,664
‫می‌تونستیم یه مدتی از اینجا دور بشیم و‬
‫بعدش برگردیم.‬

583
00:42:07,905 --> 00:42:10,077
‫این راه برگشت نداره،‬
‫خودت که می‌دونی آقا؟‬

584
00:42:10,384 --> 00:42:11,857
‫سلو...‬

585
00:42:12,596 --> 00:42:15,909
‫.. من با ترس از سرهات و قایم شدن و
‫فرار کردن زندگی نمی‌کنم.

586
00:42:16,460 --> 00:42:17,984
‫فهمیدی؟‬

587
00:42:18,792 --> 00:42:20,560
‫همین الانشم وقتی بفهمه‬
‫از غار اومدم بیرون...‬

588
00:42:20,801 --> 00:42:23,618
‫- .. میفته دنبال من.
‫- همینطوره آقا.

589
00:42:23,967 --> 00:42:26,588
‫- به هر حال، هر کی اول حمله کنه برنده‌ست.‬
‫- آره.‬

590
00:42:27,177 --> 00:42:29,597
‫آره، یلدوران‌ها رو غافلگیر می‌کنیم.‬

591
00:42:30,243 --> 00:42:31,949
‫ببین، به همه بگو.‬

592
00:42:32,190 --> 00:42:35,364
‫هر کی جلوی راهمون سبز شد،‬
‫بزنینش.‬

593
00:42:35,963 --> 00:42:37,476
‫نه فقط سرهات...‬

594
00:42:37,717 --> 00:42:40,411
‫.. حتی یه نفر از یلدوران‌ها هم نباید
‫تو اورفا زنده بمونه.

595
00:42:40,652 --> 00:42:42,004
‫فهمیدین؟‬

596
00:42:42,245 --> 00:42:44,561
‫- امر، امر شماست آقا.‬
‫- وایسا!‬

597
00:42:46,717 --> 00:42:48,545
‫- وایسا پسر، وایسا!‬
‫- چی شده آقا؟‬

598
00:42:48,786 --> 00:42:50,047
‫وایسا!‬

599
00:42:55,800 --> 00:42:59,185
‫کور از خدا چی می‌خواد؟ دو چشم بینا.‬

600
00:43:00,262 --> 00:43:01,808
‫خوبه.‬

601
00:43:02,088 --> 00:43:04,945
‫ببین، برو به اونایی که پشت سر هستن بگو.‬
‫دور بمونن.‬

602
00:43:05,186 --> 00:43:06,978
‫باشه آقا.‬

603
00:43:10,663 --> 00:43:12,269
‫برو سلو.‬

604
00:43:12,563 --> 00:43:14,256
‫چشم آقا.‬

605
00:43:44,620 --> 00:43:46,933
‫باز کدوم موضوعی‬
‫تو رو کشونده اینجا؟‬

606
00:43:47,446 --> 00:43:48,981
‫سرهات.‬

607
00:43:50,863 --> 00:43:52,977
‫ییلدیز رو برگردوند به عمارت.‬

608
00:43:56,281 --> 00:43:58,027
‫تعجب نکردم.‬

609
00:44:00,868 --> 00:44:03,874
‫اصلاً هر اتفاقی که افتاد...‬

610
00:44:06,307 --> 00:44:08,004
‫.. تقصیر تو بود.

611
00:44:08,657 --> 00:44:10,097
‫یعنی چی؟‬

612
00:44:10,338 --> 00:44:12,481
‫من کاری نکردم،‬
‫حرفای چرت و پرت نزن!‬

613
00:44:13,005 --> 00:44:14,578
‫چه ربطی داره؟‬

614
00:44:15,104 --> 00:44:16,791
‫خیلی هم ربط داره.‬

615
00:44:18,002 --> 00:44:20,507
‫یادته سر قضیه‌ی داروها بهت چی گفته بودم؟‬

616
00:44:20,748 --> 00:44:23,143
‫اگه سرهات از خونه رفت بیرون بهم خبر بده.‬

617
00:44:23,404 --> 00:44:25,830
‫تو خبر ندادی و‬
‫سر خود عمل کردی.‬

618
00:44:26,395 --> 00:44:28,178
‫اگه اون روز خبر می‌دادی...‬

619
00:44:28,858 --> 00:44:31,211
‫.. من الان داشتم با ییلدیز با خوشی و خرمی
‫زندگی می‌کردم.

620
00:44:31,703 --> 00:44:33,453
‫سرهات هم واسه تو می‌موند.‬

621
00:44:34,180 --> 00:44:36,236
‫اون موضوع دیگه از ما گذشته.‬

622
00:44:39,351 --> 00:44:41,863
‫نه، اتفاقاً نگذشته.‬

623
00:44:42,363 --> 00:44:44,493
‫می‌دونی که من الان از غار فرار کردم؟‬

624
00:44:45,524 --> 00:44:47,775
‫می‌خواستم برم عمارت رو با خاک یکسان کنم.‬

625
00:44:48,501 --> 00:44:50,608
‫همه چی رو روی سرشون خراب کنم.‬

626
00:44:51,338 --> 00:44:53,124
‫اما وقتی تو رو دیدم پشیمون شدم.‬

627
00:44:54,444 --> 00:44:57,381
‫- منظورت چیه؟‬
‫- منظورش اینه ملک.‬

628
00:44:59,612 --> 00:45:01,442
‫با من میای، زود باش.‬

629
00:45:01,792 --> 00:45:03,732
‫ولم کن، من با تو هیچ‌جا نمیام!‬

630
00:45:03,973 --> 00:45:06,078
‫دیگه از این به بعد هر چی من بگم همون می‌شه، راه بیفت!‬

631
00:45:06,383 --> 00:45:08,068
‫ییلدیریم، دیوونه شدی؟ ولم کن!‬

632
00:45:08,309 --> 00:45:11,038
‫هر کاری دلت خواست کردی!‬
‫دیگه از این به بعد حرف منه ملک، راه بیفت!‬

633
00:45:11,279 --> 00:45:12,818
‫دیوونه شدی؟ ولم کن!‬

634
00:45:13,059 --> 00:45:14,704
‫- راه بیفت.‬
‫- ییلدیریم، ببین!‬

635
00:45:14,951 --> 00:45:16,844
‫وایسا! ملک خانم رو ول کن!‬

636
00:45:20,290 --> 00:45:22,909
‫جون، آروم باش باشه؟‬

637
00:45:23,212 --> 00:45:25,345
‫ببین، اسلحه ندارم.‬

638
00:45:25,819 --> 00:45:27,318
‫ببین.‬

639
00:45:29,000 --> 00:45:37,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

640
00:45:39,077 --> 00:45:40,930
‫خب، کجا بودیم؟‬

641
00:45:41,968 --> 00:45:43,394
‫باهام میای.‬

642
00:45:43,635 --> 00:45:45,311
‫به جای اینکه به عمارت حمله کنم و تیر حروم کنم...‬

643
00:45:45,552 --> 00:45:47,848
‫.. امتحان کردن سرهات با بچه‌اش برام جذاب‌تر بود.‬

644
00:45:48,089 --> 00:45:49,419
‫یالا.‬

645
00:45:49,660 --> 00:45:52,580
‫- ییلدیریم، دیوونه شدی؟ ولم کن!‬
‫- آره، یه کم. یالا!‬

646
00:45:52,821 --> 00:45:55,194
‫سلو، اینو بگیر!‬
‫دارم لنگ می‌زنم، نمی‌بینی؟‬

647
00:45:57,904 --> 00:45:59,315
‫- دیوونه شدین؟‬
‫- راه بیفت!‬

648
00:46:07,464 --> 00:46:10,059
‫آقام، می‌دونم سرت شلوغه ولی...‬

649
00:46:10,300 --> 00:46:12,754
‫.. اون آدمایی که بالا سر ییلدیریم گذاشته بودیم...‬

650
00:46:13,015 --> 00:46:14,211
‫.. راستش نمی‌تونیم بهشون دسترسی پیدا کنیم.‬

651
00:46:14,452 --> 00:46:16,744
‫- یعنی چی نمی‌تونیم؟‬
‫- به خدا نمی‌شه پیداشون کرد.‬

652
00:46:16,985 --> 00:46:18,652
‫چطور ممکنه؟ یعنی اون یارو از دستمون فرار کرد؟‬

653
00:46:18,893 --> 00:46:21,902
‫ایشالا که فرار نکرده باشه ولی اوضاع خیته.‬

654
00:46:22,143 --> 00:46:24,097
‫داداش ببین، به یوسف زنگ بزن.‬

655
00:46:24,338 --> 00:46:26,379
‫ببین داداش، اون آدمو چه مرده چه زنده برام پیدا کنه.‬

656
00:46:26,620 --> 00:46:28,519
‫باید مرده یا زنده‌اش رو پیدا کنه.‬

657
00:46:28,760 --> 00:46:30,960
‫نگران نباش، من خیلی وقته آدما رو فرستادم اونجا.‬

658
00:46:31,290 --> 00:46:33,096
‫تو نگران نباش.‬

659
00:46:35,656 --> 00:46:37,176
‫تو خوبی؟‬

660
00:46:37,423 --> 00:46:39,341
‫فکرت پیش ییلدیزه، نه؟‬

661
00:46:39,663 --> 00:46:41,538
‫من از طرز فکر این ضیان خان سر در نمیارم.‬

662
00:46:41,786 --> 00:46:45,416
‫واقعاً آقام، بدجنسیِ این آدم حد و مرز نداره.‬

663
00:46:46,030 --> 00:46:49,221
‫- نداره داداش، نداره.‬
‫- به خدا نداره. اگه تو نبودی...‬

664
00:46:49,781 --> 00:46:52,369
‫.. اگه تو ییلدیز رو تحت حمایت و سرپرستی خودت نمی‌گرفتی...‬

665
00:46:52,610 --> 00:46:54,999
‫.. این ییلدیز نمی‌تونست تو اورفا زندگی کنه، حالا ببین کی بهت گفتم.‬

666
00:46:55,540 --> 00:46:58,086
‫البته الان اون قضیه‌ی خواهری هم هست.‬

667
00:46:58,327 --> 00:47:01,435
‫ولی آشیر تو این مورد حق داره.‬

668
00:47:02,005 --> 00:47:03,856
‫ییلدیز جز این عمارت جای دیگه‌ای نمی‌تونه زندگی کنه.‬

669
00:47:04,097 --> 00:47:07,153
‫نمی‌ذاره زنده بمونه داداش، اون یارو نمی‌ذاره اون دختر زنده بمونه.‬

670
00:47:07,538 --> 00:47:09,948
‫این چه جرئتیه که ضیان داره؟ دلش خنک نشد.‬

671
00:47:10,196 --> 00:47:12,167
‫می‌گه به محض اینکه از این عمارت بره بیرون‬
‫می‌کشمش.‬

672
00:47:12,408 --> 00:47:14,160
‫آخه پسر، تو چطور پدری هستی؟‬

673
00:47:18,745 --> 00:47:21,412
‫بگیرش زیر بالت، همینجا ازش محافظت کن.‬

674
00:47:22,842 --> 00:47:25,613
‫از این به بعد اون دیگه دختر من نیست!‬

675
00:47:26,252 --> 00:47:27,934
‫این رو همه‌تون بدونین، بشنوین!‬

676
00:47:29,320 --> 00:47:31,742
‫ولی به محض اینکه از این عمارت پاشو بذاره بیرون...‬

677
00:47:33,342 --> 00:47:35,141
‫.. کاری که لازمه رو انجام می‌دم.‬

678
00:47:36,423 --> 00:47:39,277
‫اینم قول ضیان خان باشه.‬

679
00:47:41,560 --> 00:47:43,294
‫عجب پدریه، نه داداش؟‬

680
00:47:43,960 --> 00:47:46,193
‫این یارو خودش اسلحه داد دست دخترش.‬

681
00:47:46,434 --> 00:47:48,093
‫بهش گفت برو خودت رو بکش.‬

682
00:47:48,367 --> 00:47:49,741
‫دست و پاش رو بست...‬

683
00:47:49,982 --> 00:47:53,316
‫.. اومد تو این عمارت دختر خودش رو انداخت جلوی ما.‬

684
00:47:54,560 --> 00:47:56,190
‫یه عالم اذیت و آزار.‬

685
00:47:57,410 --> 00:48:00,908
‫داداش، مگه یه پدر با دختر خودش این کار رو می‌کنه؟‬

686
00:48:01,167 --> 00:48:03,363
‫به خدا می‌خواستم بگم کسی که پدر باشه این کار رو نمی‌کنه ولی...‬

687
00:48:04,421 --> 00:48:06,043
‫.. پدرشه دیگه.‬

688
00:48:06,569 --> 00:48:07,996
‫بالاخره باباشه.‬

689
00:48:12,525 --> 00:48:14,445
‫داداش، من الان می‌رم تو اتاق کارم.‬

690
00:48:14,865 --> 00:48:17,335
‫ببین، چه مرده چه زنده‌ی این ییلدیریم...‬

691
00:48:17,576 --> 00:48:19,874
‫- .. ببین، مرده یا زنده‌اش رو برام پیدا کن.‬
‫- چشم آقام.‬

692
00:48:20,115 --> 00:48:21,628
‫داداش، هر طور شده پیداش کنین و بیارینش پیشم، خواهش می‌کنم.‬

693
00:48:21,869 --> 00:48:24,088
‫حله، تو نگران نباش.‬
‫نگران نباش.‬

694
00:48:25,221 --> 00:48:26,881
‫باشه، تو نگران نباش.‬

695
00:48:35,768 --> 00:48:37,775
‫حالا که نتونستیم ییلدیز رو بگیریم...‬

696
00:48:39,227 --> 00:48:41,411
‫.. حالا که داره سرخود عمل می‌کنه.‬

697
00:48:41,658 --> 00:48:44,404
‫دیگه جز این عشیره نیست.‬

698
00:48:45,249 --> 00:48:47,455
‫وقتی از اون عمارت اومد بیرون، بزنیدش!‬

699
00:48:47,696 --> 00:48:50,217
‫اگه یکی‌تون اسلحه رو به سمت ییلدیز بگیره...‬

700
00:48:51,279 --> 00:48:53,386
‫.. یه گلوله وسط پیشونیش خالی می‌کنم!‬

701
00:48:53,942 --> 00:48:55,505
‫شنیدین چی گفتم؟‬

702
00:48:56,110 --> 00:48:58,204
‫یه لحظه،‬
‫می‌خوام یه چیزی بگم عمو.‬

703
00:48:59,197 --> 00:49:01,428
‫بیا و لجبازی نکن...‬

704
00:49:02,717 --> 00:49:05,940
‫.. ییلدیز رو بده به من.
‫گناه داره، نذار این دخترِ مثلِ گل بمیره.

705
00:49:06,234 --> 00:49:08,588
‫اینطوری دیگه مشکلی هم باقی نمی‌مونه.‬

706
00:49:08,833 --> 00:49:11,710
‫- به خدا نمی‌مونه.‬
‫- از این ساعت به بعد...‬

707
00:49:12,616 --> 00:49:14,727
‫.. سرهات، ییلدیز رو پس نمی‌ده.‬

708
00:49:15,709 --> 00:49:16,796
‫به چی زل زدین؟‬

709
00:49:17,037 --> 00:49:19,818
‫هر کسی که آقاتونه، باید به حرف اون گوش بدین!‬

710
00:49:20,059 --> 00:49:22,907
‫اگه بین شما کسی هست که آشیر رو آقا می‌دونه...‬

711
00:49:23,226 --> 00:49:26,383
‫.. از عمارتم گم شه بیرون! بره نون اون رو بخوره!‬

712
00:49:26,683 --> 00:49:28,681
‫وقتی می‌گم بزنین، یعنی بزنین!‬

713
00:49:29,607 --> 00:49:33,670
‫زندگی کردن ییلدیز تو اون عمارت، به اعتبار ما لطمه می‌زنه!‬

714
00:49:34,595 --> 00:49:36,338
‫یالا دیگه!‬

715
00:49:41,409 --> 00:49:43,359
‫اعتبار تو...‬

716
00:49:43,819 --> 00:49:46,817
‫.. از جون دخترت باارزش‌تره؟‬

717
00:49:47,989 --> 00:49:50,442
‫اون دختر نباید تو اون عمارت زندگی کنه.‬

718
00:49:51,412 --> 00:49:53,410
‫من به ملک قول دادم.‬

719
00:49:54,161 --> 00:49:55,801
‫ملک و ملک، همه‌اش ملک!‬

720
00:49:56,042 --> 00:49:58,473
‫چقدر این دخترت برات عزیز بوده!‬

721
00:49:59,392 --> 00:50:02,529
‫- پس ییلدیز من چی؟‬
‫- ییلدیز اشتباه کرد.‬

722
00:50:04,766 --> 00:50:09,130
‫تاوان اشتباهش رو هم هر طور شده پس می‌ده.‬

723
00:50:22,137 --> 00:50:23,682
‫ای بابا!‬

724
00:50:24,546 --> 00:50:26,053
‫دخترعمو...‬

725
00:50:27,085 --> 00:50:29,906
‫.. پس یعنی ملک دخترعموی من از آب دراومد، آره؟‬

726
00:50:31,393 --> 00:50:34,556
‫صبر کن ببینیم دیگه چه رازهایی از ضیان خان برملا می‌شه.‬

727
00:50:34,797 --> 00:50:38,115
‫به خدا همونطور که آقا اسماعیل می‌گفت، روی این عمارت اینطوری...‬

728
00:50:38,687 --> 00:50:41,587
‫.. به خدا اسم اینجا رو می‌ذارم عمارت اسرار.‬

729
00:50:42,645 --> 00:50:44,891
‫پسرعمو، چی بگم آخه.‬

730
00:50:45,324 --> 00:50:46,974
‫اگه با ییلدیز حرف بزنی...‬

731
00:50:47,581 --> 00:50:49,218
‫.. که از اون عمارت بیاد بیرون.‬

732
00:50:49,749 --> 00:50:52,582
‫بیاد با من ازدواج کنه، گناه داره، از گوشت و پوست خودته.‬

733
00:50:52,823 --> 00:50:55,583
‫مرتیکه‌ی...!‬

734
00:50:56,243 --> 00:50:58,053
‫باز که پنجه‌ی شیرتو رو کردی!‬

735
00:50:58,294 --> 00:51:00,862
‫ببین دالیان، یا خودت از اینجا می‌ری...‬

736
00:51:01,692 --> 00:51:03,707
‫.. یا همینجا چالت می‌کنم پسره!‬

737
00:51:04,846 --> 00:51:07,633
‫وایسا، خودم کار دارم می‌خوام برم. وایسا بابا!‬

738
00:51:08,886 --> 00:51:10,692
‫با دهن روزه داری چیکار می‌کنی؟‬

739
00:51:11,206 --> 00:51:13,467
‫عجبا، واقعاً که!‬

740
00:51:24,681 --> 00:51:27,718
‫- مامان!‬
‫- ملک!‬

741
00:51:31,540 --> 00:51:33,922
‫- مامان!‬
‫- ملک!‬

742
00:51:39,638 --> 00:51:41,346
‫ملک!‬

743
00:51:46,848 --> 00:51:49,265
‫ملک!‬

744
00:51:51,626 --> 00:51:54,268
‫مامان! مامان!‬

745
00:51:54,928 --> 00:51:56,851
‫ملک!‬

746
00:51:59,174 --> 00:52:00,648
‫مامان!‬

747
00:52:07,415 --> 00:52:09,838
‫مامان! مامان!‬

748
00:52:10,126 --> 00:52:12,205
‫اومدم دخترم، اومدم ملک!‬

749
00:52:12,604 --> 00:52:14,402
‫اومدم دخترم!‬

750
00:52:16,656 --> 00:52:18,407
‫ملک!‬

751
00:52:29,728 --> 00:52:31,564
‫ملک!‬

752
00:52:31,995 --> 00:52:33,741
‫ملک!‬

753
00:52:33,982 --> 00:52:36,200
‫می‌خوان بلایی سر ملک بیارن.‬

754
00:52:42,690 --> 00:52:45,108
‫- بله؟‬
‫- تانر...‬

755
00:52:46,524 --> 00:52:48,218
‫.. الان دارم برات یه پاکت می‌فرستم.‬

756
00:52:48,750 --> 00:52:51,221
‫داخلش نمونه موی دو نفر مختلف هست.‬

757
00:52:51,899 --> 00:52:53,712
‫می‌خوام روشون آزمایش دی‌ان‌ای انجام بدی و...‬

758
00:52:54,912 --> 00:52:57,166
‫.. بهم بگی که با هم خواهر هستن یا نه.‬

759
00:52:57,407 --> 00:52:59,170
‫می‌دونی که روال قانونی‌ش چطوریه.‬

760
00:52:59,411 --> 00:53:01,110
‫می‌دونم تانر، می‌دونم.‬

761
00:53:01,390 --> 00:53:04,303
‫ولی برای من مسئله‌ی مرگ و زندگیه.‬
‫واسه همین ازت خواهش می‌کنم.‬

762
00:53:04,785 --> 00:53:07,843
‫- باشه سرهات، کمکت می‌کنم.‬
‫- ممنون.‬

763
00:53:08,209 --> 00:53:10,944
‫تانر، اگه برای جوابش عجله کنی ممنون می‌شم.‬

764
00:53:11,185 --> 00:53:13,396
‫در ضمن، اگه دستی بهم برسونی خیلی خوشحال می‌شم.‬

765
00:53:13,806 --> 00:53:15,547
‫- حتماً.‬
‫- دستت درد نکنه.‬

766
00:53:16,613 --> 00:53:18,140
‫خسته نباشی.‬

767
00:53:28,496 --> 00:53:30,468
‫بیا.‬

768
00:53:33,856 --> 00:53:35,620
‫بیا یوسف، بیا.‬

769
00:53:36,746 --> 00:53:38,690
‫آقا، با من کار داشتین؟‬

770
00:53:41,241 --> 00:53:43,295
‫از ییلدیریم خبری نشد؟‬

771
00:53:43,882 --> 00:53:45,333
‫نه.‬

772
00:53:45,917 --> 00:53:47,525
‫دارن می‌گردن ولی...‬

773
00:53:48,131 --> 00:53:51,444
‫- .. هنوز پیداش نکردن.
‫- پیداش می‌کنیم، پیداش می‌کنیم.

774
00:53:52,517 --> 00:53:54,257
‫هر سوراخی که رفته باشه...‬

775
00:53:54,827 --> 00:53:57,318
‫.. پیداش می‌کنیم و‬
‫تقاص کاراشو ازش می‌گیریم.‬

776
00:53:59,277 --> 00:54:02,456
‫یوسف، حالا این پاکتو بگیر.‬
‫بده به یکی از آدمات.‬

777
00:54:02,697 --> 00:54:04,064
‫ببره بیمارستان.‬

778
00:54:04,327 --> 00:54:06,593
‫اونجا یه دکتری هست به اسم تانر دنیزاغلو.‬

779
00:54:06,982 --> 00:54:10,548
‫پاکتو دستی بده بهش.‬
‫خودش می‌دونه چیکار کنه. بگیر.‬

780
00:54:11,052 --> 00:54:12,798
‫به روی چشم آقا.‬

781
00:54:15,503 --> 00:54:17,118
‫کسی نفهمه.‬

782
00:54:18,008 --> 00:54:19,529
‫اطاعت می‌شه آقا.‬

783
00:54:29,937 --> 00:54:31,725
‫کجایی آخه تو؟‬

784
00:54:32,112 --> 00:54:34,585
‫- کجایی؟‬
‫- سرهات.‬

785
00:54:36,613 --> 00:54:38,884
‫- ملک؟‬
‫- سرهات، نجاتمون بده!‬

786
00:54:39,132 --> 00:54:41,765
‫ملک باشه، نترس.‬
‫ملک باشه نترس، من...‬

787
00:54:42,006 --> 00:54:43,289
‫سرهات...‬

788
00:54:44,255 --> 00:54:45,601
‫.. صدای زنتو شنیدی.‬

789
00:54:45,855 --> 00:54:48,719
‫حالا هر چی ازم گرفتی رو پس می‌دی.‬

790
00:54:49,228 --> 00:54:50,687
‫هتلم...‬

791
00:54:50,985 --> 00:54:53,932
‫.. پول اسلحه‌هام و اعتبارم رو.‬

792
00:54:55,512 --> 00:54:56,760
‫و ییلدیز رو.‬

793
00:54:57,001 --> 00:55:00,532
‫ییلدیریم ببین، اگه یه تار مو از سرشون کم بشه...‬

794
00:55:00,773 --> 00:55:02,583
‫- .. ببین، اگه یه تار مو...‬
‫- هیس!‬

795
00:55:02,824 --> 00:55:05,394
‫آروم باش قهرمان، حرفام هنوز تموم نشده.‬

796
00:55:05,887 --> 00:55:09,953
‫آره، حالا که حرف ییلدیز شد، یه سری شایعات چرت و پرت به گوشم رسیده.‬

797
00:55:10,507 --> 00:55:12,605
‫اینکه ییلدیز داره برمی‌گرده به عمارت و این حرفا.‬

798
00:55:14,520 --> 00:55:16,900
‫خلاصه، ییلدیز رو بیار...‬

799
00:55:17,544 --> 00:55:21,318
‫.. ملک و بچه‌شو تحویل بگیر.‬
‫دو تا جون در ازای یه جون.‬

800
00:55:21,855 --> 00:55:24,590
‫به نظرم پیشنهاد خیلی سخاوتمندانه‌ایه.‬
‫خوب روش فکر کن.‬

801
00:55:24,831 --> 00:55:26,993
‫ییلدیریم، ببین...‬

802
00:55:27,234 --> 00:55:29,587
‫.. اگه یه تار مو از سرشون کم بشه...‬

803
00:55:30,543 --> 00:55:32,428
‫.. کاری می‌کنم برای مردن بهم التماس کنی.‬

804
00:55:32,725 --> 00:55:34,805
‫کاری که گفتمو بکن، کشش نده!‬

805
00:55:35,525 --> 00:55:36,907
‫ییلدیز یادت نره.‬

806
00:55:37,154 --> 00:55:39,360
‫برات لوکیشن می‌فرستم. ببین سرهات...‬

807
00:55:39,796 --> 00:55:42,601
‫.. زن حامله‌ات داره بی‌قراری می‌کنه.‬

808
00:55:42,842 --> 00:55:45,425
‫انگار این اوضاع داره یکم روش اثر می‌ذاره.‬

809
00:55:45,800 --> 00:55:48,167
‫واسه همین اصلاً و ابداً...‬

810
00:55:49,221 --> 00:55:50,347
‫.. دست از پا خطا نکن.‬

811
00:55:50,588 --> 00:55:51,558
‫- ییلدیریم!‬
‫- فعلاً.‬

812
00:55:51,799 --> 00:55:53,445
‫- ییلدیریم!‬
‫- خسته نباشی.‬

813
00:56:10,572 --> 00:56:14,062
‫من ییلدیز رو به دست میارم،‬
‫تو هم جنازه‌ی سرهات رو.‬

814
00:56:15,001 --> 00:56:17,731
‫اون که اصلاً لایق پدر بودن نیست، ولش کن.‬

815
00:56:22,723 --> 00:56:25,202
‫تو چطوری می‌خوای اینطوری ریشه بدوونی؟‬

816
00:56:25,568 --> 00:56:28,275
‫دورتو علف‌های هرز گرفته.‬

817
00:56:28,628 --> 00:56:30,590
‫مثل من خشکیدی و تموم شدی.‬

818
00:56:36,677 --> 00:56:38,634
‫زنگ بزن، زنگ بزن!‬

819
00:56:39,266 --> 00:56:41,086
‫- بله مادر؟‬
‫- دخترم، چطوری؟‬

820
00:56:41,327 --> 00:56:42,811
‫دارم علف هرز می‌کنم!‬

821
00:56:43,058 --> 00:56:46,401
‫از حرص و عصبانیت دارم علف می‌کنم!‬
‫آخه منو انداختی اینجا!‬

822
00:56:46,642 --> 00:56:48,622
‫نمی‌تونم برم بیرون،‬
‫چون می‌ترسم بابام پیدام کنه.‬

823
00:56:48,863 --> 00:56:52,039
‫ببین ییلدیز من، تو جای درستی هستی.‬

824
00:56:52,439 --> 00:56:55,545
‫ببین اصلاً اعتراض نکن،‬
‫صداتم درنیاد. باشه عزیزم؟‬

825
00:56:55,910 --> 00:56:57,608
‫باشه مامان، باشه. اینطوریه؟‬

826
00:56:57,849 --> 00:56:59,414
‫ببین، سرهات ازت محافظت می‌کنه.‬

827
00:56:59,655 --> 00:57:01,358
‫این کار راه چاره‌ی دیگه‌ای نداره.‬

828
00:57:01,599 --> 00:57:04,297
‫در رو باز کنین، باز کنین!‬
‫سرهات کجاست؟‬

829
00:57:04,538 --> 00:57:05,848
‫منو ببرین پیش سرهات. کجاست؟‬

830
00:57:06,089 --> 00:57:08,252
‫بذارین یه خبر بدیم سوده خانم.‬
‫شاید مشغول باشن.‬

831
00:57:08,493 --> 00:57:10,964
‫قطع کن، صبر کن، صبر کن.‬
‫صبر کن، باشه، الان زنگ می‌زنم.‬

832
00:57:11,611 --> 00:57:14,602
‫- ولم کن! سرهات کجاست؟‬
‫- اون چی شده؟‬

833
00:57:14,843 --> 00:57:16,669
‫ییلدیز، ییلدیز!‬

834
00:57:16,910 --> 00:57:18,824
‫یه بلایی سر ملک آوردن، نمی‌دونم!‬

835
00:57:19,065 --> 00:57:22,090
‫تو خطره، ملک تو خطره!‬
‫زود باش منو ببر پیش سرهات!‬

836
00:57:22,331 --> 00:57:25,656
‫تو اتاق کارشه.‬
‫نمی‌دونم داره چیکار می‌کنه.‬

837
00:57:26,347 --> 00:57:28,237
‫ملک رو بدزدن و در عوض ییلدیز رو بخوان یعنی چی؟‬

838
00:57:28,478 --> 00:57:30,807
‫والا خدا آدم رو با دشمن مرد‬
‫روبه‌رو کنه.‬

839
00:57:31,793 --> 00:57:33,553
‫این دفعه حواسمون هست داداش.‬

840
00:57:33,794 --> 00:57:36,334
‫این بار نمی‌تونم جون ملک و بچه‌ام رو‬
‫به خطر بندازم.‬

841
00:57:36,619 --> 00:57:37,795
‫معلوم نیست این یارو می‌خواد چیکار کنه.‬

842
00:57:38,036 --> 00:57:39,889
‫- مثل اون غار دفعه‌ی قبل نشه.‬
‫- دقیقاً.‬

843
00:57:40,223 --> 00:57:41,780
‫- یوسف.‬
‫- بله خان.‬

844
00:57:42,076 --> 00:57:44,130
‫چند تا از آدم‌هامون تو منطقه دنبال این ییلدیریم‬
‫می‌گردن؟‬

845
00:57:44,384 --> 00:57:47,103
‫والا کل عشیره خان.‬
‫من می‌گم هزار نفر، شما بگو دو هزار نفر.‬

846
00:57:47,344 --> 00:57:50,140
‫خوبه. آدم‌های تو روستاها رو هم بفرست،‬
‫اونا هم شروع کنن به گشتن.‬

847
00:57:50,381 --> 00:57:51,941
‫- اطاعت می‌شه.‬
‫- ما اول باید...‬

848
00:57:52,182 --> 00:57:53,541
‫.. بفهمیم ییلدیریم ملک رو کجا‬
‫نگه داشته.‬

849
00:57:53,782 --> 00:57:55,494
‫دقیقاً، دقیقاً، دقیقاً.‬

850
00:57:58,047 --> 00:58:00,028
‫سرهات، سرهات!‬

851
00:58:00,440 --> 00:58:03,147
‫پسرم، پسرم!‬
‫ملک رو دزدیدن!‬

852
00:58:03,388 --> 00:58:05,744
‫یه کاری کن! پیداش کن پسرم، پیداش کن!‬

853
00:58:05,985 --> 00:58:08,344
‫باشه، باشه خاله سوده.‬
‫شما آروم باش، من پیداش می‌کنم.‬

854
00:58:08,585 --> 00:58:10,358
‫- باشه؟‬
‫- کاراجاداغ رو بگرد.‬

855
00:58:10,599 --> 00:58:12,647
‫کاراجاداغ! من دیدم، دیدم!‬

856
00:58:12,888 --> 00:58:14,759
‫تو خوابم دیدم، اونجا بود!‬

857
00:58:15,000 --> 00:58:17,834
‫دور و برش گل‌های زعفران کاراجاداغ بود.‬
‫اونجا رو بگرد سرهات!‬

858
00:58:18,075 --> 00:58:20,033
‫اونجاست، می‌دونم! من دیدم، دیدم!‬

859
00:58:20,274 --> 00:58:23,364
‫وای وای! ییلدیریم تو سیورک و‬
‫کاراجاداغ چیکار می‌کنه؟‬

860
00:58:25,816 --> 00:58:27,845
‫خاله سوده ممکنه حق داشته باشه.‬

861
00:58:28,469 --> 00:58:30,129
‫یعنی چی؟‬

862
00:58:30,919 --> 00:58:32,786
‫وقتی داشتیم بله‌برون می‌گرفتیم...‬

863
00:58:33,590 --> 00:58:36,120
‫.. من داشتم قهوه تعارف می‌کردم.‬
‫فامیل‌های ییلدیریم هم اونجا بودن.‬

864
00:58:36,361 --> 00:58:38,786
‫سعدالله تاشکسن هست،‬
‫عموی ییلدیریم.‬

865
00:58:39,032 --> 00:58:41,330
‫تو این سیورک اینا یه‬
‫خونه‌باغ دارن.‬

866
00:58:41,641 --> 00:58:43,334
‫بچگی ییلدیریم و اینا‬
‫اونجا گذشته.‬

867
00:58:43,575 --> 00:58:46,906
‫حتی ما رو هم دعوت کرد ولی خب‬
‫قسمت نشد دیگه.‬

868
00:58:47,233 --> 00:58:49,230
‫یعنی ممکنه حق با اون باشه.‬

869
00:58:49,477 --> 00:58:51,749
‫بهت گفتم که دیدم،‬
‫من دیدم سرهات!‬

870
00:58:52,035 --> 00:58:54,295
‫باشه خاله سوده جان.‬
‫تو نگران نباش، من پیداش می‌کنم.‬

871
00:58:54,549 --> 00:58:56,685
‫بهت قول می‌دم، باشه؟‬
‫ییلدیز، تو خاله سوده رو ببر بیرون.‬

872
00:58:56,926 --> 00:58:58,875
‫بقیه‌اش رو ما ردیف می‌کنیم.‬
‫باشه خاله سوده جان.‬

873
00:58:59,116 --> 00:59:01,564
‫- من ردیفش می‌کنم.‬
‫- سرهات، سرهات! امان، ببین...‬

874
00:59:01,805 --> 00:59:03,783
‫- .. یه وقت بلایی سر دخترم نیارن!
‫- ردیفش می‌کنم.

875
00:59:04,030 --> 00:59:07,084
‫تو رو خدا دخترم رو پیدا کن.‬
‫هر جوری شده صحیح و سالم بیارش پیشم.‬

876
00:59:07,331 --> 00:59:11,053
‫باشه، بیا عصات رو بگیر.‬
‫اون پیداش می‌کنه، پیدا می‌کنه. ما بریم.‬

877
00:59:14,828 --> 00:59:16,588
‫من آدم‌ها رو جمع کنم خان.‬

878
00:59:16,830 --> 00:59:19,000
‫- صبر کن یوسف.‬
‫- داداش، چی رو صبر کن؟‬

879
00:59:19,241 --> 00:59:22,062
‫بریم دیگه، آدم‌ها رو بکشیم.‬
‫بعدش هم ملک رو برداریم بیاریم.‬

880
00:59:22,303 --> 00:59:23,991
‫- آره، والا خان.‬
‫- نه.‬

881
00:59:24,918 --> 00:59:27,230
‫من نمی‌تونم وارد درگیری بشم و‬
‫جون اونا رو به خطر بندازم.‬

882
00:59:27,976 --> 00:59:29,363
‫می‌خوای چیکار کنی؟‬

883
00:59:29,709 --> 00:59:32,445
‫می‌خوای جلوی خواسته‌های ییلدیریم‬
‫کوتاه بیای؟ می‌خوای چیکار کنی؟‬

884
00:59:38,692 --> 00:59:40,371
‫ییلدیریم.‬

885
00:59:42,084 --> 00:59:45,336
‫ییلدیریم! شکمم خیلی درد می‌کنه.‬

886
00:59:45,590 --> 00:59:48,283
‫حالم هم خیلی بد می‌شه.‬
‫ممکنه یه اتفاقی برای بچه بیفته.‬

887
00:59:48,591 --> 00:59:50,991
‫تو رو خدا بذار برم. التماست می‌کنم، لطفاً.‬

888
00:59:51,274 --> 00:59:53,481
‫اصلاً حالم خوب نیست ییلدیریم،‬
‫تو رو خدا.‬

889
00:59:54,220 --> 00:59:56,473
‫تو رو خدا التماست می‌کنم، ولم کن.‬

890
00:59:59,474 --> 01:00:01,105
‫نه.‬

891
01:00:01,991 --> 01:00:04,749
‫در هر صورت هر دوتون می‌میرین‬
‫ملک.‬

892
01:00:05,178 --> 01:00:08,256
‫چه حالا، چه دو ساعت دیگه.‬
‫چه فرقی می‌کنه؟‬

893
01:00:08,669 --> 01:00:10,843
‫من وقتی چیزی که مال منه رو گرفتم،‬
‫سرهات رو می‌کشم.‬

894
01:00:11,084 --> 01:00:13,581
‫وقتی سرهات رو بکشم،‬
‫نمی‌تونم بذارم جانشینش زنده بمونه.‬

895
01:00:14,075 --> 01:00:15,952
‫متأسفانه نمی‌تونم بذارم زنده بمونه.‬

896
01:00:16,193 --> 01:00:18,281
‫ییلدیریم، این موضوع چه ربطی‬
‫به ما داره؟‬

897
01:00:18,522 --> 01:00:20,751
‫تو رو خدا، لطفاً بذار برم.‬
‫دست‌هام رو باز کن.‬

898
01:00:20,992 --> 01:00:24,141
‫آخه کجا می‌تونم فرار کنم؟‬
‫ببین وسط کوه و کمرم.‬

899
01:00:27,509 --> 01:00:29,580
‫حداقل بذار یه جرعه آب بخورم.‬

900
01:00:30,653 --> 01:00:32,470
‫ییلدیریم، یالا تو رو خدا بازم کن.‬

901
01:00:34,000 --> 01:00:42,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

902
01:00:44,100 --> 01:00:46,715
‫لعنت به این عشقی که به ملک تو دلمه.‬

903
01:00:48,288 --> 01:00:50,561
‫هوپ! بلند شو.‬

904
01:01:07,781 --> 01:01:08,982
‫سرهات!‬

905
01:01:09,223 --> 01:01:11,502
‫کجاست؟ کجاست؟‬

906
01:01:17,869 --> 01:01:19,615
‫ملک!‬

907
01:01:21,439 --> 01:01:23,222
‫وایسا، وایسا!‬

908
01:01:27,778 --> 01:01:30,340
‫- وایسا وایسا! کجا داری می‌ری؟‬
‫- ولم کن، دستم رو ول کن!‬

909
01:01:30,581 --> 01:01:32,407
‫ول کن!‬

910
01:01:33,233 --> 01:01:35,939
‫دستم، دستم، دستم!‬
‫ول کن، ول کن، ول کن!‬

911
01:01:36,180 --> 01:01:38,144
‫وایسا، وایسا، وایسا!‬

912
01:01:44,890 --> 01:01:48,830
‫آدما فکر می‌کنن می‌تونن‬
‫از دستم فرار کنن.‬

913
01:01:51,214 --> 01:01:53,007
‫اشتباه می‌کنن.‬

914
01:01:54,194 --> 01:01:55,627
‫آدما...‬

915
01:01:56,564 --> 01:01:59,734
‫.. فکر می‌کنن بدی‌هایی که در حقم کردن‬
‫بی‌پاسخ می‌مونه.‬

916
01:02:02,537 --> 01:02:04,344
‫اشتباه می‌کنن.‬

917
01:02:06,427 --> 01:02:09,345
‫تو کی هستی که کاری رو که من نگفتم‬
‫انجام می‌دی، هان؟‬

918
01:02:10,626 --> 01:02:12,239
‫آدما، ملک...‬

919
01:02:12,502 --> 01:02:15,032
‫.. آدما همیشه اشتباه می‌کنن!‬

920
01:02:17,418 --> 01:02:20,008
‫- ببرینش داخل.‬
‫- ییلدیریم تو رو خدا، تو رو خدا، تو رو خدا!‬

921
01:02:20,249 --> 01:02:23,548
‫تو رو خدا بذار برم!‬
‫بچه‌ام ییلدیریم، بچه‌ام تو رو خدا!‬

922
01:02:23,857 --> 01:02:26,384
‫ییلدیریم، بچه‌ام!‬

923
01:02:27,092 --> 01:02:29,485
‫آقا، آقا سرهات داره زنگ می‌زنه.‬

924
01:02:34,765 --> 01:02:37,176
‫- آقا!‬
‫- ییلدیریم، هر چی گفتی رو انجام می‌دم.‬

925
01:02:37,831 --> 01:02:40,069
‫اما ببین، اگه یه تار مو از سر ملک کم بشه...‬

926
01:02:40,316 --> 01:02:42,189
‫خوبه خوبه، نگران نباش، حالش خوبه.‬

927
01:02:42,430 --> 01:02:44,686
‫تو هم ییلدیز رو فراموش نکن.‬
‫اینطوری مدام بهت یادآوری می‌کنم.‬

928
01:02:44,927 --> 01:02:46,746
‫این روزا یکم حواست پرته.‬

929
01:02:47,059 --> 01:02:49,032
‫تا دو ساعت دیگه تو لوکیشنی که فرستادم باش.‬

930
01:03:01,201 --> 01:03:03,121
‫بیا ببینم.‬

931
01:03:05,260 --> 01:03:07,516
‫- آقا، خوش اومدین.‬
‫- سلامت باشی. ممنون، ممنون.‬

932
01:03:07,757 --> 01:03:09,971
‫- بفرمایین، میزتون آماده‌ست.‬
‫- بیا این‌طرف هجران، بیا.‬

933
01:03:13,190 --> 01:03:14,767
‫خدایی جای قشنگیه.‬

934
01:03:16,728 --> 01:03:18,248
‫چی شد؟‬

935
01:03:18,874 --> 01:03:20,775
‫خوشت نیومد؟‬
‫بریم، یه جای دیگه می‌ریم.‬

936
01:03:21,016 --> 01:03:22,973
‫نه، خیلی خوشم اومد. جای فوق‌العاده‌ایه.‬

937
01:03:23,214 --> 01:03:25,712
‫پس بشین، بشین. یالا.‬

938
01:03:26,005 --> 01:03:28,097
‫شما اصلاً از این کارا بلد نیستین، نه؟‬

939
01:03:29,970 --> 01:03:31,565
‫چه کارایی؟‬

940
01:03:31,829 --> 01:03:33,169
‫الان براتون توضیح می‌دم آقا آشیر.‬

941
01:03:33,410 --> 01:03:36,078
‫حتی اگه اجازه بدین، عملی‬
‫بهتون نشون می‌دم.‬

942
01:03:36,500 --> 01:03:38,623
‫معمولاً وقتی آدم می‌ره به همچین جاهایی...‬

943
01:03:38,864 --> 01:03:42,199
‫.. آقایون اول صندلی خانوم‌ها رو‬
‫اینطوری می‌کشن عقب.‬

944
01:03:42,440 --> 01:03:44,533
‫بعدش هم وقتی خانوم‌ها‬
‫دارن می‌شینن...‬

945
01:03:44,774 --> 01:03:46,521
‫.. از پشت یکم صندلی رو هل می‌دن جلو.‬

946
01:03:46,762 --> 01:03:49,192
‫بابا آخه چرا؟‬
‫چرا باید همچین کاری بکنن؟‬

947
01:03:49,785 --> 01:03:53,204
‫بذارین بگیم جنتلمن بودنه آقا آشیر،‬
‫جنتلمن بودن.‬

948
01:03:53,900 --> 01:03:58,100
‫ولی اصلاً نگران نباش،‬
‫من همه‌اش رو یکی‌یکی بهت یاد می‌دم.‬

949
01:03:58,795 --> 01:04:00,413
‫یعنی آدمت می‌کنم.‬

950
01:04:00,654 --> 01:04:02,618
‫درس‌هامون شروع می‌شه: «عشق‌ورزی ۱۰۱»‬

951
01:04:02,859 --> 01:04:05,940
‫یه نگاه به این قیافه بنداز.‬
‫تو رو خدا نگاه کن، به من نگاه کن.‬

952
01:04:06,181 --> 01:04:07,679
‫وقتی اینطوری بهم نگاه می‌کنی...‬

953
01:04:07,920 --> 01:04:09,878
‫.. اگه این جنتلمن‌بازی‌هایی که می‌گی‬
‫به ذات من بیاد...‬

954
01:04:10,119 --> 01:04:11,476
‫.. به خدا قسم هر چی بگی انجام می‌دم.‬

955
01:04:11,717 --> 01:04:13,462
‫یه نگاه به من بنداز...‬

956
01:04:13,860 --> 01:04:16,664
‫.. منم واسه خودم ابهتی دارم‬
‫قربونت برم، اینطوری نگو.‬

957
01:04:17,158 --> 01:04:19,047
‫می‌دونم عزیزم، مگه می‌شه ندونم؟‬

958
01:04:19,542 --> 01:04:21,633
‫در ضمن، اون ابهت خیلی هم بهتون میاد.‬

959
01:04:21,874 --> 01:04:23,410
‫نگاه کن تو رو خدا!‬

960
01:04:23,796 --> 01:04:25,698
‫اوی ایبو، یه لحظه بیا!‬

961
01:04:29,343 --> 01:04:30,790
‫بله آقا؟‬

962
01:04:31,031 --> 01:04:33,331
‫زود باش بیار، از منوی خودمون بیار.‬
‫یه چیزی بیار دیگه، یالا.‬

963
01:04:33,572 --> 01:04:35,380
‫- الان میارم.‬
‫- یالا، بدو!‬

964
01:04:40,787 --> 01:04:42,469
‫این همون «هوس چشم آبی» نیست؟‬

965
01:04:42,710 --> 01:04:44,615
‫این اینجا تو اورفا چیکار می‌کنه؟‬

966
01:04:45,099 --> 01:04:46,979
‫نمی‌دونم والا.‬

967
01:04:49,362 --> 01:04:52,102
‫- قشنگه، نه؟‬
‫- واقعاً خیلی قشنگه.‬

968
01:04:53,240 --> 01:04:55,480
‫سلو، حواستون باشه. باشه؟‬

969
01:04:55,827 --> 01:04:58,904
‫آقا، اینکه با یه ماشین تنها بری‬
‫به دلم نمی‌شینه.‬

970
01:04:59,334 --> 01:05:00,894
‫کاش ما هم باهات میومدیم.‬

971
01:05:01,135 --> 01:05:03,923
‫تا وقتی ملک اینجاست، سرهات نمی‌تونه حتی‬
‫به یه تار موی من دست بزنه.‬

972
01:05:04,220 --> 01:05:05,655
‫هر چی شما بگین آقا، همون می‌شه.‬

973
01:05:05,896 --> 01:05:09,312
‫همونطور که حرف زدیم.‬
‫من سرهات رو برمی‌دارم و میارم اینجا.‬

974
01:05:09,732 --> 01:05:11,911
‫اول جلوی چشمش به زنش‬
‫شلیک می‌کنم.‬

975
01:05:12,152 --> 01:05:14,193
‫بعدش هم به خودش.‬

976
01:05:16,466 --> 01:05:18,310
‫یالا.‬

977
01:05:28,630 --> 01:05:31,147
‫چهار چشمی حواستون باشه، مراقب باشین.

978
01:05:34,593 --> 01:05:36,270
‫چی شده؟‬

979
01:05:42,330 --> 01:05:43,970
‫هوپ، هوپ، هوپ!‬

980
01:05:45,666 --> 01:05:47,127
‫خیر باشه؟‬

981
01:05:47,368 --> 01:05:49,438
‫خبر ندارین؟ از مرکز میایم.‬

982
01:05:49,679 --> 01:05:51,896
‫ترانس تو سیورک ترکیده.‬
‫تیم‌ها دارن به اون رسیدگی می‌کنن.‬

983
01:05:52,137 --> 01:05:55,328
‫ما هم داریم محله‌های اطراف رو‬
‫چک می‌کنیم. ولتاژ خیلی بالاست.‬

984
01:05:55,896 --> 01:05:58,330
‫سیم‌کشی برق همه‌ی خونه‌ها‬
‫باید چک بشه.‬

985
01:05:58,657 --> 01:06:00,510
‫عجله‌ای هست؟‬

986
01:06:01,001 --> 01:06:03,189
‫معلومه که هست، ببین.‬
‫یهو آتیش‌سوزی راه میفته.‬

987
01:06:03,430 --> 01:06:06,523
‫یکم صبر کنین. بذارین داخل رو جمع‌وجور کنن.‬
‫نامحرم داخل هست.‬

988
01:06:06,865 --> 01:06:09,613
‫- باشه، همینجا منتظر می‌مونیم.‬
‫- مورو، رامو.‬

989
01:06:16,250 --> 01:06:17,927
‫دهن ملک خانوم رو اون تو ببندین.‬

990
01:06:18,168 --> 01:06:19,878
‫یکی هم بالا سرش بمونه. حواستون جمع باشه.‬

991
01:06:20,119 --> 01:06:21,849
‫- باشه داداش.‬
‫- باشه داداش.‬

992
01:06:31,940 --> 01:06:34,078
‫بلند شو!‬

993
01:06:34,319 --> 01:06:36,770
‫- وایسا، وایسا!‬
‫- تمومش کن، صدا نده!‬

994
01:06:38,134 --> 01:06:41,484
‫صدات درنیاد! می‌گم وایسا!‬

995
01:06:43,385 --> 01:06:45,618
‫رامو، من دارم می‌رم. تو اینجا بمون.‬

996
01:06:52,195 --> 01:06:53,775
‫دستور دیگه‌ای،‬
‫فرمایشی ندارین آقا؟‬

997
01:06:54,030 --> 01:06:56,164
‫سلامت باشی عزیزم.‬
‫ممنونم، سلامت باشی.‬

998
01:06:56,405 --> 01:06:58,162
‫اوف، این کباب بادمجون رو...‬

999
01:06:58,409 --> 01:07:01,002
‫.. اونقدر دلم برات تنگ شده که نمی‌تونم برات بگم.‬

1000
01:07:02,382 --> 01:07:04,254
‫همین الان چی گفتی؟‬

1001
01:07:04,528 --> 01:07:07,047
‫- الفبای عاشقی، مگه نه؟‬
‫- آره.‬

1002
01:07:07,288 --> 01:07:10,615
‫حالا اورفا ۶۳ رو گوش کن. ببین.‬

1003
01:07:11,155 --> 01:07:13,448
‫اسم اون کباب بادمجون نیست.‬

1004
01:07:13,770 --> 01:07:16,533
‫اسمش بالجان کبابه، بالجان.‬
‫تو اورفا بهش می‌گن بالجان.‬

1005
01:07:16,774 --> 01:07:17,799
‫خب.‬

1006
01:07:18,040 --> 01:07:20,246
‫خوردن این هم واقعاً یه مهارت خاصی می‌خواد.‬

1007
01:07:20,487 --> 01:07:22,085
‫- اینطوریه؟‬
‫- معلومه.‬

1008
01:07:22,338 --> 01:07:24,595
‫در خدمت شماییم آقا آشیر، با هیجان داریم تماشا می‌کنیم.‬

1009
01:07:24,836 --> 01:07:26,904
‫اول باید اینطوری بسترش رو آماده کنی.‬

1010
01:07:27,145 --> 01:07:29,971
‫ببین، چی بود؟ بالجان، این بالجان باید از بیره‌جیک بیاد.‬

1011
01:07:30,217 --> 01:07:31,711
‫بهترین بالجان مال اونجاست.‬

1012
01:07:31,952 --> 01:07:35,541
‫ببین اینطوری، ببین وقتی چنگال رو اینطوری بهش زدی...‬

1013
01:07:35,948 --> 01:07:38,829
‫اوه ببین، ببین آخه. می‌بینی؟ ببین.‬

1014
01:07:39,070 --> 01:07:40,946
‫این اینطوری می‌زنه بیرون، ببین.‬

1015
01:07:41,187 --> 01:07:43,220
‫ماشاءالله. این رو اینطوری می‌ذاری.‬

1016
01:07:43,757 --> 01:07:46,541
‫این گوشت رو برمی‌داری، گوشت رو اینطوری ببین...‬

1017
01:07:46,861 --> 01:07:49,086
‫.. اینطوری همه‌جا رو به یه اندازه پخش می‌کنی.‬

1018
01:07:49,327 --> 01:07:52,134
‫اووه، پخش کردی که کردی، ولی من اصلاً نمی‌تونم تمومش کنم.‬

1019
01:07:52,375 --> 01:07:54,974
‫می‌خوری. مگه چیه، چیزی نیست که.‬

1020
01:07:55,435 --> 01:07:57,428
‫اما مهم‌ترین چیز هجران خانم...‬

1021
01:07:57,975 --> 01:08:00,199
‫.. ببین، فلفلشه. خب؟‬

1022
01:08:00,440 --> 01:08:02,093
‫بهترین چیز گوشته.‬

1023
01:08:02,334 --> 01:08:04,335
‫فلفل رو هم اینطوری باید پاک کنی.‬

1024
01:08:04,576 --> 01:08:06,672
‫من این رو همینطوری کامل برات می‌ذارم، می‌خوری.‬

1025
01:08:06,913 --> 01:08:08,782
‫اینطوری روش هم ببین، پیازش رو اینطوری...‬

1026
01:08:09,023 --> 01:08:11,146
‫- .. پیازش رو که اینطوری پاشیدم روش.
‫- آره، پیاز.

1027
01:08:11,387 --> 01:08:14,299
‫به خدا واقعاً کیفش رو می‌بری، به به!‬

1028
01:08:15,365 --> 01:08:17,178
‫ایسوت نمی‌ریزم، باشه؟‬

1029
01:08:17,419 --> 01:08:20,135
‫فکر نمی‌کنم اونقدرها به تندی اورفا عادت داشته باشی.‬

1030
01:08:20,447 --> 01:08:22,347
‫به اونم عادت می‌کنیم آقا آشیر.‬

1031
01:08:22,666 --> 01:08:24,069
‫- تو بریز.‬
‫- به خدا می‌ریزم‌ها.‬

1032
01:08:24,316 --> 01:08:25,855
‫- بریز، بریز.‬
‫- دارم می‌ریزم. باشه.‬

1033
01:08:27,794 --> 01:08:29,625
‫به خدا بعداً اینجا داد و بیداد نکنیا.‬

1034
01:08:29,866 --> 01:08:31,637
‫- باشه، داد نمی‌زنم.‬
‫- خیلی خب، بفرما.‬

1035
01:08:31,878 --> 01:08:34,093
‫به‌به، جنسش درجه‌یک و تضمینیه.‬

1036
01:08:34,334 --> 01:08:36,153
‫- بگیر بخور.‬
‫- دستت درد نکنه.‬

1037
01:08:36,499 --> 01:08:38,465
‫نوش جونت. منم بخورم.‬

1038
01:08:38,970 --> 01:08:40,516
‫گشنمه.‬

1039
01:08:41,008 --> 01:08:42,787
‫نوش جونت آشیر آقا.‬

1040
01:08:44,551 --> 01:08:45,937
‫ایولله، سلامت باشی.‬

1041
01:08:46,178 --> 01:08:48,178
‫انگار داری تو اورفا یه پاتوق باز می‌کنی؟‬

1042
01:08:48,419 --> 01:08:50,362
‫دقیقاً کجا باز می‌کنی آقاجون؟‬

1043
01:08:50,869 --> 01:08:53,569
‫گفتیم بپرسیم که بدونیم، شاید ما هم اومدیم.‬

1044
01:08:54,111 --> 01:08:55,822
‫چه پاتوقی مرتیکه؟‬

1045
01:08:56,380 --> 01:08:58,533
‫این حرفا رو از کجا درآوردی؟ حالا از کی شنیدی؟‬

1046
01:09:02,717 --> 01:09:05,110
‫آشیر آقا، ما «هوس چشم آبی» رو خیلی خوب می‌شناسیم.‬

1047
01:09:05,798 --> 01:09:07,750
‫تو ازمیر زیاد صداش رو شنیدیم.‬

1048
01:09:07,991 --> 01:09:09,983
‫حالا که تا اورفا آوردیش...‬

1049
01:09:10,300 --> 01:09:12,272
‫- .. گفتیم یکم به صداش گوش بدیم.‬
‫- من تو رو فلان فلان شده...!‬

1050
01:09:12,513 --> 01:09:14,973
‫آشیر، آشیر صبر کن، التماست می‌کنم صبر کن! کاری نکن!‬

1051
01:09:15,214 --> 01:09:17,651
‫صدای تو که دیگه آقامون رو مثل پنبه نرم کرده.‬

1052
01:09:17,892 --> 01:09:21,228
‫تو ما رو یادت نمیاد؟ چقدر برات پول ریختیم.‬

1053
01:09:21,469 --> 01:09:23,739
‫- داری کم‌لطفی می‌کنی.‬
‫- مرتیکه، زبونت رو می‌بُرم!‬

1054
01:09:23,980 --> 01:09:25,783
‫آشیر!‬

1055
01:09:26,148 --> 01:09:27,986
‫زن کاباره‌ای رو سر میزت نشوندی...‬

1056
01:09:28,227 --> 01:09:30,165
‫.. اونوقت ما دو کلمه حرف می‌زنیم، واسه ما شاخ و شونه می‌کشی!‬

1057
01:09:30,406 --> 01:09:32,667
‫- خفه شو مرتیکه!‬
‫- آشیر صبر کن، تو رو خدا صبر کن!‬

1058
01:09:33,278 --> 01:09:35,842
‫- آقا!‬
‫- آشیر! آشیر!‬

1059
01:09:36,285 --> 01:09:38,309
‫صبر کن تو رو خدا، نکن!‬

1060
01:09:46,282 --> 01:09:47,882
‫آشیر!‬

1061
01:09:48,670 --> 01:09:51,247
‫- صبر کن، تو رو خدا!‬
‫- الان بهت نشون می‌دم!‬

1062
01:10:08,730 --> 01:10:10,636
‫راه بیفت، بیا بریم یه جای دیگه.‬

1063
01:10:10,877 --> 01:10:12,877
‫هیچ‌جا نمی‌ریم.‬

1064
01:10:13,768 --> 01:10:16,136
‫هر جا بری فرقی نمی‌کنه.‬

1065
01:10:17,572 --> 01:10:19,325
‫حقیقت من اینه.‬

1066
01:10:19,791 --> 01:10:22,793
‫خودت می‌دونی، این حقیقت هیچ‌وقت دست از سرمون برنمی‌داره.‬

1067
01:10:23,478 --> 01:10:25,875
‫می‌خوای چیکار کنی؟ می‌خوای کل اورفا رو کتک بزنی؟‬

1068
01:10:26,283 --> 01:10:28,318
‫به کل اورفا یاد می‌دم.‬

1069
01:10:29,286 --> 01:10:31,459
‫اون حقیقت هم اصلاً برام مهم نیست.‬

1070
01:10:32,011 --> 01:10:35,169
‫می‌بینی که حتی طلاق گرفتن از زنت هم فایده‌ای نداره.‬

1071
01:10:37,315 --> 01:10:40,235
‫بذار برم. ولم کن.‬

1072
01:10:49,558 --> 01:10:51,440
‫تو هم خودت رو خسته نکن.‬

1073
01:10:52,225 --> 01:10:55,121
‫منم نمی‌خوام بیشتر از این ناامید بشم.‬

1074
01:10:57,526 --> 01:10:59,067
‫هجران.‬

1075
01:11:00,054 --> 01:11:01,479
‫هجران!‬

1076
01:12:16,091 --> 01:12:17,770
‫خب، مدل؟‬

1077
01:12:18,444 --> 01:12:19,901
‫ییلدیز کجاست؟‬

1078
01:12:21,605 --> 01:12:23,800
‫ببین، دختره رو تو صندوق‌عقب نیاوردی که، نه؟‬

1079
01:12:24,800 --> 01:12:26,297
‫ییلدیز نیست.‬

1080
01:12:33,206 --> 01:12:35,785
‫تو این دختر رو اینقدر دوست داری؟‬

1081
01:12:38,587 --> 01:12:40,624
‫اما با هم حرف زده بودیم.‬

1082
01:12:41,097 --> 01:12:43,954
‫هتلم رو، پول اسلحه‌هام رو...‬

1083
01:12:44,571 --> 01:12:46,762
‫.. اعتبارم رو قرار بود بهم برگردونی.‬

1084
01:12:48,782 --> 01:12:52,096
‫به خدا ییلدیریم، ما اگه کل اورفا هم جمع بشیم،
‫نمی‌تونیم اعتبارت رو بهت برگردونیم.

1085
01:12:55,880 --> 01:12:57,608
‫اینطوریه؟‬

1086
01:12:58,514 --> 01:13:00,018
‫باشه.‬

1087
01:13:00,401 --> 01:13:02,941
‫پس دیگه ملکی هم در کار نیست...‬

1088
01:13:03,314 --> 01:13:05,207
‫.. نه خودش نه بچه‌ی تو شکمش.‬

1089
01:13:08,404 --> 01:13:10,609
‫ییلدیریم، ییلدیریم یه لحظه گوش کن.‬

1090
01:13:11,043 --> 01:13:13,169
‫سرهات، ما خیلی با هم حرف زدیم.‬

1091
01:13:17,903 --> 01:13:20,062
‫- ییلدیریم.‬
‫- یه ثانیه صبر کن.‬

1092
01:13:41,973 --> 01:13:45,200
‫- سلو؟‬
‫- چیه مرتیکه‌ی الدنگ؟‬

1093
01:13:47,751 --> 01:13:49,599
‫عاکف؟

1094
01:14:03,050 --> 01:14:06,014
‫ای وای، ای وای!‬

1095
01:14:15,347 --> 01:14:17,901
‫شلیک کن لعنتی! شلیک کن!‬

1096
01:14:18,142 --> 01:14:20,888
‫با اجازه از خدا و رسولش...‬

1097
01:14:21,526 --> 01:14:24,025
‫.. تصمیم گرفتم ییلدیز رو برای خودم خواستگاری کنم.‬

1098
01:14:24,824 --> 01:14:25,937
‫چی داری می‌گی تو آخه؟‬

1099
01:14:26,187 --> 01:14:27,872
‫- چی می‌گی؟ چه خواستگاری‌ای؟‬
‫- باشه، صبر کن.‬

1100
01:14:28,113 --> 01:14:29,934
‫چی می‌گی آخه؟‬

1101
01:14:30,175 --> 01:14:31,816
‫شلیک کن!‬

1102
01:14:33,631 --> 01:14:35,917
‫ببین، ازدواج صوری تو تموم شد...‬

1103
01:14:37,555 --> 01:14:39,638
‫.. ما برای واقعی‌ش یه قدم خیلی خوب برداشتیم.‬

1104
01:14:39,879 --> 01:14:42,332
‫چقدر خوشحالمون کردی.‬
‫تو همچین روزی تنهامون نذاشتی.‬

1105
01:14:47,955 --> 01:14:50,566
‫ییلدیز رو بیار،‬
‫ملک و بچه‌اش رو ببر.‬

1106
01:14:50,807 --> 01:14:53,260
‫دو تا جون در ازای یه جون.‬

1107
01:15:05,000 --> 01:15:13,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

1108
01:15:25,857 --> 01:15:28,547
‫اینا رو بندازین تو یه گودال.‬
‫گوشی‌هاشون رو هم سر به نیست کنین.‬

1109
01:15:28,788 --> 01:15:30,458
‫اطاعت می‌شه خان.‬

1110
01:15:40,766 --> 01:15:41,922
‫جانم یوسف؟‬

1111
01:15:42,163 --> 01:15:46,330
‫خان، تیر به شونه‌ی ملک‌ خانم زده شده. بیهوش شده.‬

1112
01:15:46,571 --> 01:15:49,434
‫سریع برین بیمارستان،‬
‫منم دارم میام. یالله، زود باشین!‬

1113
01:15:49,675 --> 01:15:51,848
‫چشم خان.‬

1114
01:15:55,453 --> 01:15:57,849
‫منم، منم ملک‌ خانم.‬
‫چیزی نیست یوسف.‬

1115
01:15:58,090 --> 01:16:00,220
‫یوسف، بیمارستان! بچه‌ام!‬

1116
01:16:00,614 --> 01:16:02,615
‫- بچه‌ام، یوسف!‬
‫- تموم شد، گذشت.‬

1117
01:16:02,856 --> 01:16:05,154
‫- یوسف!‬
‫- گذشت ملک‌ خانم، مشکلی نیست.‬

1118
01:16:05,703 --> 01:16:06,917
‫بیا یه چیزی بخور دیگه.‬

1119
01:16:07,482 --> 01:16:11,213
‫بیا یه لقمه بخور،‬
‫دخترت خوب می‌شه ولی خودت از پا میفتی.‬

1120
01:16:12,305 --> 01:16:16,321
‫تا دخترم رو صحیح و سالم نبینم،‬
‫یه لقمه هم از گلوم پایین نمی‌ره سلطان.‬

1121
01:16:18,618 --> 01:16:20,412
‫مگه به تو روزه واجبه...‬

1122
01:16:22,356 --> 01:16:25,412
‫.. تا جایی که می‌دونم واجب نیست.‬

1123
01:16:26,634 --> 01:16:30,300
‫- عاکف داره زنگ می‌زنه.‬
‫- بگو ان‌شاءالله که خیره قربونت برم.‬

1124
01:16:31,293 --> 01:16:33,888
‫- عاکف، بگو.‬
‫- ملک پیش ماست.‬

1125
01:16:34,129 --> 01:16:36,668
‫نجاتش دادیم ولی‬
‫تیر به بازوش زده شده، بیمارستانیم.‬

1126
01:16:36,946 --> 01:16:38,499
‫- چی می‌گه؟‬
‫- خدا رو شکر.‬

1127
01:16:38,740 --> 01:16:41,018
‫باشه، ما هم تا چند لحظه‌ی دیگه میایم.‬

1128
01:16:41,271 --> 01:16:44,564
‫- چی شده؟‬
‫- پیدا شده، ملک رو نجات دادن، حالش خوبه.‬

1129
01:16:44,805 --> 01:16:47,072
‫حال بچه‌اش هم خوب بوده؟‬

1130
01:16:47,313 --> 01:16:50,490
‫حتماً خوبه دیگه، اگه چیزی بود‬
‫عاکف می‌گفت، وقتی نگفته یعنی خوبه.‬

1131
01:16:50,752 --> 01:16:52,887
‫بلند شو بریم،‬
‫با چشم‌های خودت دخترت رو ببین، یالله.‬

1132
01:16:53,716 --> 01:16:56,708
‫- گلزار اینجاها دست تو رو می‌بوسه.‬
‫- باشه، خیالتون راحت.‬

1133
01:16:57,184 --> 01:17:00,565
‫زنیکه‌ی کلاهبردار،‬
‫اون همه جوشونده هم به خوردم داد.‬

1134
01:17:00,814 --> 01:17:02,338
‫نگو که اصلاً فایده‌ای نداشته.‬

1135
01:17:02,602 --> 01:17:04,919
‫- یالله. نگران نباشین.‬
‫- باشه.‬

1136
01:17:05,160 --> 01:17:08,263
‫- بلا دور باشه خاله سوده.‬
‫- سلامت باشی ولی...‬

1137
01:17:08,978 --> 01:17:11,407
‫.. تو از صبح تا حالا‬
‫اینجا چیکار می‌کنی؟‬

1138
01:17:11,648 --> 01:17:15,433
‫- بعداً حرف می‌زنیم، برو پیش دخترت، یالله.‬
‫- حالا هرچی، بریم.‬

1139
01:17:17,050 --> 01:17:19,621
‫وایسا، وایسا اینی که درست کردی خوب شد،‬
‫حیفه حروم بشه.‬

1140
01:17:20,875 --> 01:17:23,415
‫- کوفتت بشه الهی.‬
‫- ممنون عزیزم.‬

1141
01:17:24,346 --> 01:17:28,060
‫دخترم تو اونو بذار همونجا،‬
‫دادم اتاق مهمون پشتی رو برات آماده کنن.‬

1142
01:17:28,301 --> 01:17:30,497
‫- برو اونجا مستقر شو، یالله.‬
‫- دستت درد نکنه.‬

1143
01:17:30,845 --> 01:17:34,448
‫پررو، انگار نه انگار که همه‌ی این اتفاق‌ها‬
‫تقصیر خودشه.‬

1144
01:17:35,099 --> 01:17:36,424
‫خدا نصیب هیچ‌کس همچین خواهری نکنه.‬

1145
01:17:36,665 --> 01:17:38,940
‫- کوثر هیس، می‌شنوه، ساکت.‬
‫- بذار بشنوه.‬

1146
01:17:39,400 --> 01:17:42,201
‫ببین دختره‌ی وراج،‬
‫این زبون درازت آخرش...‬

1147
01:17:42,442 --> 01:17:43,836
‫.. یه بلایی سرت میاره‌ها.‬

1148
01:17:44,281 --> 01:17:45,527
‫- مگه من چی گفتم؟‬
‫- حواست به کارت باشه!‬

1149
01:17:45,915 --> 01:17:48,788
‫- عروس‌ خانم تو هم سیب‌زمینی‌ها رو پوست بکن!‬
‫- مگه من چیکار کردم آخه؟‬

1150
01:17:57,494 --> 01:17:59,836
‫- آروم باش، آروم.‬
‫- چطوره، دخترم چطوره؟‬

1151
01:18:00,077 --> 01:18:02,902
‫باشه آروم باش، الان دارن بهش رسیدگی می‌کنن،‬
‫همه چیز مرتبه.‬

1152
01:18:03,143 --> 01:18:05,710
‫- دکتر که اومد ازش می‌پرسیم برامون می‌گه.‬
‫- من یه لحظه برم تو ببینمش.‬

1153
01:18:05,951 --> 01:18:09,075
‫می‌گم وایسا یعنی وایسا، باشه،‬
‫دکتر که اومد توضیح می‌ده.‬

1154
01:18:09,605 --> 01:18:11,780
‫سرهات کجاست؟‬
‫اون چرا پیشتون نیست؟‬

1155
01:18:12,232 --> 01:18:14,089
‫تو راهه داره میاد مادر، نگران نباش.‬

1156
01:18:14,494 --> 01:18:17,367
‫اگه اونم داره میاد اینجا، تو برو عمارت.‬

1157
01:18:17,608 --> 01:18:20,061
‫اوضاع همینطوری هم به‌هم‌ریخته هست،‬
‫عمارت خالی نمونه.‬

1158
01:18:20,302 --> 01:18:22,228
‫- لباس‌هات رو هم عوض می‌کنی.‬
‫- باشه، هرچی شما بگی.‬

1159
01:18:22,514 --> 01:18:24,236
‫خانم دکتر، کجاست؟‬

1160
01:18:24,556 --> 01:18:26,760
‫نه خانم، خودم بهتون خبر می‌دم،‬
‫بیرون منتظر بمونین.‬

1161
01:18:27,001 --> 01:18:30,223
‫یه لحظه دخترم رو ببینم. آخه...‬

1162
01:18:32,885 --> 01:18:35,782
‫- خانم دکتر؟‬
‫- بفرمایین سلطان خانم.‬

1163
01:18:36,044 --> 01:18:38,227
‫وضعیت مریضمون چطوره؟‬

1164
01:18:38,468 --> 01:18:41,536
‫لازم نیست نگران باشین،‬
‫یه مسمومیت غذایی خفیف داره...‬

1165
01:18:41,806 --> 01:18:44,266
‫.. و روی شونه‌اش هم کوفتگی بافت نرم دیده می‌شه.‬

1166
01:18:44,507 --> 01:18:46,439
‫تمام اقدامات لازم انجام شده.‬

1167
01:18:49,494 --> 01:18:51,661
‫وضعیت بچه چطوره؟‬

1168
01:19:15,919 --> 01:19:18,681
‫- بفرمایین، می‌تونین برین داخل.‬
‫- می‌تونم برم؟ باشه، ممنون.‬

1169
01:19:19,157 --> 01:19:20,943
‫دکتر گفت برو تو.‬

1170
01:19:28,143 --> 01:19:32,207
‫خدا رو شکر،‬
‫قربون خدای بزرگم برم.‬

1171
01:19:32,517 --> 01:19:35,168
‫تو و بچه رو دوباره به ما بخشید.‬

1172
01:19:37,116 --> 01:19:38,688
‫- آب.‬
‫- چی؟‬

1173
01:19:39,081 --> 01:19:42,367
‫- آب می‌خوام.‬
‫- باشه، من الان سریع پیدا می‌کنم و میارم.‬

1174
01:19:42,608 --> 01:19:44,304
‫یالله تو برو آب بیار.‬

1175
01:19:47,287 --> 01:19:48,478
‫دختر قشنگم.‬

1176
01:19:51,435 --> 01:19:52,840
‫بچه‌ام خوبه؟‬

1177
01:19:53,329 --> 01:19:57,491
‫اصلاً نگران نباش،‬
‫هم خودت هم بچه کاملاً خوبین.‬

1178
01:20:02,456 --> 01:20:03,861
‫خوبی؟‬

1179
01:20:05,750 --> 01:20:09,900
‫نگران نباش پسرم،‬
‫هم بچه هم ملک کاملاً خوبن.‬

1180
01:20:10,972 --> 01:20:13,615
‫هم بچه‌ام و هم خودم نزدیک بود بمیریم.‬

1181
01:20:14,630 --> 01:20:18,019
‫ییلدیریم دیگه می‌خواد چیکار کنه‬
‫تا ییلدیز رو به دست بیاره؟‬

1182
01:20:20,472 --> 01:20:21,821
‫نگران نباشین.‬

1183
01:20:22,599 --> 01:20:25,781
‫ییلدیریم از این به بعد،‬
‫دیگه نمی‌تونه به هیچ‌کس آسیبی بزنه.‬

1184
01:20:40,782 --> 01:20:43,005
‫به خاطر ییلدیز قاتل هم شدی.‬

1185
01:20:43,711 --> 01:20:46,155
‫هر چی سرمون اومد‬
‫به خاطر اون بود.‬

1186
01:20:47,515 --> 01:20:51,031
‫تا وقتی پیش ماست، جفتمون‬
‫تو خطریم، چرا اینو نمی‌فهمی؟‬

1187
01:20:51,272 --> 01:20:55,089
‫تو الان به این چیزا فکر نکن، باشه؟‬
‫فکرتو درگیر اینا نکن.‬

1188
01:20:55,733 --> 01:20:57,725
‫- ملک حق داره پسرم.‬
‫- مامان.‬

1189
01:20:57,966 --> 01:21:02,929
‫نه، بعد از این همه اتفاق،‬
‫این دو تا دختر نمی‌تونن زیر یه سقف بمونن.‬

1190
01:21:04,299 --> 01:21:07,919
‫به خاطر محافظت از ییلدیز،‬
‫نزدیک بود بچه‌ی به دنیا نیومده‌ات رو از دست بدی.‬

1191
01:21:08,574 --> 01:21:11,765
‫رفتی ما رو هم‬
‫وارد یه دعوای خون‌خواهی کردی!‬

1192
01:21:12,832 --> 01:21:16,189
‫- ییلدیز باید از عمارت بره، باید بفرستیش بره!‬
‫- نمی‌تونم بفرستمش.‬

1193
01:21:21,244 --> 01:21:22,800
‫اگه بفرستمش می‌میره.‬

1194
01:21:23,760 --> 01:21:26,935
‫تو به خاطر جون بچه‌ی به دنیا نیومده‌ات...‬

1195
01:21:27,236 --> 01:21:29,100
‫.. باید ییلدیز رو بفرستی بره.‬

1196
01:21:29,418 --> 01:21:31,307
‫راه دیگه‌ای نداره!‬

1197
01:21:39,299 --> 01:21:40,941
‫بیا.‬

1198
01:21:43,211 --> 01:21:44,560
‫آبجی، مزاحم نیستم؟‬

1199
01:21:48,926 --> 01:21:52,530
‫وای چقدر سنگینه،‬
‫مامانت اینا رو فرستاده.‬

1200
01:21:53,204 --> 01:21:56,530
‫طفلکی وسایلت از بس از اینور به اونور‬
‫جابه‌جا شدن، سرگیجه گرفتن به خدا.‬

1201
01:21:56,771 --> 01:21:58,644
‫- کوثر!‬
‫- چیه؟‬

1202
01:22:01,401 --> 01:22:02,965
‫- آبجی.‬
‫- جانم؟‬

1203
01:22:03,206 --> 01:22:06,679
‫می‌تونی اینجا راحت باشی؟‬
‫اینجا حتی از اتاق منم کوچیک‌تره.‬

1204
01:22:06,920 --> 01:22:10,122
‫چه بالا باشه چه اینجا،‬
‫وقتی اسیر باشی چه فرقی می‌کنه.‬

1205
01:22:10,968 --> 01:22:12,127
‫از ملک خبری هست؟‬

1206
01:22:12,396 --> 01:22:16,166
‫آره، هست، هست، از ملک خبر هست.‬

1207
01:22:16,650 --> 01:22:20,043
‫خیلی خوشحاله، چون تو بیمارستان بستری شده‬
‫کلی کیف می‌کنه...‬

1208
01:22:20,284 --> 01:22:21,631
‫.. چون تیر خورده به شونه‌اش.‬

1209
01:22:21,872 --> 01:22:25,615
‫چون نامزد سابقت به شونه‌اش شلیک کرده‬
‫خیلی بهش خوش می‌گذره.‬

1210
01:22:25,856 --> 01:22:27,818
‫حتی ما هم خیلی خوشحالیم،‬
‫که تو برگشتی.‬

1211
01:22:28,254 --> 01:22:32,334
‫یه جوری نشد از دستت خلاص شیم.‬
‫چون تو اینجایی حال همه‌مون خیلی خوبه!‬

1212
01:22:32,575 --> 01:22:34,765
‫نیشمون بازه. دیگه برو دیگه، اه!‬

1213
01:22:35,232 --> 01:22:39,320
‫آدم وقتی خواهری مثل تو داشته باشه،‬
‫دیگه نیازی به دشمن نداره!‬

1214
01:22:39,570 --> 01:22:41,880
‫حیف اون دختر،‬
‫به خاطر تو اونجا افتاده!‬

1215
01:22:42,876 --> 01:22:46,368
‫تازه با فیلم «می‌خوام درس بخونم»،‬
‫داری سرهات خان رو خر می‌کنی، آره؟‬

1216
01:22:46,647 --> 01:22:48,885
‫مثلاً می‌خواد درس بخونه، کتاباشم آورده.‬

1217
01:22:49,133 --> 01:22:52,370
‫- ول کن آبجی نورگل.‬
‫- کتاب آورده، می‌بینیم چطوری درس می‌خونی!‬

1218
01:22:52,611 --> 01:22:53,736
‫درس می‌خونم!‬

1219
01:22:55,823 --> 01:22:57,244
‫معلم می‌شم.‬

1220
01:22:58,617 --> 01:23:00,394
‫اول از همه تو رو تربیت می‌کنم نورگل.‬

1221
01:23:00,896 --> 01:23:03,158
‫اون جهالت رو ازت می‌گیرم.‬

1222
01:23:03,975 --> 01:23:07,824
‫ولی می‌ترسم اگه جهالتت رو‬
‫ازت بگیرم، دیگه چی ازت باقی می‌مونه؟‬

1223
01:23:08,844 --> 01:23:10,860
‫چون بویی از انسانیت هم نبردی.‬

1224
01:23:12,385 --> 01:23:14,290
‫یه هیچ بزرگی!‬

1225
01:23:15,655 --> 01:23:16,774
‫مثل آشغال.‬

1226
01:23:17,168 --> 01:23:19,343
‫- نشونت می‌دم آشغال کیه.‬
‫- نشون بده.‬

1227
01:23:19,700 --> 01:23:21,775
‫- نشونت می‌دم، حالا می‌بینی!‬
‫- نشون بده...‬

1228
01:23:22,024 --> 01:23:24,877
‫- .. الان نه، بعداً.
‫- اینجا زیاد خوش‌نشین نباش، زیاد جا خوش نکن!

1229
01:23:25,118 --> 01:23:28,322
‫- می‌بینی!‬
‫- یالا نورگل، یالا! تو هم بیا.‬

1230
01:23:29,446 --> 01:23:31,033
‫آبجی بذار من جمع کنم.‬

1231
01:23:32,147 --> 01:23:34,655
‫گلم یالا، زود باش.‬

1232
01:24:07,949 --> 01:24:12,068
‫اونقدر به من نگاه نکردی،‬
‫دیگه دارم حسودی می‌کنم‌ها!‬

1233
01:24:13,333 --> 01:24:14,587
‫یوسف.‬

1234
01:24:20,031 --> 01:24:21,571
‫چطوری؟‬

1235
01:24:22,475 --> 01:24:24,594
‫- ای، می‌گذره.‬
‫- چرا می‌گذره؟ مگه چی شده؟‬

1236
01:24:25,141 --> 01:24:26,729
‫دیگه چی می‌خواد بشه یوسف...‬

1237
01:24:28,777 --> 01:24:30,507
‫.. همه‌اش یه اتفاقی میفته.‬

1238
01:24:31,435 --> 01:24:34,062
‫هر روز اسلحه به کمر،‬
‫می‌زنی می‌ری بیرون.‬

1239
01:24:35,285 --> 01:24:38,110
‫من از بس با جون به لب شدن منتظرت موندم،‬
‫خیلی خسته شدم.‬

1240
01:24:40,522 --> 01:24:44,871
‫می‌دونم. می‌دونم عسل من...‬

1241
01:24:45,331 --> 01:24:47,554
‫.. ولی یه چیزی دارم که‬
‫خوشحالت می‌کنه.‬

1242
01:24:49,657 --> 01:24:50,998
‫جگر.‬

1243
01:24:52,276 --> 01:24:56,054
‫جگر اورفا دردی نیست که درمون نکنه،‬
‫خودتم می‌دونی.‬

1244
01:24:57,195 --> 01:24:59,012
‫آره، می‌دونم.‬

1245
01:25:01,099 --> 01:25:03,599
‫- به خدا گشنه‌ام بود.‬
‫- حس کردم.‬

1246
01:25:04,625 --> 01:25:07,752
‫قلبمو خوندی، خیلی رمانتیکی.‬

1247
01:25:10,151 --> 01:25:11,920
‫می‌دونی چطوری خوشحالم کنی.‬

1248
01:25:15,895 --> 01:25:18,268
‫من قلبت رو تو ۱۵ سالگی خوندم.‬

1249
01:25:19,867 --> 01:25:21,629
‫همونجا اسمت رو مهر کردم.‬

1250
01:25:30,946 --> 01:25:34,549
‫چرا جگر رو نخوردی؟‬
‫چون دوست داری از پیش هامو گرفتم ولی...‬

1251
01:25:35,430 --> 01:25:36,724
‫.. خوشت نیومد؟‬

1252
01:25:37,174 --> 01:25:40,769
‫نه جگرش خوبه، جگرش عالیه ولی...‬

1253
01:25:42,873 --> 01:25:44,269
‫.. زندگی عجیبه.‬

1254
01:25:45,033 --> 01:25:47,191
‫- زندگی عجیبه؟‬
‫- یوسف...‬

1255
01:25:50,009 --> 01:25:51,596
‫.. من خیلی می‌ترسم.‬

1256
01:25:52,361 --> 01:25:54,583
‫عشقمون نیمه‌کاره می‌مونه...‬

1257
01:25:57,218 --> 01:25:59,289
‫.. لباس عروس هم همینطوری رو چوب‌لباسی.‬

1258
01:26:02,855 --> 01:26:06,244
‫نترس عسل من.‬

1259
01:26:07,022 --> 01:26:09,300
‫بهت قول می‌دم،‬
‫عشقمون اصلاً نیمه‌کاره نمی‌مونه.‬

1260
01:26:09,556 --> 01:26:13,585
‫حتی در اولین فرصت با سرهات آقام صحبت می‌کنم،‬
‫زود عروسی رو راه می‌ندازیم.‬

1261
01:26:14,331 --> 01:26:16,894
‫- باشه؟‬
‫- باشه.‬

1262
01:26:17,187 --> 01:26:18,821
‫ای قربون چشمات برم.‬

1263
01:26:25,686 --> 01:26:27,147
‫نترس.‬

1264
01:26:31,799 --> 01:26:33,467
‫باشه امینه،‬
‫من با ایوب هم صحبت می‌کنم.‬

1265
01:26:33,708 --> 01:26:35,626
‫اومدن، اومدن.‬

1266
01:26:37,213 --> 01:26:38,936
‫- ای ماشالله.‬
‫- ماشالله.‬

1267
01:26:40,277 --> 01:26:42,086
‫خوش اومدی عروس خانم.‬

1268
01:26:42,327 --> 01:26:44,832
‫- خوش اومدی زن‌داداش، سلامت باشی.‬
‫- ممنون.‬

1269
01:26:50,948 --> 01:26:54,606
‫- یوسف، امنیت رو بیشتر کنین.‬
‫- امر، امر شماست آقا.‬

1270
01:26:54,939 --> 01:26:56,177
‫- داداش کادی.‬
‫- بفرما آقا.‬

1271
01:26:56,418 --> 01:27:00,116
‫هرچند ییلدیریم مرده، ولی‬
‫تاشکسن‌ها میان سراغمون.‬

1272
01:27:00,452 --> 01:27:04,190
‫هر چقدر می‌خوان بیان آقا،‬
‫هیچ‌کس نمی‌تونه جلوی عشیره‌ی یلدوران وایسه.‬

1273
01:27:04,524 --> 01:27:06,876
‫ایولله، ولی بازم احتیاط کردن‬
‫ضرر نداره.‬

1274
01:27:07,117 --> 01:27:08,392
‫امر، امر شماست.‬

1275
01:27:08,892 --> 01:27:12,472
‫- اون قراضه زیادی هم عمر کرد داداش.‬
‫- آره داداش، همینطوره.‬

1276
01:27:13,033 --> 01:27:15,461
‫یالله دخترم، تو هم برو اتاقت،‬
‫یکم استراحت کن، بدو.‬

1277
01:27:16,120 --> 01:27:17,390
‫جلو پاتو نگاه کن یالله.‬

1278
01:27:21,766 --> 01:27:25,099
‫دخترم ولش کن، با اون دهن‌به‌دهن نشو،‬
‫تو رو خدا.‬

1279
01:27:27,122 --> 01:27:30,162
‫- تو برو اتاقت دیگه.‬
‫- داداش مراقب باش.‬

1280
01:27:31,813 --> 01:27:33,241
‫جل‌الخالق!‬

1281
01:28:06,430 --> 01:28:08,491
‫آخ!‬

1282
01:28:12,173 --> 01:28:14,848
‫آخ!‬

1283
01:28:25,395 --> 01:28:26,728
‫بیا تو!‬

1284
01:28:35,355 --> 01:28:38,562
‫بلا دور باشه.‬

1285
01:28:44,635 --> 01:28:46,436
‫نگرانت شدم، خوبی؟‬

1286
01:28:49,625 --> 01:28:50,990
‫نه.‬

1287
01:28:52,915 --> 01:28:54,423
‫زخمت درد می‌کنه؟‬

1288
01:28:56,566 --> 01:28:58,899
‫اگه درد داری به سرهات خبر بدم.‬

1289
01:29:06,552 --> 01:29:08,335
‫واقعاً دیگه دارم دیوونه می‌شم.‬

1290
01:29:09,376 --> 01:29:11,249
‫هنوزم داری از سرهات می‌گی.‬

1291
01:29:12,821 --> 01:29:16,440
‫هر چی سرم اومده همه‌اش تقصیر توئه!‬

1292
01:29:16,978 --> 01:29:20,478
‫نامزدت منو دزدید،‬
‫تیر خوردم. داشتم می‌مردم، می‌فهمی؟ !‬

1293
01:29:21,193 --> 01:29:23,716
‫هنوزم با پررویی می‌گی بلا دور باشه.‬

1294
01:29:24,264 --> 01:29:27,764
‫تا وقتی تو اینجایی،‬
‫هیچ‌چیزی درست نمی‌شه ییلدیز...‬

1295
01:29:29,707 --> 01:29:31,406
‫.. هیچ‌چیزی تموم نمی‌شه.‬

1296
01:29:34,216 --> 01:29:36,081
‫من، دیگه باید چیکار کنم؟‬

1297
01:29:36,661 --> 01:29:39,352
‫ملک من چیکار کنم؟‬
‫سرهات ولم نمی‌کنه، من...‬

1298
01:29:44,052 --> 01:29:46,313
‫ییلدیز من دیگه نمی‌تونم تحمل کنم...‬

1299
01:29:46,821 --> 01:29:49,925
‫.. فهمیدی؟‬
‫دیگه بریدم.‬

1300
01:29:50,166 --> 01:29:53,008
‫ییلدیز، تو یه خانواده‌ی خیلی پرجمعیت داری.‬

1301
01:29:53,842 --> 01:29:56,278
‫ولی واسه من هیچ‌کسی نمونده.‬

1302
01:29:56,777 --> 01:29:58,746
‫پدر و مادر من رو...‬

1303
01:29:59,467 --> 01:30:00,880
‫.. مادر تو کشت.‬

1304
01:30:01,121 --> 01:30:03,007
‫من فقط شوهرم سرهات و...‬

1305
01:30:03,248 --> 01:30:06,571
‫.. مامان سوده هیچ‌کس دیگه‌ای رو ندارم‬
‫که بهش تکیه کنم!‬

1306
01:30:07,845 --> 01:30:09,623
‫من خیلی تنهام.‬

1307
01:30:10,218 --> 01:30:14,035
‫رفتنت از عمارت چاره‌ی کار نیست.‬
‫اگه فقط...‬

1308
01:30:15,816 --> 01:30:18,737
‫.. ببین، اگه یه ذره‬
‫به فکر بچه‌ی تو شکمم هستی...‬

1309
01:30:20,459 --> 01:30:22,165
‫.. از اورفا برو.‬

1310
01:30:25,000 --> 01:30:33,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

1311
01:30:36,799 --> 01:30:40,402
‫من تا الان هر کاری کردم،‬
‫به‌خاطر تو و اون بچه بوده.‬

1312
01:30:41,707 --> 01:30:44,421
‫دوباره چرخیدم و سر از اینجا درآوردم،‬
‫من چیکار کنم؟‬

1313
01:30:46,731 --> 01:30:49,310
‫اگه می‌خوای به چشم خواهرم‬
‫ببینمت...‬

1314
01:30:50,298 --> 01:30:51,846
‫.. لطفاً...‬

1315
01:30:53,425 --> 01:30:54,830
‫.. از اورفا برو.‬

1316
01:30:59,473 --> 01:31:00,790
‫چطوری؟‬

1317
01:31:02,060 --> 01:31:03,480
‫چطوری ممکنه؟‬

1318
01:31:04,622 --> 01:31:07,122
‫بگو چطوری، بگو چطوری می‌شه تا برم.‬

1319
01:31:08,488 --> 01:31:10,726
‫ییلدیز، ببین یه کاریش می‌کنیم.‬

1320
01:31:11,496 --> 01:31:14,131
‫من با مامان سلطان حرف می‌زنم،‬
‫سرهات اصلاً روحشم خبردار نمی‌شه.‬

1321
01:31:14,372 --> 01:31:15,940
‫لطفاً برو استانبول. ببین...‬

1322
01:31:16,843 --> 01:31:21,197
‫.. مدرسه بخوای مدرسه، کلاس بخوای کلاس،‬
‫خونه بخوای خونه، هر چی که بخوای...‬

1323
01:31:21,880 --> 01:31:25,213
‫.. لطفاً. ییلدیز ببین...

1324
01:31:26,395 --> 01:31:28,768
‫.. واسه یه زن گفتن این‬
‫خیلی سخته...‬

1325
01:31:32,945 --> 01:31:36,842
‫.. سرهات خیلی عاشقت شده‬
‫و نمی‌تونه ازت دل بکنه.‬

1326
01:31:38,348 --> 01:31:40,285
‫اگه تو از اورفا بری...‬

1327
01:31:40,889 --> 01:31:44,135
‫.. شاید من با سرهات،‬
‫با بچه‌ی به دنیا نیومده‌ام...‬

1328
01:31:45,950 --> 01:31:48,696
‫.. یه شانس دوباره واسه ساختن‬
‫یه خانواده داشته باشم.‬

1329
01:31:50,037 --> 01:31:52,370
‫لطفاً، ببین...‬

1330
01:31:53,497 --> 01:31:55,751
‫.. این رو به‌عنوان خواهرت ازت می‌خوام.‬

1331
01:31:57,148 --> 01:31:58,775
‫لطفاً.‬

1332
01:31:59,203 --> 01:32:00,814
‫لطفاً.‬

1333
01:32:18,208 --> 01:32:19,620
‫برو حرف بزن.‬

1334
01:32:21,565 --> 01:32:23,898
‫برو با هر کی لازمه حرف بزن،‬
‫هماهنگ کن...‬

1335
01:32:26,073 --> 01:32:27,557
‫.. می‌رم.‬

1336
01:32:29,065 --> 01:32:30,430
‫حرف می‌زنم.‬

1337
01:32:46,847 --> 01:32:48,046
‫تو استراحت کن.‬

1338
01:33:16,376 --> 01:33:20,940
‫چشمت روشن مامان،‬
‫زن داداشم و بچه‌اش هر دو خوبن.‬

1339
01:33:21,181 --> 01:33:22,265
‫دقیقاً.‬

1340
01:33:22,506 --> 01:33:23,757
‫ولی...‬

1341
01:33:26,890 --> 01:33:28,707
‫اون ولی واسه چیه عاکف؟‬

1342
01:33:29,209 --> 01:33:31,756
‫.. از اتفاقایی که واسه اون یکی خواهرم افتاده‬
‫خبر داره؟‬

1343
01:33:34,091 --> 01:33:37,544
‫- منظورت هجرانه؟‬
‫- من که کلاً یه هجران می‌شناسم.‬

1344
01:33:37,785 --> 01:33:40,020
‫حالا اگه بابام یه بچه‌ی دیگه هم‬
‫داشته باشه...‬

1345
01:33:40,349 --> 01:33:42,761
‫- .. اون دیگه گناهش گردن بابامه.
‫- عاکف...

1346
01:33:43,182 --> 01:33:45,658
‫.. هر چی می‌خوای بگی بگو،‬
‫انقدر لفتش نده دیگه!‬

1347
01:33:45,899 --> 01:33:48,213
‫ای بابا، آروم باش خب!‬

1348
01:33:48,674 --> 01:33:52,309
‫آشیر، دیشب‬
‫با هجران رفته بوده رستوران...‬

1349
01:33:53,638 --> 01:33:56,217
‫.. اونجا هجران رو شناختن. از کاباره.‬

1350
01:33:57,026 --> 01:34:00,360
‫اوضاع به هم ریخته،‬
‫آشیر هم یاروها رو لوله کرده...‬

1351
01:34:00,601 --> 01:34:02,682
‫.. هجران هم گذاشته رفته.‬

1352
01:34:06,899 --> 01:34:09,867
‫تو اومدی به من خبر خوش بدی.‬

1353
01:34:10,108 --> 01:34:11,550
‫آره به خدا.‬

1354
01:34:11,916 --> 01:34:16,765
‫ببین، اگه سایه‌ی این آشیر رو‬
‫از سر هجران برداریم...‬

1355
01:34:17,229 --> 01:34:20,348
‫.. خلاص شدن از دست هجران‬
‫واسه‌مون خیلی راحت‌تر می‌شه.‬

1356
01:34:20,793 --> 01:34:22,316
‫دقیقاً همینطوره.‬

1357
01:34:23,135 --> 01:34:25,619
‫شماره‌ی اون دختره رو از کجا پیدا کنیم؟‬

1358
01:34:27,897 --> 01:34:29,444
‫تو داری؟‬

1359
01:34:33,800 --> 01:34:38,371
‫تو اینترنت اگه بزنیم «آرایشگاه هجران کاراکوکلو»،‬
‫احتمالاً...‬

1360
01:34:38,911 --> 01:34:41,157
‫- .. میاره مامان.
‫- آره، درست می‌گی.

1361
01:35:00,673 --> 01:35:02,609
‫چی فکر می‌کردی دختر؟‬

1362
01:35:03,506 --> 01:35:05,061
‫آخه چه انتظاری داشتی؟‬

1363
01:35:06,466 --> 01:35:08,609
‫که بهت زنگ بزنه و بگه اشکات رو پاک کن...‬

1364
01:35:09,648 --> 01:35:12,379
‫.. ما با هم از پسِ همه‌چیز برمیایم، اینو بگه؟‬

1365
01:35:14,934 --> 01:35:16,752
‫طرف خان‌زاده‌ست، خان.‬

1366
01:35:19,021 --> 01:35:20,640
‫بازم که تو کوله‌بارت فقط ناامیدیه.‬

1367
01:35:24,122 --> 01:35:26,519
‫مگه جز این هم چیزی بهت می‌رسه هجران خانم؟‬

1368
01:35:37,813 --> 01:35:40,464
‫- الو بفرمایین؟‬
‫- منو شناختی؟‬

1369
01:35:41,400 --> 01:35:43,726
‫من سلطان یلدوران هستم.‬

1370
01:35:45,007 --> 01:35:47,149
‫مادر اورفام.‬

1371
01:35:47,390 --> 01:35:49,404
‫از من چی می‌خواین؟‬

1372
01:35:50,163 --> 01:35:53,472
‫- آشیر باهات حرف نزد؟‬
‫- حرف زد، حرف زد...‬

1373
01:35:53,728 --> 01:35:56,416
‫.. اما از اون روز تا حالا خیلی آب‌ها از آسیاب افتاده.‬

1374
01:35:57,181 --> 01:36:01,547
‫دیشب تو اورفا به‌خاطرِ تو یه اتفاقِ دیگه افتاده.‬

1375
01:36:02,047 --> 01:36:04,166
‫ماشاالله از همه‌چیز هم خبر دارین.‬

1376
01:36:04,407 --> 01:36:08,975
‫البته، بهت گفته بودم که من مادر اورفام.‬

1377
01:36:09,549 --> 01:36:12,969
‫ببین، من آشیر رو از بچگی می‌شناسم.‬

1378
01:36:13,453 --> 01:36:16,080
‫بذار من برات تعریفش کنم، یه بار هم از زبون من بشنو.‬

1379
01:36:16,857 --> 01:36:20,047
‫آشیر فقط یه خط قرمز داره...‬

1380
01:36:20,547 --> 01:36:22,159
‫.. اونم اعتبار و آبروشه.‬

1381
01:36:22,400 --> 01:36:26,400
‫تو هرچی بیشتر دور و بر این بچه پلک بزنی، اعتبارش بیشتر لکه‌دار می‌شه.‬

1382
01:36:26,742 --> 01:36:28,988
‫خودش هم کاملاً اینو می‌دونه.‬

1383
01:36:29,733 --> 01:36:33,638
‫ببین، اگه واقعاً آشیر رو دوست داری...‬

1384
01:36:34,690 --> 01:36:38,928
‫.. ولش کن و برو، بذار اینجا بمونه و با اعتبار خودش زندگی کنه.‬

1385
01:36:39,980 --> 01:36:42,687
‫تو هم برگرد همونجایی که ازش اومدی.‬

1386
01:36:43,528 --> 01:36:46,996
‫سلطان خانم، مگه شما با خانواده‌ی آشیر دشمن نیستین؟‬

1387
01:36:47,388 --> 01:36:48,516
‫یا من دارم اشتباه می‌کنم؟‬

1388
01:36:48,766 --> 01:36:51,542
‫چرا اعتبار آشیر اینقدر براتون مهمه؟‬

1389
01:36:51,825 --> 01:36:54,579
‫نکنه پشت اینکه می‌خواین منو از اورفا بفرستین...‬

1390
01:36:55,039 --> 01:36:57,595
‫.. یه دلیل دیگه‌ای هست که من نمی‌دونم؟ متوجه نمی‌شم.‬

1391
01:37:01,671 --> 01:37:03,219
‫آشیر.‬

1392
01:37:14,488 --> 01:37:16,480
‫بیا، با من بیا.‬

1393
01:37:18,409 --> 01:37:19,940
‫چی شده، کجا داریم می‌ریم؟‬

1394
01:37:20,464 --> 01:37:22,837
‫بیا تا حقیقت زندگیمو بهت نشون بدم.‬

1395
01:37:23,218 --> 01:37:24,742
‫یالا بیا.‬

1396
01:37:27,593 --> 01:37:29,069
‫بذار اینا رو بردارم، صبر کن.‬

1397
01:37:32,904 --> 01:37:35,888
‫آشیر رو چه به این دختره؟‬

1398
01:37:37,836 --> 01:37:42,757
‫قسم می‌خورم وقتی پای عشق وسط میاد، این مردا عقلشونو از دست می‌دن.‬

1399
01:37:42,998 --> 01:37:44,322
‫هیچی دیگه براشون مهم نیست.‬

1400
01:37:44,563 --> 01:37:47,751
‫نه به ایل و تبارشون فکر می‌کنن، نه به اعتبارشون.‬

1401
01:37:52,058 --> 01:37:56,558
‫از این اومدنش معلومه که یه مشکل دیگه هم هست که باید حلش کنم.‬

1402
01:37:56,852 --> 01:37:58,844
‫- خب بگو ببینم.‬
‫- نه، برعکس...‬

1403
01:37:59,193 --> 01:38:02,780
‫.. امروز یه مشکل خیلی مهممون حل می‌شه اما به کمکت نیاز دارم.‬

1404
01:38:03,669 --> 01:38:06,827
‫- کدوم مشکل؟‬
‫- ییلدیز برای همیشه از اورفا می‌ره.‬

1405
01:38:07,394 --> 01:38:10,196
‫- باهاش حرف زدم.‬
‫- چطوری راضیش کردی؟‬

1406
01:38:10,437 --> 01:38:13,347
‫بعداً درباره‌اش حرف می‌زنیم، اما سرهات نباید از این موضوع بو ببره.‬

1407
01:38:13,588 --> 01:38:15,394
‫اگه بفهمه جلوشو می‌گیره.‬

1408
01:38:16,331 --> 01:38:19,751
‫فهمیدم، کمک می‌خوای. خب...‬

1409
01:38:20,045 --> 01:38:22,616
‫.. این دفعه وسط راه تنهام می‌ذاری؟‬

1410
01:38:23,508 --> 01:38:27,183
‫پشت سرم یه جور و جلوی روم با سرهات یه جور دیگه حرف می‌زنی؟‬

1411
01:38:27,424 --> 01:38:29,191
‫من هر کاری کردم برای نوه‌ی تو بوده.‬

1412
01:38:29,707 --> 01:38:32,254
‫الانم هر کاری می‌کنم، باز برای نوه‌ی توئه.‬

1413
01:38:32,762 --> 01:38:36,211
‫حالا بگو ببینم، بهم کمک می‌کنی یا نه؟‬

1414
01:38:38,513 --> 01:38:42,005
‫باشه، بگو ببینم چی تو سرته؟‬

1415
01:39:00,275 --> 01:39:05,124
‫«یکی هست که به گل‌های خشکیده آب می‌ده»‬

1416
01:39:06,525 --> 01:39:11,144
‫«هنوز، هنوز»‬

1417
01:39:12,610 --> 01:39:18,070
‫«تو کوچه‌های شسته‌شده دنبال رد پا می‌گرده»‬

1418
01:39:19,062 --> 01:39:23,546
‫«هنوز، هنوز»‬

1419
01:39:25,033 --> 01:39:30,105
‫«عکس‌های سوخته تو قاب‌ها هستن»‬

1420
01:39:31,671 --> 01:39:36,203
‫«هنوز، هنوز»‬

1421
01:39:37,964 --> 01:39:43,877
‫«روی کاغذهای سیاه، نامه‌های سیاه می‌نویسه»‬

1422
01:39:44,496 --> 01:39:48,973
‫«هنوز، هنوز»‬

1423
01:39:50,162 --> 01:39:56,011
‫«اگه بگم باور کردم، اگه بگم اشتباه کردم»‬

1424
01:39:56,710 --> 01:40:01,932
‫«اگه بگم زمین خوردم، اگه بگم بلند شدم»‬

1425
01:40:02,909 --> 01:40:08,628
‫«اگه بگم شکستم، اگه بگم هزار تیکه شدم»‬

1426
01:40:09,342 --> 01:40:14,671
‫«اگه بگم قلبم، آخ قلبم»‬

1427
01:40:15,337 --> 01:40:20,623
‫«بازم جاده؟»‬

1428
01:40:20,864 --> 01:40:23,860
‫«بازم پایان؟»‬

1429
01:40:24,120 --> 01:40:28,182
‫«برای این قلب خسته و داغون و پر از زخمم»‬

1430
01:40:28,423 --> 01:40:32,627
‫«بازم جاده؟»‬

1431
01:40:33,459 --> 01:40:35,505
‫«بازم پایان؟»‬

1432
01:40:35,746 --> 01:40:40,379
‫«برای قلب زخمی و از دست رفته و تیکه پاره‌ام»‬

1433
01:40:41,584 --> 01:40:44,647
‫«همه چقدر تنهان»‬

1434
01:40:44,888 --> 01:40:47,592
‫«دلخور و بی‌ایمان»‬

1435
01:40:47,996 --> 01:40:50,687
‫«روبه‌روم همیشه تاریکیه»‬

1436
01:40:50,928 --> 01:40:54,076
‫«بازم جاده، بازم جاده؟»‬

1437
01:40:54,353 --> 01:40:57,059
‫«آخر یه فیلم»‬

1438
01:40:57,300 --> 01:41:00,012
‫«تو یه بازی اشتباه»‬

1439
01:41:00,253 --> 01:41:03,229
‫«همیشه تو یه بن‌بست»‬

1440
01:41:03,520 --> 01:41:06,337
‫«بازم جاده، بازم جاده؟»‬

1441
01:41:06,584 --> 01:41:09,999
‫«صدامو کسی نمی‌شنوه»‬

1442
01:41:10,240 --> 01:41:12,884
‫«هیچ‌کس نمی‌تونه نجاتم بده»‬

1443
01:41:13,125 --> 01:41:15,974
‫«ته یه پرتگاه»‬

1444
01:41:16,215 --> 01:41:19,498
‫«بازم جاده، بازم جاده؟»‬

1445
01:41:19,739 --> 01:41:22,860
‫«گم شدم و کسی نمی‌دونه»‬

1446
01:41:23,101 --> 01:41:25,939
‫«دستش نمی‌رسه که کمکم کنه»‬

1447
01:41:26,180 --> 01:41:29,833
‫«تو گودالی که افتادم، بازم جاده؟»‬

1448
01:41:30,074 --> 01:41:33,608
‫«بازم جاده، بازم جاده؟»‬

1449
01:41:34,229 --> 01:41:39,562
‫«بازم جاده؟»‬

1450
01:41:39,811 --> 01:41:42,389
‫«بازم جاده؟»‬

1451
01:41:42,630 --> 01:41:47,177
‫«به این قلب خسته، شکسته و تکه‌تکه‌ام»‬

1452
01:41:47,418 --> 01:41:52,371
‫«بازم همون راه؟»‬

1453
01:41:54,561 --> 01:42:00,553
‫«به قلب زخمی، گم‌گشته و از هم پاشیده‌ام»‬

1454
01:42:01,148 --> 01:42:06,140
‫«بازم همون راه؟»‬

1455
01:42:07,108 --> 01:42:12,656
‫«به این قلب خسته، شکسته و تکه‌تکه‌ام»‬

1456
01:42:12,897 --> 01:42:18,019
‫«بازم همون راه؟»‬

1457
01:42:18,260 --> 01:42:24,260
‫«به قلب زخمی، گم‌گشته و از هم پاشیده‌ام»‬

1458
01:42:26,103 --> 01:42:28,864
‫می‌گن هر خداحافظی‬
‫یه شروع جدیده...‬

1459
01:42:29,317 --> 01:42:32,920
‫.. اما نمی‌دونن، بعضی خداحافظی‌ها...‬

1460
01:42:33,452 --> 01:42:35,563
‫.. آدم رو زنده زنده می‌کشه.‬

1461
01:42:36,118 --> 01:42:38,404
‫خداحافظی من یه شروع نیست...‬

1462
01:42:39,460 --> 01:42:41,539
‫.. اینبار یه پایانه.‬

1463
01:42:42,412 --> 01:42:47,197
‫آخرین باریه که نگاه می‌کنم‬
‫به چشمات که توشون گم می‌شدم.‬

1464
01:42:48,266 --> 01:42:51,337
‫مردی که اگه بخواد، جونم رو هم براش می‌دم...‬

1465
01:42:52,427 --> 01:42:55,705
‫.. آخرین باریه که عطرش رو بو می‌کشم.‬

1466
01:42:57,682 --> 01:43:02,349
‫امروز با تمام چیزایی که می‌خواستم باهاش تجربه کنم‬
‫تک‌تک خداحافظی می‌کنم.‬

1467
01:43:04,335 --> 01:43:06,541
‫اون سفره‌های طولانی...‬

1468
01:43:07,533 --> 01:43:10,756
‫.. شام‌ها، صبحانه‌ها...‬

1469
01:43:11,677 --> 01:43:14,859
‫.. صحبت‌های دل‌نشین و پر از خنده.‬

1470
01:43:15,375 --> 01:43:19,113
‫با همه‌چیز، با همه‌چیز خداحافظی می‌کنم.‬

1471
01:43:20,974 --> 01:43:23,339
‫با خانواده‌ای که نتونستیم بسازیم...‬

1472
01:43:24,029 --> 01:43:27,006
‫.. با بچه‌هایی که به دنیا نیومدن هم‬
‫خداحافظی می‌کنم.‬

1473
01:43:30,172 --> 01:43:35,442
‫امروز با تمام رویاهایی که برات ساخته بودم‬
‫خداحافظی می‌کنم سرهات.‬

1474
01:43:37,236 --> 01:43:39,450
‫حقی ندارم اینا رو برات تعریف کنم...‬

1475
01:43:40,728 --> 01:43:42,545
‫.. حقی ندارم خداحافظی کنم...‬

1476
01:43:43,735 --> 01:43:45,799
‫.. جرئتش رو هم ندارم.‬

1477
01:43:47,518 --> 01:43:50,113
‫واسه همین، این تک‌شاخه سنبل خشکیده...‬

1478
01:43:50,354 --> 01:43:53,566
‫.. بذار خداحافظی بی‌صدای من باشه،‬
‫ای نیمه‌ی روحم.‬

1479
01:43:56,006 --> 01:44:00,673
‫حالا ما هم مثل این گل که از خاکی که بهش تعلق داشت‬
‫جدا شد...‬

1480
01:44:01,404 --> 01:44:03,293
‫.. داریم از هم جدا می‌شیم.‬

1481
01:44:04,049 --> 01:44:08,311
‫عشق ما با گذشت زمان‬
‫مثل این سنبل خشکیده...‬

1482
01:44:08,843 --> 01:44:11,367
‫.. یه خاطره می‌شه تو قلبمون.‬

1483
01:44:12,053 --> 01:44:15,156
‫نه دیگه می‌تونه به خاکش برگرده...‬

1484
01:44:15,584 --> 01:44:17,402
‫.. و نه دیگه دوباره سبز می‌شه.‬

1485
01:44:17,870 --> 01:44:19,933
‫خدایا خودت بهم کمک کن.‬

1486
01:44:21,084 --> 01:44:23,330
‫بهم کمک کن.‬

1487
01:44:25,000 --> 01:44:31,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

1488
01:44:33,623 --> 01:44:35,282
‫بیا!‬

1489
01:44:44,710 --> 01:44:46,075
‫ییلدیز.‬

1490
01:44:47,141 --> 01:44:50,435
‫فکر کردم شاید گرسنه باشی، سوپ درست کردم،‬
‫وقت داری؟‬

1491
01:44:52,348 --> 01:44:53,824
‫لبنیه؟‬

1492
01:44:55,054 --> 01:44:58,181
‫- لبنیه.‬
‫- بیا، بیا تو.‬

1493
01:45:02,049 --> 01:45:04,145
‫راستش رو بخوای‬
‫خیلی گرسنه‌ام بود.‬

1494
01:45:06,002 --> 01:45:07,613
‫خیلی هم دلتنگش بودم.‬

1495
01:45:12,573 --> 01:45:14,113
‫نوش جان.‬

1496
01:45:25,874 --> 01:45:27,168
‫دستت درد نکنه.‬

1497
01:45:28,068 --> 01:45:29,695
‫سنبله؟‬

1498
01:45:31,631 --> 01:45:33,155
‫سنبله.‬

1499
01:45:34,813 --> 01:45:36,202
‫چرا خشک شده؟‬

1500
01:45:37,851 --> 01:45:42,431
‫من با عجله غذا رو حاضر کردم،‬
‫ندیدمش، ببخشید.‬

1501
01:45:42,755 --> 01:45:47,576
‫- برات یه تازه‌اش رو می‌گرفتم.‬
‫- ولش کن الان، لازم نیست.‬

1502
01:45:54,972 --> 01:45:58,337
‫- خدایی هنوز دست‌پختت عالیه.‬
‫- یعنی چاق شدم؟‬

1503
01:46:00,599 --> 01:46:03,607
‫نه اونطوری نه، منظورم لبنیه...‬

1504
01:46:05,468 --> 01:46:07,175
‫.. هنوز از مال مادرم هم خوشمزه‌تره.‬

1505
01:46:11,571 --> 01:46:13,008
‫نوش جان.‬

1506
01:46:15,016 --> 01:46:17,230
‫- ییلدیز.‬
‫- بله؟‬

1507
01:46:22,277 --> 01:46:24,602
‫درباره‌ی موضوع دیروز صبح توافق کردیم، مگه نه؟‬

1508
01:46:25,033 --> 01:46:27,279
‫- کدوم موضوع؟‬
‫- فداکاری.‬

1509
01:46:29,077 --> 01:46:33,331
‫ببین، دیگه ییلدیریم هم نیست،‬
‫دیگه باید فقط برای خودت زندگی کنی.‬

1510
01:46:36,008 --> 01:46:37,461
‫باشه؟‬

1511
01:46:39,485 --> 01:46:41,659
‫- البته.‬
‫- ییلدیز...‬

1512
01:46:42,530 --> 01:46:45,332
‫باشه، البته که توافق کردیم.‬

1513
01:46:47,064 --> 01:46:49,850
‫- یه موضوع دیگه هم هست.‬
‫- چی شده؟‬

1514
01:46:51,961 --> 01:46:55,373
‫- رد انگشتم روی سینه‌ات.‬
‫- مگه چی شده؟‬

1515
01:46:56,734 --> 01:47:00,488
‫بهم گفتی پاکش کردی، ولی نکردی.‬

1516
01:47:05,020 --> 01:47:06,416
‫من اون رو...‬

1517
01:47:07,393 --> 01:47:09,408
‫.. اون روز، وقتی داشتم میومدم اونجا‬
‫با آرایش پوشوندمش.‬

1518
01:47:09,649 --> 01:47:11,567
‫- پس با آرایش پوشوندیش؟‬
‫- آره.‬

1519
01:47:12,612 --> 01:47:16,810
‫ولی خب، بعضی ردها‬
‫هرچقدر هم تلاش کنی...‬

1520
01:47:17,867 --> 01:47:19,264
‫.. پاک نمی‌شن.‬

1521
01:47:24,144 --> 01:47:25,771
‫تو چرا اینقدر گرفته‌ای؟‬

1522
01:47:26,906 --> 01:47:29,382
‫نه، چیزی نیست،‬
‫یکم بی‌حالم، همین.‬

1523
01:47:29,623 --> 01:47:31,521
‫- کسی چیزی بهت گفته؟‬
‫- بیا تو غذات رو بخور.‬

1524
01:47:31,762 --> 01:47:34,506
‫- کسی کاری باهات کرده؟‬
‫- نه، اصلاً.‬

1525
01:47:34,747 --> 01:47:37,928
‫- اگه چیزی هست بهم بگو.‬
‫- نه، من فقط...‬

1526
01:47:38,213 --> 01:47:40,808
‫.. انگار بدنم کوفته‌ست،‬
‫زمستون اورفا من رو اینطوری...‬

1527
01:47:44,673 --> 01:47:46,117
‫.. زده.‬

1528
01:47:50,490 --> 01:47:52,077
‫تب هم که نداری.‬

1529
01:48:04,569 --> 01:48:06,561
‫- بفرمایین آقا.‬
‫- یوسف، نزدیک شدی؟‬

1530
01:48:06,802 --> 01:48:10,086
‫دارم می‌رسم آقا، پاکت رو از دکتر تانر گرفتم...‬
‫همون نتایجی که می‌خواستی اومده.‬

1531
01:48:10,927 --> 01:48:14,231
‫- خوبه.‬

1532
01:48:16,182 --> 01:48:19,809
‫الان یه لیست دارو برات می‌فرستم،‬
‫قبل از اومدن برو داروخونه...‬

1533
01:48:20,307 --> 01:48:23,251
‫- .. اونا رو بگیر و بذار تو اتاق ییلدیز.‬
‫- چشم آقا.‬

1534
01:48:28,999 --> 01:48:30,864
‫اصلاً لازم نبود زحمت بکشی.‬

1535
01:48:31,575 --> 01:48:35,122
‫نمی‌شه که، مریضیه، شوخی‌بردار نیست.‬

1536
01:48:37,862 --> 01:48:39,926
‫چیزه، من...‬

1537
01:48:41,489 --> 01:48:44,799
‫- .. پس مزاحمت نشم، تو غذات رو بخور.‬
‫- مزاحمت چیه...‬

1538
01:48:46,571 --> 01:48:49,571
‫«بیا ای دل که جگرم خون شد»‬

1539
01:48:50,238 --> 01:48:51,921
‫.. تو فقط می‌تونی من رو کامل کنی.‬

1540
01:48:59,100 --> 01:49:02,449
‫«نفسش در راه عشق»‬

1541
01:49:03,328 --> 01:49:05,011
‫اون طاقت انتظار نداره، من دیگه برم.‬

1542
01:49:13,090 --> 01:49:18,773
‫«دلت تو چشمات پنهون مونده»‬

1543
01:49:24,940 --> 01:49:29,186
‫«دنبالت می‌گردن و پیدات نمی‌کنن»‬

1544
01:49:29,427 --> 01:49:31,160
‫خداحافظ ای نیمه‌ی روحم.‬

1545
01:49:34,900 --> 01:49:39,027
‫«منو تو گرداب این عشق...»‬

1546
01:49:39,710 --> 01:49:41,424
‫خداحافظ.‬

1547
01:49:56,464 --> 01:49:59,257
‫- ردیفش کردی؟‬
‫- آره، ردیف شد.‬

1548
01:50:00,018 --> 01:50:02,597
‫یه نفر پشت عمارت منتظر می‌مونه.‬

1549
01:50:02,838 --> 01:50:06,200
‫وقتی ییلدیز اومد بیرون، سوارش می‌کنه و‬
‫سریع می‌بردش فرودگاه.‬

1550
01:50:06,747 --> 01:50:09,834
‫تا وقتی ییلدیز سوار هواپیما بشه هم‬
‫از کنارش جُم نمی‌خوره.‬

1551
01:50:10,075 --> 01:50:11,588
‫بلیط هواپیما رو هم دادم به ییلدیز.‬

1552
01:50:11,829 --> 01:50:13,296
‫یه گوشی نو و یه سیم‌کارت هم همینطور.‬

1553
01:50:13,537 --> 01:50:16,090
‫سرهات اگه بخواد هم نمی‌تونه به ییلدیز دسترسی پیدا کنه.‬

1554
01:50:16,360 --> 01:50:18,312
‫آفرین، خیلی کار خوبی کردی.‬

1555
01:50:18,851 --> 01:50:21,883
‫اینکه کار خوبی کردم یا بد رو‬
‫امروز می‌فهمیم.‬

1556
01:50:22,239 --> 01:50:25,478
‫اما اگه سرهات دنبال ییلدیز‬
‫پاشه بره استانبول...‬

1557
01:50:25,719 --> 01:50:27,057
‫سر سرهات شلوغه.‬

1558
01:50:28,200 --> 01:50:30,493
‫حتی متوجه رفتن ییلدیز هم نمی‌شه.‬

1559
01:50:30,811 --> 01:50:33,446
‫اصلاً از کجا می‌خواد بفهمه‬
‫که ییلدیز رفته استانبول؟‬

1560
01:50:34,868 --> 01:50:38,289
‫این قضیه امروز همینجا تموم شد دخترم،‬
‫اصلاً نگران نباش.‬

1561
01:51:14,905 --> 01:51:16,825
‫این تور رو بردار،‬
‫بیا رو در رو حرف بزنیم.‬

1562
01:51:17,066 --> 01:51:18,216
‫قبل شب زفاف نمی‌شه.‬

1563
01:51:18,456 --> 01:51:20,024
‫شب زفافی در کار نیست ییلدیز.‬

1564
01:51:20,604 --> 01:51:22,429
‫این تور رو بردار.‬

1565
01:51:30,215 --> 01:51:32,167
‫امروز زن تو می‌شم.‬

1566
01:51:33,556 --> 01:51:37,500
‫و مطمئن باش با اومدن من،‬
‫زندگی تو هم خیلی عوض می‌شه.‬

1567
01:51:44,278 --> 01:51:45,960
‫من اگه برم هم...‬

1568
01:51:48,254 --> 01:51:50,841
‫.. رد پات رو تو قلبم نگه می‌دارم، سرهات خان.‬

1569
01:51:52,269 --> 01:51:53,713
‫نگهش می‌دارم.‬

1570
01:52:05,539 --> 01:52:07,618
‫اما اینو به اون مدیونم.‬

1571
01:52:09,610 --> 01:52:11,562
‫پس نگو اینطوریه.‬

1572
01:52:13,277 --> 01:52:16,848
‫وقتی مجبور می‌شی انتخاب کنی...‬

1573
01:52:17,975 --> 01:52:19,658
‫.. نه اونی که دوسش داری رو...‬

1574
01:52:22,967 --> 01:52:25,586
‫.. بلکه باید خواهرت رو انتخاب کنی.‬

1575
01:52:43,635 --> 01:52:45,791
‫وقتش رسید، دم در پشتی عمارت...‬

1576
01:52:46,032 --> 01:52:48,133
‫.. یه ماشین منتظرته تا‬
‫ببردت فرودگاه.‬

1577
01:52:48,374 --> 01:52:50,184
‫می‌تونی از عمارت بری، خداحافظ.‬

1578
01:53:37,659 --> 01:53:40,302
‫- نوش جان.‬
‫- سلامت باشی دخترم.‬

1579
01:53:41,979 --> 01:53:45,447
‫ندا کجاست؟ از صبح ندیدمش.‬

1580
01:53:45,980 --> 01:53:49,234
‫- حالش گرفته‌ست آقا، تو اتاقشه.‬
‫- خیر باشه؟‬

1581
01:53:55,406 --> 01:53:57,342
‫باز چیکار کردی با این دختر، مریم؟‬

1582
01:53:57,993 --> 01:54:00,596
‫من مگه چیکارش دارم آخه، ای بابا!‬

1583
01:54:01,676 --> 01:54:05,638
‫آسیه، تو هم برو تو آشپزخونه،‬
‫قهوه رو که گذاشتی دیگه.‬

1584
01:54:05,958 --> 01:54:09,418
‫به جای زبون ریختن،‬
‫واسه نوه‌هام میوه آماده کن، یالا!‬

1585
01:54:09,688 --> 01:54:12,806
‫- چیزی نگفتم که، باشه.‬
‫- آسیه...‬

1586
01:54:37,517 --> 01:54:38,610
‫ببین و تماشا کن.‬

1587
01:54:40,016 --> 01:54:44,443
‫نه این لباس عروس و نه آرزوهام،‬
‫اینجا اینطوری حروم نمی‌شن.‬

1588
01:54:46,383 --> 01:54:48,550
‫من اول به عنوان عروس می‌رم تو اون خونه...‬

1589
01:54:50,377 --> 01:54:53,683
‫.. بعدش با سرهات می‌ریم استانبول‬
‫و درس دانشگاه رو می‌خونم.‬

1590
01:54:53,970 --> 01:54:55,057
‫ببین و تماشا کن.‬

1591
01:54:57,750 --> 01:55:00,003
‫ببین، ورد زبون همه می‌شه.‬

1592
01:55:00,357 --> 01:55:03,950
‫می‌گن از وقتی اورفا، اورفا بوده،‬
‫همچین عروسی به خودش ندیده.‬

1593
01:55:04,903 --> 01:55:06,990
‫می‌بینی، همه‌اش اتفاق میفته.‬

1594
01:55:09,017 --> 01:55:10,283
‫می‌شه.‬

1595
01:55:12,370 --> 01:55:13,957
‫همه‌اش درست می‌شه.‬

1596
01:55:55,043 --> 01:55:56,130
‫ییلدیز.‬

1597
01:55:59,290 --> 01:56:00,817
‫هیچ‌جا نمی‌ری.‬

1598
01:56:35,810 --> 01:56:38,783
‫می‌خواستی با سرهات بری استانبول،‬
‫آره ییلدیز؟‬

1599
01:56:39,513 --> 01:56:43,663
‫مگه کِی تو چشمام به جای اشک،‬
‫شادی بوده که حالا باشه؟‬

1600
01:57:00,083 --> 01:57:02,730
‫باید بریم فرودگاه،‬
‫سلطان خانم اینطوری گفت.‬

1601
01:57:03,310 --> 01:57:04,350
‫درسته.‬

1602
01:57:10,083 --> 01:57:12,677
‫زود باش سریع به ضیان خان خبر بده.‬
‫همین الان زنگ بزن.‬

1603
01:57:20,590 --> 01:57:21,602
‫بله.‬

1604
01:57:21,843 --> 01:57:23,570
‫آقا، ییلدیز از عمارت زد بیرون.‬

1605
01:57:25,783 --> 01:57:29,010
‫- تنهاست؟‬
‫- آره. از یلدوران‌ها کسی همراهش نیست.‬

1606
01:57:29,397 --> 01:57:30,597
‫چیکار کنیم آقا؟‬

1607
01:57:37,770 --> 01:57:39,117
‫هر کاری لازمه بکن.‬

1608
01:57:39,877 --> 01:57:42,763
‫- زیاد سر و صدا راه نندازین.‬
‫- اطاعت آقا.‬

1609
01:57:59,357 --> 01:58:01,236
‫خیر باشه ضیان خان؟‬

1610
01:58:01,790 --> 01:58:05,697
‫چی گفتی که اینقدر حالت گرفته شد؟‬

1611
01:58:10,750 --> 01:58:12,557
‫به زودی خبرش به گوشت می‌رسه.‬

1612
01:58:25,917 --> 01:58:27,317
‫بیا تو.‬

1613
01:58:28,023 --> 01:58:29,789
‫آقا؟‬

1614
01:58:30,863 --> 01:58:33,830
‫- بیا تو یوسف.‬
‫- اینم نتیجه‌ی تستی که می‌خواستین.‬

1615
01:58:43,043 --> 01:58:46,837
‫دنبال ییلدیز گشتم، تو اتاقش نبود.‬
‫نتونستم داروها رو بهش بدم.‬

1616
01:58:47,463 --> 01:58:49,955
‫نه، مهم نیست. بده به من،‬
‫خودم بعداً بهش می‌دم.‬

1617
01:58:50,196 --> 01:58:51,275
‫باشه آقا.‬

1618
01:58:54,703 --> 01:58:55,890
‫خسته نباشین آقا.‬

1619
01:59:20,000 --> 01:59:28,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

1620
01:59:47,477 --> 01:59:48,890
‫بیا تو.‬

1621
01:59:53,417 --> 01:59:56,703
‫سرهات پسرم، واست قهوه درست کردم.‬
‫بیا، نوش جان.‬

1622
01:59:58,963 --> 02:00:01,223
‫آبجی گلزار، ییلدیز رو ندیدی؟‬

1623
02:00:01,464 --> 02:00:02,803
‫نه، ندیدم.‬

1624
02:00:04,470 --> 02:00:07,670
‫مگه با یه کاسه سوپ می‌شه آخه؟‬

1625
02:00:07,911 --> 02:00:10,423
‫تو از صبح تا شب داری‬
‫واسه ما دوندگی می‌کنی.‬

1626
02:00:10,750 --> 02:00:12,543
‫بذار واست غذا بیارم.‬

1627
02:00:12,784 --> 02:00:14,210
‫کوفته‌ی لِک‌لِکی مشتی درست کردم.‬

1628
02:00:14,451 --> 02:00:16,903
‫نه آبجی گلزار، اصلاً به زحمت نیفت.‬
‫من برم یه سر به ییلدیز بزنم.‬

1629
02:00:17,144 --> 02:00:18,383
‫- باشه.‬
‫- یه کاریش می‌کنیم.‬

1630
02:00:18,624 --> 02:00:20,457
‫این رو کی گذاشته اینجا پسرم؟‬

1631
02:00:21,837 --> 02:00:24,223
‫- مگه چیه؟‬
‫- خب...‬

1632
02:00:25,177 --> 02:00:26,957
‫.. تو مگه معنی این رو نمی‌دونی؟‬

1633
02:00:27,210 --> 02:00:30,437
‫- معنیش چی بوده؟‬
‫- قدیما، یعنی تو روستا...‬

1634
02:00:30,810 --> 02:00:33,910
‫.. عاشقا به همدیگه اینطوری‬
‫سنبل خشک‌شده می‌دادن.‬

1635
02:00:34,997 --> 02:00:39,156
‫یعنی وقتی خیلی عاشق می‌شدن و به هم نمی‌رسیدن...‬

1636
02:00:39,563 --> 02:00:41,077
‫.. زبونشون نمی‌چرخید که بگن.‬

1637
02:00:41,318 --> 02:00:45,283
‫یه شاخه سنبل خشک‌شده‬
‫به همدیگه می‌دادن.‬

1638
02:00:45,817 --> 02:00:47,843
‫یعنی «دارم باهات خداحافظی می‌کنم اما...‬

1639
02:00:48,263 --> 02:00:50,797
‫.. دلم پیش توئه.» همچین معنایی داشت.‬

1640
02:00:52,010 --> 02:00:53,056
‫سنبل؟‬

1641
02:00:54,797 --> 02:00:55,960
‫سنبل.‬

1642
02:00:56,547 --> 02:00:57,960
‫این که خشک شده.‬

1643
02:00:59,613 --> 02:01:01,440
‫من با عجله غذا رو آماده...‬

1644
02:01:02,106 --> 02:01:04,320
‫.. کردم، ندیدم ببخشید.‬

1645
02:01:04,560 --> 02:01:06,000
‫برات تازه‌اش رو می‌خریدم.‬

1646
02:01:06,580 --> 02:01:07,760
‫بی‌خیال این حرفا.‬

1647
02:01:08,273 --> 02:01:09,320
‫لازم نیست.‬

1648
02:01:11,873 --> 02:01:13,640
‫یاد قدیما بخیر.‬

1649
02:01:44,843 --> 02:01:47,970
‫آخ ییلدیز! آخ ییلدیز!‬

1650
02:01:53,964 --> 02:01:55,280
‫چرا زل زدی به دیوار؟‬

1651
02:01:57,093 --> 02:01:58,520
‫بگو یه چایی بیارن بخوریم، زود باش.‬

1652
02:02:00,406 --> 02:02:03,240
‫برو اونجا اون همه زن هست،‬
‫بگو یکیشون برات چای بیاره.‬

1653
02:02:04,907 --> 02:02:07,600
‫پسر تو واقعاً یه هیولای کینه‌ای هستی.‬

1654
02:02:07,980 --> 02:02:10,160
‫پسر ما با هم چه ماجراهایی که نداشتیم.‬

1655
02:02:10,440 --> 02:02:12,920
‫یه وقتایی ژاندارم بودیم و‬
‫با هم پوتین بستیم.‬

1656
02:02:13,160 --> 02:02:15,720
‫یه وقتایی برق‌کار بودیم و ولتاژ تنظیم کردیم.‬

1657
02:02:15,993 --> 02:02:19,120
‫پسر، عاکف و یوسف...‬

1658
02:02:19,920 --> 02:02:21,040
‫.. اصلاً وجود ندارن؟‬

1659
02:02:21,446 --> 02:02:23,280
‫- هنوزم؟‬
‫- آره والله هنوزم.‬

1660
02:02:23,826 --> 02:02:25,120
‫واقعاً که.‬

1661
02:02:25,820 --> 02:02:27,120
‫واقعاً برات متأسفم.‬

1662
02:02:38,379 --> 02:02:40,530
‫سرهات،‬
‫من دارم می‌رم استانبول.‬

1663
02:02:40,913 --> 02:02:43,440
‫نمی‌خوام ملک به‌خاطر من‬
‫بیشتر از این غصه بخوره.‬

1664
02:02:43,680 --> 02:02:45,240
‫تو هم التماست می‌کنم دست از سرم بردار.‬

1665
02:02:45,673 --> 02:02:48,280
‫دیگه تو به راه خودت، منم به راه خودم.‬

1666
02:02:48,913 --> 02:02:50,960
‫هواشو داشته باش، اینجا ازش محافظت کن.‬

1667
02:02:51,533 --> 02:02:54,120
‫اما به محض اینکه از این عمارت پاشو بذاره بیرون...‬

1668
02:02:55,635 --> 02:02:57,110
‫.. کاری که لازمه رو انجام می‌دم.‬

1669
02:02:58,723 --> 02:03:02,080
‫اینم قول ضیان خان باشه.‬

1670
02:03:10,695 --> 02:03:12,240
‫یوسف! آماده شو.‬

1671
02:03:12,832 --> 02:03:15,040
‫- ماشین رو حاضر کنم آقا؟‬
‫- ماشین رو حاضر کن.‬

1672
02:03:15,367 --> 02:03:16,800
‫داداش، منم بیام؟‬

1673
02:03:18,167 --> 02:03:19,640
‫حتی جواب هم نمی‌ده.‬

1674
02:03:20,267 --> 02:03:22,480
‫- حتی جواب هم نمی‌ده.‬
‫- بیام داداش؟‬

1675
02:03:22,720 --> 02:03:25,625
‫- تو اصلاً خدا رو می‌شناسی؟‬
‫- مثل رعیت برم اجاره‌ها رو جمع کنم داداش؟‬

1676
02:03:25,866 --> 02:03:28,906
‫- بمیرم داداش؟ داداش، داداش، داداش.‬
‫- ای بابا!‬

1677
02:03:29,553 --> 02:03:30,770
‫زهره‌ترکم کردی!‬

1678
02:03:31,010 --> 02:03:32,960
‫کاش عقلی داشتی که بخواد بپره.‬

1679
02:03:33,420 --> 02:03:35,280
‫من اینجا منتظرم که‬
‫تو آقا بشی.‬

1680
02:03:35,520 --> 02:03:38,680
‫- تو نوکر و چاکر سرهات شدی، خبریه؟‬
‫- حرف مفت نزن.‬

1681
02:03:38,920 --> 02:03:42,017
‫- همه‌اش واسه اینه که اعتمادشو جلب کنم.‬
‫- جلب کن، جلب کن حتماً.‬

1682
02:03:42,257 --> 02:03:45,000
‫اعتماد سرهات رو جلب کن.‬
‫هوای برادرت رو داشته باش.‬

1683
02:03:45,240 --> 02:03:47,520
‫برادرزاده هم که تو راهه. عاکف.‬

1684
02:03:47,760 --> 02:03:50,960
‫از این به بعد از تو فقط یه‬
‫عموی خوب درمیاد. چیز دیگه‌ای نمی‌شی.‬

1685
02:03:51,200 --> 02:03:53,440
‫- در جریان باش.‬
‫- تو که همه‌اش به فکر همه‌چی هستی.‬

1686
02:03:53,680 --> 02:03:55,760
‫- فقط تو همه‌چی رو می‌دونی.‬
‫- معلومه دیگه.‬

1687
02:03:56,120 --> 02:03:57,560
‫- چیزی نمونده نورگل.‬
‫- به چی؟‬

1688
02:03:57,800 --> 02:03:59,677
‫- به عمو شدنت؟‬
‫- به خان شدنم.‬

1689
02:03:59,917 --> 02:04:01,000
‫نورگل.‬

1690
02:04:01,873 --> 02:04:04,200
‫سرهات، ییلدیریم رو کشت.‬

1691
02:04:04,552 --> 02:04:06,152
‫دعوای خونی شروع شد.‬

1692
02:04:06,726 --> 02:04:10,280
‫حالا می‌خوان از سرهات انتقام بگیرن.‬

1693
02:04:10,987 --> 02:04:13,360
‫منم از این خون و خون‌ریزی خودمو می‌کشم بیرون و...‬

1694
02:04:13,773 --> 02:04:15,960
‫.. اون مقام خانی که حقمه رو به دست میارم.‬

1695
02:04:16,473 --> 02:04:19,520
‫صلح رو برقرار می‌کنم. فهمیدی؟‬

1696
02:04:20,346 --> 02:04:23,320
‫من مگه الکی‬
‫این‌همه وقت منتظر موندم نورگل؟‬

1697
02:04:23,560 --> 02:04:24,760
‫الکی؟‬

1698
02:04:25,467 --> 02:04:28,280
‫زمان من شروع شده.‬

1699
02:04:28,786 --> 02:04:31,120
‫یه بخشی از وجودم خیلی می‌خواد باورت کنه.‬

1700
02:04:31,559 --> 02:04:35,000
‫یه بخشی هم می‌گه‬
‫این بی‌عقل از پسش برنمیاد.‬

1701
02:04:35,866 --> 02:04:38,160
‫حالا ان‌شاءالله عاکف. بگذریم.‬

1702
02:04:38,752 --> 02:04:41,840
‫بشین تا برات یه چایی بیارم، بخور.‬
‫نه کاری داری، نه باری.‬

1703
02:04:42,080 --> 02:04:43,560
‫چایی بخور، خواب و خیال ببین.‬

1704
02:04:43,800 --> 02:04:45,920
‫مگه خواب دیدن پول می‌خواد؟ ببین.‬

1705
02:04:48,439 --> 02:04:49,960
‫غربت، واسه آقات یه چایی بیار.‬

1706
02:04:55,313 --> 02:04:56,640
‫حالا می‌بینین.

1707
02:04:58,133 --> 02:05:00,000
‫زمان من شروع شده.‬

1708
02:05:09,285 --> 02:05:11,190
‫یوسف، سریع باش، سریع، بدو، بدو.‬

1709
02:05:11,430 --> 02:05:13,769
‫نگران نباش آقا،‬
‫از راه میانبر می‌رم و...‬

1710
02:05:14,010 --> 02:05:15,796
‫.. قبل از اینکه برسه فرودگاه‬
‫ییلدیز رو می‌گیرم.‬

1711
02:05:16,037 --> 02:05:17,080
‫بدو پسرم.‬

1712
02:05:30,932 --> 02:05:32,400
‫گفتی بیام بابا.‬

1713
02:05:32,753 --> 02:05:35,520
‫گفتم بیای دخترم. بیا بشین، بیا.‬

1714
02:05:41,316 --> 02:05:43,080
‫واسه غذا هم که نمیای.‬

1715
02:05:43,579 --> 02:05:47,080
‫از بس گریه کردی چشمه‌ی اشکات خشک شده.‬

1716
02:05:47,853 --> 02:05:49,240
‫چی شده دخترم؟‬

1717
02:05:50,553 --> 02:05:54,360
‫- بگو ببینم، قضیه چیه؟‬
‫- نمی‌تونم بگم بابا.‬

1718
02:05:55,340 --> 02:05:56,960
‫اگه به من می‌گی بابا...‬

1719
02:05:58,160 --> 02:05:59,480
‫.. باید بگی.‬

1720
02:05:59,886 --> 02:06:03,280
‫بین پدر و فرزند نباید رازی باشه.‬

1721
02:06:04,193 --> 02:06:05,360
‫حالا تعریف کن.‬

1722
02:06:08,267 --> 02:06:09,360
‫ما...‬

1723
02:06:09,820 --> 02:06:11,880
‫.. من و آشیر از هم جدا شدیم بابا.‬

1724
02:06:14,413 --> 02:06:15,740
‫ای آشیر خیره‌سر!‬

1725
02:06:17,673 --> 02:06:19,880
‫آخرش منو قاتل بچه‌ام می‌کنه.‬

1726
02:06:20,946 --> 02:06:22,280
‫حالا تو تعریف کن ببینم.‬

1727
02:06:22,520 --> 02:06:24,720
‫چی شد که آشیر طلاقت داد؟‬

1728
02:06:24,960 --> 02:06:26,043
‫یعنی...‬

1729
02:06:26,799 --> 02:06:29,720
‫.. چی هست که من نمی‌دونم؟ بهم بگو تا...‬

1730
02:06:30,547 --> 02:06:33,280
‫.. منم بدونم،‬
‫سعی کنم حلش کنم، درستش کنم.‬

1731
02:06:33,747 --> 02:06:35,033
‫بگو.‬

1732
02:06:35,806 --> 02:06:37,680
‫بابا، مجبورم نکن بگم.‬

1733
02:06:38,106 --> 02:06:39,400
‫قربونت برم.‬

1734
02:06:40,633 --> 02:06:42,720
‫مگه چی هست که نمی‌تونی به من بگی؟‬

1735
02:06:50,095 --> 02:06:51,400
‫باشه پس.‬

1736
02:06:52,166 --> 02:06:53,720
‫تو هم بدون بابا.‬

1737
02:06:54,993 --> 02:06:56,440
‫هر چی می‌خواد بشه، بشه.‬

1738
02:06:57,780 --> 02:07:01,280
‫دیگه بعد از اینکه فهمیدی، منو از خونه بیرون می‌کنی؟‬

1739
02:07:01,979 --> 02:07:04,560
‫دیگه هر کاری کنی، رو جفت چشام...‬

1740
02:07:04,973 --> 02:07:06,440
‫.. قبول می‌کنم.‬

1741
02:07:11,232 --> 02:07:12,440
‫آشیر...‬

1742
02:07:13,919 --> 02:07:17,440
‫.. دل باخته به اون زن کاباره‌ای‬
‫که اومده بود تو حیاطمون.‬

1743
02:07:18,307 --> 02:07:19,760
‫گفت: «من دوسش دارم.‬

1744
02:07:20,553 --> 02:07:22,520
‫می‌خوام باهاش ازدواج کنم.‬

1745
02:07:23,093 --> 02:07:25,000
‫تو رو هم طلاق می‌دم.»‬

1746
02:07:25,700 --> 02:07:28,240
‫هر چی گفتم نتونستم راضیش کنم بابا.‬

1747
02:07:29,033 --> 02:07:31,200
‫آشیر دیگه از من رو برگردونده.‬

1748
02:07:32,819 --> 02:07:34,440
‫تو خودتو ناراحت نکن دخترم.‬

1749
02:07:35,540 --> 02:07:36,980
‫تا وقتی من زنده‌ام...‬

1750
02:07:37,680 --> 02:07:39,960
‫.. آشیر نمی‌تونه با اون زن ازدواج کنه.‬

1751
02:07:40,280 --> 02:07:42,960
‫اینم قول خان‬
‫به تو باشه.‬

1752
02:07:43,620 --> 02:07:45,000
‫غصه نخور.‬

1753
02:07:45,813 --> 02:07:49,600
‫من فقط یه دونه عروس دارم، اونم تویی.‬

1754
02:07:49,840 --> 02:07:51,207
‫- آشیر چه خبره؟‬
‫- بیا ببینم.‬

1755
02:07:51,447 --> 02:07:53,960
‫چرا اومدیم اینجا؟ حقیقتت چیه؟‬

1756
02:07:56,146 --> 02:07:57,800
‫حقیقت من تویی.‬

1757
02:07:58,833 --> 02:08:00,080
‫به خدا تویی.‬

1758
02:08:01,253 --> 02:08:03,270
‫یه لحظه نگاه کنین، همگی اینجا رو نگاه کنین.‬

1759
02:08:03,642 --> 02:08:05,292
‫می‌خوام یه چیزایی بگم.‬

1760
02:08:05,533 --> 02:08:08,280
‫هازار، یه چهارپایه‌ای چیزی بیار.‬

1761
02:08:08,520 --> 02:08:09,880
‫بیار ببینم. بیار.‬

1762
02:08:10,540 --> 02:08:12,760
‫دمت گرم. خیر ببینی.‬

1763
02:08:13,433 --> 02:08:14,720
‫خب، بسم‌الله.‬

1764
02:08:14,961 --> 02:08:16,800
‫- داری چیکار می‌کنی؟‬
‫- اون آقا آشیر نیست؟‬

1765
02:08:18,187 --> 02:08:20,157
‫همه منو می‌بینن؟ ردیفه؟‬

1766
02:08:20,397 --> 02:08:22,240
‫ها؟ خاله، منو می‌بینی؟‬

1767
02:08:22,713 --> 02:08:24,520
‫می‌بینی. خوبه. خوبه، حله.‬

1768
02:08:24,760 --> 02:08:27,080
‫- خیر باشه آقا؟‬
‫- خیره، خیره. خیره.‬

1769
02:08:27,320 --> 02:08:30,590
‫بیا اینجا ببینم.‬
‫بیا دیگه، بیا، بیا، بیا.‬

1770
02:08:31,440 --> 02:08:32,520
‫همه منو می‌بینن؟‬

1771
02:08:32,760 --> 02:08:35,720
‫- آره.‬
‫- ببینین، الان می‌خوام چند کلمه‌ای حرف بزنم.‬

1772
02:08:36,233 --> 02:08:38,000
‫ببینین، این اواخر...‬

1773
02:08:38,772 --> 02:08:40,000
‫.. یه سری...‬

1774
02:08:40,313 --> 02:08:41,810
‫.. شغال‌های ازخودراضی پیدا شدن.‬

1775
02:08:42,050 --> 02:08:43,280
‫- جل‌الخالق.‬
‫- اونجا چه خبره؟‬

1776
02:08:43,520 --> 02:08:46,333
‫- چه می‌دونم والا چی شده؟‬
‫- آقا آشیره. آقا آشیر!‬

1777
02:08:46,574 --> 02:08:47,875
‫- اجازه بده.‬
‫- نمی‌خوام به بزرگ‌ترهام...‬

1778
02:08:48,116 --> 02:08:49,500
‫.. بی‌احترامی کنم.‬

1779
02:08:49,786 --> 02:08:51,113
‫- حساب اونا جداست.‬
‫- آشیر؟‬

1780
02:08:51,413 --> 02:08:53,052
‫اما یه آدم‌هایی هستن.‬

1781
02:08:53,293 --> 02:08:54,600
‫خودشون می‌دونن با کی‌ام.‬

1782
02:08:55,913 --> 02:08:57,880
‫ببینین، اونا خیلی رو اعصاب منن.‬

1783
02:08:58,353 --> 02:09:00,440
‫اون دختره کنار تو چیکار می‌کنه؟‬

1784
02:09:00,833 --> 02:09:01,878
‫چه خبره؟‬

1785
02:09:02,119 --> 02:09:04,759
‫اگه فقط رو اعصاب من بودن مشکلی نبود.‬

1786
02:09:05,312 --> 02:09:07,317
‫دارن هجران خانم رو هم اذیت می‌کنن.‬

1787
02:09:07,583 --> 02:09:08,960
‫ببینین، اینو بدونین.‬

1788
02:09:09,706 --> 02:09:12,120
‫من الان اینجا‬
‫چند تا چیز بهتون می‌گم.‬

1789
02:09:12,379 --> 02:09:15,000
‫بذارین اینا دهن‌به‌دهن بچرخه.‬
‫مثلاً خاله، تو که شنیدی.‬

1790
02:09:15,240 --> 02:09:17,732
‫برو به اون یکی خاله بگو، اونم به اون یکی بگه.‬
‫همینطوری پخش بشه.‬

1791
02:09:17,973 --> 02:09:19,800
‫- داری چیکار می‌کنی؟‬
‫- چیزی نیست عزیزم. گوش کن.‬

1792
02:09:20,040 --> 02:09:21,680
‫صبر کن خوشگل من. صبر کن.‬

1793
02:09:22,200 --> 02:09:23,560
‫از این ساعت به بعد...‬

1794
02:09:24,193 --> 02:09:26,613
‫.. هر حرفی که پشت سر هجران خانم زده بشه رو...‬

1795
02:09:27,046 --> 02:09:28,840
‫.. قسم به خدا، توهین به خودم حساب می‌کنم.‬

1796
02:09:29,080 --> 02:09:30,720
‫به خدا به خودم می‌گیرم.‬

1797
02:09:30,960 --> 02:09:33,960
‫هر کی هم اون حرفو بزنه، به خدا پیداش می‌کنم و...‬

1798
02:09:34,280 --> 02:09:37,686
‫.. ببینین، زبونشو از حلقومش می‌کشم بیرون،‬
‫به پیر به پیغمبر این کار رو می‌کنم.‬

1799
02:09:37,927 --> 02:09:40,080
‫به خدا می‌کنم. فهمیدین؟‬

1800
02:09:40,953 --> 02:09:43,200
‫لابد می‌خواین بپرسین هجران خانم تو کیه؟‬

1801
02:09:44,052 --> 02:09:45,400
‫اونم می‌گم.‬

1802
02:09:47,913 --> 02:09:49,360
‫این دختر زیبا...‬

1803
02:09:51,046 --> 02:09:52,320
‫.. این چشم‌قشنگ...‬

1804
02:09:54,680 --> 02:09:56,640
‫.. همسر آینده‌ی منه.‬

1805
02:10:03,623 --> 02:10:05,000
‫چشم‌قشنگ من.‬

1806
02:10:06,000 --> 02:10:08,240
‫وای خاک بر سرم!‬

1807
02:10:13,793 --> 02:10:15,800
‫رسم ما اینطوری نیست که اول پیشنهاد بدیم.‬

1808
02:10:17,126 --> 02:10:18,880
‫ما یهو انگشترو می‌دیم.‬

1809
02:10:21,927 --> 02:10:23,819
‫هجران قبول می‌کنی دیگه، این‌همه خاطره با هم داریم...‬

1810
02:10:24,060 --> 02:10:25,580
‫.. حتماً قبول می‌کنی.‬

1811
02:10:26,120 --> 02:10:27,120
‫- قبول می‌کنم.‬
‫- قبول می‌کنی.‬

1812
02:10:27,360 --> 02:10:29,872
‫- آره.‬
‫- ای جان! دختر چرا گریه می‌کنی؟‬

1813
02:10:30,113 --> 02:10:31,640
‫صبر کن قربونت برم. صبر کن.‬

1814
02:10:33,106 --> 02:10:34,160
‫بیا اینجا.‬

1815
02:10:36,926 --> 02:10:38,280
‫خوب شد؟‬

1816
02:10:45,699 --> 02:10:47,640
‫ما رسم زانو زدن نداریم.‬

1817
02:10:48,953 --> 02:10:51,760
‫ما فقط جلوی خدا زانو می‌زنیم، چشم‌قشنگ من.‬

1818
02:10:53,020 --> 02:10:54,640
‫اما ببین، من عاشقتم.‬

1819
02:10:55,826 --> 02:10:58,960
‫عشقی دارم که می‌تونه تو رو از کل این دنیای بزرگ محافظت کنه.‬

1820
02:11:00,053 --> 02:11:02,680
‫اصلاً نگران نیستم. اصلاً.‬

1821
02:11:03,673 --> 02:11:07,040
‫اونقدر مطمئنم که منو از همه و همه‌چیز محافظت می‌کنی که...‬

1822
02:11:08,379 --> 02:11:10,400
‫در ضمن، نیازی نیست زانو بزنی.‬

1823
02:11:11,426 --> 02:11:14,280
‫ببین، رسماً کل اهالی رو به زانو درآوردی.‬

1824
02:11:14,693 --> 02:11:15,760
‫ای کله‌گنده.‬

1825
02:11:16,000 --> 02:11:17,760
‫خجالت نکشین، خجالت نکشین. یالا، یالا.‬

1826
02:11:19,680 --> 02:11:21,480
‫می‌خوان ازدواج کنن؟‬

1827
02:11:21,993 --> 02:11:23,080
‫یالا.‬

1828
02:11:23,419 --> 02:11:24,499
‫بیا ببینم.‬

1829
02:11:25,566 --> 02:11:26,800
‫خب، به خدا سپردمتون.‬

1830
02:11:27,153 --> 02:11:28,400
‫یالا یالا.‬

1831
02:12:05,735 --> 02:12:07,280
‫اون جلوتر نگه دار.‬

1832
02:12:07,520 --> 02:12:09,680
‫سلطان خانم گفت که می‌ریم فرودگاه.‬

1833
02:12:10,033 --> 02:12:13,200
‫باشه، چیزی نیست. فقط دو دقیقه نگه دار.‬

1834
02:12:15,476 --> 02:12:17,320
‫ببین، اون جلو سمت چپ.‬

1835
02:12:19,240 --> 02:12:20,960
‫همینجا نگه دار، نگه دار، نگه دار.‬

1836
02:12:21,667 --> 02:12:22,840
‫نگه دار، نگه دار، نگه دار.‬

1837
02:13:10,354 --> 02:13:13,600
‫دومین روز شاد زندگیم، روز ازدواجم با سرهات می‌شه.‬

1838
02:13:17,639 --> 02:13:21,080
‫دیگه منم مثل شوهرم، سرهات یلدوران، درس می‌خونم.‬

1839
02:13:21,387 --> 02:13:23,080
‫می‌رم دانشگاه.‬

1840
02:13:29,239 --> 02:13:31,240
‫تو تا امروز...‬

1841
02:13:31,633 --> 02:13:33,600
‫.. هر چی خواستم بهم دادی.‬

1842
02:13:35,246 --> 02:13:36,280
‫اما این...‬

1843
02:13:39,240 --> 02:13:41,600
‫.. واسه مردی بود که ندیده عاشقش شده بودم.‬

1844
02:13:48,250 --> 02:13:51,277
‫«دل سوخت»‬

1845
02:13:52,164 --> 02:13:57,160
‫حالا این آرزوم رو واسه مردی که می‌شناسم و عاشقشم، اینجا آویزون می‌کنم.‬

1846
02:13:59,660 --> 02:14:03,800
‫بذار این آخرین آرزوم قبل ترک اورفا باشه.‬

1847
02:14:10,254 --> 02:14:11,560
‫خداحافظ.‬

1848
02:14:28,000 --> 02:14:36,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

1849
02:14:53,163 --> 02:14:54,537
‫بریم.‬

1850
02:14:57,633 --> 02:14:59,247
‫یوسف.‬

1851
02:14:59,726 --> 02:15:02,040
‫- گاز بده یوسف، گاز بده! 
‫- دارم گاز می‌دم آقا.

1852
02:15:04,943 --> 02:15:06,050
‫تندتر.‬

1853
02:15:06,477 --> 02:15:09,365
‫داری چیکار می‌کنی؟ چیکار می‌کنی؟ ولم کن برو کنار.‬

1854
02:15:09,606 --> 02:15:11,080
‫- دستور ضیان خانه. 
‫- ضیان؟

1855
02:15:11,320 --> 02:15:14,085
‫یعنی آشر کورداعلی خبر داره؟ ولم کن!‬

1856
02:15:14,325 --> 02:15:17,999
‫گفتم ولم کن، ولم کن! نمیام، ولم کن!‬

1857
02:15:18,353 --> 02:15:20,240
‫ولم کن! ولم کن، نمیام!‬

1858
02:15:20,480 --> 02:15:23,760
‫ولم کن، نمی‌رم. ولم کن! ولم کن!‬

1859
02:15:24,000 --> 02:15:27,280
‫ولم کنین، سوار نمی‌شم! سوار نمی‌شم!‬

1860
02:16:03,806 --> 02:16:05,040
‫یوسف، زنده‌ست؟‬

1861
02:16:05,879 --> 02:16:07,080
‫مُرده آقا.‬

1862
02:16:09,412 --> 02:16:12,039
‫اگه دستتون به یه تار موی ییلدیز بخوره، همینجا چالتون می‌کنم.‬

1863
02:16:15,086 --> 02:16:16,960
‫مگه بهت نگفتم بیرون نیا؟‬

1864
02:16:19,933 --> 02:16:23,000
‫کجایی ییلدیز؟ کجایی، کجایی؟‬

1865
02:16:25,046 --> 02:16:26,919
‫من زندگی رو خیلی دوست دارم.‬

1866
02:16:27,160 --> 02:16:29,843
‫اما نگران نباش. فراموشت نمی‌کنیم.‬

1867
02:16:30,337 --> 02:16:31,920
‫- یوسف! 
‫- بله آقا.

1868
02:16:32,479 --> 02:16:35,079
‫باشه، دیگه کافیه. به کسی چیزی نمی‌گه.‬

1869
02:16:38,859 --> 02:16:41,046
‫هاجیک!‬

1870
02:16:45,438 --> 02:16:46,800
‫- آقا؟ 
‫- چیه؟

1871
02:16:47,560 --> 02:16:49,040
‫اون جلوتر یه پرتگاه هست.‬

1872
02:16:49,466 --> 02:16:52,000
‫- ممکنه برده باشنش اونجا. 
‫- بدو.

1873
02:17:21,270 --> 02:17:24,800
‫ولم کن پیاده نمی‌شم. ولم کن، نکش. نکش! ولم کن!‬

1874
02:17:25,266 --> 02:17:28,590
‫ولم کن! ولم کن نمی‌رم! نمی‌رم، ولم کن!‬

1875
02:17:28,830 --> 02:17:31,320
‫ولم کن! ولم کنین! ولم کن!‬

1876
02:17:31,560 --> 02:17:33,480
‫ولم کن! ولم کن! ولم کن!‬

1877
02:17:33,720 --> 02:17:35,972
‫- ولم کن! 
‫- بی‌خودی تلاش نکن آبجی.

1878
02:17:36,213 --> 02:17:38,800
‫به خدا اگه این کار رو نکنیم ضیان خان ما رو می‌کشه. ببخشید.‬

1879
02:17:39,040 --> 02:17:40,520
‫می‌گم ولم کن، ولم کن!‬

1880
02:17:50,585 --> 02:17:52,680
‫بدون خجالت منو آوردین اینجا، آره؟‬

1881
02:17:53,440 --> 02:17:56,840
‫شما اصلاً وجدان ندارین؟ اصلاً رحم ندارین؟‬

1882
02:17:58,033 --> 02:17:59,160
‫اینطوری نگو آبجی.‬

1883
02:17:59,893 --> 02:18:01,320
‫اینطوری نگم، آره؟‬

1884
02:18:03,640 --> 02:18:04,760
‫اینطوری نگو.‬

1885
02:18:05,086 --> 02:18:09,219
‫- ما هم مأموریم و معذور. 
‫- مأمور و معذور؟ ریدم به دستورِ همه‌تون!

1886
02:18:09,460 --> 02:18:11,792
‫هم به قانونتون، هم به رسم و رسومتون!‬

1887
02:18:12,033 --> 02:18:14,360
‫آبجی، اگه انجام ندیم ضیان خان زنده‌مون نمی‌ذاره.‬

1888
02:18:14,600 --> 02:18:17,880
‫چون ضیان خان زنده‌تون نمی‌ذاره، می‌خوای بزنی به مغز من و...‬

1889
02:18:18,120 --> 02:18:19,520
‫.. از اینجا پرتم کنی پایین؟‬

1890
02:18:19,760 --> 02:18:21,520
‫تو رو خدا مجبورمون نکن.‬

1891
02:18:32,165 --> 02:18:33,680
‫داداش من...‬

1892
02:18:36,486 --> 02:18:39,120
‫.. جون منو به تو سپرد.‬

1893
02:18:41,380 --> 02:18:42,880
‫من خیلی کوچیک بودم.‬

1894
02:18:43,820 --> 02:18:46,240
‫واسه همینه که نمی‌تونی تو صورتم نگاه کنی.‬

1895
02:18:46,853 --> 02:18:48,698
‫- تو، سیدار. 
‫- اینطوری نگو آبجی.

1896
02:18:48,939 --> 02:18:51,720
‫چی رو نگو؟ مگه ما با هم سر یه سفره ننشستیم؟‬

1897
02:18:51,960 --> 02:18:53,440
‫مگه از یه جا غذا نخوردیم؟‬

1898
02:18:53,680 --> 02:18:55,720
‫- نکن آبجی. 
‫- مردونگی اینه؟

1899
02:18:56,513 --> 02:18:58,120
‫آدمیت اینه؟‬

1900
02:18:58,932 --> 02:19:02,440
‫ریدم به رسم و رسوم و قانون همه‌تون!‬

1901
02:19:04,130 --> 02:19:08,080
‫اما آدم تا تقاص کاری که کرده رو پس نده، نمی‌میره.‬

1902
02:19:10,099 --> 02:19:12,720
‫تو ازدواج می‌کنی، تو هم زن می‌گیری.‬

1903
02:19:13,987 --> 02:19:17,347
‫ایشالا بچه‌ت دختر بشه تا بفهمی.‬

1904
02:19:21,803 --> 02:19:23,030
‫نزدیک نیا.‬

1905
02:19:26,191 --> 02:19:27,880
‫اصلاً بهم دست نزن.‬

1906
02:19:28,290 --> 02:19:30,697
‫تورت رو بکش رو صورتت،‬
‫نمی‌تونم تو چشمات نگاه کنم.‬

1907
02:19:45,971 --> 02:19:47,760
‫کجا شروع شد...‬

1908
02:19:52,199 --> 02:19:54,520
‫.. کجا داره تموم می‌شه ییلدیز.‬

1909
02:20:19,385 --> 02:20:21,439
‫هر کاری می‌خواین بکنین.‬

1910
02:20:38,699 --> 02:20:39,876
‫خدای من.‬

1911
02:20:40,693 --> 02:20:42,040
‫خدایا خودت ما رو ببخش.‬

1912
02:20:59,083 --> 02:21:01,390
‫هیس.‬

1913
02:21:02,571 --> 02:21:04,160
‫ییلدیز.‬

1914
02:21:12,460 --> 02:21:13,520
‫رسیدم.‬

1915
02:21:14,043 --> 02:21:15,517
‫رسیدم، رسیدم.‬

1916
02:21:17,752 --> 02:21:19,080
‫تمومه، رسیدم.‬

1917
02:21:24,791 --> 02:21:26,680
‫خوبی دیگه، نه؟ کاری باهات نکردن؟‬

1918
02:21:30,913 --> 02:21:33,320
‫یالا بریم. یالا از اینجا بریم، راه بیفت.‬

1919
02:21:35,113 --> 02:21:37,153
‫ییلدیز! ییلدیز اصلاً فکرشم نکن!‬

1920
02:21:37,660 --> 02:21:39,040
‫- نکن.‬
‫- همونجا وایسا.‬

1921
02:21:40,646 --> 02:21:42,520
‫وایسا دیگه، بسه. وایسا.‬

1922
02:21:43,486 --> 02:21:46,400
‫وایسا، به آخر خط رسیدیم سرهات خان.‬

1923
02:21:47,980 --> 02:21:49,920
‫دیگه راهمون از هم جدا می‌شه.‬

1924
02:21:50,753 --> 02:21:51,960
‫ییلدیز بریم.‬

1925
02:21:53,039 --> 02:21:54,320
‫تا همینجا بود.‬

1926
02:21:55,607 --> 02:21:57,280
‫اجازه نمی‌دم ییلدیز، یالا!‬

1927
02:21:57,606 --> 02:21:59,560
‫بیا، یالا! بیا!‬

1928
02:22:15,757 --> 02:22:18,160
‫اونقدرها هم مطمئن نباش سرهات خان.‬

1929
02:22:18,400 --> 02:22:20,680
‫اونقدرها هم مطمئن نباش سرهات خان.‬

1930
02:22:23,439 --> 02:22:24,960
‫ببین به چه روزی افتادیم!‬

1931
02:22:30,499 --> 02:22:33,040
‫الان دو تا راه جلو پامونه.‬

1932
02:22:39,226 --> 02:22:40,560
‫یا می‌میرم...‬

1933
02:22:41,243 --> 02:22:42,390
‫ییلدیز!‬

1934
02:22:43,545 --> 02:22:44,960
‫.. یا می‌رم.

1935
02:22:49,652 --> 02:22:51,040
‫نمی‌شه.‬

1936
02:22:58,222 --> 02:22:59,800
‫نذاشتی بمیرم.‬

1937
02:23:04,066 --> 02:23:06,400
‫- لااقل بذار برم.
‫- نمی‌شه.

1938
02:23:06,640 --> 02:23:08,800
‫- می‌شه.‬
‫- نمی‌شه. اجازه نمی‌دم ییلدیز. یالا.‬

1939
02:23:09,040 --> 02:23:10,320
‫- اجازه بده.‬
‫- اجازه نمی‌دم ییلدیز.‬

1940
02:23:10,560 --> 02:23:12,478
‫- اجازه نمی‌دم. نمی‌دم!‬
‫- باید اجازه بدی.‬

1941
02:23:12,719 --> 02:23:14,480
‫تو اولین باری که این تور رو برداشتی...‬

1942
02:23:17,546 --> 02:23:20,600
‫.. نیومدی بزنی به سینه‌ام و بگی‬
‫باید واسم آقا بشی؟‬

1943
02:23:20,953 --> 02:23:22,000
‫نشدم؟‬

1944
02:23:22,379 --> 02:23:25,400
‫وقتی من همه چیز رو ول کرده بودم،‬
‫تو حیاط اون بیمارستان...‬

1945
02:23:25,720 --> 02:23:28,320
‫.. نیومدی این انگشتر رو خودت‬
‫دستم نکردی؟‬

1946
02:23:28,653 --> 02:23:30,943
‫- کردم.‬
‫- این تسبیح رو تو واسم نیاوردی؟‬

1947
02:23:31,183 --> 02:23:33,440
‫- من آوردم!‬
‫- حالا که من آقات شدم...‬

1948
02:23:33,680 --> 02:23:37,463
‫.. حالا باید به حرف آقات گوش بدی،‬
‫از اینجا می‌ریم، یالا! یالا!‬

1949
02:23:41,002 --> 02:23:42,525
‫من با این لباس عروس...‬

1950
02:23:42,766 --> 02:23:45,120
‫.. با این تور اومدم جلوت!‬

1951
02:23:45,653 --> 02:23:47,600
‫اون موقع بهت چی گفتم؟‬

1952
02:23:47,953 --> 02:23:50,840
‫وقتی این تور رو زدم کنار،‬
‫بهت چی گفتم؟‬

1953
02:23:51,626 --> 02:23:55,160
‫گفتم من اون زندگی‌ای رو می‌خوام‬
‫که حقمه، سرهات خان!‬

1954
02:23:55,933 --> 02:23:59,200
‫من انسانیتم رو می‌خوام،‬
‫زنانگیم رو می‌خوام...‬

1955
02:23:59,440 --> 02:24:02,000
‫.. گفتم می‌خوام درس بخونم!‬

1956
02:24:08,083 --> 02:24:09,343
‫نگام کن.‬

1957
02:24:10,406 --> 02:24:13,080
‫ببین! همین چند لحظه پیش داشتن مغزم رو می‌ترکوندن، ببین!‬

1958
02:24:13,973 --> 02:24:16,680
‫ببین! از اون زن چی باقی مونده، ببین!‬

1959
02:24:19,394 --> 02:24:22,000
‫من الان واسه خاطر آرزوهام دارم می‌رم؟‬

1960
02:24:23,618 --> 02:24:26,600
‫واسه رسیدن به آرزوهام دارم فرار می‌کنم؟‬

1961
02:24:27,430 --> 02:24:28,537
‫من...‬

1962
02:24:29,373 --> 02:24:32,080
‫.. من دارم از مردی که دوستش دارم فرار می‌کنم!

1963
02:24:33,759 --> 02:24:38,040
‫دارم از مردی که دوستش دارم فرار می‌کنم.‬
‫چون نتونستم، من نتونستم.‬

1964
02:24:38,280 --> 02:24:41,200
‫دارم این کار رو می‌کنم که تو بری و خانواده‌ات رو تشکیل بدی!‬

1965
02:24:41,440 --> 02:24:45,240
‫من نتونستم، نشد.‬
‫من نتونستم خانواده‌ام رو بسازم. برو.‬

1966
02:24:45,586 --> 02:24:47,360
‫با زن و بچه‌ات خوشبخت شو.‬

1967
02:24:47,600 --> 02:24:50,360
‫واسه اینکه هم خواهرم، هم تو،‬
‫هم همه به آرامش برسن...‬

1968
02:24:50,600 --> 02:24:53,200
‫.. دارم خودم رو فدا می‌کنم،‬
‫دارم دست می‌کشم.‬

1969
02:24:53,773 --> 02:24:55,600
‫- بذار دیگه برم.‬
‫- نمی‌شه!‬

1970
02:24:55,840 --> 02:24:57,400
‫- می‌شه!‬
‫- نمی‌شه، اجازه نمی‌دم.‬

1971
02:24:57,640 --> 02:25:00,040
‫- باید اجازه بدی!‬
‫- نمی‌دم، می‌ریم!‬

1972
02:25:00,280 --> 02:25:02,520
‫- ییلدیز، می‌ریم.‬
‫- می‌رم.‬

1973
02:25:02,760 --> 02:25:04,600
‫- می‌ریم. نه، ولت نمی‌کنم.‬
‫- می‌رم.‬

1974
02:25:04,840 --> 02:25:06,080
‫ولت نمی‌کنم، از اینجا می‌ریم.‬

1975
02:25:06,320 --> 02:25:08,973
‫می‌ریم و تقاص این اتفاقات رو‬
‫پس می‌گیریم.‬

1976
02:25:09,214 --> 02:25:12,160
‫- از کی می‌خوای تقاصِ چی رو بگیری؟‬
‫- وقتی رفتیم می‌بینی، یالا راه بیفت.‬

1977
02:25:12,933 --> 02:25:16,200
‫هیچ‌جا نمیام.‬
‫من هیچ‌جا نمیام. سرهات ولم کن!‬

1978
02:25:16,520 --> 02:25:18,320
‫سرهات! سرهات ولم کن!‬

1979
02:25:18,680 --> 02:25:21,400
‫سرهات! من هیچ‌جا نمیام.‬

1980
02:25:21,640 --> 02:25:23,240
‫نمیام، ولم کن.‬

1981
02:25:23,693 --> 02:25:26,040
‫من قبلاً فرار کردم، بازم فرار می‌کنم.‬

1982
02:25:26,446 --> 02:25:29,480
‫سرهات بس نیست؟ بس نیست مرد؟‬

1983
02:25:29,720 --> 02:25:32,280
‫من خسته شدم! سرهات!‬

1984
02:25:37,929 --> 02:25:39,440
‫چی داری می‌گی مریم؟‬

1985
02:25:39,846 --> 02:25:42,160
‫چه ازدواجی، چه پیشنهادی؟‬

1986
02:25:42,400 --> 02:25:45,480
‫به خدا با چشمای خودم دیدم.‬
‫ببین، آسیه هم اونجا بود.‬

1987
02:25:46,079 --> 02:25:47,825
‫ببین، آشیر خان رو که می‌شناسی.‬

1988
02:25:48,066 --> 02:25:50,200
‫تو بازار همه رو اینطوری دور خودش جمع کرده بود.‬

1989
02:25:50,440 --> 02:25:53,320
‫بعدش هم‬
‫اون زن کاباره‌ای، هجران.‬

1990
02:25:53,560 --> 02:25:58,360
‫به اون هجران فلان‌فلان‌شده گفت: «این‬
‫همسر آینده‌ی منه!»‬

1991
02:25:58,600 --> 02:26:00,960
‫بعدش هم انگشتر دستش کرد، انگشتر!‬

1992
02:26:01,200 --> 02:26:03,640
‫نمی‌شه. اصلاً امکان نداره.‬

1993
02:26:03,880 --> 02:26:06,720
‫من اجازه نمی‌دم همچین اتفاقی بیفته. نه.‬

1994
02:26:07,360 --> 02:26:10,720
‫مگه از یه زن کاباره‌ای عروس درمیاد؟‬

1995
02:26:10,960 --> 02:26:12,960
‫این بچه اصلاً به فکر‬
‫آبروی ما نیست؟‬

1996
02:26:13,200 --> 02:26:15,560
‫این پسر به فکر آبروی‬
‫این عشیره نیست؟‬

1997
02:26:16,153 --> 02:26:18,680
‫منم اولش فکر کردم یه هوس زودگذره.‬

1998
02:26:19,013 --> 02:26:21,200
‫فکر کردم داره خوش‌گذرونی می‌کنه اما...‬

1999
02:26:21,440 --> 02:26:23,040
‫.. از حدش گذشت.‬

2000
02:26:23,593 --> 02:26:27,480
‫به خدا دیگه حرفی برای گفتن تو این مورد ندارم ضیان خان.‬

2001
02:26:28,273 --> 02:26:30,560
‫دیگه نوبت توئه.‬

2002
02:26:32,420 --> 02:26:34,160
‫خلیل! هی خلیل!‬

2003
02:26:34,400 --> 02:26:35,520
‫بله آقا.‬

2004
02:26:36,093 --> 02:26:39,280
‫آدماتو بردار و برو.‬
‫آشیر هر جا هست بگرد و پیداش کن بیارش.‬

2005
02:26:39,993 --> 02:26:42,480
‫پسر، باید این آبروی به باد رفته‌مون رو‬
‫جمع کنیم!‬

2006
02:26:42,720 --> 02:26:44,360
‫رو چشمم آقا، همین الان.‬

2007
02:26:45,013 --> 02:26:46,400
‫ضیان خان!‬

2008
02:26:47,733 --> 02:26:50,840
‫- سرهات.‬
‫- بیا اول درباره‌ی این قضیه‌ی آبرو حرف بزنیم.‬

2009
02:26:51,386 --> 02:26:53,160
‫اینا از کجا دراومد؟‬

2010
02:26:57,230 --> 02:26:58,320
‫تو نکنه...‬

2011
02:26:58,626 --> 02:27:00,720
‫.. دوباره بلایی سر دخترم آوردی؟ چیکار کردی؟‬

2012
02:27:00,980 --> 02:27:03,503
‫اگه کاری کرده بودم،‬
‫الان اینطوری صحیح و سالم جلوت ایستاده بود؟‬

2013
02:27:03,759 --> 02:27:06,932
‫ببین، آروم باش. بابامه. نکن.‬

2014
02:27:07,173 --> 02:27:09,303
‫تو بگو،‬
‫درباره‌ی آبروی من چی می‌خوای بگی؟‬

2015
02:27:09,547 --> 02:27:12,000
‫- چی می‌خوای بگی؟‬
‫- می‌پرسی چی رو قراره بگیم؟‬

2016
02:27:12,493 --> 02:27:13,920
‫چی رو بگیم؟‬

2017
02:27:15,306 --> 02:27:18,040
‫بیا ببین قراره درباره‌ی کدوم آبرو حرف بزنیم.‬

2018
02:27:22,559 --> 02:27:23,720
‫اون چیه؟‬

2019
02:27:25,906 --> 02:27:27,480
‫بگیر ببین ضیان خان.‬

2020
02:27:27,893 --> 02:27:29,320
‫این چیه؟‬

2021
02:27:35,279 --> 02:27:38,643
‫نتیجه‌ی نهایی،‬
‫داده‌های ژنتیکی تحلیل شده...‬

2022
02:27:38,883 --> 02:27:42,103
‫.. بین ییلدیز کورداعلی‬
‫و ملک یلدوران...‬

2023
02:27:42,343 --> 02:27:47,320
‫.. نشون می‌ده که هیچ رابطه‌ی خواهری بیولوژیکی‌ای‬
‫وجود نداره.‬

2024
02:27:55,925 --> 02:27:57,217
‫آبرو مثلاً.‬

2025
02:27:57,783 --> 02:27:59,200
‫اونجا چی نوشته؟‬

2026
02:28:07,246 --> 02:28:09,240
‫سرهات اونجا چی نوشته؟‬

2027
02:28:09,900 --> 02:28:11,280
‫چی شده؟‬

2028
02:28:15,066 --> 02:28:16,223
‫چیه؟‬

2029
02:28:18,272 --> 02:28:20,320
‫نوشته که تو با ملک خواهر نیستی.‬

2030
02:28:23,766 --> 02:28:25,080
‫چی؟‬

2031
02:28:40,438 --> 02:28:42,753
‫ضیان خان باز هم به همه دروغ گفته.‬

2032
02:28:43,646 --> 02:28:45,520
‫اینطوریه ضیان خان؟‬

2033
02:28:53,852 --> 02:28:55,360
‫حالا به ما بگو.‬

2034
02:28:57,426 --> 02:28:59,480
‫دختر تو کدومه؟‬

2035
02:29:03,233 --> 02:29:04,600
‫ملک؟‬

2036
02:29:06,533 --> 02:29:07,840
‫ییلدیز؟‬

2037
02:29:12,799 --> 02:29:15,000
‫آخه این چه سؤال مسخره‌ایه؟‬

2038
02:29:16,086 --> 02:29:17,800
‫حرف بزن دیگه ضیان خان.‬

2039
02:29:18,627 --> 02:29:21,280
‫بگو ییلدیز دختر منه دیگه.‬

2040
02:29:22,587 --> 02:29:25,280
‫اون دیوونه و دختر اون دیوونه...‬

2041
02:29:25,520 --> 02:29:27,000
‫.. دارن دروغ می‌گن، بگو دیگه.‬

2042
02:29:27,500 --> 02:29:29,980
‫جواب ما رو بده ضیان خان.‬
‫کدومشون دختر توئه؟‬

2043
02:29:30,221 --> 02:29:32,920
‫ملک یا ییلدیز؟‬

2044
02:29:37,586 --> 02:29:40,800
‫بگو ییلدیز دختر منه!‬

2045
02:29:42,953 --> 02:29:44,240
‫بچه‌ی تو...‬

2046
02:29:47,753 --> 02:29:49,440
‫.. مُرده به دنیا اومد مریم.‬

2047
02:29:57,337 --> 02:29:58,719
‫ییلدیز...‬

2048
02:29:59,599 --> 02:30:01,390
‫.. دختر ما نیست.‬

2049
02:30:03,429 --> 02:30:08,489
‫«این دنیا یه نظمی داره که بهم نمی‌خوره»‬

2050
02:30:08,730 --> 02:30:13,236
‫«به هر کی نگاه کنی، یه طرفی افتاده»‬

2051
02:30:14,163 --> 02:30:19,070
‫«تقدیر همونیه که یه جانشین می‌گه»‬

2052
02:30:19,318 --> 02:30:24,610
‫«با کسی که بنده‌ی بنده‌هاست، نمی‌شه این راه رو رفت»‬

2053
02:30:24,851 --> 02:30:29,696
‫«تو به حال خودت بسوز‬
‫امان امان امان»‬

2054
02:30:30,250 --> 02:30:35,223
‫«با کسی که بنده‌ی بنده‌هاست، نمی‌شه این راه رو رفت»‬

2055
02:30:35,937 --> 02:30:40,990
‫«تو به حال خودت بسوز‬
‫امان امان امان»‬

2056
02:30:41,000 --> 02:30:50,000
‫{\c&H3CC1FF&}..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بامابین ::..{\c}\N.:: Telegram: @Bamabincom ::.\N.:: Instagram: @Bamabin_Com ::.

2057
02:30:50,100 --> 02:30:56,100
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

