1
00:00:01,000 --> 00:00:09,000
‫بامابین تقدیم می‌کند\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

2
00:00:09,100 --> 00:00:17,100
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

3
00:00:17,200 --> 00:00:24,200
‫کلیه حقوق این زیرنویس متعلق به سایت بامابین است\Nو دریافت آن از سایت‌های دیگر غیرمجاز و حرام می‌باشد

4
00:00:24,300 --> 00:00:31,300
‫برای تهیه‌‌ی این زیرنویس زحمت زیادی کشیده شده است\Nو مجموعه‌ی بامابین به هیچ عنوان راضی به تماشای رایگان آن نیست\NBamabin.com

5
00:00:32,719 --> 00:00:34,705
‫من هم از روحم...‬

6
00:00:35,025 --> 00:00:37,318
‫.. هم از قلبم پاکت کردم.‬

7
00:00:39,190 --> 00:00:41,337
‫اگه یه ذره شرف...‬

8
00:00:42,081 --> 00:00:44,258
‫.. یه ذره غرور داشته باشی...‬

9
00:00:45,321 --> 00:00:47,823
‫.. می‌ذاری می‌ری و دست از سرمون برمی‌داری!‬

10
00:01:00,457 --> 00:01:02,457
‫سرِ حرفت موندی ییلدیز.‬

11
00:01:02,698 --> 00:01:05,634
‫سرهات دیگه تا حد مرگ‬
‫ازت متنفر می‌شه.‬

12
00:01:05,875 --> 00:01:07,951
‫دیگه نمی‌تونی به خانواده‌مون آسیب بزنی.‬

13
00:01:08,406 --> 00:01:10,832
‫دیگه هیچ‌کس نمی‌تونه به خانواده‌مون آسیب بزنه.‬

14
00:01:11,136 --> 00:01:13,477
‫دست از سرتون بردارم، آره ییلدیز؟‬

15
00:01:21,221 --> 00:01:22,551
‫باشه.‬

16
00:01:27,090 --> 00:01:29,124
‫دیگه باعث بدبختیِ‬
‫هیچ زنی نمی‌شم.‬

17
00:01:34,520 --> 00:01:36,998
‫اگه می‌گی با این مرد‬
‫خوشبخت می‌شم...‬

18
00:01:39,863 --> 00:01:42,022
‫.. من چی بهت بگم؟‬

19
00:01:43,844 --> 00:01:45,868
‫من چی بهت بگم؟‬

20
00:01:49,806 --> 00:01:51,997
‫- ولی ممنون.‬
‫- بابت چی؟‬

21
00:01:52,265 --> 00:01:54,532
‫فهمیدم «دوستت دارم» گفتنات دروغ بوده.‬

22
00:02:01,012 --> 00:02:03,083
‫به لطف تو فهمیدم.‬

23
00:02:13,318 --> 00:02:14,904
‫ممنون.‬

24
00:02:17,009 --> 00:02:19,009
‫فقط وایستا سرهات.

25
00:02:19,609 --> 00:02:21,456
‫منتظر باش.

26
00:02:21,816 --> 00:02:24,308
‫همونطور که ییلدیز رو از تحت حمایتت‬
‫درآوردم...‬

27
00:02:24,960 --> 00:02:27,795
‫.. کل اورفا رو هم همونطوری از چنگت درمیارم،‬
‫حالا ببین.‬

28
00:02:30,800 --> 00:02:33,007
‫هر کاری از دستت برمیاد بکن.‬

29
00:02:34,147 --> 00:02:37,952
‫ولی اینو بدون. واسه یکی مثلِ تو...‬

30
00:02:39,583 --> 00:02:43,231
‫.. تو اورفا دیگه کسی رو پیدا نمی‌کنی که‬
‫خودش رو جلوی گلوله بندازه.‬

31
00:02:47,382 --> 00:02:49,263
‫دیگه نمی‌دونم از روی عشقه...‬

32
00:02:50,814 --> 00:02:52,811
‫.. یا وجدان.‬

33
00:02:56,399 --> 00:02:58,672
‫ولی قدر امروز رو بدون.‬

34
00:03:00,571 --> 00:03:02,812
‫چون دیگه فرصت دومی نداری.‬

35
00:03:03,272 --> 00:03:04,922
‫نه بابا؟‬

36
00:03:05,240 --> 00:03:06,897
‫اگه به تو بود که من امروز زندان بودم.‬

37
00:03:07,138 --> 00:03:08,589
‫تو برو دعای خیر به جون آشیر کن.‬

38
00:03:08,830 --> 00:03:10,962
‫دفعه‌ی بعد جلوی این لوله‌ی تفنگ...‬

39
00:03:12,143 --> 00:03:13,815
‫.. ییلدیز که هیچی...‬

40
00:03:14,814 --> 00:03:17,119
‫.. اگه کل طایفه‌ت هم بیان...‬

41
00:03:19,209 --> 00:03:20,862
‫.. رحم نمی‌کنم...‬

42
00:03:22,333 --> 00:03:24,333
‫.. جونِت رو می‌گیرم!‬

43
00:03:28,146 --> 00:03:30,062
‫می‌بینیم.‬

44
00:03:32,365 --> 00:03:34,751
‫می‌بینیم سرهات خان، می‌بینیم.‬

45
00:03:56,771 --> 00:03:58,417
‫ممنون.‬

46
00:04:12,376 --> 00:04:14,349
‫حالیتون می‌کنم کثافتا!‬

47
00:04:19,713 --> 00:04:21,757
‫سلطان خانم بهت گفته بود‬
‫از شرش خلاص شو.‬

48
00:04:21,998 --> 00:04:24,704
‫تو ورداشتی آوردیش‬
‫بیخ گوش ما.‬

49
00:04:24,974 --> 00:04:27,041
‫اگه به گوش سلطان خانم برسه چی؟‬

50
00:04:27,282 --> 00:04:29,231
‫همه‌مون رو تیکه‌تیکه می‌کنه.‬

51
00:04:29,472 --> 00:04:32,255
‫گلزار تو رو خدا یه لحظه ساکت شو.‬

52
00:04:33,290 --> 00:04:35,484
‫اگه تو نگی، به گوشش نمی‌رسه.‬

53
00:04:35,725 --> 00:04:37,951
‫چی می‌گی؟‬
‫یعنی من دهن‌لقم؟‬

54
00:04:38,192 --> 00:04:40,615
‫- این چه طرز حرف زدنه؟‬
‫- می‌گم به کسی نباید بگی!‬

55
00:04:40,856 --> 00:04:43,454
‫- ببین، نباید بگیا!‬
‫- نه، نه، چیزی نیست!‬

56
00:04:43,695 --> 00:04:44,822
‫عاکف پسرم.‬

57
00:04:45,063 --> 00:04:47,615
‫هی من‌من نکن، همه‌چی رو شنیدم.‬

58
00:04:54,937 --> 00:04:56,565
‫اونا رو بده من.‬

59
00:05:04,284 --> 00:05:07,588
‫از چیزایی که شنیدی به هیچ‌کس‬
‫حرفی نمی‌زنی آبجی گلزار.‬

60
00:05:08,066 --> 00:05:10,852
‫وگرنه تاوان چیزایی که می‌دونی رو...‬

61
00:05:12,842 --> 00:05:15,995
‫.. شوهر و بچه‌ت پس می‌دن.‬

62
00:05:16,367 --> 00:05:18,676
‫البته، البته، البته‬
‫عاکف پسرم.‬

63
00:05:18,917 --> 00:05:22,466
‫ما هم همین فکر رو می‌کردیم،‬
‫مگه نه آقا کادی؟‬

64
00:05:25,581 --> 00:05:28,054
‫- خوبه، پس برین بیرون.‬
‫- باشه.‬

65
00:05:29,116 --> 00:05:32,415
‫مبادا آبجی گلزار، مبادا!‬

66
00:05:40,194 --> 00:05:43,240
‫کل قضیه رو از اول واسم تعریف کن ببینم.‬

67
00:05:46,553 --> 00:05:49,614
‫دو سه سالی از به دنیا اومدن‬
‫آقا سرهات گذشته بود.‬

68
00:05:49,908 --> 00:05:52,833
‫یه روز سلطان خانم صدام کرد.‬

69
00:05:53,557 --> 00:05:55,574
‫منم اولین بار همون موقع فهمیدم.‬

70
00:05:55,951 --> 00:05:57,465
‫چی رو؟‬

71
00:05:58,304 --> 00:06:01,386
‫مروت رو یادت هست؟‬
‫یکی از خدمتکارهای عمارت بود.‬

72
00:06:01,657 --> 00:06:05,193
‫همونی که مخصوصاً به چای و قهوه و‬
‫غذای آقا بکیر رسیدگی می‌کرد.‬

73
00:06:06,047 --> 00:06:09,101
‫یادمه. همونی که مادرم‬
‫موهاشو گرفت و...‬

74
00:06:09,342 --> 00:06:11,621
‫.. کِشون‌کِشون از اینجا‬
‫بیرونش کرد.‬

75
00:06:11,862 --> 00:06:13,293
‫آره.‬

76
00:06:13,559 --> 00:06:16,553
‫اون موقع کسی دلیلش رو نمی‌دونست،‬
‫مخفیش کردیم.‬

77
00:06:17,103 --> 00:06:19,674
‫نگو با آقا‬ بکیر
‫عاشق و معشوق بودن.‬

78
00:06:19,915 --> 00:06:23,319
‫سلطان خانم هم وقتی مچشون رو گرفت،‬
‫از عمارت بیرونش کرد.‬

79
00:06:23,560 --> 00:06:26,958
‫ولی دیر فهمید، مروت حامله بود.‬

80
00:06:27,622 --> 00:06:30,415
‫بعد از اینکه بچه رو به دنیا آورد،‬
‫طاقت نیاورد و مُرد.‬

81
00:06:30,851 --> 00:06:32,758
‫بچه هم بی‌کس و کار موند.‬

82
00:06:33,519 --> 00:06:36,460
‫بابام از بچه خبر داشت؟‬

83
00:06:36,755 --> 00:06:38,411
‫فکر نمی‌کنم.‬

84
00:06:38,744 --> 00:06:42,067
‫اگه خبر داشت میاوردش عمارت،‬
‫ولش نمی‌کرد.‬

85
00:06:42,501 --> 00:06:44,347
‫مادرم چی؟‬

86
00:06:46,031 --> 00:06:49,883
‫- بهت گفت از شر این بچه خلاص شو، نه؟‬
‫- آره.‬

87
00:06:50,946 --> 00:06:53,497
‫منم دادمش به یکی از دوستای دوران‬
‫سربازیم تو ازمیر.‬

88
00:06:53,765 --> 00:06:55,660
‫وقتی دادمش هنوز قنداقی بود.‬

89
00:06:55,999 --> 00:06:58,664
‫وقتی ناپدریش مُرد، ارتباطمون قطع شد.‬

90
00:06:59,234 --> 00:07:01,140
‫خودش پیدام کرد.‬

91
00:07:01,381 --> 00:07:03,933
‫انگار تو ازمیر یه سری مشکلات پیش اومده بود.‬

92
00:07:05,105 --> 00:07:07,652
‫امانتی آقا بکیر بود،‬
‫نمی‌تونستم به امون خدا ولش کنم.‬

93
00:07:08,095 --> 00:07:10,088
‫منم صداش کردم بیاد اورفا.‬

94
00:07:16,050 --> 00:07:19,691
‫یعنی هجران خواهر ناتنی منه.‬

95
00:07:21,660 --> 00:07:22,990
‫اینطوریه؟‬

96
00:07:23,231 --> 00:07:26,397
‫حالا این آشیر کورداعلی که دنبالته...‬

97
00:07:27,220 --> 00:07:30,221
‫.. دشمنِ منه.‬
‫تو بهش نزدیک می‌شی و...‬

98
00:07:30,462 --> 00:07:32,281
‫.. می‌شی عشقش...‬

99
00:07:32,894 --> 00:07:35,286
‫.. و زندگیشو از هم می‌پاشونی.‬

100
00:07:35,527 --> 00:07:38,459
‫نمی‌گم برو با آشیر هم‌خواب بشو.‬

101
00:07:38,700 --> 00:07:41,247
‫فقط فکرشو مشغول کن، باشه؟‬

102
00:07:42,253 --> 00:07:45,004
‫من مال هیچ‌کسی نمی‌شم.‬

103
00:07:48,838 --> 00:07:52,138
‫ببین کادی، هیچ‌کس از اتفاقایی که افتاده باخبر نمی‌شه.‬

104
00:07:52,566 --> 00:07:54,274
‫من نمی‌ذارم بگن یلدوران‌ها...‬

105
00:07:54,633 --> 00:07:58,049
‫.. دختری دارن که از کاباره اومده بیرون.‬

106
00:07:58,475 --> 00:08:00,286
‫گلزار ساکت می‌مونه.‬

107
00:08:00,672 --> 00:08:02,219
‫تو هم ساکت می‌مونی.‬

108
00:08:02,586 --> 00:08:05,932
‫هیچ‌کس، حتی سرهات هم نباید چیزی بفهمه.‬

109
00:08:06,173 --> 00:08:07,999
‫وگرنه...‬

110
00:08:11,012 --> 00:08:13,344
‫.. همه رو آتیش می‌زنم، حتی خانواده‌ت رو.‬

111
00:08:18,978 --> 00:08:21,618
‫اینا رو بسوزون، نباید چیزی باقی بمونه.‬

112
00:08:33,032 --> 00:08:34,620
‫آخ عاکف...‬

113
00:08:34,935 --> 00:08:38,050
‫.. آخ عاکف، تو کلِ اورفا اون زنی که تهدیدش کردی...‬

114
00:08:38,412 --> 00:08:41,303
‫.. و انداختیش سر راه آشیر، از آب دراومد خواهرت!‬

115
00:08:41,667 --> 00:08:44,688
‫آدم باید یکم شانس داشته باشه، شانس!‬

116
00:08:44,929 --> 00:08:46,683
‫باید شانس داشته باشی!‬

117
00:08:54,692 --> 00:08:57,858
‫داری چیکار می‌کنی؟‬
‫این چه کاریه که کردی؟‬

118
00:08:58,099 --> 00:09:00,437
‫اتفاقاً کار تو درست نبود.‬

119
00:09:00,678 --> 00:09:02,285
‫یعنی چی آخه، طلاق دادن زنت؟‬

120
00:09:02,526 --> 00:09:04,258
‫رسم و رسوم جدید درآوردی.‬

121
00:09:04,525 --> 00:09:07,692
‫من کاری که لازم بود رو کردم.‬
‫زنت رو برداشتم آوردم خونه...‬

122
00:09:07,933 --> 00:09:09,705
‫.. آوردمش پیش خودت.‬

123
00:09:09,984 --> 00:09:14,448
‫تو هم اینو قبول می‌کنی و صدات درنمیاد، آشیر خان!‬

124
00:09:14,689 --> 00:09:16,145
‫قبول نمی‌کنم!‬

125
00:09:16,386 --> 00:09:18,124
‫ببین، من اون زنو طلاق می‌دم!‬

126
00:09:18,365 --> 00:09:20,204
‫این قضیه هم همینجا تموم شد!‬

127
00:09:20,445 --> 00:09:22,297
‫تموم نشده.‬

128
00:09:23,504 --> 00:09:25,762
‫ارباب این عمارت منم.‬

129
00:09:26,188 --> 00:09:28,010
‫من هنوز نَمُردم.‬

130
00:09:28,251 --> 00:09:32,245
‫وقتی گفتم ندا تو این عمارت می‌مونه، یعنی می‌مونه.‬

131
00:09:32,980 --> 00:09:37,104
‫دوران رو حرف من حرف زدن تموم شده، آشیر خان!‬

132
00:09:37,513 --> 00:09:38,871
‫می‌فهمی؟‬

133
00:09:39,112 --> 00:09:41,285
‫تو هم دیگه باید حد و حدودت رو بدونی.‬

134
00:09:41,733 --> 00:09:44,255
‫اگه به فکرِ خودت، خانواده‌ت و آبروت نیستی...‬

135
00:09:44,496 --> 00:09:46,524
‫.. حداقل به فکر اون بچه‌هات باش.‬

136
00:09:46,771 --> 00:09:50,041
‫مگه قراره هر شب عمه‌شون بچه‌هات رو بخوابونه؟‬

137
00:09:52,241 --> 00:09:54,062
‫بذار تو عمارت بمونه.‬

138
00:09:55,183 --> 00:09:57,169
‫ولی اینو بدون.‬

139
00:09:59,086 --> 00:10:01,445
‫اون زن دیگه زن من نیست.‬

140
00:10:02,645 --> 00:10:04,995
‫فقط مادر اون بچه‌هاست.‬

141
00:10:06,540 --> 00:10:10,753
‫ببین ضیان خان، من اون زنو طلاق می‌دم.‬

142
00:10:12,000 --> 00:10:14,113
‫- می‌فهمی؟‬
‫- من بهت...‬

143
00:10:14,650 --> 00:10:18,194
‫.. نگفتم حرفی از طلاق نباشه؟‬

144
00:10:21,077 --> 00:10:23,751
‫تو تصمیم گرفتی با کی ازدواج کنم...‬

145
00:10:24,937 --> 00:10:27,652
‫.. ولی نمی‌تونی تصمیم بگیری از کی طلاق بگیرم.‬

146
00:10:28,000 --> 00:10:35,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

147
00:10:36,986 --> 00:10:40,331
‫مامان، دیگه نمی‌ری، نه؟‬
‫خیلی دلتنگت شدیم.‬

148
00:10:40,572 --> 00:10:42,732
‫ای قربون اون چشمای سیاهت برم.‬

149
00:10:42,973 --> 00:10:45,105
‫نمی‌رم عزیزم.‬
‫کجا برم شما رو ول کنم؟‬

150
00:10:45,346 --> 00:10:47,887
‫پدربزرگ یکم حالش بد بود،‬
‫رفتم دیدنش و برگشتم.‬

151
00:10:48,459 --> 00:10:49,639
‫آبجی می‌دونی؟‬

152
00:10:49,880 --> 00:10:53,470
‫وقتی نبودی نه درست غذا خوردن، نه خوابیدن.‬

153
00:10:53,933 --> 00:10:55,979
‫اگه آبجی ییلدیز نبود، کارمون خیلی سخت می‌شد.‬

154
00:10:56,220 --> 00:10:59,463
‫ای جانم.‬
‫مامانت اومد عزیزم، اومد.‬

155
00:11:04,058 --> 00:11:06,298
‫- آسیه.‬
‫- بله خانم‌جان؟‬

156
00:11:06,545 --> 00:11:08,798
‫نوه‌هام رو بفرست مدرسه.‬

157
00:11:09,325 --> 00:11:11,908
‫وقتش شده، یالا.‬

158
00:11:12,239 --> 00:11:13,925
‫- یالا عزیزم، یالا.‬
‫- یالا بچه‌ها.‬

159
00:11:14,166 --> 00:11:16,551
‫خیلی دلتنگ مامان شدیم، بذار یکم دیگه بمونیم.‬

160
00:11:17,563 --> 00:11:19,172
‫عزیزم، من اومدم.‬

161
00:11:19,413 --> 00:11:21,485
‫یالا شما الان قشنگ‬
‫برین مدرسه‌تون.‬

162
00:11:21,726 --> 00:11:24,831
‫وقتی از مدرسه برگشتین براتون‬
‫نون کنجدی درست می‌کنم، باشه؟‬

163
00:11:25,072 --> 00:11:26,888
‫بعدش هم با هم‬
‫نقاشی می‌کنیم.‬

164
00:11:27,129 --> 00:11:29,434
‫آسیه، مگه بهت نگفتم؟‬
‫یالا بچه‌ها رو ببر، ببر!‬

165
00:11:29,675 --> 00:11:31,542
‫- یالا بچه‌ها، یالا.‬
‫- یالا، من خونه‌م عزیزم.‬

166
00:11:31,783 --> 00:11:33,122
‫منتظرتون می‌مونم، باشه؟‬

167
00:11:33,363 --> 00:11:35,532
‫زود برین و زود برگردین، باشه؟‬
‫یالا ببینم.‬

168
00:11:35,882 --> 00:11:37,933
‫آفرین. مادر!‬

169
00:11:38,174 --> 00:11:40,944
‫مادر، مادر! کدوم مادر؟‬

170
00:11:41,248 --> 00:11:43,208
‫- مبادا به من بگی مادر!‬
‫- مادر!‬

171
00:11:43,449 --> 00:11:45,216
‫اصلاً اسم مادر رو نیار،‬
‫ای بی‌ناموس!‬

172
00:11:45,457 --> 00:11:48,257
‫تو با چه حق و رویی پا به این عمارت‬
‫می‌ذاری؟‬

173
00:11:48,498 --> 00:11:51,314
‫تو حق نداری تو این عمارت زندگی کنی!‬

174
00:11:51,555 --> 00:11:54,552
‫ای وقیح!‬
‫با چه رویی اومدی اینجا؟‬

175
00:11:54,879 --> 00:11:56,573
‫حرف نزن!‬

176
00:11:56,821 --> 00:11:58,446
‫مادر!‬

177
00:12:05,242 --> 00:12:08,004
‫ولش کن، ولش کن.‬

178
00:12:10,815 --> 00:12:13,679
‫همه‌ی اینا تقصیر توئه،‬
‫خودت هم می‌دونی، نه؟‬

179
00:12:14,229 --> 00:12:16,889
‫ما رو با این لکه‌ی ننگ...‬

180
00:12:17,194 --> 00:12:19,552
‫.. مجبور به زندگی کردی.‬

181
00:12:20,203 --> 00:12:21,516
‫این وقیح...‬

182
00:12:21,886 --> 00:12:25,169
‫.. این وقیح اومده اینجا و واسه خودش‬
‫خوش‌نشین شده!‬

183
00:12:25,883 --> 00:12:28,403
‫آقا ضیان رو هم خام کرده.

184
00:12:28,812 --> 00:12:31,415
‫- آخ!‬
‫- مادر، بسه دیگه.‬

185
00:12:33,219 --> 00:12:35,083
‫ولش کن.‬

186
00:12:38,728 --> 00:12:40,581
‫- اینا رو بده به من!‬
‫- مامان، داری چیکار می‌کنی؟‬

187
00:12:40,822 --> 00:12:42,930
‫- ول کن!‬
‫- مامان!‬

188
00:12:44,924 --> 00:12:48,368
‫تو دیگه با اینا...‬

189
00:12:48,808 --> 00:12:50,758
‫.. کاری نداری!‬

190
00:12:52,623 --> 00:12:56,121
‫هر چی هم سرت بیاد...‬

191
00:12:56,727 --> 00:12:59,334
‫.. به خاطر همین دلسوزی بی‌خودته.‬

192
00:13:00,114 --> 00:13:02,008
‫مامان، برو بیرون.‬

193
00:13:04,867 --> 00:13:07,948
‫ببین، این بحث اینجا تموم نشد.‬

194
00:13:11,686 --> 00:13:13,598
‫تموم هم نمی‌شه!‬

195
00:13:24,365 --> 00:13:26,890
‫حالا که بابا ضیان رو هم با خودت همراه کردی...‬

196
00:13:27,409 --> 00:13:29,122
‫.. اونم خام کردی.‬

197
00:13:30,981 --> 00:13:33,081
‫به خاطر بچه‌هات اینجایی.‬

198
00:13:34,041 --> 00:13:35,972
‫اما از این ساعت به بعد...‬

199
00:13:37,393 --> 00:13:39,426
‫.. نه من دیگه شوهرتم...‬

200
00:13:40,204 --> 00:13:42,403
‫.. نه تو دیگه زنمی.‬

201
00:13:44,171 --> 00:13:45,762
‫تموم شد.‬

202
00:13:47,787 --> 00:13:49,293
‫آشیر...‬

203
00:13:50,273 --> 00:13:51,960
‫.. تو رو خدا منو ببخش.‬

204
00:13:52,853 --> 00:13:55,150
‫من با هیچ‌کس قرار نذاشتم.

205
00:13:55,714 --> 00:13:58,963
‫- با هیچ‌کسی رابطه‌ای نداشتم.‬
‫- خفه شو کثافت!‬

206
00:14:00,995 --> 00:14:03,015
‫تو دیگه شانس دومی نداری.‬

207
00:14:03,568 --> 00:14:05,378
‫اگه مادری کردن یادت بره...‬

208
00:14:06,454 --> 00:14:09,019
‫.. خودت بهتر از همه می‌دونی‬
‫چه بلایی سرت میاد.‬

209
00:14:18,707 --> 00:14:20,223
‫زلیها!‬

210
00:14:25,032 --> 00:14:27,212
‫وسایل این زنو جمع کنین...‬

211
00:14:28,002 --> 00:14:29,793
‫.. بذارین تو اتاق مهمون.‬

212
00:14:31,592 --> 00:14:33,301
‫همونجا بمونه.‬

213
00:14:53,938 --> 00:14:56,162
‫انگار پام شکسته.‬

214
00:14:56,723 --> 00:14:58,271
‫- ارباب.‬
‫- چیه سلو؟‬

215
00:14:58,512 --> 00:15:00,031
‫باز چه گندی زدین؟

216
00:15:00,272 --> 00:15:01,505
‫آدما دنبال اسلحه‌ها می‌گردن.‬

217
00:15:01,746 --> 00:15:04,532
‫- تونستی با آشیر خان حرف بزنی؟‬
‫- حرف زدم.‬

218
00:15:07,281 --> 00:15:09,282
‫اسلحه‌ها رو نابود کرده.‬

219
00:15:11,576 --> 00:15:15,440
‫ارباب، خوبی؟‬
‫ببرمت بیمارستان؟‬

220
00:15:15,681 --> 00:15:17,965
‫ردیف ردیفم سلو، نگاه کن.‬

221
00:15:28,013 --> 00:15:29,653
‫منم می‌خواستم بهت زنگ بزنم.‬

222
00:15:29,894 --> 00:15:31,690
‫اسلحه‌هام کجان ییلدیریم؟‬

223
00:15:31,970 --> 00:15:33,516
‫یه مشکل کوچیک پیش اومد.‬

224
00:15:33,757 --> 00:15:35,178
‫دارم ردیفش می‌کنم.‬

225
00:15:35,419 --> 00:15:37,072
‫تو کار ما مشکل معنی نداره.‬

226
00:15:37,313 --> 00:15:39,856
‫اسلحه‌ها باید خیلی وقت پیش می‌رسید دستم.‬
‫خودت هم اینو می‌دونی.‬

227
00:15:40,097 --> 00:15:43,170
‫سیوا، تو این مدت من اصلاً‬
‫اشتباهی داشتم؟‬

228
00:15:43,481 --> 00:15:44,547
‫نه، نداشتی.‬

229
00:15:44,788 --> 00:15:46,338
‫وقتی می‌گم ردیفش می‌کنم، یعنی می‌کنم.‬

230
00:15:46,579 --> 00:15:48,212
‫فکر کردی ما احمقیم؟‬

231
00:15:48,453 --> 00:15:50,093
‫نمی‌دونیم اونجا چه خبره؟‬

232
00:15:50,334 --> 00:15:52,177
‫ما با هم یه قراری گذاشتیم.‬

233
00:15:52,417 --> 00:15:55,281
‫اگه اسلحه نباشه، چند برابر پولی که گرفتی رو‬
‫پس می‌دی.‬

234
00:15:55,542 --> 00:15:59,233
‫آره. اگه مشکلت پوله، می‌دیم، باشه؟‬

235
00:15:59,513 --> 00:16:01,836
‫خب پس خوبه.‬
‫پنج برابر پولی که بهت دادم رو...‬

236
00:16:02,077 --> 00:16:03,968
‫.. تا فردا شب‬
‫برام می‌فرستی.‬

237
00:16:04,209 --> 00:16:08,190
‫وگرنه نه فقط تو اورفا، تو سوراخ موش هم بری‬
‫می‌دونی که پیدات می‌کنیم.‬

238
00:16:08,437 --> 00:16:11,153
‫اون وقت دیگه پول نه،‬
‫اسلحه‌ها حرف می‌زنن.‬

239
00:16:14,371 --> 00:16:16,101
‫پنج برابر یعنی چی آخه؟‬

240
00:16:16,521 --> 00:16:18,060
‫پنج برابر واسه چی؟‬

241
00:16:20,246 --> 00:16:22,475
‫- ولی ممنون.‬
‫- واسه چی؟‬

242
00:16:22,716 --> 00:16:24,952
‫فهمیدم «دوستت دارم» گفتنات دروغ بوده.‬

243
00:16:25,458 --> 00:16:27,047
‫به لطف تو فهمیدم.‬

244
00:16:27,327 --> 00:16:28,940
‫ییلدیز!‬

245
00:16:35,198 --> 00:16:37,098
‫حرفاتون رو شنیدم.‬

246
00:16:37,585 --> 00:16:39,386
‫سر حرفت بودی.‬

247
00:16:41,310 --> 00:16:43,483
‫تنبلی نکردی و پاشدی اومدی.‬

248
00:16:44,154 --> 00:16:47,090
‫واسه اینکه با چشم خودت ببینی و‬
‫با گوشای خودت بشنوی، نه؟‬

249
00:16:47,443 --> 00:16:50,049
‫بعد از اون همه اتفاقی که بینمون افتاد‬
‫هر کس دیگه‌ای هم بود همین کار رو می‌کرد.‬

250
00:16:50,634 --> 00:16:52,346
‫همونی شد که می‌خواستی.‬

251
00:16:53,592 --> 00:16:55,759
‫سرهات از من متنفر می‌شه...‬

252
00:16:56,865 --> 00:16:58,993
‫.. دیگه نمی‌خواد ریختم رو ببینه.‬

253
00:17:00,828 --> 00:17:02,780
‫تو هم با بچه‌ات خوش باش.‬

254
00:17:04,043 --> 00:17:05,623
‫ایشالا.‬

255
00:17:06,806 --> 00:17:08,779
‫از این به بعد دیگه هیچ‌وقت‬
‫همدیگه رو نمی‌بینیم.‬

256
00:17:09,020 --> 00:17:11,040
‫راهمون برای همیشه از هم جدا می‌شه.‬

257
00:17:11,739 --> 00:17:13,725
‫اما فقط یه چیزی هست که کنجکاوم کرده.‬

258
00:17:15,578 --> 00:17:18,095
‫چی شد که از سرهات دست کشیدی و‬
‫چسبیدی به ییلدیریم؟‬

259
00:17:19,024 --> 00:17:20,505
‫اون ییلدیریمی که ازش بدت میومد...‬

260
00:17:20,746 --> 00:17:22,671
‫.. اینکه به خاطر زندان نرفتنش‬
‫همچین کاری کردی رو...‬

261
00:17:22,912 --> 00:17:24,492
‫.. نمی‌تونی به خوردم بدی.‬

262
00:17:31,588 --> 00:17:33,705
‫همونی شد که می‌خواستی؟‬

263
00:17:34,532 --> 00:17:36,279
‫شد.‬

264
00:17:36,913 --> 00:17:38,775
‫بقیه‌اش به خودم مربوطه.‬

265
00:17:54,614 --> 00:17:58,698
‫«سحر شب‌های بی‌خوابی رو»‬

266
00:18:00,304 --> 00:18:04,530
‫«از من بپرس»‬

267
00:18:06,393 --> 00:18:10,132
‫«درد عشقِ نیمه‌کاره‌ام رو»‬

268
00:18:12,111 --> 00:18:16,690
‫«از من بپرس»‬

269
00:18:18,347 --> 00:18:22,572
‫«سحر شب‌های بی‌خوابی رو»‬

270
00:18:24,063 --> 00:18:28,302
‫«از من بپرس»‬

271
00:18:30,032 --> 00:18:34,499
‫«درد عشق نیمه‌کاره‌ام رو»‬

272
00:18:36,031 --> 00:18:39,757
‫«از من بپرس»‬

273
00:18:47,852 --> 00:18:52,491
‫«تنهایی رو از من بپرس»‬

274
00:18:53,712 --> 00:18:58,087
‫«جدایی رو از من بپرس»‬

275
00:18:59,637 --> 00:19:03,807
‫«تو که خوشبختی رو می‌شناسی»‬

276
00:19:05,503 --> 00:19:09,260
‫«غم و غصه رو از من بپرس»‬

277
00:19:11,998 --> 00:19:15,682
‫«تنهایی رو از من بپرس»‬

278
00:19:17,316 --> 00:19:21,300
‫«جدایی رو از من بپرس»‬

279
00:19:23,349 --> 00:19:27,139
‫«تو خوشبختی رو می‌شناسی»‬

280
00:19:29,170 --> 00:19:33,228
‫«غم و غصه رو از من بپرس»‬

281
00:19:39,299 --> 00:19:42,139
‫یه مرد،‬
‫واسه یه زن دو بار زانو می‌زنه.‬

282
00:19:43,259 --> 00:19:45,897
‫اولیش؛ اولین قدم برای شروع یه زندگی جدیده.‬

283
00:19:46,365 --> 00:19:48,387
‫یعنی پیشنهاد ازدواج.‬

284
00:19:49,388 --> 00:19:53,046
‫دومیش هم تو بی‌رحمانه‌ترین خداحافظی‌هاست.‬

285
00:20:05,632 --> 00:20:07,612
‫خداحافظی‌های بی‌رحمانه...‬

286
00:20:08,210 --> 00:20:11,381
‫.. زانوهایی رو که هیچ‌کس نتونسته بود خم کنه،‬
‫با خاک یکسان می‌کنه.‬

287
00:20:14,364 --> 00:20:17,321
‫چیزی که از چشم‌ها جاری می‌شه اشک نیست...‬

288
00:20:17,742 --> 00:20:20,485
‫.. قطره‌های خون روح تکه‌تکه‌شده‌ست.‬

289
00:20:24,176 --> 00:20:26,440
‫آدم با هر تیکه‌اش، ذره‌ذره آب می‌شه.‬

290
00:20:27,509 --> 00:20:29,316
‫و از پا درمیاد.‬

291
00:20:29,993 --> 00:20:32,097
‫انگار که دیگه هیچ‌وقت قرار نیست بلند شه.‬

292
00:20:32,338 --> 00:20:35,087
‫«جاده‌های بی‌پایان»‬

293
00:20:35,867 --> 00:20:38,111
‫«زندگی‌نشده...»‬

294
00:20:38,663 --> 00:20:42,112
‫وقتی می‌فهمه که باید با این درد‬
‫خداحافظی کنه...‬

295
00:20:43,701 --> 00:20:47,213
‫.. اونوقته که آدم دوباره‬
‫شروع می‌کنه روی پاهای خودش ایستادن.‬

296
00:20:50,729 --> 00:20:52,379
‫گاهی...‬

297
00:20:53,114 --> 00:20:55,106
‫.. گاهی انتقام هم...‬

298
00:20:56,011 --> 00:20:57,768
‫.. یه راهی واسه خداحافظی کردنه.‬

299
00:20:58,009 --> 00:21:01,420
‫«تنهایی رو از من بپرس»‬

300
00:21:02,809 --> 00:21:06,540
‫«جدایی رو از من بپرس»‬

301
00:21:08,842 --> 00:21:12,600
‫«تو خوشبختی رو می‌شناسی»‬

302
00:21:14,778 --> 00:21:18,762
‫«غم و غصه رو از من بپرس»‬

303
00:21:20,796 --> 00:21:24,398
‫«درد عشق بی‌فرجام رو»‬

304
00:21:26,634 --> 00:21:30,697
‫«درد یار بی‌وفا رو»‬

305
00:21:32,462 --> 00:21:36,388
‫«درد دست‌های خالی رو»‬

306
00:21:38,562 --> 00:21:42,347
‫«از من بپرس»‬

307
00:21:55,000 --> 00:22:03,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

308
00:22:18,720 --> 00:22:20,923
‫- الو؟‬
‫- کجایی تو؟‬

309
00:22:21,503 --> 00:22:23,286
‫قضیه‌ی اسلحه رو شنیدی دیگه؟‬

310
00:22:23,533 --> 00:22:25,443
‫بیا یه بار دیگه با هم حرف بزنیم شریک.‬

311
00:22:25,684 --> 00:22:27,556
‫باشه، حرف می‌زنیم.‬

312
00:22:27,923 --> 00:22:30,162
‫لوکیشن می‌فرستم، بیا همونجا.‬

313
00:22:50,031 --> 00:22:51,779
‫موفق باشی.‬

314
00:22:53,377 --> 00:22:55,015
‫موفق باشی.‬

315
00:23:07,893 --> 00:23:11,175
‫تو اورفا کسی رو پیدا نمی‌کنی که‬
‫جلوی این گلوله سینه سپر کنه.‬

316
00:23:11,416 --> 00:23:13,716
‫دیگه نمی‌دونم از روی عشقه...‬

317
00:23:15,400 --> 00:23:17,302
‫.. یا وجدان.‬

318
00:23:23,729 --> 00:23:25,620
‫اگه بخوای می‌تونی بری.‬

319
00:23:26,844 --> 00:23:28,748
‫نمره‌هات که خیلی خوبه.‬

320
00:23:28,989 --> 00:23:31,365
‫یه امتحان چیزی ازت کم نمی‌کنه‬
‫عزیزم.‬

321
00:23:32,348 --> 00:23:34,444
‫وقت امتحان هم که تموم شد.‬

322
00:24:12,742 --> 00:24:13,850
‫- هاجیک.‬
‫- آبجی.‬

323
00:24:14,091 --> 00:24:15,640
‫می‌شه برام غذا گرم کنی؟ خواهش می‌کنم.‬

324
00:24:15,881 --> 00:24:18,542
‫هوای آزاد گشنه‌ام کرد.‬
‫بچه هم دیگه گشنه‌اش شده.‬

325
00:24:18,783 --> 00:24:20,910
‫- باشه آبجی.‬
‫- ممنونم.‬

326
00:24:23,687 --> 00:24:26,738
‫آخیش، بذار یه بار هم من‬
‫از اینجا لذت ببرم.‬

327
00:24:40,099 --> 00:24:41,673
‫مامان!‬

328
00:24:44,912 --> 00:24:47,869
‫خوش اومدی. این چه زیبایی‌ایه؟ بیا اینجا.‬

329
00:24:49,350 --> 00:24:51,770
‫خوش باشی، خوش باشی.‬

330
00:24:53,762 --> 00:24:58,367
‫راستش اولین باره تو این عمارت تو رو‬
‫اینقدر شاد و شنگول می‌بینم.‬

331
00:24:58,841 --> 00:25:00,881
‫از این به بعد هر روز همینطوریه.‬

332
00:25:01,557 --> 00:25:04,635
‫- اینطور می‌گی، آره؟‬
‫- آره آره، همینطوره.‬

333
00:25:05,941 --> 00:25:09,400
‫با چشم‌های خودم دیدم،‬
‫با گوش‌های خودم شنیدم.‬

334
00:25:09,898 --> 00:25:13,309
‫ییلدیز و سرهات دیگه واسه همیشه‬
‫از هم جدا شدن.‬

335
00:25:14,805 --> 00:25:16,258
‫فهمیدم.‬

336
00:25:16,698 --> 00:25:18,296
‫پس واسه اون بوده.‬

337
00:25:19,002 --> 00:25:20,577
‫چی واسه اون بوده؟‬

338
00:25:21,481 --> 00:25:25,978
‫هیچی، می‌گم این حال خوشت‬
‫واسه اون بوده.‬

339
00:25:26,823 --> 00:25:29,332
‫سرهات از این به بعد فقط‬
‫به فکر خانواده‌مون می‌مونه.‬

340
00:25:29,573 --> 00:25:31,573
‫به فکر من و بچه‌مون.‬

341
00:25:32,254 --> 00:25:34,207
‫ان‌شاءالله، ان‌شاءالله.‬

342
00:25:35,333 --> 00:25:39,290
‫حالا که حرف بچه شد، برات ریحان کوهی‬
‫چیدم.‬

343
00:25:39,531 --> 00:25:41,751
‫اینو بذار تو اتاقت...‬

344
00:25:42,097 --> 00:25:44,488
‫.. بوش آدم رو آروم می‌کنه، می‌دونی؟‬

345
00:25:44,735 --> 00:25:47,401
‫استرس و ناراحتی رو از آدم دور می‌کنه.‬

346
00:25:48,065 --> 00:25:50,221
‫این مثل عود و اینجور چیزاست؟‬

347
00:25:50,462 --> 00:25:52,630
‫نه نه، ما این طفلک‌ها رو اونطوری نمی‌سوزونیم.‬

348
00:25:52,871 --> 00:25:55,101
‫دستت رو بذار روش، آفرین همینطوری.‬

349
00:25:55,342 --> 00:25:57,166
‫این عطرش مستت می‌کنه.‬

350
00:25:57,407 --> 00:26:00,904
‫واسه درد همه درمون داری،‬
‫فقط واسه درد من نداری.‬

351
00:26:02,030 --> 00:26:04,094
‫باز چی می‌گی نورگل؟‬

352
00:26:05,213 --> 00:26:07,206
‫هر کی باید می‌فهمید، فهمید.‬

353
00:26:09,767 --> 00:26:12,679
‫خدایا، اولش حرکات این دختر‬
‫برام عجیب بود...‬

354
00:26:13,072 --> 00:26:14,475
‫.. ولی دیگه عادت کردیم، چیکار کنیم؟‬

355
00:26:14,716 --> 00:26:16,814
‫قبول، زن بودن سخته.‬

356
00:26:17,088 --> 00:26:19,578
‫قبول، زن عاکف بودن هم سخته اما...‬

357
00:26:20,271 --> 00:26:22,597
‫.. بی‌خیال، طفلکی گناه داره.‬

358
00:26:23,709 --> 00:26:25,889
‫- قشنگه، نه؟‬
‫- عالیه.‬

359
00:26:26,130 --> 00:26:29,277
‫- دستات رو بیار، ببین.‬
‫- ممنونم.‬

360
00:26:33,925 --> 00:26:35,180
‫خیر باشه ان‌شاءالله.‬

361
00:26:35,421 --> 00:26:38,261
‫نه، تو رو خدا باز اتفاقی‬
‫نیفتاده باشه.‬

362
00:26:39,314 --> 00:26:41,653
‫- داداش کادی؟‬
‫- چیزی نیست زن‌داداش، خیالت راحت.‬

363
00:26:41,894 --> 00:26:42,899
‫چیزی واسه نگرانی نیست.‬

364
00:26:43,140 --> 00:26:45,371
‫دوستان اومدن یه امانتی رو‬
‫تحویل بدن.‬

365
00:26:45,639 --> 00:26:46,666
‫ملک خانم اینجاست.

366
00:26:46,907 --> 00:26:48,660
‫- ملک یلدوران؟‬
‫- خودمم.‬

367
00:26:49,237 --> 00:26:52,642
‫تحقیقات در مورد تصادف پدر و مادرتون‬
‫تموم شده.‬

368
00:26:52,883 --> 00:26:54,929
‫وسایلشون اینجاست.‬

369
00:26:55,706 --> 00:26:57,864
‫دوباره بهتون تسلیت می‌گم.‬

370
00:27:04,345 --> 00:27:06,918
‫می‌تونین اینجا رو امضا کنین و تحویلشون بگیرین.‬

371
00:27:18,311 --> 00:27:20,327
‫- بفرمایین بچه‌ها.‬
‫- ممنون.‬

372
00:27:28,638 --> 00:27:30,959
‫من الان چطوری اینو باز کنم؟‬

373
00:27:32,990 --> 00:27:34,618
‫آبجی ملک...

374
00:27:34,898 --> 00:27:36,962
‫.. من غذا رو گرم کردم، غذا حاضره.‬

375
00:27:37,203 --> 00:27:39,772
‫باشه، خوبه. خوبه.‬

376
00:27:40,406 --> 00:27:42,074
‫اول غذات رو بخور.‬

377
00:27:42,315 --> 00:27:45,202
‫بعداً با هم بازش می‌کنیم دخترم، باشه؟‬

378
00:27:54,221 --> 00:27:56,758
‫- چیکار کردین ایسو؟‬
‫- ارباب، کاری که گفتی سخته.‬

379
00:27:57,006 --> 00:27:59,171
‫کاسب‌های ما درسته که یکم کله‌خرن ولی...‬

380
00:27:59,412 --> 00:28:01,746
‫.. همینطوری بی‌دلیل به یه زنی که داره‬
‫نون بازوش رو می‌خوره...‬

381
00:28:01,987 --> 00:28:03,170
‫.. به مغازه‌اش حمله نمی‌کنن دیگه.‬

382
00:28:03,411 --> 00:28:04,749
‫پسر، اگه نمی‌تونی تحریکشون کنی...‬

383
00:28:04,990 --> 00:28:06,856
‫.. پس با پول چند تا اراذل و اوباش اجیر کن...‬

384
00:28:07,097 --> 00:28:09,451
‫.. اونا کارشون رو بکنن.‬
‫اینم من باید بهت یاد بدم؟‬

385
00:28:09,692 --> 00:28:12,164
‫ببین، این همه مدت پیشم بودی‬
‫هیچی ازم یاد نگرفتی.‬

386
00:28:12,405 --> 00:28:14,480
‫ارباب، اصلاً نمی‌ذاری حرفم تموم شه که.‬

387
00:28:14,721 --> 00:28:17,097
‫همین کار رو کردم دیگه. الان داریم می‌ریم.‬

388
00:28:17,338 --> 00:28:20,061
‫کارگرهای فصلی‌مون رو جمع کردم،‬
‫داریم می‌ریم سمت مغازه.‬

389
00:28:20,302 --> 00:28:21,775
‫تو نگران نباش ارباب.‬

390
00:28:22,016 --> 00:28:25,537
‫قشنگ بهشون رسیدیم و تیپ زدن.‬
‫الان دیگه همه‌شون شبیه کاسب‌ها شدن.‬

391
00:28:26,464 --> 00:28:28,147
‫آفرین ایسو.‬

392
00:28:28,388 --> 00:28:30,822
‫آفرین، خیلی خوب کاری می‌کنی. بهم خبر بده.‬

393
00:28:31,448 --> 00:28:33,306
‫در ضمن تو خودت رو عقب نگه دار، باشه؟‬

394
00:28:33,547 --> 00:28:35,507
‫اصلاً جلو نرو، باشه؟‬
‫نباید بفهمن کار ماست.‬

395
00:28:35,748 --> 00:28:38,535
‫هجران نباید تو رو ببینه و بشناسه.‬
‫باشه؟‬

396
00:28:39,021 --> 00:28:40,372
‫- هجران؟‬
‫- ای کثافت!‬

397
00:28:40,613 --> 00:28:42,399
‫- کدوم هجران؟‬
‫- تو از کجا پیدات شد؟‬

398
00:28:42,640 --> 00:28:45,019
‫ببین اون روز که مچت رو گرفتم،‬
‫گفتی بحث اجاره و این حرفاست!‬

399
00:28:45,260 --> 00:28:46,839
‫بعدش دیگه چیزی نگفتیم و باور کردیم.‬

400
00:28:47,080 --> 00:28:48,996
‫- عاکف خان، چه خبره؟‬
‫- هیچی، چیزی نیست.‬

401
00:28:49,237 --> 00:28:51,760
‫جل‌الخالق! یه مشتری پولدارتر پیدا شده.‬

402
00:28:52,140 --> 00:28:54,330
‫من هم می‌خوام هجران رو از مغازه‬
‫بیرون کنم.‬

403
00:28:55,285 --> 00:28:56,789
‫آخ عاکف!‬

404
00:28:57,041 --> 00:28:59,416
‫اون نورگل احمق دیگه مرده.‬

405
00:28:59,657 --> 00:29:02,444
‫تو و اون دوست‌دخترهای رنگ و وارنگت، 
‫اون دختر معصوم و پاک و...

406
00:29:02,685 --> 00:29:05,512
‫.. زیبا رو کشتین. دیگه تموم شد!‬

407
00:29:05,931 --> 00:29:07,771
‫دیگه نورگل احمق روبه‌روت نیست!‬

408
00:29:08,082 --> 00:29:11,312
‫واسه همین هر نقشه‌ای واسه اون هجران‬
‫کشیدی...‬

409
00:29:11,559 --> 00:29:13,536
‫.. همین الان بگو وگرنه...‬

410
00:29:14,482 --> 00:29:17,313
‫- وگرنه چی؟‬
‫- وگرنه‌اش رو دیگه من بهت نمی‌گم.‬

411
00:29:17,554 --> 00:29:18,705
‫وقتی سرت اومد می‌فهمی.‬

412
00:29:18,946 --> 00:29:21,225
‫چون نمی‌خوام با لو دادن داستان‬
‫سورپرایزت رو خراب کنم.‬

413
00:29:21,466 --> 00:29:24,959
‫گندکاری‌هات از حد گذشته،‬
‫یکی‌شون رو لو می‌دم تا به روز سیاه بشینی!‬

414
00:29:28,654 --> 00:29:30,321
‫باشه، خودت می‌دونی.‬

415
00:29:30,562 --> 00:29:32,729
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن!‬

416
00:29:33,415 --> 00:29:35,581
‫لعنتی، وایسا!‬

417
00:29:39,749 --> 00:29:41,722
‫هجران...‬

418
00:29:44,564 --> 00:29:46,668
‫.. خواهر منه.‬

419
00:29:55,411 --> 00:29:57,350
‫به چی می‌خندی؟‬

420
00:29:58,406 --> 00:30:01,122
‫تو منو خندوندی،‬
‫خدا هم تو رو بخندونه.‬

421
00:30:02,445 --> 00:30:03,981
‫ببین، هرچی من عاقل‌تر می‌شم...‬

422
00:30:04,222 --> 00:30:06,827
‫.. سطح دروغ‌هات پایین‌تر میاد،‬
‫در جریان باش.‬

423
00:30:07,067 --> 00:30:09,944
‫داری از رده خارج می‌شی. نه، وقتم رو نگیر.‬

424
00:30:10,185 --> 00:30:12,312
‫تازه می‌گه خواهرمه.‬
‫می‌رم و بیشتر از این رسوات می‌کنم.‬

425
00:30:12,553 --> 00:30:14,812
‫بیا، بیا اینجا، بیا اینجا!‬

426
00:30:15,830 --> 00:30:18,138
‫به ولله قسم، جفت چشمام کور شه که‬
‫خواهر منه.‬

427
00:30:19,739 --> 00:30:23,794
‫تو عمارت ما یه زنی به اسم مروت خانم‬
‫کار می‌کرد، خب؟‬

428
00:30:24,774 --> 00:30:27,149
‫نگو با بابام رابطه داشته.‬

429
00:30:27,390 --> 00:30:29,819
‫هجران هم دختر اوناست.‬

430
00:30:30,242 --> 00:30:31,951
‫مادرم هم وقتی قضیه رو فهمید...‬

431
00:30:32,192 --> 00:30:34,093
‫.. این زن رو با همون شکم حامله...‬

432
00:30:34,334 --> 00:30:36,824
‫.. کِشون‌کِشون از موهاش گرفت و‬
‫از این عمارت بیرون کرد.‬

433
00:30:39,047 --> 00:30:41,277
‫معلوم شد تو به کی رفتی.‬

434
00:30:41,911 --> 00:30:43,836
‫حالا یه خواهرشوهر هم واسه‌مون پیدا شد.‬

435
00:30:44,123 --> 00:30:45,767
‫خب، که چی؟‬

436
00:30:46,058 --> 00:30:48,415
‫یه نون‌خور دیگه به ارث و میراث اضافه شد، اه!‬

437
00:30:48,656 --> 00:30:50,109
‫قرار نیست اتفاقی بیفته.‬

438
00:30:50,566 --> 00:30:52,356
‫هجران نمی‌دونه که یه یلدورانـه.‬

439
00:30:52,629 --> 00:30:55,802
‫عمراً، قبل از اینکه کسی بفهمه این قضیه رو‬
‫حلش می‌کنم.‬

440
00:30:56,043 --> 00:30:57,289
‫چطوری؟‬

441
00:30:57,915 --> 00:31:00,119
‫هجران رو از اورفا بیرون می‌کنم.‬

442
00:31:00,752 --> 00:31:03,862
‫همین. به اسم کاسب‌های محل، چند تا لات رو‬
‫اجیر کردم.‬

443
00:31:04,103 --> 00:31:05,909
‫فرستادمشون سراغ هجران.‬

444
00:31:06,150 --> 00:31:08,404
‫اونا هجران رو طوری می‌ترسونن که...‬

445
00:31:08,645 --> 00:31:10,076
‫.. کل زندگی و وسیله‌هاش رو جمع کنه و...‬

446
00:31:10,317 --> 00:31:12,913
‫.. از اینجا بره و دیگه هیچ‌وقت به اورفا‬
‫برنگرده.‬

447
00:31:13,247 --> 00:31:15,443
‫کاری می‌کنم اورفا رو از روی نقشه‌اش پاک کنه.‬

448
00:31:15,684 --> 00:31:16,856
‫شهر اورفا رو کلاً فراموش می‌کنه.‬

449
00:31:17,097 --> 00:31:18,586
‫- چه خبره؟‬
‫- همچین چیزی نیست.‬

450
00:31:18,833 --> 00:31:21,959
‫من حتی یه ذره از آشغالم رو هم‬
‫به اون زن کاباره‌ای نمی‌دم.‬

451
00:31:22,346 --> 00:31:24,564
‫چه خبره آقایون؟ چی شده؟‬

452
00:31:25,148 --> 00:31:26,745
‫باید گورت رو گم کنی!‬

453
00:31:26,986 --> 00:31:29,938
‫زن‌های کاباره‌ای مثل تو‬
‫برکت رو از مغازه‌مون می‌برن!‬

454
00:31:30,179 --> 00:31:33,173
‫شنیدی که! زود وسیله‌هات رو جمع کن و‬
‫از شهر ما برو!‬

455
00:31:33,414 --> 00:31:36,352
‫شنیدی چی گفتیم، ما جایی نمی‌ریم!‬
‫تو گورت رو از اینجا گم کن!‬

456
00:31:36,593 --> 00:31:39,776
‫شما کی هستین که تصمیم می‌گیرین‬
‫کی کار کنه و کی کار نکنه؟‬

457
00:31:40,017 --> 00:31:42,147
‫زن‌های کاباره‌ای تو بازار ما جایی ندارن!‬

458
00:31:42,388 --> 00:31:45,997
‫با سنگ و چوب که نمیشه! به خودتون بیاین!‬

459
00:31:46,995 --> 00:31:49,088
‫اینجا رو خالی کنین! خانم!‬

460
00:31:49,329 --> 00:31:51,611
‫- تو با چه رویی...‬
‫- ببین، به پلیس زنگ می‌زنم!‬

461
00:31:51,852 --> 00:31:54,477
‫ببینین آروم باشین،‬
‫وگرنه زنگ می‌زنم پلیس!‬

462
00:31:54,718 --> 00:31:56,494
‫همین الان جلوی مغازه‌ام رو‬
‫خالی کنین!‬

463
00:31:58,368 --> 00:32:00,735
‫اونایی که دستتونه رو بذارین زمین، بیاین حرف بزنیم!‬

464
00:32:00,976 --> 00:32:03,321
‫هر چی هست حلش می‌کنیم، یه لحظه صبر کنین!‬

465
00:32:05,000 --> 00:32:13,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

466
00:32:15,053 --> 00:32:18,046
‫نگاه کن! هوی، یواش‌تر بابا!‬

467
00:32:18,505 --> 00:32:21,271
‫شریک، پسر یواش! این چه طرز اومدنه؟‬

468
00:32:24,065 --> 00:32:26,687
‫- چطور اون اسلحه‌ها رو برمی‌داری؟‬
‫- مرتیکه!‬

469
00:32:26,935 --> 00:32:28,373
‫- مرتیکه!‬
‫- چطور اون اسلحه‌ها رو برمی‌داری آخه؟‬

470
00:32:28,614 --> 00:32:30,151
‫- برداشتم دیگه لعنتی!‬
‫- یعنی چی که برداشتم؟‬

471
00:32:30,392 --> 00:32:32,627
‫من نمی‌ذارم تو اورفا قاچاق اسلحه راه بیفته!‬

472
00:32:32,868 --> 00:32:35,314
‫تو الان اون اسلحه‌ها رو می‌دی به من،‬
‫ییلدیریم هم می‌ره زندان!‬

473
00:32:35,555 --> 00:32:37,671
‫- اسلحه‌ها رو نمی‌دم بهت!‬
‫- یعنی چی که نمی‌دم؟‬

474
00:32:37,912 --> 00:32:40,432
‫ببین، به اون ییلدیریم هم گفتم،‬
‫اسلحه‌ها رو نمی‌دم پسر!‬

475
00:32:40,673 --> 00:32:43,578
‫ببین، من اون اسلحه‌ها رو گرفتم و‬
‫تیکه‌تیکه‌شون کردم!‬

476
00:32:43,819 --> 00:32:46,068
‫- دیگه اسلحه‌ای در کار نیست!‬
‫- یعنی چی که نیست، آشیر؟‬

477
00:32:46,309 --> 00:32:47,817
‫باید اسلحه‌ها رو پس بدی!‬

478
00:32:48,058 --> 00:32:50,220
‫- من می‌دونم درد تو چیه.‬
‫- دردم چیه مثلاً؟‬

479
00:32:50,461 --> 00:32:52,000
‫به خدا قسم که من درد تو رو‬
‫می‌دونم.‬

480
00:32:52,241 --> 00:32:53,730
‫درد تو اسلحه و این چیزا نیست.‬

481
00:32:53,971 --> 00:32:56,179
‫درد تو، گوش کن به من،‬
‫درد تو ییلدیریمه!‬

482
00:32:56,420 --> 00:32:59,996
‫ولی اینو بدون، ما کسی رو نداریم که بخوایم‬
‫به رحم و مروت تو بسپاریمش.‬

483
00:33:00,237 --> 00:33:02,027
‫من چطوری رفتم و خواهرم رو‬
‫بهش دادم؟‬

484
00:33:02,267 --> 00:33:06,174
‫همونطور هم بلدم پشتش رو داشته باشم!‬
‫ما اصلاً...‬

485
00:33:06,634 --> 00:33:09,438
‫.. دامادی نداریم که بخوایم‬
‫لقمه‌ی چپ تو بکنیمش!‬

486
00:33:09,699 --> 00:33:12,862
‫مگه من دامادت نبودم؟‬
‫رفتی سه تا گلوله بهم شلیک کردی!‬

487
00:33:13,110 --> 00:33:15,139
‫- نبودی مرتیکه، دامادم نبودی!‬
‫- یعنی چی که نبودم؟‬

488
00:33:15,380 --> 00:33:17,883
‫مگه تو برای خواهر من‬
‫درست و حسابی شوهری کردی؟‬

489
00:33:18,124 --> 00:33:20,013
‫اگه تو برای خواهرم شوهری‬
‫می‌کردی...‬

490
00:33:20,254 --> 00:33:21,981
‫.. من مثل کوه پشتت‬
‫وایمیستادم!‬

491
00:33:22,222 --> 00:33:23,633
‫می‌گفتم این آدم داماد منه!‬

492
00:33:23,874 --> 00:33:25,588
‫- ببین!‬
‫- ببین، ببین سرهات!‬

493
00:33:25,828 --> 00:33:28,805
‫ببین، اون شغال قراره دامادی کنه!‬
‫جرئت داره نکنه!‬

494
00:33:29,053 --> 00:33:30,658
‫تو هم باید دست از سر ییلدیز برداری پسر!‬

495
00:33:30,899 --> 00:33:33,250
‫بهت گفتم همچین خبری نیست! نیست!‬

496
00:33:33,491 --> 00:33:36,211
‫باز شروع شد، به خدا باز شروع شد!‬

497
00:33:37,373 --> 00:33:40,088
‫پسر، من بهت گفتم!‬
‫من بهت گفتم!‬

498
00:33:40,329 --> 00:33:43,880
‫خسته شدم از دستت!‬
‫به خدا دیگه ازت خسته شدم!‬

499
00:33:46,022 --> 00:33:47,794
‫من بهت گفتم!‬

500
00:33:48,035 --> 00:33:49,772
‫هوی، هوی، هوی!‬

501
00:33:50,125 --> 00:33:52,658
‫ببین، بلایی سرت بیارم که... نگاه کن حالا!‬

502
00:33:53,703 --> 00:33:55,369
‫هوی، هوی!‬

503
00:33:56,922 --> 00:33:59,962
‫از آموزشگاه اومدم بیرون،‬
‫تو بازار کار دارم، خودم میام.‬

504
00:34:00,203 --> 00:34:02,748
‫به آقا ییلدیریم هم دقیقاً همین رو بگو.‬

505
00:34:02,989 --> 00:34:05,480
‫اون می‌خواد واسه من تصمیم بگیره که‬
‫چیکار کنم؟ قطع کن!‬

506
00:34:12,090 --> 00:34:13,975
‫اونجا چه خبره؟‬

507
00:34:14,216 --> 00:34:15,757
‫ما تو رو نمی‌خوایم، از اینجا برو!‬

508
00:34:15,998 --> 00:34:17,930
‫ببینین، دارم می‌گم آروم باشین! آروم!‬

509
00:34:18,171 --> 00:34:20,741
‫زن کاباره‌ای، ما تو رو نمی‌خوایم!‬

510
00:34:21,233 --> 00:34:23,509
‫حالا می‌بینین، دارم به پلیس زنگ می‌زنم!‬

511
00:34:23,750 --> 00:34:26,772
‫تو رو نمی‌خوایم، از اینجا برو!‬
‫راهت رو بکش برو!‬

512
00:34:29,367 --> 00:34:30,626
‫داری چیکار می‌کنی؟‬

513
00:34:30,867 --> 00:34:33,194
‫- راهت رو بکش برو!‬
‫-! به هیچ‌کس زنگ نمی‌زنی!‬

514
00:34:33,435 --> 00:34:35,691
‫- از اینجا گمشو برو!‬
‫- برو کنار، برو کنار ببینم!‬

515
00:34:35,932 --> 00:34:38,575
‫چه خبره؟ برین کنار!‬
‫این زن مگه چیکارتون کرده؟‬

516
00:34:38,816 --> 00:34:42,110
‫برکت رو از بازارمون برده!‬
‫خودش می‌دونه چه غلطی کرده!‬

517
00:34:42,573 --> 00:34:44,724
‫مگه شما اهل اورفا نیستین؟‬

518
00:34:44,965 --> 00:34:47,599
‫ما از کی تا حالا‬
‫به کسی که پناه آورده بهمون پشت می‌کنیم؟‬

519
00:34:47,840 --> 00:34:50,461
‫شما تو ماه رمضون‬
‫به جای اینکه به این زن افطاری بدین...‬

520
00:34:50,702 --> 00:34:52,278
‫.. دارین مغازه‌اش رو رو سرش خراب می‌کنین؟‬

521
00:34:52,519 --> 00:34:54,884
‫- این مغازه رو رو سرش خراب می‌کنیم!‬
‫- یالا، یالا، برین پی کارتون!‬

522
00:34:55,125 --> 00:34:57,068
‫- اه، بسه دیگه! چه خبرتونه؟‬
‫- گمشو برو!‬

523
00:34:57,309 --> 00:35:00,299
‫یا با زبون خوش از اینجا گمشین‬
‫برین...‬

524
00:35:00,794 --> 00:35:04,151
‫.. یا اینکه می‌گم آشیر کورداعلی بیاد اینجا!‬

525
00:35:04,398 --> 00:35:06,415
‫- برو پی کارت ضعیفه، برو!‬
‫- حواست رو جمع کن!‬

526
00:35:06,656 --> 00:35:08,107
‫برو!‬

527
00:35:08,348 --> 00:35:10,411
‫- خوبی؟‬
‫- خوبم. تو چی؟‬

528
00:35:10,652 --> 00:35:12,706
‫- خوبم، خوبم.‬
‫- این راسته؟‬

529
00:35:15,700 --> 00:35:18,284
‫باشه دوستان، باشه،‬
‫همینقدر ترس براشون کافیه!‬

530
00:35:18,525 --> 00:35:19,878
‫باشه دوستان.‬

531
00:35:20,119 --> 00:35:22,601
‫آتیش هم باشن فقط‬
‫جای خودشون رو می‌سوزونن!‬

532
00:35:25,211 --> 00:35:27,518
‫این زن باید از اورفا بره!‬

533
00:35:27,759 --> 00:35:32,474
‫ما زن و بچه داریم!‬
‫اگه شما کوتاه بیاین، من کوتاه نمیام!‬

534
00:35:38,364 --> 00:35:40,271
‫ییلدیز فرار کن!‬

535
00:35:40,521 --> 00:35:43,695
‫بیا! ییلدیز بیا، قایم شو!‬

536
00:35:56,863 --> 00:35:59,394
‫بالا، بالا، بالا! برو بالا!‬

537
00:36:08,502 --> 00:36:09,985
‫برو! برو!‬

538
00:36:13,858 --> 00:36:16,906
‫بدو! بدو ییلدیز، بدو!‬

539
00:36:17,361 --> 00:36:19,005
‫- بدو!‬
‫- ببند، در رو ببند!‬

540
00:36:19,912 --> 00:36:21,422
‫در رو باز کن! در رو باز کنین لعنتیا!‬

541
00:36:21,663 --> 00:36:22,668
‫بکش.‬

542
00:36:26,784 --> 00:36:28,522
‫ما باید چیکار کنیم؟‬

543
00:36:29,460 --> 00:36:32,280
‫چیکار کنیم؟ اومدن.‬
‫ییلدیز چیکار کنیم؟‬

544
00:36:32,696 --> 00:36:34,735
‫اینا ما رو همینجا می‌کشن.‬

545
00:36:35,072 --> 00:36:36,943
‫- باید بریم بیرون ولی...‬
‫- چطوری بریم بیرون؟‬

546
00:36:37,184 --> 00:36:39,797
‫نمی‌دونم. چیکار کنیم؟ می‌ریم بیرون.‬
‫اینجا که نمی‌تونیم بمونیم!‬

547
00:36:42,555 --> 00:36:44,190
‫باشه، آروم باش. تو خوبی؟‬

548
00:36:44,796 --> 00:36:46,416
‫- خوبم. باشه باشه.‬
‫- دردت میاد؟‬

549
00:36:46,657 --> 00:36:47,828
‫خوبم، خوبم، خوبم.‬

550
00:36:48,069 --> 00:36:50,095
‫- باید آروم باشیم.‬
‫- آره. باشه، آروم.‬

551
00:36:50,343 --> 00:36:52,490
‫باشه. آروم باش.‬

552
00:36:54,306 --> 00:36:55,306
‫خوبی؟‬

553
00:36:55,547 --> 00:36:57,096
‫- آره.‬
‫- بریم بیمارستانی جایی؟‬

554
00:36:57,337 --> 00:36:59,659
‫نه. تو بعد از من دیگه به بیمارستان رفتن‬
‫عادت کردی، شریک.‬

555
00:37:01,416 --> 00:37:02,996
‫پسر به خدا خوب شد شریک.‬

556
00:37:03,822 --> 00:37:05,886
‫هر از گاهی باید این کار رو بکنیم.‬
‫ببین چه خوب عرق ریختیم.‬

557
00:37:06,235 --> 00:37:08,318
‫به خدا دعوا کردن با تو‬
‫یه مزه‌ی دیگه‌ای داره شریک.‬

558
00:37:10,582 --> 00:37:12,312
‫راه بیفت.‬

559
00:37:14,252 --> 00:37:17,458
‫اگه همینطوری دماغتو تو هر چیزی بکنی‬
‫ما با هم خیلی بیشتر دعوا می‌کنیم.‬

560
00:37:19,655 --> 00:37:22,005
‫- من دعوا کردن با تو رو دوست دارم.‬
‫- جدی؟‬

561
00:37:22,435 --> 00:37:25,721
‫اما در مورد این مسئله‌ی فضولی و‬
‫دخالت کردن هم که بخوای بگی...‬

562
00:37:26,423 --> 00:37:28,828
‫.. عادتمه. به خدا من‬
‫از بچگی همینطوری بودم.‬

563
00:37:29,268 --> 00:37:31,069
‫تو هر چیزی که به من مربوط بشه‬
‫دخالت می‌کنم.‬

564
00:37:31,666 --> 00:37:34,333
‫- خوبه.‬
‫- اما شریک، رفیق من...‬

565
00:37:36,728 --> 00:37:38,593
‫.. من تو رو می‌شناسم پسر.‬
‫خیلی خوب می‌شناسمت.‬

566
00:37:39,176 --> 00:37:40,287
‫من می‌دونم دردت چیه.‬

567
00:37:40,740 --> 00:37:44,041
‫درد تو اسلحه و ییلدیریم و‬
‫این چیزا نیست.‬

568
00:37:45,038 --> 00:37:48,905
‫درد تو ییلدیزه. ببین،‬
‫درمون اون دردت هم...‬

569
00:37:50,847 --> 00:37:54,673
‫.. زنِت ملک و اون بچه‌ی‬
‫تو شکمِ اون دختره‌ست.‬

570
00:37:56,313 --> 00:37:59,495
‫باید ییلدیز رو ول کنی شریک.‬
‫مجبوری ولش کنی.‬

571
00:38:00,722 --> 00:38:03,119
‫ببین یه چیز دیگه هم بهت بگم،‬
‫فکر نکن یادم رفته.‬

572
00:38:03,787 --> 00:38:06,932
‫من سر اون قضیه‌ی بوسه‬
‫به پیر به پیغمبر می‌خواستم بزنمت.‬

573
00:38:07,173 --> 00:38:10,308
‫می‌زدی. تو که می‌زنی‬
‫بلایی سر من نمیاد که.‬

574
00:38:11,121 --> 00:38:12,248
‫می‌زدی.‬

575
00:38:13,314 --> 00:38:17,167
‫- قضیه‌ی ییلدیز تموم شد شریک.‬
‫- برو بابا تو رو خدا! برو خودتو گول بزن!‬

576
00:38:17,408 --> 00:38:20,026
‫- وقتی می‌گم تموم شد یعنی تموم شد، تمام.‬
‫- چی‌چی تموم شده!‬

577
00:38:20,267 --> 00:38:22,679
‫- کشش نده. ای بابا! تموم شد.‬
‫- تموم شد.‬

578
00:38:23,509 --> 00:38:26,858
‫اما قضیه‌ی ییلدیریم فرق می‌کنه.‬
‫طرف اسلحه قاچاق کرد شریک.‬

579
00:38:27,830 --> 00:38:30,147
‫جلوی چشممون اسلحه قاچاق کرد.‬
‫تو هم دیدی.‬

580
00:38:30,491 --> 00:38:32,316
‫من تو اورفا اجازه نمی‌دم همچین اتفاقی بیفته.‬

581
00:38:32,986 --> 00:38:36,073
‫از اونی که این کار رو کرده و اونی که توش دست داشته‬
‫حساب پس می‌گیرم.‬

582
00:38:37,179 --> 00:38:38,559
‫برو، به بابات دقیقاً همین رو بگو.‬

583
00:38:40,136 --> 00:38:41,961
‫- برو خودت به بابام بگو.‬
‫- چرا؟‬

584
00:38:43,402 --> 00:38:45,704
‫ما این روزا رابطه‌مون با هم‬
‫یکم شکرآبه.‬

585
00:38:46,207 --> 00:38:49,167
‫- شکرآب دیگه چه صیغه‌ایه؟‬
‫- یعنی رابطه‌مون یکم خرابه.‬

586
00:38:49,512 --> 00:38:51,670
‫- فهمیدم. لیمویی (شکرآب) .‬
‫- سرهات، رو اعصابم نرو!‬

587
00:38:51,966 --> 00:38:53,587
‫- باشه، درستش همون لیموییه پسر.‬
‫- مسخره نکن دیگه!‬

588
00:38:53,828 --> 00:38:55,333
‫- ای بابا!‬
‫- سرِ همون قضیه‌ی جانشینیه؟‬

589
00:38:55,659 --> 00:38:56,897
‫برو! وایسا ببینم.‬

590
00:38:57,235 --> 00:38:58,806
‫- قضیه‌ی جانشینیه؟‬
‫- یه لحظه وایسا.‬

591
00:38:59,047 --> 00:39:00,195
‫نگران نباش، من هستم.‬

592
00:39:00,491 --> 00:39:03,653
‫- وایسا. جانم مصطفی، بگو.‬
‫- آقا.‬

593
00:39:04,415 --> 00:39:06,677
‫- بله.‬
‫- اون آرایشگاه هجران هست...‬

594
00:39:07,036 --> 00:39:10,976
‫.. کسبه جمع شدن، رفتن دم آرایشگاه.‬
‫شیشه‌ها رو آوردن پایین.‬

595
00:39:11,233 --> 00:39:14,051
‫هجران خانم هم داخل بوده.
‫گفتم شاید بخوای بدونی.

596
00:39:14,292 --> 00:39:15,900
‫باشه مصطفی. باشه، قطع کن.‬

597
00:39:17,469 --> 00:39:20,009
‫خوبه، باشه شریک. یالا، پشت سر هم.‬

598
00:39:20,432 --> 00:39:22,749
‫- پسر تو چته؟‬
‫- چیه مگه؟ تو چته!‬

599
00:39:23,381 --> 00:39:26,682
‫- قضیه‌ی اورفا مسئله‌ی منه. چی؟‬
‫- کدوم قضیه‌ی اورفا؟ این مسئله‌ی منه.‬

600
00:39:27,098 --> 00:39:28,367
‫مسئله‌ی تو یعنی چی آخه؟‬

601
00:39:29,838 --> 00:39:31,188
‫بین تو و هجران چی می‌گذره؟‬

602
00:39:32,016 --> 00:39:33,992
‫- بعداً حرف می‌زنیم.‬
‫- بیا، بیا اینجا.‬

603
00:39:34,375 --> 00:39:37,176
‫نه، به خدا بعداً برات تعریف می‌کنم.‬
‫باشه، یالا.‬

604
00:39:37,902 --> 00:39:39,331
‫- خوبه، یالا. کمک کن.‬
‫- باید تعریف کنی‌ها.‬

605
00:39:39,572 --> 00:39:40,905
‫باشه، تعریف می‌کنم.‬

606
00:39:43,847 --> 00:39:46,442
‫- ببین، باید تعریف کنی.‬
‫- باشه. ای بابا!‬

607
00:40:00,941 --> 00:40:05,663
‫عمو، این آشیر‬
‫واقعاً بچه‌ی عجیبیه.‬

608
00:40:06,246 --> 00:40:10,135
‫ببین رفته از دست سرهات‬
‫اون اسلحه‌های ییلدیریم رو گرفته.‬

609
00:40:11,378 --> 00:40:13,855
‫اما اگه این کار رو نمی‌کرد‬
‫اون ییلدیریم...‬

610
00:40:14,096 --> 00:40:16,466
‫.. تا صد سال سیاه هم از زندان بیرون نمیومد،‬
‫حالا ببین کی بهت گفتم.‬

611
00:40:17,495 --> 00:40:18,748
‫شنیدم.‬

612
00:40:19,307 --> 00:40:20,553
‫خوب کاری کرده.‬

613
00:40:21,401 --> 00:40:25,424
‫زندان بودن ییلدیریم‬
‫به نفع ما نیست دالیان.‬

614
00:40:25,665 --> 00:40:29,595
‫عمو، ول کن تو رو خدا. تو‬
‫این یارو رو خیلی بزرگش می‌کنی.‬

615
00:40:32,151 --> 00:40:33,707
‫بفرما!‬

616
00:40:34,720 --> 00:40:37,561
‫قاچاقچی دست و پاچلفتی اومد.‬

617
00:40:38,264 --> 00:40:41,795
‫عمو، چماق رو آماده کردی؟‬
‫داشتیم یادت می‌کردیم. بیا.‬

618
00:40:43,666 --> 00:40:44,999
‫پسر کی تو رو به این روز انداخته؟‬

619
00:40:46,581 --> 00:40:47,843
‫بذار حدس بزنم.‬

620
00:40:49,029 --> 00:40:52,299
‫این حتماً کار سرهات یلدوران خودمونه.‬

621
00:40:53,321 --> 00:40:58,751
‫طرف فوق‌العاده بااستعداده.‬
‫هر کی جلوش میاد رو مثل کوفته ورز می‌ده.‬

622
00:40:59,214 --> 00:41:02,778
‫ببین، همینطوری هم بدجوری اعصابم خورده.‬

623
00:41:03,169 --> 00:41:05,804
‫یه ذره مونده تا‬
‫صبرم تموم بشه.‬

624
00:41:06,375 --> 00:41:10,766
‫منو دیوونه نکن. راهتو بکش برو.‬
‫بزرگترا می‌خوان حرف بزنن. یالا.‬

625
00:41:11,017 --> 00:41:14,597
‫حالا مثلاً دیوونه بشی چی می‌شه؟‬
‫حالا یه دیوونه شو ببینم.‬

626
00:41:15,209 --> 00:41:18,074
‫تو رو خدا یه دیوونه شو ببینم،‬
‫یالا. یالا!‬

627
00:41:19,866 --> 00:41:23,287
‫دیوونه شو! ای بابا!‬

628
00:41:24,186 --> 00:41:25,996
‫کاری نکن به اون یکی دستت هم من عصا بدم.

629
00:41:26,237 --> 00:41:30,149
‫ای بابا پسر! خدایا توبه!‬
‫دست آشیر رو از پشت بستین!‬

630
00:41:30,802 --> 00:41:33,461
‫- برو بیرون!‬
‫- دارم می‌رم.‬

631
00:41:37,951 --> 00:41:39,466
‫بلا دور باشه.‬

632
00:41:40,290 --> 00:41:43,861
‫ایوالله بابا، ولی هنوز نگذشته.‬

633
00:41:44,985 --> 00:41:47,747
‫- یعنی چی؟‬
‫- یعنی این.‬

634
00:41:49,021 --> 00:41:52,902
‫اسلحه‌ها رو آشیر برداشته.‬
‫باهاش حرف زدم، گفت نابودشون کردم.‬

635
00:41:53,741 --> 00:41:56,693
‫اما من برای این اسلحه‌ها‬
‫با روس‌ها توافق کرده بودم.‬

636
00:41:57,417 --> 00:41:59,282
‫تو این کارا توافق خیلی مهمه بابا.‬

637
00:42:00,161 --> 00:42:03,740
‫الان سفارش دیر شده‬
‫و این یه تاوانی داره.‬

638
00:42:04,211 --> 00:42:06,512
‫مثلاً می‌خواسته من راحت باشم.‬

639
00:42:07,120 --> 00:42:10,287
‫ولی الان باید من و شما تاوانش رو بدیم.

640
00:42:12,658 --> 00:42:15,047
‫من یه قرون هم به کسی نمی‌دم.

641
00:42:16,096 --> 00:42:17,701
‫اگه آشیر اسلحه‌ها رو جمع نمی‌کرد، الان زندان بودی.

642
00:42:18,273 --> 00:42:21,789
‫بهای آزادیت در نظرش بگیر
‫و تاوانش رو بده.

643
00:42:22,056 --> 00:42:26,143
‫حالا خواستی اموالت رو هم بفرشی یا نه...

644
00:42:26,384 --> 00:42:29,046
‫- .. اینش دیگه به من ربطی نداره.
‫- بابا ضیان.

645
00:42:30,654 --> 00:42:33,313
‫ببینین، ما باهم وارد یه مسیری شدیم...

646
00:42:33,789 --> 00:42:36,980
‫.. پس سود و ضررش، هر دو تقسیم می‌شه.

647
00:42:40,678 --> 00:42:42,035
‫ییلدیریم!

648
00:42:44,365 --> 00:42:48,152
‫ما باهم وارد یه مسیری نشدیم
‫تو منو به زور وارد کردی.

649
00:42:48,393 --> 00:42:49,924
‫حالا هم تو این مسیر به مشکل خوردی.

650
00:42:50,713 --> 00:42:55,348
‫ماشین رو برداشتی و رفتی
‫الان هم تصادف کردی.

651
00:42:56,338 --> 00:42:59,459
‫نذار چیزی بهت بگم که دلت بشکنه.

652
00:42:59,700 --> 00:43:01,152
‫دمت گرم.

653
00:43:06,643 --> 00:43:07,921
‫ارباب.

654
00:43:10,124 --> 00:43:12,720
‫- یه مشکلی پیش اومده.
‫- بگو خلیل.

655
00:43:13,618 --> 00:43:15,150
‫ییلدیریم غریبه نیست.

656
00:43:15,899 --> 00:43:19,121
‫می‌دونین که هجران یه آرایشگاه تو بازار باز کرده؟

657
00:43:19,395 --> 00:43:21,427
‫- خب؟
‫- کسبه بهش حمله کردن.

658
00:43:21,746 --> 00:43:26,946
‫مثل اینکه قبلا تو کاباره کار می‌کرده.
‫زدن مغازه رو داغون کردن.

659
00:43:27,641 --> 00:43:30,323
‫الان هم می‌خوان هجران رو بیرون کنن.

660
00:43:31,574 --> 00:43:35,843
‫- به ما چه، خیلیل؟
‫- ییلدیز خانم هم اونجا بوده.

661
00:43:36,443 --> 00:43:37,744
‫- ییلدیز؟

662
00:43:37,985 --> 00:43:39,776
‫منظورت چیه؟

663
00:43:40,568 --> 00:43:43,631
‫بابا، این کار رو به من بسپار. نگران نباش.

664
00:43:49,052 --> 00:43:50,588
‫ییلدیز اونجا چی کار می‌کرده؟

665
00:43:50,829 --> 00:43:52,837
‫نمی‌دونم خان، من اینطوری شنیدم.

666
00:43:55,614 --> 00:43:57,709
‫ای بابا!

667
00:43:58,618 --> 00:44:00,793
‫ببین ییلدیز، اینا تا من نرم بی‌خیال نمی‌شن.

668
00:44:01,177 --> 00:44:04,065
‫من الان می‌رم بیرون.
‫نمی‌خوام تو رو هم تو خطر بندازم.

669
00:44:04,306 --> 00:44:06,300
‫می‌رم باهاشون حرف می‌زنم تا آروم بشن.

670
00:44:06,541 --> 00:44:08,549
‫دیوونه‌بازی درنیار.
‫مگه من می‌ذارم تنهایی بری؟

671
00:44:08,790 --> 00:44:10,731
‫- چی کار کنیم پس؟
‫- باهم می‌ریم.

672
00:44:10,972 --> 00:44:13,243
‫- مطمئنی؟
‫- مطمئنم

673
00:44:14,962 --> 00:44:17,176
‫- مطمئنی؟
‫- آره، زود باش یه چیزی بردار.

674
00:44:18,950 --> 00:44:20,029
‫خودمون حسابشون می‌رسیم.

675
00:44:20,270 --> 00:44:22,814
‫مراقب خودت باش، ازت خواهش می‌کنم.

676
00:44:23,516 --> 00:44:25,175
‫- آماده‌ای؟
‫- آماده‌ام.

677
00:44:31,456 --> 00:44:32,908
‫سرهات؟

678
00:44:33,633 --> 00:44:34,760
‫سرهات!

679
00:44:44,022 --> 00:44:46,600
‫بالاخره اومدی!

680
00:44:48,000 --> 00:44:56,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

681
00:44:59,965 --> 00:45:01,234
‫ییلدیز.

682
00:45:02,354 --> 00:45:03,576
‫داداشی...

683
00:45:05,057 --> 00:45:06,883
‫.. تو اینجا چی کار می‌کنی ییلدیز؟

684
00:45:07,664 --> 00:45:09,236
‫- چیزه داداش...

685
00:45:09,477 --> 00:45:13,428
‫آشیر، تو رو خدا اینطوری نکن.
‫این سوال و جواب‌ها چیه دیگه؟

686
00:45:14,147 --> 00:45:17,210
‫منو دیده بود، اومد منو نجات بده.

687
00:45:19,508 --> 00:45:21,674
‫هجران تو حالت خوبه؟
‫داره از سرت خون میاد.

688
00:45:22,314 --> 00:45:24,647
‫خوبم من؛ نگران نباش.

689
00:45:26,731 --> 00:45:29,398
‫عزیزم، تو که مشکلی نداری؟
‫خوب خوبی؟

690
00:45:29,995 --> 00:45:31,638
‫داداش، سر شماها چه بلایی اومده؟

691
00:45:32,156 --> 00:45:35,117
‫- کار اون عوضی‌هاست؟
‫- اون عوضی‌ها فرار کرده بودن.

692
00:45:35,358 --> 00:45:37,302
‫- ببین چی می‌گه ها!
‫- پس چی شده؟

693
00:45:39,395 --> 00:45:40,649
‫باهمدیگه دعوا کردین؟

694
00:45:41,493 --> 00:45:45,603
‫آره، باهم دعوا کردیم
‫یکم مثل همیشه کتک‌کاری کردیم.

695
00:45:46,781 --> 00:45:49,114
‫به جز خودمون، کسی جرئت نداره ما رو بزنه مگه نه؟

696
00:45:50,385 --> 00:45:52,463
‫- خوبه پس آروم گرفتین.
‫- مثل اینکه حالت خوبه، داداشی.

697
00:45:52,704 --> 00:45:55,283
‫- آره داداش جون، خوبم. ممنون.
‫- از دست این.

698
00:46:09,196 --> 00:46:11,100
‫آه... عزیزهای دلم.

699
00:46:15,883 --> 00:46:17,947
‫اونقدر دلم براشون تنگ می‌شه که نمی‌دونی.

700
00:46:18,338 --> 00:46:22,555
‫این کار رو با خودت نکن، ملک.
‫تو الان بارداری.

701
00:46:22,968 --> 00:46:24,245
‫دست خودم نیست.

702
00:46:27,873 --> 00:46:30,674
‫راستش، من همیشه از دست مامانم عصبانی می‌شدم.

703
00:46:31,693 --> 00:46:33,622
‫بهش می‌گفتم خیلی عکس می‌گیری.

704
00:46:34,315 --> 00:46:37,339
‫می‌گم به جای این کارها، از لحظه لذت ببر.

705
00:46:37,964 --> 00:46:39,527
‫حالا اینجا رو ببین.

706
00:46:40,472 --> 00:46:42,757
‫فقط همون عکس‌هاشون برام مونده.

707
00:46:43,898 --> 00:46:47,684
‫اون عکس‌ها کجا هستن؟
‫تا حالا بهم نشون ندادی.

708
00:46:50,811 --> 00:46:53,493
‫اینجا تو گوشی مامانم‌ان.

709
00:46:54,139 --> 00:46:56,114
‫خب پس بازشون کن، ببینیم باهم.

710
00:46:56,427 --> 00:46:59,736
‫بیا ببینم کجاها رفتین، چی کارها کردین.

711
00:47:00,542 --> 00:47:03,901
‫به جای گریه، با خنده ازشون 
‫یاد کنیم، ملک.

712
00:47:08,797 --> 00:47:10,377
‫شارژش تموم شده.

713
00:47:11,181 --> 00:47:13,102
‫من می‌رم بیرون یه هوایی تازه کنم.

714
00:47:13,500 --> 00:47:16,860
‫- بعد یه شارژر پیدا می‌کنم و برمی‌گردم.
‫- باشه.

715
00:47:26,039 --> 00:47:29,020
‫هجران، شماها دیدین کار کیا بود؟

716
00:47:29,261 --> 00:47:30,832
‫می‌شناختینشون؟

717
00:47:31,090 --> 00:47:33,471
‫من کسی رو نمی‌شناسم.
‫تازه اومدم به این شهر.

718
00:47:33,712 --> 00:47:35,500
‫- هجران.
‫- مراقب باش.

719
00:47:35,761 --> 00:47:38,292
‫- خوبم.
‫- خوبی؟

720
00:47:38,292 --> 00:47:39,908
‫- بریم بیمارستان؟
‫- نه، خوبم من.

721
00:47:39,990 --> 00:47:41,807
‫- بیا بشین اینجا.
‫- بیا بشین.

722
00:47:42,048 --> 00:47:44,061
‫- بشین.
‫- کلونیایی چیزی نداری؟

723
00:47:45,392 --> 00:47:46,718
‫خوبی؟

724
00:47:47,243 --> 00:47:50,266
‫منم تا حالا همچین چیزی ندیدم
‫کسبه‌ی اورفا همچین آدمایی نیستن.

725
00:47:50,507 --> 00:47:52,230
‫- همه بلند شدن اومدن. 
‫- بده ببینم.

726
00:47:52,588 --> 00:47:53,842
‫یعنی چی آخه؟

727
00:47:54,869 --> 00:47:56,258
‫باشه، شماها نگران نباشین.

728
00:47:57,101 --> 00:47:59,728
‫ما اونایی رو که این کار رو کردن پیدا می‌کنیم و حسابشون رو می‌رسیم.

729
00:47:59,980 --> 00:48:01,216
‫ضرری که کردین هم پرداخت می‌کنیم.

730
00:48:01,457 --> 00:48:04,720
‫این حرفا چیه آقا سرهات.‬
‫بالاخره مغازه مال منه.‬

731
00:48:05,160 --> 00:48:07,668
‫- براش زحمت کشیدم، بازم می‌کشم.‬
‫- نه، اینطوری نمی‌شه.‬

732
00:48:08,804 --> 00:48:11,145
‫اینجا کسبه و بازار،‬
‫همه‌اش مسئولیتش با منه.‬

733
00:48:11,688 --> 00:48:13,323
‫اگه خطایی شده باشه، تاوانش رو من می‌دم...‬

734
00:48:14,564 --> 00:48:16,064
‫.. اگه لازم باشه هم از بقیه می‌گیرم.‬

735
00:48:18,601 --> 00:48:19,823
‫- شریک.‬
‫- جانم؟‬

736
00:48:20,739 --> 00:48:21,945
‫باشه، دستت درد نکنه.‬

737
00:48:24,800 --> 00:48:26,871
‫- تو غصه نخور.‬
‫- به من نگاه کن، بیا بریم.‬

738
00:48:27,475 --> 00:48:28,681
‫لازم نیست آشیر. خوبم.‬

739
00:48:36,428 --> 00:48:37,960
‫بفرما اومد!‬

740
00:48:39,019 --> 00:48:41,210
‫بلا دور باشه. همه خوبن؟‬

741
00:48:41,466 --> 00:48:44,077
‫خوبیم خوبیم، سلامت باشین. ممنون.‬

742
00:48:44,531 --> 00:48:46,789
‫- ییلدیز تو خوبی؟‬
‫- خوبم، خوبم.‬

743
00:48:47,030 --> 00:48:49,736
‫اینجا دیگه کاری نداریم.‬
‫بیا بریم دیگه؟ یالا...‬

744
00:48:54,503 --> 00:48:56,726
‫خیر باشه، تو اینجا چیکار می‌کنی؟‬

745
00:48:57,736 --> 00:49:00,601
‫ییلدیریم، خبردار شدیم و خودمون رو رسوندیم. کشش نده.‬

746
00:49:08,017 --> 00:49:11,287
‫من با آدمامون حرف زدم.‬
‫همه‌جا دنبال اونایی که این کار رو کردن می‌گردن.‬

747
00:49:11,957 --> 00:49:13,996
‫تا شب پیداشون می‌کنن.‬
‫خیالتون راحت باشه.‬

748
00:49:14,362 --> 00:49:16,870
‫واقعاً خیلی ممنونم‬
‫آقا سرهات.‬

749
00:49:17,502 --> 00:49:19,137
‫از هر دوتون خیلی ممنونم.‬

750
00:49:20,243 --> 00:49:24,076
‫- اگه نبودی خدا می‌دونه می‌خواستم چیکار کنم!‬
‫- نه بابا. مگه من چیکار کردم؟‬

751
00:49:24,653 --> 00:49:29,110
‫هر کسی بود همین کار رو می‌کرد.‬
‫تازه، مگه تو به من کمک نکردی؟ کردی دیگه.‬

752
00:49:34,861 --> 00:49:35,988
‫بی‌حساب شدیم.‬

753
00:49:36,643 --> 00:49:38,404
‫یالا ما دیگه بریم.‬
‫داداش، مگه نمی‌ریم؟‬

754
00:49:38,645 --> 00:49:40,343
‫عزیزِدلم، من یکم دیگه می‌مونم.‬

755
00:49:41,204 --> 00:49:44,520
‫- به مصطفی زنگ زدم، اون میاد دنبالت.‬
‫- لازم نیست ییلدیز، من می‌رسونمت.‬

756
00:49:44,761 --> 00:49:45,927
‫یالا.‬

757
00:49:49,959 --> 00:49:52,632
‫ییلدیز، ببین کاپشنم اونجاست.‬
‫تو رو خدا بپوشش.‬

758
00:49:52,873 --> 00:49:55,611
‫- سرما می‌خوری مریض می‌شی.‬
‫- نه بابا، تو نگران من نباش.‬

759
00:49:55,852 --> 00:49:58,614
‫من که سوار ماشین می‌شم و پیاده می‌شم.‬
‫تو مواظب خودت باش.‬

760
00:50:00,373 --> 00:50:02,285
‫- فعلا.‬
‫- فعلا.‬

761
00:50:06,167 --> 00:50:08,230
‫- هی!‬
‫- شریک! شریک.‬

762
00:50:09,056 --> 00:50:10,461
‫شریک.‬

763
00:50:14,865 --> 00:50:16,111
‫هجران خانم.

764
00:50:17,162 --> 00:50:20,352
‫اگه به چیزی احتیاج داشتین‬
‫هر چی که باشه، می‌تونین به من زنگ بزنین.‬

765
00:50:21,581 --> 00:50:24,175
‫- آشیر هم که اینجاست.‬
‫- سلامت باشین. ممنونم.‬

766
00:50:24,501 --> 00:50:26,544
‫- ای‌والله.‬
‫- فعلا.‬

767
00:50:50,000 --> 00:50:51,587
‫یالا شریک. فعلا.‬

768
00:51:06,109 --> 00:51:08,412
‫گوشیم هم مثل خودم تیکه‌تیکه شده.‬

769
00:51:13,039 --> 00:51:16,554
‫با آخرین پولی که تو جیبم بود،‬
‫این مغازه رو با خون دل راه انداختم.‬

770
00:51:17,422 --> 00:51:19,557
‫به این امید که شاید یه زندگیِ جدید شروع کنم.‬

771
00:51:20,267 --> 00:51:22,092
‫اما حتی همون رو هم ازم دریغ کردن.‬

772
00:51:23,468 --> 00:51:24,770
‫چشم دیدنش رو نداشتن.‬

773
00:51:25,177 --> 00:51:28,645
‫دارم درباره‌ی این مغازه حرف می‌زنم،‬
‫دیگه بازش نمی‌کنی.‬

774
00:51:29,380 --> 00:51:33,285
‫امروز وسایلت رو جمع می‌کنی،‬
‫مغازه رو خالی می‌کنی و...‬

775
00:51:34,154 --> 00:51:36,043
‫.. از اورفا می‌ری.‬

776
00:51:36,730 --> 00:51:41,126
‫زن‌های کاباره‌ای که‬
‫دنبال مردهای متأهل میفتن...‬

777
00:51:41,797 --> 00:51:43,519
‫.. جایی تو اورفا ندارن.‬

778
00:51:45,064 --> 00:51:48,159
‫نمی‌ذاریم بمونی، خانم چشم آبی.‬

779
00:51:54,351 --> 00:51:58,089
‫هجران، ببین... تو خوبی؟‬
‫یعنی می‌تونیم بریم.‬

780
00:51:59,222 --> 00:52:02,502
‫- می‌شه یکم تنهام بذاری؟‬
‫- تو این وضعیت تنهات بذارم؟‬

781
00:52:02,743 --> 00:52:06,082
‫- یکم پیشت بمونم.‬
‫- آشیر بسه دیگه، مگه نگفتین خطر رفع شده؟‬

782
00:52:06,530 --> 00:52:08,538
‫تموم شد رفت دیگه. چیزی نشده که.‬

783
00:52:08,946 --> 00:52:11,986
‫می‌خوام یکم تنها باشم.‬
‫تو رو خدا درکم کن.‬

784
00:52:12,597 --> 00:52:15,708
‫تو هم خانواده داری. برو‬
‫یکم به اونا برس، یه کاری کن.‬

785
00:52:16,205 --> 00:52:19,102
‫باشه. باشه ببین می‌رم‬
‫ولی...‬

786
00:52:20,097 --> 00:52:23,295
‫.. اگه چیزی لازم داشتی بهم زنگ بزن.‬
‫اگه کسی چیزی گفت باز بهم زنگ بزن.‬

787
00:52:23,737 --> 00:52:25,433
‫- ببین اگه یکی از تو خیابون بهت چپ نگاه کرد...‬
‫- باشه آشیر.‬

788
00:52:25,674 --> 00:52:27,134
‫- .. بهم زنگ بزن.‬
‫- باشه، فهمیدم.‬

789
00:52:27,374 --> 00:52:29,636
‫- نگران نباش، به زودی می‌بینمت.‬
‫- خوبه.‬

790
00:52:52,870 --> 00:52:54,164
‫تاکسی!‬

791
00:52:58,407 --> 00:52:59,597
‫عمارت کورداعلی.‬

792
00:53:02,724 --> 00:53:05,224
‫اوف! یعنی چی که نتونستیم بیرونش کنیم؟‬

793
00:53:05,607 --> 00:53:06,934
‫یه وجب زنه، کلاً یه لقمه‌ست!‬

794
00:53:07,181 --> 00:53:09,252
‫نتونستین از پسش بربیاین!‬
‫تف به روتون!‬

795
00:53:09,493 --> 00:53:13,598
‫وقتی آقا سرهات و آقا آشیر اومدن‬
‫اوضاع عوض شد. مجبور شدیم فرار کنیم.‬

796
00:53:14,035 --> 00:53:15,797
‫وگرنه‬
‫قشنگ گیرش انداخته بودیم.‬

797
00:53:16,260 --> 00:53:18,840
‫- اونا از کجا باخبر شدن؟‬
‫- ییلدیز هم اون تو بود.‬

798
00:53:19,326 --> 00:53:22,429
‫ییلدیز، خواهرِ آشیر.‬
‫معلومه اون خبر داده.‬

799
00:53:23,186 --> 00:53:24,980
‫قطع کن! قطع کن، بی‌عرضه!‬

800
00:53:40,073 --> 00:53:43,335
‫هر کاری کردم تنم نشد.‬
‫این همه هم رژیم می‌گیرم.‬

801
00:53:44,170 --> 00:53:45,337
‫آب می‌خورم چاق می‌شم.‬

802
00:53:46,824 --> 00:53:48,443
‫یعنی آب خوردن رو هم ول کنم؟‬

803
00:53:48,882 --> 00:53:51,445
‫یعنی به غذا خوردن ادامه بدم‬
‫ولی آب نخورم.‬

804
00:53:51,686 --> 00:53:53,255
‫فایده‌ای داره عاکف، چی می‌گی؟‬

805
00:53:53,673 --> 00:53:55,879
‫نورگل، بعضی وقتا بهت غبطه می‌خورم.‬

806
00:53:56,270 --> 00:53:58,461
‫جز گل‌سر، هیچ‌چیزی‬
‫به اون کله‌ت نمی‌زنی.‬

807
00:53:58,917 --> 00:54:00,266
‫از تو راحت‌تر فقط مرده‌ها هستن.‬

808
00:54:00,989 --> 00:54:02,695
‫چی داری می‌گی؟ حرف‌های چرت‌وپرت نزن.‬

809
00:54:04,519 --> 00:54:05,948
‫ببین عاکف.‬

810
00:54:06,650 --> 00:54:10,269
‫تو این دنیا به جای اینکه عاقل باشی و‬
‫غصه‌ی بقیه رو بخوری...‬

811
00:54:11,279 --> 00:54:16,139
‫.. دیوونه باش تا بقیه غصه‌ی تو رو بخورن.‬
‫شعار من تو زندگی اینه.‬

812
00:54:16,651 --> 00:54:20,071
‫تو رو هم به این راه دعوت می‌کنم و از حالم هم‬
‫خیلی راضی‌ام.‬

813
00:54:20,845 --> 00:54:24,257
‫اما تو انگار زیاد‬
‫راضی نیستی.‬

814
00:54:24,498 --> 00:54:26,099
‫وا رفتی. چی شده؟‬

815
00:54:28,248 --> 00:54:31,766
‫به زن دیوونه‌ت بگو.‬
‫شاید یه راهی پیدا کرد.‬

816
00:54:32,317 --> 00:54:35,962
‫واسه اینکه این هجران رو از مغازه بیرون کنم‬
‫نقشه کشیدم دیگه...‬

817
00:54:36,203 --> 00:54:38,139
‫- آره.‬
‫- .. اون نقشه نقش‌برآب شد.‬

818
00:54:39,913 --> 00:54:42,716
‫سرهات و آشیر لحظه‌ی آخر‬
‫جلوش رو گرفتن.‬

819
00:54:42,957 --> 00:54:44,305
‫آخ عاکف.‬

820
00:54:44,720 --> 00:54:47,436
‫اگه سرهات از این قضیه بو ببره‬
‫خیلی بد می‌شه.‬

821
00:54:47,677 --> 00:54:49,463
‫باید هر چه زودتر از شرِ اون دختر‬
‫خلاص بشی.‬

822
00:54:49,704 --> 00:54:52,828
‫مخصوصاً اگه سرهات بفهمه‬
‫اون دختر خواهرشه...‬

823
00:54:53,284 --> 00:54:56,014
‫.. ببین، حتی ممکنه بیارتش به این عمارت،‬
‫حالا ببین کی بهت گفتم.‬

824
00:54:56,723 --> 00:55:00,947
‫تو چقدر زن دوراندیشی هستی!‬
‫واقعاً اصلاً نمی‌دونستم!‬

825
00:55:02,294 --> 00:55:05,190
‫مگه قرار نبود راهنماییم کنی؟‬
‫یه چیزی بگو که ندونم.‬

826
00:55:05,431 --> 00:55:08,648
‫فقط یه چیز نیست که نمی‌دونی،‬
‫خیلی چیزا هست.‬

827
00:55:09,093 --> 00:55:12,627
‫اولیش هم اینه که نمی‌دونی چطوری‬
‫باید با یه زن حرف بزنی!‬

828
00:55:12,868 --> 00:55:15,622
‫قشنگ شبیه یه آدم... شدی!‬
‫بی‌نزاکت!‬

829
00:55:16,126 --> 00:55:19,555
‫ببین، به عنوان یه دوست دارم بهت می‌گم.‬
‫اون زن‌هایی که دنبالتن...‬

830
00:55:19,796 --> 00:55:21,494
‫.. اونا دنبال پولتن.‬

831
00:55:21,901 --> 00:55:25,139
‫چون تو هم فلان‌جوری هستی‬
‫و هم اصلاً خوش‌تیپ نیستی.‬

832
00:55:38,251 --> 00:55:39,346
‫عاکف.‬

833
00:55:40,403 --> 00:55:42,451
‫تازه، تو این دنیا...‬

834
00:55:43,629 --> 00:55:45,732
‫.. حتی از مادر خودت هم‬
‫بیشتر دوستت دارم.‬

835
00:55:47,569 --> 00:55:49,093
‫مثلاً اینم یه چیزیه که نمی‌دونستی.‬

836
00:56:00,648 --> 00:56:02,672
‫- اینطوری خوبه؟‬
‫- دستت درد نکنه.‬

837
00:56:04,503 --> 00:56:07,733
‫ییلدیز، حالا بهم بگو ببینم‬
‫تو تو اون مغازه چیکار داشتی؟‬

838
00:56:07,974 --> 00:56:10,990
‫از آموزشگاه اومدم بیرون،‬
‫اون طرفا کار داشتم.‬

839
00:56:11,245 --> 00:56:14,886
‫یهو دیدم یه مشت آدم ریختن‬
‫سر مغازه‌ی هجران.‬

840
00:56:15,127 --> 00:56:16,802
‫رفتم میانجی‌گری کنم،‬
‫ولی باز نتونستم کاری بکنم.‬

841
00:56:17,389 --> 00:56:21,055
‫اگه لحظه‌ی آخر داداشم، سرهات نمی‌رسید‬
‫کارمون تموم بود.‬

842
00:56:22,394 --> 00:56:23,584
‫خب باشه ولی...‬

843
00:56:24,293 --> 00:56:27,095
‫.. تو چه ربطی به هجران داری،‬
‫تو چه ربطی به آرایشگاهش داری؟‬

844
00:56:27,336 --> 00:56:28,812
‫این زن، زن کاباره‌ایه.‬

845
00:56:29,796 --> 00:56:32,146
‫مردم هم یه جورایی حق دارن.‬
‫اینجا اورفاست.‬

846
00:56:33,182 --> 00:56:35,770
‫مگه زن کاباره‌ای باشه چی می‌شه؟‬
‫اونم یه زنه دیگه!‬

847
00:56:36,011 --> 00:56:38,147
‫اون همه مَرد ریختن سر یه زن...‬

848
00:56:38,409 --> 00:56:41,459
‫- .. اونا کارشون درسته و من اشتباه می‌کنم، آره؟
‫- دقیقاً همینطوره.

849
00:56:42,702 --> 00:56:44,144
‫گذشته‌ی این زن معلومه چیه.‬

850
00:56:44,385 --> 00:56:46,607
‫تو هم برمی‌داری می‌ری‬
‫ازش حمایت می‌کنی.‬

851
00:56:47,245 --> 00:56:49,309
‫جل‌الخالق! اصلاً تو کَتَم نمی‌ره.‬

852
00:56:49,660 --> 00:56:51,199
‫تو الان رفتی ازش حمایت کردی...‬

853
00:56:51,440 --> 00:56:53,184
‫- .. باهات دیده شده، به لطف تو...
‫- بسه دیگه ییلدیریم.

854
00:56:53,425 --> 00:56:55,227
‫- .. اون زن می‌ره مغازه‌شو باز می‌کنه...‬
‫- خب؟‬

855
00:56:55,468 --> 00:56:57,683
‫.. فهمیدی؟ این زن به همون روال قبل
‫ادامه می‌ده...

856
00:56:57,924 --> 00:57:00,178
‫- .. پول درمیاره، آره؟
‫- نگه دار.

857
00:57:00,745 --> 00:57:02,649
‫- چی رو نگه دارم؟‬
‫- ماشینو نگه دار. می‌خوام پیاده شم.‬

858
00:57:02,890 --> 00:57:04,606
‫- چرا نگه دارم؟‬
‫- نگه دار، پیاده می‌شم!‬

859
00:57:04,847 --> 00:57:07,003
‫ببین ییلدیریم، تو خیلی آدمِ پوچی هستی.‬

860
00:57:07,354 --> 00:57:10,782
‫یه آدمِ توخالی. تو درس خوندی‬
‫ولی یه تحصیل‌کرده‌ی جاهلی.‬

861
00:57:11,023 --> 00:57:12,666
‫- عجب بابا.‬
‫- به من نگاه کن.‬

862
00:57:13,145 --> 00:57:16,113
‫من درس نخوندم ولی حداقل‬
‫انسانیتم رو از دست ندادم. نگه دار.‬

863
00:57:16,800 --> 00:57:18,990
‫نگه دار، می‌خوام پیاده شم! نگه دار!‬

864
00:57:19,231 --> 00:57:21,191
‫اگه پیاده شی، تو این سرما‬
‫باید تا خونه پیاده بری.‬

865
00:57:21,433 --> 00:57:22,781
‫- ببین...‬
‫- چیکار داری می‌کنی؟‬

866
00:57:23,022 --> 00:57:25,710
‫- دختر مگه مریضی؟‬
‫- بکش کنار! در رو باز کن!‬

867
00:57:25,951 --> 00:57:27,160
‫باز کن می‌خوام پیاده شم!‬

868
00:57:31,432 --> 00:57:33,106
‫آدمِ پوچ، آره؟‬
‫آدمِ پوچ!‬

869
00:57:33,480 --> 00:57:35,313
‫تا خونه پیاده برو تا‬
‫عقلت بیاد سرِ جاش.‬

870
00:57:35,592 --> 00:57:38,738
‫خیلی آدمِ توخالی‌ای هستی ییلدیریم. توخالی!‬

871
00:57:39,432 --> 00:57:42,542
‫- یالله برو دیگه، یالله!‬
‫- اصلاً نباید بهت رو داد.‬

872
00:57:43,172 --> 00:57:44,474
‫واقعاً که عجیبه!‬

873
00:57:47,067 --> 00:57:48,567
‫الو سلو.‬

874
00:57:48,950 --> 00:57:52,021
‫ببین، بگرد اونایی که به آرایشگاه حمله کردن رو پیدا کن...‬

875
00:57:52,669 --> 00:57:56,423
‫.. همه‌شون رو به هتلمون دعوت کن، باشه؟‬
‫بگو با خانواده‌هاشون بیان...‬

876
00:57:56,735 --> 00:57:59,640
‫- .. یه پذیرایی مفصل ازشون بکنیم، باشه؟‬
‫- به روی چشم آقا.‬

877
00:58:00,232 --> 00:58:02,264
‫نه سرهات خان، این خبرا نیست.‬

878
00:58:03,005 --> 00:58:05,227
‫نمی‌تونی اورفا رو شبیه خودت کنی.‬

879
00:58:06,049 --> 00:58:08,080
‫من اجازه نمی‌دم همچین اتفاقی بیفته.‬

880
00:58:10,000 --> 00:58:18,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

881
00:58:20,300 --> 00:58:21,593
‫خیر باشه؟‬

882
00:58:25,173 --> 00:58:26,919
‫باید باهم حرف بزنیم.‬

883
00:58:28,096 --> 00:58:30,612
‫راستش می‌خواستم با سرهات حرف بزنم ولی...‬

884
00:58:31,700 --> 00:58:33,113
‫.. ندیدمش.‬

885
00:58:35,165 --> 00:58:36,633
‫واسه همین منتظر تو موندم.‬

886
00:58:37,232 --> 00:58:41,232
‫صبح که زد بیرون، دیگه برنگشت.‬
‫کجاست، منم نمی‌دونم.‬

887
00:58:42,246 --> 00:58:44,047
‫تو به سرهات چی می‌خوای بگی؟‬

888
00:58:46,695 --> 00:58:48,060
‫من دیدمش.‬

889
00:58:48,987 --> 00:58:50,463
‫داشتم ریحون کوهی جمع می‌کردم.‬

890
00:58:51,831 --> 00:58:53,061
‫سلطان...‬

891
00:58:55,288 --> 00:58:56,502
‫.. حالش خیلی بد بود.‬

892
00:58:57,726 --> 00:59:00,599
‫من تو کل عمرم...‬

893
00:59:02,017 --> 00:59:05,900
‫.. اولین باره که یه مَرد رو تو اون حال و روز می‌بینم.‬

894
00:59:07,627 --> 00:59:10,650
‫- چطوری بود؟‬
‫- آقایی که مثل کوه استوار بود...‬

895
00:59:12,941 --> 00:59:15,139
‫.. زانو زد و...‬

896
00:59:17,866 --> 00:59:20,152
‫.. های‌های گریه کرد.‬

897
00:59:23,478 --> 00:59:26,273
‫دلم واسه اون حالش کباب شد.‬

898
00:59:26,514 --> 00:59:29,625
‫سرهات... سرهات گریه کرد؟‬

899
00:59:30,437 --> 00:59:33,858
‫آره. تو بگو گریه کرد...‬

900
00:59:35,534 --> 00:59:37,828
‫.. من می‌گم انگار جونش به لبش رسیده بود.‬

901
00:59:39,634 --> 00:59:42,102
‫خیلی ترسیدم بلایی سر خودش بیاره.‬

902
00:59:43,931 --> 00:59:45,844
‫بعدش هم که اومدم اینجا.‬

903
00:59:46,602 --> 00:59:50,185
‫وقتی با مَلک حرف زدم، فهمیدم دردش چیه.‬

904
00:59:57,521 --> 00:59:58,854
‫دردش چی بود؟‬

905
00:59:59,714 --> 01:00:00,825
‫عشق.‬

906
01:00:01,423 --> 01:00:04,960
‫مگه جز عشق، چی می‌تونه آدم رو‬
‫به این روز بندازه؟‬

907
01:00:07,346 --> 01:00:10,600
‫مَلک گفت که رابطه‌اش با ییلدیز‬
‫قطع شده ولی...‬

908
01:00:10,976 --> 01:00:12,936
‫.. قضیه اینطوری نیست، سلطان.‬

909
01:00:14,145 --> 01:00:15,344
‫قضیه اینطوری نیست.‬

910
01:00:28,192 --> 01:00:29,382
‫دیدم.‬

911
01:00:31,848 --> 01:00:34,490
‫اول فکر کردم مال ملکه ولی...‬

912
01:00:36,726 --> 01:00:38,400
‫.. گیره‌سر ییلدیز بود.‬

913
01:00:55,905 --> 01:00:58,809
‫گیره‌سر‬
‫دست سرهات چیکار می‌کرد؟‬

914
01:00:59,882 --> 01:01:02,869
‫سلطان، آدم گاهی اونقدر عاشق می‌شه که...‬

915
01:01:04,600 --> 01:01:06,830
‫.. حتی دلش نمیاد یه تارِ موی طرفو اذیت کنه.‬

916
01:01:07,863 --> 01:01:12,580
‫دختر این دیگه چه جور جدایی‌ایه؟ به خدا عقلم قد نمی‌ده.‬

917
01:01:13,083 --> 01:01:14,353
‫قد نمی‌ده دیگه.‬

918
01:01:15,561 --> 01:01:17,196
‫عقل سرهات هم قد نمی‌ده.‬

919
01:01:18,189 --> 01:01:19,633
‫نه عقلش می‌کشه...‬

920
01:01:20,922 --> 01:01:22,446
‫.. نه دلش قبول می‌کنه.‬

921
01:01:23,441 --> 01:01:26,775
‫درد و غمش هم همه‌اش واسه همینه.‬

922
01:01:28,224 --> 01:01:29,812
‫آدم رو باید...‬

923
01:01:31,713 --> 01:01:33,364
‫.. موقعِ جدایی شناخت.‬

924
01:01:35,669 --> 01:01:37,598
‫کنار اومدن با اون درد...‬

925
01:01:38,505 --> 01:01:39,846
‫.. کار هر کسی نیست...‬

926
01:01:41,675 --> 01:01:43,223
‫.. کار آدمای بزرگه.‬

927
01:01:50,048 --> 01:01:51,524
‫بعضی جدایی‌ها...‬

928
01:01:52,956 --> 01:01:54,734
‫.. آدم رو تبدیل به هیولا می‌کنه.‬

929
01:02:03,660 --> 01:02:07,287
‫اگه بتونی اون هیولا رو سرکوب کنی و...‬

930
01:02:07,989 --> 01:02:13,260
‫.. هنوز از عشق و مهربونی‌ت دست نکشی...‬

931
01:02:14,003 --> 01:02:18,677
‫.. اونوقت یعنی با قلبت نه،‬
‫بلکه با روحت عاشق شدی.‬

932
01:02:19,182 --> 01:02:21,269
‫- ییلدیز.‬
‫- بله سرهات؟‬

933
01:02:22,550 --> 01:02:25,193
‫هوا خیلی سرده. بیا، خودم می‌رسونمت عمارت.‬
‫اینطوری پیاده نرو، بیا.‬

934
01:02:25,576 --> 01:02:26,862
‫نمی‌خواد. خودم می‌رم.‬

935
01:02:29,836 --> 01:02:31,605
‫آهای! وایسا!‬

936
01:02:42,181 --> 01:02:43,427
‫سوار این ماشین شو.‬

937
01:02:45,830 --> 01:02:47,996
‫- تو حرف تو کله‌ت نمی‌ره؟‬
‫- ییلدیز.‬

938
01:02:48,237 --> 01:02:50,472
‫گفتم خودم می‌رم، یعنی خودم می‌رم.‬

939
01:02:51,533 --> 01:02:52,660
‫- سرهات!‬
‫- من فقط واسه این گفتم که...‬

940
01:02:52,915 --> 01:02:54,160
‫.. مریض نشی و عقدت رو از دست ندی.‬

941
01:02:56,254 --> 01:02:58,904
‫سوار شو، می‌رسونمت.‬

942
01:02:59,502 --> 01:03:01,041
‫سرهات ولم کن.‬

943
01:03:04,270 --> 01:03:06,444
‫فهمیدم چرا نمی‌خوای با من بیای.‬

944
01:03:06,685 --> 01:03:08,206
‫چی فهمیدی سرهات؟ چی؟‬

945
01:03:09,076 --> 01:03:11,552
‫می‌ترسی با من وقت بگذرونی و دوباره روت اثر بذارم.‬

946
01:03:12,722 --> 01:03:15,492
‫تو آرایشگاه همدیگه رو بغل کردیم، اون روت اثر گذاشت؟‬

947
01:03:16,598 --> 01:03:18,622
‫اینقدر به عشقت به ییلدیریم اطمینان نداری؟‬

948
01:03:19,245 --> 01:03:22,372
‫چه ربطی داره؟ یعنی من به حسم...‬

949
01:03:23,066 --> 01:03:25,668
‫.. من هم به حسم، هم به خودم و هم به عشقم 
‫اطمینان دارم. همین و بس. تموم شد.

950
01:03:25,909 --> 01:03:27,132
‫پس سوار شو.‬

951
01:03:29,111 --> 01:03:32,048
‫نه فقط تا عمارت، اگه تا ایغدیر هم بریم...‬

952
01:03:32,852 --> 01:03:35,934
‫.. نمی‌تونی ذهنِ منو به هم بریزی.‬
‫برو کنار.‬

953
01:03:38,009 --> 01:03:39,215
‫معلومه.

954
01:03:41,660 --> 01:03:44,756
‫ولی ببین، زیر سنگ بمون ولی زیرِ حرفت نزن.‬

955
01:03:44,997 --> 01:03:46,520
‫خدایا شکرت.‬

956
01:03:50,121 --> 01:03:53,427
‫کجاست اون ییلدیریمی که جلو گلوله‌ها واسش می‌پریدی؟‬

957
01:03:53,668 --> 01:03:55,010
‫به تو چه؟‬

958
01:03:55,729 --> 01:03:57,062
‫یالا برو.‬

959
01:03:58,859 --> 01:04:02,724
‫روح اینا به هم گره خورده؟‬

960
01:04:03,499 --> 01:04:04,601
‫همینطوره.‬

961
01:04:05,284 --> 01:04:06,888
‫پس بگو درست بوده.‬

962
01:04:07,830 --> 01:04:12,234
‫آدما واقعاً با طناب‌های نامرئی به هم وصلن.‬

963
01:04:12,777 --> 01:04:15,325
‫چه زنده باشن، چه مرده.‬

964
01:04:16,408 --> 01:04:20,757
‫هر کاری کردم نتونستم اون طناب‌ها رو پاره کنم.‬

965
01:04:25,297 --> 01:04:28,067
‫چیزی به عقد ییلدیریم و ییلدیز نمونده.‬

966
01:04:28,579 --> 01:04:32,944
‫سرهات هم باید خون جگر بخوره و بگه شربت زغال‌اخته خوردم.‬

967
01:04:33,661 --> 01:04:36,677
‫بعد از اون دیگه نه طنابی می‌مونه و نه چیز دیگه‌ای.‬

968
01:04:39,669 --> 01:04:41,041
‫چیزی که من نمی‌فهمم...‬

969
01:04:42,442 --> 01:04:46,354
‫.. این دوتا، یعنی ییلدیز و سرهات...‬

970
01:04:47,924 --> 01:04:50,535
‫.. چطور اینقدر دشمن هم شدن؟‬

971
01:04:51,165 --> 01:04:54,316
‫یعنی اون ییلدیزی که واسه آزادی سرهات...‬

972
01:04:54,660 --> 01:04:56,858
‫.. از خودش گذشت...‬

973
01:04:58,347 --> 01:05:01,799
‫.. چی شد که اون کارت دعوت رو آورد و گذاشت کف دست سرهات؟‬

974
01:05:08,372 --> 01:05:10,602
‫آشیر گفته!‬

975
01:05:14,508 --> 01:05:15,864
‫چی رو گفته سلطان؟‬

976
01:05:16,446 --> 01:05:19,391
‫دختر، اینکه ییلدیز و ملک با هم خواهرن!‬

977
01:05:21,674 --> 01:05:24,460
‫خب تو بهش گفتی؟‬

978
01:05:25,923 --> 01:05:29,486
‫مجبور شدم. وگرنه ییلدیز رو به ییلدیریم نمی‌داد.‬

979
01:05:32,066 --> 01:05:33,708
‫پس حتماً اون گفته.‬

980
01:05:36,069 --> 01:05:37,450
‫ببین، اگه سرهات...‬

981
01:05:38,063 --> 01:05:41,945
‫.. بفهمه ییلدیز به‌خاطر این راز از خودش گذشته...‬

982
01:05:44,405 --> 01:05:47,928
‫نه. سرهات نباید اینو بفهمه.‬

983
01:05:48,486 --> 01:05:50,147
‫اصلاً نباید بفهمه.‬

984
01:05:50,388 --> 01:05:53,353
‫حتی این راز رو هیچ‌کس نباید بفهمه.‬

985
01:05:54,207 --> 01:05:58,818
‫ببین، اگه ملک هم بفهمه، نمی‌تونه تو خودش نگه داره.‬

986
01:05:59,706 --> 01:06:03,309
‫سوده، سکوت می‌کنیم. مجبوریم سکوت کنیم.‬

987
01:06:03,765 --> 01:06:05,773
‫اگه سرهات...‬

988
01:06:06,402 --> 01:06:09,179
‫.. بین دوتا خواهر گیر کنه...‬

989
01:06:16,007 --> 01:06:17,451
‫.. ییلدیز رو انتخاب می‌کنه.

990
01:06:17,692 --> 01:06:19,963
‫آره، ییلدیز رو انتخاب می‌کنه.‬

991
01:06:27,337 --> 01:06:29,702
‫جفتمون عاشق مصطفی بودیم سلطان.‬

992
01:06:32,700 --> 01:06:34,891
‫ولی اون قسمت هیچ‌کدوممون نشد.‬

993
01:06:37,779 --> 01:06:41,239
‫می‌گن دخترا سرنوشت مادراشون رو زندگی می‌کنن.‬

994
01:06:43,372 --> 01:06:45,095
‫خدایا، ایشالا...‬

995
01:06:46,224 --> 01:06:49,867
‫.. ایشالا ملک هم به سرنوشت من دچار نشه.‬

996
01:06:52,683 --> 01:06:55,374
‫خوشبختیش با سرهات نیمه‌کاره نمونه.‬

997
01:06:57,854 --> 01:06:59,131
‫مثلِ من.‬

998
01:07:00,444 --> 01:07:01,603
‫آمین.‬

999
01:08:07,689 --> 01:08:09,999
‫«سوده و سلطان دارن بهت دروغ می‌گن دخترم.‬

1000
01:08:10,444 --> 01:08:13,134
‫بابات مصطفی نیست.‬
‫بابات...‬

1001
01:08:30,655 --> 01:08:32,980
‫اگه یادت باشه دفعه‌ی قبل که اومدی،‬
‫نتونستم کارتمو بگیرم.‬

1002
01:08:34,747 --> 01:08:36,945
‫اما دلم می‌خواد تو این روز قشنگ‬
‫کنارت باشم.‬

1003
01:08:38,634 --> 01:08:40,570
‫به نمایندگی از خانواده‌ی یلدوران.‬

1004
01:08:42,485 --> 01:08:44,810
‫به ییلدیریم می‌گم برات کارت بذاره.‬

1005
01:08:47,588 --> 01:08:50,961
‫هرچند تو کارِت معلوم نیست.‬
‫عادت داری عروسی بهم بزنی.‬

1006
01:08:51,310 --> 01:08:52,937
‫نه، اون روزا دیگه تموم شده ییلدیز.‬

1007
01:08:53,814 --> 01:08:55,346
‫دیگه از این خبرا نیست، نگران نباش.‬

1008
01:08:58,327 --> 01:09:00,716
‫وقتی اینقدر دوستت دارم‬
‫رفتن دیگه چیه؟‬

1009
01:09:02,799 --> 01:09:04,093
‫دست کشیدن دیگه چیه؟‬

1010
01:09:08,926 --> 01:09:10,197
‫من هیچ‌وقت‬
‫ازت دست نکشیدم.‬

1011
01:09:11,952 --> 01:09:13,762
‫چون‬
‫تو هم نیمه‌ی روح منی.‬

1012
01:09:40,584 --> 01:09:42,631
‫ملک، چی شده؟‬

1013
01:09:44,064 --> 01:09:48,365
‫دخترم، عکسا رو پیدا کردی؟‬
‫اگه می‌خوای بیا با هم ببینیم.‬

1014
01:09:49,498 --> 01:09:52,212
‫ببینیم. معلومه که ببینیم.‬

1015
01:09:54,010 --> 01:09:55,819
‫مامانم می‌خواسته بهم پیام بده...‬

1016
01:09:57,797 --> 01:09:59,961
‫.. اما خب وقت نکرده،‬
‫بعدش تصادف شده.‬

1017
01:10:00,365 --> 01:10:01,722
‫چه پیامی؟‬

1018
01:10:02,960 --> 01:10:06,254
‫گفته سلطان و سوده دارن بهت‬
‫دروغ می‌گن.‬

1019
01:10:06,916 --> 01:10:09,274
‫گفته بابات مصطفی نیست.‬

1020
01:10:10,256 --> 01:10:11,657
‫اما حیف که وقت نکرده.‬

1021
01:10:11,898 --> 01:10:14,414
‫پیامش نصفه مونده،‬
‫نتونسته بنویسه کیه.‬

1022
01:10:15,371 --> 01:10:16,569
‫ببین.‬

1023
01:10:18,980 --> 01:10:22,035
‫ببین! بابای من کیه؟‬

1024
01:10:24,046 --> 01:10:25,498
‫بابای من کیه؟‬

1025
01:10:26,964 --> 01:10:29,924
‫دخترم، این چه سوالیه؟ زشته!‬

1026
01:10:30,412 --> 01:10:33,881
‫آخه کی بهتر از مادرت می‌دونه‬
‫بابات کیه؟‬

1027
01:10:34,670 --> 01:10:38,041
‫بگو. بگو دیگه!‬
‫یه چیزی بگو، حرف بزن!‬

1028
01:10:46,107 --> 01:10:49,113
‫من اگه گفتم مصطفی‌ست، یعنی مصطفی‌ست.‬

1029
01:10:51,050 --> 01:10:54,243
‫- چی؟‬
‫- پس چرا همچین چیزی نوشته؟‬

1030
01:10:54,596 --> 01:10:56,680
‫- چرا اینو نوشته؟‬
‫- من از کجا بدونم؟‬

1031
01:10:57,486 --> 01:11:00,880
‫من اهل دروغ نیستم.‬
‫خودت بهتر از همه می‌دونی.‬

1032
01:11:03,606 --> 01:11:05,440
‫دخترم، ببین.‬

1033
01:11:06,160 --> 01:11:08,145
‫مادر خدابیامرزت...‬

1034
01:11:08,386 --> 01:11:11,220
‫.. نمی‌خواست ازدواجت با سرهات ادامه پیدا کنه.‬

1035
01:11:12,492 --> 01:11:16,153
‫معلومه می‌خواسته از من و سوده هم متنفر بشی.‬

1036
01:11:16,760 --> 01:11:19,520
‫بعد اونا هم برای اینکه تو بری استانبول...‬

1037
01:11:19,793 --> 01:11:21,200
‫.. همچین چیزی نوشته.‬

1038
01:11:23,246 --> 01:11:25,600
‫- خدا منو ببخشه.‬
‫- دخترم.‬

1039
01:11:26,580 --> 01:11:30,360
‫نکن، به خدا ببین.‬
‫بی‌خودی خودتو ناراحت نکن.‬

1040
01:11:30,900 --> 01:11:32,680
‫خیالت راحت باشه.‬

1041
01:11:33,432 --> 01:11:34,697
‫گناه داری.‬

1042
01:11:35,416 --> 01:11:38,440
‫این بچه همه چیزو حس می‌کنه، نکن.‬

1043
01:12:03,270 --> 01:12:05,200
‫هجران، خیر باشه؟‬

1044
01:12:06,206 --> 01:12:08,600
‫قبل اینکه بپرسی بگم.‬
‫آره، تعقیبت کردم.‬

1045
01:12:09,020 --> 01:12:12,520
‫- اون که معلومه، ولی واسه چی تعقیب کردی؟‬
‫- اونم تا چند لحظه‌ی دیگه می‌فهمی.‬

1046
01:12:13,047 --> 01:12:14,080
‫هجران.‬

1047
01:12:16,986 --> 01:12:18,200
‫مریم خانم!‬

1048
01:12:18,939 --> 01:12:20,326
‫مریم خانم!‬

1049
01:12:25,605 --> 01:12:28,800
‫برای اینکه... برای اینکه منو از مغازه بیرون کنی...‬

1050
01:12:29,567 --> 01:12:31,440
‫.. مردمو تحریک کردی.‬

1051
01:12:32,033 --> 01:12:33,520
‫اما اینو یادت نره که...‬

1052
01:12:34,006 --> 01:12:37,240
‫.. من با کلی سختی و بدبختی اومدم این اورفا.‬

1053
01:12:37,880 --> 01:12:39,720
‫همچین لقمه‌ی راحتی هم نیستم.‬

1054
01:12:41,026 --> 01:12:43,800
‫اون زن‌های کاباره‌ای که تحقیرشون می‌کنین رو می‌بینی؟‬

1055
01:12:44,867 --> 01:12:49,200
‫از شماهایی که مغازه‌ی یه آدم بی‌گناه رو رو سرش خراب می‌کنین، با شرف‌ترن.‬

1056
01:12:49,486 --> 01:12:50,920
‫هوی زن، یواش!‬

1057
01:12:51,160 --> 01:12:54,960
‫تو کی هستی که پاشدی اومدی تو حیاط من و واسم خط و نشون می‌کشی؟‬

1058
01:12:55,200 --> 01:12:56,800
‫مادر، مادر.

1059
01:13:00,000 --> 01:13:02,160
‫تو به مغازه‌ی هجران حمله کردی؟‬

1060
01:13:04,693 --> 01:13:06,360
‫داره تهمت می‌زنه.‬

1061
01:13:07,059 --> 01:13:08,240
‫تهمته، آره؟‬

1062
01:13:09,247 --> 01:13:10,800
‫باز اینجا چه خبره؟‬

1063
01:13:11,360 --> 01:13:12,720
‫این زن شما...‬

1064
01:13:13,479 --> 01:13:14,680
‫.. این زن...‬

1065
01:13:15,406 --> 01:13:18,160
‫.. مردمو تحریک کرد و انداخت به جون من.‬

1066
01:13:18,613 --> 01:13:22,040
‫مغازه‌مو سنگ‌بارون کردن، با نونم بازی کرد، با نونم!‬

1067
01:13:22,453 --> 01:13:24,400
‫همینطوری چرت و پرت نگو.‬

1068
01:13:25,332 --> 01:13:28,400
‫من هیچ کاری با مغازه‌ی تو نداشتم.‬

1069
01:13:29,226 --> 01:13:32,200
‫آره، با اون گذشته‌ی کثیفت...‬

1070
01:13:32,440 --> 01:13:35,440
‫گفتم تو اورفا نمی‌تونی کار کنی، آره.‬

1071
01:13:36,366 --> 01:13:37,680
‫گفتم، درسته، آره.‬

1072
01:13:38,160 --> 01:13:39,880
‫اما بیشتر از این نبوده.‬

1073
01:13:40,700 --> 01:13:44,080
‫در هر صورت هر کی این کار رو کرده دستش درد نکنه.‬

1074
01:13:44,320 --> 01:13:46,153
‫کاش من می‌گفتم بکنن.‬

1075
01:13:46,393 --> 01:13:47,600
‫ببین دخترم.‬

1076
01:13:49,632 --> 01:13:53,000
‫رسم و رسوم ما مثل شماها نیست.‬

1077
01:13:53,699 --> 01:13:55,120
‫زن‌هایی مثل تو...‬

1078
01:13:55,873 --> 01:13:59,759
‫..  اینجا، واسه دخترای جوونی مثل آسیه‌ی ما...‬

1079
01:14:00,033 --> 01:14:02,320
‫.. و بچه‌ها، الگوی بدی هستن.‬

1080
01:14:02,907 --> 01:14:04,240
‫مردم اگه چیزی گفتن، حتماً درسته.‬

1081
01:14:05,051 --> 01:14:08,419
‫واسه همین زیاد کشش نده. برو پی کارت.‬

1082
01:14:10,539 --> 01:14:12,200
‫شماها پاکین.‬

1083
01:14:13,080 --> 01:14:14,440
‫منم سیاهم، آره؟‬

1084
01:14:15,587 --> 01:14:17,520
‫هر کاری من می‌کنم اشتباهه.‬

1085
01:14:18,205 --> 01:14:22,160
‫اینکه دخترتونو بدین به مردی که دوستش نداره درسته، آره؟‬

1086
01:14:22,686 --> 01:14:24,819
‫همه‌ی ما تو گذشته‌مون اشتباهاتی داشتیم.‬

1087
01:14:25,060 --> 01:14:27,360
‫همه‌مون پشیمونی‌هایی داریم، مگه نه؟‬

1088
01:14:27,933 --> 01:14:29,000
‫اما من...‬

1089
01:14:29,639 --> 01:14:31,240
‫.. من خجالت نمی‌کشم.

1090
01:14:31,793 --> 01:14:34,200
‫چون کار خجالت‌آوری نکردم.‬

1091
01:14:35,820 --> 01:14:37,680
‫بهتره بهم عادت کنین سرکار خانم.‬

1092
01:14:38,259 --> 01:14:41,240
‫چون قصد ندارم از اورفا‬
‫جایی برم.‬

1093
01:14:47,000 --> 01:14:55,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

1094
01:15:03,230 --> 01:15:04,963
‫ببین داره چی کار می‌کنه!‬

1095
01:15:10,610 --> 01:15:11,720
‫اون چی بود؟‬

1096
01:15:13,360 --> 01:15:16,000
‫- هجران چی شد؟‬
‫- اونو از مامانت بپرس ییلدیز.‬

1097
01:15:24,979 --> 01:15:28,040
‫چه خبره؟ هجران اینجا چیکار می‌کنه؟‬

1098
01:15:28,566 --> 01:15:30,720
‫پسرم برین این رسوایی رو از اونجا بیارین،‬
‫بیاریدش پایین لعنتی‌ها.‬

1099
01:15:30,999 --> 01:15:32,600
‫دست نزن کثافت! ولش کن!‬

1100
01:15:33,339 --> 01:15:36,640
‫شما هم زیاد کشش ندین.‬
‫افطار نزدیکه، یالا میز رو بچینین.‬

1101
01:15:37,286 --> 01:15:39,160
‫یالا یالا، برین سر کارتون.‬

1102
01:15:41,840 --> 01:15:43,506
‫دخترِ قرص و محکمیه.‬

1103
01:15:45,153 --> 01:15:47,240
‫بذار واسه دخترایی مثلِ آسیه‌ی ما‬
‫الگو بشه.‬

1104
01:15:47,480 --> 01:15:49,905
‫یالا، هرکی بره سر کارش. یالا.‬

1105
01:15:52,572 --> 01:15:53,760
‫یالا.‬

1106
01:15:57,092 --> 01:15:59,280
‫جل‌الخالق! جل‌الخالق!‬

1107
01:16:05,686 --> 01:16:08,720
‫حمزه، دارم از قرض حرف می‌زنم، قرض.‬

1108
01:16:09,299 --> 01:16:13,159
‫اگه اونقدر پول نقد داشتم حرفی نبود‬
‫ولی به خدا منم ندارم.‬

1109
01:16:13,400 --> 01:16:16,040
‫- تو حران یه زمین جدید خریدم.‬
‫- خوبه.‬

1110
01:16:16,773 --> 01:16:18,000
‫باشه، اینم بگذره.‬

1111
01:16:20,330 --> 01:16:21,423
‫مردک دروغگو!‬

1112
01:16:26,079 --> 01:16:28,920
‫آقا، اونایی که به آرایشگاه حمله کردن رو پیدا کردیم.‬

1113
01:16:29,726 --> 01:16:32,150
‫همونطور که دستور دادین‬
‫با خانواده‌هاشون بردیمشون هتل.‬

1114
01:16:32,483 --> 01:16:33,600
‫خوبه.‬

1115
01:16:34,133 --> 01:16:37,640
‫ببین، تا وقتی این قضایا بخوابه‬
‫همه‌شون مهمون ما هستن.‬

1116
01:16:37,966 --> 01:16:39,120
‫اطاعت می‌شه آقا.‬

1117
01:16:39,933 --> 01:16:41,400
‫بیا وکیل، بیا.‬

1118
01:16:41,773 --> 01:16:44,600
‫- تو برو.‬
‫- حالتون چطوره؟ فوری صدام کردین.‬

1119
01:16:47,556 --> 01:16:48,760
‫وکیل، تو باتلاقم.‬

1120
01:16:49,467 --> 01:16:50,880
‫فوری به پول احتیاج دارم.‬

1121
01:16:51,806 --> 01:16:55,091
‫یه بخشی از اموال تاشکسن‌ها که به نامِ منه رو‬
‫بذار برای فروش.‬

1122
01:16:55,332 --> 01:16:56,400
‫پول نقد لازم دارم.‬

1123
01:16:57,153 --> 01:17:01,405
‫زمین‌ها و سرمایه‌گذاری‌های خیلی باارزشی هستن،‬
‫قیمتشون هم خیلی بالاست.‬

1124
01:17:01,647 --> 01:17:03,080
‫نمی‌دونم سریع براشون مشتری پیدا می‌شه یا نه.‬

1125
01:17:03,419 --> 01:17:05,040
‫تو هم دیگه چونه نزن.‬

1126
01:17:05,532 --> 01:17:07,240
‫پول از جونم که عزیزتر نیست.‬

1127
01:17:07,906 --> 01:17:12,320
‫راستش واسه هتل چندتا مشتری هست.‬
‫هتل هم جزوشونه؟‬

1128
01:17:14,586 --> 01:17:16,760
‫هر کاری لازمه بکن. باشه؟‬

1129
01:17:17,233 --> 01:17:18,880
‫هرچه زودتر واسم پول جور کن.‬

1130
01:17:24,638 --> 01:17:27,000
‫وای سرم!‬

1131
01:17:27,939 --> 01:17:30,763
‫امروز چی کشیدم من؟ این چه روزی بود؟‬

1132
01:17:33,049 --> 01:17:34,277
‫بیا مامان، بیا.‬

1133
01:17:43,063 --> 01:17:45,023
‫با ییلدیریم بحثت شده.‬

1134
01:17:47,589 --> 01:17:50,480
‫- چی شده دخترم؟‬
‫- هی می‌خوام هیچی نگم و ساکت بمونم.‬

1135
01:17:50,806 --> 01:17:54,506
‫این هی میاد پیشت چغلی می‌کنه،‬
‫بعد به خودش می‌گه مرد.‬

1136
01:17:55,099 --> 01:17:56,920
‫همه‌اش پشت قدرت تو قایم می‌شه.‬

1137
01:17:57,486 --> 01:17:59,920
‫ببین، با ییلدیریم رابطه‌ت رو درست کن.‬

1138
01:18:00,579 --> 01:18:01,913
‫تو یه زن بیوه‌ای.‬

1139
01:18:02,953 --> 01:18:04,560
‫اونم یه مرد مجرده.‬

1140
01:18:05,433 --> 01:18:08,952
‫- خب که چی؟‬
‫- در هر صورت تو رو قبول کرده و گرفته.‬

1141
01:18:09,193 --> 01:18:12,280
‫ییلدیز، به جای اینکه ممنون باشی‬
‫ببین چیکار می‌کنی.‬

1142
01:18:12,627 --> 01:18:14,880
‫اگه خبر این دعواهاتون بپیچه...‬

1143
01:18:15,373 --> 01:18:17,800
‫.. پشت سرت حرف درمیارن.‬

1144
01:18:18,167 --> 01:18:20,360
‫من حالم از این اخلاقت به هم می‌خوره!‬

1145
01:18:21,159 --> 01:18:23,320
‫همه‌اش فکر و ذکرت اینه که مردم چی می‌گن.‬

1146
01:18:23,893 --> 01:18:26,240
‫همه‌اش نگران اینی که بقیه‬
‫درباره‌مون چی فکر می‌کنن.‬

1147
01:18:26,639 --> 01:18:27,840
‫دست بردار!‬

1148
01:18:28,080 --> 01:18:32,440
‫چیزایی که واسه آبروی این خانواده فدا کردم‬
‫و تو دلم ریختم کافی نبود؟‬

1149
01:18:32,866 --> 01:18:34,120
‫خسته نشدین؟‬

1150
01:18:34,360 --> 01:18:36,680
‫- ببین هنوز داره حرف می‌زنه...‬
‫- چون ازم سوءاستفاده کردین!‬

1151
01:18:36,920 --> 01:18:40,120
‫پاشو یالا پاشو.‬
‫زنگ بزن به اون مرد و از دلش...‬

1152
01:18:40,360 --> 01:18:42,920
‫من چرا باید از دلش دربیارم؟‬
‫من کاری نکردم.‬

1153
01:18:44,660 --> 01:18:45,680
‫دختر؟‬

1154
01:18:47,186 --> 01:18:49,800
‫نکنه داری واسه این مرد ناز می‌کنی؟‬

1155
01:18:51,960 --> 01:18:53,200
‫ببین مامان.‬

1156
01:18:53,620 --> 01:18:56,240
‫ببین، همینطوری هم‬
‫پیشونیم داره از درد می‌ترکه.‬

1157
01:18:57,733 --> 01:19:01,000
‫دیگه با این حرفای ناز و نیاز‬
‫اعصابم رو خرد نکن.‬

1158
01:19:01,380 --> 01:19:02,600
‫ییلدیز.‬

1159
01:19:03,293 --> 01:19:08,480
‫تو وقتی با سرهات لب گرفتی‬
‫تمام حق ناز کردنت رو از دست دادی.‬

1160
01:19:08,720 --> 01:19:11,040
‫اون تموم شد و رفت. تو دعا کن.‬

1161
01:19:11,280 --> 01:19:13,280
‫طرف بخشیدت، دستت رو گرفت...‬

1162
01:19:13,520 --> 01:19:15,400
‫.. میاردت بین مردم و می‌گردونتت.‬

1163
01:19:15,806 --> 01:19:17,160
‫اگه یکی دیگه بود...‬

1164
01:19:17,400 --> 01:19:21,040
‫.. خیلی وقت پیش انگشتر رو پرت کرده بود.‬
‫تو از این چیزا خبر نداری.‬

1165
01:19:21,479 --> 01:19:22,617
‫اصلاً مگه کی...

1166
01:19:22,857 --> 01:19:26,120
‫.. کی دلش می‌خواد با دختری که با یه مرد متأهل لب گرفته
‫ازدواج کنه؟

1167
01:19:26,360 --> 01:19:28,940
‫ازدواج نکنه! اصلاً نکنه!‬

1168
01:19:29,180 --> 01:19:31,200
‫مگه من بهش می‌گم‬
‫بیا با من ازدواج کن؟‬

1169
01:19:31,826 --> 01:19:36,160
‫- تازه سرهات دشمن اون مرده!‬
‫- به من چه که دشمنشه؟ به من چه؟‬

1170
01:19:36,400 --> 01:19:37,880
‫به به!‬

1171
01:19:38,613 --> 01:19:42,520
‫ییلدیز خانم، با اینکه نامزد داری‬
‫با مردهای متأهل لب می‌گیری، آره؟‬

1172
01:19:45,845 --> 01:19:48,263
‫شما دخترتون رو که با مردهای متأهل می‌پره...‬

1173
01:19:48,576 --> 01:19:51,040
‫.. میارین و اینطوری بالای مجلس‬
‫می‌نشونین.‬

1174
01:19:51,393 --> 01:19:53,880
‫اونوقت من به‌خاطر یه پیام‬
‫از خونه پرت بشم بیرون.‬

1175
01:19:54,233 --> 01:19:56,200
‫چه عدالت قشنگی، مریم خانم.‬

1176
01:19:56,740 --> 01:19:59,483
‫- مگه نه؟‬
‫- این بی‌ادب رو ببین چی می‌گه!‬

1177
01:19:59,723 --> 01:20:02,935
‫- تو دخالت نکن.‬
‫- این بی‌چشم و رو رو ببین، تو چی می‌گی؟‬

1178
01:20:03,176 --> 01:20:05,639
‫مگه اینا مثل همن؟ ندا، اینا یکی‌ان؟‬

1179
01:20:05,880 --> 01:20:08,000
‫تو دوتا بچه داری.‬

1180
01:20:08,333 --> 01:20:09,920
‫مثل روز روشنه که جفتش یکیه.‬

1181
01:20:11,333 --> 01:20:12,746
‫از این به بعد...‬

1182
01:20:13,766 --> 01:20:16,360
‫.. تو این عمارت خدمتکاری نمی‌کنم.‬

1183
01:20:17,203 --> 01:20:19,359
‫مثل قدیما می‌شم ندا خانم.‬

1184
01:20:20,466 --> 01:20:22,440
‫مثل قدیما هم بهم احترام می‌ذارن.‬

1185
01:20:23,166 --> 01:20:26,440
‫سر سفره‌ی افطار امشب هم می‌شینم.‬

1186
01:20:27,233 --> 01:20:28,440
‫وگرنه...‬

1187
01:20:33,473 --> 01:20:36,360
‫.. آقا ضیان می‌فهمه که ییلدیز و سرهات همدیگه رو بوسیدن.‬

1188
01:20:37,185 --> 01:20:40,280
‫بعدش دیگه نمی‌دونم دخترتونو می‌کشه یا چیکار می‌کنه، اونش با من نیست.‬

1189
01:20:40,673 --> 01:20:42,560
‫تو وایسا، یه لحظه وایسا، صبر کن.‬

1190
01:20:43,040 --> 01:20:44,519
‫داری چیکار می‌کنی؟ چی داری می‌گی؟‬

1191
01:20:44,760 --> 01:20:46,600
‫داری مادرم رو با جون من تهدید می‌کنی؟‬

1192
01:20:47,567 --> 01:20:48,600
‫تو...‬

1193
01:20:49,006 --> 01:20:51,600
‫.. اگه از اون زن کاباره‌ای که برادرت بوسیدتش دفاع کنی...‬

1194
01:20:52,020 --> 01:20:53,120
‫.. ییلدیز...‬

1195
01:20:53,666 --> 01:20:55,080
‫.. منم این کار رو می‌کنم.‬

1196
01:21:00,066 --> 01:21:01,520
‫از آشیر طلاق نمی‌گیرم.‬

1197
01:21:02,353 --> 01:21:05,320
‫تو این عمارت نه فقط به عنوان مادر بچه‌هام...‬

1198
01:21:05,640 --> 01:21:07,800
‫.. بلکه به عنوان زن آشیر هم می‌مونم.‬

1199
01:21:08,560 --> 01:21:10,920
‫اگه بخوای پشت سرم نقشه بکشی...‬

1200
01:21:11,533 --> 01:21:13,840
‫.. یا بخوای منو بسوزونی مریم خانم...‬

1201
01:21:15,439 --> 01:21:16,760
‫.. منم ییلدیز رو می‌سوزونم.‬

1202
01:21:19,069 --> 01:21:20,296
‫متأسفم.‬

1203
01:21:24,460 --> 01:21:26,000
‫این چِش شده؟‬

1204
01:21:27,873 --> 01:21:30,560
‫بی‌حیای از جون گذشته!‬

1205
01:21:33,533 --> 01:21:35,200
‫دختره رو هم دیوونه کردیم.‬

1206
01:21:57,544 --> 01:21:59,400
‫چیکار کردم من؟ من چیکار کردم؟‬

1207
01:21:59,640 --> 01:22:01,920
‫من چی؟ چی داره می‌شه؟‬

1208
01:22:02,413 --> 01:22:04,758
‫خیلی معذرت می‌خوام، خیلی معذرت می‌خوام.‬

1209
01:22:04,999 --> 01:22:07,560
‫ییلدیز، حرفامو باور نکردی عزیزم، نه؟‬

1210
01:22:07,946 --> 01:22:11,257
‫خیلی بیچاره شدم، مادرت اینجا زندگی رو واسم جهنم کرده ییلدیز.‬

1211
01:22:11,497 --> 01:22:14,063
‫من حتی به یه تار موت هم نمی‌تونم آسیب بزنم عزیزم.‬

1212
01:22:14,303 --> 01:22:15,303
‫- باشه.‬
‫- ییلدیز.‬

1213
01:22:15,557 --> 01:22:17,013
‫- باشه حالا بیا.‬
‫- ییلدیز من تو رو...‬

1214
01:22:17,340 --> 01:22:19,240
‫باشه، بیا.‬

1215
01:22:20,850 --> 01:22:21,864
‫- ییلدیز.‬
‫- چی؟‬

1216
01:22:22,105 --> 01:22:24,036
‫- من عمراً بهت آسیب نمی‌زنم عزیزم.‬
‫- باشه.‬

1217
01:22:24,277 --> 01:22:26,160
‫- حتی نمی‌ذارم یه تار موت هم کم بشه.‬
‫- می‌دونم.‬

1218
01:22:26,413 --> 01:22:27,480
‫- می‌دونی دیگه، نه؟‬
‫- می‌دونم.‬

1219
01:22:27,720 --> 01:22:30,150
‫- باور نکردی که، نه؟‬
‫- باور نکردم. تو، وایسا.‬

1220
01:22:30,506 --> 01:22:33,560
‫یه توضیح بده ببینم. این قضیه‌ی خیانت چیه؟‬

1221
01:22:36,460 --> 01:22:39,090
‫الان من اونو... یعنی چی رو...‬

1222
01:22:39,370 --> 01:22:42,040
‫راستش اونقدرا هم چیزی واسه تعریف کردن نیست ییلدیز.‬

1223
01:22:42,453 --> 01:22:45,640
‫یه چیز بی‌اهمیتی بود. اومد و رفت.‬

1224
01:22:46,920 --> 01:22:48,760
‫بریز بیرون. حرف دلتو بزن.‬

1225
01:22:50,120 --> 01:22:51,280
‫ییلدیز، ما...‬

1226
01:22:51,853 --> 01:22:55,325
‫.. تازه داریم طعم دوست داشته شدن رو می‌چشیم.‬

1227
01:22:55,566 --> 01:22:57,280
‫تازه داریم دوست داشتن رو یاد می‌گیریم.

1228
01:22:57,520 --> 01:22:59,719
‫یعنی همه‌اش تقصیر ماست گل من؟‬

1229
01:22:59,960 --> 01:23:02,680
‫همه‌اش تقصیر ماست؟ ها؟‬

1230
01:23:03,500 --> 01:23:04,960
‫تو بگو.‬

1231
01:23:07,286 --> 01:23:09,200
‫ما که با تقدیر نمی‌جنگیم.‬

1232
01:23:09,973 --> 01:23:13,480
‫فقط جلوی اونایی که می‌خوان تقدیرمون رو بنویسن سر خم نمی‌کنیم.‬

1233
01:23:13,886 --> 01:23:15,560
‫این جرمه؟ معلومه که نه.‬

1234
01:23:18,376 --> 01:23:19,800
‫ولی چون زنیم...‬

1235
01:23:23,226 --> 01:23:24,920
‫.. همه‌ی اینا واسه همینه.‬

1236
01:23:25,853 --> 01:23:27,640
‫زبونایی که حکم می‌دن...‬

1237
01:23:28,512 --> 01:23:31,400
‫.. و دستایی که مجازات می‌کنن، بشکنن.‬

1238
01:23:34,420 --> 01:23:36,160
‫تو به اونا نگاه نکن.‬

1239
01:23:37,046 --> 01:23:39,040
‫این اشکای مرواریدیت رو پاک کن، ولش کن.‬

1240
01:23:39,546 --> 01:23:42,960
‫تو هر چی دلت می‌خواد بهم بگو. من قلبت رو می‌شناسم.‬

1241
01:23:43,706 --> 01:23:46,113
‫بین خودمون می‌مونه. من هیچی نمی‌دونم، چیزی هم نشنیدم.‬

1242
01:23:46,373 --> 01:23:47,760
‫من حرفی نمی‌زنم. باشه؟‬

1243
01:23:48,053 --> 01:23:49,384
‫خوبه که هستی.‬

1244
01:23:49,625 --> 01:23:52,160
‫عزیز من، طالع‌برگشته‌ی من!‬

1245
01:23:52,633 --> 01:23:56,080
‫اگه خواهرم بودی، یعنی می‌تونستم انقدر دوستت داشته باشم؟‬

1246
01:23:56,879 --> 01:23:59,200
‫- باور نکردی دیگه، نه؟‬
‫- نه، باور نکردم.‬

1247
01:23:59,440 --> 01:24:01,800
‫به خدا قسم که باور نکردم، نه.‬

1248
01:24:29,098 --> 01:24:30,250
‫ملک؟‬

1249
01:24:39,512 --> 01:24:40,760
‫خوبی؟‬

1250
01:24:49,037 --> 01:24:51,183
‫باشه، باشه.‬

1251
01:24:51,605 --> 01:24:53,000
‫خوب شد اومدی.‬

1252
01:24:56,657 --> 01:24:57,830
‫چی شده؟‬

1253
01:24:58,099 --> 01:24:59,280
‫می‌خوای تعریف کنی؟‬

1254
01:25:01,906 --> 01:25:04,440
‫- امروز ژاندارمری اومد.‬
‫- بعدش؟‬

1255
01:25:06,466 --> 01:25:08,840
‫وسایل مامان و بابام رو آوردن.‬

1256
01:25:09,626 --> 01:25:11,480
‫تحقیقاتشون تموم شده.‬

1257
01:25:15,447 --> 01:25:16,840
‫دلت واسشون تنگ شده، نه؟‬

1258
01:25:20,320 --> 01:25:22,040
‫خیلی دلم تنگ شده.‬

1259
01:25:24,276 --> 01:25:25,876
‫آروم باش.

1260
01:25:27,206 --> 01:25:28,403
‫سخته.‬

1261
01:25:29,972 --> 01:25:33,280
‫می‌دونم خیلی سخته، ولی دیگه خودت رو اذیت نکن، خواهش می‌کنم.‬

1262
01:25:36,067 --> 01:25:38,840
‫- سرهات، ذهنم خیلی مشغوله.‬
‫- چرا؟‬

1263
01:25:50,203 --> 01:25:51,303
‫این چیه؟‬

1264
01:25:53,052 --> 01:25:56,200
‫مامانم سعی کرده واسم یه پیام بنویسه.‬

1265
01:25:56,806 --> 01:26:01,400
‫گفته بابات مصطفی نیست، سوده و سلطان دارن بهت دروغ می‌گن.‬

1266
01:26:05,026 --> 01:26:06,560
‫تو از خاله سوده پرسیدی؟‬

1267
01:26:07,413 --> 01:26:08,560
‫پرسیدم.‬

1268
01:26:09,739 --> 01:26:11,360
‫گفت که دروغه.‬

1269
01:26:12,953 --> 01:26:14,680
‫بهم دروغ نمی‌گه، مگه نه؟‬

1270
01:26:15,173 --> 01:26:17,560
‫یعنی خاله سوده تو یه همچین موردی دروغ نمی‌گه.‬

1271
01:26:19,257 --> 01:26:20,310
‫مگه نه؟‬

1272
01:26:22,517 --> 01:26:23,563
‫بیا.‬

1273
01:26:28,304 --> 01:26:29,440
‫باشه.‬

1274
01:26:29,940 --> 01:26:31,120
‫دیگه خودتو ناراحت نکن.‬

1275
01:26:50,752 --> 01:26:52,520
‫خدا قبول کنه، نوش جان.‬

1276
01:26:54,446 --> 01:26:55,480
‫بفرمایین.‬

1277
01:26:55,899 --> 01:26:58,040
‫- بفرمایین.‬
‫- خدا قبول کنه.‬

1278
01:26:58,746 --> 01:26:59,880
‫داداشم.‬

1279
01:27:03,860 --> 01:27:05,166
‫یه چیزایی شنیدم.‬

1280
01:27:05,633 --> 01:27:06,640
‫ییلدیریم...‬

1281
01:27:07,553 --> 01:27:09,560
‫.. می‌خواد چندتا از اموالش رو‬
‫رد کنه بره.‬

1282
01:27:09,800 --> 01:27:11,679
‫لابد می‌خواد سرمایه‌گذاری چیزی بکنه.‬

1283
01:27:11,920 --> 01:27:14,040
‫اون بدهی سلاح‌هاییه که نتونسته تحویل بده.‬

1284
01:27:16,420 --> 01:27:17,440
‫آقا.‬

1285
01:27:17,680 --> 01:27:20,840
‫همونطور که دستور دادی، شیشه و چارچوب‬
‫آرایشگاه هجران رو هم درست کردیم.‬

1286
01:27:21,440 --> 01:27:23,920
‫داخلش رو هم یه سر و سامونی دادیم،‬
‫به خدا ماه شد.‬

1287
01:27:24,286 --> 01:27:25,560
‫- یکم بده.‬
‫- خوبه.‬

1288
01:27:26,230 --> 01:27:28,400
‫فقط مونده کسایی که این کار رو کردن،‬
‫و اگه محرکی داشتن، پیداشون کنیم و...‬

1289
01:27:28,640 --> 01:27:30,240
‫.. حسابشون رو بذاریم کف دستشون.‬

1290
01:27:32,066 --> 01:27:33,800
‫اون زن تو بازار چه کار داره؟‬

1291
01:27:34,925 --> 01:27:36,960
‫اگه جای تو بودم،‬
‫بیخیال این قضیه می‌شدم.‬

1292
01:27:37,200 --> 01:27:38,412
‫ولی جای من نیستی.‬

1293
01:27:43,389 --> 01:27:45,040
‫سرهات درست می‌گه.‬

1294
01:27:45,513 --> 01:27:49,880
‫یعنی گذشته‌ی اون زن به ما چه؟‬
‫اگه می‌خواد کار کنه، خب کار می‌کنه.‬

1295
01:27:50,120 --> 01:27:54,120
‫اگه لازم باشه پشتش هم وایمیستیم.‬
‫کمکش هم می‌کنیم.‬

1296
01:27:54,473 --> 01:27:56,800
‫- اینطوری می‌گی مادر؟‬
‫- آره، همینطوری می‌گم.‬

1297
01:27:57,546 --> 01:27:59,440
‫سرهات داره درست رفتار می‌کنه.‬

1298
01:27:59,806 --> 01:28:03,880
‫وقتی گفتم کسی بهش دست نزنه یعنی نزنه،‬
‫مگه نه پسرم؟‬

1299
01:28:06,166 --> 01:28:08,080
‫بعد از اینکه حقیقت رو فهمیدی، ببینم...‬

1300
01:28:08,486 --> 01:28:11,480
‫.. می‌تونی دست بهش نزنی، یا نمی‌تونی؟

1301
01:28:12,159 --> 01:28:14,320
‫به خدا منم وقتی قضیه رو شنیدم‬
‫وحشت کردم.‬

1302
01:28:14,713 --> 01:28:18,400
‫فقط چون یه زن تو کاباره کار کرده،‬
‫ریختن تو مغازه‌اش چقدر وحشیانه‌ست!‬

1303
01:28:18,640 --> 01:28:21,960
‫- آخه تو چه دور و زمونه‌ای هستیم؟‬
‫- هیچی دیگه.‬

1304
01:28:26,533 --> 01:28:28,520
‫عاکف خواهش می‌کنم اینطوری نخور.‬

1305
01:28:28,760 --> 01:28:30,880
‫تو روخدا ببین، قاشق داری.‬
‫لطفاً بریز تو بشقابت.‬

1306
01:28:31,379 --> 01:28:33,800
‫خاصیتش به همینه، باید از وسط خورد.‬

1307
01:28:34,393 --> 01:28:36,360
‫- باشه عزیزم.‬
‫- عزیزم؟‬

1308
01:28:37,723 --> 01:28:38,830
‫باشه.‬

1309
01:28:42,137 --> 01:28:43,309
‫خوشت اومد؟‬

1310
01:28:43,550 --> 01:28:45,150
‫- خوبه.‬
‫- خوبه، مگه نه؟‬

1311
01:28:47,057 --> 01:28:48,083
‫آقا.‬

1312
01:28:48,579 --> 01:28:50,640
‫بچه‌ها کسایی که به مغازه حمله کردن رو پیدا کردن.‬

1313
01:28:51,413 --> 01:28:53,800
‫- کجا هستن؟‬
‫- تو هتل ییلدیریم.‬

1314
01:29:01,000 --> 01:29:09,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

1315
01:29:19,163 --> 01:29:20,332
‫خبردار شدی، آره شریک؟‬

1316
01:29:20,573 --> 01:29:22,080
‫آره شریک، خبردار شدم.‬

1317
01:29:22,406 --> 01:29:23,800
‫خیره، اسلحه نمی‌کشین؟‬

1318
01:29:24,040 --> 01:29:25,800
‫گفتم به ییلدیریم هم خبر بدم.‬

1319
01:29:26,386 --> 01:29:29,440
‫- بالاخره داماده دیگه، چیکار می‌شه کرد؟‬
‫- به خدا من که باهاش نسبتی ندارم.‬

1320
01:29:30,087 --> 01:29:31,440
‫صبری هم برای منتظر موندن ندارم.‬

1321
01:29:32,140 --> 01:29:34,520
‫هر کسی این کار رو با هجران خانم کرده، تاوانش رو پس می‌ده.‬

1322
01:29:34,760 --> 01:29:35,800
‫حق با توئه.‬

1323
01:29:36,427 --> 01:29:37,467
‫یالا.‬

1324
01:29:41,879 --> 01:29:43,400
‫اوه اوه!‬

1325
01:29:44,026 --> 01:29:45,320
‫خوش اومدین بابا.‬

1326
01:29:47,913 --> 01:29:49,520
‫گفته بودن آشیر اومده.‬

1327
01:29:50,080 --> 01:29:52,240
‫ولی از دیدن تو هم خوشحال شدم سرهات.‬

1328
01:29:53,173 --> 01:29:54,320
‫ییلدیریم.‬

1329
01:29:55,539 --> 01:29:57,400
‫اون بچه رو ول کن، مثل آدم حرف بزنیم.‬

1330
01:29:58,353 --> 01:30:01,160
‫موضوع دقیقاً همین بچه‌ست برادرزن.‬

1331
01:30:01,713 --> 01:30:04,290
‫معرفی می‌کنم. فرهاد.‬

1332
01:30:06,350 --> 01:30:08,680
‫پسر یکی از همون آدمایی که اومدین ببریدشون.‬

1333
01:30:09,160 --> 01:30:12,360
‫بچه‌ها بهش می‌گن فرو.‬
‫فرو، مگه نه؟‬

1334
01:30:15,692 --> 01:30:19,172
‫تازه فرو تنها نیست،‬
‫زن و بچه‌ی بقیه هم اینجان.‬

1335
01:30:19,413 --> 01:30:21,770
‫منتظر شما هستن،‬
‫همگی با هم افطار کردیم.‬

1336
01:30:22,436 --> 01:30:23,520
‫حالا...‬

1337
01:30:24,086 --> 01:30:25,400
‫.. بهم یه چیزی گفتن...‬

1338
01:30:26,253 --> 01:30:29,600
‫.. گفتن عمو آشیر و عمو سرهات‬
‫بلایی سر ما میارن؟‬

1339
01:30:29,840 --> 01:30:32,480
‫منم گفتم «مگه می‌شه همچین چیزی؟»‬

1340
01:30:33,099 --> 01:30:34,280
‫جل‌الخالق.‬

1341
01:30:34,899 --> 01:30:37,400
‫گفتم اونا یه چیزی دارن که من ندارم.‬

1342
01:30:39,606 --> 01:30:40,793
‫رحم و مروت.‬

1343
01:30:41,979 --> 01:30:43,205
‫شریک.‬

1344
01:30:45,805 --> 01:30:47,120
‫اونا...‬

1345
01:30:48,200 --> 01:30:50,960
‫.. گفتم جلوی بچه‌ها‬
‫کاری با باباشون ندارن.‬

1346
01:30:51,620 --> 01:30:53,240
‫مگه نه؟‬

1347
01:30:57,387 --> 01:31:00,280
‫خانواده‌ها رو عمداً آورده.‬
‫در شأن ما نیست شریک.‬

1348
01:31:00,653 --> 01:31:03,720
‫- یالا پراکنده شیم.‬
‫- بریم بریم ولی ماشاالله...‬

1349
01:31:04,513 --> 01:31:06,080
‫.. عجب دامادیه.‬

1350
01:31:07,480 --> 01:31:10,480
‫از سوءاستفاده کردن از زن و بچه‌ها‬
‫اصلاً ابایی نداره.‬

1351
01:31:15,280 --> 01:31:17,880
‫شریک، شما ییلدیز رو‬
‫به خاطر مردونگی به این دادین؟‬

1352
01:31:18,370 --> 01:31:19,630
‫هیس.‬

1353
01:31:20,153 --> 01:31:21,280
‫سرهات.‬

1354
01:31:22,020 --> 01:31:25,000
‫جلوی فرو داری تند می‌ری.‬
‫فلفل می‌ریزم تو دهنت.‬

1355
01:31:25,446 --> 01:31:26,760
‫هوی پسر!‬

1356
01:31:27,053 --> 01:31:29,440
‫یه بار دیگه اسمِ نامزد منو بیاری...‬

1357
01:31:30,400 --> 01:31:33,280
‫.. ییلدیز هر چی لازم بود رو بهت گفت.
‫بس نبود؟

1358
01:31:42,419 --> 01:31:44,000
‫امروز رو فراموش نکن ییلدیریم.‬

1359
01:31:45,446 --> 01:31:48,000
‫امروز رو فراموش نکن.‬

1360
01:31:49,466 --> 01:31:51,433
‫- تو یکی فراموش نکن.‬
‫- مرتیکه...‬

1361
01:31:52,120 --> 01:31:54,040
‫سرهات، بهت گفته بودم.‬

1362
01:31:54,673 --> 01:31:57,200
‫بهت گفته بودم نمی‌ذارم نظم اینجا رو...

1363
01:31:57,793 --> 01:32:00,800
‫.. به هم بزنی. نه تنها خان اورفا، اگه برادرزنش...

1364
01:32:01,040 --> 01:32:02,436
‫.. یا حتی هفت‌پشتش هم بیاد، من اجازه نمی‌دم.

1365
01:32:02,732 --> 01:32:06,880
‫نمی‌ذارم مردم اینجا رو به خاطر یه زن کاباره‌ای له کنی.‬

1366
01:32:10,273 --> 01:32:11,800
‫- مرتیکه‌ی...‬
‫- هیس!‬

1367
01:32:12,040 --> 01:32:16,400
‫آروم باش. اسلحه رو آوردم پایین.‬
‫دیوونه نشو، آروم.‬

1368
01:32:16,986 --> 01:32:19,920
‫- بچه اینجاست شریک.‬
‫- شغال!‬

1369
01:32:20,213 --> 01:32:22,920
‫شریک، آروم باش، آروم.‬

1370
01:32:24,047 --> 01:32:27,360
‫بیا فرو، بیا بریم‬
‫دسر بخوریم پسرم. بیا.‬

1371
01:32:28,133 --> 01:32:31,400
‫- عموهات هنوز افطار نکردن...‬
‫- باشه، باشه.‬

1372
01:32:31,779 --> 01:32:33,200
‫همه‌شون رو می‌گیرم، آروم باش.‬

1373
01:32:33,533 --> 01:32:35,200
‫چطوری می‌خوای بگیری شریک؟‬

1374
01:32:36,279 --> 01:32:38,120
‫تو سرت چی می‌گذره؟ چی‌کار می‌خوای بکنی؟‬

1375
01:32:40,933 --> 01:32:42,720
‫خودشون با پای خودشون میان پیشم.‬

1376
01:32:43,073 --> 01:32:45,560
‫نگران نباش. یالا، یالا.‬

1377
01:32:46,166 --> 01:32:49,352
‫گوش کن، ببین چی می‌گم،‬
‫یه وقت دست به کار احمقانه‌ای نزنی.‬

1378
01:32:49,593 --> 01:32:51,240
‫اصلاً. یوسف.‬

1379
01:32:51,699 --> 01:32:53,320
‫- بله خان.‬
‫- یه چیزی ازت می‌خوام.‬

1380
01:32:54,013 --> 01:32:55,092
‫حتماً خان.‬

1381
01:32:55,333 --> 01:32:57,893
‫خانم من،‬
‫شما چرا تا اینجا اومدین؟‬

1382
01:32:58,133 --> 01:33:00,120
‫اگه صدا می‌زدین، خودم‬
‫داروهاتون رو میاوردم.‬

1383
01:33:00,360 --> 01:33:03,200
‫- نمی‌خواستم به زحمت بیفتی.‬
‫- بیا، ان‌شاءالله که شفا باشه.‬

1384
01:33:04,145 --> 01:33:05,640
‫- یالا، یالا.‬
‫- باشه مادر.‬

1385
01:33:06,073 --> 01:33:10,040
‫دختره واقعاً آرایشگر خوبی بود.‬
‫کاش تعطیل نشه.‬

1386
01:33:10,280 --> 01:33:12,360
‫تازه می‌خواستم تو رو هم ببرم اونجا.‬

1387
01:33:12,760 --> 01:33:16,000
‫اون رو ول کن، چطور‬
‫ییلدیز آبجی اون تو بوده؟‬

1388
01:33:16,326 --> 01:33:18,360
‫سرهات‌خان اونجا بوده و‬
‫خدا رو شکر به موقع رسیده.‬

1389
01:33:18,827 --> 01:33:21,400
‫این آبجی تو هم‬
‫از زیر هر سنگی درمیاد.‬

1390
01:33:21,833 --> 01:33:23,000
‫حالا چه حکمتیه، نمی‌دونم.‬

1391
01:33:24,893 --> 01:33:26,560
‫آره. یالا.‬

1392
01:33:26,873 --> 01:33:28,880
‫- برین بیرون.‬
‫- چی رو نگاه می‌کنین؟ برین بیرون دیگه، یالا.‬

1393
01:33:29,212 --> 01:33:30,320
‫یالا.‬

1394
01:33:30,813 --> 01:33:32,680
‫- یالا، برو بیرون.‬
‫- یالا خانم‌ها.‬

1395
01:33:33,287 --> 01:33:35,370
‫- سریع، سریع. یالا عزیزم.‬
‫- یالا، یالا.‬

1396
01:33:35,610 --> 01:33:36,960
‫آبجی گلزار، تو بمون.

1397
01:33:47,912 --> 01:33:49,720
‫من رو صدا کردی عاکف؟‬

1398
01:33:50,166 --> 01:33:51,600
‫کادی، بیا این طرف.

1399
01:33:54,726 --> 01:33:57,520
‫آخه این وقت شب چه خبره؟ تو رو خدا.‬

1400
01:33:58,033 --> 01:34:00,080
‫لابد موقع افطار قندت زده بالا.‬

1401
01:34:00,527 --> 01:34:02,120
‫یکم داغ کردی.‬

1402
01:34:02,620 --> 01:34:06,080
‫قند من نه، ولی قند تو قراره بزنه بالا.‬

1403
01:34:06,453 --> 01:34:08,240
‫اوف!‬

1404
01:34:11,065 --> 01:34:15,805
‫عاکف، اصلاً حال ندارم.‬
‫هر چی می‌خوای بگی رک و پوست‌کنده بگو.‬

1405
01:34:16,172 --> 01:34:17,320
‫یالا، بگو.‬

1406
01:34:17,687 --> 01:34:20,280
‫داشتین درباره‌ی اون زن آرایشگر حرف می‌زدین؟‬

1407
01:34:20,520 --> 01:34:23,560
‫چرا باید درباره‌ی اون آرایشگر حرف بزنیم؟‬
‫دختر مردمه.‬

1408
01:34:24,367 --> 01:34:27,360
‫تازه سرهات هم‬
‫هر چی لازم بود رو گفت.‬

1409
01:34:27,600 --> 01:34:28,760
‫گفت، آره؟‬

1410
01:34:30,120 --> 01:34:32,320
‫ولی اون چیزی رو که نمی‌دونست نگفت.‬

1411
01:34:37,339 --> 01:34:38,440
‫هجران...‬

1412
01:34:39,473 --> 01:34:41,120
‫.. اون دختر آرایشگر...‬

1413
01:34:43,453 --> 01:34:44,840
‫.. خواهر منه.‬

1414
01:34:47,639 --> 01:34:49,200
‫توبه!‬

1415
01:34:50,386 --> 01:34:53,840
‫تو واقعاً عقلت رو از دست دادی.‬

1416
01:34:54,660 --> 01:34:56,760
‫به خدا من یادم نمیاد همچین دختری‬
‫زاییده باشم.‬

1417
01:34:57,119 --> 01:34:58,520
‫تو نزاییدی.‬

1418
01:34:59,593 --> 01:35:01,440
‫ولی آبجی مروت زایید.‬

1419
01:35:04,793 --> 01:35:06,080
‫عشق بابام...‬

1420
01:35:06,546 --> 01:35:08,360
‫.. آبجی مروت. همون که...‬

1421
01:35:08,927 --> 01:35:10,720
‫.. وقتی تو این عمارت کار می‌کرد...‬

1422
01:35:11,240 --> 01:35:12,720
‫.. حامله شد...‬

1423
01:35:13,960 --> 01:35:15,360
‫.. و تو بعدش...‬

1424
01:35:15,887 --> 01:35:18,240
‫.. موهاش رو گرفتی و روی زمین کشیدیش...‬

1425
01:35:19,046 --> 01:35:20,360
‫.. آبجی مروت.‬

1426
01:35:21,426 --> 01:35:23,920
‫اون دختر همون هجرانه.‬

1427
01:35:24,779 --> 01:35:26,400
‫دختر مروت آبجی.‬

1428
01:35:27,773 --> 01:35:29,426
‫خواهر ناتنی من از طرف پدرم.‬

1429
01:35:40,124 --> 01:35:41,760
‫این راسته کادی؟‬

1430
01:35:43,767 --> 01:35:45,833
‫خانم من، من...‬

1431
01:36:02,511 --> 01:36:03,710
‫کادی!

1432
01:36:04,753 --> 01:36:07,040
‫کادی، من بهت اعتماد کرده بودم.

1433
01:36:07,579 --> 01:36:11,200
‫تو به من نگفتی که اون دختر رو به جایی...‬

1434
01:36:11,440 --> 01:36:13,160
‫.. فرستادی که دیگه برنگرده؟‬

1435
01:36:13,900 --> 01:36:17,320
‫خانم من، به دوست قدیمی‌ام تو ازمیر‬
‫سپرده بودمش...‬

1436
01:36:17,560 --> 01:36:18,745
‫.. اما بیچاره...‬

1437
01:36:18,986 --> 01:36:22,240
‫.. وقتی به مشکل خورد و آواره شد،‬
‫نتونستم بهش پشت کنم.‬

1438
01:36:22,932 --> 01:36:26,640
‫حتی اگه خودش هم ندونه،‬
‫امانت بکیرخان ماست، در شأن ما نبود.‬

1439
01:36:30,613 --> 01:36:31,920
‫مادر، دیگه...‬

1440
01:36:32,473 --> 01:36:33,600
‫.. وقت این نیست که به گذشته فکر کنیم...‬

1441
01:36:34,320 --> 01:36:35,880
‫.. باید به فکر آینده باشیم.‬

1442
01:36:37,180 --> 01:36:38,600
‫اون دختر باید از اورفا بره.‬

1443
01:36:39,599 --> 01:36:41,080
‫اگه سرهات بفهمه...‬

1444
01:36:41,913 --> 01:36:44,520
‫.. به خدا دستش رو می‌گیره میاره همینجا،‬
‫اون دختر تو این عمارت موندگار می‌شه.‬

1445
01:36:45,580 --> 01:36:47,240
‫مال و اموال تقسیم می‌شه.‬

1446
01:36:48,432 --> 01:36:50,240
‫گند این که بابام...‬

1447
01:36:53,999 --> 01:36:55,720
‫.. بهت خیانت کرده درمیاد.‬

1448
01:36:59,473 --> 01:37:01,440
‫اول به فکر خانواده‌ات باش.‬

1449
01:37:02,492 --> 01:37:04,223
‫اول برای خانواده‌ی خودت مادری کن.‬

1450
01:37:04,529 --> 01:37:06,600
‫بعداً برای کل اورفا مادری کن.‬

1451
01:37:07,193 --> 01:37:08,280
‫باشه؟‬

1452
01:37:08,716 --> 01:37:09,920
‫وگرنه اون...‬

1453
01:37:10,413 --> 01:37:12,920
‫.. خانواده‌ای که نتونستی براشون مادری کنی...‬

1454
01:37:13,852 --> 01:37:16,480
‫.. سر دعوای ملک و املاک از هم می‌پاشه.‬

1455
01:37:18,046 --> 01:37:19,119
‫فهمیدی؟‬

1456
01:37:24,440 --> 01:37:26,200
‫بیا مادر.‬

1457
01:37:27,520 --> 01:37:28,520
‫بخور.‬

1458
01:37:29,120 --> 01:37:31,800
‫قرصاتو بخور،‬
‫تازه از بیمارستان مرخص شدی.‬

1459
01:37:42,938 --> 01:37:45,246
‫داداش، به این نگاه نکن که مادرم...‬

1460
01:37:45,487 --> 01:37:47,320
‫.. اینقدر ریزه‌میزه‌ست.‬

1461
01:37:47,746 --> 01:37:49,040
‫دستش سنگینه.‬

1462
01:37:49,612 --> 01:37:51,960
‫- اونجا یه تیکه یخ بذارین.‬
‫- نورگل!‬

1463
01:38:02,499 --> 01:38:05,800
‫- بهم خبرای خوب بده وکیل.‬
‫- واسه همین این موقع شب مزاحم شدم.‬

1464
01:38:06,146 --> 01:38:08,320
‫می‌تونیم چندتا زمین رو بفروشیم.‬

1465
01:38:08,733 --> 01:38:11,080
‫اما مبلغی که می‌خوای رو جور نمی‌کنه.‬

1466
01:38:11,320 --> 01:38:13,160
‫ولی واسه هتل مشتری هست.‬

1467
01:38:13,999 --> 01:38:15,320
‫پولی که می‌خوام از توش درمیاد؟‬

1468
01:38:18,000 --> 01:38:21,240
‫- خب این یارو کیه؟‬
‫- از طریق وکیلش با ما تماس گرفت.‬

1469
01:38:21,739 --> 01:38:23,520
‫مثل اینکه یه تاجر مقیم خارجه.‬

1470
01:38:23,760 --> 01:38:25,840
‫می‌خواد تو اورفا سرمایه‌گذاری کنه.‬

1471
01:38:27,439 --> 01:38:29,200
‫من دارم بهت می‌گم کارمون عجله‌ایه.‬

1472
01:38:29,440 --> 01:38:32,080
‫اونوقت تو میری یه آدم از اون سر دنیا پیدا می‌کنی؟ ها؟‬

1473
01:38:32,533 --> 01:38:35,200
‫طرف باید از کشورش پاشه بیاد،‬
‫تا این معامله جوش بخوره.‬

1474
01:38:35,440 --> 01:38:36,720
‫طول می‌کشه، خیلی طول می‌کشه.‬

1475
01:38:37,066 --> 01:38:39,200
‫بهش گفتم قربان، بهش گفتم.‬

1476
01:38:39,633 --> 01:38:41,440
‫به یه وکیل تو اورفا وکالت داده.‬

1477
01:38:41,680 --> 01:38:44,159
‫مراحل فروش از طریق اون انجام می‌شه.‬

1478
01:38:44,400 --> 01:38:48,160
‫اگه شما موافقت کنین،‬
‫فردا صبح به محض اینکه محضر باز بشه...‬

1479
01:38:48,400 --> 01:38:52,040
‫.. تو محضر قرار می‌ذاریم و‬
‫کارای فروش رو انجام می‌دیم.‬

1480
01:38:56,746 --> 01:38:58,000
‫باشه.‬

1481
01:38:58,906 --> 01:39:00,000
‫این کار رو تمومش کن.‬

1482
01:39:01,370 --> 01:39:03,160
‫بعدش هم اون وکیلو بردار بیار اینجا.‬

1483
01:39:03,746 --> 01:39:07,600
‫یه آشنایی بدیم. بعدش هم بفهمیم رئیسش کیه،‬
‫بفهمیم که...‬

1484
01:39:08,000 --> 01:39:09,800
‫.. یه روز که اوضاعمون رو به راه شد...‬

1485
01:39:10,560 --> 01:39:12,160
‫.. چیزی که مال خودمون بوده رو پس بگیریم.‬

1486
01:39:12,593 --> 01:39:16,160
‫تا حرف و حدیثی پیش نیومده،‬
‫اینطوری اعتبارمون رو برگردونیم.‬

1487
01:39:30,172 --> 01:39:31,680
‫تو هنوز نخوابیدی؟‬

1488
01:39:34,060 --> 01:39:35,200
‫خوابم نبرد.‬

1489
01:39:42,326 --> 01:39:43,680
‫قضیه‌ی اون پیامه‌؟‬

1490
01:39:47,160 --> 01:39:49,360
‫چشمامو که می‌بندم، مامان نرگس رو می‌بینم.‬

1491
01:39:49,939 --> 01:39:51,760
‫بهم می‌گه دارن بهت دروغ می‌گن.‬

1492
01:39:52,453 --> 01:39:53,960
‫اما نمی‌خوام باور کنم.‬

1493
01:39:54,953 --> 01:39:58,760
‫انگار طوری نگام می‌کنه که انگار‬
‫می‌خواد یه راز خیلی بزرگ رو بهم بگه.‬

1494
01:40:00,180 --> 01:40:01,313
‫سرهات.‬

1495
01:40:03,152 --> 01:40:05,070
‫قبلاً هم دیده بودم اونطوری نگام کنه.‬

1496
01:40:09,329 --> 01:40:12,160
‫قبل از اینکه بهم بگه فرزندخوانده‌ام،‬
‫همینطوری نگام کرده بود.‬

1497
01:40:15,392 --> 01:40:18,640
‫نمی‌دونم ملک. اگه پدرت یه قبری داشت...‬

1498
01:40:20,793 --> 01:40:23,640
‫.. اگه قبری داشت، بازش می‌کردیم و‬
‫یه جوری تست دی‌ان‌ای می‌دادیم اما...‬

1499
01:40:25,830 --> 01:40:26,930
‫.. نمی‌دونم.

1500
01:40:30,905 --> 01:40:32,640
‫خیلی اتفاقی نیست؟‬

1501
01:40:33,200 --> 01:40:36,720
‫ببین، من یه پدر دارم ولی قبر نداره.‬

1502
01:40:37,366 --> 01:40:40,000
‫مادرم داره برام یه پیام می‌نویسه.‬

1503
01:40:40,493 --> 01:40:42,280
‫اما قبل از اینکه پیام رو تموم کنه...‬

1504
01:40:43,353 --> 01:40:44,600
‫.. تصادف می‌کنه و می‌میره.‬

1505
01:40:45,033 --> 01:40:46,600
‫بعدش مریم خانم بهم زنگ می‌زنه...‬

1506
01:40:46,965 --> 01:40:50,359
‫.. و می‌گه اگه نمی‌خوای سرنوشتت مثل پدر و مادرت بشه...‬

1507
01:40:51,120 --> 01:40:53,920
‫- .. اورفا رو ترک کن.
‫- یه لحظه صبر کن، یه لحظه. تو...

1508
01:40:55,866 --> 01:40:58,640
‫.. فکر می‌کنی این پیام به اون تهدید ربطی داره؟

1509
01:40:58,880 --> 01:41:02,880
‫نمی‌دونم سرهات. ذهنم اینقدر درگیره و‬
‫اینقدر به هم ریخته‌ام که نگو، اما...‬

1510
01:41:03,787 --> 01:41:06,480
‫- باشه.‬
‫- سوده هم که لابد بهم دروغ نمی‌گه.‬

1511
01:41:07,013 --> 01:41:10,760
‫چون یه مادر چرا باید واسه همچین چیزی‬
‫به بچه‌اش دروغ بگه؟‬

1512
01:41:11,116 --> 01:41:12,769
‫خاله سوده همچین کاری نمی‌کنه.‬

1513
01:41:15,795 --> 01:41:17,040
‫من اینجام.‬

1514
01:41:17,693 --> 01:41:19,939
‫تو این مورد، هر جا و هر طور که‬
‫بهم احتیاج داشته باشی، من هستم.‬

1515
01:41:20,180 --> 01:41:21,520
‫من اینجام، کنارتم.‬

1516
01:41:24,140 --> 01:41:25,360
‫ممنونم.‬

1517
01:41:30,347 --> 01:41:31,680
‫سرهات!‬

1518
01:41:33,613 --> 01:41:36,200
‫- خوبه که هستی.‬
‫- باشه، تو خودتو ناراحت نکن.‬

1519
01:41:37,160 --> 01:41:38,407
‫خوبه که هستی.‬

1520
01:41:46,732 --> 01:41:47,840
‫بگو وکیل.‬

1521
01:41:48,466 --> 01:41:49,800
‫فروش انجام شد.‬

1522
01:41:50,479 --> 01:41:53,480
‫- انتقال پول انجام شد آقا ییلدیریم.‬
‫- خوبه، خوبه.‬

1523
01:41:53,720 --> 01:41:56,240
‫این دومین باره که خبرای خوب می‌دی. آفرین.‬

1524
01:41:56,706 --> 01:42:00,320
‫خب، با وکیل طرف مقابل حرف زدی؟‬
‫میاد به دیدنم؟‬

1525
01:42:00,920 --> 01:42:02,240
‫میاد هتلتون.‬

1526
01:42:02,813 --> 01:42:06,560
‫بیاد. بیاد تا بفهمیم رئیسش کیه.‬

1527
01:42:06,932 --> 01:42:08,039
‫خوبه.‬

1528
01:42:12,506 --> 01:42:15,509
‫سرهات تو هم اینجا رو پاتوق کردی واسه خودت.‬
‫شب و روز اینجایی.‬

1529
01:42:15,750 --> 01:42:16,840
‫خبریه؟‬

1530
01:42:19,827 --> 01:42:21,172
‫چی می‌گی یوسف؟ بد نیست، نه؟‬

1531
01:42:21,412 --> 01:42:24,440
‫نه، نیست. ولی اگه این تابلو رو عوض کنیم من...‬

1532
01:42:24,680 --> 01:42:25,880
‫.. زیاد اهل نقاشی نیستم.‬

1533
01:42:26,418 --> 01:42:29,679
‫- منم اینجاها رو زدم داغون کردم.‬
‫- اونو به کِتو می‌گم، شب درستش می‌کنیم.‬

1534
01:42:31,239 --> 01:42:33,640
‫- چه خبره؟ چیزی شده؟‬
‫- حالا یه لحظه بشین ببینم.‬

1535
01:42:34,580 --> 01:42:36,280
‫- امر، امر شماست آقا.‬
‫- بیا.‬

1536
01:42:36,840 --> 01:42:38,360
‫کجا می‌شینه؟ چه خبره؟‬

1537
01:42:42,027 --> 01:42:43,120
‫چطوره؟‬

1538
01:42:43,772 --> 01:42:46,480
‫یکم جیرجیر می‌کنه. تو بیا یه نگاه بنداز.‬

1539
01:42:46,720 --> 01:42:48,593
‫استغفرالله، استغفرالله پسرم. بشین.‬

1540
01:42:48,833 --> 01:42:50,720
‫پاشو از اونجا، الان خودم جیرجیرتو درمیارم.‬

1541
01:42:50,960 --> 01:42:52,520
‫به خدا ببین، صندلی مال توئه.‬

1542
01:42:53,319 --> 01:42:55,560
‫می‌خوای نگهش دار، می‌خوای عوضش کن.‬

1543
01:42:57,572 --> 01:42:59,480
‫مطمئنم بهتر از این از پسش برمیای.‬

1544
01:42:59,880 --> 01:43:01,720
‫حداقل از قبلی بهتر مدیریت می‌کنی.‬

1545
01:43:02,060 --> 01:43:05,480
‫ای‌والله آقا، به خدا منم همین حسو دارم. می‌دونی؟‬

1546
01:43:06,593 --> 01:43:07,800
‫نکنه...؟‬

1547
01:43:09,813 --> 01:43:11,600
‫به خدا اون آدمی که منتظر بودی باهاش آشنا بشی...‬

1548
01:43:12,053 --> 01:43:13,440
‫.. سرهات یلدورانه.‬

1549
01:43:14,373 --> 01:43:16,040
‫دیگه این هتل مال اونه.‬

1550
01:43:18,346 --> 01:43:21,760
‫همین الان وکیل با دستای خودش هتل رو داد به یوسف.‬

1551
01:43:23,979 --> 01:43:26,840
‫نه. همچین چیزی نمی‌شه سرهات.‬

1552
01:43:27,420 --> 01:43:31,600
‫آقا، می‌دونی که من به همه می‌گم هویج،‬
‫ولی این دیگه رئیس هویج‌هاست.‬

1553
01:43:32,293 --> 01:43:34,880
‫اگه دیروز که اومدیم اون کاسب‌ها رو‬
‫تحویل می‌داد...‬

1554
01:43:35,220 --> 01:43:37,945
‫.. حالا با آدما، هتل رو هم گرفتیم.
‫بفرمایین، حالا می‌خوای چیکار کنی؟

1555
01:43:38,186 --> 01:43:40,126
‫- بفرما.‬
‫- یه روز می‌خواست اورفا رو ازم بگیره.‬

1556
01:43:40,579 --> 01:43:42,960
‫اول باید صندلی‌ای که روش نشسته رو‬
‫بگیره آقا.‬

1557
01:43:43,333 --> 01:43:44,600
‫اونم که نمی‌تونه بگیره.‬

1558
01:43:45,033 --> 01:43:46,760
‫سرهات، ببین اینطوری نمی‌شه.‬

1559
01:43:47,000 --> 01:43:48,840
‫- هر چیزی یه راه و رسمی داره.‬
‫- مگه نه؟‬

1560
01:43:51,659 --> 01:43:55,680
‫جایی که زن‌ها و بچه‌ها میان جلوی تفنگ‌ها،‬
‫دیگه چه راه و رسمی ییلدیریم؟‬

1561
01:43:57,573 --> 01:43:58,680
‫دوران این حرفا تموم شد.‬

1562
01:44:00,033 --> 01:44:02,920
‫- حالا تا فردا بهت مهلت می‌دم.‬
‫- آقا.‬

1563
01:44:04,006 --> 01:44:05,400
‫تا عصر بره بیرون.‬

1564
01:44:05,987 --> 01:44:08,200
‫تا عصر بهت مهلت می‌دم.‬

1565
01:44:08,799 --> 01:44:10,000
‫کاسه کوزه‌ت رو جمع کن.‬

1566
01:44:10,726 --> 01:44:13,440
‫از هتلمون گمشو بیرون. یالا یوسف.‬

1567
01:44:17,693 --> 01:44:19,400
‫- یوسف؟‬
‫- بله آقا.‬

1568
01:44:20,306 --> 01:44:21,970
‫به آدمای اینم بگو...‬

1569
01:44:23,156 --> 01:44:25,440
‫.. از هجران خانم درست و حسابی‬
‫معذرت‌خواهی کنن.‬

1570
01:44:25,827 --> 01:44:27,480
‫می‌گیم معذرت بخوان آقا، حتماً.‬

1571
01:44:30,750 --> 01:44:31,930
‫ای وکیل فلان‌فلان‌شده!‬

1572
01:44:32,231 --> 01:44:34,823
‫وکیل، من الان با تو چیکار کنم؟‬

1573
01:44:44,055 --> 01:44:47,400
‫برو اونور،‬
‫برو پشت من.‬

1574
01:44:47,640 --> 01:44:49,920
‫خجالت داره!‬
‫ببین پسرم، هم حرف سرهات رو...‬

1575
01:44:50,160 --> 01:44:51,885
‫.. هم حرف من رو نباید فراموش کنی.‬

1576
01:44:52,126 --> 01:44:54,560
‫خانم میاد اینجا، باید معذرت‌خواهی کنین.‬
‫شنیدین چی گفتم؟‬

1577
01:44:54,886 --> 01:44:56,520
‫- آشیر.‬
‫- بله.‬

1578
01:44:57,133 --> 01:44:59,000
‫- صبح بخیر.‬
‫- اینجا چه خبره؟‬

1579
01:45:00,373 --> 01:45:03,760
‫شریکم، سرهات،‬
‫دستش درد نکنه زنگ زد خبر داد.‬

1580
01:45:04,853 --> 01:45:07,039
‫منم گفتم این دوستا رو همراهی کنم.‬

1581
01:45:07,279 --> 01:45:08,560
‫چون این شغال‌ها...‬

1582
01:45:08,959 --> 01:45:12,360
‫.. یه حماقتی کردن که‬
‫حالا باید ازت معذرت بخوان.‬

1583
01:45:14,800 --> 01:45:17,160
‫حرف بزن دیگه مرتیکه‌ی مفت‌خور!‬

1584
01:45:17,400 --> 01:45:19,480
‫سنگ برمی‌داری،‬
‫شیشه و پنجره رو میاری پایین.‬

1585
01:45:19,720 --> 01:45:21,580
‫حرف بزن، از خانم معذرت بخواه. بنال.‬

1586
01:45:21,952 --> 01:45:24,520
‫- حالا هجران...‬
‫- مرتیکه... هیس! هی!‬

1587
01:45:25,293 --> 01:45:26,880
‫هجران مگه رفیق دوران سربازیته؟‬

1588
01:45:27,286 --> 01:45:30,127
‫باید بگی سرکار خانم هجران آرایشگر.‬
‫بهش بگو، یالا.‬

1589
01:45:30,446 --> 01:45:33,103
‫ببخشید آقا.‬
‫سرکار خانم هجران آرایشگر.‬

1590
01:45:33,543 --> 01:45:36,160
‫همونطور که آقا آشیر گفت،‬
‫ما یه غلطی کردیم.‬

1591
01:45:36,613 --> 01:45:37,760
‫پشیمونیم، ما رو ببخش.‬

1592
01:45:38,000 --> 01:45:39,469
‫ببخش ما رو.‬

1593
01:45:39,710 --> 01:45:41,997
‫- ببخش ما رو.‬
‫- ما رو ببخش.‬

1594
01:45:42,271 --> 01:45:44,280
‫- چی بگم آخه بهتون؟‬
‫- ببخش.‬

1595
01:45:44,705 --> 01:45:48,094
‫اگه نبخشی، آقا سرهات گفت دیگه‬
‫نمی‌ذارم تو اورفا بمونین.‬

1596
01:45:48,335 --> 01:45:52,597
‫تو رو خدا، من زن و بچه دارم،‬
‫گول شیطون رو خوردیم. ببخش ما رو.‬

1597
01:45:53,036 --> 01:45:54,156
‫خیلی پشیمونیم.‬

1598
01:45:55,421 --> 01:45:57,716
‫- ببخش.‬
‫- باشه.‬

1599
01:45:58,377 --> 01:46:00,004
‫باشه، می‌بخشم.‬

1600
01:46:00,245 --> 01:46:04,270
‫چقدر زود بخشیدی.‬
‫اگه نمی‌تونی بگی، به من بگو.‬

1601
01:46:04,511 --> 01:46:07,957
‫بریم بالا، یه مانیکور پدیکوری،‬
‫یه بلایی سر اینا بیارم.‬

1602
01:46:08,370 --> 01:46:09,730
‫ولشون کن، بذار برن.‬

1603
01:46:13,020 --> 01:46:15,663
‫ببین، ببین. به من نگاه کنین.‬

1604
01:46:16,682 --> 01:46:18,698
‫ببینین، اگه به فکر زن و بچه‌این...‬

1605
01:46:18,939 --> 01:46:22,441
‫.. نه حرف سرهات رو، نه حرف من رو‬
‫نباید فراموش کنین، فهمیدین؟‬

1606
01:46:22,682 --> 01:46:24,967
‫- یالا.‬
‫- خدا خیرت بده.‬

1607
01:46:25,208 --> 01:46:27,215
‫- خدا خیرت بده.‬
‫- هیس، یالا. برو.‬

1608
01:46:27,893 --> 01:46:30,901
‫به چی زل زدی؟ راهت رو بکش برو. نگاهش کن تو رو خدا.‬

1609
01:46:35,804 --> 01:46:39,162
‫دمت گرم. مغازه رو هم که ردیف کردی.‬

1610
01:46:39,403 --> 01:46:42,276
‫خدا خیرت بده، ولی کار اصلی رو سرهات کرد.‬

1611
01:46:42,524 --> 01:46:44,714
‫من که کاری نکردم.‬
‫فقط اومدم واسطه‌گری کردم.‬

1612
01:46:46,256 --> 01:46:47,456
‫اونم دستش درد نکنه.‬

1613
01:46:48,442 --> 01:46:50,489
‫یه برادری‌ای در حقم کرد که‬
‫هیچ‌کس نمی‌کرد.‬

1614
01:46:50,730 --> 01:46:53,644
‫خیلی اخلاق‌ها داره که ازشون خوشم نمیاد ولی...‬

1615
01:46:53,980 --> 01:46:56,789
‫.. در واقع ذاتش خوبه،‬
‫بچه‌ی باگذشتیه.‬

1616
01:46:57,364 --> 01:46:59,373
‫تو زیاد به این قضایا فکر نکن.‬

1617
01:47:00,031 --> 01:47:02,630
‫من آمار گرفتم، مادرم با اینا‬
‫هیچ ارتباطی نداشته.‬

1618
01:47:02,871 --> 01:47:06,546
‫هر کی شایعه رو شنیده، دویده اومده اینجا‬
‫ولی تو خوب کاری کردی، بیخیال.‬

1619
01:47:06,874 --> 01:47:09,549
‫چون کارهای مادرم اصلاً قابل هضم‬
‫نیست.‬

1620
01:47:10,235 --> 01:47:11,235
‫ای‌والله.‬

1621
01:47:11,657 --> 01:47:13,450
‫ولی دیگه اصلاً به این موضوع فکر نکن،‬
‫باشه؟‬

1622
01:47:13,691 --> 01:47:18,392
‫من به همه گفتم، گفتم که تو تو کاباره‬
‫ظرف‌شور بودی.‬

1623
01:47:18,633 --> 01:47:20,556
‫دیگه حرف و حدیثی پیش نمیاد، نگران نباش.‬

1624
01:47:21,034 --> 01:47:22,034
‫چی گفتی؟‬

1625
01:47:22,482 --> 01:47:24,400
‫گفتم تو کاباره ظرف‌شوری می‌کردی.‬

1626
01:47:25,577 --> 01:47:26,577
‫آشیر.‬

1627
01:47:28,301 --> 01:47:31,549
‫تو کلاً موضوع رو اشتباه متوجه شدی.‬

1628
01:47:31,789 --> 01:47:34,283
‫آشیر، تو نمی‌بینی‬
‫من دارم چی می‌کشم؟‬

1629
01:47:34,524 --> 01:47:37,469
‫من برای اینکه به مردم بفهمونم‬
‫با نون بازوم پول درمیارم...‬

1630
01:47:37,710 --> 01:47:39,271
‫.. داشتم جونم رو از دست می‌دادم.‬

1631
01:47:39,846 --> 01:47:42,395
‫تو الان فکر می‌کنی با این دروغ‬
‫من رو نجات دادی؟‬

1632
01:47:42,636 --> 01:47:46,821
‫هجران، من برای اینکه تو راحت باشی،‬
‫برای اینکه خجالت نکشی...‬

1633
01:47:47,062 --> 01:47:48,342
‫چه خجالتی؟‬

1634
01:47:48,988 --> 01:47:52,141
‫آشیر، چه خجالتی؟ من چرا باید خجالت بکشم،‬
‫از چی خجالت بکشم؟‬

1635
01:47:52,535 --> 01:47:55,645
‫واسه اینکه با صدام آواز می‌خونم و‬
‫پول درمیارم باید خجالت بکشم؟‬

1636
01:47:55,886 --> 01:47:57,220
‫اینو می‌خواین؟‬

1637
01:47:57,699 --> 01:48:01,231
‫من خجالت نمی‌کشم.‬
‫کار خجالت‌آوری نکردم.‬

1638
01:48:02,562 --> 01:48:04,140
‫دیگه هیچ‌وقت تو کارم دخالت نکن.‬

1639
01:48:04,381 --> 01:48:07,071
‫- هجران.‬
‫- ولم کن! ولم کن آشیر!‬

1640
01:48:07,714 --> 01:48:09,558
‫ولم کن، می‌خوام تنها باشم.‬

1641
01:48:10,934 --> 01:48:15,357
‫دیگه هم هیچ‌وقت از زبون من‬
‫درباره‌ی من با کسی حرف نزن.‬

1642
01:48:20,000 --> 01:48:28,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

1643
01:48:33,526 --> 01:48:35,206
‫مثلاً می‌خواسته من راحت باشم.‬

1644
01:48:36,380 --> 01:48:38,858
‫وقتشه که کاسه‌کوزه‌مو جمع کنم و برم.‬

1645
01:48:42,570 --> 01:48:44,871
‫من بهت گفتم مزاحمم نشو...‬

1646
01:48:47,245 --> 01:48:50,420
‫خیلی ببخشید. ببخشید، معذرت می‌خوام.‬

1647
01:48:52,004 --> 01:48:54,784
‫خوش اومدین. چطور می‌تونم کمکتون کنم؟‬

1648
01:48:56,055 --> 01:48:57,960
‫اصلاً هم خوش نیومدم.‬

1649
01:48:59,902 --> 01:49:02,441
‫من سلطان یلدوران هستم.‬

1650
01:49:03,547 --> 01:49:06,126
‫مادر این اورفام.‬

1651
01:49:06,480 --> 01:49:10,037
‫مردم ما، زیر سایه‌ی پسرم...‬

1652
01:49:10,278 --> 01:49:13,276
‫.. و تو پناه من آرامش پیدا می‌کنن.‬

1653
01:49:13,702 --> 01:49:19,297
‫شنیدم که کاسب‌های اینجا‬
‫نمی‌خوان تو اینجا مغازه باز کنی.‬

1654
01:49:19,538 --> 01:49:24,437
‫و باز شنیدم که‬
‫تو هم برای نرفتن داری مقاومت می‌کنی.‬

1655
01:49:24,876 --> 01:49:27,265
‫نگران نباشین،‬
‫منم قصد موندن ندارم.‬

1656
01:49:28,545 --> 01:49:32,825
‫تا چند ماه دیگه جمع می‌کنم و می‌رم.‬
‫لازم نیست آرامشِ کسی به هم بخوره.‬

1657
01:49:33,066 --> 01:49:36,555
‫نه، چند ماه خیلی طولانیه.‬

1658
01:49:37,350 --> 01:49:40,433
‫همین الان باید بری. همین ساعت.‬

1659
01:49:41,948 --> 01:49:46,487
‫بچه‌ها، هجران خانم امانت دست شما.‬

1660
01:49:46,878 --> 01:49:50,182
‫با دست‌های خودتون‬
‫براش بلیت می‌گیرین...‬

1661
01:49:50,541 --> 01:49:54,013
‫.. و با دست‌های خودتون‬
‫سوار اتوبوسش می‌کنین.‬

1662
01:49:55,158 --> 01:49:58,736
‫از اینکه از مرز اورفا خارج شده...‬

1663
01:49:59,871 --> 01:50:02,445
‫- .. مطمئن می‌شین.
‫- اطاعت می‌شه خانم‌بزرگ.

1664
01:50:04,212 --> 01:50:07,561
‫ببخشید ولی این یعنی چی؟‬

1665
01:50:08,720 --> 01:50:10,400
‫شما کی هستین اصلاً؟‬

1666
01:50:12,152 --> 01:50:15,056
‫که با اینجور دستورها آدم‌ها رو‬
‫از شهر بیرون می‌کنین.‬

1667
01:50:15,848 --> 01:50:19,622
‫خانم، یادآوری می‌کنم که این شهر‬
‫ملک شخصی شما نیست.‬

1668
01:50:20,143 --> 01:50:23,310
‫من هر کاری دلم بخواد می‌کنم.‬

1669
01:50:24,502 --> 01:50:26,235
‫حتی از رفتن هم منصرف شدم.‬

1670
01:50:27,441 --> 01:50:28,441
‫اینطوریه؟‬

1671
01:50:29,538 --> 01:50:33,244
‫پس داری می‌گی که من آدم کله‌شقی هستم.‬

1672
01:50:34,430 --> 01:50:36,136
‫- بله.‬
‫- که اینطور.‬

1673
01:50:37,106 --> 01:50:42,892
‫اون کادی که جای پدرت می‌دونیش کیه،‬
‫می‌شناسی؟‬

1674
01:50:43,821 --> 01:50:47,067
‫کادی مباشرِ عمارت منه.

1675
01:50:47,308 --> 01:50:51,783
‫یعنی هم کادی، هم زن کادی...‬

1676
01:50:52,025 --> 01:50:57,179
‫.. هم پسر کادی و هم عروس کادی،‬
‫همه‌شون زیردست‌های منن.‬

1677
01:50:57,420 --> 01:50:58,420
‫خب که چی؟‬

1678
01:50:58,661 --> 01:51:03,912
‫یعنی اگه برای موندن پافشاری کنی...‬

1679
01:51:04,481 --> 01:51:08,537
‫.. تو این چله‌ی زمستون، کادی و خونواده‌ش...‬

1680
01:51:08,778 --> 01:51:11,351
‫.. همینطوری بیکار و آواره می‌شن.‬

1681
01:51:11,911 --> 01:51:15,482
‫وای دختر، پسرش که تازه نامزد کرده بود.‬

1682
01:51:15,723 --> 01:51:17,403
‫طفلکی خونواده‌ی کادی.‬

1683
01:51:22,925 --> 01:51:26,219
‫- نشنیدم، چی می‌گی؟‬
‫- چند ساعت.‬

1684
01:51:26,959 --> 01:51:28,639
‫بهم چند ساعت وقت بدین.‬

1685
01:51:29,403 --> 01:51:32,503
‫تا چند ساعت دیگه همه‌چیزمو جمع می‌کنم و‬
‫می‌رم، نگران نباشین.‬

1686
01:51:32,827 --> 01:51:35,833
‫آفرین. ببین چقدر خوب شد.‬

1687
01:51:36,137 --> 01:51:39,066
‫ببین، هر کاری راه و چاهی داره.‬

1688
01:51:39,732 --> 01:51:42,769
‫من مثل اونایی نیستم که فقط بهت می‌گن برو.‬

1689
01:51:43,305 --> 01:51:47,638
‫فکر بازی دادن منم به سرت نزنه.‬

1690
01:51:56,167 --> 01:52:00,874
‫از کنارش تکون نخورین.‬
‫با دست‌های خودتون سوارش کنین. یالا.‬

1691
01:52:09,252 --> 01:52:10,958
‫اونایی که این کار رو می‌کنن از ما نیستن آقا.‬

1692
01:52:11,199 --> 01:52:14,286
‫تو نگران نباش،‬
‫ما مثل چشم‌هامون از اون مغازه هم مراقبت می‌کنیم.‬

1693
01:52:14,527 --> 01:52:18,298
‫تو اورفا کسی با نون کسی بازی نمی‌کنه.‬
‫اینجا شهر پیامبرانه آقا.‬

1694
01:52:18,539 --> 01:52:20,253
‫ما مگه می‌ذاریم اسم شهرمون‬
‫بد در بره؟‬

1695
01:52:20,494 --> 01:52:24,452
‫ای‌والله. من بهتون‬
‫ایمان و اعتماد کامل دارم.‬

1696
01:52:24,845 --> 01:52:25,988
‫امر یا خواسته‌ای ندارین؟‬

1697
01:52:26,229 --> 01:52:28,165
‫خدا ازت راضی باشه آقا.‬
‫خدا حفظت کنه آقا.‬

1698
01:52:28,406 --> 01:52:29,985
‫خدا از شما راضی باشه.‬
‫رمضان مبارک.‬

1699
01:52:30,226 --> 01:52:31,629
‫- سلامت باشی.‬
‫- رمضان مبارک.‬

1700
01:52:51,132 --> 01:52:53,520
‫«یار من اهل اورفاست»‬

1701
01:52:53,761 --> 01:52:55,856
‫«رنگم پریده و دلم تنگه»‬

1702
01:52:56,097 --> 01:52:58,415
‫«هر کی می‌بینه حالمو می‌پرسه»‬

1703
01:52:58,656 --> 01:53:00,621
‫«نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره»‬

1704
01:53:01,004 --> 01:53:03,322
‫«هر کی می‌بینه حالمو می‌پرسه»‬

1705
01:53:03,563 --> 01:53:05,587
‫«نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره»‬

1706
01:53:05,844 --> 01:53:08,313
‫«خدیجه‌م، خدیجه‌م»‬

1707
01:53:08,554 --> 01:53:10,736
‫«بدون تو تو این دنیا هیچم»‬

1708
01:53:10,977 --> 01:53:13,255
‫«خدیجه‌م، خدیجه‌م»‬

1709
01:53:13,496 --> 01:53:15,501
‫«بدون تو تو این دنیا هیچم»‬

1710
01:53:15,742 --> 01:53:18,076
‫«خدیجه‌م، خدیجه‌م»‬

1711
01:53:18,317 --> 01:53:20,277
‫«بدون تو تو این دنیا هیچم»‬

1712
01:53:20,549 --> 01:53:22,883
‫«خدیجه‌م، خدیجه‌م»‬

1713
01:53:23,124 --> 01:53:25,109
‫«بدون تو تو این دنیا هیچم»‬

1714
01:53:44,052 --> 01:53:46,458
‫«ابروهاش سیاهه»‬

1715
01:53:46,699 --> 01:53:48,760
‫«خدا ما رو آفریده»‬

1716
01:53:49,001 --> 01:53:51,349
‫«اونایی که عاقلن می‌دونن»‬

1717
01:53:51,590 --> 01:53:53,535
‫«این حرف‌ها از کجاست»‬

1718
01:53:53,831 --> 01:53:56,179
‫«اونایی که عاقلن می‌دونن»‬

1719
01:53:56,420 --> 01:53:58,365
‫«این حرف‌ها از کجاست»‬

1720
01:53:58,687 --> 01:54:01,156
‫«خدیجه‌م، خدیجه‌م»‬

1721
01:54:01,397 --> 01:54:03,579
‫«بدون تو تو این دنیا هیچم»‬

1722
01:54:03,820 --> 01:54:06,098
‫«خدیجه‌م، خدیجه‌م»‬

1723
01:54:06,339 --> 01:54:08,344
‫«بدون تو تو این دنیا هیچم»‬

1724
01:54:08,591 --> 01:54:10,925
‫«خدیجه‌م، خدیجه‌م»‬

1725
01:54:11,166 --> 01:54:13,126
‫«بدون تو تو این دنیا هیچم»‬

1726
01:54:13,446 --> 01:54:15,780
‫«خدیجه‌م، خدیجه‌م»‬

1727
01:54:16,021 --> 01:54:18,664
‫می‌گم که بیا امشب‬
‫ببرمت افطاری.‬

1728
01:54:18,905 --> 01:54:22,867
‫اردال‌خان یه جا داره.‬
‫بچه‌ها می‌گن جگرهاش مثل پنبه نرم و لذیذه.‬

1729
01:54:23,800 --> 01:54:24,840
‫باشه آقای مدیر.‬

1730
01:54:26,366 --> 01:54:27,737
‫هرچی شما بگین.‬

1731
01:54:29,147 --> 01:54:33,860
‫یوسف، من هنوز باورم نمی‌شه.‬
‫تو مدیر شدی.‬

1732
01:54:34,101 --> 01:54:37,370
‫به خدا که شدم. دست آقا سرهات درد نکنه.‬

1733
01:54:37,852 --> 01:54:41,725
‫البته خودت هم می‌دونی، تو هم دیگه‬
‫همسر آینده‌ی مدیری.‬

1734
01:54:42,005 --> 01:54:44,181
‫- همینطوره.‬
‫- معلومه که همینطوره.‬

1735
01:54:44,705 --> 01:54:45,705
‫یوسف.‬

1736
01:54:46,691 --> 01:54:49,011
‫این اولین شام دونفره‌مون می‌شه.‬

1737
01:54:49,834 --> 01:54:51,231
‫من هیچ‌وقت اینو یادم نمی‌ره.‬

1738
01:54:52,160 --> 01:54:55,137
‫من تو رو چه رستوران‌هایی که نمی‌برم‬
‫عسل من.‬

1739
01:54:56,515 --> 01:55:01,070
‫اما از صبح تا حالا دقت کردم،‬
‫تو هنوز دستمو نمی‌گیری.‬

1740
01:55:02,198 --> 01:55:04,261
‫یوسف، یکی می‌بینه.‬

1741
01:55:04,719 --> 01:55:07,252
‫تو هنوز عادت نکردی‬
‫که ما با هم نامزدیم.‬

1742
01:55:08,394 --> 01:55:09,394
‫بده دستتو.‬

1743
01:55:10,562 --> 01:55:11,831
‫از این به بعد همینه.‬

1744
01:55:12,907 --> 01:55:14,774
‫هرکی می‌خواد ببینه، ببینه؛ هرکی می‌خواد بشنوه، بشنوه.‬

1745
01:55:15,084 --> 01:55:16,684
‫- باشه.‬
‫- باید عادت کنی.‬

1746
01:55:20,384 --> 01:55:23,280
‫یوسف، خیلی قشنگه.‬

1747
01:55:28,336 --> 01:55:29,776
‫بیا، برو تو ببین.‬

1748
01:55:33,437 --> 01:55:34,778
‫- نمی‌شه.‬
‫- چرا آخه؟‬

1749
01:55:35,019 --> 01:55:37,802
‫نه، نمی‌شه. بدشگونی میاره.‬

1750
01:55:38,763 --> 01:55:42,109
‫می‌گه بدشگونی! باشه، تو امتحان کن،‬
‫من نگاه نمی‌کنم.‬

1751
01:55:44,996 --> 01:55:47,408
‫- ولی باید بری بیرون.‬
‫- می‌رم بیرون، باشه.‬

1752
01:55:49,092 --> 01:55:50,092
‫خوب، باشه.‬

1753
01:55:54,339 --> 01:55:55,561
‫سلام‌علیکم.‬

1754
01:56:04,343 --> 01:56:05,343
‫هجران!‬

1755
01:56:08,179 --> 01:56:09,179
‫هجران!‬

1756
01:56:17,125 --> 01:56:18,125
‫هجران!‬

1757
01:56:22,440 --> 01:56:23,733
‫به آشیر.‬

1758
01:56:42,322 --> 01:56:46,202
‫آشیر،‬
‫بعضی خداحافظی‌ها تلخه.‬

1759
01:56:53,593 --> 01:56:54,593
‫بابا.‬

1760
01:56:58,499 --> 01:56:59,888
‫بابا کجایی؟‬

1761
01:57:06,411 --> 01:57:07,411
‫بابا.‬

1762
01:57:09,177 --> 01:57:10,177
‫بابا!‬

1763
01:57:12,243 --> 01:57:13,243
‫بابا!‬

1764
01:57:18,853 --> 01:57:19,853
‫بابا!‬

1765
01:57:38,226 --> 01:57:39,826
‫دنبال بابات می‌گردی؟‬

1766
01:57:41,417 --> 01:57:42,417
‫آره.‬

1767
01:57:43,455 --> 01:57:45,043
‫تو بابای منو می‌شناسی؟‬

1768
01:57:58,019 --> 01:57:59,019
‫ببین.‬

1769
01:58:02,087 --> 01:58:03,414
‫مگه بابام نمرده؟‬

1770
01:58:04,100 --> 01:58:07,100
‫- بابامون زنده‌ست.‬
‫- بابامون؟‬

1771
01:58:10,155 --> 01:58:11,835
‫تو خواهر منی؟‬

1772
01:58:15,082 --> 01:58:16,282
‫اسمت چیه؟‬

1773
01:59:09,198 --> 01:59:10,558
‫بابام زنده‌ست؟‬

1774
01:59:15,285 --> 01:59:16,932
‫من یه خواهر دارم؟‬

1775
01:59:20,302 --> 01:59:21,731
‫- یوسف.‬
‫- جانم؟‬

1776
01:59:21,972 --> 01:59:24,447
‫من الان میام بیرون،‬
‫تو هم برو، باشه؟‬

1777
01:59:24,688 --> 01:59:26,870
‫باشه، من بیرونم، خیالت راحت.‬

1778
01:59:27,111 --> 01:59:29,182
‫- اما ببین، برو ها.‬
‫- باشه.‬

1779
01:59:31,000 --> 01:59:39,000
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

1780
01:59:41,786 --> 01:59:43,306
‫خیلی زیبا شدین.‬

1781
01:59:43,826 --> 01:59:45,571
‫- ممنونم.‬
‫- خواهش می‌کنم.‬

1782
01:59:57,311 --> 02:00:01,794
‫یوسف، مگه بهت نگفتم برو بیرون؟‬
‫بدشگونی میاره.‬

1783
02:00:02,692 --> 02:00:05,147
‫اینا همه‌اش خرافاته عسل من.‬

1784
02:00:05,621 --> 02:00:07,123
‫پایه و اساسی نداره.‬

1785
02:00:07,796 --> 02:00:12,596
‫اما این زیبایی با مدرک و سند‬
‫جلو روم ایستاده. عسل من.‬

1786
02:00:15,210 --> 02:00:17,544
‫به خدا که ماه هم به زیبایی‌ت حسودی می‌کنه.‬

1787
02:00:20,804 --> 02:00:24,161
‫خسته نباشین، خسته نباشین.‬
‫چطوری استاد؟‬

1788
02:00:24,402 --> 02:00:26,402
‫- ممنون آقا، خوبیم.‬
‫- ای‌والله.‬

1789
02:00:29,734 --> 02:00:32,614
‫- امری، فرمایشی، چیزی نداری؟‬
‫- خیلی ممنون آقا.‬

1790
02:00:34,072 --> 02:00:35,564
‫ای خدا.

1791
02:00:36,113 --> 02:00:39,438
‫سال‌ها منتظر طرف بمون،‬
‫حالا که اومده، بخوای فرار کنی.‬

1792
02:00:41,190 --> 02:00:42,562
‫- نماز روزه‌هاتون قبول.‬
‫- ممنون آقا.‬

1793
02:00:42,803 --> 02:00:43,930
‫- عمر.‬
‫- بفرما آقا.‬

1794
02:00:44,171 --> 02:00:46,371
‫- شما برین عمارت، منم میام.‬
‫- اطاعت آقا.‬

1795
02:00:47,849 --> 02:00:49,428
‫سایه به سایه دنبالمه.‬

1796
02:00:49,669 --> 02:00:52,112
‫خسته نباشی. از آموزشگاه میای؟‬

1797
02:00:54,474 --> 02:00:57,077
‫اما اینبار ماشین دارم.‬
‫یعنی لازم نیست منو برسونی.‬

1798
02:00:57,318 --> 02:01:00,779
‫خوبه. فکر کردم آموزشگاه رو‬
‫ول کردی.‬

1799
02:01:01,020 --> 02:01:04,211
‫- چرا؟‬
‫- نتایج امتحانت اومده، خیلی بد شده.‬

1800
02:01:04,452 --> 02:01:07,025
‫من بهشون گفتم شماره‌تو پاک کنن،‬
‫پاک نکردن...‬

1801
02:01:08,622 --> 02:01:09,622
‫.. نه؟‬

1802
02:01:11,744 --> 02:01:12,784
‫ببخشید.‬

1803
02:01:13,588 --> 02:01:15,922
‫دارم می‌گم نتایج امتحانت خیلی بد شده.‬

1804
02:01:16,406 --> 02:01:18,803
‫ییلدیزی که من می‌شناسم‬
‫از رویاهاش دست نمی‌کشه.‬

1805
02:01:20,105 --> 02:01:23,491
‫کی گفته چون از تو دست کشیدم‬
‫از رویاهام هم دست کشیدم؟‬

1806
02:01:23,732 --> 02:01:25,701
‫ببین، با اینکه یه بخشی از وجودم خلافشو می‌گه...‬

1807
02:01:26,810 --> 02:01:29,632
‫.. یه بخش دیگه‌ام می‌گه بهت باور داشته باشم.‬
‫من به کدومشون اعتماد کنم ییلدیز؟‬

1808
02:01:29,873 --> 02:01:31,887
‫برام مهم نیست به چی اعتماد می‌کنی.‬

1809
02:01:32,246 --> 02:01:34,833
‫اگه می‌خوای به چیزی باور داشته باشی،‬
‫اون درس خوندن من باشه.‬

1810
02:01:37,515 --> 02:01:39,915
‫من هیچ‌وقت از باور داشتن بهت دست نکشیدم.‬

1811
02:01:42,623 --> 02:01:44,303
‫هیچ‌وقت هم دست نمی‌کشم.‬

1812
02:01:49,819 --> 02:01:53,542
‫قراره خوشگل‌ترین عروس اورفا بشی. قول می‌دم.‬

1813
02:01:54,603 --> 02:01:57,467
‫خوبه. تو بگو، خوشت اومد؟‬

1814
02:01:59,402 --> 02:02:01,418
‫آره، خوشم اومد.‬

1815
02:02:03,993 --> 02:02:06,747
‫- همینو برمی‌داریم.‬
‫- حتماً قربان، من کمکتون می‌کنم.‬

1816
02:02:09,400 --> 02:02:10,400
‫یوسف.‬

1817
02:02:10,722 --> 02:02:14,699
‫تو لباستو عوض کن،‬
‫منم یه زنگ بزنم.‬

1818
02:02:15,027 --> 02:02:18,156
‫وسیله‌های دفتر رو سفارش دادم.‬
‫بیرون با هم حرف می‌زنیم، باشه؟‬

1819
02:02:18,397 --> 02:02:19,624
‫باشه.‬

1820
02:02:20,427 --> 02:02:21,427
‫عسل من.‬

1821
02:02:22,643 --> 02:02:23,683
‫من بیرونم.‬

1822
02:02:26,642 --> 02:02:29,042
‫- می‌تونم یه عکس بگیرم؟‬
‫- البته.‬

1823
02:02:31,623 --> 02:02:32,781
‫چه خبر کتو؟‬

1824
02:02:33,022 --> 02:02:37,880
‫داداش اون مبل‌های اداری که گفتی رو‬
‫خریدم، هر وقت بخوای می‌برم هتل.‬

1825
02:02:38,121 --> 02:02:40,692
‫باشه، منتظر خبر من باشین،‬
‫خودم بهتون می‌گم.‬

1826
02:02:46,412 --> 02:02:47,412
‫هی وایسا!‬

1827
02:02:48,027 --> 02:02:50,171
‫مغز هر سه‌تاتونو می‌ترکونم!‬

1828
02:02:50,841 --> 02:02:51,881
‫راه بیفت!‬

1829
02:02:52,173 --> 02:02:53,173
‫یوسف.‬

1830
02:02:54,788 --> 02:02:57,447
‫- یوسف!‬
‫- مغز هر سه‌تاتونو می‌ترکونم!‬

1831
02:02:57,688 --> 02:03:01,450
‫- ولش کن! هاحیک برو تو!‬
‫- یوسف!‬

1832
02:03:02,288 --> 02:03:03,288
‫یوسف!‬

1833
02:03:05,681 --> 02:03:07,934
‫ولش کن! یوسف!‬

1834
02:03:08,541 --> 02:03:11,478
‫یوسف! یوسف!‬

1835
02:03:12,298 --> 02:03:14,227
‫یوسف! یوسف!‬

1836
02:03:16,716 --> 02:03:19,542
‫یوسف! یوسف!‬

1837
02:03:19,832 --> 02:03:22,490
‫یوسف! یوسف!‬

1838
02:03:22,796 --> 02:03:24,010
‫اون هاجیک نیست؟‬

1839
02:03:24,954 --> 02:03:26,234
‫یوسف!‬

1840
02:03:28,089 --> 02:03:29,570
‫اینجا چه خبره؟‬

1841
02:03:30,246 --> 02:03:31,246
‫یوسف!‬

1842
02:03:32,905 --> 02:03:33,905
‫یوسف!‬

1843
02:03:36,117 --> 02:03:37,117
‫- یوسف!‬
‫- هاجیک.‬

1844
02:03:37,714 --> 02:03:41,833
‫آقا، آقا! آقا، یوسف رو دزدیدن.‬

1845
02:03:42,074 --> 02:03:44,266
‫- چی؟‬
‫- یوسف رو دزدیدن آقا.‬

1846
02:03:44,507 --> 02:03:46,452
‫تو رو خدا نجاتش بده، التماست می‌کنم.‬

1847
02:03:46,693 --> 02:03:49,820
‫باشه، آروم باش. آروم باش. هاجیک تموم شد.‬

1848
02:03:50,061 --> 02:03:51,181
‫باشه، باشه.‬

1849
02:03:51,738 --> 02:03:54,825
‫- یوسف رو دزدیدن.‬
‫- باشه، آروم باش.‬

1850
02:03:59,707 --> 02:04:02,302
‫چی شد؟ تعریف کن ببینم چی شد؟‬

1851
02:04:02,543 --> 02:04:07,279
‫من از لباس‌عروس‌فروشی اومدم بیرون.‬
‫انداختنش تو ماشین، دستشون اسلحه بود آقا.‬

1852
02:04:07,520 --> 02:04:10,000
‫تو رو خدا کمک کن.‬

1853
02:04:19,609 --> 02:04:20,609
‫مادر.‬

1854
02:04:21,276 --> 02:04:25,229
‫منتظرت بودم. چیکار کردی،‬
‫اون کار رو ردیف کردی؟‬

1855
02:04:25,470 --> 02:04:28,477
‫ردیفش کردم. دیگه برامون‬
‫دردسر نمی‌شه.‬

1856
02:04:28,718 --> 02:04:31,504
‫وقتی بخوای، خوب بلدی خانم‌بزرگ‌بازی دربیاری.‬

1857
02:04:31,745 --> 02:04:34,387
‫تو تموم کردن کارها شماره یکی.‬

1858
02:04:35,845 --> 02:04:38,630
‫عاکف لوس‌بازی رو بذار کنار.‬

1859
02:04:39,153 --> 02:04:41,133
‫لوسم دیگه، واسه همین لوس‌بازی درمیارم مادر.‬

1860
02:04:41,746 --> 02:04:44,675
‫تو هم یادت بیاد مادری و...‬

1861
02:04:45,108 --> 02:04:47,219
‫.. یکم بهم محبت نشون بده.‬

1862
02:04:53,824 --> 02:04:55,994
‫دخترم کجا می‌ری؟‬

1863
02:04:56,956 --> 02:05:00,159
‫پدرم زنده‌ست.‬
‫سودا بهم دروغ گفت.‬

1864
02:05:00,585 --> 02:05:03,288
‫دیگه مطمئنم شما دوتا دارین‬
‫یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه می‌کنین.‬

1865
02:05:03,529 --> 02:05:06,357
‫نه دخترم، همچین چیزی نیست.‬
‫که با هم حرف زدیم.‬

1866
02:05:06,598 --> 02:05:09,059
‫خوبه. باشه، یه بار دیگه بگه.‬

1867
02:05:09,490 --> 02:05:13,719
‫مگه مادرم نیست؟ زل بزنه تو چشمام‬
‫و یه بار دیگه بگه. چی می‌شه مگه؟‬

1868
02:05:19,867 --> 02:05:23,152
‫ای بابا تمومی نداره. هرچی حل می‌کنی باز یه دردسر جدید میاد.‬

1869
02:05:23,609 --> 02:05:26,529
‫عمارت نیست که، ماتم‌کده‌ست.‬

1870
02:05:30,208 --> 02:05:33,663
‫سودا، به خدا این دختره‬
‫حتماً خواب دیده.‬

1871
02:05:33,919 --> 02:05:36,403
‫آتیش به دست گرفته و داره میاد سراغت.‬

1872
02:05:36,667 --> 02:05:39,890
‫ببین، تو رو خدا حواست به حرف زدنت باشه.‬
‫اصلاً!‬

1873
02:05:40,934 --> 02:05:43,215
‫آقا تو رو خدا نجاتش بده، تو رو خدا.‬

1874
02:05:43,456 --> 02:05:48,050
‫باشه عزیزم، تو آروم باش.‬
‫هنوز هیچی نمی‌دونیم، آروم باش. یه لحظه صبر کن.‬

1875
02:05:48,291 --> 02:05:50,592
‫- ییلدیز.‬
‫- آروم باش، حواسم هست.‬

1876
02:05:51,207 --> 02:05:53,143
‫- گریه نکن، گریه نکن.‬
‫- دزدیدنش.‬

1877
02:05:53,384 --> 02:05:56,273
‫هنوز هیچی نمی‌دونیم.‬
‫درباره یوسف حرف می‌زنیم، یه لحظه صبر کن.‬

1878
02:06:05,475 --> 02:06:06,863
‫یوسف کجاست؟‬

1879
02:06:07,104 --> 02:06:10,944
‫منم منتظر همین زنگ بودم.‬
‫خدایی آدم باهوشی هستی.‬

1880
02:06:12,208 --> 02:06:13,888
‫اون مدیر قلابیت دست منه.‬

1881
02:06:14,129 --> 02:06:16,779
‫منو عصبی نکن! یوسف کجاست؟‬

1882
02:06:17,020 --> 02:06:20,229
‫هیس، آروم سرهات، آروم.‬

1883
02:06:20,614 --> 02:06:21,971
‫آدمت رو من دزدیدم.‬

1884
02:06:22,883 --> 02:06:24,711
‫دزدیدمش تا بفهمی.‬

1885
02:06:25,548 --> 02:06:28,071
‫که منم هر وقت بخوام‬
‫وارد لونه‌ت می‌شم و...‬

1886
02:06:28,317 --> 02:06:31,365
‫.. دست راستت رو می‌گیرم، فهمیدی؟‬

1887
02:06:33,657 --> 02:06:38,046
‫اما تو رحم کردی،‬
‫منم رحم می‌کنم.‬

1888
02:06:38,882 --> 02:06:41,795
‫بردمش به اون غاری که نزدیک‬
‫معدن‌های تاشکسنه.‬

1889
02:06:42,259 --> 02:06:44,463
‫دو ساعت وقت داری‬
‫آدمت رو نجات بدی.‬

1890
02:06:44,738 --> 02:06:47,228
‫وگرنه بمبی که بهش وصله رو‬
‫منفجر می‌کنم.‬

1891
02:06:47,549 --> 02:06:51,445
‫بوم! باشه؟‬
‫تو ترافیک نمون، سریع بیا.‬

1892
02:06:51,894 --> 02:06:53,694
‫عجله کن، وقت زیادی نداری.‬

1893
02:06:53,935 --> 02:06:55,869
‫خب دیگه فعلاً. موفق باشی.‬

1894
02:07:08,135 --> 02:07:09,730
‫- چی شده؟‬
‫- نامزدت!‬

1895
02:07:11,590 --> 02:07:14,280
‫یوسف رو دزدیده.‬
‫برده به غاری که نزدیک معدن‌هاست.‬

1896
02:07:14,521 --> 02:07:17,428
‫- دو ساعت وقت دارم. اگه نرم...‬
‫- برو، زود باش برو.‬

1897
02:07:17,668 --> 02:07:19,334
‫- هاجیک پیش تو باشه.‬
‫- برو، پیش منه. زود باش برو.‬

1898
02:07:20,494 --> 02:07:21,494
‫آقا.‬

1899
02:07:21,997 --> 02:07:24,638
‫- ردیفش می‌کنم، باشه؟ ردیفش می‌کنم.‬
‫- آقا.‬

1900
02:07:26,999 --> 02:07:28,376
‫یوسف، یوسف.‬

1901
02:07:32,650 --> 02:07:35,978
‫تو باعث نابودی اون آقایی می‌شی‬
‫که خیلی دوسش داری، یوسف.‬

1902
02:07:36,837 --> 02:07:37,837
‫آخی.‬

1903
02:07:40,740 --> 02:07:43,288
‫حالا که اینقدر سگ وفاداری هستی...‬

1904
02:07:43,639 --> 02:07:45,592
‫.. وقتی اون بمیره، مال من می‌شی.‬

1905
02:07:46,747 --> 02:07:51,707
‫نظرت چیه؟ ببین، من نمی‌ذارم آواره‌ی پناهگاه‌های‬
‫دیگه بشی، باشه؟ نگران نباش.‬

1906
02:08:06,155 --> 02:08:07,355
‫زن‌داداشت داره زنگ می‌زنه.‬

1907
02:08:09,614 --> 02:08:10,614
‫جانم ییلدیز؟‬

1908
02:08:10,855 --> 02:08:12,519
‫- کجایی تو؟‬
‫- هتلم.‬

1909
02:08:12,760 --> 02:08:15,037
‫هاجیک بهم زنگ زد،‬
‫می‌گه یوسف رو دزدیدی. راسته؟‬

1910
02:08:15,278 --> 02:08:18,008
‫این کارا مردونه‌ست ییلدیز، تو دخالت نکن.‬
‫بشین سرِ درس و مشقت.‬

1911
02:08:18,249 --> 02:08:21,931
‫دهن منو وا نکن با این کارای مردونه‌ت!‬
‫بگو دزدیدیش یا نه، همینو بگو!‬

1912
02:08:22,172 --> 02:08:24,530
‫- ببین ییلدیریم، داری تیشه به ریشه‌ت می‌زنی.‬
‫- ییلدیز!‬

1913
02:08:25,992 --> 02:08:28,389
‫ییلدیز، تله‌ست...‬

1914
02:08:28,647 --> 02:08:31,790
‫- اون یوسفه؟‬
‫- نه ییلدیز، بچه‌های ما...‬

1915
02:08:32,149 --> 02:08:34,591
‫.. دارن تلویزیون می‌بینن، یه فیلم پلیسیه.‬
‫صدا از اونجا بود.‬

1916
02:08:34,832 --> 02:08:36,279
‫الان قطع می‌کنم، کلی کار دارم.‬

1917
02:08:36,520 --> 02:08:39,090
‫ییلدیریم قطع نکن. ببین، به من دروغ...‬

1918
02:08:39,530 --> 02:08:43,347
‫به من دروغ نگو!‬
‫به من دروغ نگو ذلیل‌مرده!‬

1919
02:08:43,588 --> 02:08:44,588
‫آخ یوسف.‬

1920
02:08:44,862 --> 02:08:47,766
‫می‌خواستم بهت بگم سگ، ولی‬
‫سگ از تو باشرف‌تره.‬

1921
02:08:48,007 --> 02:08:49,992
‫- هیس.‬
‫- حالا می‌بینی پسره‌ی فلان‌فلان‌شده!‬

1922
02:08:50,233 --> 02:08:51,652
‫- هیس.‬
‫- می‌بینی!‬

1923
02:08:51,893 --> 02:08:53,948
‫آروم پسر، آروم باش.‬

1924
02:08:54,751 --> 02:08:56,505
‫با یوسف کاری نداره.‬

1925
02:08:57,534 --> 02:08:59,054
‫اون سرهات رو می‌خواد.‬

1926
02:08:59,897 --> 02:09:01,577
‫سرهات رو می‌خواد. سرهات.‬

1927
02:09:01,872 --> 02:09:06,046
‫سرهات، سرهات! سرهات رو می‌کشه.‬

1928
02:09:07,448 --> 02:09:11,281
‫آنتن نمی‌ده، آنتن نمی‌ده! آنتن نمی‌ده.‬

1929
02:09:12,014 --> 02:09:13,294
‫لعنت بهش.‬

1930
02:09:14,265 --> 02:09:16,265
‫این که خاموش شد، من چطوری بهش خبر بدم؟‬

1931
02:09:17,092 --> 02:09:18,092
‫آبجی.‬

1932
02:09:20,605 --> 02:09:21,605
‫آبجی.‬

1933
02:09:22,115 --> 02:09:24,528
‫من به بچه‌ها زنگ می‌زنم،‬
‫میان دنبالت.‬

1934
02:09:24,769 --> 02:09:27,596
‫- تا اون موقع لباساتو عوض کن.‬
‫- آبجی نمی‌شه، منم بیام!‬

1935
02:09:27,837 --> 02:09:31,256
‫- منم بیام آبجی.‬
‫- وایسا! منو عصبی نکن. باشه.‬

1936
02:09:31,497 --> 02:09:34,403
‫تو آروم باش. خودتو جمع و جور کن، بچه‌ها میان.‬

1937
02:09:34,644 --> 02:09:36,495
‫یوسف رو پیدا می‌کنیم. باشه؟ پیدا می‌کنیم.‬

1938
02:09:36,736 --> 02:09:38,016
‫- دست شما امانت!‬
‫- آبجی.‬

1939
02:10:21,319 --> 02:10:24,138
‫هجران! هجران!‬

1940
02:10:26,818 --> 02:10:27,818
‫آشیر.‬

1941
02:10:28,360 --> 02:10:31,193
‫چه کار می‌کنی داداش؟ برو پی کارت دیگه.‬

1942
02:10:31,482 --> 02:10:33,162
‫بکش کنار لعنتی، بکش کنار!‬

1943
02:10:33,608 --> 02:10:34,808
‫داری چه کار می‌کنی؟‬

1944
02:10:35,644 --> 02:10:38,255
‫وایسا، آروم باش. وایسا، تصادف می‌کنیم.‬

1945
02:10:40,433 --> 02:10:42,624
‫کجا داری می‌ری، تو کجا داری می‌ری؟‬

1946
02:10:45,171 --> 02:10:47,694
‫- بکش کنار لعنتی!‬
‫- چه کار می‌کنی داداش؟ راهزنی مگه؟‬

1947
02:10:47,935 --> 02:10:51,364
‫- باشه، وایسا. آروم باش، آروم.‬
‫- داره راهمون رو می‌بنده. جل‌الخالق.‬

1948
02:10:54,935 --> 02:10:56,411
‫ببخشید، تو رو خدا ببخشید.‬

1949
02:10:57,855 --> 02:10:59,350
‫می‌شه یه لحظه اجازه بدین؟‬

1950
02:10:59,591 --> 02:11:03,520
‫آقای راننده، من این آقا رو می‌شناسم،‬
‫اگه بشه پنج دقیقه باهاش حرف بزنم.‬

1951
02:11:03,809 --> 02:11:06,016
‫باشه آبجی، این آشیر خان ماست.‬

1952
02:11:06,439 --> 02:11:07,439
‫هجران!‬

1953
02:11:08,735 --> 02:11:12,045
‫دیوونه شدی تو؟ دیوونه شدی؟‬
‫داری چه کار می‌کنی؟‬

1954
02:11:12,286 --> 02:11:13,596
‫ولم کن، بذار برم دیگه.‬

1955
02:11:13,837 --> 02:11:16,659
‫- نمی‌تونی بری. هجران، تو نمی‌تونی بری.‬
‫- چرا؟‬

1956
02:11:17,664 --> 02:11:20,625
‫آشیر، اگه قراره باز از من خجالت بکشی‬
‫واسه چی می‌خوای بمونم؟‬

1957
02:11:27,286 --> 02:11:29,000
‫عاشقت شدم لعنتی.‬

1958
02:11:32,172 --> 02:11:34,690
‫من مثل سگ عاشقت شدم.‬

1959
02:12:05,462 --> 02:12:06,580
‫چشم‌قشنگ من.‬

1960
02:12:07,683 --> 02:12:08,683
‫آشیر.‬

1961
02:12:12,248 --> 02:12:13,528
‫- محمد!‬
‫- بله خان.‬

1962
02:12:13,769 --> 02:12:15,831
‫- چمدون هجران خانم رو بدین دیگه!‬
‫- دارم می‌دم خان.‬

1963
02:12:17,913 --> 02:12:22,500
‫این چیه؟ بی‌انصاف این چیه، این چیه آخه؟‬
‫این چیه؟‬

1964
02:12:22,741 --> 02:12:24,138
‫یادداشت می‌ذاری و می‌ری...‬

1965
02:12:24,379 --> 02:12:25,829
‫- کیفتون.‬
‫- دستت درد نکنه آبجی.‬

1966
02:12:26,453 --> 02:12:28,986
‫یادداشت می‌ذاری و از اورفا می‌ری.‬

1967
02:12:29,227 --> 02:12:31,241
‫منو که می‌شناسی، نمی‌ذارم هیچ‌جا بری.‬

1968
02:12:31,482 --> 02:12:34,205
‫من هنوز قراره به‌خاطر تو‬
‫جلوی یه مملکت وایستم.‬

1969
02:12:34,446 --> 02:12:37,390
‫به خدا که عشق تو اورفا یه چیز دیگه‌ست‬
‫چشم‌قشنگ من.‬

1970
02:12:37,886 --> 02:12:39,227
‫- اینطور می‌گی؟‬
‫- آره، همینطوره.‬

1971
02:12:39,468 --> 02:12:41,698
‫من هنوز کلی حرفا باهات دارم، یالا.‬
‫دستت درد نکنه محمد.‬

1972
02:12:41,939 --> 02:12:43,739
‫- سلامت باشی خان.‬
‫- خسته نباشی.‬

1973
02:12:47,848 --> 02:12:49,713
‫- بیا اینم بگیر.‬
‫- وای!‬

1974
02:13:19,723 --> 02:13:22,366
‫بیا ببین، برات آب پرتقال گرفتم.‬

1975
02:13:29,635 --> 02:13:31,024
‫پدر من زنده‌ست...‬

1976
02:13:32,078 --> 02:13:33,984
‫.. و یه خواهر دارم، مگه نه؟‬

1977
02:13:34,447 --> 02:13:35,646
‫تو خواب دیدم.‬

1978
02:13:39,368 --> 02:13:44,199
‫نه بابا، این حرفا چیه؟‬
‫دخترم، ما که قبلاً درباره‌ی همه‌ی اینا حرف زدیم.‬

1979
02:13:44,440 --> 02:13:47,451
‫سوده بلند شو، سوده خواهش می‌کنم.‬

1980
02:13:47,937 --> 02:13:51,486
‫خواهش می‌کنم حقیقت رو بهم بگو، خواهش می‌کنم!‬
‫برام تعریف کن سوده، لطفاً!‬

1981
02:13:51,727 --> 02:13:55,278
‫همه جا کثیف شد! بذار جمعش کنم.‬

1982
02:13:55,955 --> 02:13:58,718
‫سوده! سوده خواهش می‌کنم.‬

1983
02:13:59,460 --> 02:14:03,778
‫خواهش می‌کنم برام بگو. ببین، وگرنه این شک‬
‫منو از پا درمیاره.‬

1984
02:14:04,044 --> 02:14:06,115
‫یه فرزند حق نداره؟‬

1985
02:14:06,356 --> 02:14:09,087
‫بفهمه پدرش زنده‌ست، یا اینکه خواهر و برادری داره یا نه...‬

1986
02:14:09,328 --> 02:14:11,008
‫.. حق نداره اینا رو بدونه؟‬

1987
02:14:11,545 --> 02:14:13,600
‫من نیاز دارم حقیقت رو بدونم.‬

1988
02:14:13,841 --> 02:14:18,257
‫بهاش هر چی باشه، نتیجه‌ش هر چی باشه من حقیقت رو‬
‫می‌خوام بدونم سوده، خواهش می‌کنم.‬

1989
02:14:18,638 --> 02:14:22,138
‫خواهش می‌کنم! اون مادری‌ای که سال‌ها در حقم نکردی رو‬
‫یه بار...‬

1990
02:14:22,379 --> 02:14:26,152
‫.. فقط یه بار به‌خاطر من انجام بده!‬
‫حقیقت رو بگو سوده، خواهش می‌کنم!‬

1991
02:14:26,942 --> 02:14:30,966
‫باشه. باشه، ولی حقیقت رو دلت...‬

1992
02:14:31,939 --> 02:14:36,431
‫.. و اون بچه‌ی تو شکمت که هنوز به دنیا نیومده‬
‫می‌تونن تحمل کنن؟‬

1993
02:14:37,742 --> 02:14:39,102
‫از شک داشتن که بهتره.‬

1994
02:14:42,091 --> 02:14:45,075
‫بعضی وقتا ندونستن بهتر از دونستنه.‬

1995
02:14:45,639 --> 02:14:48,779
‫ندونستن بهتر از دونستنه، نکن!‬

1996
02:14:49,258 --> 02:14:51,774
‫نکن، نکن!‬

1997
02:14:53,454 --> 02:14:56,929
‫نمی‌خوای حرف بزنی، نه؟ نمی‌خوای چیزی بگی.‬

1998
02:14:58,160 --> 02:15:02,615
‫پس از این به بعد‬
‫من مادری مثل تو ندارم!‬

1999
02:15:03,006 --> 02:15:06,399
‫من مادری که پدرم رو ازم مخفی کنه،
‫خواهرم رو ازم مخفی کنه، ندارم!

2000
02:15:06,640 --> 02:15:10,785
‫به خودت نگاه کن. همین حالت هم‬
‫لو می‌ده که داری بهم دروغ می‌گی!‬

2001
02:15:11,841 --> 02:15:13,293
‫اما بهت قسم می‌خورم...‬

2002
02:15:14,380 --> 02:15:18,065
‫.. بهت قسم می‌خورم‬
‫که این قضیه رو ول نمی‌کنم!‬

2003
02:15:22,874 --> 02:15:23,976
‫ضیان!

2004
02:15:37,159 --> 02:15:39,327
‫پدر تو ضیان خانه!‬

2005
02:15:42,119 --> 02:15:45,340
‫ییلدیز و آشیر هم خواهر و برادر پدری تو هستن!‬

2006
02:15:52,384 --> 02:15:54,470
‫پدر تو ضیان خانه!‬

2007
02:15:58,501 --> 02:16:01,722
‫ییلدیز و آشیر هم خواهر و برادر پدری تو هستن!‬

2008
02:17:15,082 --> 02:17:18,075
‫آخ یوسف.‬
‫آخ، زندگی همینه دیگه...‬

2009
02:17:22,979 --> 02:17:23,979
‫چی شده سلو؟‬

2010
02:17:24,220 --> 02:17:26,933
‫آقا، آقا سرهات وارد غار شد.‬

2011
02:17:28,262 --> 02:17:31,382
‫پس مرغ وارد قفس شد. خوبه.‬

2012
02:17:32,053 --> 02:17:35,703
‫پس دیگه وقتشه پرونده‌ی این سرهات رو‬
‫ببندیم سلو.‬

2013
02:17:35,991 --> 02:17:38,269
‫باشه، هیس.‬

2014
02:17:38,947 --> 02:17:42,169
‫- سلو، بمب رو منفجر کن.‬
‫- اطاعت می‌شه آقا.‬

2015
02:18:39,626 --> 02:18:40,626
‫سرهات!‬

2016
02:18:44,289 --> 02:18:45,487
‫سرهات!‬

2017
02:18:58,581 --> 02:18:59,891
‫این از کجا اومد؟‬

2018
02:19:10,397 --> 02:19:11,397
‫تله‌ست.‬

2019
02:19:13,185 --> 02:19:14,876
‫- سرهات!‬
‫- تله‌ست.‬

2020
02:19:15,140 --> 02:19:18,061
‫- سرهات! اونجایی سرهات؟‬
‫- ییلدیز.‬

2021
02:19:19,017 --> 02:19:21,596
‫ییلدیز! ییلدیز، تله‌ست!‬

2022
02:19:21,998 --> 02:19:23,648
‫- سرهات!‬
‫- تله‌ست.‬

2023
02:19:23,889 --> 02:19:26,007
‫- سرهات! سرهات!‬
‫- ییلدیز، تله‌ست!‬

2024
02:19:26,248 --> 02:19:27,367
‫سرهات!‬

2025
02:20:01,688 --> 02:20:03,386
‫پس بگو که حقیقت داشته.‬

2026
02:20:05,113 --> 02:20:11,057
‫پس بگو که آدما واقعاً‬
‫با نخ‌های نامرئی به هم وصلن.‬

2027
02:20:14,068 --> 02:20:17,717
‫چه زنده باشن، چه بمیرن.‬

2028
02:20:19,000 --> 02:20:29,000
‫{\c&H3CC1FF&}..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بامابین ::..{\c}\N.:: Telegram: @Bamabincom ::.\N.:: Instagram: @Bamabin_Com ::.

2029
02:20:29,100 --> 02:20:35,100
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!\N{\c&H917CFF&}.:: Bamabin.com ::.{\c}

