1
00:00:03,000 --> 00:00:11,000
‫بامابین تقدیم می‌کند\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

2
00:00:11,100 --> 00:00:19,100
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

3
00:00:19,200 --> 00:00:28,200
‫کلیه حقوق این زیرنویس متعلق به سایت بامابین است\Nو دریافت آن از سایت‌های دیگر غیرمجاز و حرام می‌باشد

4
00:00:28,300 --> 00:00:37,300
‫برای تهیه‌‌ی این زیرنویس زحمت زیادی کشیده شده است\Nو مجموعه‌ی بامابین به هیچ عنوان راضی به تماشای رایگان آن نیست\NBamabin.com

5
00:00:37,803 --> 00:00:39,001
‫تله‌ست.‬

6
00:00:40,408 --> 00:00:42,099
‫- سرهات! - تله‌ست!‬

7
00:00:42,379 --> 00:00:45,705
‫- سرهات! اونجایی سرهات؟ - ییلدیز.‬

8
00:00:46,249 --> 00:00:48,828
‫ییلدیز! ییلدیز، تله‌ست!‬

9
00:00:49,198 --> 00:00:50,848
‫- سرهات! - تله‌ست.‬

10
00:00:51,089 --> 00:00:53,131
‫- سرهات! سرهات! - ییلدیز، تله‌ست!‬

11
00:00:53,372 --> 00:00:54,491
‫سرهات!‬

12
00:01:28,967 --> 00:01:30,941
‫پس بگو حقیقت داشت.‬

13
00:01:32,384 --> 00:01:38,384
‫پس بگو آدما واقعاً با طناب‌های نامرئی به هم وصلن.‬

14
00:01:41,323 --> 00:01:45,169
‫چه زنده باشن، چه مرده.‬

15
00:02:16,633 --> 00:02:17,944
‫سرهات.‬

16
00:02:21,502 --> 00:02:22,701
‫سرهات.‬

17
00:02:25,355 --> 00:02:26,598
‫سرهات.‬

18
00:02:31,016 --> 00:02:33,664
‫سرهات بلند شو.‬

19
00:02:35,416 --> 00:02:36,675
‫سرهات.‬

20
00:02:38,765 --> 00:02:40,559
‫سرهات بیدار شو.‬

21
00:02:41,970 --> 00:02:43,566
‫سرهات کمکم کن.‬

22
00:02:43,957 --> 00:02:45,235
‫سرهات.‬

23
00:02:54,186 --> 00:02:55,767
‫سرهات کمکم کن!‬

24
00:02:56,008 --> 00:02:59,696
‫سرهات نمی‌تونم بیام، کمکم کن!‬

25
00:02:59,937 --> 00:03:01,937
‫سرهات بیدار شو!‬

26
00:03:17,469 --> 00:03:18,636
‫سرهات!‬

27
00:03:19,050 --> 00:03:20,987
‫سرهات!‬

28
00:03:21,414 --> 00:03:24,015
‫سرهات بهم نگاه کن!‬

29
00:03:24,256 --> 00:03:26,487
‫سرهات!‬

30
00:03:26,728 --> 00:03:29,639
‫سرهات ببین من اینجام!‬

31
00:03:32,859 --> 00:03:35,703
‫سرهات! سرهات بهم نگاه کن!

32
00:03:35,944 --> 00:03:38,548
‫سرهات بهم نگاه کن!‬

33
00:03:38,789 --> 00:03:39,953
‫سرهات!‬

34
00:03:40,685 --> 00:03:41,844
‫سرهات نه!‬

35
00:03:42,085 --> 00:03:45,821
‫سرهات نکن! اینطوری نکن!‬

36
00:03:46,079 --> 00:03:49,448
‫سرهات بهم نگاه کن، چشماتو باز کن سرهات!‬

37
00:03:49,768 --> 00:03:53,202
‫سرهات چشماتو باز کن!
‫ببین من چشمامو باز کردم، من اینجام! سرهات نکن!

38
00:03:53,443 --> 00:03:56,461
‫سرهات چشماتو باز کن، ببین من اینجام!‬

39
00:03:56,727 --> 00:04:00,876
‫سرهات چشماتو باز کن. نیمه‌ی دیگه‌ی روحم، باز کن.‬

40
00:04:01,117 --> 00:04:05,214
‫باز کن نفس من، دم و بازدم من، جون من چشماتو باز کن!‬

41
00:04:05,455 --> 00:04:06,860
‫سرهات!‬

42
00:04:09,183 --> 00:04:12,756
‫سرهات!‬

43
00:04:22,316 --> 00:04:23,872
‫نکن!‬

44
00:04:24,723 --> 00:04:27,709
‫سرهات!‬

45
00:04:27,950 --> 00:04:33,544
‫سرهات من اینجام. عزیز دلم من اینجام.‬

46
00:04:34,309 --> 00:04:36,404
‫خوبی، خوبی.‬

47
00:04:46,043 --> 00:04:50,468
‫- خوبی دیگه، نه؟
‫- تو خوبی؟

48
00:04:50,718 --> 00:04:54,422
‫خوبم سرهات. همین که چشماتو باز کردی من خوبم.‬

49
00:04:57,082 --> 00:04:59,719
‫سرت، سرت، سرت.‬

50
00:04:59,960 --> 00:05:03,228
‫- سرت داره خون میاد. باشه.
‫- چیزی نیست، خوبم.

51
00:05:05,716 --> 00:05:07,113
‫چیزی نیست، خوبم.‬

52
00:05:07,354 --> 00:05:11,894
‫لجبازی نکن. یه لحظه وایسا مرد! یه لحظه آروم بگیر!‬

53
00:05:14,093 --> 00:05:15,450
‫اینجا درد می‌کنه؟‬

54
00:05:20,512 --> 00:05:22,424
‫تو چرا دنبال من اومدی؟‬

55
00:05:23,463 --> 00:05:28,105
‫اگه گوشیت آنتن داشت نمیومدم. چاره‌ی دیگه‌ای برام نذاشتی.‬

56
00:05:31,776 --> 00:05:34,445
‫نمی‌دونستم هنوزم اینقدر برات ارزشمندم.‬

57
00:05:38,455 --> 00:05:40,467
‫اینجا گیر افتادیم.‬

58
00:05:42,239 --> 00:05:44,875
‫اصلاً نگاه نکن، گوشیت کلاً آنتن نداره.‬

59
00:05:46,624 --> 00:05:49,263
‫- کسی می‌دونه تو اینجایی؟
‫- نه.

60
00:05:49,600 --> 00:05:52,159
‫من تا شنیدم از نگرانی سریع اومدم دنبالت.‬

61
00:05:52,399 --> 00:05:54,156
‫نتونستم کاری بکنم.‬

62
00:05:54,396 --> 00:05:57,575
‫- به کسی نتونستم خبر بدم، اومدم پیشِ تو.
‫- هیس!

63
00:05:57,816 --> 00:06:00,311
‫- نگران نباش، می‌ریم بیرون.
‫- چطوری آخه؟

64
00:06:00,552 --> 00:06:03,734
‫می‌ریم بیرون. یه راهی پیدا می‌کنیم. تو نترس، من اینجام، باشه؟‬

65
00:06:05,783 --> 00:06:07,155
‫نترس.‬

66
00:06:11,118 --> 00:06:13,885
‫وایسا، آروم.‬

67
00:06:14,126 --> 00:06:16,418
‫وایسا. یالا بلند شو.‬

68
00:06:17,164 --> 00:06:18,444
‫می‌ریم بیرون.‬

69
00:06:19,748 --> 00:06:20,984
‫می‌ریم بیرون.‬

70
00:06:28,658 --> 00:06:30,478
‫ای وای، ای وای!‬

71
00:06:30,872 --> 00:06:35,566
‫دخترا، اینایی که درست کردین رو خوب کنسرو کنین بذارین تو انباری، باشه؟‬

72
00:06:35,807 --> 00:06:36,877
‫باشه آبجی.‬

73
00:06:37,118 --> 00:06:41,669
‫انگار فقط من عروسِ این خونه‌ام. ملک خانم کجاست؟
‫نیست. چرا؟ چون کار داره.

74
00:06:41,910 --> 00:06:46,141
‫اگه اینجا سفره پهن بود، خانمِ پرنسس می‌رفت اون بالا بالاها می‌نشست.‬

75
00:06:47,077 --> 00:06:49,865
‫- خسته نباشین.
‫- سلامت باشی.

76
00:06:50,106 --> 00:06:53,476
‫عه! برای افطار دارین سوقورمه درست می‌کنین؟

77
00:06:53,717 --> 00:06:57,218
‫آره. غذای موردعلاقه‌ی پسرم سرهاته.‬

78
00:06:57,497 --> 00:06:59,004
‫زنش که درست نمی‌کنه، ما داریم جورش رو می‌کشیم.‬

79
00:06:59,277 --> 00:07:04,773
‫گلزار، خیر باشه؟ می‌خوای یه گریه هم بکن. چرا اینقدر قیافت تو هم رفته؟‬

80
00:07:05,013 --> 00:07:07,666
‫والا خانم، از صبح یه دلشوره‌ای دارم.‬

81
00:07:07,907 --> 00:07:09,101
‫خیر باشه ان‌شاءالله.‬

82
00:07:09,342 --> 00:07:11,802
‫یه وزنه سنگین رو سینه‌مه، راه نفسم رو بسته.‬

83
00:07:12,043 --> 00:07:14,853
‫- ان‌شاءالله که خیره.
‫- خیر باشه.

84
00:07:17,543 --> 00:07:19,781
‫مامان!‬

85
00:07:20,068 --> 00:07:21,107
‫- هاجیک!
‫- مامان!

86
00:07:21,348 --> 00:07:23,078
‫چی شده؟ چی شده دختر؟‬

87
00:07:23,319 --> 00:07:24,557
‫چی شده؟ یه لحظه وایسا!‬

88
00:07:25,002 --> 00:07:27,844
‫عروس خانم، یوسف کجاست؟‬

89
00:07:28,245 --> 00:07:30,809
‫- چی شده دخترم؟
‫- یوسف...

90
00:07:31,720 --> 00:07:34,408
‫- یوسف رو دزدیدن!
‫- یوسف!

91
00:07:34,860 --> 00:07:37,297
‫یوسف!‬

92
00:07:39,009 --> 00:07:40,056
‫کادی!

93
00:07:40,297 --> 00:07:43,416
‫بگیرش، بگیرش، بگیرش! یه کلونیا بیار، یه کاری بکن!‬

94
00:07:43,657 --> 00:07:44,951
‫چه خبره؟‬

95
00:07:45,736 --> 00:07:47,603
‫دخترا چی شده؟ دخترا چه اتفاقی افتاده؟‬

96
00:07:47,844 --> 00:07:49,820
‫- یوسف رو دزدیدن!‬
‫- یوسف رو؟‬

97
00:07:50,061 --> 00:07:51,085
‫کی کیو دزدیده؟‬

98
00:07:51,328 --> 00:07:54,659
‫نفس بکش، آروم نفس بکش.‬
‫همه چیزو دونه‌دونه تعریف کن، یالا.‬

99
00:07:54,900 --> 00:07:56,651
‫کی دزدیدش؟ از کجا دزدیدنش؟‬

100
00:07:56,892 --> 00:07:59,632
‫تو بازار بودیم، رفته بودیم لباس‌عروس‌فروشی.‬

101
00:07:59,873 --> 00:08:03,874
‫من لباس‌عروس پرو کردم، اما بهش گفتم، گفتم که این کار بدیمنی میاره...‬

102
00:08:04,115 --> 00:08:06,933
‫- .. به حرفم گوش نداد.
‫- دخترم چه بدیمنی‌ای؟ داری چی می‌گی؟

103
00:08:07,174 --> 00:08:08,608
‫برو سر اصل مطلب!‬

104
00:08:10,375 --> 00:08:11,705
‫بگو دیگه!‬

105
00:08:11,946 --> 00:08:14,943
‫دم در، یه سری آدم یوسف رو دزدیدن.‬

106
00:08:15,184 --> 00:08:18,025
‫من دویدم، سعی کردم بهشون برسم اما نتونستم.‬

107
00:08:18,266 --> 00:08:21,092
‫بعدش داداش سرهات اومد،‬
‫رفت دنبالشون اما...‬

108
00:08:21,333 --> 00:08:23,387
‫.. آقام، تو رو خدا، التماست می‌کنم.‬

109
00:08:23,628 --> 00:08:25,421
‫باشه کادی، آروم باش.‬
‫ببین، آقا سرهات بهشون رسیده.‬

110
00:08:25,662 --> 00:08:27,137
‫یه لحظه صبر کن. دیدی کی دزدیدش؟‬

111
00:08:27,378 --> 00:08:29,721
‫- نه.‬
‫- معلومه کی بوده آقام.‬

112
00:08:29,962 --> 00:08:31,540
‫وقتی آقا سرهات یوسف رو‬
‫مدیر هتل کرد...‬

113
00:08:31,781 --> 00:08:32,945
‫.. این کار ییلدیریم تاشکسنه.‬

114
00:08:33,186 --> 00:08:35,218
‫- پس یه لحظه صبر کن، صبر کن.‬
‫- به کی زنگ می‌زنی؟‬

115
00:08:35,459 --> 00:08:37,696
‫- دارم به سرهات زنگ می‌زنم.‬
‫- صبر کن، تو آروم باش.‬

116
00:08:37,937 --> 00:08:41,237
‫نه، گوشی سرهات خاموشه.‬
‫به این ییلدیریم زنگ می‌زنم.‬

117
00:08:42,718 --> 00:08:47,022
‫تو رو خدا ول کن. قرص زیرزبونی‌شو‬
‫بهش بده. الان از حال می‌ره.‬

118
00:08:47,263 --> 00:08:48,787
‫آقا عاکف خودش ردیفش می‌کنه.

119
00:08:51,415 --> 00:08:52,838
‫مرتیکه‌ی حلبی رد تماس داد.‬

120
00:08:53,079 --> 00:08:55,118
‫هاسو، یه لحظه بیا اینجا.‬
‫از آدمای ما کسی تو هتل هست؟‬

121
00:08:55,359 --> 00:08:57,437
‫- ماهو هست آقام.‬
‫- باشه، بریم.‬

122
00:08:57,956 --> 00:09:01,015
‫خانم من، اگه اجازه بدین منم می‌خوام‬
‫برم دنبال پسرم بگردم.‬

123
00:09:01,256 --> 00:09:04,040
‫- برو، برو. یالا.‬
‫- دخترم، یوسف رو برمی‌گردونم.‬

124
00:09:04,281 --> 00:09:06,518
‫بچه‌ها، هوای خواهرتون رو داشته باشین!‬

125
00:09:08,014 --> 00:09:10,326
‫این دختر رو ببرین، یه آبی بهش بدین. یه کاری براش بکنین.‬

126
00:09:10,567 --> 00:09:13,480
‫یه لحظه وایسا. توبه یا ربی!‬
‫گلزار! گلزار!‬

127
00:09:13,721 --> 00:09:15,163
‫از جلوی راهم برو کنار!‬

128
00:09:15,440 --> 00:09:17,755
‫دختر گلزار، یه لحظه وایسا،‬
‫قربونت برم آروم باش.‬

129
00:09:17,996 --> 00:09:20,630
‫سرهات که خودش دنبالشونه.‬
‫کادی و عاکف هم رفتن.‬

130
00:09:20,871 --> 00:09:23,268
‫همه رفتن دنبالش.‬
‫پیداش می‌کنن فدات شم، نگران نباش.‬

131
00:09:23,509 --> 00:09:25,604
‫یوسفم!‬

132
00:09:25,845 --> 00:09:29,256
‫یکم بهش گلاب بزنین حالش بیاد سر جاش.‬

133
00:09:32,464 --> 00:09:33,715
‫خب آقای مدیر...‬

134
00:09:34,959 --> 00:09:39,151
‫.. می‌گفتی اون یکی صندلی ناراحته و جیرجیر‬
‫می‌کنه، این چطوره؟ راحته؟‬

135
00:09:39,392 --> 00:09:40,689
‫خواسته یا امر دیگه‌ای نداری؟‬

136
00:09:42,465 --> 00:09:43,983
‫یه چیزی بهت بگم؟‬

137
00:09:44,834 --> 00:09:47,140
‫از اولین باری که دیدمت اونقدر‬
‫حرف مفت می‌زدی که...‬

138
00:09:47,381 --> 00:09:50,222
‫.. درست‌ترین تصمیمی که گرفتم‬
‫این بود که دهنت رو ببندم.‬

139
00:09:51,901 --> 00:09:53,398
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن.‬

140
00:09:57,389 --> 00:09:58,564
‫بگو سلو.‬

141
00:09:58,807 --> 00:10:01,800
‫بهم خبرای خوب بده.‬
‫سرهات مُرد؟‬

142
00:10:02,041 --> 00:10:06,342
‫آقام، تا الان کسی نه رفته تو نه اومده بیرون.‬
‫کسی از این غار زنده بیرون نمیاد.‬

143
00:10:06,583 --> 00:10:07,809
‫خوبه.‬

144
00:10:08,447 --> 00:10:12,222
‫اما برای تو بده.‬
‫تسلیت می‌گم، آقات مُرده.‬

145
00:10:15,946 --> 00:10:17,271
‫خب؟‬

146
00:10:19,942 --> 00:10:21,478
‫صبر کن سلو.‬

147
00:10:26,047 --> 00:10:27,434
‫صدای اینو خفه کنین دیگه!‬

148
00:10:28,492 --> 00:10:30,884
‫سلو، کسی تو رو دید؟‬

149
00:10:31,125 --> 00:10:34,897
‫نه آقام. فقط محض اطلاع،
‫آقا سرهات اون تو تنها نیست.

150
00:10:35,145 --> 00:10:37,868
‫پسر این چه وضع خبر دادنه؟‬
‫یعنی چی تنها نیست؟‬

151
00:10:38,139 --> 00:10:41,480
‫وقتی داشتم برای منفجر کردن غار‬
‫کمین می‌کردم، یه ماشین دیگه هم اومد.‬

152
00:10:41,927 --> 00:10:43,493
‫یکی دیگه هم اون توئه آقام.‬

153
00:10:44,907 --> 00:10:47,478
‫ای سلو، آخه این چه کاری بود کردی!‬

154
00:10:47,751 --> 00:10:49,543
‫کی بود پسر؟ تونستی ببینی؟‬

155
00:10:49,784 --> 00:10:51,168
‫احتمالاً نوکرش یا برادرش یا همچین کسیه آقام.‬

156
00:10:51,409 --> 00:10:54,210
‫عاکف نمی‌تونه باشه،
‫همین چند لحظه پیش بهم زنگ زد.

157
00:10:56,455 --> 00:10:59,009
‫ببین پسر، کار ما با احتمال‬
‫و حدس و گمان پیش نمی‌ره.‬

158
00:10:59,250 --> 00:11:02,826
‫برو پلاک اون ماشین رو بردار،‬
‫بفهم کیه...‬

159
00:11:03,067 --> 00:11:04,515
‫.. تا طبق اون تصمیم بگیریم چیکار کنیم.‬

160
00:11:04,784 --> 00:11:05,864
‫اطاعت آقام.‬

161
00:11:07,205 --> 00:11:08,765
‫مردیکه‌ی بی‌مغز!‬

162
00:11:12,703 --> 00:11:14,183
‫این رو بلندش کنین!‬

163
00:11:14,800 --> 00:11:19,800
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

164
00:11:20,327 --> 00:11:24,711
‫ببین کوچولو، آقات مُرد.‬

165
00:11:25,367 --> 00:11:26,424
‫فهمیدی؟‬

166
00:11:27,175 --> 00:11:29,716
‫و تنها کسی که می‌دونه‬
‫من کُشتمش تویی.‬

167
00:11:29,957 --> 00:11:32,465
‫یعنی امکان نداره بتونی با این راز زنده بمونی.‬

168
00:11:32,706 --> 00:11:35,346
‫یه سری رازها هستن که باعث می‌شن زنده بمونی.‬

169
00:11:35,800 --> 00:11:39,354
‫یه سری رازها هم هستن که باعث مرگت می‌شن.‬

170
00:11:39,728 --> 00:11:42,039
‫راز تو از اون مدل‌های کُشنده‌ست، دیگه چیکار می‌شه کرد؟‬

171
00:11:53,687 --> 00:11:57,937
‫آقایون، هر چی سند و مدرک داریم‬
‫جمع کنین و بذارین تو ماشین‌ها.‬

172
00:11:58,178 --> 00:12:00,845
‫قبل از اینکه یلدوران‌ها بیان،‬
‫هتل رو خالی کنیم، باشه؟‬

173
00:12:01,086 --> 00:12:02,648
‫اینم با خودتون ببرین.‬

174
00:12:04,126 --> 00:12:05,770
‫بدون اینکه کسی ببینه،‬
‫بندازیدش تو صندوق‌عقب ماشین.‬

175
00:12:18,584 --> 00:12:22,274
‫اگه تو جلوی اون اسلحه واینمیستادی،‬
‫ما امروز اینجا نبودیم.‬

176
00:12:23,263 --> 00:12:25,630
‫اون موقع باید اونطوری می‌شد.‬

177
00:12:26,456 --> 00:12:28,234
‫- اینطوریه؟‬
‫- آره.‬

178
00:12:29,093 --> 00:12:31,825
‫- باید اونطوری می‌شد، نه؟‬
‫- آره.‬

179
00:12:32,686 --> 00:12:34,687
‫یعنی هنوز از کاری که کردی‬
‫پشیمون نیستی؟‬

180
00:12:34,957 --> 00:12:37,014
‫- نه، نیستم.‬
‫- خوبه.‬

181
00:12:38,598 --> 00:12:43,911
‫آدما انتخاب می‌کنن و بعدش هم پای عواقبش وایمیستن.‬

182
00:12:44,152 --> 00:12:46,907
‫اما اون آدم بهت شلیک کرد.‬
‫از مدرسه‌ی یتیم‌ها بیرونت کرد.‬

183
00:12:47,148 --> 00:12:49,941
‫رفت و تو یه عمارت زندانیت کرد،‬
‫ولی تو رفتی و اونو انتخاب کردی ییلدیز.‬

184
00:12:50,182 --> 00:12:52,498
‫ببین، نتیجه‌اش هم این شده که الان اینجایی.‬

185
00:12:53,240 --> 00:12:55,835
‫هنوز عقلم قد نمی‌ده که چرا رفتی جلوی اون اسلحه.‬

186
00:12:57,430 --> 00:12:59,847
‫چون فهمیدم ما به درد هم نمی‌خوریم.‬

187
00:13:00,786 --> 00:13:01,902
‫راضی شدی؟‬

188
00:13:02,231 --> 00:13:04,392
‫فهمیدی ما به درد هم نمی‌خوریم؟‬

189
00:13:05,214 --> 00:13:06,614
‫با ییلدیریم می‌شه، آره؟‬

190
00:13:06,855 --> 00:13:09,701
‫با ییلدیریم می‌شه، با ما نمی‌شه،‬
‫با ییلدیریم می‌شه.‬

191
00:13:10,361 --> 00:13:13,572
‫بعد از این همه اتفاقی که بینمون افتاد‬
‫هنوزم نظرت عوض نشده؟‬

192
00:13:13,854 --> 00:13:16,225
‫هنوزم ندیدی‬
‫این یارو چه جور آدمیه؟‬

193
00:13:16,551 --> 00:13:17,782
‫من کورم!‬

194
00:13:18,295 --> 00:13:20,599
‫فهمیدی؟ من کورم، نمی‌بینم!‬

195
00:13:21,039 --> 00:13:22,336
‫کورم، نمی‌فهمم!‬

196
00:13:22,577 --> 00:13:25,654
‫چی؟ من کورم، هیچی رو ندیدم!‬

197
00:13:25,895 --> 00:13:27,182
‫نبین.‬

198
00:13:27,423 --> 00:13:31,566
‫نه، می‌گم نمی‌شه سرهات.‬
‫نظرمم عوض نمی‌شه، فهمیدی؟‬

199
00:13:31,807 --> 00:13:33,636
‫اونی که به درد من می‌خوره ییلدیریمه!‬

200
00:13:34,511 --> 00:13:36,257
‫عوضش نمی‌کنی، باشه.‬

201
00:13:38,517 --> 00:13:41,876
‫آروم، آروم.‬

202
00:13:44,666 --> 00:13:46,348
‫عوضش نمی‌کنی، آره؟‬

203
00:13:47,527 --> 00:13:50,170
‫چشمات یه چیز می‌گن و‬
‫زبونت یه چیز دیگه، ییلدیز.‬

204
00:13:53,317 --> 00:13:55,563
‫فکر می‌کنی چی می‌شه؟‬

205
00:13:56,088 --> 00:13:58,614
‫من که برم نظرم عوض می‌شه؟‬
‫نه، نمی‌شه.‬

206
00:13:58,855 --> 00:14:02,231
‫از اینجا هم که برم عوض نمی‌شه،‬
‫تا آخرین نفسمم عوض نمی‌شه.‬

207
00:14:02,887 --> 00:14:06,948
‫تو به درد من می‌خوری،‬
‫تو رو انتخاب کنم؟‬

208
00:14:07,495 --> 00:14:09,196
‫تو اون فرصت رو از دست دادی.‬

209
00:14:09,747 --> 00:14:11,406
‫من ییلدیریم رو انتخاب کردم.‬

210
00:14:14,535 --> 00:14:16,007
‫عوض نمی‌شه، آره؟‬

211
00:14:16,607 --> 00:14:17,914
‫عوض نمی‌شه؟‬

212
00:14:27,743 --> 00:14:31,062
‫هیس! ییلدیز، خوبی؟‬

213
00:14:31,682 --> 00:14:33,320
‫- چی شد؟‬
‫- سرهات، مار!‬

214
00:14:33,561 --> 00:14:36,966
‫باشه، باشه، باشه. پات رو روش نذار.‬

215
00:14:37,702 --> 00:14:40,235
‫اون افعی نیست؟‬

216
00:14:40,491 --> 00:14:44,010
‫- چیزی نیست، تموم شد.‬
‫- اون افعی نیست؟‬

217
00:14:44,251 --> 00:14:45,781
‫سرهات، اون سمیه.‬

218
00:14:46,022 --> 00:14:47,441
‫- سرهات.‬
‫- باشه.‬

219
00:14:47,682 --> 00:14:50,229
‫- باشه، ولش کن.‬
‫- باشه، تو آروم باش.‬

220
00:14:50,470 --> 00:14:55,458
‫- هیس! تموم شد.‬
‫- اون سمیه.‬

221
00:14:55,849 --> 00:14:58,849
‫- باشه. خوبی؟‬
‫- سمیه، اونوقت می‌گی باشه؟ سمیه؟‬

222
00:14:59,178 --> 00:15:00,750
‫منو اینجا زنده نمی‌ذاره، چی چی رو باشه؟‬

223
00:15:00,991 --> 00:15:03,497
‫می‌خوام جورابت رو دربیارم،‬
‫درد داره، باشه؟‬

224
00:15:03,858 --> 00:15:05,191
‫- اول جورابت رو درمیارم.‬
‫- باشه، دربیار.‬

225
00:15:05,432 --> 00:15:07,120
‫آروم باش، باشه؟‬

226
00:15:08,249 --> 00:15:10,887
‫آروم، آروم، آروم!‬

227
00:15:14,552 --> 00:15:16,289
‫بهت گفته بودم.‬

228
00:15:16,934 --> 00:15:18,470
‫بهت گفته بودم.‬

229
00:15:18,879 --> 00:15:22,617
‫بهت گفته بودم که دلت طاقت این حقیقت رو نداره.‬

230
00:15:23,191 --> 00:15:26,962
‫بهت گفته بودم که ندونستن بهتر از دونستنه.‬

231
00:15:28,144 --> 00:15:29,963
‫گفتم، اما به کی گفتم؟‬

232
00:15:31,681 --> 00:15:35,214
‫دختر قشنگم.‬

233
00:15:37,947 --> 00:15:42,325
‫بالاخره به هوش اومدی.‬

234
00:15:44,145 --> 00:15:46,915
‫- چی شد بهم؟‬
‫- از حال رفتی.‬

235
00:15:47,156 --> 00:15:51,182
‫از حال رفتی، ولی صبر کن، برات دوغ درست کردم.‬

236
00:15:51,431 --> 00:15:55,131
‫این‌و بخور، زودی خوب می‌شی،‬
‫حالت جا میاد.‬

237
00:15:57,901 --> 00:15:59,478
‫ضیان!

238
00:16:02,758 --> 00:16:05,195
‫بابای تو ضیان خانه!‬

239
00:16:06,972 --> 00:16:10,489
‫ییلدیز و آشیر هم خواهر و برادر ناتنیت هستن!‬

240
00:16:14,627 --> 00:16:18,951
‫ملک، آروم. دخترم صبر کن،‬
‫تازه به هوش اومدی، یواش.‬

241
00:16:19,239 --> 00:16:24,398
‫یعنی اون مرد بابای منه؟‬

242
00:16:24,648 --> 00:16:26,364
‫آشیر و ییلدیز خواهر و برادر منن؟‬

243
00:16:26,605 --> 00:16:32,605
‫تو چطور تونستی همچین چیزی رو ازم مخفی کنی؟‬

244
00:16:33,775 --> 00:16:34,922
‫ملک...‬

245
00:16:35,163 --> 00:16:38,038
‫تو چطور تونستی همچین چیزی رو‬
‫بهم نگی؟‬

246
00:16:38,279 --> 00:16:40,646
‫- چطور؟‬
‫- چطوری می‌شه گفت؟‬

247
00:16:40,947 --> 00:16:43,275
‫مگه می‌شه همچین چیزایی رو گفت؟‬

248
00:16:43,745 --> 00:16:46,899
‫یه مادر چطور می‌تونه همچین چیزی رو به بچه‌اش بگه؟‬

249
00:16:47,140 --> 00:16:50,550
‫خب من نتونستم بگم.‬

250
00:16:51,205 --> 00:16:53,205
‫نتونستم بگم.‬

251
00:16:59,748 --> 00:17:03,303
‫مادرت...‬

252
00:17:04,007 --> 00:17:07,980
‫.. می‌دونی هر شب چه کابوس‌هایی می‌دید دخترم؟‬

253
00:17:08,820 --> 00:17:10,399
‫نمی‌دونی.‬

254
00:17:12,061 --> 00:17:16,058
‫مادرت با کابوس‌ها و رویاها...‬

255
00:17:16,299 --> 00:17:18,969
‫.. می‌دونی چرا اینقدر عجین شده بود؟‬

256
00:17:19,584 --> 00:17:20,862
‫نمی‌دونی.‬

257
00:17:23,310 --> 00:17:24,572
‫ملک!‬

258
00:17:25,831 --> 00:17:27,797
‫برات تعریف می‌کنم.‬

259
00:17:29,328 --> 00:17:31,632
‫تعریف می‌کنم تا تو هم بدونی.‬

260
00:17:32,529 --> 00:17:37,272
‫یه روز، اون موقع‌ها من...‬

261
00:17:38,046 --> 00:17:43,564
‫.. داشتم عزای عشقم رو می‌گرفتم که‬
‫به زور ازم گرفتنش.‬

262
00:17:44,211 --> 00:17:48,679
‫اما اونا به عزاداری من‬
‫احترام نذاشتن.‬

263
00:17:49,398 --> 00:17:52,754
‫بیچارگی منو...‬

264
00:17:52,995 --> 00:17:57,352
‫.. بی‌کسی منو ضیان غنیمت شمرد.‬

265
00:18:00,834 --> 00:18:03,946
‫به زور بهم...‬

266
00:18:04,216 --> 00:18:05,581
‫ساکت شو!‬

267
00:18:05,845 --> 00:18:10,293
‫.. به زور، بدون رضایتم...‬

268
00:18:11,400 --> 00:18:13,606
‫.. به زور بهم...‬

269
00:18:21,203 --> 00:18:22,624
‫ملک!‬

270
00:18:24,913 --> 00:18:27,708
‫ملک!‬

271
00:18:43,975 --> 00:18:46,419
‫تاوان این کار رو پس می‌دی آقا ضیان!‬

272
00:18:46,937 --> 00:18:48,365
‫پس می‌دی!‬

273
00:18:59,846 --> 00:19:02,278
‫یه ذره می‌ریزم، دردت میاد.‬

274
00:19:02,611 --> 00:19:03,702
‫باشه، بریز.‬

275
00:19:04,128 --> 00:19:07,807
‫صبر کن، صبر کن، باشه، صبر کن!‬

276
00:19:08,054 --> 00:19:10,022
‫- هیس!‬
‫- باشه.‬

277
00:19:14,306 --> 00:19:16,372
‫اینو برمی‌دارم، باشه؟‬

278
00:19:16,613 --> 00:19:19,008
‫- از اینجا نمی‌تونیم بریم بیرون.‬
‫- می‌ریم.‬

279
00:19:19,249 --> 00:19:20,806
‫- آروم.‬
‫- می‌ریم بیرون. مگه میشه نریم؟‬

280
00:19:21,047 --> 00:19:22,545
‫- طاقت میارم.‬
‫- دووم بیار.‬

281
00:19:22,786 --> 00:19:27,712
‫- نمی‌تونم دووم بیارم، از اینجا نمی‌تونیم بریم بیرون.‬
‫- می‌ریم.‬

282
00:19:29,046 --> 00:19:31,279
‫آماده‌ای؟‬

283
00:19:33,012 --> 00:19:36,928
‫صبر کن، فشار نده، فشار نده، فشار نده.‬

284
00:19:37,240 --> 00:19:40,662
‫تمومه. ببین، الان از اینجا می‌ریم بیرون.‬
‫راه حلش خیلی ساده‌ست.‬

285
00:19:40,903 --> 00:19:43,294
‫از اینجا که بریم بیرون،‬
‫بهت سرم ضد سم می‌زنن.‬

286
00:19:43,535 --> 00:19:48,863
‫همه چی درست میشه ولی تا اون موقع‬
‫نباید تکون بخوری، باشه ییلدیز؟‬

287
00:19:49,104 --> 00:19:53,712
‫- تکون نخور، می‌ریم بیرون.‬
‫- سرهات، نمی‌رسیم.‬

288
00:19:54,021 --> 00:19:57,035
‫- به بیمارستان نمی‌رسیم سرهات.‬
‫- گفتم باشه یا نه؟‬

289
00:19:57,276 --> 00:19:59,397
‫- نمی‌رسیم.‬
‫- می‌رسیم.‬

290
00:19:59,638 --> 00:20:01,475
‫مجبورم انگشترها رو دربیارم.‬

291
00:20:03,118 --> 00:20:05,256
‫اگه بدنت ورم کنه، تو انگشتت گیر نکنه.‬

292
00:20:12,013 --> 00:20:13,465
‫اوف!‬

293
00:20:16,391 --> 00:20:19,279
‫من تو رو از اینجا می‌برم بیرون.‬

294
00:20:25,885 --> 00:20:30,310
‫من تو رو از اینجا می‌برم بیرون.‬

295
00:20:30,795 --> 00:20:32,985
‫من تو رو از اینجا می‌برم بیرون.‬

296
00:20:34,000 --> 00:20:42,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

297
00:20:43,011 --> 00:20:45,768
‫تو چقدر آدم بزرگ‌منشی هستی.‬

298
00:20:47,271 --> 00:20:49,575
‫بزرگ‌منش بودن چقدر قشنگه.‬

299
00:20:49,816 --> 00:20:53,259
‫من تو رو از اینجا می‌برم بیرون.‬

300
00:20:59,332 --> 00:21:04,947
‫یالا سرهات، کجایی آخه؟ خاموشه.‬

301
00:21:13,038 --> 00:21:14,093
‫کجان ماهو؟‬

302
00:21:14,334 --> 00:21:15,786
‫پیچیدن سمت حران، آقا.‬

303
00:21:16,027 --> 00:21:17,127
‫باشه.‬

304
00:21:18,129 --> 00:21:19,519
‫دارن می‌رن سمت حران.‬

305
00:21:19,760 --> 00:21:22,911
‫خانواده‌ی تاشکسن اونجا مزرعه دارن.‬
‫معلومه دارن می‌رن اونجا.‬

306
00:21:23,382 --> 00:21:26,485
‫اون جلوتر یه راه میان‌بر هست، از اونجا‬
‫بریم راهشون رو ببندیم، باشه؟‬

307
00:21:26,726 --> 00:21:28,618
‫اون راه رو بلدم آقا، از همونجا بریم.‬

308
00:21:29,301 --> 00:21:31,567
‫نگران نباش، یوسف رو نجات می‌دیم.‬

309
00:21:33,237 --> 00:21:34,644
‫ان‌شاءالله آقا.‬

310
00:21:57,301 --> 00:21:58,536
‫داری چه غلطی می‌کنی؟‬

311
00:22:00,615 --> 00:22:02,595
‫- رامو؟‬
‫- بله آقا.‬

312
00:22:03,178 --> 00:22:07,016
‫یه جای باصفا نگه دار تا‬
‫این کوچولو رو به آقاش برسونیم.‬

313
00:22:07,257 --> 00:22:08,897
‫اطاعت آقا.‬

314
00:22:09,760 --> 00:22:13,826
‫نگران نباش، تو رو به اون آقایی که‬
‫خیلی دوسش داری می‌رسونم.‬

315
00:22:14,731 --> 00:22:16,470
‫دلت واسه آقات تنگ شده؟‬

316
00:22:17,448 --> 00:22:20,571
‫دلت تنگ شده کوچولو؟‬

317
00:22:21,333 --> 00:22:22,404
‫یالا.‬

318
00:22:33,783 --> 00:22:35,799
‫دووم بیار.‬

319
00:22:36,467 --> 00:22:37,737
‫باشه.‬

320
00:22:38,646 --> 00:22:40,281
‫باشه، چیزی نمونده.‬

321
00:22:47,902 --> 00:22:50,802
‫چی شد؟‬

322
00:22:51,043 --> 00:22:52,344
‫- خیلی سرده.‬
‫- چی؟‬

323
00:22:52,585 --> 00:22:55,543
‫خیلی سرده.‬

324
00:22:56,503 --> 00:22:58,182
‫خیلی سردمه.‬

325
00:23:06,836 --> 00:23:11,668
‫باشه. دووم بیار، خیلی کم مونده، باشه؟‬

326
00:23:11,909 --> 00:23:14,756
‫چیزی نمونده سرهات، چیزی نمونده.‬

327
00:23:19,199 --> 00:23:21,519
‫پیشم بمون، چیزی نمونده.‬

328
00:23:26,137 --> 00:23:27,439
‫باشه.‬

329
00:23:34,138 --> 00:23:35,765
‫هیس.‬

330
00:23:39,136 --> 00:23:40,439
‫باشه.‬

331
00:23:40,680 --> 00:23:42,249
‫نباید بخوابی، باشه؟‬

332
00:23:42,490 --> 00:23:44,837
‫نباید چشمات رو ببندی، باشه؟‬

333
00:23:45,288 --> 00:23:46,673
‫نباید بخوابی.‬

334
00:23:48,343 --> 00:23:54,343
‫یادته وقتی گفتی بیام آرایشگاه، گفتی...

335
00:23:57,486 --> 00:23:59,424
‫.. من به همه چی عادت دارم ولی...‬

336
00:24:00,476 --> 00:24:03,354
‫.. به تنهایی تو اون عمارت عادت نکردم‬
‫واسه همین نمی‌تونم بخوابم.‬

337
00:24:03,619 --> 00:24:04,791
‫آره.‬

338
00:24:06,429 --> 00:24:09,501
‫منم برات یه صدای ضبط شده‬
‫درست کردم و فرستادم.‬

339
00:24:10,568 --> 00:24:12,911
‫موقع ضبط کردنش خیلی بهم سخت گذشت.‬

340
00:24:13,357 --> 00:24:16,224
‫- سخته.‬
‫- اگه بدونی چند بار ضبط کردم و پاک کردم.‬

341
00:24:16,465 --> 00:24:18,074
‫ولی قشنگ بود.‬

342
00:24:21,008 --> 00:24:23,606
‫بعدش بهم گفتی که بعد از‬
‫گوش دادنش خوابیدی.‬

343
00:24:23,847 --> 00:24:26,895
‫خواب‌های خیلی قشنگی دیده بودی ولی‬
‫نگفتی چه خواب‌هایی دیدی.‬

344
00:24:28,818 --> 00:24:30,183
‫چی دیدی ییلدیز؟‬

345
00:24:30,808 --> 00:24:32,248
‫تو خوابت چی دیدی؟‬

346
00:24:37,756 --> 00:24:40,589
‫من از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم.‬

347
00:24:45,587 --> 00:24:47,519
‫من معلم شدم.‬

348
00:24:52,117 --> 00:24:54,165
‫ان‌شاءالله اون روزها رو هم می‌بینیم.‬

349
00:24:55,196 --> 00:24:56,426
‫ان‌شاءالله.‬

350
00:24:56,730 --> 00:25:02,730
‫از اینجا بریم بیرون، اون روزها رو هم می‌بینیم.‬

351
00:25:03,163 --> 00:25:05,928
‫دیگه چی دیدی؟‬

352
00:25:06,440 --> 00:25:08,285
‫تعریف کن ببینم، اون شب دیگه چه خوابی دیدی؟‬

353
00:25:10,248 --> 00:25:13,847
‫امشب یه خواب خیلی‬
‫شیرین می‌بینی.‬

354
00:25:14,628 --> 00:25:16,080
‫نه.‬

355
00:25:16,804 --> 00:25:18,011
‫چطور نه؟‬

356
00:25:20,776 --> 00:25:22,078
‫می‌خوابیم.‬

357
00:25:26,332 --> 00:25:29,752
‫تو، من...‬

358
00:25:35,055 --> 00:25:36,587
‫.. و بچه‌مون.‬

359
00:25:40,083 --> 00:25:41,257
‫سه‌تایی.‬

360
00:25:42,256 --> 00:25:44,542
‫چی داری می‌گی ییلدیز؟ تو؟‬

361
00:25:46,925 --> 00:25:49,743
‫- تو حامله...‬
‫- حامله‌ام.‬

362
00:25:54,974 --> 00:25:56,394
‫دیگه چیزی نیست؟‬

363
00:25:58,023 --> 00:26:00,279
‫- همینقدر بسه.‬
‫- فقط همین؟‬

364
00:26:01,049 --> 00:26:02,654
‫یعنی چیز دیگه‌ای ندیدی؟‬

365
00:26:04,244 --> 00:26:05,802
‫معلم شدم.‬

366
00:26:08,312 --> 00:26:12,896
‫ان‌شاءالله یه روز اون چیزی که تعریف نکردی رو‬
‫حتماً برام تعریف می‌کنی.‬

367
00:26:19,400 --> 00:26:20,991
‫تو نداری؟‬

368
00:26:23,785 --> 00:26:26,039
‫تو هیچ رؤیایی نداری؟‬

369
00:26:28,847 --> 00:26:34,847
‫من تمام رؤیاهام رو‬
‫برای بیرون آوردن تو از اینجا خرج می‌کنم.‬

370
00:26:35,897 --> 00:26:37,502
‫از اینجا می‌برمت بیرون.‬

371
00:26:43,431 --> 00:26:47,807
‫وقتی از اینجا بیای بیرون، معلم می‌شی.‬

372
00:26:48,229 --> 00:26:51,032
‫برای تمام دختربچه‌ها...‬

373
00:26:52,441 --> 00:26:54,480
‫.. الگو می‌شی.‬

374
00:27:00,735 --> 00:27:02,065
‫سرهات.‬

375
00:27:05,205 --> 00:27:06,596
‫این چیه؟‬

376
00:27:08,552 --> 00:27:09,974
‫گیره‌سرت.‬

377
00:27:10,856 --> 00:27:12,921
‫این پیش تو چیکار می‌کنه؟‬

378
00:27:15,184 --> 00:27:16,886
‫یه تار موت روش بود، واسه همین.‬

379
00:27:17,127 --> 00:27:18,863
‫نگهش داشتی؟‬

380
00:27:19,951 --> 00:27:21,445
‫نگهش داشتی، نه؟‬

381
00:27:22,921 --> 00:27:25,371
‫تنها چیزی بود که ازت برام مونده بود.‬

382
00:27:25,954 --> 00:27:29,782
‫حتی اگه یه تار مو باشه، باز یه تیکه از وجودته، واسه همین.‬

383
00:27:34,809 --> 00:27:36,779
‫دست نکشیدی.‬

384
00:27:39,174 --> 00:27:43,652
‫از من دست نکشیدی.‬

385
00:27:44,117 --> 00:27:47,331
‫من از اینجا می‌برمت بیرون.‬

386
00:27:54,886 --> 00:27:58,564
‫ولی حتی اگه زنده بمونم...‬

387
00:28:00,404 --> 00:28:02,416
‫.. این عشق غیرممکنه.‬

388
00:28:12,066 --> 00:28:13,264
‫دووم بیار.‬

389
00:28:13,971 --> 00:28:15,138
‫دووم بیار.‬

390
00:28:15,537 --> 00:28:18,427
‫من از اینجا‬
‫می‌برمت بیرون. دووم بیار.‬

391
00:28:42,734 --> 00:28:44,663
‫جای قشنگی پیدا کردین.‬

392
00:28:56,180 --> 00:28:58,207
‫اورفای قشنگ من.‬

393
00:29:00,680 --> 00:29:01,888
‫بیارینش.‬

394
00:29:15,044 --> 00:29:17,377
‫بیا کوچولو، بیا.‬

395
00:29:18,411 --> 00:29:19,705
‫بیا.‬

396
00:29:31,592 --> 00:29:32,920
‫یه نگاه بنداز.‬

397
00:29:33,552 --> 00:29:37,781
‫هوای اورفا رو‬
‫واسه آخرین بار تو ریه‌هات حبس کن.‬

398
00:29:40,987 --> 00:29:42,582
‫آخ.‬

399
00:29:45,613 --> 00:29:48,262
‫واسه آخرین بار با چشم سر ببین.‬

400
00:29:49,597 --> 00:29:54,767
‫به‌زودی هرچی که مال سرهاته‬
‫مال من می‌شه.‬

401
00:29:55,537 --> 00:29:59,785
‫ولی تو متأسفانه‬
‫نمی‌تونی اون روز رو ببینی کوچولو.‬

402
00:30:00,026 --> 00:30:01,895
‫تو هم نمی‌بینی.‬

403
00:30:03,265 --> 00:30:06,550
‫جل‌الخالق! اونوقت چطوری قراره بشه؟‬

404
00:30:07,938 --> 00:30:09,138
‫اینطوری!‬

405
00:30:09,800 --> 00:30:16,800
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

406
00:30:17,656 --> 00:30:18,889
‫می‌میری!‬

407
00:30:22,242 --> 00:30:25,424
‫کوچولو رو باش! کوچولوی منو نگاه کن!

408
00:30:26,440 --> 00:30:29,256
‫می‌گی هم می‌میرم هم می‌کشم، آره؟

409
00:30:29,633 --> 00:30:32,449
‫به نظرت من نگران جون خودم هستم، مرتیکه‌ی احمق؟‬

410
00:30:33,181 --> 00:30:34,348
‫هان؟‬

411
00:30:35,738 --> 00:30:37,741
‫سرهات خانِ من مرده لعنتی!‬

412
00:30:38,233 --> 00:30:43,168
‫سرهات خانِ من مرده، به نظرت جون من ارزشی داره آخه؟‬

413
00:30:43,445 --> 00:30:45,786
‫زنده باشم یا بمیرم فرقی نمی‌کنه!‬

414
00:30:46,328 --> 00:30:47,998
‫تو هم می‌میری!‬

415
00:30:50,629 --> 00:30:53,536
‫تا انتقامش رو نگیرم نمی‌رم،‬
‫خیالت راحت.‬

416
00:30:54,495 --> 00:30:55,807
‫خیالت راحت!‬

417
00:31:10,674 --> 00:31:12,697
‫- راه بیفت!‬
‫- مرتیکه!‬

418
00:31:23,647 --> 00:31:25,863
‫تسلیم شین لعنتیا!‬

419
00:31:26,104 --> 00:31:27,633
‫تسلیم شین! !‬

420
00:31:28,483 --> 00:31:30,518
‫بدوئین!‬

421
00:31:34,442 --> 00:31:37,128
‫یوسف!‬

422
00:31:37,369 --> 00:31:41,419
‫وایسا لعنتی، وایسا!‬

423
00:31:41,681 --> 00:31:43,767
‫خودت رو به کشتن می‌دی! وایسا!‬

424
00:31:44,008 --> 00:31:45,599
‫ما داریم سعی می‌کنیم نجاتت بدیم‬
‫تو داری چیکار می‌کنی؟‬

425
00:31:45,840 --> 00:31:48,718
‫جون من مهم نیست!‬

426
00:31:48,959 --> 00:31:51,922
‫- یوسف، پسرم خوبی؟ تیر خوردی؟‬
‫- من خوبم بابا.‬

427
00:31:52,353 --> 00:31:55,862
‫اگه یه ذره دیرتر میومدین‬
‫اون ییلدیریم رو می‌کشتم!‬

428
00:31:56,103 --> 00:31:59,829
‫باشه، ولش کن. بعداً حسابش رو می‌رسیم،‬
‫همین که خوبی کافیه.‬

429
00:32:00,070 --> 00:32:01,303
‫بعداً نمی‌شه!‬

430
00:32:01,616 --> 00:32:05,260
‫بعداً نمی‌شه! اون قاتل سرهات خانه،‬
‫همین الان باید بمیره، همین الان!‬

431
00:32:05,731 --> 00:32:06,818
‫چی؟‬

432
00:32:08,263 --> 00:32:10,953
‫- قاتل سرهات؟‬
‫- چی داری می‌گی پسرم؟‬

433
00:32:11,194 --> 00:32:14,288
‫چی می‌گی لعنتی؟ چه قاتلی؟ حرف بزن!‬
‫بنال دیگه!‬

434
00:32:14,535 --> 00:32:17,535
‫- حرف بزن!‬
‫- واسه آقام تو معدن تله گذاشت!‬

435
00:32:18,062 --> 00:32:20,431
‫گفت یوسف تو غاره.‬
‫گفت برو اونجا.‬

436
00:32:20,701 --> 00:32:22,614
‫بعدش غار رو منفجر کرد.‬

437
00:32:23,815 --> 00:32:25,648
‫آقا سرهات اون تو موند؟

438
00:32:28,077 --> 00:32:30,413
‫آقام واسه نجات دادن من رفت تو.‬

439
00:32:32,427 --> 00:32:33,697
‫آقام مُرد.‬

440
00:32:35,244 --> 00:32:38,342
‫چی می‌گی لعنتی؟ چه مُردنی؟‬

441
00:32:38,933 --> 00:32:41,274
‫شاید اون توئه، شاید هنوز زنده‌ست؟‬

442
00:32:41,575 --> 00:32:45,889
‫داداش من به این راحتیا‬
‫خودش رو نمی‌بازه، فهمیدی؟‬

443
00:32:46,130 --> 00:32:47,705
‫یالا راه بیفتین! گفتم راه بیفتین!‬

444
00:32:47,946 --> 00:32:52,422
‫راه بیفتین دیگه! یالا!‬
‫زود باشین!‬

445
00:32:52,663 --> 00:32:58,470
‫قضیه‌ی طلاق ندا و آشیر رو‬
‫فعلاً می‌ذارم کنار.‬

446
00:32:58,937 --> 00:33:00,823
‫تو هم باید بهم کمک کنی.‬

447
00:33:01,064 --> 00:33:03,405
‫خب آشیر نمی‌خواد دیگه.‬

448
00:33:04,000 --> 00:33:06,360
‫مگه می‌شه به زور کسی رو خوشبخت کرد، آقا ضیان؟‬

449
00:33:06,601 --> 00:33:08,991
‫می‌شه مریم، می‌شه.‬

450
00:33:09,802 --> 00:33:11,748
‫یه نقشه‌هایی تو سرم دارم.‬

451
00:33:11,989 --> 00:33:14,218
‫تو فقط رو حرف من حرف نزن، همین کافیه.‬

452
00:33:15,775 --> 00:33:20,431
‫وگرنه تو و آشیر رو از این عمارت پرت می‌کنم بیرون.‬

453
00:33:33,488 --> 00:33:35,024
‫همه‌چی روبه‌راهه؟‬

454
00:33:37,579 --> 00:33:40,033
‫- روبه‌راهه، به لطف تو.‬
‫- خوش اومدی آقا.‬

455
00:33:40,744 --> 00:33:42,845
‫- ییلدیز کجاست پس؟‬
‫- هنوز نیومده آقا.‬

456
00:33:43,272 --> 00:33:45,586
‫این چه آموزشگاهیه آخه،‬
‫چند ساعته پیداش نیست؟‬

457
00:33:45,827 --> 00:33:50,472
‫آقا، در ضمن اون دوتا تریلی خرابمون‬
‫دوباره از کار افتادن.‬

458
00:33:50,817 --> 00:33:52,836
‫فرستادمش تعمیرگاه،‬
‫منتظر خبر اوستام.‬

459
00:33:53,077 --> 00:33:54,424
‫باشه مصطفی، باشه.‬

460
00:34:08,937 --> 00:34:10,148
‫بفرمایید ملک خانم، ما کمکتون می‌کنیم.‬

461
00:34:10,389 --> 00:34:12,005
‫می‌خوام با آقا ضیانت صحبت کنم.‬

462
00:34:12,246 --> 00:34:14,331
‫- همینجا منتظر بمونین، ما خبر می‌دیم.‬
‫- از سر راهم برو کنار!‬

463
00:34:14,572 --> 00:34:15,972
‫- خانم.‬
‫- برو کنار، ولم کن!‬

464
00:34:16,213 --> 00:34:18,172
‫- ملک خانم، همینجا منتظر بمونین.‬
‫- ولم کن، از سرِ راهم برو کنار!‬

465
00:34:18,413 --> 00:34:19,943
‫- کسی قرار نیست خبر بده، برو کنار!‬
‫- چه خبره اینجا؟‬

466
00:34:20,184 --> 00:34:22,126
‫- نمی‌خواد خبر بدی! ولم کن!‬
‫- خانم!‬

467
00:34:22,367 --> 00:34:23,579
‫چه خبره اینجا؟‬

468
00:34:25,501 --> 00:34:27,370
‫دختره رو ول کن، ولش کن!‬

469
00:34:31,525 --> 00:34:34,775
‫- خیر باشه ملک؟‬
‫- یه حساب تسویه نشده با بابات دارم.‬

470
00:34:35,430 --> 00:34:37,610
‫اومدم اون حسابو صاف کنم.‬

471
00:34:38,221 --> 00:34:39,507
‫فهمیدی؟‬

472
00:34:41,146 --> 00:34:43,679
‫دیگه می‌دونم چرا بهم می‌گفتی خواهر.‬

473
00:34:46,565 --> 00:34:47,930
‫کجاست؟‬

474
00:34:51,257 --> 00:34:52,449
‫کجاست؟‬

475
00:34:52,824 --> 00:34:55,756
‫- آقات کجاست؟‬
‫- توئه، اتاق روبه‌رویی.‬

476
00:35:07,183 --> 00:35:08,508
‫این...‬

477
00:35:09,600 --> 00:35:12,591
‫این شوم اینجا چیکار می‌کنه آشیر؟‬

478
00:35:13,117 --> 00:35:15,411
‫اومده از بابا حساب پس بگیره.‬

479
00:35:17,136 --> 00:35:18,620
‫خیر باشه دخترم؟‬

480
00:35:24,840 --> 00:35:26,598
‫به من نگو دخترم!‬

481
00:35:28,338 --> 00:35:29,825
‫داری چیکار می‌کنی؟‬

482
00:35:32,289 --> 00:35:33,797
‫تو دخالت نکن زن.‬

483
00:35:35,344 --> 00:35:36,427
‫دخترم.‬

484
00:35:39,048 --> 00:35:41,302
‫به من نگو دخترم!‬

485
00:35:52,620 --> 00:35:53,848
‫به من نگاه کن!‬

486
00:35:54,620 --> 00:35:58,070
‫یه وقت فکر کشیدن اون ماشه به سرت نزنه!‬

487
00:35:58,736 --> 00:36:01,403
‫می‌فهمی کی روبه‌روت ایستاده؟‬

488
00:36:05,097 --> 00:36:06,450
‫می‌فهمم!‬

489
00:36:07,579 --> 00:36:13,211
‫یکی‌شون یه آدم پستیه که به سوده رحم نکرد!‬

490
00:36:16,071 --> 00:36:21,047
‫اون یکی هم یه جانیه که مامان و بابامو کشت!‬

491
00:36:28,516 --> 00:36:29,596
‫ای خدا...‬

492
00:36:30,952 --> 00:36:34,163
‫ننه دیوونه‌اش رفت، این یکی اومد.‬

493
00:36:35,976 --> 00:36:40,369
‫ننه تو آقا ضیان رو بخشید.‬

494
00:36:42,445 --> 00:36:44,841
‫تو دیگه دنبال تسویه حساب چی هستی؟‬

495
00:36:45,082 --> 00:36:47,288
‫تو دخالت نکن زن!‬

496
00:37:07,416 --> 00:37:08,780
‫سرهات.‬

497
00:37:10,824 --> 00:37:13,482
‫- چی شد؟‬
‫- سرهات، آب.‬

498
00:37:15,833 --> 00:37:18,470
‫آب، آب، آب.‬

499
00:37:18,713 --> 00:37:19,792
‫آب.‬

500
00:37:25,021 --> 00:37:27,307
‫بیا، بیا، بیا.‬

501
00:37:27,904 --> 00:37:29,086
‫باشه.‬

502
00:37:35,930 --> 00:37:37,184
‫باشه.‬

503
00:37:37,693 --> 00:37:38,876
‫باشه.‬

504
00:37:41,041 --> 00:37:42,726
‫اینکه از من دست نکشیدی...‬

505
00:37:43,360 --> 00:37:47,024
‫.. و هنوز دوستم داری رو می‌دونم، اما نمی‌دونم چرا بهم پشت کردی.‬

506
00:37:48,899 --> 00:37:50,541
‫نمی‌تونم بگم.‬

507
00:37:52,697 --> 00:37:55,223
‫قول دادم.‬

508
00:37:58,287 --> 00:38:03,032
‫تا آخرین نفسم نمی‌تونم بگم.‬

509
00:38:04,072 --> 00:38:05,707
‫به کی قول دادی؟‬

510
00:38:10,065 --> 00:38:11,883
‫باشه. حرف می‌زنیم.‬

511
00:38:12,948 --> 00:38:14,154
‫بذار از اینجا بریم بیرون.‬

512
00:38:14,395 --> 00:38:16,005
‫سرهات، صبر کن.‬

513
00:38:17,462 --> 00:38:21,200
‫ییلدیز!‬

514
00:38:21,441 --> 00:38:23,883
‫- دیگه وقت کمه.‬
‫- ییلدیز!‬

515
00:38:24,740 --> 00:38:27,201
‫تو رو با این راز تنها نمی‌ذارم.‬

516
00:38:31,715 --> 00:38:33,359
‫ملک خواهر ناتنی منه.‬

517
00:38:33,600 --> 00:38:35,335
‫ییلدیز چشماتو باز کن، ییلدیز!‬

518
00:38:35,814 --> 00:38:37,102
‫چشماتو باز کن!‬

519
00:38:37,343 --> 00:38:42,352
‫تا ملک با اون بچه‌ای که تو شکمشه به آرامش برسه.‬

520
00:38:43,822 --> 00:38:48,500
‫واسه اینکه اون به آرامش برسه بهت پشت کردم.‬

521
00:38:49,291 --> 00:38:52,902
‫ییلدیز!‬

522
00:38:53,166 --> 00:38:55,937
‫ییلدیز!‬

523
00:38:56,178 --> 00:38:59,529
‫چشماتو باز کن ییلدیز!‬

524
00:39:00,182 --> 00:39:03,454
‫چشماتو باز کن!‬

525
00:39:05,261 --> 00:39:08,141
‫چشماتو نبند، باشه؟‬
‫بیهوش نشو، ببین چیزی نیست.‬

526
00:39:08,382 --> 00:39:11,613
‫نباید بخوابی.‬
‫به من نگاه کن، چیزی نیست، باشه.‬

527
00:39:12,020 --> 00:39:15,282
‫من تو رو می‌برم بیرون،‬
‫چیزی نمونده ییلدیز، طاقت بیار.‬

528
00:39:15,671 --> 00:39:18,467
‫طاقت بیار، می‌برمت بیرون، باشه؟‬

529
00:39:18,937 --> 00:39:21,528
‫تو رو از اینجا می‌برم بیرون.‬

530
00:39:35,208 --> 00:39:38,716
‫تو، گذشته‌ی من...‬

531
00:39:39,580 --> 00:39:42,647
‫.. آینده‌ام و زندگیم رو ازم دزدیدی!‬

532
00:39:48,381 --> 00:39:50,706
‫تو یه زندگی به من بدهکاری.‬

533
00:39:53,523 --> 00:39:54,936
‫اما...‬

534
00:39:57,280 --> 00:39:58,629
‫اما...‬

535
00:39:59,107 --> 00:40:01,647
‫.. دیگه واسه جبرانش خیلی دیره.‬

536
00:40:10,000 --> 00:40:18,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

537
00:40:38,873 --> 00:40:40,270
‫آقا!‬

538
00:40:48,963 --> 00:40:51,543
‫برین بیرون، به کارتون برسین.‬

539
00:40:51,784 --> 00:40:55,602
‫- آقا مطمئنین؟‬
‫- وقتی می‌گم برین یعنی برین خلیل!‬

540
00:40:55,843 --> 00:40:57,613
‫اطاعت می‌شه آقا.‬

541
00:40:58,193 --> 00:41:00,201
‫راه بیفت آسیه، راه بیفتین. دخترا راه بیفتین.‬

542
00:41:04,915 --> 00:41:10,232
‫آشیر اون اسلحه رو از دستش بگیر دیگه، چرا وایسادی؟‬

543
00:41:10,501 --> 00:41:14,691
‫منتظری همه‌مون رو اینطوری به رگبار ببنده؟‬

544
00:41:14,990 --> 00:41:17,744
‫تو هر چقدر که مادر منی...‬

545
00:41:18,533 --> 00:41:21,176
‫.. و این مرد هم پدر منه...‬

546
00:41:22,386 --> 00:41:24,283
‫.. این دختر طفلک هم خواهر منه.‬

547
00:41:26,016 --> 00:41:29,130
‫هم تو دردش، هم تو دعواش تا آخر حق با اونه.‬

548
00:41:34,114 --> 00:41:37,995
‫- من بهش چیزی نمی‌گم.‬
‫- تف به روت، مایه ننگ منی.‬

549
00:41:55,206 --> 00:41:59,357
‫باید می‌کشتمت. اما دلیل اینکه این کار رو نکردم...

550
00:42:00,600 --> 00:42:02,219
‫.. دلسوزی برای تو نیست.‬

551
00:42:03,010 --> 00:42:04,399
‫تو...‬

552
00:42:05,734 --> 00:42:08,131
‫.. تو بچه‌ی به دنیا نیومده‌ام رو‬
‫نجات دادی.‬

553
00:42:09,254 --> 00:42:12,127
‫اما دیگه هیچ‌وقت...‬

554
00:42:12,368 --> 00:42:14,852
‫.. بهم نگو دخترم!‬

555
00:42:15,181 --> 00:42:18,157
‫نه تو دختری مثل من داری...‬

556
00:42:21,217 --> 00:42:23,034
‫.. نه من...‬

557
00:42:24,675 --> 00:42:27,493
‫.. نه من پدری مثل تو دارم.‬

558
00:42:33,390 --> 00:42:36,255
‫به جای اینکه سر ما داد و بیداد کنی...‬

559
00:42:37,339 --> 00:42:41,442
‫.. برو از اون سلطانی که بهش می‌گی مادر حساب پس بگیر.‬

560
00:42:42,550 --> 00:42:44,607
‫اون اولین کسی بود که این راز رو فهمید.‬

561
00:42:45,364 --> 00:42:48,412
‫ما نه. تو همون عمارت...‬

562
00:42:48,732 --> 00:42:51,629
‫.. این راز رو ازت مخفی کرد.‬

563
00:42:51,870 --> 00:42:54,576
‫اصل کاری اونه، از اون حساب پس بگیر!‬

564
00:42:57,822 --> 00:43:01,560
‫مادرم راست می‌گه خواهرم.‬
‫یادته ازم پرسیدی...‬

565
00:43:01,829 --> 00:43:04,797
‫.. که سلطان‌خانم بهت چی گفت‬
‫و چرا نظرت عوض شد؟‬

566
00:43:06,628 --> 00:43:09,090
‫واسه همین بود که رفتم و‬
‫ییلدیز رو دادم به ییلدیریم.‬

567
00:43:47,996 --> 00:43:50,194
‫بیخودی تلاش نکن سرهات.‬

568
00:43:52,509 --> 00:43:54,898
‫هیچ‌کس نمی‌دونه ما اینجاییم.‬

569
00:43:59,970 --> 00:44:03,359
‫من نمی‌ذارم با این راز بمونی.‬

570
00:44:04,736 --> 00:44:06,911
‫از زبون من نمی‌شنوی.‬

571
00:44:09,368 --> 00:44:12,312
‫اما بعد از مرگ من می‌فهمی.‬

572
00:44:46,549 --> 00:44:47,851
‫داداشی...‬

573
00:44:51,308 --> 00:44:52,753
‫چرا اومدی؟‬

574
00:44:55,665 --> 00:44:59,014
‫وقتی داشتی از عمارت می‌رفتی حالت خوب نبود،‬
‫واسه همین گفتم بیام پیشت.‬

575
00:45:00,184 --> 00:45:02,525
‫خواستی به عنوان برادرم چکم کنی.‬

576
00:45:03,816 --> 00:45:05,641
‫اونم بعد از ۳۰ سال.‬

577
00:45:13,516 --> 00:45:15,167
‫ببین...‬

578
00:45:15,771 --> 00:45:17,930
‫.. ملک، هر چی بگی حق داری اما...‬

579
00:45:18,171 --> 00:45:22,322
‫.. اما ما از پسش برمیایم، موفق می‌شیم.‬
‫ما با هم یه خانواده‌ایم.‬

580
00:45:23,638 --> 00:45:27,892
‫چه خانواده‌ای آخه؟ چه خانواده‌ای؟‬
‫هر بلایی بود سر من آوردین!‬

581
00:45:28,133 --> 00:45:30,752
‫از همه‌تون، از تک‌تکتون‬
‫متنفرم.‬

582
00:45:30,993 --> 00:45:33,646
‫اصلاً دلتون برام نسوخت؟‬
‫هیچ رحمی نداشتین؟‬

583
00:45:33,887 --> 00:45:36,148
‫من مگه چیکارتون کرده بودم؟‬
‫اصلاً دلتون برام نسوخت؟‬

584
00:45:37,533 --> 00:45:40,216
‫اصلاً دلتون برام نسوخت؟‬
‫من چیکارتون کرده بودم؟‬

585
00:45:42,198 --> 00:45:44,405
‫داداشی، ببین ملک...‬

586
00:45:45,280 --> 00:45:47,930
‫اصلاً، ابداً...‬

587
00:45:56,758 --> 00:45:58,830
‫ییلدیز می‌دونست، نه؟‬

588
00:46:01,167 --> 00:46:02,817
‫معلومه که می‌دونست.‬

589
00:46:03,408 --> 00:46:06,464
‫من نمی‌دونستم. سرهات هم همینطور.‬

590
00:46:07,111 --> 00:46:10,603
‫اگه سرهات می‌دونست،‬
‫رفتارش با شما فرق می‌کرد.‬

591
00:46:11,019 --> 00:46:14,082
‫می‌رفت و حساب تک‌تک کارهایی که‬
‫با سوده کردن رو می‌رسید.‬

592
00:46:15,556 --> 00:46:17,580
‫ببین، سرهات نمی‌دونست.‬

593
00:46:17,821 --> 00:46:20,389
‫ملک، اگه سرهات می‌دونست،‬
‫وضعیت پدرت الان این نبود.‬

594
00:46:20,630 --> 00:46:22,000
‫سرهات هم نمی‌دونست.‬

595
00:46:22,382 --> 00:46:24,207
‫ما رو احمق فرض کردین.‬

596
00:46:24,560 --> 00:46:26,703
‫هر دوی ما رو احمق فرض کردین.‬

597
00:46:26,999 --> 00:46:29,436
‫مخصوصاً اون خواهرت، ییلدیز...‬

598
00:46:29,677 --> 00:46:31,658
‫.. هر دوی ما رو احمق فرض کرد.‬

599
00:46:32,178 --> 00:46:35,241
‫ملک ببین، ییلدیز واسه محافظت از تو...‬

600
00:46:35,482 --> 00:46:37,580
‫.. رفت و تن به ازدواج با ییلدیریم داد داداشی.‬

601
00:46:37,868 --> 00:46:40,584
‫ملک، ییلدیز بین خودش و سرهات‬
‫فاصله انداخت، این کار رو نکن.‬

602
00:46:40,825 --> 00:46:44,340
‫ببین، اصلاً و ابداً سعی نکن جلوی من‬
‫از ییلدیز دفاع کنی، فهمیدی؟‬

603
00:46:44,621 --> 00:46:47,431
‫خواهر تو یه مار هفت‌خطه.‬

604
00:46:48,173 --> 00:46:50,467
‫مگه نرفت با ییلدیریم نامزد کرد؟‬

605
00:46:50,906 --> 00:46:54,883
‫نامزد کرد، مگه نه؟ اما دست از سر سرهات،‬
‫شوهر من...‬

606
00:46:55,203 --> 00:46:57,393
‫.. حتی یه لحظه هم برنداشت.‬

607
00:46:58,560 --> 00:47:00,287
‫همونی نیست که وقتی نامزد داشت،‬
‫رفت و سرهات رو بوسید؟‬

608
00:47:00,528 --> 00:47:02,729
‫بابا نمی‌دونست ملک، نمی‌دونست داداشی.‬

609
00:47:03,160 --> 00:47:06,196
‫اون موقع نمی‌دونست که با هم خواهر و برادرین.‬
‫به خدا نمی‌دونست.‬

610
00:47:06,437 --> 00:47:09,924
‫بهت قسم می‌خورم، اگه می‌دونست هم‬
‫هیچی عوض نمی‌شد.‬

611
00:47:11,425 --> 00:47:13,227
‫اما قول می‌دم...‬

612
00:47:13,539 --> 00:47:16,444
‫.. از این به بعد دیگه هیچی‬
‫مثل قبل نمی‌شه.‬

613
00:47:16,939 --> 00:47:20,598
‫فهمیدی؟ دیگه هیچ‌کس نمی‌تونه‬
‫منو احمق فرض کنه.‬

614
00:47:21,429 --> 00:47:23,032
‫از همه‌تون متنفرم.‬

615
00:47:23,281 --> 00:47:27,336
‫اما از اون ییلدیز مثلاً خواهرم،‬
‫خیلی بیشتر متنفرم.‬

616
00:47:27,650 --> 00:47:32,229
‫الان می‌رم و همه‌چیز رو‬
‫مو به مو برای سرهات تعریف می‌کنم.‬

617
00:47:32,909 --> 00:47:35,449
‫وقتی سرهات این حقیقت رو بفهمه...‬

618
00:47:35,848 --> 00:47:37,929
‫.. ببینیم دیگه حاضر می‌شه به صورت ییلدیز‬
‫نگاه کنه یا نه.‬

619
00:47:38,207 --> 00:47:41,390
‫ملک. ملک.‬

620
00:47:43,879 --> 00:47:45,252
‫ای بابا، ملک!‬

621
00:47:54,947 --> 00:47:56,717
‫ای بابا بابا...‬

622
00:47:57,448 --> 00:48:00,912
‫.. آخه بابا، به خدا قسم که اون دنیا هم جایی نداری،‬
‫هیچ‌جوره بخشیده نمی‌شی.‬

623
00:48:04,880 --> 00:48:07,507
‫یالله، خودتونو جمع و جور کنین.‬

624
00:48:07,748 --> 00:48:09,865
‫صداشم که شنیدین، خدا رو شکر.‬

625
00:48:10,234 --> 00:48:14,544
‫خیلی ترسیدم خانم‌جون.‬
‫وقتی جلوی چشمم دزدیدنش...‬

626
00:48:15,962 --> 00:48:17,843
‫.. فکر کردم دیگه هیچ‌وقت صداشو نمی‌شنوم.‬

627
00:48:18,091 --> 00:48:21,202
‫دخترم، انگار ما نتونستیم‬
‫هیچی بهت یاد بدیم‌ها.‬

628
00:48:21,801 --> 00:48:23,047
‫قبل از عروسی...‬

629
00:48:23,288 --> 00:48:27,699
‫.. مگه بهت نگفتم اگه داماد، عروس رو تو لباسِ عروس ببینه‬
‫بدیمنی میاره؟‬

630
00:48:28,224 --> 00:48:30,645
‫هر کاری، یه راه و چاهی داره.‬

631
00:48:30,886 --> 00:48:34,681
‫مامان گفتم، به خدا گفتم.‬
‫اما گوش نکرد که.‬

632
00:48:34,929 --> 00:48:36,681
‫این ممکنه یه نشونه باشه.‬

633
00:48:37,700 --> 00:48:39,194
‫هاجیک...‬

634
00:48:39,671 --> 00:48:42,092
‫.. نشونه‌ای بزرگ‌تر از دزدیده شدن داماد هم‬
‫مگه داریم؟‬

635
00:48:42,340 --> 00:48:44,475
‫تو یه بار دیگه در مورد این ازدواج فکر کن.‬

636
00:48:44,725 --> 00:48:48,471
‫ببین، وقتی من و عاکف داشتیم ازدواج می‌کردیم هم‬
‫کلی نشونه بود...‬

637
00:48:48,712 --> 00:48:52,016
‫.. اما چشمامو روی همه‌شون بستم،‬
‫اگه عقل الانمو داشتم...‬

638
00:48:53,393 --> 00:48:55,012
‫خب، نورگل؟‬

639
00:48:56,756 --> 00:49:00,939
‫والا مامان، با این حال باز هم‬
‫چشمامو رو همش می‌بستم، می‌دونین؟‬

640
00:49:02,451 --> 00:49:06,697
‫آدم بی‌تفاوتیه ولی با این حال من‬
‫پسرتو خیلی دوست دارم.‬

641
00:49:08,173 --> 00:49:12,641
‫فردا می‌رم دکتر. ان‌شاءالله یه‬
‫نوه‌ی دیگه برات میاد.‬

642
00:49:12,882 --> 00:49:14,883
‫توبه یا ربی، توبه.‬

643
00:49:15,482 --> 00:49:18,309
‫یالا دیگه، یالا. شما هم دیگه‬
‫خودتونو جمع‌وجور کنین.‬

644
00:49:18,550 --> 00:49:20,518
‫وقتی مردا اومدن شما رو اینطوری نبینن.‬

645
00:49:20,766 --> 00:49:24,648
‫اون به کنار، لباس عروس خیلی قشنگ بود.‬
‫خیلی هم بهت میومد.‬

646
00:49:24,889 --> 00:49:26,800
‫- کوثر.‬
‫- کوثر؟‬

647
00:49:28,758 --> 00:49:31,552
‫این ملک، هنوز نیومده، نه؟‬

648
00:49:31,793 --> 00:49:34,188
‫- نه، هنوز نیومده.‬
‫- خیلی وقت شده که رفته.‬

649
00:49:34,604 --> 00:49:39,041
‫ان‌شاءالله که حماقت نکرده باشی و‬
‫حقیقتو لو نداده باشی سوده.‬

650
00:49:39,563 --> 00:49:42,317
‫کی می‌دونه ملک خانم‬
‫کجا داره خوش می‌گذرونه.‬

651
00:49:43,916 --> 00:49:45,765
‫ها دخترم، خوش اومدی.‬

652
00:49:46,412 --> 00:49:48,991
‫خیره ان‌شاءالله، چرا رنگ و روت پریده؟‬

653
00:49:49,232 --> 00:49:50,968
‫- خوبی؟‬
‫- نه، نیستم.‬

654
00:49:51,623 --> 00:49:53,885
‫- می‌تونیم حرف بزنیم؟‬
‫- البته.‬

655
00:49:54,126 --> 00:49:56,284
‫معلومه مامانش نتونسته دهنشو ببنده.‬

656
00:49:56,525 --> 00:49:58,873
‫یالا شما هم برین سر کار و زندگیتون، یالا.‬

657
00:50:01,364 --> 00:50:03,427
‫خیلی این دختر رو لوس کردن، خیلی.‬

658
00:50:03,668 --> 00:50:07,667
‫اما فردا پس‌فردا که بچه‌ی من‬
‫به دنیا بیاد، کسی به صورت این نگاه نمی‌کنه.‬

659
00:50:10,000 --> 00:50:18,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

660
00:50:29,061 --> 00:50:30,772
‫اینکه بابای من...‬

661
00:50:33,461 --> 00:50:37,271
‫اینکه بابای من، اون ضیان پست‌فطرته...‬

662
00:50:39,403 --> 00:50:41,331
‫.. خبر داشتی؟‬

663
00:50:44,369 --> 00:50:47,306
‫معلومه که خیلی وقته می‌دونستین.‬

664
00:50:52,179 --> 00:50:55,250
‫ببین، الان به حرفم گوش کن دخترم.‬

665
00:50:55,562 --> 00:50:57,181
‫به حرفت گوش می‌دادم.‬

666
00:50:57,438 --> 00:51:01,716
‫اگه اینو از زبون خودت شنیده بودم،‬
‫بهت گوش می‌دادم ولی دیگه خیلی دیره.‬

667
00:51:02,117 --> 00:51:04,524
‫سرهات هم از این موضوع خبر نداره،‬
‫مگه نه؟‬

668
00:51:04,771 --> 00:51:06,707
‫- نه.‬
‫- معلومه که نداره.‬

669
00:51:08,608 --> 00:51:10,537
‫آخه تو چطور تونستی سکوت کنی؟‬

670
00:51:10,903 --> 00:51:13,022
‫چطور یه همچین چیزی رو مخفی کردی؟‬

671
00:51:13,263 --> 00:51:16,289
‫یه آدم چطور می‌تونه با یه همچین‬
‫بار سنگینی زندگی کنه؟‬

672
00:51:16,546 --> 00:51:18,887
‫چطوری؟ اصلاً باشه، منو ول کن.‬

673
00:51:19,128 --> 00:51:21,547
‫اگه من حامله نبودم،‬
‫اگه ییلدیز به دالیان نرفته بود...‬

674
00:51:21,788 --> 00:51:23,821
‫.. تو باز هم می‌تونستی تو چشمای من نگاه کنی؟‬

675
00:51:24,062 --> 00:51:25,485
‫بگو، نگاه می‌کردی؟‬

676
00:51:25,726 --> 00:51:28,607
‫اون موقع‌ها معلومه که عروس‬
‫ایده‌آلت ییلدیز بود، مگه نه؟‬

677
00:51:28,928 --> 00:51:30,436
‫اصلاً باشه، ما رو ول کن.‬

678
00:51:30,677 --> 00:51:34,801
‫یه آدم، چطور می‌تونه زل بزنه‬
‫تو چشمای بچه‌ی خودش و...‬

679
00:51:35,050 --> 00:51:36,899
‫.. یه همچین چیزی رو بهش نگه؟‬

680
00:51:37,140 --> 00:51:39,411
‫چطور می‌تونه این کار رو بکنه، چطور سکوت می‌کنه؟‬

681
00:51:40,145 --> 00:51:42,335
‫باید اونطوری می‌شد.‬

682
00:51:44,278 --> 00:51:47,953
‫چه جالب، چه خوب،‬
‫باید اونطوری می‌شد.‬

683
00:51:48,257 --> 00:51:52,638
‫من وقتی یه وجب بچه بودم منو از بغل مامانم‬
‫کشیدی بیرون و دادی به یکی دیگه.‬

684
00:51:52,947 --> 00:51:55,328
‫بعدش هم من با سرهات ازد...‬

685
00:51:55,625 --> 00:51:59,379
‫داری وضعمونو می‌بینی؛ ییلدیز، من، سرهات.‬
‫آخه چطور تونستی سکوت کنی؟‬

686
00:51:59,838 --> 00:52:03,282
‫چطوری؟ وقتی به نفعت نیست‬
‫می‌گی باید اونطوری می‌شد.‬

687
00:52:03,668 --> 00:52:06,384
‫باریکلا بهت. باریکلا، بهت تبریک می‌گم.‬

688
00:52:06,625 --> 00:52:08,958
‫آخه نمی‌دونستم، باشه؟‬

689
00:52:09,199 --> 00:52:11,071
‫اون موقع که سرهات با تو ازدواج کرده بود...‬

690
00:52:11,312 --> 00:52:16,203
‫.. و وقتی با ییلدیز عقد شرعی کرد، من‬
‫نمی‌دونستم که شما دوتا با هم خواهرین.‬

691
00:52:16,444 --> 00:52:19,119
‫آخه اگه می‌دونستم اجازه می‌دادم‬
‫یه همچین اتفاقی بیفته؟‬

692
00:52:19,360 --> 00:52:22,670
‫باعث یه همچین گناهی می‌شدم؟‬

693
00:52:23,771 --> 00:52:27,988
‫ولی بعدش فهمیدی.‬
‫فهمیدی ولی بازم سکوت کردی.‬

694
00:52:28,476 --> 00:52:30,992
‫وقتی یه بار بفهمی و سکوت کنی...‬

695
00:52:31,590 --> 00:52:32,819
‫.. دیگه نمی‌تونی تعریفش کنی.‬

696
00:52:33,060 --> 00:52:37,494
‫اگه سرهات می‌فهمید که من می‌دونستم و سکوت کردم‬
‫می‌دونی چیکار می‌کرد؟‬

697
00:52:38,224 --> 00:52:43,705
‫اون سر اون دروغ حاملگی پرخطر‬
‫خواست اسم منو از مادری خط بزنه.‬

698
00:52:43,946 --> 00:52:46,324
‫بقیه‌اش رو دیگه خودت تصور کن.‬

699
00:52:46,710 --> 00:52:51,631
‫همینجا منتظر می‌مونم. سرهات که اومد‬
‫همه چیزو مو به مو براش تعریف می‌کنم.‬

700
00:52:52,271 --> 00:52:55,136
‫اون وقت خدا می‌دونه با تو چطور رفتار می‌کنه.‬

701
00:52:55,384 --> 00:52:59,336
‫اما هم دست تو رو رو می‌کنم،‬
‫هم دست اون ییلدیز دروغگو رو.‬

702
00:52:59,584 --> 00:53:01,689
‫وقتی تعریف کنی چی می‌شه؟‬

703
00:53:02,265 --> 00:53:04,948
‫ها، وقتی حرف بزنی چی می‌شه؟‬

704
00:53:06,500 --> 00:53:08,587
‫چهره‌ی واقعی‌تونو می‌بینه.‬

705
00:53:08,828 --> 00:53:11,215
‫فکر می‌کنی فقط در همین حد می‌مونه؟‬

706
00:53:12,084 --> 00:53:14,703
‫سرهات وقتی اینو بفهمه...‬

707
00:53:14,944 --> 00:53:18,143
‫.. دلیل دوری کردن ییلدیز از‬
‫خودش رو هم می‌فهمه.‬

708
00:53:18,560 --> 00:53:22,687
‫تو این شرایط مجبور می‌شه‬
‫که انتخاب کنه.‬

709
00:53:22,928 --> 00:53:25,659
‫یا تو رو انتخاب می‌کنه، یا ییلدیزو.‬

710
00:53:25,925 --> 00:53:27,536
‫حالا بهم بگو ببینم.‬

711
00:53:27,777 --> 00:53:32,221
‫ییلدیزی رو انتخاب می‌کنه که به خاطر بچه‌ی تو شکم تو‬
‫فداکاری کرد...‬

712
00:53:32,709 --> 00:53:36,606
‫.. یا تو رو انتخاب می‌کنه که به خاطر اون بچه‬
‫دروغ گفتی؟‬

713
00:53:37,008 --> 00:53:38,413
‫ببینیم چی می‌شه.‬

714
00:53:41,352 --> 00:53:43,146
‫منو انتخاب می‌کنه.‬

715
00:53:43,619 --> 00:53:46,365
‫قبول کرد که اون دروغ رو‬
‫به خاطر اون گفتیم.‬

716
00:53:46,732 --> 00:53:49,295
‫اومد ازم عذرخواهی کرد.‬

717
00:53:49,536 --> 00:53:52,164
‫در ضمن، من چیزی دارم که ییلدیز نداره.‬

718
00:53:52,405 --> 00:53:56,088
‫من برای این طایفه و سرهات‬
‫یه وارث میارم.‬

719
00:53:56,344 --> 00:53:59,328
‫تازه، من زن عقدی اونم.‬

720
00:53:59,890 --> 00:54:03,946
‫سرهات وقتی دروغ‌هایی که‬
‫ییلدیز گفته رو بفهمه...‬

721
00:54:04,187 --> 00:54:07,893
‫.. کاملاً ازش متنفر می‌شه.‬
‫من شوهرمو می‌شناسم.‬

722
00:54:09,066 --> 00:54:10,439
‫می‌شناسمش.‬

723
00:54:10,893 --> 00:54:14,576
‫خوبه، اگه اینقدر به خودت‬
‫اطمینان داری...‬

724
00:54:14,920 --> 00:54:19,130
‫.. تعریف کن. تعریف کن تا همه‌مون با هم بسوزیم.‬

725
00:54:21,065 --> 00:54:22,661
‫ببینیم چی می‌شه.‬

726
00:54:34,961 --> 00:54:40,135
‫چی بهت گفتم؟ تو از اینجا می‌ری‬
‫و معلم می‌شی.‬

727
00:54:40,970 --> 00:54:43,446
‫تو اورفا هر چقدر دختر هست که نتونسته درس بخونه...‬

728
00:54:43,743 --> 00:54:45,838
‫.. برای همه‌شون الگو می‌شی.‬
‫میارمت بیرون.‬

729
00:54:46,111 --> 00:54:48,230
‫آخه تو با چه چیزایی دست‌وپنجه نرم کردی...‬

730
00:54:49,131 --> 00:54:53,115
‫.. یه مار می‌خواد بهت آسیب بزنه؟‬
‫نمی‌ذارم، اجازه نمی‌دم.‬

731
00:55:08,731 --> 00:55:10,263
‫ییلدیز...‬

732
00:55:11,717 --> 00:55:13,717
‫ییلدیز، ییلدیز...‬

733
00:55:14,761 --> 00:55:17,904
‫ییلدیز بازش کردم ببین، باز شد، تموم شد.‬

734
00:55:18,677 --> 00:55:22,328
‫تموم شد، از اینجا می‌برمت بیرون.‬
‫ییلدیز چشماتو باز کن تو رو خدا.‬

735
00:55:38,085 --> 00:55:39,379
‫ییلدیز.‬

736
00:55:45,539 --> 00:55:49,174
‫باز کن ییلدیز، ییلدیز. بیدار شو ییلدیز، بازش کردم.‬

737
00:55:49,415 --> 00:55:51,328
‫بازش کردم، از اینجا می‌ریم بیرون، طاقت بیار.‬

738
00:55:52,427 --> 00:55:54,951
‫خوابیدن نداریم، یالا.‬

739
00:55:55,334 --> 00:55:56,786
‫سرهات...‬

740
00:55:57,471 --> 00:55:58,765
‫.. برو.‬

741
00:56:00,006 --> 00:56:03,609
‫من دیگه وقتی ندارم، برو.‬

742
00:56:04,965 --> 00:56:06,711
‫- برو خودتو نجات بده.‬
‫- نمی‌شه.‬

743
00:56:07,142 --> 00:56:10,579
‫نمی‌شه، با هم از اینجا می‌ریم بیرون.‬

744
00:56:10,820 --> 00:56:12,447
‫با هم از اینجا می‌ریم بیرون.‬
‫اینجا خیلی تاریکه.‬

745
00:56:12,688 --> 00:56:14,273
‫من تو رو تو این تاریکی ول نمی‌کنم.‬

746
00:56:14,886 --> 00:56:17,314
‫مگه می‌ذارم تو این تاریکی بمونی؟‬
‫نمی‌ذارم.‬

747
00:56:22,808 --> 00:56:26,919
‫من... من خیلی خوش‌شانسم.‬

748
00:56:29,252 --> 00:56:33,299
‫دارم به چشمات نگاه می‌کنم.‬

749
00:56:34,147 --> 00:56:36,623
‫تو آغوشتم.‬

750
00:56:37,412 --> 00:56:38,912
‫واسه آخرین بار...‬

751
00:56:39,764 --> 00:56:42,486
‫.. صداتو می‌شنوم.‬

752
00:56:44,496 --> 00:56:46,798
‫واسه آخرین بار دارم صداتو می‌شنوم.‬

753
00:56:51,698 --> 00:56:53,713
‫برام یه آواز بخون.‬

754
00:56:53,954 --> 00:56:57,621
‫از اینجا بریم بیرون هر چی بخوای می‌خونم.‬
‫بیا، فقط یه بار دیگه طاقت بیار.‬

755
00:56:58,680 --> 00:57:01,275
‫واسه آخرین بار، آخرین بار طاقت بیار...‬

756
00:57:01,635 --> 00:57:04,865
‫.. بعدش... بیا، بیا ییلدیز.‬

757
00:57:05,226 --> 00:57:06,782
‫هیس!‬

758
00:57:07,657 --> 00:57:10,657
‫هیس، تمومه، تمومه.‬

759
00:57:14,593 --> 00:57:16,108
‫ییلدیز...‬

760
00:57:17,716 --> 00:57:19,946
‫- .. واسه آخرین بار...
‫- طاقت بیار.

761
00:57:21,091 --> 00:57:22,956
‫آواز بخون.‬

762
00:57:25,303 --> 00:57:26,954
‫منو...‬

763
00:57:27,631 --> 00:57:29,877
‫.. با صدات بدرقه کن.‬

764
00:57:30,118 --> 00:57:32,475
‫نه نمی‌شه، نمی‌شه.‬

765
00:57:35,782 --> 00:57:37,639
‫ییلدیز.‬

766
00:57:55,779 --> 00:58:01,729
‫«اون تپه، تپه‌ی پولکیه»‬

767
00:58:03,592 --> 00:58:09,021
‫«لالایی یارم، لالایی»‬

768
00:58:11,148 --> 00:58:16,872
‫«آب میاد قطره‌قطره»‬

769
00:58:22,979 --> 00:58:27,274
‫«یار قدیمی‌م کجاست؟»‬

770
00:58:29,040 --> 00:58:34,748
‫«رفتم دیدم یار خوابیده»‬

771
00:58:39,749 --> 00:58:45,576
‫«لالایی یارم، لالایی»‬

772
00:59:11,021 --> 00:59:12,489
‫ییلدیز!‬

773
00:59:13,579 --> 00:59:15,349
‫ییلدیز!‬

774
00:59:16,097 --> 00:59:19,375
‫«اون تپه، تپه‌ی پولکیه»‬

775
00:59:19,775 --> 00:59:23,283
‫«لالایی یارم، لالایی»‬

776
00:59:23,532 --> 00:59:26,532
‫«آب میاد قطره‌قطره»
‫- من می‌برمت بیرون.

777
00:59:27,228 --> 00:59:30,680
‫«یار قدیمی‌م کجاست؟»‬

778
00:59:31,025 --> 00:59:34,406
‫«رفتم دیدم یار خوابیده»‬

779
00:59:34,647 --> 00:59:38,155
‫«لالایی یارم، لالایی»‬

780
00:59:38,493 --> 00:59:42,049
‫«با بوسه بیدارش کردم»‬

781
00:59:42,387 --> 00:59:45,641
‫«یار قدیمی‌م کجاست؟»‬

782
00:59:46,033 --> 00:59:49,430
‫«رفتم دیدم یار خوابیده»‬

783
00:59:49,712 --> 00:59:52,990
‫«لالایی یارم، لالایی»‬

784
00:59:53,494 --> 00:59:56,811
‫«با بوسه بیدارش کردم»‬

785
00:59:57,204 --> 01:00:00,585
‫«یار قدیمی‌م کجاست؟»‬

786
01:00:00,993 --> 01:00:03,850
‫داداشم! داداشم! داداشم زنده‌ست، بیاریمش بیرون!‬

787
01:00:04,187 --> 01:00:07,027
‫داداش اومدم، رسیدم داداش!‬

788
01:00:07,268 --> 01:00:09,403
‫بازش کنین تو رو خدا‬
‫حال ییلدیز خیلی بده!‬

789
01:00:09,645 --> 01:00:12,383
‫- زود بازش کنین!‬
‫- باز کنین، باز کنین!‬

790
01:00:12,624 --> 01:00:14,719
‫بگیر، بگیر، بگیر!‬

791
01:00:15,675 --> 01:00:18,612
‫طاقت بیار، می‌برمت بیرون.‬

792
01:00:20,307 --> 01:00:22,219
‫- آقا اومدیم.‬
‫- اومدیم داداش.‬

793
01:00:22,531 --> 01:00:25,833
‫داداش تو رو خدا زود باش! زود باش تو رو خدا داداش!‬

794
01:00:29,100 --> 01:00:30,925
‫بیاریدش، بیاریدش!‬

795
01:00:33,995 --> 01:00:36,614
‫- داداش به آشیر خبر بدین.‬
‫- باشه داداش!‬

796
01:00:37,003 --> 01:00:39,694
‫باشه. برو، برو، برو!‬

797
01:00:46,203 --> 01:00:47,608
‫الو؟‬

798
01:00:47,942 --> 01:00:51,363
‫«طلاها رو بفروشم»‬

799
01:00:51,740 --> 01:00:53,812
‫«لالایی یارم، لالایی»‬

800
01:00:54,122 --> 01:00:56,408
‫طاقت بیار، می‌رسیم، طاقت بیار.‬

801
01:00:56,649 --> 01:00:59,077
‫«بدم گردنبند بسازن»‬

802
01:00:59,518 --> 01:01:02,431
‫«یار قدیمی‌م کجاست؟»‬

803
01:01:02,768 --> 01:01:06,244
‫«اگه دستمال ابریشمی نیستی»‬

804
01:01:06,559 --> 01:01:09,988
‫«لالایی یارم، لالایی»‬

805
01:01:10,357 --> 01:01:12,397
‫«پس تو جیبم نگهت می‌دارم»‬

806
01:01:12,638 --> 01:01:14,376
‫جانم عاکف؟‬

807
01:01:14,617 --> 01:01:17,123
‫«یار قدیمی‌م کجاست؟»‬

808
01:01:17,570 --> 01:01:20,157
‫چی؟ ملک...‬

809
01:01:22,566 --> 01:01:24,701
‫.. این ییلدیریم...‬

810
01:01:25,285 --> 01:01:28,174
‫- .. سرهات رو تو غار به تله انداخته.
‫- سرهات حالش خوبه؟

811
01:01:28,415 --> 01:01:32,757
‫خوبه، خوبه. سرهات خوبه.‬
‫انگار فقط یکم زخمی شده.‬

812
01:01:34,628 --> 01:01:36,684
‫ییلدیز هم پیشش بوده.‬

813
01:01:37,242 --> 01:01:40,488
‫- ییلدیز؟‬
‫- حال اونم انگار وخیمه.‬

814
01:01:43,615 --> 01:01:45,210
‫عجله کنین، عجله کنین!‬

815
01:01:58,000 --> 01:02:06,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

816
01:02:22,386 --> 01:02:24,759
‫«دل دیوونه»‬

817
01:02:25,000 --> 01:02:30,246
‫«وجودم از سنگ عشقت پر شده»‬

818
01:02:33,301 --> 01:02:36,485
‫«نفسش تو راه دشوار»‬

819
01:02:36,932 --> 01:02:41,220
‫«مثل باد میاد»‬

820
01:02:48,690 --> 01:02:53,685
‫«قلبم تو چشمات پنهون مونده»‬

821
01:02:54,060 --> 01:02:57,814
‫باشه. داداشم خوب می‌شه، باشه.‬

822
01:02:59,233 --> 01:03:01,796
‫نمی‌خوای یه نگاهی هم به خودت بندازن؟‬

823
01:03:02,975 --> 01:03:04,682
‫من خوبم داداش.‬

824
01:03:10,888 --> 01:03:13,602
‫«کسی که زمین خورده می‌فهمه»‬

825
01:03:14,544 --> 01:03:18,727
‫آقا، حلالم کن آقا.‬
‫به خدا می‌دونم همه‌اش تقصیر من بود.‬

826
01:03:19,669 --> 01:03:21,359
‫همه‌اش تقصیر من شد، حلالم کن.‬

827
01:03:21,600 --> 01:03:26,014
‫این چه حرفیه پسرم؟ تو خوبی؟‬
‫اون مرتیکه بلایی سرت نیاورد؟‬

828
01:03:26,255 --> 01:03:27,910
‫- من خوبم آقا، خوبم.‬
‫- خوبی دیگه پسرم؟‬

829
01:03:28,151 --> 01:03:29,321
‫نه، مشکلی نیست.‬

830
01:03:29,562 --> 01:03:32,125
‫- اون مرتیکه کاری باهات کرد؟‬
‫- هیچ غلطی نمی‌تونه بکنه آقا.‬

831
01:03:32,380 --> 01:03:33,896
‫هیچ‌کدومش هم تقصیر تو نیست.‬

832
01:03:34,137 --> 01:03:38,122
‫همه‌اش تقصیر اون ییلدیریمه. پیداش می‌کنیم و‬
‫تقاصشو پس می‌ده، باشه پسرم؟‬

833
01:03:38,363 --> 01:03:40,789
‫می‌خواستم همونجا یه گلوله خالی کنم تو مخش ولی...‬

834
01:03:41,051 --> 01:03:44,480
‫به خدا لحظه‌ی آخر در رفت.‬
‫لحظه‌ی آخر در رفت آقا.‬

835
01:03:44,992 --> 01:03:46,516
‫دست آقا عاکف درد نکنه...‬

836
01:03:46,916 --> 01:03:48,972
‫ای بابا، باز که شروع کردی. پسر...‬

837
01:03:49,213 --> 01:03:52,860
‫.. بی‌خود نیست بهت می‌گم هیولای کینه‌ای.‬
‫من جونت رو نجات دادم پسر، جونت رو!‬

838
01:03:53,191 --> 01:03:55,399
‫باشه پیداش می‌کنیم پسرم، باشه؟‬
‫پیداش می‌کنیم.‬

839
01:03:55,662 --> 01:03:57,019
‫باشه، آقا.‬

840
01:03:58,484 --> 01:04:00,571
‫سرهات! سرهات!‬

841
01:04:02,550 --> 01:04:04,867
‫سرهات، ییلدیز خوبه؟‬
‫کجاست؟ ییلدیز کجاست؟‬

842
01:04:05,115 --> 01:04:06,933
‫داخلن، دکترا دارن معاینه‌اش می‌کنن.‬

843
01:04:07,589 --> 01:04:09,819
‫سرهات چی شد؟ ییلدیز تو اون غار‬
‫چیکار می‌کرد سرهات؟‬

844
01:04:10,060 --> 01:04:11,930
‫اون رو باید از دامادت بپرسی.‬

845
01:04:12,441 --> 01:04:15,219
‫چه ربطی به ییلدیریم داره؟ چیکار کرده؟‬

846
01:04:15,764 --> 01:04:17,852
‫تو غار واسم تله گذاشته بود.‬

847
01:04:18,093 --> 01:04:21,075
‫ییلدیز هم داشت دنبالم میومد،‬
‫که اون لعنتی همه‌جا رو منفجر کرد.‬

848
01:04:21,468 --> 01:04:23,039
‫ای لعنتی!‬

849
01:04:23,478 --> 01:04:26,994
‫- ای شغال پست، ای لعنتی!‬
‫- پیداش کن شریک.‬

850
01:04:28,944 --> 01:04:32,563
‫اگه من زودتر از تو پیداش کنم، دیگه دامادی واست‬
‫نمی‌مونه که بخوای ازش سوال بپرسی.‬

851
01:04:34,275 --> 01:04:36,140
‫پیداش کن.‬

852
01:04:41,379 --> 01:04:43,378
‫- خوبه؟ حالش چطوره؟‬
‫- فعلاً که خوبه.‬

853
01:04:43,619 --> 01:04:46,688
‫یه مدت تو بخش مراقبت‌های ویژه نگهش می‌داریم.‬
‫دکترمون داره اقدامات لازم رو انجام می‌ده.‬

854
01:04:46,986 --> 01:04:50,930
‫برای اینکه آسیبی به بدنش نرسه باید‬
‫مراقب باشیم. ان‌شاءالله که زود خوب بشن.‬

855
01:04:51,412 --> 01:04:52,761
‫ممنون.‬

856
01:04:58,396 --> 01:04:59,737
‫داداش...‬

857
01:05:00,788 --> 01:05:03,098
‫.. ضیان تا چند لحظه‌ی دیگه می‌رسه اینجا.‬

858
01:05:03,338 --> 01:05:05,576
‫نباید تو رو اینجا ببینه داداش،‬
‫اینجا بیمارستانه.‬

859
01:05:05,817 --> 01:05:07,880
‫ببین، ییلدیز خوب می‌شه، یالا.‬

860
01:05:10,799 --> 01:05:12,982
‫- داداش کادی...‬
‫- در خدمتم آقا.‬

861
01:05:18,949 --> 01:05:21,616
‫آشیر، اینا وسایل ییلدیزه پسرم.‬

862
01:05:29,707 --> 01:05:31,295
‫شریک...‬

863
01:05:33,552 --> 01:05:36,377
‫.. اینا مال ییلدیزه، وقتی مرخص شد بهش بده.‬

864
01:05:37,866 --> 01:05:39,588
‫دستت درد نکنه شریک.‬

865
01:05:40,806 --> 01:05:44,338
‫یه جون دیگه بهت بدهکار شدم.‬
‫خدا ازت راضی باشه.‬

866
01:05:45,557 --> 01:05:47,256
‫وقتی بیدار شد خبرم کن.‬

867
01:06:03,051 --> 01:06:05,902
‫- داداش کادی، اگه می‌خوای بده من، بیشتر از این اذیت نشی.‬
‫- استغفرالله آقا، این چه حرفیه.‬

868
01:06:06,244 --> 01:06:07,879
‫ای‌والله، ای‌والله.‬

869
01:06:08,882 --> 01:06:11,961
‫خدا ازت راضی باشه داداش کادی.‬
‫دستت درد نکنه.‬

870
01:06:15,636 --> 01:06:18,930
‫- تو بهش گفتی؟‬
‫- مامان نگران شد. گوشیت خاموش بود.‬

871
01:06:19,774 --> 01:06:21,497
‫داداش، ملک حامله‌ست، آخه اینجور چیزا رو بهش می‌گن؟‬

872
01:06:21,738 --> 01:06:24,037
‫ای بابا باشه، خوبه، خوبه. ببین ماشاءالله چقدر حالش خوبه.‬

873
01:06:27,624 --> 01:06:29,061
‫خوبی.‬

874
01:06:30,508 --> 01:06:31,706
‫خوبم، خوبم. چیزیم نیست.‬

875
01:06:31,965 --> 01:06:35,527
‫خدایا، قربونت برم خدایا.‬
‫تو این روز عزیز تو رو دوباره به ما بخشید.‬

876
01:06:35,768 --> 01:06:37,950
‫داداشم اینا لحظه‌ی آخر رسیدن مامان،‬
‫دستشون درد نکنه.‬

877
01:06:38,271 --> 01:06:40,938
‫هه، پس بالاخره بعد صد سال به یه دردی خوردن.‬

878
01:06:41,233 --> 01:06:42,558
‫هی لو!‬

879
01:06:43,999 --> 01:06:45,881
‫یالا، بیا ببریمت پیش دکتر،‬
‫زخمی شدی.‬

880
01:06:46,122 --> 01:06:47,755
‫ملک، ملک من خوبم.‬

881
01:06:48,044 --> 01:06:50,823
‫لازم نیست نگران باشی.‬
‫خوبم، واقعاً خوبم.‬

882
01:06:51,064 --> 01:06:52,958
‫حال این ییلدیز چطوره؟‬

883
01:06:54,439 --> 01:06:55,931
‫خوب می‌شه.‬

884
01:06:56,218 --> 01:06:59,123
‫خوبه پس. اینجا نمونیم‬
‫پسرم، بیا بریم خونه.‬

885
01:07:01,082 --> 01:07:03,114
‫- بریم.‬
‫- باشه، خیلی خب.‬

886
01:07:04,109 --> 01:07:06,751
‫- یه نگاه به وضعیتت بنداز.‬
‫- چیزی نیست.‬

887
01:07:26,218 --> 01:07:28,972
‫خواهرم خیلی سختی کشید.‬

888
01:07:29,834 --> 01:07:31,969
‫نه تونست درس بخونه...‬

889
01:07:32,240 --> 01:07:34,756
‫.. نه تونست با مردی که دوستش داشت ازدواج کنه.‬

890
01:07:41,759 --> 01:07:45,965
‫بهم گفت که ییلدیریم رو دوست نداره.‬
‫قضیه رو رک و پوست‌کنده واسم تعریف کرد.‬

891
01:07:47,591 --> 01:07:50,908
‫اما نمی‌دونم چرا از سرهات جدا شدن،‬
‫اصلاً حرفی ازش نزد.‬

892
01:07:51,372 --> 01:07:53,103
‫داستانش خیلی طولانیه.‬

893
01:07:54,971 --> 01:07:57,646
‫ولی می‌دونی، از دست خودم عصبانیم.‬

894
01:07:59,159 --> 01:08:02,096
‫ای لعنت به من، نتونستم یه برادری درست و حسابی در حقش بکنم.‬

895
01:08:02,654 --> 01:08:05,987
‫رفتم با دستای خودم خواهرم رو دادم به اون شغال.‬

896
01:08:06,953 --> 01:08:09,207
‫یا همه‌اش تقصیر منه.‬

897
01:08:09,748 --> 01:08:13,129
‫هجران، به خاطر من خواهرم‬
‫تا پای مرگ رفت و برگشت.‬

898
01:08:14,388 --> 01:08:16,698
‫بی‌خودی داری خودت رو سرزنش می‌کنی آشیر.‬

899
01:08:17,026 --> 01:08:20,034
‫این چه حرفیه،‬
‫تو هیچ تقصیری نداری.‬

900
01:08:21,357 --> 01:08:24,532
‫ببین، ییلدیز دختر قوی و جون‌داریه.‬

901
01:08:25,225 --> 01:08:28,796
‫حتماً حالش خوب می‌شه و‬
‫به خودش میاد، نگران نباش.‬

902
01:08:29,795 --> 01:08:32,605
‫اصلاً فکر نمی‌کنم اون هم‬
‫تو رو مقصر بدونه.‬

903
01:08:33,035 --> 01:08:35,725
‫من اون مرتیکه‌ی الدنگ رو پیدا می‌کنم.‬

904
01:08:36,866 --> 01:08:39,271
‫حالشو جا میارم.‬

905
01:08:39,925 --> 01:08:43,679
‫تقاص کاری که با خواهرم کرد رو ازش پس می‌گیرم.‬

906
01:08:46,042 --> 01:08:48,320
‫بذار ییلدیزم بیدار بشه...‬

907
01:08:49,815 --> 01:08:52,823
‫.. بذار دوباره چشماش‬
‫مثل ستاره برق بزنه...‬

908
01:08:54,232 --> 01:08:55,867
‫.. اونوقت من می‌دونم و اون.‬

909
01:08:57,647 --> 01:08:59,218
‫بیدار می‌شه.‬

910
01:09:01,404 --> 01:09:03,856
‫باور کن بیدار می‌شه، حالش خوب می‌شه.‬

911
01:09:06,890 --> 01:09:11,136
‫من دیگه رفع زحمت کنم؟‬
‫بالاخره رفت و آمد زیاد داری.‬

912
01:09:11,561 --> 01:09:12,656
‫باشه.‬

913
01:09:12,897 --> 01:09:16,608
‫ییلدیز کورداعلی رو آوردن اینجا، می‌شه یه چک کنین؟‬

914
01:09:42,621 --> 01:09:44,867
‫آشیر، می‌گذره، باشه؟‬

915
01:09:47,119 --> 01:09:48,515
‫ممنون.‬

916
01:10:05,472 --> 01:10:07,908
‫آهان، باشه ممنون.‬

917
01:10:08,260 --> 01:10:10,228
‫آهان، بابا این طرفن.‬

918
01:10:14,006 --> 01:10:16,665
‫پسرم، آشیر من.‬

919
01:10:17,605 --> 01:10:21,057
‫ییلدیز چطوره؟ ییلدیز حالش چطوره؟‬

920
01:10:22,736 --> 01:10:24,387
‫می‌گن مار نیشش زده.‬

921
01:10:24,628 --> 01:10:26,898
‫دکترا تحت نظر گرفتنش، گفتن حالش خوبه.‬

922
01:10:27,139 --> 01:10:29,804
‫آهان، خوبه؟ خوبه خدا رو شکر.‬

923
01:10:34,543 --> 01:10:36,702
‫آهان، آقای دکتر...‬

924
01:10:36,943 --> 01:10:38,548
‫- .. دخترم چطوره؟
‫- خوبه.

925
01:10:38,802 --> 01:10:40,467
‫الان تحت نظره و حالش کاملاً خوبه.‬

926
01:10:40,708 --> 01:10:42,483
‫کی می‌تونیم ببینیمش دکتر؟‬

927
01:10:42,724 --> 01:10:44,741
‫الان تو بخش مراقبت‌های ویژه تحت درمانه.‬

928
01:10:44,982 --> 01:10:47,259
‫وقتی منتقل شد به بخش، می‌تونین ببینینش.‬

929
01:10:47,500 --> 01:10:51,127
‫فقط چون خسته و بی‌حاله، نباید زیاد خسته‌اش کنین.‬

930
01:10:51,368 --> 01:10:53,212
‫اما حالش خوبه دیگه، نه؟‬

931
01:10:53,453 --> 01:10:55,244
‫در کل حالش خوبه. سلامت باشن.‬

932
01:11:06,934 --> 01:11:10,791
‫فردا از عمارت نرو بیرون، قراره بریم دادگاه.‬

933
01:11:11,972 --> 01:11:15,004
‫- به این زودی آشیر؟‬
‫- به همین زودی.‬

934
01:11:15,515 --> 01:11:17,769
‫خیلی دیر کردیم، نه ندا؟‬

935
01:11:18,064 --> 01:11:19,596
‫این ازدواج تموم می‌شه.‬

936
01:11:28,616 --> 01:11:31,123
‫خلاصه اوضاع اینطوریه کاظم خان.‬

937
01:11:31,364 --> 01:11:35,069
‫این سلو وقتی پلاک رو استعلام گرفته، فهمیده ماشین مال ییلدیزه.‬

938
01:11:35,334 --> 01:11:38,747
‫اینکه آقا سرهات رو تو غار منفجر کردی، تا شب کل اورفا می‌فهمن.‬

939
01:11:39,070 --> 01:11:41,968
‫یوسف به همه لو می‌ده. اگه زن‌داداش هم تو غار نبود...‬

940
01:11:42,209 --> 01:11:44,572
‫.. با کورداعلی‌ها وارد جنگ می‌شدین.‬

941
01:11:47,564 --> 01:11:49,477
‫آخ ییلدیز آخ!‬

942
01:11:49,718 --> 01:11:52,580
‫دیگه کاریه که شده کاظم خان، غصه خوردن فایده نداره.‬

943
01:11:53,387 --> 01:11:55,300
‫واسه چی اومدی اینجا؟‬

944
01:11:56,135 --> 01:11:58,746
‫اومدم بگم از دوست قدیمی دشمن درنمیاد.‬

945
01:11:59,306 --> 01:12:02,393
‫امروز روز اتحاد در برابر یلدوران‌هاست.‬

946
01:12:03,191 --> 01:12:05,693
‫اون یوسف به پای آدمت شلیک کرده.‬

947
01:12:05,934 --> 01:12:09,574
‫- اون خونی که ریخته، خون تو هم هست.‬
‫- از من چی می‌خوای ییلدیریم خان؟‬

948
01:12:10,013 --> 01:12:13,156
‫ازت اینو می‌خوام. حالا که سرهات از پا افتاده...‬

949
01:12:13,405 --> 01:12:17,279
‫.. و یلدوران‌ها افتادن دست اون عاکف لوده، بیا قدرت‌هامون رو یکی کنیم...‬

950
01:12:18,299 --> 01:12:22,053
‫.. هر چی دست یلدوران‌هاست رو بگیریم و بین خودمون تقسیم کنیم.‬

951
01:12:25,212 --> 01:12:28,601
‫نترس بابا، کاظم خان، نترس.‬

952
01:12:28,938 --> 01:12:32,136
‫ببین، تو این خاک به آدم ترسو خان نمی‌گن.‬

953
01:12:33,459 --> 01:12:38,054
‫اگه تو بترسی، یه دونه آدم شجاع هم پیدا نمی‌کنی که دم این در وایسه.‬

954
01:12:38,424 --> 01:12:39,686
‫فهمیدی؟‬

955
01:12:59,181 --> 01:13:01,435
‫بفرما، جنگ از الان شروع می‌شه.‬

956
01:13:04,083 --> 01:13:05,202
‫بله آشیر؟‬

957
01:13:05,443 --> 01:13:09,093
‫مرتیکه‌ی دلقک، شغال، کدوم گوری هستی تو؟‬

958
01:13:09,334 --> 01:13:10,612
‫کجایی ییلدیریم؟‬

959
01:13:10,853 --> 01:13:13,987
‫یکم آروم باش قهرمان. معلومه که عصبانی هستی.‬

960
01:13:14,396 --> 01:13:15,912
‫یه مدتی همدیگه رو نبینیم.‬

961
01:13:16,153 --> 01:13:19,891
‫ببین، جوری می‌زنمت که روانی بشی.‬

962
01:13:20,515 --> 01:13:23,500
‫تو چطور جرئت کردی قصد جون ییلدیز رو بکنی؟‬

963
01:13:23,772 --> 01:13:25,804
‫به خدا من قصد جون ییلدیز رو نداشتم.‬

964
01:13:26,052 --> 01:13:28,212
‫خواهرت تسلیم عشقش شد.‬

965
01:13:28,467 --> 01:13:32,554
‫یه بار دیگه بهم خیانت کرد و سر از پیش سرهات درآورد.‬

966
01:13:33,281 --> 01:13:37,674
‫من می‌خواستم سرهات رو بکشم. عشقش باعثش شد، فهمیدی؟‬

967
01:13:38,143 --> 01:13:40,659
‫منم باعث مرگ تو می‌شم ییلدیریم.‬

968
01:13:40,900 --> 01:13:44,313
‫ببین به خدا و پیغمبر قسم، من باعث مرگ تو می‌شم ییلدیریم!‬

969
01:13:44,619 --> 01:13:48,350
‫ببین اگه روی سنگ قبرت ننویسم شغال، آدم نیستم.‬

970
01:13:48,591 --> 01:13:49,938
‫شنیدی چی گفتم؟‬

971
01:13:50,418 --> 01:13:52,989
‫ببین، تو دعا کن.‬

972
01:13:53,318 --> 01:13:56,080
‫دعا کن که هم سرهات و هم ییلدیز حالشون خوب باشه.‬

973
01:13:57,202 --> 01:13:59,877
‫- خوبن؟‬
‫- چی شد؟‬

974
01:14:00,326 --> 01:14:02,524
‫مثل دسته‌ی گلن پسرم، حالشون عالیه.‬

975
01:14:02,765 --> 01:14:05,702
‫تو از این ساعت به بعد، واسه ما مرده‌ای.‬

976
01:14:05,943 --> 01:14:08,690
‫ببین اون انگشتر رو از انگشتت دربیار.‬

977
01:14:09,016 --> 01:14:11,801
‫ببین میام اونجا، اون انگشتت رو می‌برم...‬

978
01:14:12,042 --> 01:14:13,910
‫.. اون انگشتر رو هم می‌کنم تو حلقت ییلدیریم.‬

979
01:14:14,151 --> 01:14:15,895
‫فهمیدی چی گفتم؟‬

980
01:14:20,269 --> 01:14:22,793
‫سلو، گندت بزنن با این کار کردنت...‬

981
01:14:23,000 --> 01:14:31,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

982
01:14:33,402 --> 01:14:37,834
‫عزیزم، قربونت برم. خداروشکر که خوبی. ماشاالله، ماشاالله.‬

983
01:14:38,075 --> 01:14:39,644
‫آره خوبم مامان.‬

984
01:14:39,885 --> 01:14:42,218
‫آخه تو تو غار با سرهات چیکار داشتی؟‬

985
01:14:42,459 --> 01:14:45,450
‫فهمیدم تله‌ی ییلدیریمه، سریع رفتم اونجا.‬

986
01:14:45,691 --> 01:14:48,765
‫آخه مسئله‌ی بین خودشونه، به تو چه؟‬

987
01:14:49,006 --> 01:14:51,310
‫تو چرا هنوز داری به این آدم فکر می‌کنی؟‬

988
01:14:51,551 --> 01:14:55,066
‫اون طلاقت داده. تو دیگه واسش تموم شدی!‬

989
01:14:55,473 --> 01:14:57,306
‫اصلاً به فکر ملک نیستی؟‬

990
01:14:57,618 --> 01:15:01,999
‫دختر تازه به هوش اومده. اینقدر بهش فشار نیار!‬

991
01:15:03,076 --> 01:15:07,314
‫ملک دخترته. منم دامادت رو...‬

992
01:15:07,555 --> 01:15:10,158
‫.. بابای نوه‌ات رو نجات دادم، دیگه چی می‌خوای؟‬

993
01:15:10,399 --> 01:15:14,028
‫اگه ییلدیریم بشنوه تو و سرهات تو غار بودین، باز قبولت می‌کنه؟‬

994
01:15:14,269 --> 01:15:16,892
‫اصلاً مگه من اون ییلدیریم رو قبول دارم؟‬

995
01:15:17,211 --> 01:15:20,838
‫خیلی خب دیگه، به جای اینکه خوشحال باشی دخترت نجات پیدا کرده...‬

996
01:15:21,079 --> 01:15:24,103
‫.. ببین داری چی می‌گی ضیان آقا. ای بابا!‬

997
01:15:24,448 --> 01:15:26,027
‫لا اله الا الله!‬

998
01:15:30,487 --> 01:15:32,509
‫ملک اومد عمارت.‬

999
01:15:33,013 --> 01:15:36,728
‫مادر دیوونه‌اش همه چیز رو براش تعریف کرده.‬

1000
01:15:37,557 --> 01:15:40,295
‫به خدا چیزی نمونده بود بابات رو بزنه.‬

1001
01:15:40,553 --> 01:15:43,236
‫ملک همه چیز رو فهمید؟ سرهات چی؟‬

1002
01:15:43,778 --> 01:15:47,588
‫اون رو نمی‌دونم. اگه سرهات هم ندونه...‬

1003
01:15:48,418 --> 01:15:51,896
‫.. دیر یا زود دختر اون دیوونه‬
‫همه‌چی رو براش تعریف می‌کنه.‬

1004
01:15:52,137 --> 01:15:55,055
‫این مادر و دختر کلاً‬
‫دهن‌لق هستن.‬

1005
01:15:55,297 --> 01:15:56,614
‫مامان...‬

1006
01:15:57,744 --> 01:15:59,942
‫.. من با اون ییلدیریم ازدواج نمی‌کنم.‬

1007
01:16:01,114 --> 01:16:05,693
‫من با اون آدم ازدواج نمی‌کنم، دو بار‬
‫قصد جونم رو کرده، دیگه بار سومی در کار نیست.‬

1008
01:16:06,382 --> 01:16:09,525
‫خب، پس تو پیش سرهات‬
‫چیکار می‌کردی؟‬

1009
01:16:10,060 --> 01:16:12,441
‫انگار تو اصلاً مقصر نیستی.‬

1010
01:16:13,269 --> 01:16:15,349
‫اون قضیه از ریشه تموم شد خوشگل من.‬

1011
01:16:15,590 --> 01:16:18,002
‫خوبی قربونت برم؟‬

1012
01:16:18,275 --> 01:16:20,584
‫خوبم، خوبم. تو خوبی؟‬

1013
01:16:20,825 --> 01:16:23,205
‫- خوبم.‬
‫- خوش اومدی.‬

1014
01:16:24,590 --> 01:16:26,487
‫خوبه خدا رو شکر، خوبه.‬

1015
01:16:48,256 --> 01:16:49,851
‫تو چرا با بابام نرفتی؟

1016
01:16:50,108 --> 01:16:52,680
‫گفتم یه سری به ییلدیز بزنم و‬
‫بعد برم، آشیر.‬

1017
01:16:55,224 --> 01:16:56,954
‫چی شده شریک؟‬

1018
01:16:57,359 --> 01:17:00,588
‫آشیر، اثر این سرم باید تا نیم‬
‫ساعت دیگه شروع بشه.‬

1019
01:17:00,829 --> 01:17:02,391
‫چی شد، مشکلی که پیش نیومده؟‬
‫ییلدیز خوبه؟‬

1020
01:17:02,637 --> 01:17:04,780
‫نه شریک، نه. خوبه.‬

1021
01:17:05,142 --> 01:17:08,404
‫خوبه، به لطف تو خوبه.‬
‫یکی دو ساعت دیگه مرخص می‌شه.‬

1022
01:17:11,753 --> 01:17:13,380
‫شریک...‬

1023
01:17:14,907 --> 01:17:18,209
‫.. کاری به کار ییلدیریم نداشته باش.‬
‫ییلدیریم مال منه.‬

1024
01:17:20,008 --> 01:17:23,659
‫مال تو باشه. دیگه داماد ما نیست.‬

1025
01:17:24,513 --> 01:17:28,807
‫آها شریک، ببین اگه یه وقت قبل از تو‬
‫سر راه من سبز بشه...‬

1026
01:17:29,653 --> 01:17:33,267
‫.. بدون که اون بی‌صفت رو تیکه‌پاره می‌کنم،‬
‫باشه؟‬

1027
01:17:34,047 --> 01:17:37,189
‫- دیگه ببینیم قسمت کدوممون می‌شه.‬
‫- ایول شریک.‬

1028
01:17:38,169 --> 01:17:40,273
‫دیگه قسمت هر کی بشه.‬

1029
01:17:41,085 --> 01:17:42,863
‫فعلاً یا علی.‬

1030
01:17:44,677 --> 01:17:48,018
‫- ییلدیز خوب بود؟‬
‫- خوبه، بهتر هم می‌شه.‬

1031
01:17:49,657 --> 01:17:51,951
‫- متوجه نشدم؟‬
‫- آشیر...‬

1032
01:17:52,970 --> 01:17:55,648
‫.. نامزدی ییلدیریم و ییلدیز رو بهم زده،‬
‫ییلدیز دیگه یه زن آزاده.‬

1033
01:17:59,002 --> 01:18:01,550
‫سرهات وقتی این رو‬
‫بفهمه...‬

1034
01:18:01,803 --> 01:18:05,351
‫.. می‌فهمه که چرا ییلدیز ازش‬
‫دوری می‌کرده.‬

1035
01:18:05,930 --> 01:18:09,962
‫تو این شرایط مجبور می‌شه‬
‫انتخاب کنه.‬

1036
01:18:10,203 --> 01:18:13,458
‫یا تو رو انتخاب می‌کنه یا ییلدیز رو.‬

1037
01:18:14,686 --> 01:18:16,583
‫زود باش بهم بگو ببینم.‬

1038
01:18:16,824 --> 01:18:21,062
‫ییلدیزی رو انتخاب می‌کنه که به فکر بچه‌ی تو‬
‫شکم تو بود و فداکاری کرد...‬

1039
01:18:21,753 --> 01:18:25,618
‫.. یا تو رو که به خاطر اون بچه‬
‫دروغ گفتی؟‬

1040
01:18:40,196 --> 01:18:42,066
‫اومد اومد! بدو، بدو، بدو!‬

1041
01:18:42,307 --> 01:18:44,998
‫وای! قربونش برم اومد!‬

1042
01:18:45,239 --> 01:18:47,477
‫وای، وای! بدو!‬

1043
01:18:47,718 --> 01:18:50,143
‫پسرم! پسرم!‬

1044
01:18:50,401 --> 01:18:52,846
‫هزار مرتبه شکر خدا.‬
‫یا رب!‬

1045
01:18:53,087 --> 01:18:55,557
‫خدایا تو رو به من بخشید.‬
‫قربونت برم، ای جان!‬

1046
01:18:55,798 --> 01:18:57,841
‫قربونت برم!‬

1047
01:18:58,082 --> 01:19:01,744
‫باشه مامان، یکی دو تا ضربه خوردیم دیگه.‬
‫چیزی نیست، پیازداغش رو زیاد نکن.‬

1048
01:19:01,985 --> 01:19:04,000
‫سرهات پسرم، خدا از تو هم راضی باشه.‬

1049
01:19:04,241 --> 01:19:06,385
‫ان‌شاءالله که هیچ‌وقت خار به پات نره.‬

1050
01:19:06,774 --> 01:19:08,246
‫هیس!‬

1051
01:19:08,686 --> 01:19:11,953
‫واقعاً ایول!‬
‫سرهات رو نجات دادی، آره؟‬

1052
01:19:12,194 --> 01:19:16,365
‫یه فرصت رو فقط همینقدر می‌شد‬
‫به باد داد. آفرین!‬

1053
01:19:17,776 --> 01:19:19,589
‫جونم به لبم رسید یوسف.‬

1054
01:19:19,858 --> 01:19:21,924
‫بلایی سرت نیاد شیرین‌عسلم.‬

1055
01:19:22,260 --> 01:19:23,682
‫ببین اومدم، مشکلی نیست.‬

1056
01:19:23,960 --> 01:19:26,453
‫اما من بهت گفتم.‬

1057
01:19:26,694 --> 01:19:29,344
‫گفتم من رو با لباس عروس نبین،‬
‫بدشانسی میاره.‬

1058
01:19:30,142 --> 01:19:31,651
‫می‌گی بدشانسی؟‬

1059
01:19:33,479 --> 01:19:35,288
‫تو خوبی دیگه دخترم؟‬

1060
01:19:39,940 --> 01:19:43,273
‫دختر بده اون رو من! سرهات پسرم.‬

1061
01:19:43,527 --> 01:19:45,713
‫- سنگینی بره و سلامتی بیاد.‬
‫- توبه یا رب!‬

1062
01:19:45,954 --> 01:19:48,161
‫چشم‌زخم بره، خوبی بیاد.‬

1063
01:19:50,964 --> 01:19:53,911
‫آقا، همه‌چی خیلی سریع اتفاق افتاد.‬

1064
01:19:54,247 --> 01:19:58,209
‫از تو هم نتونستم تشکر کنم.‬
‫به خاطر من جونت رو به خطر انداختی.‬

1065
01:19:58,486 --> 01:20:01,037
‫- سلامت باشی، دمت گرم.‬
‫- مهم نیست جونور.‬

1066
01:20:02,157 --> 01:20:04,383
‫- عاکف، پسرم.‬
‫- ای بابا! ای بابا!‬

1067
01:20:04,624 --> 01:20:07,301
‫صبر کن دیگه، ای بابا!

1068
01:20:07,616 --> 01:20:10,365
‫تیر ییلدیریم نه، ولی به خدا‬
‫این دود تو من رو می‌کشه.‬

1069
01:20:10,606 --> 01:20:12,281
‫ای بابا!‬

1070
01:20:12,583 --> 01:20:16,131
‫نه نه، باشه باشه.‬
‫اون انرژی‌های منفی و اینا همه‌اش رفته.‬

1071
01:20:16,372 --> 01:20:20,096
‫اگه اینقدر می‌خوای برو دو رکعت‬
‫نماز شکر بخون تو این روزِ مبارک.‬

1072
01:20:20,337 --> 01:20:22,560
‫- وای!‬
‫- یالا تو هم گریه نکن. ببین دیگه اومد.‬

1073
01:20:22,959 --> 01:20:24,371
‫خدا رو شکر.‬

1074
01:20:24,612 --> 01:20:26,026
‫یالا برو.‬

1075
01:20:26,267 --> 01:20:28,099
‫- نماز بخونم، نه؟‬
‫- آره برو. یالا، یالا!‬

1076
01:20:28,340 --> 01:20:29,545
‫بیا پسرم، بیا.‬

1077
01:20:33,257 --> 01:20:36,598
‫خدایا شکرت.‬
‫نذر کرده بودم، اداش می‌کنم.‬

1078
01:21:01,832 --> 01:21:02,928
‫چی شد؟‬

1079
01:21:04,576 --> 01:21:06,780
‫با سرهات حرف نزدی، مگه نه؟‬

1080
01:21:08,704 --> 01:21:12,097
‫معلومه، وقتی فهمیدی ییلدیز‬
‫نامزدی رو بهم زده...‬

1081
01:21:12,338 --> 01:21:15,805
‫.. اون دیگه برات تبدیل به یه خطر شد.‬

1082
01:21:16,126 --> 01:21:20,465
‫حالا اگه تو به سرهات بگی ییلدیز چون فکر می‌کرد‬
‫ما با هم خواهریم ازت دوری کرد...‬

1083
01:21:20,706 --> 01:21:22,838
‫.. و این فداکاری رو انجام داد...‬

1084
01:21:23,200 --> 01:21:26,231
‫.. می‌دونی که سرهات‬
‫ییلدیز رو انتخاب می‌کنه.‬

1085
01:21:32,132 --> 01:21:34,948
‫من خودم رو به انتخاب‬
‫یه مرد واگذار نمی‌کنم.‬

1086
01:21:35,374 --> 01:21:39,879
‫من از اون زن‌ها نیستم سلطان خانم.‬
‫من میوه و سبزیجات نیستم.‬

1087
01:21:42,637 --> 01:21:45,409
‫احساسات سرهات به ییلدیز رو‬
‫انکار نمی‌کنم.‬

1088
01:21:46,416 --> 01:21:49,898
‫اما نمی‌خوام این حقیقت رو بهش بگم و‬
‫ذهنش رو آشفته کنم.‬

1089
01:21:51,322 --> 01:21:54,484
‫خب ییلدیز چی، اون ساکت می‌مونه؟‬

1090
01:21:54,800 --> 01:21:57,344
‫اینها چند ساعت تو اون غار‬
‫موندن.‬

1091
01:21:57,589 --> 01:21:59,932
‫کی می‌دونه چی شد و چی گفتن؟‬

1092
01:22:00,173 --> 01:22:03,262
‫اگه حقیقت رو به سرهات می‌گفت،‬
‫می‌فهمیدیم.‬

1093
01:22:03,503 --> 01:22:07,155
‫اما این به این معنی نیست که‬
‫به ییلدیز اعتماد کنم و دست روی دست بذارم.‬

1094
01:22:07,441 --> 01:22:12,178
‫بذار از بیمارستان مرخص بشه، می‌رم ازش‬
‫می‌خوام که چیزی نگه.‬

1095
01:22:12,424 --> 01:22:13,588
‫آفرین.‬

1096
01:22:13,829 --> 01:22:18,556
‫دیگه حسابی شدی یه زن عاقل‬
‫که پای زندگیش وایمیسته.‬

1097
01:22:19,214 --> 01:22:22,735
‫نذار ییلدیز، سرهات یا زندگیت رو از چنگت دربیاره.‬

1098
01:22:23,132 --> 01:22:26,731
‫ببین، اگه یه زن بخواد...‬

1099
01:22:26,972 --> 01:22:32,585
‫.. می‌تونه زن دیگه رو از قلب اون مرد پاک کنه‬
‫و خودش جاشو بگیره.‬

1100
01:22:32,970 --> 01:22:37,615
‫البته اگه اون زن واقعاً بخواد.‬

1101
01:22:40,736 --> 01:22:42,557
‫خدا رو شکر که دوباره دورتون جمع شدیم.‬

1102
01:22:42,798 --> 01:22:44,419
‫- دخترم، راحتی؟‬
‫- آره، راحتم.‬

1103
01:22:44,660 --> 01:22:47,055
‫- کمرت رو یکم جابه‌جا کن.‬
‫- مامان، من خوبم.‬

1104
01:22:47,296 --> 01:22:49,533
‫- اگه می‌خوای پاهات رو دراز کن.‬
‫- باشه، ممنون.‬

1105
01:22:49,774 --> 01:22:52,767
‫- زن‌داداش چرا زحمت کشیدی؟‬
‫- برات دمنوش مخصوص دم کردم.‬

1106
01:22:53,008 --> 01:22:55,445
‫۱۸ مدل گیاه توش هست،‬
‫همه‌اش هم ارگانیکه.‬

1107
01:22:55,686 --> 01:22:57,708
‫- ۱۸ تا؟ چه خوب.‬
‫- بخور دیگه.‬

1108
01:22:57,988 --> 01:23:01,090
‫باشه می‌خورم، ولی شما هم یکم آروم بگیرین.‬
‫ببینین، من خوبم.‬

1109
01:23:01,331 --> 01:23:03,437
‫به خدا من خوبم،‬
‫تمومش کنین دیگه، خیالتون راحت باشه.‬

1110
01:23:03,678 --> 01:23:07,018
‫کمرم خوبه، پام هم خوبه،‬
‫خودمم خوبم. مامان، یه لحظه آروم بگیر.‬

1111
01:23:07,259 --> 01:23:09,068
‫نه، من خیالم راحت نمی‌شه.‬

1112
01:23:09,705 --> 01:23:13,154
‫دخترم مگه شوخیه؟ تو از یه غار‬
‫مثل قبر اومدی بیرون.‬

1113
01:23:13,395 --> 01:23:14,411
‫درسته.‬

1114
01:23:14,652 --> 01:23:16,542
‫آره آبجی ییلدیز، خیلی ترسیدیم.‬

1115
01:23:16,783 --> 01:23:18,716
‫نترس عزیزم، ببین، من اینجام.‬

1116
01:23:19,359 --> 01:23:20,883
‫- الان خوبی، مگه نه؟‬
‫- آره، خوبم.‬

1117
01:23:21,124 --> 01:23:24,858
‫آسیه، زود برو داروی‬
‫آبجی ییلدیز رو بیار.‬

1118
01:23:25,099 --> 01:23:26,750
‫آره، دارو داشت، مگه نه؟‬

1119
01:23:27,024 --> 01:23:29,059
‫- مامان، تو رو خدا یکم آروم باش.‬
‫- نه.‬

1120
01:23:29,300 --> 01:23:32,391
‫ببین من خوبم، اومدم خونه‌ام،‬
‫حالمم خوبه.‬

1121
01:23:32,632 --> 01:23:35,059
‫دست سرهات درد نکنه، واقعاً‬
‫اون هر کاری از دستش برمیومد انجام داد.‬

1122
01:23:35,300 --> 01:23:38,872
‫- من الان به خاطر اون اینجام.‬
‫- نه، اسمش رو نیار.‬

1123
01:23:39,817 --> 01:23:42,161
‫بابات سر این موضوع خیلی عصبیه.‬

1124
01:23:42,470 --> 01:23:44,359
‫مامان، اون که همیشه عصبیه.‬

1125
01:23:45,160 --> 01:23:49,070
‫حالا ولش کن عزیزم، بعداً دربارش حرف می‌زنیم.‬
‫الان وقتش نیست.‬

1126
01:23:49,311 --> 01:23:51,091
‫تو فعلاً جون بگیر و سر پا شو.‬

1127
01:23:51,575 --> 01:23:56,114
‫برم بگم برات یه سوپ گوشتی‬
‫چیزی درست کنن.‬

1128
01:23:56,355 --> 01:23:58,283
‫تا جون بگیری و قوت پیدا کنی.‬

1129
01:23:58,552 --> 01:24:01,594
‫عزیزم، رنگ و روت حسابی پریده.‬

1130
01:24:01,835 --> 01:24:04,680
‫- تو سوپ رو بذار بپزه، منم می‌خورم.‬
‫- الان حاضر می‌شه.‬

1131
01:24:04,921 --> 01:24:06,481
‫ببین چطوری حالم جا میاد.‬

1132
01:24:06,753 --> 01:24:10,882
‫تو هم اینقدر حرف نزن و دخترم رو خسته نکن.‬

1133
01:24:11,857 --> 01:24:14,154
‫- زود برو بیرون!‬
‫- نه مامان، من...‬

1134
01:24:21,552 --> 01:24:24,133
‫به اون نگاه نکن، بیا اینجا.‬
‫تعریف کن ببینم، چه خبرایی بوده؟‬

1135
01:24:24,374 --> 01:24:26,270
‫دختر، زهره‌ترک شدم فکر کردم بلایی سرت اومده.‬

1136
01:24:26,511 --> 01:24:29,746
‫دختر، یادت نره من هفت‌تا جون دارم.‬
‫بگو چی شده، تعریف کن؟‬

1137
01:24:30,600 --> 01:24:33,558
‫- گلم، فردا دادگاه داریم.‬
‫- نگو، چه زود!‬

1138
01:24:33,864 --> 01:24:37,615
‫اما من از آشیر جدا نمی‌شم.‬
‫تصمیمم رو گرفتم، طلاق نمی‌گیرم.‬

1139
01:24:37,856 --> 01:24:40,780
‫اون زن کاباره‌ای قرار نیست واسه بچه‌های من‬
‫مادری کنه.‬

1140
01:24:41,088 --> 01:24:43,695
‫نمی‌ذارم شوهرم به اون زن خیابونی‬
‫برسه، ییلدیز.‬

1141
01:24:43,959 --> 01:24:47,469
‫حالا که آشیر با من نمی‌سازه‬
‫نمی‌ذارم با اون زن هم خوش باشه.‬

1142
01:24:47,712 --> 01:24:49,311
‫طلاقم رو نمی‌گیرم، ییلدیز.‬

1143
01:24:49,552 --> 01:24:52,996
‫بذار ببینم اگه بخواد سال‌ها اونطوری تو‬
‫اورفا زندگی کنه، می‌تونه؟‬

1144
01:24:54,137 --> 01:24:55,452
‫خدا بزرگه.‬

1145
01:24:55,759 --> 01:24:59,648
‫چی بگم زن‌داداش، خدا بزرگه.‬

1146
01:24:59,889 --> 01:25:01,936
‫- طلاق نمی‌گیرم ییلدیز.‬
‫- خب باشه دیگه.‬

1147
01:25:02,205 --> 01:25:05,294
‫بگیم ان‌شاءالله هر چی خیره‬
‫واسه هر دوتون پیش بیاد.‬

1148
01:25:05,535 --> 01:25:07,648
‫- خیر ما در اینه که طلاق نگیریم.‬
‫- باشه، طلاق نگیر.‬

1149
01:25:07,889 --> 01:25:11,922
‫باشه، طلاق نگیر. حق با توئه.‬

1150
01:25:20,127 --> 01:25:23,769
‫آقا، هر چی ملک و املاک متعلق به‬
‫تاشکسن‌هاست، اینجا علامت زدم.‬

1151
01:25:24,579 --> 01:25:28,597
‫حالا هر چقدر هم که بینِ ییلدیریم و ییلدیز‬
‫حرف و حدیث باشه...‬

1152
01:25:28,838 --> 01:25:32,210
‫.. من باز هم می‌گم یه سری به پاتوق‌های‬
‫کورداعلی‌ها بزنیم، داداش.‬

1153
01:25:32,543 --> 01:25:34,334
‫بزنیم داداش، بزنیم ولی...‬

1154
01:25:36,041 --> 01:25:38,271
‫.. ضیان خان نمی‌خواد خودش رو تو این دردسر بندازه.‬

1155
01:25:38,512 --> 01:25:42,715
‫اون می‌دونه که ما اورفا رو واسه ییلدیریم و‬
‫هر کسی که بهش کمک کنه، تنگ می‌کنیم.‬

1156
01:25:43,583 --> 01:25:47,005
‫واسه همین می‌خواد خودش و طایفه‌اش رو‬
‫از این شر دور نگه داره.‬

1157
01:25:47,934 --> 01:25:49,619
‫هر چی تو بگی.‬

1158
01:25:51,145 --> 01:25:52,784
‫ییلدیریم فرار می‌کنه.‬

1159
01:25:53,055 --> 01:25:55,107
‫- واسه همین یوسف...‬
‫- بله آقا.‬

1160
01:25:55,348 --> 01:25:58,041
‫اگه لازم باشه تمام پاتوق‌های‬
‫این منطقه رو می‌گردیم پسرم.‬

1161
01:25:58,282 --> 01:26:00,533
‫- بر همین اساس آماده باشین.‬
‫- اطاعت می‌شه آقا.‬

1162
01:26:00,774 --> 01:26:04,683
‫- داداش، تو هم برو به همه خبر بده.‬
‫- باشه.‬

1163
01:26:04,924 --> 01:26:08,385
‫هر کسی که از ییلدیریم حمایت کنه و‬
‫پناهش بده...‬

1164
01:26:09,121 --> 01:26:11,624
‫.. اون رو هم با ییلدیریم‬
‫تو یه قبر دفن می‌کنم.‬

1165
01:26:11,918 --> 01:26:13,013
‫حله داداش.‬

1166
01:26:15,135 --> 01:26:16,430
‫یوسف، تو بمون.‬

1167
01:26:17,817 --> 01:26:19,086
‫بله آقا.‬

1168
01:26:19,937 --> 01:26:22,254
‫همون لباس‌عروس‌فروشی که با هاجیک رفتی.‬

1169
01:26:23,360 --> 01:26:27,269
‫صحبت کردم. اون لباس‌عروسی که هاجیک پوشید و‬
‫پسندید رو فردا براش میارن.‬

1170
01:26:27,561 --> 01:26:30,011
‫آقا، چرا زحمت کشیدی؟‬
‫خودم ردیفش می‌کردم.‬

1171
01:26:30,252 --> 01:26:34,063
‫چه زحمتی پسرم؟‬
‫حرفای عجیب نزن، زحمتی نیست.‬

1172
01:26:34,449 --> 01:26:37,246
‫همونطور که گفتم صحبت کردم،‬
‫اون لباس‌عروس فردا میاد اینجا.‬

1173
01:26:37,648 --> 01:26:40,038
‫یعنی بینِ این همه اتفاق،‬
‫نباید یه خبر خوب داشته باشیم؟‬

1174
01:26:40,984 --> 01:26:43,683
‫ان‌شاءالله که اون روز بهترین روز‬
‫زندگیتون می‌شه. بریم ببینیم چی می‌شه.‬

1175
01:26:43,960 --> 01:26:45,373
‫ان‌شاءالله آقا.‬

1176
01:26:45,976 --> 01:26:47,505
‫سلامت باشی، دمت گرم.‬

1177
01:26:53,625 --> 01:26:56,204
‫پسر، اینقدر التماس کردی که اومدم.‬

1178
01:26:56,456 --> 01:26:58,808
‫نزدیک بود ییلدیز رو هم به کشتن بدی.‬

1179
01:26:59,134 --> 01:27:00,923
‫دیگه چی می‌خوای بهم بگی؟‬

1180
01:27:01,422 --> 01:27:06,633
‫آقا ضیان، معلومه یه چیزایی به گوشت رسوندن
‫ولی همه‌اش رو نگفتن.

1181
01:27:07,074 --> 01:27:10,071
‫من می‌خواستم سرهات رو بکشم.‬

1182
01:27:10,777 --> 01:27:14,249
‫ولی دخترت خواست که سرهات زنده بمونه.‬

1183
01:27:15,568 --> 01:27:19,546
‫یعنی اینطوری بگم که نزدیک بود‬
‫تر و خشک با هم بسوزن.‬

1184
01:27:21,224 --> 01:27:24,247
‫خدا رو شکر ییلدیز نجات پیدا کرد.‬

1185
01:27:24,884 --> 01:27:26,173
‫همینطوره.‬

1186
01:27:26,944 --> 01:27:28,259
‫آشیر هم همین چند لحظه پیش زنگ زد.‬

1187
01:27:28,516 --> 01:27:33,664
‫نمی‌دونم ازت اجازه گرفته یا نه، ولی‬
‫گفت که نامزدی من و ییلدیز رو به هم زده.‬

1188
01:27:34,792 --> 01:27:37,874
‫آشیر کله‌شقه، جدی‌اش نگرفتم.‬

1189
01:27:38,611 --> 01:27:40,932
‫واسه همین خواستم یه بار هم‬
‫با تو حرف بزنم.‬

1190
01:27:42,699 --> 01:27:44,697
‫آشیر کار درست رو کرده.‬

1191
01:27:45,532 --> 01:27:46,823
‫چی؟‬

1192
01:27:47,568 --> 01:27:51,178
‫چی، یعنی چی، چه کار درستی کرده؟‬

1193
01:27:52,421 --> 01:27:53,816
‫ببین.‬

1194
01:27:55,080 --> 01:27:58,296
‫من واسه اینکه با هم قوی بشیم...‬

1195
01:27:58,897 --> 01:28:03,523
‫.. و قدرت رو از چنگ سرهات دربیاریم،‬
‫دخترم رو بهت دادم.‬

1196
01:28:03,845 --> 01:28:09,696
‫تو هم واسه اینکه سرهات بهت شلیک نکنه،‬
‫به سایه‌ی من پناه آوردی.‬

1197
01:28:09,937 --> 01:28:13,742
‫یعنی فکر می‌کنی اگه داماد کورداعلی‌ها بشی،‬
‫سرهات...‬

1198
01:28:13,983 --> 01:28:18,791
‫.. جرئت نمی‌کنه جلوی دو تا عشیره وایسته،‬
‫درسته؟‬

1199
01:28:19,602 --> 01:28:20,913
‫درسته.‬

1200
01:28:21,902 --> 01:28:25,400
‫ولی سرهات هتلت رو ازت گرفته.‬

1201
01:28:26,376 --> 01:28:31,704
‫بس نبود، اعتبارت رو هم گرفت.‬
‫به‌زودی جونت رو هم می‌گیره.‬

1202
01:28:33,177 --> 01:28:36,208
‫تو الان هدف مستقیمِ تفنگ سرهاتی.‬

1203
01:28:36,577 --> 01:28:40,936
‫بودنت واسه من و هر کسی که دور و برته،‬
‫فقط مرگ میاره.‬

1204
01:28:41,232 --> 01:28:45,506
‫دیگه تو واسه من داماد بشو نیستی.‬

1205
01:28:48,667 --> 01:28:51,050
‫باشه، من این رو واسه صلاح خودت گفته بودم.‬

1206
01:28:51,291 --> 01:28:54,283
‫چون تو اورفا، به‌جز من‬
‫کسی ییلدیز رو نمی‌گیره.‬

1207
01:28:54,949 --> 01:28:56,306
‫اونوقت چرا؟‬

1208
01:28:57,321 --> 01:28:58,993
‫بهت نگفتن.‬

1209
01:29:00,847 --> 01:29:02,943
‫من ییلدیز و سرهات رو با هم دیدم.‬

1210
01:29:05,423 --> 01:29:07,208
‫داشتن جلوی چشم همه همدیگه رو می‌بوسیدن.‬

1211
01:29:10,192 --> 01:29:13,797
‫اسلحه کشیدم، شلیک کردم.‬
‫رفتن تو خونه.‬

1212
01:29:14,088 --> 01:29:16,998
‫بعد از من تو اون خونه چه کار کردن،‬
‫خدا می‌دونه.‬

1213
01:29:19,138 --> 01:29:21,565
‫حتی اومدم ازت پرسیدم،‬
‫یادت هست؟‬

1214
01:29:21,849 --> 01:29:24,578
‫گفتم ییلدیز چرا قبول کرد‬
‫با من ازدواج کنه.‬

1215
01:29:25,937 --> 01:29:28,246
‫سرهات حامله‌اش کرده؟‬

1216
01:29:29,425 --> 01:29:30,821
‫اون رو هم خدا می‌دونه.‬

1217
01:29:38,587 --> 01:29:43,154
‫واسه همین من اگه جای تو بودم،‬
‫ییلدیز رو می‌دادم به من.‬

1218
01:29:46,961 --> 01:29:49,835
‫چی داری می‌گی مرتیکه، چی می‌گی؟‬

1219
01:29:50,076 --> 01:29:51,326
‫شنیدی دیگه.‬

1220
01:29:51,960 --> 01:29:57,779
‫اگه این تو اورفا بپیچه، دیگه نمی‌تونی‬
‫سرت رو جلوی مردم بلند کنی آقا ضیان.‬

1221
01:29:58,272 --> 01:30:00,168
‫اگه باور نمی‌کنی، برو از دخترت بپرس.‬

1222
01:30:03,183 --> 01:30:06,468
‫بهت گفتم، تو دیگه مُرده‌ای!‬

1223
01:30:07,720 --> 01:30:09,719
‫تو سایه‌ی من جایی نداری!‬

1224
01:30:10,226 --> 01:30:12,047
‫ییلدیز مشکلِ منه!‬

1225
01:30:12,312 --> 01:30:16,027
‫اعتبار خودم رو هم خودم پاک می‌کنم!‬

1226
01:30:21,417 --> 01:30:23,042
‫- کجا بریم آقا؟‬
‫- برو سمت عمارت.‬

1227
01:30:23,283 --> 01:30:24,283
‫راه بیفت دیگه!‬

1228
01:30:25,000 --> 01:30:33,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

1229
01:30:39,225 --> 01:30:41,537
‫آقا، می‌خوای چه کار کنی؟‬

1230
01:30:48,033 --> 01:30:50,479
‫گفتم آقا ضیان هوامون رو داره و‬
‫ازمون محافظت می‌کنه ولی...‬

1231
01:30:52,624 --> 01:30:54,000
‫.. نشد.‬

1232
01:30:54,897 --> 01:30:57,883
‫باید فرار کنیم سلو، متأسفانه باید فرار کنیم.‬

1233
01:30:58,177 --> 01:31:00,200
‫امشب پول‌هایی که مخفی کردیم رو جمع‌وجور کنیم.‬

1234
01:31:00,441 --> 01:31:03,244
‫فردا هم با تریلی‌های کاظم خان از مرز رد می‌شیم.

1235
01:31:04,062 --> 01:31:05,725
‫اینطوریه کاظم خان؟‬

1236
01:31:07,272 --> 01:31:08,480
‫همینطوره.‬

1237
01:31:11,071 --> 01:31:12,229
‫ایولله.‬

1238
01:31:32,423 --> 01:31:34,417
‫آقا، سرهات خان پیغام فرستاده...‬

1239
01:31:34,658 --> 01:31:37,495
‫.. گفته هر کسی به ییلدیریم کمک کنه،‬
‫عاقبتش بدتر از اون می‌شه.‬

1240
01:31:37,739 --> 01:31:41,483
‫بذار اول پول‌ها رو جمع کنه،‬
‫بعداً به حسابش می‌رسیم.‬

1241
01:31:57,913 --> 01:32:01,419
‫می‌دونم هنوز دوستم داری، ولی نمی‌دونم‬
‫چرا بهم پشت کردی.‬

1242
01:32:02,093 --> 01:32:03,333
‫نمی‌تونم بگم.‬

1243
01:32:04,843 --> 01:32:07,290
‫قول دادم.‬

1244
01:32:09,995 --> 01:32:14,763
‫تا آخرین نفسم نمی‌تونم بگم.‬

1245
01:32:26,462 --> 01:32:28,685
‫نه نه، خوبه خوبه.‬

1246
01:32:29,800 --> 01:32:32,491
‫نه، الان حالش خوبه، اصلاً نگران نباشین.‬

1247
01:32:32,732 --> 01:32:37,757
‫نه بابا، داشت تو دشت و دمن می‌گشت که‬
‫مار نیشش زد. آره به خدا.‬

1248
01:32:37,998 --> 01:32:41,553
‫خدا رحم کرد، خدا رو شکر.‬

1249
01:32:42,194 --> 01:32:45,337
‫دیگه حادثه‌ی خبرنکرده‌ست.‬

1250
01:32:46,331 --> 01:32:47,943
‫خدا رو شکر الان خوبیم.‬

1251
01:32:48,184 --> 01:32:51,400
‫مامان، ببین داری بیخ گوشِ من‬
‫داد و بیداد می‌کنی.‬

1252
01:32:51,641 --> 01:32:53,148
‫یه لحظه برو بیرون. ببین دارو خوردم، بذار بخوابم.‬

1253
01:32:53,389 --> 01:32:55,570
‫آره، باشه، باشه دخترم.‬

1254
01:32:55,811 --> 01:32:58,802
‫نه، لازم نیست شما هم بیاین.‬

1255
01:32:59,043 --> 01:33:01,695
‫الان می‌خواد استراحت کنه. باشه.‬

1256
01:33:01,936 --> 01:33:05,168
‫باشه. نه ممنون، سلامت باشی.‬

1257
01:33:05,409 --> 01:33:06,538
‫سرهات.‬

1258
01:33:06,779 --> 01:33:09,393
‫چطوری، حالت چطور شد، بهتری؟‬

1259
01:33:09,634 --> 01:33:11,882
‫خوبم آقای دکتر. ممنون، سلامت باشین.‬

1260
01:33:12,123 --> 01:33:15,046
‫به خدا تو بیشتر از من‬
‫باور داشتی که زنده می‌مونم.‬

1261
01:33:15,448 --> 01:33:17,179
‫واسه همه‌چی ممنونم.‬

1262
01:33:17,420 --> 01:33:19,016
‫وظیفه‌مونه آقا.‬

1263
01:33:20,009 --> 01:33:22,963
‫کاری نکردیم. یعنی فقط‬
‫وظیفه‌مون رو انجام دادیم.‬

1264
01:33:23,256 --> 01:33:24,808
‫برادرت نجاتت داده.‬

1265
01:33:25,049 --> 01:33:28,285
‫منم به‌زودی اورفا رو‬
‫از شر این بلای ییلدیریم نجات می‌دم.‬

1266
01:33:29,680 --> 01:33:30,907
‫نکن.‬

1267
01:33:32,697 --> 01:33:35,952
‫سرهات، اصلاً به خودت تردید راه نده.‬

1268
01:33:36,337 --> 01:33:40,093
‫یعنی اگه با من این کار رو می‌کرد، یه جوری‬
‫راهی واسه بخشیدن پیدا می‌کردم ولی...‬

1269
01:33:41,233 --> 01:33:47,117
‫.. وقتی با تو این کار رو کرد، دیگه اگه زبونم هم‬
‫ببخشه، دلم نمی‌بخشه.‬

1270
01:33:48,007 --> 01:33:49,269
‫ییلدیز.‬

1271
01:33:49,968 --> 01:33:54,167
‫حالا که دیگه خوب شدی، می‌تونیم‬
‫راحت با هم حرف بزنیم، مگه نه؟‬

1272
01:33:54,408 --> 01:33:55,575
‫درباره‌ی چی؟‬

1273
01:33:55,816 --> 01:33:59,184
‫تو غار ازت پرسیدم.‬

1274
01:34:00,248 --> 01:34:05,021
‫گفتم می‌دونم هنوز دوستم داری، اما نمی‌دونم‬
‫چرا بهم پشت کردی.‬

1275
01:34:06,216 --> 01:34:08,604
‫تو هم گفتی قول دادم و نمی‌تونم بگم.‬

1276
01:34:11,200 --> 01:34:13,825
‫چی رو نمی‌تونی بگی ییلدیز،‬
‫چه قولی دادی؟‬

1277
01:34:26,952 --> 01:34:28,745
‫چه قولی دادی ییلدیز، اونجایی؟‬

1278
01:34:28,986 --> 01:34:30,017
‫همینجام.‬

1279
01:34:30,372 --> 01:34:32,472
‫اونجا هم گفتم، الانم می‌گم.‬

1280
01:34:33,266 --> 01:34:35,464
‫تا وقتی که نفس می‌کشم...‬

1281
01:34:39,376 --> 01:34:41,324
‫.. اون حرف از دهنم بیرون نمیاد.‬

1282
01:34:41,664 --> 01:34:43,657
‫خب، بابت همه‌چی ممنون،‬
‫دستت درد نکنه.‬

1283
01:34:43,898 --> 01:34:45,774
‫ییلدیز!‬

1284
01:34:47,800 --> 01:34:50,167
‫پنهونش کن، ببینم تا کی می‌خوای‬
‫پنهونش کنی؟‬

1285
01:35:04,905 --> 01:35:08,424
‫لطفاً معرکه نگیر. دیگه نمی‌خوام تو این مغازه‬
‫دعوا و مرافعه راه بیفته.‬

1286
01:35:08,665 --> 01:35:10,936
‫به‌خاطر خانواده‌های شما‬
‫این مغازه رو بارها...‬

1287
01:35:11,177 --> 01:35:13,501
‫.. مجبور شدم بازسازی کنم، دیگه بسه!‬

1288
01:35:13,752 --> 01:35:15,789
‫مغازه‌ات و این چیزا اصلاً برام مهم نیست.‬

1289
01:35:16,030 --> 01:35:18,392
‫نیومدم چیزی رو بشکنم و داغون کنم.‬
‫فقط می‌خوام دو کلمه حرف بزنم.‬

1290
01:35:18,633 --> 01:35:20,931
‫یعنی می‌گی بدون زور و بازو هم‬
‫می‌تونی همه‌چی رو داغون کنی.‬

1291
01:35:21,204 --> 01:35:23,327
‫ببین، اگه یه ذره وجدان داشته باشی...‬

1292
01:35:23,780 --> 01:35:26,592
‫.. که منم با همین امید‬
‫پاشدم اومدم اینجا.‬

1293
01:35:27,008 --> 01:35:29,006
‫از بین من و آشیر بکش کنار.‬

1294
01:35:29,652 --> 01:35:31,572
‫هجران، کسی که زندگی بقیه رو خراب کنه، خودش زندگی نخواهد داشت.‬

1295
01:35:31,813 --> 01:35:35,294
‫در حالت عادی، این جمله‌ای که گفتی‬
‫برای من خیلی پرمعناست.‬

1296
01:35:35,535 --> 01:35:39,290
‫اما وقتی تو می‌گی، نمی‌دونم چرا‬
‫نمی‌تونم جدی بگیرمش، به دلم نمی‌شینه.‬

1297
01:35:40,606 --> 01:35:41,630
‫یعنی چی؟‬

1298
01:35:41,872 --> 01:35:43,299
‫اینطوری برات بگم.‬

1299
01:35:44,212 --> 01:35:45,818
‫من زندگی کسی رو خراب نکردم.‬

1300
01:35:46,080 --> 01:35:51,179
‫حتی برای اینکه زندگیِ شما خراب نشه،‬
‫با اینکه آشیر رو از جونم بیشتر دوست داشتم...‬

1301
01:35:51,420 --> 01:35:54,330
‫.. همونطور که لازم بود‬
‫ازش دوری کردم.‬

1302
01:35:54,803 --> 01:35:58,236
‫ندا، آشیر به‌خاطر من‬
‫از تو طلاق نمی‌گیره.‬

1303
01:35:58,879 --> 01:36:01,122
‫این رو خودت خیلی بهتر از من می‌دونی.‬

1304
01:36:01,434 --> 01:36:02,714
‫از جونم بیشتر دوستش داشتم.‬

1305
01:36:02,955 --> 01:36:05,071
‫تو چقدر زن پستی هستی آخه!‬

1306
01:36:05,544 --> 01:36:07,104
‫از این حرفایی که می‌زنی اصلاً خجالت نمی‌کشی؟‬

1307
01:36:07,345 --> 01:36:09,208
‫هنوز وایسا، چیزی نگفتم که.‬

1308
01:36:09,449 --> 01:36:12,311
‫آروم باش. هنوز حتی به اینکه به آشیر خیانت کردی‬
‫هم اشاره نکردم.‬

1309
01:36:12,564 --> 01:36:17,272
‫ببین، تو آخرین کسی هستی که حق داری‬
‫درباره‌ی ناموس من حرف بزنی!‬

1310
01:36:17,881 --> 01:36:22,779
‫مسئله‌ی بین من و آشیر‬
‫یه مسئله‌ی خانوادگیه!‬

1311
01:36:23,020 --> 01:36:25,338
‫تو کی هستی آخه؟ ببین، حد خودت رو بدون!‬

1312
01:36:25,818 --> 01:36:27,608
‫ندا، از این به بعد...‬

1313
01:36:28,100 --> 01:36:31,338
‫.. هر مسئله‌ای که به آشیر مربوط باشه، مسئله‌ی منم هست‬
‫و به منم ربط داره.‬

1314
01:36:36,488 --> 01:36:38,104
‫ببین ندا خانم!‬

1315
01:36:38,953 --> 01:36:42,336
‫من تمام عمرم رو با جاخالی دادن‬
‫از این سیلی‌ها گذروندم!‬

1316
01:36:42,647 --> 01:36:44,061
‫به هیکلم نگاه نکن!‬

1317
01:36:44,379 --> 01:36:48,417
‫اگه دنبال دعوایی، خوب بلدم چطوری از این مغازه‬
‫یقه تو بگیرم و پرتت کنم بیرون!‬

1318
01:36:48,788 --> 01:36:51,904
‫من فکر کردم تو آدمیزادی...‬

1319
01:36:52,192 --> 01:36:56,575
‫.. فکر کردم زنی هستی که وجدان داره و‬
‫پاشدم اومدم اینجا، اما اشتباه کردم.‬

1320
01:36:56,864 --> 01:36:59,723
‫چون وجدان اصلاً اون چیزی نیست که‬
‫تو فکر می‌کنی.‬

1321
01:37:00,367 --> 01:37:03,403
‫تو این دنیا با بدی کردن‬
‫به خوبی نمی‌رسی.‬

1322
01:37:05,536 --> 01:37:09,744
‫این قضیه اینجا تموم نشد.‬

1323
01:37:10,168 --> 01:37:13,954
‫آشیر اگه بخواد طلاقم بده،‬
‫یا اگه بخواد از خونه بندازتم بیرون...‬

1324
01:37:14,195 --> 01:37:16,679
‫.. من دست از سرت برنمی‌دارم.‬

1325
01:37:16,920 --> 01:37:19,520
‫مثل آدمیزاد اومدم اینجا،‬
‫اما نفهمیدی.‬

1326
01:37:19,994 --> 01:37:22,080
‫اینم از من به تو قسم باشه.‬

1327
01:37:23,503 --> 01:37:25,734
‫نمی‌ذارم تو این اورفا زندگی کنی.‬

1328
01:37:45,864 --> 01:37:47,502
‫راحت نخواهد بود دخترجون.‬

1329
01:37:49,729 --> 01:37:51,323
‫اصلاً راحت نخواهد بود.‬

1330
01:37:54,168 --> 01:37:55,574
‫نه این عشق...‬

1331
01:37:57,336 --> 01:37:59,640
‫.. و نه رسیدن به هم، اصلاً راحت نخواهد بود.‬

1332
01:38:01,127 --> 01:38:03,056
‫- تموم شد؟‬
‫- دیگه باید شده باشه، بذار ببینم.‬

1333
01:38:03,297 --> 01:38:05,272
‫ببین، هیچی نیست. چون دارم می‌گم که خوبم.‬

1334
01:38:05,513 --> 01:38:07,910
‫- خب خوبه، خدا رو شکر تب نداری.‬
‫- می‌گم که خوبم.‬

1335
01:38:08,151 --> 01:38:09,928
‫اما ببین، باید کلی آب بخوری...‬

1336
01:38:10,169 --> 01:38:11,263
‫- .. دکتر اینطوری گفت.
‫- بیا.

1337
01:38:11,504 --> 01:38:14,170
‫- باشه می‌خورم، باشه می‌خورم دیگه.‬
‫- باز ملک اومده.‬

1338
01:38:14,938 --> 01:38:16,851
‫آبجی، می‌خواد باهات حرف بزنه.‬

1339
01:38:18,652 --> 01:38:20,839
‫آخه چی می‌خواد به ییلدیز‬
‫بگه؟‬

1340
01:38:21,080 --> 01:38:23,217
‫باشه، من الان می‌فرستمش بره.‬

1341
01:38:23,812 --> 01:38:25,839
‫مامان، صبر کن، صبر کن.‬

1342
01:38:26,080 --> 01:38:27,561
‫- چی شده؟‬
‫- بذار بیاد.‬

1343
01:38:28,648 --> 01:38:31,832
‫چطور بذارم بیاد؟ جل‌الخالق!‬

1344
01:38:32,216 --> 01:38:34,195
‫باشه آسیه، تو برو من دارم میام.‬

1345
01:38:34,719 --> 01:38:36,117
‫چشم خانم.‬

1346
01:38:37,494 --> 01:38:42,389
‫- چی می‌گی دختر؟‬
‫- مامان، فهمیده که با هم خواهریم.‬

1347
01:38:42,777 --> 01:38:45,259
‫حتماً حرفایی برای گفتن داره.‬
‫بذار بیاد.‬

1348
01:38:45,500 --> 01:38:47,592
‫صد سال سیاه نمی‌خوام همچین خواهری داشته باشی.‬

1349
01:38:47,872 --> 01:38:51,421
‫دخترم، که بهت گفتم اون روز نزدیک بود‬
‫بابات رو با تیر بزنه.‬

1350
01:38:51,662 --> 01:38:54,141
‫در مقابل کارایی که بابام با مامان اون‬
‫کرد...‬

1351
01:38:54,982 --> 01:38:56,812
‫نذار دهنم باز بشه دیگه!‬

1352
01:38:57,672 --> 01:38:58,783
‫بذار بیاد.‬

1353
01:38:59,024 --> 01:39:01,040
‫ییلدیز، ببین دخترم...‬

1354
01:39:01,768 --> 01:39:04,919
‫.. به دختر اون دیوونه اصلاً‬
‫رو نده، باشه؟‬

1355
01:39:05,160 --> 01:39:06,384
‫تو به من اعتماد نداری؟‬

1356
01:39:06,625 --> 01:39:08,281
‫- بهت اعتماد دارم دخترم، فقط...‬
‫- باشه دیگه.‬

1357
01:39:08,608 --> 01:39:10,799
‫- حرف می‌زنیم و می‌ره، زود باش.‬
‫- باشه.‬

1358
01:39:11,148 --> 01:39:13,244
‫- خب، بریم ببینیم چی می‌شه.‬
‫- بریم.‬

1359
01:39:27,229 --> 01:39:30,477
‫- به خدا امروز بدجوری تشنه‌ام شد.‬
‫- سحری چی خوردی؟‬

1360
01:39:30,718 --> 01:39:34,400
‫به خدا دوتا چی‌کوفته گذاشتم دهنم.‬
‫طاقت نیاوردم، به خدا خوردمشون.‬

1361
01:39:34,641 --> 01:39:36,716
‫کادی، بیا اینجا، بیا.

1362
01:39:37,024 --> 01:39:38,360
‫یالا، برین سر کارتون.‬

1363
01:39:38,601 --> 01:39:39,910
‫بیا اینجا ببینم.‬

1364
01:39:40,784 --> 01:39:42,505
‫چی شده؟ خیر باشه؟‬

1365
01:39:44,648 --> 01:39:47,783
‫تا سرهات تو بیمارستانه،‬
‫برو صحیح و سالم ببینش.‬

1366
01:39:48,024 --> 01:39:49,932
‫واسه اینکه خیالت راحت بشه نگفتم.‬

1367
01:39:51,045 --> 01:39:52,325
‫ما یه نفر رو دیدیم.‬

1368
01:39:55,169 --> 01:39:56,489
‫کیو دیدیم کادی؟‬

1369
01:40:00,368 --> 01:40:01,574
‫هجران رو، خانمم.‬

1370
01:40:03,014 --> 01:40:04,212
‫هجران رو؟‬

1371
01:40:04,453 --> 01:40:05,967
‫آها، بفرما غیبت.‬

1372
01:40:07,080 --> 01:40:09,919
‫آره هجران. از اورفا نرفته مادر.‬

1373
01:40:10,160 --> 01:40:13,048
‫چرا نرفته؟ به چی دلش خوش بوده؟‬

1374
01:40:13,471 --> 01:40:17,210
‫چیزایی هست که نمی‌دونی.‬
‫آشیر عاشق هجران شده.‬

1375
01:40:17,640 --> 01:40:20,072
‫تو بیمارستان پیش آشیر بود.‬

1376
01:40:20,313 --> 01:40:25,443
‫پس یعنی آشیر می‌خواد ندا رو طلاق بده و‬
‫با هجران ازدواج کنه.‬

1377
01:40:25,784 --> 01:40:30,288
‫اونم مثل من بدبخته.‬
‫از ندا رسید به یه زن کاباره‌ای.‬

1378
01:40:30,975 --> 01:40:33,343
‫ولی این حق نداست.‬

1379
01:40:33,584 --> 01:40:37,741
‫آره دیگه. در خونه‌ی مردمو نزن،‬
‫تا درِ خونه‌ت رو نزنن.‬

1380
01:40:37,982 --> 01:40:39,567
‫یعنی چی دختر؟‬

1381
01:40:39,808 --> 01:40:42,523
‫تو رو خدا بگو مشکلت با این ندا چیه؟‬

1382
01:40:42,764 --> 01:40:44,905
‫همین یکشنبه‌ی پیش هم که‬
‫گیس و گیس‌کشی راه انداخته بودین.‬

1383
01:40:45,146 --> 01:40:48,381
‫چی از جون زنه می‌خوای؟‬
‫دو تا بچه داره، گناه داره.‬

1384
01:40:48,622 --> 01:40:52,217
‫اون سر به سر من می‌ذاره مادر.‬

1385
01:40:52,624 --> 01:40:54,028
‫اصلاً ازش خوشم نمیاد.‬

1386
01:40:54,613 --> 01:40:58,753
‫به خدا اصلاً هم دلم نمی‌سوزه‬
‫که شوهرش عاشق یه زن کاباره‌ای شده.‬

1387
01:40:59,009 --> 01:41:01,029
‫درد خودم واسم بسه.‬

1388
01:41:02,159 --> 01:41:04,076
‫خیلی خب خانم‌ها، تمومش کنین، آروم باشین.‬

1389
01:41:04,341 --> 01:41:06,723
‫چیزای مهم‌تری هست که‬
‫باید بهشون فکر کنیم.‬

1390
01:41:07,313 --> 01:41:10,412
‫اگه الان سرهات بفهمه که هجران خواهرشه...‬

1391
01:41:10,653 --> 01:41:11,798
‫- هیس!‬
‫- هیس!‬

1392
01:41:15,663 --> 01:41:16,946
‫مثلاً می‌گم دیگه.‬

1393
01:41:19,317 --> 01:41:23,456
‫اگه سرهات بفهمه که هجران خواهرشه...‬

1394
01:41:23,745 --> 01:41:27,261
‫.. اگه بفهمه می‌خواستیم هجران رو‬
‫از اورفا بیرون کنیم...‬

1395
01:41:27,587 --> 01:41:29,120
‫.. وای به حالمون.‬

1396
01:41:31,737 --> 01:41:33,742
‫آخ کادی، آخ کادی!‬

1397
01:41:33,983 --> 01:41:38,700
‫ببین چیکار کردی؟‬
‫چه بلایی سرمون آوردی؟‬

1398
01:41:39,119 --> 01:41:41,537
‫آدم بدون مشورت همچین کاری می‌کنه؟‬

1399
01:41:41,977 --> 01:41:47,393
‫دعا کنین سرهات نفهمه که هجران خواهرشه.‬

1400
01:41:47,728 --> 01:41:48,830
‫ان‌شاءالله.‬

1401
01:41:49,950 --> 01:41:51,077
‫ان‌شاءالله.‬

1402
01:41:56,555 --> 01:41:57,753
‫- هجران؟‬
‫- جانم؟‬

1403
01:41:57,994 --> 01:42:00,483
‫یه نگاه به این بنداز، درست شد.‬
‫امتحانش کن.‬

1404
01:42:00,724 --> 01:42:02,760
‫- یه بار بزنش به برق.‬
‫- حتماً، امتحان می‌کنم.‬

1405
01:42:03,001 --> 01:42:06,945
‫اگه فیوزی چیزی پروند‬
‫تا اوستا اینجاست بده درستش کنه.‬

1406
01:42:07,328 --> 01:42:09,635
‫ببین چه حرفایی می‌زنه. یالا.‬

1407
01:42:10,879 --> 01:42:12,119
‫چه حرفا.‬

1408
01:42:13,954 --> 01:42:15,684
‫بفرما، ببینیم چی می‌شه.‬

1409
01:42:15,959 --> 01:42:18,592
‫کار کرد. درست شد؟‬

1410
01:42:18,902 --> 01:42:20,450
‫- آره درست شد.‬
‫- خوبه.‬

1411
01:42:20,691 --> 01:42:22,837
‫- خیلی ممنونم.‬
‫- خواهش می‌کنم، این چه حرفیه.‬

1412
01:42:23,078 --> 01:42:25,760
‫- به زحمت افتادی.‬
‫- چیزی نیست بابا.‬

1413
01:42:26,288 --> 01:42:29,950
‫ببین، تو رو خدا این کلمه‌ی زحمت رو‬
‫از لغت‌نامه‌ت پاک کن.‬

1414
01:42:30,191 --> 01:42:32,616
‫به خدا هر کاری واسه‌ت انجام بدم‬
‫زحمت نیست.‬

1415
01:42:32,904 --> 01:42:35,299
‫باشه بینی فندقی؟‬

1416
01:42:36,790 --> 01:42:39,647
‫- کجای این بینی فندقیه؟‬
‫- فندقیه دیگه.‬

1417
01:42:40,279 --> 01:42:43,262
‫یالا برو حاضر شو ببرمت افطار.‬
‫بریم جیگرکی.‬

1418
01:42:43,592 --> 01:42:45,913
‫باشه بریم ولی...‬

1419
01:42:48,032 --> 01:42:50,503
‫.. قبلش باید یه چیزی بهت بگم آشیر.‬

1420
01:42:50,744 --> 01:42:51,943
‫باز چی شده؟‬

1421
01:42:52,184 --> 01:42:53,779
‫بیا یه لحظه اینجا بشینیم.‬

1422
01:42:55,906 --> 01:42:58,647
‫ببین، اگه باز قضیه‌ی کسبه و ایناست‬
‫به خدا می‌رم همه‌شون رو می‌زنم.‬

1423
01:42:58,888 --> 01:43:00,703
‫گفتین صبر کن، صبر کردم، دیگه رو اعصابم نرین.‬

1424
01:43:00,944 --> 01:43:02,877
‫صبر کن، زود جوش نیار، آروم باش.‬

1425
01:43:03,118 --> 01:43:04,756
‫- چی شده؟‬
‫- بحث کسبه نیست.‬

1426
01:43:04,997 --> 01:43:06,296
‫پس کیه؟‬

1427
01:43:07,977 --> 01:43:09,353
‫سلطان یلدوران.‬

1428
01:43:09,702 --> 01:43:11,119
‫چی؟‬

1429
01:43:11,364 --> 01:43:15,414
‫همون مادر سرهات یلدوران،‬
‫سلطان یلدوران.‬

1430
01:43:17,570 --> 01:43:18,966
‫اومد مغازه.‬

1431
01:43:19,842 --> 01:43:22,063
‫گفت کسبه خیلی از دستت شاکی‌ان.‬

1432
01:43:22,447 --> 01:43:26,015
‫گفت وسیله‌هات رو جمع کن و‬
‫همین امروز از اورفا برو.‬

1433
01:43:26,752 --> 01:43:32,464
‫گفت اگه نرم، کادی و زنش و بچه‌اش...‬

1434
01:43:33,073 --> 01:43:36,335
‫.. همه رو اخراج می‌کنم تا بیکار بشن؛‬
‫اینطوری تهدیدم کرد.‬

1435
01:43:36,576 --> 01:43:38,331
‫ای چشم‌قشنگ من،‬
‫تو واسه همین گذاشتی رفتی؟‬

1436
01:43:38,572 --> 01:43:40,963
‫چیکار می‌کردم آشیر؟ چاره‌ی دیگه‌ای داشتم؟‬

1437
01:43:41,204 --> 01:43:44,551
‫پسر آقا کادی تازه نامزد کرده، قراره به زودی‬
‫ازدواج کنه. وقتی شنیدم نتونستم طاقت بیارم.‬

1438
01:43:44,792 --> 01:43:46,087
‫خب باید به من خبر می‌دادی.‬

1439
01:43:46,328 --> 01:43:47,969
‫اگه بهم زنگ می‌زدی، اگه خبرم می‌کردی...‬

1440
01:43:48,210 --> 01:43:50,971
‫.. دیگه نیازی به نامه نبود.‬
‫من حتی دنبال اتوبوس دویدم بابا.‬

1441
01:43:52,048 --> 01:43:54,634
‫خیلی خب بگذریم، غمت نباشه، حلش می‌کنیم.‬
‫مگه چی شده؟‬

1442
01:43:54,875 --> 01:43:56,671
‫- چطوری حلش می‌کنیم؟‬
‫- اینطوری حلش می‌کنیم.‬

1443
01:44:07,998 --> 01:44:09,096
‫آشیر داره زنگ می‌زنه.‬

1444
01:44:09,392 --> 01:44:11,617
‫مامان، چماق رو حاضر کن!‬

1445
01:44:11,880 --> 01:44:14,644
‫جواب بده مادر، جواب بده،‬
‫معلومه هجران همه چی رو لو داده.‬

1446
01:44:18,210 --> 01:44:19,245
‫مادر.‬

1447
01:44:20,010 --> 01:44:21,317
‫بله آشیر؟‬

1448
01:44:21,608 --> 01:44:22,707
‫منو که می‌شناسی.‬

1449
01:44:22,948 --> 01:44:25,959
‫اهل حاشیه رفتن و من‌من کردن نیستم،‬
‫رک و پوست‌کنده بهت می‌گم.‬

1450
01:44:26,377 --> 01:44:27,429
‫هجران.‬

1451
01:44:27,670 --> 01:44:30,080
‫هجران رو می‌شناسی، مگه نه؟‬
‫می‌شناسی.‬

1452
01:44:30,856 --> 01:44:33,665
‫ببین، هجران از این به بعد‬
‫تحت حمایت منه.‬

1453
01:44:33,960 --> 01:44:37,985
‫هر تهدیدی که به اون کردی، انگار به من کردی، فهمیدی مامان؟‬

1454
01:44:38,289 --> 01:44:39,398
‫هجران همینجا می‌مونه.‬

1455
01:44:39,639 --> 01:44:42,096
‫تو اورفا می‌مونه و همین آرایشگاه رو هم می‌چرخونه.‬

1456
01:44:42,634 --> 01:44:47,313
‫اگه بگی آشیر پسرم، من گلزار و‬
‫کادی و یوسف رو بیرون می‌کنم...‬

1457
01:44:47,653 --> 01:44:50,648
‫.. بهشون بگو در عمارت من به روشون بازه.

1458
01:44:50,889 --> 01:44:52,186
‫بیان پیش من.‬

1459
01:44:52,579 --> 01:44:56,030
‫در ضمن، فکر کنم شریکم از این‬
‫موضوع خبری نداره، مگه نه؟‬

1460
01:44:56,339 --> 01:44:58,701
‫من می‌شناسمش،‬
‫اون اجازه نمی‌ده همچین اتفاقی بیفته.‬

1461
01:44:59,297 --> 01:45:01,433
‫ببین، تو از این به بعد به این آرایشگاه...‬

1462
01:45:01,705 --> 01:45:04,430
‫.. اگه می‌خوای بیای موهاتو درست کنی،‬
‫بیا.‬

1463
01:45:04,671 --> 01:45:07,989
‫اما اگه می‌خوای بیای اینجا داد و بیداد‬
‫راه بندازی مامان، من به خدا...‬

1464
01:45:08,230 --> 01:45:12,073
‫.. ببین، می‌رم اول به سرهات می‌گم،‬
‫در جریان باش. خب، دیگه برو.‬

1465
01:45:13,168 --> 01:45:14,192
‫چی می‌گه مامان؟‬

1466
01:45:15,568 --> 01:45:17,060
‫- می‌گه که...‬
‫- خب؟‬

1467
01:45:17,785 --> 01:45:20,263
‫.. هجران تحت حمایت منه.‬

1468
01:45:20,593 --> 01:45:26,280
‫اگه یه بار دیگه بخوای بیرونش کنی،‬
‫منم همه‌چی رو به سرهات می‌گم.‬

1469
01:45:26,521 --> 01:45:27,840
‫مرتیکه‌ی حلبی!‬

1470
01:45:28,081 --> 01:45:32,594
‫تموم شد، بحث بسته شد. تموم.‬
‫یالا بریم.‬

1471
01:45:36,895 --> 01:45:38,104
‫ممنونم.‬

1472
01:45:40,251 --> 01:45:41,451
‫برم آماده شم.‬

1473
01:45:45,441 --> 01:45:47,145
‫راستی...‬

1474
01:45:48,320 --> 01:45:51,113
‫.. تو حرفاتون یه نکته‌ای بود که‬
‫می‌خواستم بهش اشاره کنم آقا آشیر.‬

1475
01:45:51,354 --> 01:45:52,829
‫به چی می‌خوای اشاره کنی؟ چی شده؟‬

1476
01:45:53,440 --> 01:45:56,251
‫«تحت حمایت من»، یعنی به نظرتون حرف قشنگی بود؟‬

1477
01:45:56,496 --> 01:46:00,045
‫قشنگه دیگه، «تحت حمایت من»‬
‫حرف قشنگیه. پس چی می‌گفتم؟‬

1478
01:46:00,286 --> 01:46:01,392
‫قشنگه.‬

1479
01:46:01,633 --> 01:46:03,872
‫با توجه به اینکه فردا دادگاه طلاقه...‬

1480
01:46:05,777 --> 01:46:07,738
‫.. احتمالاً دیگه می‌تونی بهم بگی «عشقم».‬

1481
01:46:11,686 --> 01:46:15,971
‫می‌دونی جوونای اورفا در واقع‬
‫به عشقشون چی می‌گن؟‬

1482
01:46:16,212 --> 01:46:19,376
‫نمی‌دونم ای جوون اورفایی،‬
‫بگو، از کجا بدونم؟‬

1483
01:46:20,039 --> 01:46:22,152
‫مرد اورفایی انقدر قشنگ عاشق می‌شه که...‬

1484
01:46:23,112 --> 01:46:24,392
‫.. به عشقش می‌گه «دلیل زندگیم».‬

1485
01:46:25,609 --> 01:46:29,949
‫عشقشو مثل دلیل زنده بودنش می‌بینه.‬
‫همه‌جا ازش محافظت می‌کنه و هواشو داره.‬

1486
01:46:31,041 --> 01:46:35,825
‫تو این سرزمین واسه عشق باید بجنگی‬
‫هجران. واسه همینه.‬

1487
01:46:39,238 --> 01:46:43,579
‫اول بیا روی دادگاه فردامون تمرکز کنیم.‬

1488
01:46:44,072 --> 01:46:46,439
‫به خیر و خوشی این کار تموم شه.‬

1489
01:46:47,821 --> 01:46:52,676
‫بعدش دیگه هر چی دوست داشتی بگو،‬
‫چه «دلیل زندگیم»، چه «عشقم».‬

1490
01:46:53,265 --> 01:46:55,196
‫هر چی ته دلته همونو بگو.‬

1491
01:46:56,386 --> 01:46:59,653
‫می‌گیم بابا.‬
‫اونم می‌گیم، مگه چی می‌شه؟‬

1492
01:47:00,040 --> 01:47:02,487
‫- خب، یالا.‬
‫- باشه. پشت رو جمع‌وجور کنم میام.‬

1493
01:47:02,728 --> 01:47:03,728
‫باشه.‬

1494
01:47:10,477 --> 01:47:11,697
‫عشقم.‬

1495
01:47:13,006 --> 01:47:15,171
‫عزیز دلم. این دیگه خیلی شد.‬

1496
01:47:16,088 --> 01:47:18,475
‫خانم هجران آرایشگر عزیزم، عشقم.‬

1497
01:47:18,721 --> 01:47:20,633
‫- هجران، یالا دیگه!‬
‫- اومدم، اومدم.‬

1498
01:47:20,888 --> 01:47:22,633
‫- بریم دیگه.‬
‫- بریم.‬

1499
01:47:22,913 --> 01:47:24,272
‫گوشیت کجاست؟‬

1500
01:47:25,038 --> 01:47:27,017
‫- یالا، بیا ببینم.‬
‫- بریم.‬

1501
01:47:40,000 --> 01:47:48,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

1502
01:48:04,649 --> 01:48:06,317
‫می‌شه ما رو تنها بذاری؟‬

1503
01:48:12,173 --> 01:48:15,596
‫فقط کوتاه باشه، دخترم هنوز کاملاً خوب نشده.‬

1504
01:48:16,737 --> 01:48:17,737
‫یالا مامان.‬

1505
01:48:32,194 --> 01:48:33,627
‫بلا به دور!

1506
01:48:33,945 --> 01:48:34,945
‫ممنون.‬

1507
01:48:36,368 --> 01:48:37,540
‫بفرما بشین.‬

1508
01:48:59,256 --> 01:49:02,282
‫واسه نجات جون سرهات‬
‫رفتی تو اون غار.‬

1509
01:49:05,153 --> 01:49:06,375
‫ازت ممنونم.‬

1510
01:49:07,889 --> 01:49:10,283
‫اگه بازم پیش میومد، همین کار رو می‌کردم.‬

1511
01:49:12,080 --> 01:49:15,616
‫حقش به گردنم ادا نمی‌شه. خیلی بهش مدیونم.‬

1512
01:49:16,624 --> 01:49:19,683
‫اگه می‌دونستم اون بمب قراره منفجر شه‬
‫بازم می‌رفتم.‬

1513
01:49:23,976 --> 01:49:28,384
‫نه از روی عشق ملک، از روی انسانیت این کار رو می‌کردم.‬

1514
01:49:35,496 --> 01:49:37,775
‫حالا بگو ببینم، تو واسه چی اومدی اینجا؟‬

1515
01:49:42,152 --> 01:49:43,938
‫این موضوع خواهری...‬

1516
01:49:46,656 --> 01:49:48,045
‫.. واسه من خیلی تازه‌ست.

1517
01:49:50,977 --> 01:49:52,669
‫نمی‌دونم باید چیکار کنم.‬

1518
01:49:54,577 --> 01:49:59,050
‫بعد این همه اتفاق، نمی‌دونم چی حس کنم‬
‫یا چی فکر کنم.‬

1519
01:50:03,095 --> 01:50:05,320
‫حق داری، حق داری.‬

1520
01:50:08,975 --> 01:50:11,458
‫نمی‌خوای سرهات چیزی بفهمه، مگه نه؟‬

1521
01:50:16,049 --> 01:50:19,168
‫اگه بفهمه به خاطر همین دارم‬
‫ازش دوری می‌کنم...‬

1522
01:50:20,176 --> 01:50:22,271
‫.. خودت می‌دونی که همه‌چی عوض می‌شه.‬

1523
01:50:24,088 --> 01:50:25,767
‫بهم اعتماد هم نداری.‬

1524
01:50:26,047 --> 01:50:28,231
‫با هم خواهریم ولی همدیگه رو نمی‌شناسیم.‬

1525
01:50:33,055 --> 01:50:34,246
‫ببین ملک...‬

1526
01:50:36,280 --> 01:50:38,946
‫.. من تا الان هر کاری کردم...‬

1527
01:50:39,888 --> 01:50:42,140
‫.. واسه این بود که شوهرمو با یه زن دیگه‬
‫شریک نشم.‬

1528
01:50:42,381 --> 01:50:46,425
‫روتو برنگردون، تو هم همین کار رو کردی،‬
‫الانم داری می‌کنی.‬

1529
01:50:51,097 --> 01:50:54,580
‫اما من از لحظه‌ای که فهمیدم با هم خواهریم...‬

1530
01:50:56,080 --> 01:51:00,634
‫.. به خدا قسم از سرهات دوری کردم.‬
‫به خاطر تو.‬

1531
01:51:02,200 --> 01:51:04,421
‫به خاطر اون بچه‌ی تو شکمت این کار رو کردم.‬

1532
01:51:05,252 --> 01:51:08,631
‫واسه اینکه اون بچه با پدر و مادرش...‬

1533
01:51:09,144 --> 01:51:11,818
‫.. تو خانواده‌اش به خوبی و خوشی‬
‫بزرگ شه.‬

1534
01:51:12,059 --> 01:51:14,189
‫واسه اینکه آرامشت به هم نخوره.‬

1535
01:51:17,747 --> 01:51:21,058
‫از این به بعد هم دقیقاً همینطوری ادامه‬
‫پیدا می‌کنه، هیچی عوض نشده.‬

1536
01:51:34,330 --> 01:51:35,586
‫ببین تو...‬

1537
01:51:35,827 --> 01:51:37,301
‫.. چی هستی، کی هستی...‬

1538
01:51:37,573 --> 01:51:41,106
‫.. نمی‌دونم از کجا پیدات شده ولی‬
‫طرف حساب من تو نیستی.‬

1539
01:51:41,356 --> 01:51:43,743
‫خیر باشه، تو مگه نمی‌خواستی بری؟‬

1540
01:51:43,984 --> 01:51:47,688
‫- باید به تو جواب پس بدم؟‬
‫- معلومه که باید بدی. اینجا عمارت منه.‬

1541
01:51:48,499 --> 01:51:51,562
‫باشه، تو عمارتت خوش باشی.‬
‫من شوهرمو برمی‌دارم و می‌رم.‬

1542
01:51:51,803 --> 01:51:53,655
‫سرهات اگه بخواد هم هیچ‌جا نمی‌تونه بره.‬

1543
01:51:53,896 --> 01:51:58,215
‫حالا هر جهنمی که می‌خوای بری برو،‬
‫دست از سرمون بردار.‬

1544
01:51:58,456 --> 01:52:02,404
‫باز کنین اون در لعنتی رو، باز کنین! زود باشین!‬

1545
01:52:04,027 --> 01:52:07,498
‫اون انگشتر باید تو دست من بره!‬
‫حق منه که اون انگشتر رو دستم کنم!‬

1546
01:52:07,739 --> 01:52:09,104
‫سرهات اون انگشتر رو دست من می‌کنه!‬

1547
01:52:09,345 --> 01:52:12,074
‫تو دیگه رسماً پاک دیوونه شدی!‬
‫واقعاً فکر می‌کنی سرهات شوهرته!‬

1548
01:52:12,315 --> 01:52:13,553
‫ولم کن!

1549
01:52:13,794 --> 01:52:15,419
‫اگه ولت نکنم چی‌کار می‌کنی؟‬

1550
01:52:17,619 --> 01:52:19,980
‫تو با دالیان‬
‫دستت تو یه کاسه بود، نه؟‬

1551
01:52:20,221 --> 01:52:22,222
‫پس قضیه‌ی دالیان رو تو به سرهات گفتی.‬

1552
01:52:22,463 --> 01:52:23,857
‫معلومه که من گفتم.‬

1553
01:52:25,112 --> 01:52:26,916
‫می‌خواستم بدونه چه ماری تو آستینش پرورش داده.‬

1554
01:52:27,157 --> 01:52:29,523
‫من هر کاری کردم‬
‫برای نجات دادن تو بود.‬

1555
01:52:29,764 --> 01:52:33,590
‫آه، بی‌خیال، اگه یه کلمه‌ی دیگه بگی‬
‫تحت‌تاثیر قرار می‌گیرم و باورم می‌شه.‬

1556
01:52:33,831 --> 01:52:35,059
‫اصلاً فکرشم نکن.‬

1557
01:52:43,722 --> 01:52:45,387
‫خیالت راحت باشه.‬

1558
01:53:04,360 --> 01:53:06,664
‫شاید اگه تو یه زندگی دیگه بود...‬

1559
01:53:10,472 --> 01:53:12,564
‫.. خواهرهای خیلی خوبی برای هم می‌شدیم.‬

1560
01:53:17,159 --> 01:53:19,104
‫ولی بعد از این همه اتفاق...‬

1561
01:53:21,208 --> 01:53:22,751
‫.. تو این دنیا شدنی نیست.‬

1562
01:53:26,145 --> 01:53:27,945
‫ما نمی‌تونیم برای هم خواهر باشیم، ییلدیز.‬

1563
01:53:28,809 --> 01:53:30,162
‫درسته.‬

1564
01:53:33,052 --> 01:53:34,364
‫نمی‌شه، ملک.‬

1565
01:54:38,459 --> 01:54:42,866
‫خدا رو شکر عزیزم خیلی بهتر شده.‬

1566
01:54:43,107 --> 01:54:46,006
‫هنوز یکم تیر می‌کشه ولی خوبه.‬

1567
01:54:48,768 --> 01:54:51,933
‫آخه وقتی انگشتر یه مرد دیگه‬
‫تو دستته...‬

1568
01:54:52,174 --> 01:54:55,690
‫.. چطور می‌تونی با یه مرد متاهل لب بگیری؟‬

1569
01:54:56,979 --> 01:54:59,035
‫- بابا!‬
‫- کدوم بابا؟ آخه این چه کاریه مرتیکه؟‬

1570
01:54:59,276 --> 01:55:03,167
‫نه، اون قضیه تموم شد آقا ضیان.‬

1571
01:55:03,408 --> 01:55:04,947
‫زن، تو نمی‌دونی.‬

1572
01:55:05,188 --> 01:55:08,960
‫تا وقتی من نگم تمومه،‬
‫اون قضیه تموم نمی‌شه.‬

1573
01:55:09,201 --> 01:55:10,523
‫تموم شد!‬

1574
01:55:12,705 --> 01:55:15,641
‫من یه اشتباهی کردم و تاوانش رو هم دادم! تو چی؟‬

1575
01:55:16,142 --> 01:55:19,216
‫تو تاوان کاری که سال‌ها پیش کردی رو‬
‫دادی، ضیان خان؟‬

1576
01:55:19,457 --> 01:55:22,268
‫- بی‌حیا داره حرفم می‌زنه! بیا اینجا ببینم!‬
‫- نه! اجازه نمی‌دم!‬

1577
01:55:22,508 --> 01:55:24,815
‫- مرتیکه!‬
‫- بهت اجازه نمی‌دم جون دخترم رو...‬

1578
01:55:25,056 --> 01:55:26,904
‫- .. بگیری ضیان خان!
‫- دستت رو بکش!

1579
01:55:27,145 --> 01:55:29,057
‫- ولش کن، اگه می‌خواد بزنه بذار بزنه، ولش کن!‬
‫- بیا اینجا!‬

1580
01:55:29,298 --> 01:55:31,353
‫- تو رو خدا!‬
‫- آقا!‬

1581
01:55:31,594 --> 01:55:34,516
‫- بابا، دردم میاد!‬
‫- بیا اینجا!‬

1582
01:55:34,757 --> 01:55:37,194
‫آقا قربونت برم.‬

1583
01:55:37,435 --> 01:55:38,504
‫ضیان خان!‬

1584
01:55:38,745 --> 01:55:41,689
‫- تو اصلاً وجدان نداری؟‬
‫- بیا!‬

1585
01:55:41,930 --> 01:55:44,534
‫- تو اصلاً وجدان نداری؟ ولم کن!‬
‫- برو اونجا!‬

1586
01:55:44,824 --> 01:55:47,162
‫کسی دخالت نکنه! در رو باز کنین!‬

1587
01:55:47,767 --> 01:55:50,906
‫بیا دخترم!‬

1588
01:55:52,146 --> 01:55:53,995
‫دخترم بلند شو.‬

1589
01:55:54,624 --> 01:55:56,450
‫چرا هیچ‌وقت منو دوست نداشتی؟‬

1590
01:55:57,687 --> 01:56:01,327
‫آخه چرا حتی یه روز هم‬
‫برام پدری نکردی؟‬

1591
01:56:02,441 --> 01:56:05,067
‫چرا مثل بچه‌ی سر راهی باهام رفتار کردی؟‬

1592
01:56:07,733 --> 01:56:10,301
‫بابا، من که به دنیا نیومدم تا تو منو بکشی؟‬

1593
01:56:10,542 --> 01:56:14,198
‫مگه بهت نگفتم به من نگو بابا؟‬
‫بی‌حیا!‬

1594
01:56:14,553 --> 01:56:16,305
‫کاش اصلاً دختری مثل تو نداشتم!‬

1595
01:56:16,546 --> 01:56:17,987
‫- بیا اینجا!‬
‫- بابا نکن!‬

1596
01:56:18,228 --> 01:56:19,920
‫آدم با دختر خودش این کار رو می‌کنه؟‬

1597
01:56:20,161 --> 01:56:22,431
‫ییلدیز از اینجا بیرون نمی‌ره!‬

1598
01:56:22,688 --> 01:56:26,585
‫یه قطره آب و یه لقمه نون من‬
‫براش حرام باشه!‬

1599
01:56:27,062 --> 01:56:28,619
‫- بابا!‬
‫- داری چی‌کار می‌کنی؟ ولش کن!‬

1600
01:56:28,860 --> 01:56:30,044
‫داداش!‬

1601
01:56:30,285 --> 01:56:32,806
‫داداش اصلاً این کار رو نکن!‬

1602
01:56:33,047 --> 01:56:35,641
‫- بس نیست این همه سختی که این دختر از دستت کشیده؟‬
‫- داداش، نکن!‬

1603
01:56:36,034 --> 01:56:37,732
‫بس نیست این همه سختی که این دختر از دستت کشیده؟‬

1604
01:56:37,973 --> 01:56:40,512
‫ماشاالله. تو روی من اسلحه می‌کشی؟‬

1605
01:56:40,753 --> 01:56:43,269
‫مرتیکه‌ها به چی زل زدین؟ شلیک کنین دیگه!‬

1606
01:56:43,510 --> 01:56:44,874
‫دخترو ول کن مرتیکه، ولش کن!‬

1607
01:56:45,115 --> 01:56:46,359
‫- آقا!‬
‫- ولش کن!‬

1608
01:56:46,600 --> 01:56:47,885
‫داداش!‬

1609
01:56:48,126 --> 01:56:49,450
‫بیا عزیزم.‬

1610
01:56:50,156 --> 01:56:52,422
‫به خدا قسم همینجا می‌کشمت!‬

1611
01:56:52,663 --> 01:56:54,290
‫همینجا خودم می‌میرم‬
‫ولی این دخترو دست تو نمی‌دم!‬

1612
01:56:54,531 --> 01:56:59,015
‫نکن داداش، نکن!‬
‫به من نگاه کن، قربونت برم.‬

1613
01:56:59,256 --> 01:57:02,800
‫تو دلت نمیاد بلایی سر من بیاری! من نمی‌ذارم پشت سرت حرف بزنن.‬

1614
01:57:03,041 --> 01:57:05,212
‫- ییلدیز، ولت نمی‌کنم.‬
‫- من نمی‌ذارم بگن.‬

1615
01:57:05,508 --> 01:57:07,823
‫نمی‌ذارم بگن قاتل پدرش شده. نکن.‬

1616
01:57:08,064 --> 01:57:10,501
‫- ییلدیز، ولت نمی‌کنم!‬
‫- داداش، ول کن!‬

1617
01:57:11,655 --> 01:57:15,656
‫من طاقت آوردم، خیلی طاقت آوردم.‬
‫بازم تحمل می‌کنم قربونت برم، نکن.‬

1618
01:57:15,897 --> 01:57:17,721
‫بیا اینجا، بیا!‬

1619
01:57:17,962 --> 01:57:19,853
‫- باشه آقا.‬
‫- ولم کن مرتیکه!‬

1620
01:57:20,094 --> 01:57:22,513
‫- برو تو، برو عقب!‬
‫- داداش!‬

1621
01:57:24,096 --> 01:57:27,105
‫همینجا با لب تشنه و شکم گرسنه منتظر مرگ می‌مونی!‬

1622
01:57:27,384 --> 01:57:33,054
‫اگه می‌بینی اونقدر صبر نداری،‬
‫بیا این طناب رو بگیر و خودت کار رو تموم کن!‬

1623
01:57:34,691 --> 01:57:37,913
‫- ضیان خان داری چی‌کار می‌کنی؟‬
‫- برو عقب.‬

1624
01:57:38,561 --> 01:57:41,936
‫نکن نکن نکن!‬
‫نکن نکن نکن!‬

1625
01:57:42,207 --> 01:57:45,499
‫نکن، در رو نبند بابا، نبند!‬

1626
01:57:45,740 --> 01:57:49,695
‫تو می‌خوای بچه‌ی خودت رو‬
‫بفرستی به پیشواز مرگ؟‬

1627
01:57:50,010 --> 01:57:52,679
‫حکم منه، از این به بعد حرف، حرف منه.‬

1628
01:57:52,920 --> 01:57:55,544
‫اگه اون آشیر بخواد این در رو باز کنه...‬

1629
01:57:55,785 --> 01:57:58,605
‫.. بزنینش، حتی اگه پسرم باشه هم بهش شلیک کنین.‬

1630
01:57:58,846 --> 01:58:02,544
‫آخه تو چه جور آدمیی هستی؟‬
‫تو چه جور پدری هستی؟‬

1631
01:58:02,785 --> 01:58:05,211
‫لابد می‌خوای از تو آدمیت یاد بگیرم، آره؟‬

1632
01:58:05,740 --> 01:58:09,043
‫- مرتیکه!‬
‫- این کاری که داری می‌کنی...‬

1633
01:58:09,284 --> 01:58:11,964
‫.. این کارت عین ظلم و ستمه.‬

1634
01:58:12,350 --> 01:58:16,088
‫دخترم تازه از بیمارستان مرخص شده.‬

1635
01:58:16,329 --> 01:58:20,229
‫هر کی با آبروی من بازی کنه،‬
‫منم با جونش بازی می‌کنم.‬

1636
01:58:20,470 --> 01:58:22,541
‫من دختری به اسم ییلدیز ندارم.‬

1637
01:58:23,672 --> 01:58:27,172
‫- برو.‬
‫- ول کن لعنتی.‬

1638
01:58:27,628 --> 01:58:30,770
‫ییلدیز! اون اسلحه رو بیار پایین،‬
‫وگرنه مغزتو می‌ترکونم.‬

1639
01:58:32,315 --> 01:58:35,285
‫- ییلدیز.‬
‫- داداشم، داداشم، داداشم!‬

1640
01:58:35,526 --> 01:58:37,812
‫می‌برمت داداش،‬
‫می‌برمت خوشگلم، باشه؟‬

1641
01:58:38,053 --> 01:58:40,963
‫- داداش، داداش!‬
‫- می‌برمت.‬

1642
01:58:41,262 --> 01:58:43,644
‫آشیر چی می‌شه؟ آخر این کار چی می‌شه؟‬

1643
01:58:43,884 --> 01:58:47,496
‫- خودم ردیفش می‌کنم، ردیفش می‌کنم.‬
‫- آشیر ردیفش کن، تمومش کن این قضیه رو.‬

1644
01:58:59,251 --> 01:59:01,608
‫بیا بگیر.‬

1645
01:59:03,380 --> 01:59:06,240
‫جاتم که خیلی قشنگ و دلبازه،‬
‫ماشاالله.‬

1646
01:59:06,481 --> 01:59:08,018
‫همینطوره.‬

1647
01:59:08,259 --> 01:59:09,999
‫- تو سوده رو می‌شناسی؟‬
‫- می‌شناسم.‬

1648
01:59:10,240 --> 01:59:13,451
‫اول رفتم پیش اون، بهم کمک نکرد.‬
‫تازه راهش هم دوره.‬

1649
01:59:13,692 --> 01:59:16,750
‫جای تو خوبه اینطوری، نزدیکه.‬
‫سوده‌ی محلی.‬

1650
01:59:17,642 --> 01:59:20,523
‫- دستبند طلای مدل اورفا، آره؟‬
‫- البته، البته.‬

1651
01:59:20,788 --> 01:59:23,416
‫اگه این گیاهایی که دادی جواب بده‬
‫و من حامله بشم...‬

1652
01:59:23,657 --> 01:59:28,294
‫.. از مچ تا آرنجت رو پر از دستبند طلا می‌کنم،‬
‫کادوی من به تو.‬

1653
01:59:28,535 --> 01:59:31,345
‫- تو حامله نیستی، نه؟‬
‫- نه، نیستم.‬

1654
01:59:31,586 --> 01:59:33,970
‫اگه حامله بودم اینجا چیکار می‌کردم؟‬
‫این‌همه دکتر رفتم...‬

1655
01:59:34,211 --> 01:59:37,019
‫.. دکتر گفت اگه وزن کم کنی شاید بشه.‬
‫گفتم باشه.‬

1656
01:59:37,260 --> 01:59:38,466
‫شروع کردم به خوردن آب سم‌زدا.‬

1657
01:59:38,707 --> 01:59:41,047
‫لعنت بهش، هر روز‬
‫از اون آب‌های کثیف خوردم.‬

1658
01:59:41,414 --> 01:59:45,137
‫تازه سه کیلو هم چاق‌تر شدم. دیگه اصلاً‬
‫به طب مدرن اعتقادی ندارم.‬

1659
01:59:45,378 --> 01:59:47,409
‫- اومدم دم در.‬
‫- حامله نیستی دیگه، درسته؟‬

1660
01:59:47,650 --> 01:59:51,341
‫- نه دیگه، نیستم.‬
‫- خوبه، پس خوبه. حالا ببین...‬

1661
01:59:51,963 --> 01:59:54,942
‫.. این گیاه خیلی موثره، باید اینو بخوری.‬

1662
01:59:55,183 --> 01:59:57,857
‫یعنی این گیاها از عاکف ما‬
‫عرضه‌شون بیشتره؟‬

1663
01:59:58,098 --> 02:00:00,755
‫- همینطوره.‬
‫- خب، چطوری باید بخورمش؟‬

1664
02:00:01,354 --> 02:00:04,100
‫- حالا اینو قشنگ می‌جوشونی.‬
‫- می‌جوشونم.‬

1665
02:00:04,341 --> 02:00:08,815
‫عصاره‌شو می‌کشی.‬
‫وقتی قشنگ بخار ازش بلند شد، آماده‌ست.‬

1666
02:00:09,056 --> 02:00:12,777
‫بعدش به هر چی خواستی اضافه‌ش کن.‬
‫ولی یادت نره، فقط...‬

1667
02:00:13,018 --> 02:00:15,909
‫.. یه قاشق چای‌خوری می‌ریزی.‬
‫فقط یه قاشق چای‌خوری.‬

1668
02:00:16,150 --> 02:00:19,496
‫فقط یه قاشق چای‌خوری؟ باشه.‬
‫بجوشون، صاف کن، یه قاشق چای‌خوری.‬

1669
02:00:19,737 --> 02:00:21,713
‫باشه، راحته، خودم انجامش می‌دم.‬

1670
02:00:32,021 --> 02:00:33,720
‫آمین، آمین.‬

1671
02:00:34,190 --> 02:00:36,232
‫اینم دعاشه؟‬

1672
02:00:36,473 --> 02:00:40,410
‫می‌گم هر چقدر پول بدی همونقدر آش می‌خوری.‬

1673
02:00:42,780 --> 02:00:46,796
‫عجب زن زرنگی هستی.‬
‫تو هم کم نیستی‌ها، بیا بگیر.‬

1674
02:00:47,943 --> 02:00:49,754
‫- ازت خوشم اومد.‬
‫- سلامت باشی.‬

1675
02:00:49,995 --> 02:00:52,217
‫تو هم مثل من عاشق طلایی.‬

1676
02:00:52,458 --> 02:00:55,394
‫اگه این گیاها جواب بده و حامله بشم...‬

1677
02:00:55,635 --> 02:00:58,152
‫.. اگه بچه‌ام دختر بشه،‬
‫اسم تو رو روش می‌ذارم. اسمت چیه؟‬

1678
02:00:58,393 --> 02:01:00,200
‫- میرو.‬
‫- میرو؟‬

1679
02:01:00,441 --> 02:01:01,990
‫- آره، میرو.‬
‫- میرو چی؟‬

1680
02:01:02,238 --> 02:01:06,174
‫- میرو، فقط میرو.‬
‫- مخفف چیزیه؟‬

1681
02:01:06,423 --> 02:01:09,472
‫- نه، کوتاه و بلندش همون میروئه.‬
‫- فهمیدم.‬

1682
02:01:09,713 --> 02:01:12,945
‫نه بابا، من تو فکر اسم‌های مدرن‌تر بودم.‬

1683
02:01:13,186 --> 02:01:17,495
‫مثلاً ملیساسو، ادا‌سو، لعل‌سو.‬

1684
02:01:18,380 --> 02:01:21,364
‫میروسو رو دیگه نمی‌دونم.‬

1685
02:01:22,266 --> 02:01:24,647
‫حالا، کاش درد آدم فقط همین باشه...‬

1686
02:01:25,493 --> 02:01:26,929
‫.. میرو.‬

1687
02:01:27,170 --> 02:01:29,114
‫خب دستت درد نکنه،‬
‫بهت خبر می‌دم.‬

1688
02:01:29,355 --> 02:01:32,487
‫- به سلامت.‬
‫- خدا درد دیگه‌ای بهت نده.‬

1689
02:01:35,183 --> 02:01:37,103
‫- سلام.‬
‫- سلام.‬

1690
02:01:42,066 --> 02:01:44,542
‫عمه، هنوز داری گیاه می‌فروشی؟‬

1691
02:01:44,783 --> 02:01:48,076
‫یه روز یه نفرو مسموم می‌کنی.‬
‫این گیاه تیغ‌داری که توش له کردی...‬

1692
02:01:48,317 --> 02:01:50,785
‫- هیچ‌کی هم با اینا حامله نمی‌شه.‬
‫- حرف نزن دختر.‬

1693
02:01:51,331 --> 02:01:52,617
‫من می‌دونم.‬

1694
02:01:53,119 --> 02:01:55,881
‫اگه حامله نباشی، به هیچ‌کس ضرری نمی‌رسونه.‬

1695
02:01:56,899 --> 02:01:58,547
‫- صبر ایوب بده.‬
‫- دختر یه نگاه بنداز ببین...‬

1696
02:01:58,788 --> 02:02:01,108
‫.. قیمت گرم طلا چقدر شده. زود باش.‬

1697
02:02:01,421 --> 02:02:04,239
‫این نسل زد از هیچی سر در نمیارن.‬
‫ولی من می‌دونم.‬

1698
02:02:06,466 --> 02:02:09,323
‫- سلو، کیف‌ها رو برداشتیم؟‬
‫- آره آقا، برداشتیم.‬

1699
02:02:09,564 --> 02:02:10,826
‫خوبه.‬

1700
02:02:11,773 --> 02:02:13,654
‫کاظم خان، بابت همه‌چی ممنون.‬

1701
02:02:14,045 --> 02:02:16,807
‫تو هم سلامت باشی ییلدیریم. همونطور که گفتم...‬

1702
02:02:17,048 --> 02:02:19,270
‫.. تریلی من تو رو تا سوریه می‌بره.‬

1703
02:02:19,741 --> 02:02:22,495
‫- از اونجا به بعدش دیگه با خودته.‬
‫- نگران نباش.‬

1704
02:02:22,998 --> 02:02:26,070
‫من به جاهای لازم خبر دادم،‬
‫میان استقبالمون.‬

1705
02:02:26,662 --> 02:02:28,305
‫حلال کن.‬

1706
02:02:28,584 --> 02:02:32,211
‫- حلالت باشه. تو هم حلال کن.‬
‫- حلالت باشه.‬

1707
02:02:34,192 --> 02:02:35,676
‫خب، یا علی.‬

1708
02:02:41,923 --> 02:02:44,741
‫- پول‌ها رو گرفتین؟‬
‫- ردیفش کردیم آقا.‬

1709
02:02:46,127 --> 02:02:49,421
‫خیالتون راحت باشه،‬
‫آقا ییلدیریم هم حلال کرد.‬

1710
02:02:49,860 --> 02:02:53,273
‫این دلقک در ازای یه قرون دوزار،‬
‫صندوق صندوق اسلحه داد ما جابه‌جا کنیم.‬

1711
02:02:54,017 --> 02:02:57,676
‫- باید تاوانشو پس می‌داد.‬
‫- آقا، نکنه بیفته دنبال این قضیه؟‬

1712
02:02:58,122 --> 02:03:00,670
‫نمی‌تونه، نگران نباش.‬

1713
02:03:03,000 --> 02:03:11,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

1714
02:03:16,100 --> 02:03:18,647
‫- برو کنار، وقت داروشه.‬
‫- مادر، نمی‌تونیم در رو باز کنیم.‬

1715
02:03:18,888 --> 02:03:21,516
‫ای بابا، می‌گم وقت داروشه.‬

1716
02:03:21,757 --> 02:03:24,326
‫- نمی‌شنوین؟‬
‫- یعنی چی که باز نمی‌کنیم؟‬

1717
02:03:24,917 --> 02:03:29,044
‫پسرم، شماها کی اینقدر بی‌انصاف شدین؟‬

1718
02:03:29,422 --> 02:03:33,466
‫یه ذره دختره کلاً.‬
‫اون تو داغون شد.‬

1719
02:03:33,707 --> 02:03:37,058
‫تازه از تخت بیمارستان بلند شده.‬
‫شما دارین چیکار می‌کنین؟‬

1720
02:03:37,299 --> 02:03:38,503
‫ضیان خان ما رو می‌کشه مامان مریم.‬

1721
02:03:38,744 --> 02:03:40,719
‫تو زندان هم با زندانی‌ها‬
‫اینطوری رفتار نمی‌کنن.‬

1722
02:03:40,960 --> 02:03:43,388
‫ول کن بابا، ول کن.‬
‫برو کنار، من می‌خوام برم تو.‬

1723
02:03:43,629 --> 02:03:45,430
‫- ما هم مأموریم و معذور.‬
‫- ول کن، می‌خوام دخترمو ببینم.‬

1724
02:03:45,671 --> 02:03:47,219
‫- ای بابا، ولم کنین دیگه.‬
‫- نکن مادر، دست ما نیست.‬

1725
02:03:47,460 --> 02:03:49,466
‫- برو کنار.‬
‫- ول کن، ول کن.‬

1726
02:03:49,707 --> 02:03:52,541
‫- ییلدیز؟‬
‫- ولشون کن، اینا مأمورن و معذور.‬

1727
02:03:55,045 --> 02:03:57,514
‫آدمی که به مرگ محکوم شده...‬

1728
02:03:57,921 --> 02:04:00,262
‫.. مگه با دارو خوردن خوب می‌شه؟‬

1729
02:04:01,225 --> 02:04:02,796
‫ول کن مادر.‬

1730
02:04:21,887 --> 02:04:23,151
‫عبدالله.‬

1731
02:04:30,077 --> 02:04:31,826
‫- آقا ییلدیریم.‬
‫- سلامت باشی.‬

1732
02:04:36,094 --> 02:04:38,768
‫- سلو.‬
‫- جونم آقا؟‬

1733
02:04:39,039 --> 02:04:42,874
‫یکی از این کیف‌ها رو باز کن،‬
‫۱۰۰ هزار دلار ازش جدا کن.‬

1734
02:04:43,259 --> 02:04:46,228
‫- وقتی از مرز رد شدیم می‌دیم به عبدالله.‬
‫- به روی چشم آقا.‬

1735
02:04:52,540 --> 02:04:54,421
‫- آقا!‬
‫- بله؟‬

1736
02:04:55,082 --> 02:04:56,606
‫پول‌ها نیست!‬

1737
02:04:57,672 --> 02:04:59,307
‫یعنی چی پول‌ها نیست لامصب؟‬

1738
02:05:02,072 --> 02:05:05,168
‫نکنه... نکنه...‬

1739
02:05:09,817 --> 02:05:11,389
‫کاظم عوضی!‬

1740
02:05:12,081 --> 02:05:17,782
‫ای پست‌فطرت، ای عوضی!‬

1741
02:05:18,072 --> 02:05:22,024
‫می‌کُشمت.‬
‫تیکه‌تیکه‌ات می‌کنم کثافت.‬

1742
02:05:22,313 --> 02:05:26,284
‫جرت می‌دم، تیکه‌تیکه‌ات می‌کنم.‬

1743
02:05:28,994 --> 02:05:31,812
‫بزن کنار، بزن کنار، بزن کنار.‬

1744
02:05:39,911 --> 02:05:43,699
‫- آقا انگار ایست‌بازرسیه.‬
‫- خب که چی پسرم؟‬

1745
02:05:44,218 --> 02:05:46,520
‫نه حکم بازداشتی داریم، نه چیزی.‬
‫خبری نیست.‬

1746
02:05:46,887 --> 02:05:49,308
‫- تو زود این کاغذها رو جمع‌وجور کن.‬
‫- به روی چشم آقا.‬

1747
02:05:52,329 --> 02:05:54,743
‫به هیچی دست نزنید،‬
‫زود بیاین پایین.‬

1748
02:05:54,984 --> 02:05:57,136
‫- باشه.‬
‫- زود باش، زود باش. سرباز یالا.‬

1749
02:05:57,377 --> 02:05:59,266
‫بیا پایین، بیا پایین.‬

1750
02:05:59,507 --> 02:06:02,229
‫- یالا یالا یالا.‬
‫- باشه جناب سروان، آروم باش.‬

1751
02:06:03,126 --> 02:06:05,891
‫- یالا سلو، باشه.‬
‫- تندتر، یکم سریع‌تر.‬

1752
02:06:06,132 --> 02:06:08,871
‫- یالا.‬
‫- راه بیفت، راه بیفت دیگه.‬

1753
02:06:09,284 --> 02:06:13,682
‫راه بیفت، برو اونور، یالا.‬
‫تکیه بدین به اینجا.‬

1754
02:06:13,923 --> 02:06:16,162
‫جیب و بغل اینو بگردین،‬
‫زود باشین.‬

1755
02:06:16,428 --> 02:06:18,944
‫بگردش، اسلحه داره، بگیرش، بگیر.‬

1756
02:06:21,409 --> 02:06:23,229
‫- اسلحه‌اش رو بگیر.‬
‫- مجوز داره جناب سروان.‬

1757
02:06:23,532 --> 02:06:25,323
‫مجوز و اینا‬
‫به ما ربطی نداره، یالا.‬

1758
02:06:25,564 --> 02:06:27,605
‫یالا، راه بیفت برو اون‌ور.‬

1759
02:06:28,813 --> 02:06:30,821
‫جناب سروان دارین اشتباه می‌کنین.‬

1760
02:06:31,252 --> 02:06:34,125
‫من ییلدیریم تاشکسن،‬
‫جانشینِ خانواده‌ی تاشکسنم.‬

1761
02:06:34,445 --> 02:06:37,691
‫- تو اورفا همه منو می‌شناسن.‬
‫- حرفت رو تو کلانتری می‌زنی.‬

1762
02:06:37,932 --> 02:06:40,338
‫وقتی فرمانده‌ هست دیگه‬
‫نپر وسط حرفش، سرباز.‬

1763
02:06:40,953 --> 02:06:44,088
‫- نپر وسط حرف.‬
‫- جناب سروان، این قضیه بعداً تو لباس شخصی هم ادامه داره.‬

1764
02:06:44,329 --> 02:06:47,766
‫- واسه من فرقی نمی‌کنه سرباز.‬
‫- تو لباس شخصی حالیت می‌کنم.‬

1765
02:06:48,097 --> 02:06:50,059
‫- می‌بینمت سرباز.‬
‫- باشه، ولش کن، ولش کن.‬

1766
02:06:50,300 --> 02:06:52,472
‫- بیا اینور، بیا اینور.‬
‫- فرمانده رو صدا بزنین.‬

1767
02:06:52,713 --> 02:06:54,577
‫- فرمانده رو صدا بزنین.‬
‫- فرمانده‌ی بزرگ داره میاد.‬

1768
02:06:54,818 --> 02:06:57,498
‫باشه، بذار فرمانده‌ی بزرگ بیاد‬
‫واسه اونم توضیح می‌دم کی هستم.‬

1769
02:07:10,346 --> 02:07:11,687
‫دالی!‬

1770
02:07:13,461 --> 02:07:15,057
‫سلام‌علیکم ییلدیریم.‬

1771
02:07:15,813 --> 02:07:17,591
‫سرهات؟‬

1772
02:07:18,062 --> 02:07:20,181
‫دست آقا کاظم درد نکنه، زنگ زد.‬

1773
02:07:20,874 --> 02:07:23,112
‫حتی پلاک تریلی رو هم داد.‬

1774
02:07:24,506 --> 02:07:26,651
‫تازه می‌گه‬
‫تو اورفا همه ما رو می‌شناسن.‬

1775
02:07:26,985 --> 02:07:29,803
‫مرتیکه، قراره تو همین اورفا خاکت کنیم،‬
‫روحت هم خبر نداره.‬

1776
02:07:30,226 --> 02:07:34,210
‫آقا سرهات گفت راه تریلی رو‬
‫ببندین ولی ما نمی‌دونستیم...‬

1777
02:07:34,451 --> 02:07:38,431
‫که اگه این یارو خودش رو بکشه‬
‫یا تریلی رو زیرمون بگیره چی می‌شه.‬

1778
02:07:39,074 --> 02:07:40,905
‫خیلی خوب فکر کردین...‬

1779
02:07:41,826 --> 02:07:43,342
‫.. آبکی.‬

1780
02:07:45,084 --> 02:07:46,615
‫- کوچولو.‬
‫- بله.‬

1781
02:07:46,901 --> 02:07:48,512
‫اگه شوآفتون تموم شده...‬

1782
02:07:50,470 --> 02:07:51,922
‫.. هر غلطی می‌خوای بکنی بکن.‬

1783
02:07:52,273 --> 02:07:55,257
‫- اسلحه رو بکش و خلاصم کن.‬
‫- نه بابا.‬

1784
02:07:56,149 --> 02:07:57,673
‫به همین راحتی‌ها نیست.‬

1785
02:07:58,381 --> 02:08:01,955
‫من با لذت تمام‬
‫حسابت رو کف دستت می‌ذارم.‬

1786
02:08:03,117 --> 02:08:05,450
‫در ضمن، بار آخرت باشه...‬

1787
02:08:06,524 --> 02:08:08,088
‫.. به برادر من...‬

1788
02:08:09,656 --> 02:08:12,092
‫.. می‌گی آبکی.‬

1789
02:08:16,220 --> 02:08:19,903
‫خب عمو، دیگه ییلدیز رو‬
‫نمی‌تونی به سرهات هم بدی.‬

1790
02:08:20,143 --> 02:08:21,706
‫ییلدیریم هم که وضعش معلومه.‬

1791
02:08:22,804 --> 02:08:24,121
‫چی می‌گی؟‬

1792
02:08:25,180 --> 02:08:26,553
‫ببین...‬

1793
02:08:27,087 --> 02:08:29,738
‫.. یه خواستگار عالی سراغ دارم.‬

1794
02:08:30,217 --> 02:08:33,281
‫هم خوش‌تیپه، هم کاریزماتیک...‬

1795
02:08:33,529 --> 02:08:37,746
‫.. هم تو سیاست دست داره.‬
‫خودم هم از نزدیک می‌شناسمش.‬

1796
02:08:38,963 --> 02:08:40,987
‫ییلدیز رو مُرده فرض کن دالیان.‬

1797
02:08:42,414 --> 02:08:45,683
‫دیگه اون واسه کسی زن نمی‌شه.‬

1798
02:08:47,897 --> 02:08:51,079
‫- آقا اجازه هست؟‬
‫- بیا، بیا جلو.‬

1799
02:08:53,728 --> 02:08:56,617
‫- علیک‌سلام عزیزم.‬
‫- سلام‌علیکم.‬

1800
02:08:57,717 --> 02:08:59,973
‫- آقا، ملک یلدوران اومده.‬
‫- ملک؟‬

1801
02:09:00,214 --> 02:09:02,314
‫بله، می‌خواد باهاتون صحبت کنه.‬

1802
02:09:02,708 --> 02:09:04,462
‫- بگو بیاد تو پسرم.‬
‫- اطاعت.‬

1803
02:09:04,703 --> 02:09:06,383
‫- ملک یلدوران؟‬
‫- بله.‬

1804
02:09:06,624 --> 02:09:08,216
‫جل‌الخالق!‬

1805
02:09:09,052 --> 02:09:11,782
‫شما با ملک خانم‬
‫چه صنمی دارین عمو؟‬

1806
02:09:12,229 --> 02:09:15,110
‫امان از دستش. اون دختر ظالمیه.‬

1807
02:09:15,418 --> 02:09:19,767
‫من یه بار باهاش همکاری کردم،‬
‫وسط راه ولم کرد، به پیر به پیغمبر.‬

1808
02:09:20,007 --> 02:09:24,548
‫بابا اصلاً نمی‌شه بهش اعتماد کرد.‬
‫هم لجبازه...‬

1809
02:09:24,883 --> 02:09:29,836
‫.. هم اینطوری بگم که‬
‫مثلِ یه نینجای فسقلیه. اینجوری تصورش کن.‬

1810
02:09:30,215 --> 02:09:33,516
‫دیوونگی رو از مامانش به ارث برده،‬
‫از باباش هم اینطوری بداخلاقی رو.‬

1811
02:09:33,757 --> 02:09:35,979
‫خدا شاهده، اصلاً بهش اعتماد نکن.‬

1812
02:09:37,832 --> 02:09:40,737
‫خلاصه، من تنهاتون بذارم، اومد.‬

1813
02:09:41,082 --> 02:09:42,804
‫خب، خسته نباشین.‬

1814
02:09:45,207 --> 02:09:48,437
‫دست از سر عموم بردار، نینجای فسقلی.‬

1815
02:09:49,424 --> 02:09:51,527
‫خوش اومدی دخترم. بیا بشین، بیا.‬

1816
02:09:56,814 --> 02:09:58,965
‫اول از همه، من دختر تو نیستم.‬

1817
02:09:59,214 --> 02:10:01,983
‫دوم اینکه؛ من اینجا نیومدم که درباره‌ی خودمون حرف بزنم...‬

1818
02:10:02,224 --> 02:10:04,787
‫- .. اومدم درباره‌ی ییلدیز حرف بزنم.
‫- ییلدیز؟

1819
02:10:05,028 --> 02:10:06,550
‫ییلدیز.‬

1820
02:10:06,915 --> 02:10:09,304
‫شنیدم‬
‫ییلدیزو تو انباری حبس کردی.‬

1821
02:10:10,955 --> 02:10:14,026
‫این کارای مسخره و عهد بوقی دیگه چیه؟‬

1822
02:10:15,068 --> 02:10:17,076
‫تو تو این مسئله دخالت نکن.‬

1823
02:10:20,254 --> 02:10:21,849
‫خیر باشه...‬

1824
02:10:23,236 --> 02:10:25,673
‫.. چی شده این روزا‬
‫به فکر ییلدیز افتادی؟‬

1825
02:10:29,266 --> 02:10:32,583
‫تو اینو به ییلدیز مدیونی آبجی.‬

1826
02:10:33,356 --> 02:10:34,935
‫یعنی...‬

1827
02:10:35,229 --> 02:10:37,871
‫.. واسه اینکه بچه‌ی تو شکمتو‬
‫نجات بده...‬

1828
02:10:38,247 --> 02:10:40,184
‫.. ییلدیز بود که به بابا خبر داد.‬

1829
02:10:41,108 --> 02:10:42,568
‫می‌دونم.‬

1830
02:10:43,881 --> 02:10:45,801
‫ولی بذارش به حساب کارایی که باهام کردین.‬

1831
02:10:46,670 --> 02:10:49,400
‫من دیگه هیچ دِینی به‬
‫کورداعلی‌ها ندارم.‬

1832
02:10:51,471 --> 02:10:53,312
‫دعا کن که باباتو به گلوله نبستم.‬

1833
02:10:53,950 --> 02:10:55,712
‫ببین ییلدیز...‬

1834
02:10:57,404 --> 02:10:59,947
‫.. ییلدیز من، واسه اینکه تو خوشحال باشی‬
‫واسه اینکه آرامش داشته باشی...‬

1835
02:11:00,188 --> 02:11:03,273
‫.. از هیچ فداکاری‌ای دریغ نکرد،‬
‫به خدا که نکرد.‬

1836
02:11:03,514 --> 02:11:06,505
‫همه‌ی ما، یه تیکه‌ای از زندگی ییلدیزو‬
‫دزدیدیم.‬

1837
02:11:06,970 --> 02:11:10,295
‫خود منم همینطور،‬
‫ما نور ییلدیزو خاموش کردیم.‬

1838
02:11:10,536 --> 02:11:12,060
‫ملک...‬

1839
02:11:12,309 --> 02:11:16,099
‫.. تو هم که الان با مرد مورد علاقه‌ات‬
‫ازدواج کردی، تو این کار دست داشتی عزیزم.‬

1840
02:11:16,639 --> 02:11:18,838
‫تو نمی‌تونی به ییلدیز پشت کنی.‬

1841
02:11:19,936 --> 02:11:22,985
‫ییلدیز اصلاً خواهرت نه‬
‫ییلدیز اصلاً دشمنت باشه...‬

1842
02:11:23,226 --> 02:11:26,647
‫.. بازم نمی‌تونی این کار رو بکنی عزیزم.‬
‫از همه چی که بگذریم...‬

1843
02:11:27,530 --> 02:11:29,578
‫.. تو اجازه می‌دی یه دختر جوون بی‌گناه...‬

1844
02:11:30,281 --> 02:11:33,456
‫.. تو یه انباری کوفتی‬
‫جون بده؟‬

1845
02:11:33,959 --> 02:11:35,459
‫تو واقعاً همچین کاری می‌کنی؟‬

1846
02:11:35,747 --> 02:11:38,310
‫اگه بگی که من می‌تونم‬
‫با عذاب وجدانش کنار بیام...‬

1847
02:11:39,036 --> 02:11:40,758
‫.. اون موقع دیگه حرفی ندارم.‬

1848
02:11:48,959 --> 02:11:50,554
‫همین الانشم دخالت کردم.‬

1849
02:11:51,008 --> 02:11:55,008
‫ییلدیزو از اونجا میاری بیرون،‬
‫از جونش می‌گذری.‬

1850
02:11:56,697 --> 02:11:58,277
‫اون غیرممکنه.‬

1851
02:11:59,118 --> 02:12:00,666
‫ممکنه.‬

1852
02:12:01,378 --> 02:12:04,497
‫خیلی هم ممکنه. اومدم اینجا...‬

1853
02:12:04,738 --> 02:12:09,428
‫.. دارم زل می‌زنم تو چشات و باهات حرف می‌زنم.‬
‫تو هم مثل آدم ییلدیزو...‬

1854
02:12:10,258 --> 02:12:12,234
‫.. از اون انباری‌ای که توش تپوندیش میاری بیرون.‬

1855
02:12:14,050 --> 02:12:15,438
‫منم...‬

1856
02:12:15,851 --> 02:12:17,796
‫.. منم در عوضش...‬

1857
02:12:18,513 --> 02:12:20,227
‫.. تو رو می‌بخشم.‬

1858
02:12:23,138 --> 02:12:25,162
‫اگه بهم بگی بابا...‬

1859
02:12:25,584 --> 02:12:27,203
‫.. بقیه‌اش راحته.‬

1860
02:12:27,906 --> 02:12:31,144
‫یعنی، به امید خدا به مرور زمان.‬

1861
02:12:31,798 --> 02:12:33,623
‫حالا تو فعلاً ببخش...‬

1862
02:12:34,507 --> 02:12:36,245
‫.. می‌گم که بقیه‌اش راحته.‬

1863
02:12:36,755 --> 02:12:38,541
‫ییلدیزو از اونجا میاری بیرون.‬

1864
02:12:39,838 --> 02:12:42,274
‫بعدشم از اورفا‬
‫می‌فرستیش یه جای دیگه.‬

1865
02:12:42,674 --> 02:12:45,936
‫همونجایی که فرستادیش، درسشو‬
‫از همونجا ادامه می‌ده.‬

1866
02:12:46,418 --> 02:12:50,791
‫اینطوری دیگه نمی‌تونه مثل بختک‬
‫روی زندگی من آوار بشه.‬

1867
02:12:51,151 --> 02:12:53,182
‫ییلدیزو از اورفا می‌فرستم بره.‬

1868
02:12:54,664 --> 02:12:56,918
‫تو هم دیگه ریختشو نمی‌بینی.‬

1869
02:13:09,877 --> 02:13:12,583
‫- خلیل.‬
‫- بله آقا؟‬

1870
02:13:15,072 --> 02:13:16,476
‫در خدمتم آقا.‬

1871
02:13:17,151 --> 02:13:19,969
‫تو سوریه یه خونه واسه ییلدیز ردیف کنین.‬

1872
02:13:20,728 --> 02:13:22,450
‫شبم بفرستینش بره.‬

1873
02:13:23,206 --> 02:13:25,659
‫- دیگه هم برنمی‌گرده.‬
‫- آقا...‬

1874
02:13:26,749 --> 02:13:28,987
‫- .. پس مدرسه‌ی دختره چی؟
‫- چه مدرسه‌ای آخه؟

1875
02:13:29,603 --> 02:13:31,254
‫مدرسه و اینا دیگه تموم شد.‬

1876
02:13:31,636 --> 02:13:34,025
‫تو سوریه با اولین خواستگارش ازدواج می‌کنه.‬

1877
02:13:36,084 --> 02:13:38,140
‫اینطوری خیال همه هم راحت می‌شه.‬

1878
02:13:38,891 --> 02:13:41,351
‫امر، امر شماست آقا. با اجازه‌تون.‬

1879
02:13:49,411 --> 02:13:52,403
‫پاشو، پاشو دیگه. هوی.‬

1880
02:13:52,810 --> 02:13:55,857
‫هوی، پاشو دیگه.‬

1881
02:13:56,161 --> 02:13:59,098
‫الو؟ رسیدیم دیگه، پاشو.‬

1882
02:13:59,357 --> 02:14:01,254
‫پاشو می‌گم، پاشو.‬

1883
02:14:02,281 --> 02:14:03,599
‫می‌گم پاشو.‬

1884
02:14:06,130 --> 02:14:09,193
‫پسر وایسا، وایسا دیگه.‬

1885
02:14:10,258 --> 02:14:14,623
‫وایسا پسر کینه‌ای وحشی.‬
‫حالا تو برو، یه سری به هاجیک بزن، یالا.‬

1886
02:14:15,620 --> 02:14:17,009
‫یالا.‬

1887
02:14:19,120 --> 02:14:20,664
‫یالا پسرم.‬

1888
02:14:21,523 --> 02:14:23,000
‫می‌خواد بکشه ها.‬

1889
02:14:25,351 --> 02:14:27,052
‫پاشو دیگه!‬

1890
02:14:37,038 --> 02:14:38,610
‫این مکان واست آشنا نیست ییلدیریم؟‬

1891
02:14:39,763 --> 02:14:41,359
‫می‌خوای چیکار کنی...‬

1892
02:14:42,790 --> 02:14:45,671
‫- .. می‌خوای منو اینجا بترکونی؟
‫- حالا می‌بینیم.

1893
02:14:47,327 --> 02:14:48,764
‫یکم صبر داشته باش.‬

1894
02:14:52,326 --> 02:14:53,811
‫ییلدیریم...‬

1895
02:14:55,072 --> 02:14:56,739
‫.. تو داشتی ییلدیزو می‌کشتی.‬

1896
02:14:58,620 --> 02:15:01,128
‫تو، ییلدیزو...‬

1897
02:15:05,720 --> 02:15:07,323
‫.. داشتی می‌کشتی.‬

1898
02:15:10,218 --> 02:15:12,006
‫- ببین، دقیقاً همینجا.‬
‫- پاشو دیگه.‬

1899
02:15:12,247 --> 02:15:14,443
‫ببین، دقیقاً همینجا، همینجا...‬

1900
02:15:15,834 --> 02:15:17,643
‫«ملک خواهرمه».‬

1901
02:15:18,950 --> 02:15:22,498
‫پاشو، پاشو می‌گم.‬
‫پاشو پاشو.‬

1902
02:15:23,079 --> 02:15:25,135
‫پاشو دیگه.‬

1903
02:15:27,134 --> 02:15:31,427
‫می‌گم پاشو، پاشو.‬

1904
02:15:38,860 --> 02:15:42,423
‫- داداش، من باید برم.‬
‫- این چی می‌شه داداش؟‬

1905
02:15:44,128 --> 02:15:46,469
‫اینو همینجا حبسش کنین،‬
‫اگه می‌تونه بیاد بیرون.‬

1906
02:15:49,902 --> 02:15:51,569
‫جل‌الخالق!‬

1907
02:15:52,404 --> 02:15:53,761
‫هاسو، آمو...‬

1908
02:15:55,996 --> 02:15:57,290
‫.. بیاین دیگه لعنتیا.‬

1909
02:15:58,554 --> 02:16:00,586
‫این سنگ‌ها رو دوباره می‌ذارین اونجا...‬

1910
02:16:00,835 --> 02:16:03,352
‫- .. این اینجا تنها می‌مونه.
‫- چشم ارباب.

1911
02:16:03,717 --> 02:16:05,265
‫یالا.‬

1912
02:16:08,460 --> 02:16:10,262
‫خداحافظ.‬

1913
02:16:16,000 --> 02:16:24,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

1914
02:16:31,583 --> 02:16:34,170
‫می‌دونی داخل باید چی بگی،‬
‫مگه نه ندا؟‬

1915
02:16:36,721 --> 02:16:38,300
‫آشیر...‬

1916
02:16:48,321 --> 02:16:49,917
‫ندا ببین...‬

1917
02:16:51,618 --> 02:16:53,936
‫.. شنیدم داشتی با ییلدیز حرف می‌زدی.‬

1918
02:16:54,597 --> 02:16:56,724
‫من نمی‌خوام طلاق بگیرم...‬

1919
02:16:57,703 --> 02:16:59,584
‫.. من شوهرمو دوست دارم...‬

1920
02:17:00,142 --> 02:17:02,682
‫.. نمی‌ذارم آشیر مال اون هجران بشه.‬

1921
02:17:03,494 --> 02:17:05,121
‫اینجور چیزا گفتی.‬

1922
02:17:06,251 --> 02:17:07,767
‫آشیر...‬

1923
02:17:08,667 --> 02:17:10,445
‫.. من نمی‌خوام طلاق بگیرم.‬

1924
02:17:11,019 --> 02:17:13,265
‫آدمیزاد جایزالخطاست، مگه نه؟‬

1925
02:17:13,920 --> 02:17:15,532
‫قربونت برم، یه فرصت دیگه بهم بده.‬

1926
02:17:15,773 --> 02:17:17,858
‫من بهت فرصت دادم ندا.‬

1927
02:17:19,235 --> 02:17:22,314
‫من برای زندگی کردن،‬
‫یه فرصت خیلی خوب بهت دادم.‬

1928
02:17:23,811 --> 02:17:25,890
‫کم‌کم می‌ریم داخل...‬

1929
02:17:26,631 --> 02:17:28,773
‫.. می‌گی که می‌خوام طلاق بگیرم.‬

1930
02:17:29,142 --> 02:17:33,827
‫وگرنه به خدا قسم،‬
‫می‌رم اون غلطی که کردی رو به بابا می‌گم.‬

1931
02:17:34,354 --> 02:17:36,568
‫قسم می‌خورم که می‌گم.‬

1932
02:17:37,708 --> 02:17:40,343
‫اون مثل من‬
‫دل‌رحم نیست، خودت که می‌دونی.‬

1933
02:17:40,613 --> 02:17:42,510
‫دیدی با دختر خودش چیکار کرد.‬

1934
02:17:43,044 --> 02:17:46,751
‫دختر تنی خودشو، یارو تشنه و گشنه نگه داشت.‬

1935
02:17:47,494 --> 02:17:51,121
‫کسی که با اون این کار رو کرد، خدا می‌دونه با تو چیکار می‌کنه.‬

1936
02:17:51,529 --> 02:17:54,219
‫اونوقت دیگه دیدن بچه‌ها رو که‬
‫باید خوابشو ببینی...‬

1937
02:17:54,837 --> 02:17:57,448
‫.. به خدا قسم،‬
‫دیگه رنگ خوشی رو نمی‌بینی.‬

1938
02:17:57,689 --> 02:17:59,846
‫حالا می‌دونی،‬
‫داخل باید چی بگی؟‬

1939
02:18:02,622 --> 02:18:05,209
‫فهمیدم آشیر، فهمیدم.‬

1940
02:18:05,640 --> 02:18:07,871
‫خوبه، عالیه.‬

1941
02:18:08,286 --> 02:18:10,198
‫این قضیه‌ی طلاق که تموم بشه...‬

1942
02:18:10,893 --> 02:18:12,972
‫.. بعدش می‌دم از بچه‌ها تست بگیرن.‬

1943
02:18:13,522 --> 02:18:15,284
‫تست دی‌ان‌ای.‬

1944
02:18:16,851 --> 02:18:19,129
‫آشیر داری چی می‌گی؟‬

1945
02:18:19,845 --> 02:18:22,152
‫این دیگه خیلی زشته،‬
‫اونا بچه‌های خودتن.‬

1946
02:18:22,393 --> 02:18:23,780
‫زشته؟‬

1947
02:18:25,764 --> 02:18:27,280
‫زشته؟‬

1948
02:18:28,618 --> 02:18:31,255
‫ببین ندا،‬
‫من از این به بعد...‬

1949
02:18:31,496 --> 02:18:34,184
‫.. فقط اگه بگی خدا یکیه،‬
‫باورت می‌کنم.‬

1950
02:18:34,814 --> 02:18:37,020
‫اونم چون خودم می‌دونم خدا یکیه.‬

1951
02:18:38,215 --> 02:18:40,262
‫به‌جای اینکه تو دلم شک بمونه...‬

1952
02:18:41,305 --> 02:18:42,995
‫.. بذار مدرک دستم باشه.‬

1953
02:18:44,850 --> 02:18:46,389
‫در ضمن ندا...‬

1954
02:18:47,860 --> 02:18:50,463
‫.. اگه چیز دیگه‌ای بفهمم...‬

1955
02:18:51,635 --> 02:18:53,587
‫.. اوضاع خیلی فرق می‌کنه.‬

1956
02:19:00,470 --> 02:19:01,939
‫ندا یالا...‬

1957
02:19:02,899 --> 02:19:04,439
‫.. راه بیفت.‬

1958
02:19:18,390 --> 02:19:20,644
‫بیا ببینم داماد، بیا.‬

1959
02:19:22,086 --> 02:19:25,007
‫بیا با هم این گندی که بالا اومده رو جمع کنیم.‬

1960
02:19:34,599 --> 02:19:36,147
‫بیا بشین.‬

1961
02:19:37,681 --> 02:19:39,284
‫بشین، بشین.‬

1962
02:19:52,182 --> 02:19:54,475
‫فهمیدی که با هم خواهرن.‬

1963
02:20:01,462 --> 02:20:03,264
‫کی می‌دونه؟‬

1964
02:20:04,073 --> 02:20:05,629
‫ننت...‬

1965
02:20:10,462 --> 02:20:12,128
‫.. کورداعلی‌ها...‬

1966
02:20:19,097 --> 02:20:20,653
‫.. یه نفر دیگه هم...‬

1967
02:20:21,885 --> 02:20:23,623
‫.. اونم ملک.‬

1968
02:20:30,134 --> 02:20:31,729
‫ملک می‌دونه؟‬

1969
02:20:34,152 --> 02:20:35,692
‫تازه فهمیده.‬

1970
02:20:36,355 --> 02:20:39,665
‫با عصبانیت از پیشم پاشد رفت‬
‫پیش کورداعلی‌ها.‬

1971
02:20:40,484 --> 02:20:44,024
‫منم خب طاقت نیاوردم،‬
‫دنبالش رفتم.‬

1972
02:20:45,172 --> 02:20:47,418
‫صدای یه تیر شنیدم...‬

1973
02:20:50,616 --> 02:20:52,965
‫.. اول فکر کردم ضیان رو زده...‬

1974
02:20:55,081 --> 02:20:57,430
‫.. اما دیدم نتونسته بزنه.‬

1975
02:20:59,673 --> 02:21:02,260
‫بچه‌ی تو شکمشو نجات داد دیگه...‬

1976
02:21:03,112 --> 02:21:05,080
‫.. احتمالاً وجدانش بیدار شده.‬

1977
02:21:07,983 --> 02:21:09,435
‫هر چی باشه...‬

1978
02:21:10,240 --> 02:21:12,692
‫.. دختر من مثل من دیوونه نیست.‬

1979
02:21:14,179 --> 02:21:18,560
‫اصلاً اون سرش از اینجور‬
‫کارای هفت‌تیرکشی درنمیاد.‬

1980
02:21:21,530 --> 02:21:23,799
‫اما یه چیزی بهت بگم سرهات؟‬

1981
02:21:27,256 --> 02:21:29,129
‫اگه می‌زد هم حقش بود.‬

1982
02:21:31,229 --> 02:21:32,594
‫چرا؟‬

1983
02:21:37,110 --> 02:21:38,999
‫خودت بگو سرهات.‬

1984
02:21:42,510 --> 02:21:44,264
‫با یه زن...‬

1985
02:21:47,970 --> 02:21:49,470
‫.. بدون...‬

1986
02:21:49,986 --> 02:21:52,171
‫- .. رضایتش...
‫- خاله سوده.

1987
02:21:53,427 --> 02:21:56,848
‫- می‌شه همچین کاری کرد سرهات؟‬
‫- خاله سوده داری چی می‌گی؟‬

1988
02:21:57,623 --> 02:22:00,115
‫خاله سوده چی می‌گی؟ نمی‌شه.‬

1989
02:22:02,016 --> 02:22:04,191
‫- نمی‌شه.‬
‫- هیس، باشه باشه.‬

1990
02:22:04,432 --> 02:22:07,265
‫- ببین نمی‌شه خاله سوده، نمی‌شه.‬
‫- آروم باش.‬

1991
02:22:07,553 --> 02:22:10,603
‫بی‌خودی مشتاتو گره نکن.‬

1992
02:22:10,881 --> 02:22:14,008
‫خشم به کی خیر رسونده که‬
‫حالا بخواد به تو برسونه.‬

1993
02:22:14,751 --> 02:22:17,632
‫تو الان به آرامش نیاز داری سرهات.‬

1994
02:22:18,224 --> 02:22:20,835
‫الان باید آروم باشی پسرم.‬

1995
02:22:23,650 --> 02:22:25,229
‫ببین حالا...‬

1996
02:22:26,907 --> 02:22:29,050
‫.. من دارم از تو این برنج...‬

1997
02:22:31,468 --> 02:22:33,262
‫.. این سنگ‌ها رو جدا می‌کنم...‬

1998
02:22:33,937 --> 02:22:37,342
‫.. دارم دونه‌دونه از توش‬
‫سواشون می‌کنم...‬

1999
02:22:41,343 --> 02:22:42,906
‫.. حالا دیگه...‬

2000
02:22:44,076 --> 02:22:46,870
‫.. تو هم باید بالاخره انتخابت رو بکنی.‬

2001
02:22:47,467 --> 02:22:48,983
‫یا ملک رو...‬

2002
02:22:49,803 --> 02:22:51,724
‫.. یا ییلدیز رو باید انتخاب کنی.‬

2003
02:22:52,798 --> 02:22:54,981
‫اما اینو یادت نره...‬

2004
02:22:56,097 --> 02:22:57,787
‫.. هر کدوم رو که انتخاب کنی...‬

2005
02:22:58,941 --> 02:23:01,314
‫.. باید از اون یکی بگذری.‬

2006
02:23:59,665 --> 02:24:01,348
‫این دیگه آماده‌ست فکر کنم.‬

2007
02:24:12,773 --> 02:24:16,217
‫یه قاشق. بذار یکی دیگه هم بریزم،‬
‫شاید دوقلو بشه.‬

2008
02:24:19,732 --> 02:24:21,202
‫امان.‬

2009
02:24:36,853 --> 02:24:39,561
‫آبجی این چیه؟ بوش خیلی تنده.‬

2010
02:24:39,802 --> 02:24:44,165
‫یکم اسطوخودوس و مریم‌گلی دود کردم.‬
‫واسه میگرنم خوبه.‬

2011
02:24:44,406 --> 02:24:46,306
‫- بوی اونه.‬
‫- میگرن؟‬

2012
02:24:46,547 --> 02:24:48,785
‫- آره.‬
‫- من تا حالا نشنیده بودم...‬

2013
02:24:49,026 --> 02:24:50,420
‫.. که واسه میگرن خوب باشه.‬

2014
02:24:51,733 --> 02:24:55,368
‫دختر تو هنوز ازدواج نکردی.‬
‫واسه همین میگرن نداری و نمی‌دونی.‬

2015
02:24:55,609 --> 02:24:57,342
‫- چی؟‬
‫- میگرن تو زن‌ها...‬

2016
02:24:57,583 --> 02:25:00,374
‫.. بیشتر بعد از ازدواج‬
‫خودشو نشون می‌ده.‬

2017
02:25:00,791 --> 02:25:03,753
‫یعنی اینطوری بگم که‬
‫مردا باعث سردرد می‌شن.‬

2018
02:25:05,001 --> 02:25:06,382
‫نفهمیدم.‬

2019
02:25:06,623 --> 02:25:10,065
‫آبجی، مامان سلطان‌ صدات می‌کنه.‬

2020
02:25:10,730 --> 02:25:12,595
‫می‌فهمی، می‌فهمی.‬

2021
02:25:17,006 --> 02:25:18,840
‫می‌فهمی، می‌فهمی.‬

2022
02:25:20,390 --> 02:25:24,374
‫بفرما، سردرد آینده‌ت هم اومد.‬

2023
02:25:26,524 --> 02:25:28,563
‫من دیگه تنهاتون بذارم با این درد.‬

2024
02:25:34,326 --> 02:25:37,930
‫- معذرت می‌خوام.‬
‫- نه نه، مشکلی نیست گل من.‬

2025
02:25:40,842 --> 02:25:43,494
‫- تو خوبی؟‬
‫- من خوبم، تو خودت خوبی؟‬

2026
02:25:43,828 --> 02:25:47,812
‫من خوبم. معلومه دیگه، اون عوضیا می‌دونن‬
‫که پیش تو دست از پا خطا نمی‌کنم.‬

2027
02:25:48,125 --> 02:25:51,921
‫ولی اشکال نداره.‬
‫به جای اینکه بلایی سر تو بیاد، بذار اینطوری بشه.‬

2028
02:25:53,559 --> 02:25:56,329
‫- درد می‌کنه؟‬
‫- نه. ببین.‬

2029
02:25:57,660 --> 02:25:59,072
‫این چیه؟‬

2030
02:25:59,656 --> 02:26:02,315
‫بازش کن ببین، بازش کن.‬

2031
02:26:02,556 --> 02:26:05,371
‫فکر سرهات‌ خان بود، هدیه‌ی اونه.‬

2032
02:26:11,628 --> 02:26:13,509
‫یوسف!‬

2033
02:26:14,638 --> 02:26:16,083
‫این همون لباس عروسه.‬

2034
02:26:16,783 --> 02:26:19,458
‫آره والله. تو فکر منم بود...‬

2035
02:26:19,699 --> 02:26:22,852
‫.. اما سرهات‌ خان زودتر از من دست به کار شده. دستش درد نکنه.‬

2036
02:26:23,185 --> 02:26:27,513
‫- دستش درد نکنه.‬
‫- وای، چقدر قشنگه.‬

2037
02:26:27,754 --> 02:26:31,590
‫ماشاءالله. دختر تو رو خدا‬
‫یه بار بپوش ببینم تو تنت چطوره.‬

2038
02:26:34,756 --> 02:26:37,901
‫- نه، نه نمی‌شه.‬
‫- چرا نمی‌شه دختر؟ کنجکاو شدم، یه بار بپوش.‬

2039
02:26:38,142 --> 02:26:40,872
‫نه، نمی‌شه. من دیگه تا قبل عروسی‬
‫توبه کردم که عمراً بپوشمش.‬

2040
02:26:41,113 --> 02:26:43,485
‫نه نه، نپوشه. درکش می‌کنم.‬

2041
02:26:43,726 --> 02:26:45,194
‫- لابد می‌گه بدشگونی میاره.‬
‫- باشه.‬

2042
02:26:45,435 --> 02:26:48,173
‫- درکش می‌کنم.‬
‫- من ببرمش.‬

2043
02:26:48,754 --> 02:26:51,794
‫- تو می‌بریش؟‬
‫- آره، خیلی قشنگه.‬

2044
02:26:53,101 --> 02:26:54,704
‫- آقا.‬
‫- جانم؟‬

2045
02:26:54,945 --> 02:26:57,365
‫همونطور که گفتی‬
‫کارای خونه‌ی سوریه رو ردیف کردم.‬

2046
02:26:57,606 --> 02:26:59,168
‫- منتظرمونن.‬
‫- خوبه، عالیه.‬

2047
02:26:59,478 --> 02:27:00,851
‫بله آقا.‬

2048
02:27:02,229 --> 02:27:04,642
‫- آقا؟‬
‫- چه خبره اینجا؟‬

2049
02:27:05,454 --> 02:27:07,335
‫پسر، آدما کجان؟‬

2050
02:27:18,101 --> 02:27:20,300
‫- ییلدیز کجاست خلیل؟‬
‫- آقا!‬

2051
02:27:26,372 --> 02:27:28,840
‫بابام بفهمه منو فراری دادی،‬
‫از دستت عصبانی می‌شه.‬

2052
02:27:29,126 --> 02:27:32,388
‫انگار کاری هست که ازش عصبانی نشه،‬
‫بی‌خیالش شو.‬

2053
02:27:32,747 --> 02:27:35,734
‫ببخشید ولی من دختر خودمو...‬

2054
02:27:35,975 --> 02:27:38,568
‫.. نمی‌تونم همینطوری جلوی چشمم به کامِ مرگ بفرستم.‬

2055
02:27:40,097 --> 02:27:42,041
‫اینا رو چطوری راضی کردی؟‬

2056
02:27:43,688 --> 02:27:47,410
‫خب، قفلی نیست که با پول باز نشه...‬

2057
02:27:47,844 --> 02:27:50,550
‫.. و آدمی نیست که نشه با پول خریدش دخترم.‬

2058
02:27:52,579 --> 02:27:56,295
‫- دلت نیومد بلایی سرم بیاد، نه؟‬
‫- معلومه که دلم نیومد، مگه می‌تونم؟‬

2059
02:27:56,536 --> 02:27:59,613
‫- مامان دستت درد نکنه.‬
‫- عزیز دلم.‬

2060
02:28:00,156 --> 02:28:01,965
‫حالا چی می‌شه مامان؟‬

2061
02:28:02,582 --> 02:28:05,098
‫چی می‌شه؟ من که نمی‌تونم برم لب مرز مامان.‬

2062
02:28:05,339 --> 02:28:08,063
‫نمی‌تونم، الان وقتش نیست.‬
‫من واسه کنکور ثبت‌نام کردم.‬

2063
02:28:08,304 --> 02:28:10,770
‫باید امتحان بدم.‬
‫الان نمی‌تونم از اورفا برم.‬

2064
02:28:12,044 --> 02:28:15,513
‫نگران نباش. هم درس می‌خونی...‬

2065
02:28:16,055 --> 02:28:20,111
‫.. هم می‌برمت زیر سقفی که توش امنیت داشته باشی.‬

2066
02:28:23,009 --> 02:28:26,414
‫نخودا هنوز سفتن،‬
‫بذار یکم دیگه بجوشن.‬

2067
02:28:26,904 --> 02:28:30,054
‫عروس‌خانم، دست‌پخت تو خوبه...‬

2068
02:28:30,332 --> 02:28:33,023
‫- .. همش بزن که ته نگیره.
‫- چشم مامان.

2069
02:28:33,264 --> 02:28:35,431
‫- حسودیش شد.‬
‫- داره بهت تیکه می‌ندازه.‬

2070
02:28:38,794 --> 02:28:41,119
‫- خسته نباشین.‬
‫- سلامت باشین.‬

2071
02:28:41,360 --> 02:28:43,653
‫- می‌تونم یه لیوان آب بخورم؟‬
‫- الان برات میارم.‬

2072
02:28:46,549 --> 02:28:49,684
‫- شیربرنج درست کردین؟‬
‫- آره.‬

2073
02:28:50,918 --> 02:28:53,648
‫امروز خیلی هوس کرده بودم.‬
‫می‌تونم بخورم؟‬

2074
02:28:53,991 --> 02:28:56,891
‫البته، اگه هوس کردی بخور آبجی.‬
‫تو یخچال بازم هست.‬

2075
02:28:57,145 --> 02:29:01,274
‫- بی زحمت یه قاشق بده.‬
‫- بفرما.‬

2076
02:29:01,732 --> 02:29:03,218
‫ممنون.‬

2077
02:29:10,440 --> 02:29:13,408
‫- ممکنه این خراب شده باشه؟‬
‫- نه بابا.‬

2078
02:29:13,664 --> 02:29:17,299
‫تو چون شهری هستی،‬
‫به طعم شیربرنج‌های اونجا عادت کردی.‬

2079
02:29:17,540 --> 02:29:21,945
‫شیرهای ما از روستا میاد.‬
‫واسه همین طعمش برات عجیب بوده.‬

2080
02:29:24,715 --> 02:29:26,567
‫لابد.‬

2081
02:29:27,910 --> 02:29:31,605
‫- ممنون، دستتون درد نکنه.‬
‫- نوش جان.‬

2082
02:29:32,646 --> 02:29:35,061
‫- ای خدای من.‬
‫- تو به این فلفل سیاه زدی؟‬

2083
02:29:35,302 --> 02:29:39,444
‫نه نزدم. یه چیزی بگم؟‬
‫خیلی حرکت قشنگی براتون زد.‬

2084
02:29:39,804 --> 02:29:43,901
‫- خدایی لباس عروسه خیلی قشنگه.‬
‫- آره، خدا از آقا سرهات‌ راضی باشه.‬

2085
02:29:44,142 --> 02:29:47,732
‫آره، سرهات من‬
‫از این ظرافت‌ها بلده.‬

2086
02:29:52,358 --> 02:29:53,910
‫خب؟‬

2087
02:29:57,685 --> 02:30:01,123
‫دختر کوثر، من اینجا شیربرنج گذاشته بودم، کجاست؟‬

2088
02:30:01,372 --> 02:30:03,883
‫آبجی، ملک‌خانم دیدش...‬

2089
02:30:04,124 --> 02:30:06,102
‫.. دلش خواست، منم بهش دادم،‬
‫داشت می‌خورد و می‌رفت.‬

2090
02:30:06,343 --> 02:30:08,272
‫- دادینش به ملک؟‬
‫- آره.‬

2091
02:30:08,752 --> 02:30:12,947
‫چرا دادین به ملک؟‬
‫اون مال من بود، واسه بعد افطار...‬

2092
02:30:13,188 --> 02:30:14,726
‫.. گذاشته بودمش کنار، مال من بود.‬

2093
02:30:14,967 --> 02:30:17,663
‫آبجی چه می‌دونم، حامله‌ست دیگه‬
‫دلش خواست، منم دادم بهش.‬

2094
02:30:20,573 --> 02:30:22,468
‫حامله که نیستی، نه؟‬

2095
02:30:22,709 --> 02:30:26,252
‫- نه، نیستم.‬
‫- خب پس خوبه. حالا ببین...‬

2096
02:30:27,086 --> 02:30:30,552
‫.. این گیاه خیلی قویه.‬
‫باید خوب بجوشونیش...‬

2097
02:30:30,793 --> 02:30:33,165
‫.. بعدش تو هر چی خواستی بریز.‬
‫اما یادت نره...‬

2098
02:30:33,406 --> 02:30:36,911
‫.. فقط یه قاشق چای‌خوری می‌ریزی.‬

2099
02:30:37,152 --> 02:30:39,819
‫- نمی‌شه!‬
‫- آخه نورگل...‬

2100
02:30:40,060 --> 02:30:42,864
‫.. نگران نباش. واسه افطار گذاشتیم تو یخچال.‬

2101
02:30:43,105 --> 02:30:46,612
‫از اون می‌خوری. زن حامله‌ست،‬
‫دلش خواسته، مگه چی شده؟‬

2102
02:30:49,215 --> 02:30:53,924
‫هر کسی قسمت خودشو می‌خوره، آبجی گلزار.‬

2103
02:30:55,000 --> 02:31:00,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

2104
02:31:02,465 --> 02:31:06,671
‫- هم بزن، هم بزن.‬
‫- اگه بلایی سر بچه‌ی ملک بیاد چی؟‬

2105
02:31:10,572 --> 02:31:15,974
‫اونوقت یعنی اون بچه‬
‫قسمت ملک نبوده.‬

2106
02:31:22,209 --> 02:31:24,555
‫چطور این به فکر خودم نرسیده بود.‬

2107
02:32:03,323 --> 02:32:07,324
‫فکر نکن چون حامله‌ای کسی بهت‬
‫باج می‌ده، ملک‌خانم.‬

2108
02:32:07,968 --> 02:32:09,926
‫بادِت خالی شد.‬

2109
02:32:18,905 --> 02:32:20,978
‫- مامان وایسا.‬
‫- می‌گم وایسا.‬

2110
02:32:21,219 --> 02:32:22,989
‫تنها راه چاره عمارت یلدورانه.‬

2111
02:32:23,230 --> 02:32:25,265
‫یکی تموم می‌شه، یکی دیگه شروع می‌شه.‬

2112
02:32:26,635 --> 02:32:30,381
‫وگرنه مگه می‌ذارم بیفتی دست اون سلطان؟ یالا.‬

2113
02:32:30,622 --> 02:32:33,794
‫مامان نکن. ببین، ملک حامله‌ست...‬

2114
02:32:34,975 --> 02:32:36,938
‫.. من با اون دختر خواهرم، نکن.‬

2115
02:32:37,179 --> 02:32:40,012
‫حالا که زندگیتو نابود کرده...‬

2116
02:32:40,253 --> 02:32:42,384
‫.. باید مسئولیتشو قبول کنه،‬
‫بهت گفتم که. راه بیفت.‬

2117
02:32:42,625 --> 02:32:45,268
‫مامان نکن، نکن، نکن.‬

2118
02:32:45,762 --> 02:32:48,757
‫باشه، ببرم لب مرز.‬
‫ببر، اگه می‌خوان بکشن هم بکشن.‬

2119
02:32:48,998 --> 02:32:52,106
‫- منو اینجا ول نکن.‬
‫- دخترم اونجا پیدات می‌کنن...‬

2120
02:32:52,347 --> 02:32:55,263
‫.. همه‌جا پیدات می‌کنن.‬
‫تنها جای امن اینجاست.‬

2121
02:32:55,530 --> 02:32:59,869
‫جای تو زیر سایه‌ی آقا سرهاته.‬
‫چاره‌ی دیگه‌ای نیست، راه بیفت.‬

2122
02:33:00,110 --> 02:33:02,083
‫- مامان.‬
‫- دیگه باید اینجا زندگی کنی.‬

2123
02:33:02,324 --> 02:33:03,777
‫حرف اضافه نزن.‬

2124
02:33:04,893 --> 02:33:06,789
‫خیر باشه مریم‌خاتون؟‬

2125
02:33:07,627 --> 02:33:09,443
‫باز این قدم‌نحس رو واسه چی آوردی؟‬

2126
02:33:11,486 --> 02:33:14,441
‫دخترمو آوردم چون از این به بعد...‬

2127
02:33:14,682 --> 02:33:17,630
‫.. قراره زیر سایه‌ی سرهات زندگی کنه.‬

2128
02:33:21,414 --> 02:33:24,015
‫بسه دیگه، واقعاً دارین چرت می‌گین.‬

2129
02:33:24,256 --> 02:33:27,246
‫راه دیگه‌ای نیست سلطان، راه دیگه‌ای نیست.‬

2130
02:33:27,487 --> 02:33:30,518
‫وگرنه آقا ضیان دخترمو می‌کشه.‬

2131
02:33:33,651 --> 02:33:37,302
‫اونوقت دخترت باید قبل اینکه وقتی نامزد بود‬
‫با سرهات لب بگیره، فکر اینجاشو می‌کرد.‬

2132
02:33:39,266 --> 02:33:42,176
‫چی؟ ییلدیز رو ببین.‬

2133
02:33:44,142 --> 02:33:47,331
‫- مامان بیا بریم، یالا.‬
‫- نه، رفتن در کار نیست.‬

2134
02:33:47,641 --> 02:33:49,378
‫رفتن نداریم، همونجا وایسا.‬

2135
02:33:50,519 --> 02:33:55,078
‫از این به بعد خونه‌ت اینجاست،‬
‫پیش سرهات.‬

2136
02:33:56,008 --> 02:34:00,382
‫حالا دیگه سرهات می‌خواد تو رو کلفتش کنه...‬

2137
02:34:00,623 --> 02:34:05,059
‫.. یا اینکه این گل شهری رو طلاق می‌ده و‬
‫تو رو زنش می‌کنه، من دیگه نمی‌دونم.‬

2138
02:34:05,300 --> 02:34:07,594
‫- جای تو اینجاست.‬
‫- بسه دیگه. یالا.‬

2139
02:34:07,835 --> 02:34:10,396
‫بیا، یالا گمشین دیگه‬
‫یالا گمشین برین.‬

2140
02:34:10,637 --> 02:34:13,280
‫گفتم که رفتن در کار نیست.‬

2141
02:34:16,251 --> 02:34:18,431
‫همچین خبری نیست.‬

2142
02:34:22,900 --> 02:34:24,400
‫می‌گم دخترمو می‌کشه.

2143
02:34:24,527 --> 02:34:28,822
‫نمی‌شنوین؟‬
‫تصمیم‌گیری در این مورد به شما ربطی نداره.‬

2144
02:34:29,209 --> 02:34:31,059
‫از آقا سرهات بپرسین.‬

2145
02:34:32,723 --> 02:34:37,344
‫که دخترم ییلدیز رو تحت حمایتش‬
‫قبول می‌کنه...‬

2146
02:34:38,093 --> 02:34:39,874
‫.. یا نه؟‬

2147
02:34:52,381 --> 02:34:54,259
‫قبوله.‬

2148
02:35:02,033 --> 02:35:07,332
‫«دل با عشق جانشین سوخت»‬

2149
02:35:08,425 --> 02:35:10,991
‫سرهات، تو چطور می‌تونی‬
‫همچین چیزی رو قبول کنی؟‬

2150
02:35:18,243 --> 02:35:20,651
‫تو چطور می‌تونی خواهرت رو تو کام مرگ رها کنی؟‬

2151
02:35:31,719 --> 02:35:33,085
‫خواهرش؟

2152
02:35:33,975 --> 02:35:35,642
‫خواهر؟

2153
02:35:40,000 --> 02:35:50,000
‫{\c&H3CC1FF&}..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بامابین ::..{\c}\N.:: Telegram: @Bamabincom ::.\N.:: Instagram: @Bamabin_Com ::.

2154
02:35:50,500 --> 02:35:55,500
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

