﻿0
00:00:20,325 --> 00:00:20,460
ناين مووي مرجع دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم
.::9Movie.Org::.
.:: @official9movie ::.

1
00:00:28,325 --> 00:00:30,460
‫نمی‌کشمت.

2
00:00:34,537 --> 00:00:38,394
‫ولی تا آخرِ عمرم‬
‫نمی‌بخشمت دختر.‬

3
00:00:40,352 --> 00:00:42,852
‫تو دلم طلاقت داده بودم...‬

4
00:00:44,000 --> 00:00:46,389
‫.. رسماً هم طلاقت می‌دم.‬

5
00:00:48,426 --> 00:00:51,275
‫از اون عمارت پرتت می‌کنم بیرون.‬

6
00:00:52,001 --> 00:00:55,446
‫نه تنها نمیذارم چشمت به بچه‌ها بیوفته...‬

7
00:00:57,507 --> 00:00:59,856
‫.. حتی نمیذارم بهشون نزدیک بشی.‬

8
00:01:00,287 --> 00:01:01,779
‫آشیر!‬

9
00:01:02,440 --> 00:01:05,543
‫- نکن!‬
‫- من کاری نکردم ندا.‬

10
00:01:06,810 --> 00:01:10,541
‫تو کردی، تاوانش رو هم پس می‌دی.‬

11
00:01:13,340 --> 00:01:14,507
‫یالا.‬

12
00:01:17,658 --> 00:01:19,042
‫آشیر!‬

13
00:01:36,809 --> 00:01:38,301
‫ندا!‬

14
00:01:39,145 --> 00:01:41,375
‫ندا! ندا! ندا!‬

15
00:01:41,719 --> 00:01:43,879
‫ندا خوبی؟ ندا!‬

16
00:01:44,120 --> 00:01:45,673
‫آشیر، خیلی درد می‌کنه.‬

17
00:01:46,023 --> 00:01:47,682
‫آهای صفر!‬

18
00:01:48,503 --> 00:01:50,320
‫چرا این کارو کردی مرتیکه؟‬

19
00:01:50,808 --> 00:01:53,371
‫دستورِ مریم خانمه آقا. شرمنده.‬

20
00:01:54,215 --> 00:01:55,469
‫آخ!‬

21
00:01:55,709 --> 00:01:58,780
‫اگه یه بار دیگه دستت بره سمتِ اون اسلحه،‬
‫مغزت رو می‌پاشم!‬

22
00:01:59,086 --> 00:02:01,086
‫- ندا خوبی؟‬
‫- خیلی درد می‌کنه.‬

23
00:02:01,829 --> 00:02:04,894
‫- خوبی؟ بیا ندا، بیا.‬
‫- خیلی درد می‌کنه.‬

24
00:02:05,358 --> 00:02:07,406
‫بیا، چیزی نمی‌شه.‬

25
00:02:08,758 --> 00:02:10,059
‫آخ!‬

26
00:02:20,683 --> 00:02:21,969
‫بشین.‬

27
00:02:24,410 --> 00:02:26,314
‫- صبر کن، صبر کن، صبر کن.‬
‫- خیلی درد می‌کنه.‬

28
00:02:27,243 --> 00:02:28,886
‫آخ مامان،ح آخ!‬

29
00:02:33,346 --> 00:02:35,632
‫- صبر کن ندا، صبر کن. آروم باش.‬
‫- خیلی درد می‌کنه.‬

30
00:02:35,873 --> 00:02:38,159
‫صبر کن ندا. وایسا، وایسا یواش.‬

31
00:02:38,399 --> 00:02:40,367
‫این زخمی نیست که بکشتت.‬

32
00:02:40,775 --> 00:02:42,846
‫ندا وایسا. صبر کن ندا.‬

33
00:02:57,110 --> 00:02:58,650
‫می‌میرم؟‬

34
00:02:59,383 --> 00:03:02,462
‫- می‌میرم؟‬
‫- نمی‌میری، تو نمی‌میری.‬

35
00:03:03,402 --> 00:03:05,569
‫هر شب توی خوابت می‌بینی.‬

36
00:03:06,136 --> 00:03:08,842
‫گریه می‌کنی و با خودت می‌گی شوهرِ سابقم‬
‫که بهش خیانت کردم، منو نکشت...‬

37
00:03:09,553 --> 00:03:11,894
‫.. حتی زخم‌هام رو هم برام بست.

38
00:03:17,973 --> 00:03:22,679
‫در ضمن، هرچی بیشتر شناختمش، بیشتر ازش خوشم اومد،‬
‫می‌دونی؟‬

39
00:03:24,185 --> 00:03:25,899
‫واسه همین...‬

40
00:03:26,400 --> 00:03:28,321
‫.. به نظرم تو هم دیگه بیخیال شو.‬

41
00:03:29,705 --> 00:03:31,721
‫با زن و بچه‌ات خوشبخت باش.‬

42
00:03:35,839 --> 00:03:37,474
‫مگه تو نبودی که بهم زنگ زدی؟‬

43
00:03:38,542 --> 00:03:40,304
‫مگه نگفتی منو از دستِ ییلدیریم نجات بده؟‬

44
00:03:40,545 --> 00:03:41,664
‫- می‌خواستم بفهمی.‬
‫- چیو؟‬

45
00:03:41,926 --> 00:03:44,427
‫- می‌خواستم تاوانِ کاری که کردی رو پس بدی.‬
‫- مگه من چیکار کردم؟‬

46
00:03:44,668 --> 00:03:46,508
‫منو طلاق دادی.‬

47
00:03:50,165 --> 00:03:52,316
‫قرار نیست تا آخرِ عمرم‬
‫منتظرت بمونم.‬

48
00:03:55,559 --> 00:03:58,639
‫همون روزی که طلاقم دادی، منو از دست دادی.‬

49
00:03:59,635 --> 00:04:01,945


50
00:04:02,662 --> 00:04:05,988
‫تو داری یه چیزی رو ازم پنهون می‌کنی.‬
‫این یارو داره تهدیدت می‌کنه؟‬

51
00:04:06,229 --> 00:04:08,641
‫ببین ییلدیز، بگو،‬
‫اگه داره تهدیدت می‌کنه بگو.‬

52
00:04:08,891 --> 00:04:10,677
‫چی رو داری ازم مخفی می‌کنی؟‬

53
00:04:12,395 --> 00:04:14,356
‫ییلدیز، این یارو داره تهدیدت می‌کنه؟‬

54
00:04:14,597 --> 00:04:18,480
‫ببین، من هیچ‌چیزی رو ازت‬
‫مخفی نمی‌کنم.‬

55
00:04:19,212 --> 00:04:20,855
‫- هرچی هست همینه.‬
‫- ییلدیز.‬

56
00:04:37,144 --> 00:04:38,668
‫سرهات!‬

57
00:04:50,905 --> 00:04:52,365
‫سرهات!‬

58
00:04:52,732 --> 00:04:54,099
‫سرهات بدو!‬

59
00:04:54,340 --> 00:04:55,678
‫- ملک!‬
‫- سرهات، سرهات!‬

60
00:04:55,997 --> 00:04:58,076
‫باشه، باشه، باشه. آروم باش، من اینجام.‬

61
00:04:58,317 --> 00:05:00,118
‫بچه‌مون رو نجات بده سرهات.‬
‫یه کاری کن، بچه‌مون رو نجات بده.‬

62
00:05:00,359 --> 00:05:03,454
‫بدو! بدو!‬

63
00:05:03,695 --> 00:05:05,830
‫- ماشین!‬
‫- یه کاری کن، بچه‌مون رو نجات بده!‬

64
00:05:10,109 --> 00:05:12,617
‫سرهات یه کاری کن!‬
‫سرهات یه کاری کن!‬

65
00:05:17,298 --> 00:05:21,380
‫از روزی که پات رو گذاشتی تو این عمارت،‬
‫نحسی و بدبختی ولمون نکرده.‬

66
00:05:21,697 --> 00:05:25,205
‫رفتی گفتیم دیگه راحت شدیم
‫دوباره برگشتی و ببین چه اتفاقایی افتاد.‬

67
00:05:26,260 --> 00:05:29,204
‫ولی اگه بلایی سرِ اون بچه بیاد...‬

68
00:05:29,686 --> 00:05:32,615
‫.. ملک حساب این رو ازت پس می‌گیره.
‫حالا ببین.‬

69
00:05:32,856 --> 00:05:35,062
‫- این حرف رو تو داری به من می‌زنی؟‬
‫- آره، من دارم می‌گم.‬

70
00:05:35,645 --> 00:05:39,597
‫مگه تو نبودی که با شوهرت دست‌به‌یکی کردی‬
‫تا اون بچه رو بکشی؟‬

71
00:05:41,556 --> 00:05:43,381
‫چی شد نورگل؟‬

72
00:05:44,146 --> 00:05:46,194
‫کاسه صبر منو لبریز نکن.

73
00:05:47,751 --> 00:05:52,314
‫کاسه صبر منو لبریز نکن، وگرنه می‌رم و‬
‫همه چی رو مو به مو واسه ملک تعریف می‌کنم.‬

74
00:05:54,516 --> 00:05:57,599
‫اون‌وقت می‌بینیم که‬
‫ملک حسابِ کی رو می‌رسه.‬

75
00:06:12,148 --> 00:06:15,157
‫الو صفر، تموم شد کار؟‬

76
00:06:15,548 --> 00:06:17,199
‫نیمه‌کاره موند خانم‌جان.‬

77
00:06:17,708 --> 00:06:19,995
‫زخمی‌ش کردم ولی نتونستم بکشمش.‬

78
00:06:21,189 --> 00:06:22,927
‫چطور ممکنه صفر؟‬

79
00:06:23,168 --> 00:06:26,606
‫آشیر آقا مانع شد‬
‫خانم‌جان. به دستم شلیک کرد.

80
00:06:27,409 --> 00:06:29,647
‫گفت اگه ادامه بدی، 
‫یکی خالی می‌کنم تو مغزت.

81
00:06:29,888 --> 00:06:32,682
‫باشه، قطع کن صفر، قطع کن.‬

82
00:06:36,846 --> 00:06:41,743
‫فقط همین کم مونده بود که خودت رو بندازی جلوی گلوله‌ای 
که واسه اون نکبت بود، آشیر خان.

83
00:06:44,632 --> 00:06:47,457
‫با یه کلمه، سرنوشتم‬
‫رقم خورد.‬

84
00:06:48,771 --> 00:06:53,699
‫با یه تورِ عروس،‬
‫خیالم به امید تبدیل شد.‬

85
00:06:56,358 --> 00:07:00,588
‫ولی نشد.‬
‫هر کاری کردم، هر راهی رفتم نشد.‬

86
00:07:01,300 --> 00:07:03,816
‫زندگیم چه دروغِ بزرگی بود.‬

87
00:07:04,200 --> 00:07:07,398
‫هرچی گشتم راه درست رو پیدا نکردم.

88
00:07:08,673 --> 00:07:13,300
‫الان دمِ درِ همون عمارتی‌ام که سال‌ها‬
‫منتظر بودم عروسش بشم.‬

89
00:07:14,287 --> 00:07:16,271
‫نه واسه اینکه واردش بشم.‬

90
00:07:16,865 --> 00:07:20,857
‫واسه اینکه برم و‬
‫دیگه هیچ‌وقت برنگردم.‬

91
00:07:22,974 --> 00:07:27,228
‫رویای بزرگ کردن بچه‌هامون با سرهات...‬

92
00:07:27,860 --> 00:07:32,225
‫.. امروز با بسته شدن درهای این عمارت،‬
‫به روی منم بسته شد.‬

93
00:07:35,496 --> 00:07:39,726
‫نگو وقتی عشق تو قلبت باشه،‬
‫دیگه فرقی نمی‌کنه کجا می‌ری.‬

94
00:07:41,391 --> 00:07:45,954
‫عشقِ غیرممکن مثل یه باره رو دوش آدم،‬
‫نفس آدمو می‌بره...‬

95
00:07:46,531 --> 00:07:48,221
‫.. قلب آدمو به درد می‌آره.‬

96
00:07:48,819 --> 00:07:51,779
‫حالا درست مثل این عمارت‬
‫که نتونستم توش زندگی کنم...‬

97
00:07:52,274 --> 00:07:55,707
‫.. وقتش رسیده که با عشق ناممکن سرهات هم
خداحافظی کنم.

98
00:07:59,618 --> 00:08:02,126
‫وقتِ کشتنِ‬
‫عشقشه.‬

99
00:08:02,583 --> 00:08:04,607
برای سرهات هم باید بمیره

100
00:08:04,848 --> 00:08:08,046
‫باید بمیره تا هم خواهرم ملک...‬

101
00:08:08,287 --> 00:08:10,795
‫.. و هم بچه‌ی توی شکمش بالاخره به آرامش برسن.‬

102
00:08:20,905 --> 00:08:23,532
اما چطوری سرهات رو توی دلم بکشم؟‬

103
00:08:24,788 --> 00:08:28,613
‫اگه قلبمو از سینه دربیارن،‬
‫تکلیفِ عشقی که به روحم نفوذ کرده چی می‌شه؟‬

104
00:08:34,037 --> 00:08:37,577
‫حتی اگه روح از بدنم‬
‫جدا بشه، مگه عشقم به اون تموم می‌شه؟‬

105
00:08:38,288 --> 00:08:39,717
‫نمی‌شه.‬

106
00:08:40,735 --> 00:08:43,402
‫نمی‌شه، بمیرم هم دردی ازم دوا نمی‌شه.‬

107
00:08:45,661 --> 00:08:48,867
‫درمونِ دردِ من چیه؟ کجاست؟‬

108
00:08:51,659 --> 00:08:53,754
‫این عشق چطوری تموم می‌شه؟‬

109
00:08:56,148 --> 00:08:58,632
‫مادربزرگِ خدابیامرزم می‌گفت...‬

110
00:08:59,175 --> 00:09:02,278
‫.. آدم وقتی واقعاً می‌میره که فراموش بشه دخترم.‬

111
00:09:02,941 --> 00:09:07,381
‫می‌گفت تنها راهِ کشتنِ یه آدم وقتی که زنده‌ست،‬
‫فراموش کردنشه.‬

112
00:09:12,514 --> 00:09:14,419
‫حالا منم‬ سرهات رو...‬

113
00:09:16,717 --> 00:09:20,479
عشقش رو
‫عطرش رو...‬

114
00:09:22,048 --> 00:09:24,636
‫.. اون نگاه‌های اخمالوش رو...‬

115
00:09:26,458 --> 00:09:30,491
‫.. همه‌چیزش رو، همه‌چیزش رو فراموش می‌کنم.‬

116
00:09:30,794 --> 00:09:35,262
‫تک‌تک باهاشون خداحافظی می‌کنم.‬
‫با هر چیزی که مالِ اونه، با هر لحظه‌اش.‬

117
00:09:36,389 --> 00:09:40,611
‫از جلوی چشمام می‌ره، از قلبم و‬
‫روحم پاک می‌شه.‬

118
00:09:41,228 --> 00:09:44,276
‫به قیمتِ درآوردنِ قلبم و تیکه‌تیکه شدنِ روحم...‬

119
00:09:44,517 --> 00:09:48,048
‫.. حتی اگه به قیمتِ فراموش کردنِ خودم باشه،‬
‫فراموشش می‌کنم.‬

120
00:09:55,703 --> 00:09:58,663
‫حالا که بی‌صدا‌ترین‬
‫خداحافظی با عشق، فراموشیه...‬

121
00:10:00,383 --> 00:10:04,415
‫.. منم سرهات رو طوری فراموش می‌کنم که‬
‫حتی تو اون دنیا هم یادم نیاد.‬

122
00:10:05,905 --> 00:10:08,961
‫هم سرهات رو، هم عشقش رو.‬

123
00:10:09,297 --> 00:10:12,234
‫فقط اون موقع‌ست که اونم منو فراموش می‌کنه.‬

124
00:10:15,844 --> 00:10:20,336
‫توی یه شهر، مثل دو تا غریبه.‬

125
00:10:22,263 --> 00:10:25,922
‫انگار اون‌همه اتفاق هیچ‌وقت نیفتاده.‬

126
00:10:30,296 --> 00:10:32,177
‫به جز یه چیز.‬

127
00:10:34,236 --> 00:10:37,839
‫حسابِ من با کسایی که منو به این روز انداختن،‬
‫به قیامت نمی‌کشه.‬

128
00:10:42,253 --> 00:10:45,562
‫اگه همه‌چیز رو فراموش کنم،‬
‫این یکی رو یادم نمی‌ره.‬

129
00:10:45,803 --> 00:10:49,611
‫تک‌به‌تک، از همه‌شون‬
‫حساب پس می‌گیرم.‬

130
00:10:49,852 --> 00:10:52,684
‫نمی‌ذارم هیچ کدوم قسر در برن.‬

131
00:11:01,400 --> 00:11:02,900
‫درها رو باز کنید.‬

132
00:11:07,813 --> 00:11:09,376
‫بابام کجاست؟‬

133
00:11:09,752 --> 00:11:11,736
‫ییلدیز، خیر باشه دخترم؟‬

134
00:11:11,977 --> 00:11:13,763
‫بابام کجاست؟‬

135
00:11:14,432 --> 00:11:16,662
‫توی اتاقِ کاره.‬

136
00:11:17,569 --> 00:11:20,569
‫- چرا اینقدر عصبانی‌ای دخترم؟‬
‫- چی شده مامان مریم‌؟‬

137
00:11:21,056 --> 00:11:22,278
‫بفرما.‬

138
00:11:25,735 --> 00:11:29,575
‫آخه تو، تو چه جور آدمی هستی؟‬

139
00:11:30,277 --> 00:11:33,454
‫- چی شده دخترم؟‬
‫- آها بفرما، دخترت، هان؟‬

140
00:11:33,895 --> 00:11:35,720
‫دقیقاً مسئله همینه، دخترت.‬

141
00:11:38,916 --> 00:11:40,575
‫ولی من نیستم.‬

142
00:11:46,248 --> 00:11:48,827
‫ییلدیز دخترم، باز چی شده؟‬

143
00:11:49,068 --> 00:11:52,275
‫بیا مامان بیا.‬
‫بیا که با تو هم حرف دارم.‬

144
00:11:54,012 --> 00:11:57,496
‫آخه تو بابای منی، تو هم مامانمی.‬

145
00:11:58,922 --> 00:12:01,565
‫من از خون و جونِ توام.‬

146
00:12:01,846 --> 00:12:04,148
‫تو اصلاً منو دوست نداشتی؟‬

147
00:12:04,634 --> 00:12:06,213
‫آخه شماها اصلاً منو دوست نداشتید؟‬

148
00:12:06,454 --> 00:12:08,992
‫بچگیِ منو،‬
‫زندگی و همه‌چیزم رو نابود کردید!‬

149
00:12:09,233 --> 00:12:10,908
‫شماها اصلاً منو دوست نداشتید؟‬

150
00:12:14,217 --> 00:12:17,185
‫- قضیه‌ی ملک رو فهمیده.‬
‫- آره، فهمیدم.‬

151
00:12:17,831 --> 00:12:19,537
‫فهمیدم.‬

152
00:12:20,454 --> 00:12:24,795
‫خداروشکر که توی این خانواده یه‬
‫آدمِ راستگو هست، خوبه که داداشم هست.‬

153
00:12:25,084 --> 00:12:28,298
‫تا کی می‌خواستید پنهونش کنید؟‬
‫کی می‌خواستید بگید؟‬

154
00:12:28,677 --> 00:12:31,883
‫سرم داد نزن، دیگه اتفاقیه که افتاده.‬

155
00:12:33,271 --> 00:12:35,390
‫اگه گناهی هم باشه، گناهِ منه.‬

156
00:12:36,226 --> 00:12:38,202
‫خوب شد که فهمیدی.‬

157
00:12:39,158 --> 00:12:41,634
‫از این به بعد دیگه به خاطر ییلدیریم غر نمی‌زنی
و قبولش می‌کنی.

158
00:12:41,875 --> 00:12:44,232
‫ببین، هنوز داره می‌گه ییلدیریم.‬

159
00:12:44,473 --> 00:12:47,479
‫خدایا دارم دیوونه می‌شم.‬
‫این چه منطقیه! ببین...‬

160
00:12:48,968 --> 00:12:51,349
‫.. گذشته‌ی منو ازم گرفتی.‬

161
00:12:52,473 --> 00:12:55,846
‫منو زنده زنده کشتی!‬
‫از آینده‌ام چی می‌خواستی؟‬

162
00:12:56,087 --> 00:12:57,683
‫حدِ خودت رو بدون ییلدیز!‬

163
00:12:58,042 --> 00:13:00,656
‫- یه بلایی سرت میارم‌ها.‬
‫- خب بیار، هر کاری می‌خوای بکن!‬

164
00:13:00,897 --> 00:13:02,143
‫مگه قبلاً نکردی؟‬

165
00:13:02,384 --> 00:13:05,904
‫دخترم ببین، به خدا قسم‬
‫ما خبر نداشتیم.‬

166
00:13:06,225 --> 00:13:08,019
‫مامان، اولش خبر نداشتید!‬

167
00:13:08,260 --> 00:13:11,466
‫نه از اون دختر، نه از‬
‫اینکه سرهات ازدواج کرده.‬

168
00:13:11,707 --> 00:13:14,348
‫باشه قبول، اولش خبر نداشتید
‫ولی بعدش چی؟

169
00:13:16,051 --> 00:13:18,773
‫.. بعدش چرا منو از اونجا‬
‫بیرون نیاوردید؟‬

170
00:13:19,116 --> 00:13:23,148
‫چرا نگفتید اون دختر خواهرته،‬
‫نکن، باهاش در نیوفت؟

171
00:13:23,785 --> 00:13:25,626
‫چرا بهم نگفتید؟‬

172
00:13:25,995 --> 00:13:27,971
‫شاید اون موقع...‬

173
00:13:28,879 --> 00:13:32,427
‫.. منم به شوهرِ خواهرم‬
‫چشم نمی‌دوختم.‬

174
00:13:34,465 --> 00:13:36,600
‫عاشقِ سرهات نمی‌شدم.‬

175
00:13:39,184 --> 00:13:42,613
‫- گناهش پای منه.‬
‫- آره، گناهش پای توئه.

176
00:13:44,720 --> 00:13:48,472
‫خربزه رو بابا خورده،‬
‫لرزش واسه بچه‌شه.

177
00:13:49,951 --> 00:13:53,586
‫تو منو هم توی اون گناهِ کثیفت
‫شریک کردی.‬

178
00:13:55,363 --> 00:13:58,125
‫من الان می‌رم با ییلدیریم ازدواج می‌کنم.‬

179
00:13:59,255 --> 00:14:01,135
‫نه به خاطرِ تو...‬

180
00:14:01,376 --> 00:14:03,678
‫.. نه برای اینکه اون گناهِ کثیفت رو‬
‫پاک کنم.‬

181
00:14:03,918 --> 00:14:07,394
‫من فقط واسه اینکه اون دختر دیگه به‌خاطر ما غصه نخوره.‬

182
00:14:07,637 --> 00:14:12,010
‫واسه اینکه سرهات دست از سرم برداره، 
می‌رم با ییلدیریم ازدواج می‌کنم.‬

183
00:14:16,384 --> 00:14:18,209
‫اما گناهِ تو...‬

184
00:14:19,181 --> 00:14:23,594
‫.. هم تو این دنیا و هم تو اون دنیا، دست از سرت برنمی‌داره.‬

185
00:14:26,030 --> 00:14:28,482
‫حالا که اینو فهمیدی...‬

186
00:14:28,770 --> 00:14:31,572
‫.. پس به‌خاطر آبروی خانواده‌ات...‬

187
00:14:31,885 --> 00:14:34,115
‫.. خفه می‌شی و می‌شینی سر جات.‬

188
00:14:34,420 --> 00:14:38,063
‫سرهات تا وقتی اینجایی، کاری به کارت نداره.‬

189
00:14:38,694 --> 00:14:40,956
‫از این به بعد همین‌جا می‌مونی.‬

190
00:14:44,375 --> 00:14:47,034
‫کسی که به فکر آبروئه، خودشو کنترل می‌کنه.‬

191
00:14:48,919 --> 00:14:51,173
‫می‌دونه چطوری رفتار کنه.‬

192
00:14:53,169 --> 00:14:55,058
‫من سکوت می‌کنم.‬

193
00:14:56,610 --> 00:14:59,935
‫اما وقتی آبروی تو واسه خودت مهم نیست، 
چرا باید واسه من باشه؟‬

194
00:15:01,568 --> 00:15:04,314
‫من به‌خاطر اون دختر سکوت می‌کنم، به‌خاطر ملک.‬

195
00:15:05,079 --> 00:15:09,142
‫تا اون دختر با اون بچه‌ای که تو شکمشه، 
یه ذره آرامش داشته باشه.‬

196
00:15:09,383 --> 00:15:12,122
‫واسه اینکه بیشتر از این غصه نخوره، سکوت می‌کنم.‬

197
00:15:13,517 --> 00:15:14,978
‫آخه...‬

198
00:15:15,321 --> 00:15:20,433
‫.. فقط یه بار، کاش فقط یه بار می‌تونستی 
به چیزی جز خودت فکر کنی.‬

199
00:15:22,030 --> 00:15:25,744
‫به فکر زنت باشی،
‫به فکر بچه‌هات باشی.

200
00:15:31,174 --> 00:15:33,039
‫اون‌وقت شاید...‬

201
00:15:35,306 --> 00:15:37,250
‫.. پدری کردن رو هم بلد بودی.‬

202
00:15:46,294 --> 00:15:48,071
‫آشیر کجاست؟‬

203
00:15:48,978 --> 00:15:50,883
‫بهش زنگ بزن هر جا هست بیاد.‬

204
00:16:04,655 --> 00:16:07,159
‫خون‌ریزی رو بند آوردیم. تو ماه‌های اول بارداری...‬

205
00:16:07,400 --> 00:16:10,081
‫.. این خون‌ریزی‌ها گاهی پیش می‌آد. جای نگرانی نیست.‬

206
00:16:10,322 --> 00:16:12,036
‫هم حالِ مادر خوبه، هم حالِ بچه.‬

207
00:16:12,539 --> 00:16:14,270
‫آخ، خدایا شکرت!‬

208
00:16:14,511 --> 00:16:17,318
‫ملک خانم، از این به بعد باید خیلی بیشتر مراقب باشید.‬

209
00:16:17,639 --> 00:16:20,282
‫حسابی استراحت کنید و از استرس دور بمونید.‬

210
00:16:24,084 --> 00:16:25,981
‫- خدایا شکرت.‬
‫- ممنون دکتر.‬

211
00:16:26,452 --> 00:16:29,087
‫- خب، می‌تونیم مرخص بشیم؟‬
‫- بله حتماً، می‌تونید مرخص بشید.‬

212
00:16:29,328 --> 00:16:30,519
‫- بلا بدور باشه
‫- ممنون.‬

213
00:16:30,760 --> 00:16:32,465
‫- خیلی ممنون دکتر، واقعاً لطف کردید.‬
‫- خیلی ممنون، لطف کردید.‬

214
00:16:32,706 --> 00:16:34,521
‫خدایا شکرت.‬

215
00:16:39,059 --> 00:16:42,273
‫اگه بلایی سر بچه‌مون می‌اومد، هیچ‌وقت نمی‌بخشیدمت.‬

216
00:16:42,961 --> 00:16:47,509
‫حالمو ببین. دیدنِ ییلدیز واسم خوب نیست!‬

217
00:16:48,808 --> 00:16:50,745
‫نگران نباش، دیگه اونو نمی‌بینی.‬

218
00:16:51,029 --> 00:16:53,505
‫من اصلاً نمی‌فهمم می‌خواد چیکار کنه.‬

219
00:16:53,802 --> 00:16:56,889
‫یعنی چی با کارت دعوت میاد عمارت؟

220
00:16:57,376 --> 00:16:59,400
‫خیلی خب، تو الان به این چیزا فکر نکن.‬

221
00:16:59,671 --> 00:17:01,941
‫دکتر چی گفت؟ 
‫گفت دیگه نباید خودتو ناراحت کنی.

222
00:17:02,811 --> 00:17:04,873
‫من برم کارهای ترخیص رو انجام بدم.‬

223
00:17:05,114 --> 00:17:07,289
‫باشه پسرم، برو.‬

224
00:17:11,002 --> 00:17:13,257
‫تو داری بی‌خودی خودتو اذیت می‌کنی‌ها.‬

225
00:17:13,498 --> 00:17:17,655
‫ببین، ییلدیز ازدواج می‌کنه و 
‫ما هم واسه همیشه از دستش راحت می‌شیم.‬

226
00:17:17,896 --> 00:17:19,738
‫ولی به نظرِ من که این‌طوری نیست.‬

227
00:17:20,028 --> 00:17:24,226
‫آخه زنی که دیگه حسی نداره، کارتِ دعوت به دست 
پا میشه میاد عمارت؟

228
00:17:24,469 --> 00:17:26,183
‫گفت که می‌خوام ازدواج کنم.‬

229
00:17:26,424 --> 00:17:28,932
‫تو واقعاً داری واسه خودت فکر و خیال می‌کنی.‬

230
00:17:29,180 --> 00:17:31,902
‫تهِ دلم یه حسِ دیگه‌ای دارم. آخه نگاه کن...‬

231
00:17:32,604 --> 00:17:35,620
‫.. سرهات هنوزم داره می‌پرسه کسی تهدیدت می‌کنه یا نه.‬

232
00:17:36,337 --> 00:17:37,988
‫دست از سرش برنمی‌داره.‬

233
00:17:38,229 --> 00:17:42,189
‫هنوزم باورش نمی‌شه ییلدیز با اراده‌ی خودش بخواد 
با یکی دیگه ازدواج کنه.‬

234
00:17:42,957 --> 00:17:44,885
‫ببین ملک...‬

235
00:17:45,378 --> 00:17:49,672
‫.. تنها چیزی که واسه سرهات مهمه...‬

236
00:17:49,913 --> 00:17:53,509
‫.. همین بچه‌ایه که تو شکمِ توئه.‬

237
00:17:54,102 --> 00:17:57,904
‫آخه داری بی‌خودی خودتو ناراحت می‌کنی، از استرس دور بمون.‬

238
00:17:58,145 --> 00:17:59,184
‫ببین...‬

239
00:18:00,822 --> 00:18:03,840
‫به‌زودی ازدواج می‌کنه و از دستِ ییلدیز خلاص می‌شیم.‬

240
00:18:04,803 --> 00:18:07,755
‫ییلدیز کسیه که تو این دنیا بیشتر از همه ازش متنفرم.‬

241
00:18:08,037 --> 00:18:10,402
‫دیدنش عذابم می‌ده.‬

242
00:18:10,643 --> 00:18:13,411
‫می‌خوام تا آخرِ عمرم از دستش راحت بشم.‬

243
00:19:22,359 --> 00:19:23,542
‫دخترم

244
00:19:23,783 --> 00:19:26,082
‫برگشتیم سرِ خونه‌ی اولمون، آره؟

245
00:19:34,293 --> 00:19:36,809
‫اون لباس عروس رو گذاشته بودم اینجا، یادت میاد؟‬

246
00:19:37,057 --> 00:19:38,613
‫یادمه.‬

247
00:19:39,154 --> 00:19:41,511
‫چه رویاهایی داشتم.‬

248
00:19:43,254 --> 00:19:45,547
‫چه امیدهایی داشتم.‬

249
00:19:51,175 --> 00:19:53,492
‫موقع رفتن دستم خالی بود.‬

250
00:19:54,648 --> 00:19:56,607
‫الانم که برگشتم باز خالیه.‬

251
00:19:58,333 --> 00:20:00,349
‫فقط با یه فرق.‬

252
00:20:07,433 --> 00:20:09,973
‫اونم اینکه الان کلی زخم و زیلی شدم.‬

253
00:20:10,951 --> 00:20:13,324
‫- خیلی درد دارم.
‫- آخ دخترم.‬

254
00:20:14,035 --> 00:20:17,130
‫نه، نکن، نکن.

255
00:20:17,927 --> 00:20:21,768
‫اون این کارو کرد. حالا اون با من این کارو کرد، 
‫تو چرا؟‬

256
00:20:22,820 --> 00:20:24,947
‫تو چرا با من این کارو کردی مامان؟‬

257
00:20:26,063 --> 00:20:27,920
‫چشم‌قشنگِ من...‬

258
00:20:28,342 --> 00:20:30,874
‫.. من اگه می‌دونستم این کارو می‌کردم؟‬

259
00:20:31,894 --> 00:20:35,156
‫آخه واسه منم اصلاً راحت نیست.‬

260
00:20:37,336 --> 00:20:38,773
‫اون دختر...‬

261
00:20:40,283 --> 00:20:42,323
‫.. گناهِ ضیانه.‬

262
00:20:45,288 --> 00:20:48,209
‫فکر می‌کنی هر وقت ملک و سوده رو می‌بینم...‬

263
00:20:49,697 --> 00:20:51,890
‫.. قلبم آتیش نمی‌گیره؟‬

264
00:20:54,076 --> 00:20:57,893
‫هر بار که می‌بینمشون، هر دفعه...‬

265
00:20:59,685 --> 00:21:02,732
‫حس می‌کنم دوباره بهم خیانت شده.‬

266
00:21:03,307 --> 00:21:05,847
‫دلم این‌طوری تیکه‌تیکه می‌شه.‬

267
00:21:07,057 --> 00:21:08,994
‫تو می‌دونی؟‬

268
00:21:12,453 --> 00:21:14,485
‫ملک و سوده.‬

269
00:21:15,297 --> 00:21:17,702
‫ملک و سوده، اونا...‬

270
00:21:19,611 --> 00:21:22,190
‫.. اونا شکل زنده شده‌ی...

271
00:21:22,431 --> 00:21:25,009
‫.. خیانتی‌ان که بهم شده...‬

272
00:21:27,238 --> 00:21:29,928
‫انگار وقتی اونا نفس می‌کشن...‬

273
00:21:30,678 --> 00:21:34,226
‫.. نفسِ من بند میاد.‬

274
00:21:35,214 --> 00:21:36,666
‫ییلدیز

275
00:21:39,815 --> 00:21:43,299
‫..فکر می‌کنی خیانتِ بابات...‬

276
00:21:44,272 --> 00:21:46,494
‫..فقط به تو بوده؟‬

277
00:21:46,735 --> 00:21:48,893
‫ولی تاوانش رو من دارم پس می‌دم.‬

278
00:21:49,134 --> 00:21:51,467
‫فقط تو نیستی عزیزم.‬

279
00:21:51,836 --> 00:21:54,122
‫همه‌مون داریم تاوانش رو پس می‌دیم.‬

280
00:21:54,925 --> 00:21:56,457
‫واسه همین...‬

281
00:21:59,685 --> 00:22:01,050
‫.. گریه کن...

282
00:22:03,020 --> 00:22:05,242
‫.. امروز یه دل سیر گریه کن.

283
00:22:06,548 --> 00:22:08,056
‫اما...‬

284
00:22:10,594 --> 00:22:12,968
‫..با سرهات...‬
‫-نکن.‬

285
00:22:13,614 --> 00:22:15,265
‫مامان، توروخدا نگو.‬

286
00:22:16,189 --> 00:22:19,245
‫سرنوشتِ تو و سرهات از هم جدا بوده.‬

287
00:22:20,884 --> 00:22:23,542
دخترم، عزیزِ دلم!‬

288
00:22:26,381 --> 00:22:27,794
‫بیا عزیزم.‬

289
00:22:30,331 --> 00:22:32,244
‫یه دلِ سیر گریه کن.

290
00:22:33,008 --> 00:22:35,683
‫امروز هرچقدر دلت می‌خواد گریه کن.‬

291
00:22:36,176 --> 00:22:38,218
‫ولی بعدش دیگه نه.‬

292
00:22:39,236 --> 00:22:41,506
‫بعدش دیگه تمومه دخترم، تمومه.‬

293
00:22:43,384 --> 00:22:45,709
‫گریه کن ولی ناشکری نکنیا.‬

294
00:22:46,322 --> 00:22:48,608
‫شنیدی عزیزم؟ 
‫ناشکری نکن.‬

295
00:22:58,431 --> 00:23:00,463
‫می‌دونی من...

296
00:23:00,942 --> 00:23:04,680
‫.. چندتا گردنبندِ اشک‬
‫پر کردم؟‬

297
00:23:23,203 --> 00:23:25,727
‫چطوری؟ بهتری؟‬

298
00:23:25,984 --> 00:23:29,079
‫بهترم. فقط یکم درد دارم.‬

299
00:23:29,327 --> 00:23:31,057
‫آره، طبیعیه.‬

300
00:23:31,482 --> 00:23:34,053
‫داروهایی که دکتر گفته بود رو گرفتم.‬

301
00:23:35,725 --> 00:23:38,599
‫مسکن اینا داره، حالت رو بهتر می‌کنه.‬

302
00:23:38,840 --> 00:23:40,155
‫دستت درد نکنه.‬

303
00:23:42,041 --> 00:23:43,604
‫آشیر...‬

304
00:23:44,342 --> 00:23:46,707
‫.. دستور مامان مریم بود، نه؟‬

305
00:23:50,661 --> 00:23:52,375
‫خب...‬

306
00:23:53,148 --> 00:23:55,759
‫.. اگه منو اینجا پیدا کنه چی؟‬

307
00:23:57,185 --> 00:23:58,875
‫اگه منو...‬

308
00:23:59,194 --> 00:24:01,123
‫-آشیر...‬
‫-نترس.‬

309
00:24:02,197 --> 00:24:04,070
‫نترس، چیزی نیست.‬

310
00:24:05,010 --> 00:24:07,772
‫ندا، ندا اینو بگیر.‬

311
00:24:11,954 --> 00:24:13,811
‫برگه طلاقه.‬

312
00:24:16,123 --> 00:24:18,020
‫نذار این قضیه کش پیدا کنه.‬

313
00:24:18,635 --> 00:24:20,539
‫بذار تموم شه بره. بگیر.‬

314
00:24:22,632 --> 00:24:25,442
‫ندا حرفم رو دو بار تکرار نکنم. 
‫زود باش امضاش کن.‬

315
00:24:47,792 --> 00:24:49,649
‫اومدم، اومدم.‬

316
00:24:51,081 --> 00:24:54,462
‫آخه چرا در رو باز نمی‌کنید؟‬
‫فکر کردم اشتباه اومدم.‬

317
00:24:59,806 --> 00:25:03,790
‫-خاله سوده؟‬
‫-بلا بدور ندا.‬

318
00:25:05,858 --> 00:25:07,469
‫ممنون.‬

319
00:25:09,880 --> 00:25:12,261
‫مامان، جز تو کسی به ذهنم نرسید.‬

320
00:25:12,502 --> 00:25:15,445
‫خدا خیرت بده، تو هم حرفم رو زمین ننداختی.‬
‫ببخشید این‌طوری شد.‬

321
00:25:16,489 --> 00:25:17,632
‫خوبه.‬

322
00:25:21,217 --> 00:25:23,820
‫-خب، با اجازه.‬
‫-آشیر...‬

323
00:25:24,157 --> 00:25:28,532
‫.. راستی، به مریمِ عزیز‬
‫از طرفِ من خیلی سلام برسون.‬

324
00:25:28,773 --> 00:25:31,081
‫بهش بگو خاله سوده در عجبه که...

325
00:25:31,152 --> 00:25:34,003
‫از همچین مادری،‬
‫از همچین پدری...‬

326
00:25:34,035 --> 00:25:38,017
‫.. چطور بچه‌ای مثلِ من عمل اومده؟
‫-می‌گم بهش.‬

327
00:25:43,265 --> 00:25:46,304
‫ندا چطوری؟‬

328
00:25:47,029 --> 00:25:49,259
‫بهتری ایشالا؟‬

329
00:25:57,287 --> 00:25:59,033
‫ندا...‬

330
00:25:59,449 --> 00:26:02,322
‫.. تو فقط نه یه مرد رو...

331
00:26:03,109 --> 00:26:05,419
‫.. یه زن رو هم خیلی ناراحت کردی.‬

332
00:26:06,550 --> 00:26:09,645
‫هرچی سرت میاد‬
‫واسه همینه، می‌دونی مگه نه؟‬

333
00:26:09,933 --> 00:26:12,147
‫کدوم زن خاله سوده؟‬

334
00:26:12,705 --> 00:26:16,397
‫من یه اشتباهی کردم، تاوانش رو هم دادم.‬

335
00:26:17,301 --> 00:26:19,421
‫-زنی در کار نیست.‬

336
00:26:20,290 --> 00:26:24,234
‫هنوز کامل پس ندادی.‬

337
00:26:25,096 --> 00:26:27,294
‫من عدالتِ خدا رو می‌شناسم.‬

338
00:26:27,718 --> 00:26:30,242
‫دیر یا زود اجرا می‌شه.‬

339
00:26:30,769 --> 00:26:34,356
‫ولی هنوز خیلی چیزا مونده که ببینی،‬
‫نگران نباش.‬

340
00:26:37,593 --> 00:26:41,204
‫یه آب بیارم که‬
‫داروهات رو بخوری، نه؟‬

341
00:26:41,605 --> 00:26:44,526
‫آشپزخونه لابد اون طرفه. باشه.‬

342
00:26:47,037 --> 00:26:48,894
‫ذلیل بشی الهی.‬

343
00:26:50,026 --> 00:26:54,809
‫ندا کورداغلی، تو همونی هستی که‬
‫رفتی تو بغلِ شوهرم؟‬

344
00:27:17,245 --> 00:27:18,769
‫الو؟‬

345
00:27:19,660 --> 00:27:21,938
‫بفرمایید خودم هستم. امرتون؟‬

346
00:27:22,202 --> 00:27:24,130
‫خودت می‌دونی موضوع چیه.‬

347
00:27:25,452 --> 00:27:28,032
‫- نگرانِ ندا شدی؟‬
‫- آره، نگران شدم.‬

348
00:27:28,671 --> 00:27:31,211
‫با یه خشم و عصبانیتی از مغازه زدی بیرون.‬

349
00:27:31,706 --> 00:27:34,984
‫امیدوارم کارِ اشتباهی نکرده باشی آشیر؟‬
‫کردی؟‬

350
00:27:35,536 --> 00:27:39,369
‫والا از کارایی که کردم و نکردم،‬
‫خودم هم تعجب می‌کنم.‬

351
00:27:40,283 --> 00:27:43,243
‫ولی ندا خوبه. حالش خوبه، نگران نباش.‬

352
00:27:46,260 --> 00:27:48,006
‫به نظرم تعجب نکن.‬

353
00:27:48,784 --> 00:27:50,855
‫تو آدمِ خوبی هستی.‬

354
00:27:51,383 --> 00:27:54,677
‫- این‌طوری فکر می‌کنی؟‬
‫- آره، همین‌طوره.‬

355
00:27:55,133 --> 00:27:58,363
‫والا به نظرم بقیه همچین‬
‫نظری ندارن هجران خانم.‬

356
00:27:58,604 --> 00:28:02,445
‫ولشون کن. بذار هرچی می‌خوان بگن،‬
‫نظرِ خودشونه.‬

357
00:28:03,236 --> 00:28:05,284
‫تو کارِ درست رو کردی، نگران نباش.‬

358
00:28:05,525 --> 00:28:06,832
‫دمت گرم.‬

359
00:28:08,193 --> 00:28:09,645
‫خداحافظ.

360
00:28:23,309 --> 00:28:26,669
‫آخ عاکف آخ، اصلا نمی‌گه نورگل‬
‫منتظره، بذار یه خبری بهش بدم.‬

361
00:28:26,910 --> 00:28:29,947
‫کجایی آخه؟ کجایی؟‬
‫تلفنتم که جواب نمی‌دی.‬

362
00:28:30,188 --> 00:28:32,331
‫ملک اینا کجان؟ بچه سقط شد؟‬

363
00:28:32,707 --> 00:28:35,374
‫ای بابا! یه لحظه صبر کن!‬
‫این‌قدر بهم پیله نکن.‬

364
00:28:35,615 --> 00:28:38,846
‫ملک اینا تو راهن دارن میان. من زودتر‬
‫اومدم، به خاطر روزه هم سرم درد می‌کنه.

365
00:28:39,175 --> 00:28:42,802
‫- بچه سقط شد؟‬
‫- نه، نشد، نشد!‬

366
00:28:43,409 --> 00:28:46,369
‫- لعنتی!‬
‫- من می‌رم تو اتاقم یه کم استراحت کنم.‬

367
00:28:46,618 --> 00:28:49,319
‫انگار کوه کنده، خسته شده. می‌خواد استراحت کنه.‬

368
00:28:53,240 --> 00:28:54,557
‫می‌شنوم.‬

369
00:28:54,829 --> 00:28:58,266
‫ندا حالش خوبه، نگران نباش.‬
‫فکر کردم شاید بخوای بدونی.‬

370
00:28:58,507 --> 00:29:00,912
‫در ضمن، باید درباره‌ی یه‬
‫موضوع خیلی مهم باهات حرف بزنم.‬

371
00:29:01,153 --> 00:29:03,552
‫- فوریه؟‬
‫- آره، فوریه. خیلی مهمه‌.‬

372
00:29:04,252 --> 00:29:06,427
‫باشه. در اولین فرصت میام.‬

373
00:29:06,723 --> 00:29:08,262
‫منتظرم.‬

374
00:29:09,646 --> 00:29:11,670
‫- کجا داری می‌ری؟‬
‫- ای بابا!‬

375
00:29:11,911 --> 00:29:13,982
‫ببین، قضیه‌ی ندا تموم شد دیگه، نه؟‬
‫این ربطی به اون نداره؟‬

376
00:29:14,223 --> 00:29:15,951
‫زهرترکم کردی آخه، ای بابا!‬

377
00:29:16,192 --> 00:29:17,566
‫با این ندا ندا گفتنات دیوونه‌مون کردی.‬

378
00:29:17,807 --> 00:29:18,964
‫- همه‌اش تقصیر توئه.‬
‫- هیس، ساکت!‬

379
00:29:19,205 --> 00:29:21,744
‫ببین تو این ماه رمضونی‬
‫دهنمو باز نکن نورگل!‬

380
00:29:22,103 --> 00:29:23,722
‫توبه توبه!‬

381
00:29:31,130 --> 00:29:33,925
‫آخه این آشِ لَبَنی رو‬
‫کی گذاشته تو فریزر؟‬

382
00:29:34,166 --> 00:29:36,327
‫آیسل کار توئه دختر؟‬
‫تو گذاشتیش؟‬

383
00:29:36,568 --> 00:29:38,074
‫معلومه دیگه کار خودته. داری چیکار می‌کنی؟‬

384
00:29:38,315 --> 00:29:40,537
‫شیرشو زیاد بریز دخترم، زیاد بریز.‬

385
00:29:40,778 --> 00:29:42,851
‫این آماده‌ست، بردار بذارش تو یخچال.‬

386
00:29:43,092 --> 00:29:45,446
‫تا افطار دیگه قشنگ جا می‌افته.‬
‫یالا، یالا، بدو!‬

387
00:29:45,982 --> 00:29:48,474
‫خوبه، ریز خرد کن، ریزِ ریز.‬

388
00:29:50,447 --> 00:29:51,852
‫هی!‬

389
00:29:52,432 --> 00:29:54,226
‫- عزیزِ من.‬
‫- بله، آبجی؟‬

390
00:29:54,586 --> 00:29:56,516
‫این گوشت یه کم زیاد نیست؟‬

391
00:29:56,757 --> 00:29:59,748
‫کلِ اهلِ عمارت رو نِقرس می‌دی،‬
‫حالا ببین کی بهت گفتم.‬

392
00:29:59,989 --> 00:30:03,283
‫آبجی، تو همه‌ی غذاها که ریختیم، 
‫گفتم‬ اینم خرد کنم که اگه لازم شد استفاده کنیم.‬

393
00:30:03,524 --> 00:30:06,587
‫آره، روزه زده به سرم عزیزِ دلم.‬

394
00:30:06,933 --> 00:30:08,814
‫ببخشید.‬
‫تو اینو بذار تو فریزر که...‬

395
00:30:09,055 --> 00:30:10,990
‫.. واسه غذاهای فردا استفاده کنیم.‬
‫یالا، بدو!‬

396
00:30:11,263 --> 00:30:13,501
‫- باشه.‬
‫- بدو به کارای دیگه برس، یالا!‬

397
00:30:13,742 --> 00:30:15,202
‫وای! ننه!‬

398
00:30:19,224 --> 00:30:20,638
‫- عروس‌خانمِ جدید؟‬
‫- بله؟‬

399
00:30:20,879 --> 00:30:24,332
‫این پسته و بادوما چرا اینجا موندن؟‬

400
00:30:24,573 --> 00:30:26,286
‫چرا اینارو نریختی تو پلو آخه؟‬

401
00:30:26,527 --> 00:30:29,841
‫سلطان‌خانم نبینه.‬
‫اون پلو رو پرِ پسته و بادوم دوست داره دخترم.‬

402
00:30:30,089 --> 00:30:33,089
‫یالا، سلطان‌خانم رو عصبانی نکن، بدو!‬

403
00:30:33,683 --> 00:30:37,056
‫راست می‌گه به خدا. اولین افطارِ‬ ماه رمضونه، 
‫سلطان‌خانم تیکه تیکه‌ت می‌کنه.‬

404
00:30:37,298 --> 00:30:40,092
‫خب ریختم دیگه. به خدا ریختم. همون‌قدر واسه‌اش کافیه.‬

405
00:30:40,357 --> 00:30:41,841
‫بازم حواستو جمع کن.‬

406
00:30:46,809 --> 00:30:50,809
‫سرهات باشه، من خوبم.‬
‫دکترم که گفت طبیعیه.‬

407
00:30:51,377 --> 00:30:53,526
‫ببین، تو داری این‌طوری می‌کنی‬
‫ولی من اینجا...‬

408
00:30:53,767 --> 00:30:56,492
‫.. اگه بخوام ماه‌ها این‌طوری بخوابم‬
‫واقعاً از کلافگی می‌ترکم.‬

409
00:30:56,733 --> 00:31:00,151
‫تو امروز استراحت کن، فردا یه فکری می‌کنیم؛‬
‫تازه از بیمارستان مرخص شدی.‬

410
00:31:02,694 --> 00:31:04,416
‫امروز فقط استراحت می‌کنی.‬

411
00:31:10,233 --> 00:31:12,593
‫می‌تونم یه چیزی ازت بخوام؟‬

412
00:31:20,961 --> 00:31:22,342
‫البته

413
00:31:23,566 --> 00:31:25,796
‫منو تنها نذار، باشه؟‬

414
00:31:26,974 --> 00:31:28,982
‫من همیشه کنارتم ملک.‬

415
00:31:30,771 --> 00:31:32,422
‫سرهات...‬

416
00:31:34,007 --> 00:31:36,101
‫.. جسمت اینجاست.‬

417
00:31:36,342 --> 00:31:39,364
‫ولی فکر و دلت یه جای دیگه‌ست.‬

418
00:31:43,324 --> 00:31:45,522
‫می‌دونی، خیلی ترسیدم.

419
00:31:46,098 --> 00:31:48,869
‫خیلی ترسیدم که بچه‌مون رو از دست بدم.‬

420
00:31:51,627 --> 00:31:53,873
‫مامانم می‌گفت کلمات مثل جادو می‌مونن.‬

421
00:31:55,050 --> 00:31:58,002
‫واسه همین دروغی که بهت گفته بودیم‬
‫رو لو داد.‬

422
00:31:58,760 --> 00:32:00,443
‫حق با اون بود.‬

423
00:32:00,737 --> 00:32:03,745
‫اتفاقایی که افتاد اشتباه بود،‬
‫دیگه از این اشتباها تکرار نمی‌شه.‬

424
00:32:06,564 --> 00:32:08,850
‫سرهات، من همه‌چیزمو از دست دادم.‬

425
00:32:09,733 --> 00:32:12,567
‫مامانمو، بابامو...‬

426
00:32:15,081 --> 00:32:17,557
‫.. آدمایی که منو بزرگ کردن رو از دست دادم.‬

427
00:32:17,901 --> 00:32:19,949
‫گذشته‌مو از دست دادم.‬

428
00:32:22,073 --> 00:32:24,779
‫عشقِ تو به خودم رو از دست دادم.‬

429
00:32:25,704 --> 00:32:27,879
‫واسه من فقط...‬

430
00:32:28,863 --> 00:32:30,887
‫.. فقط بچه‌ام...‬

431
00:32:32,449 --> 00:32:34,742
‫.. و یه امیدِ خیلی کوچیک باقی مونده.‬

432
00:32:39,496 --> 00:32:41,528
‫نمی‌خوای بپرسی امیدت چیه؟‬

433
00:32:41,871 --> 00:32:43,371
‫می‌دونم.‬

434
00:32:44,239 --> 00:32:45,731
‫می‌دونم.‬

435
00:32:46,471 --> 00:32:48,415
‫واقعاً می‌دونی؟‬

436
00:32:49,928 --> 00:32:52,134
‫ببین، واسه من...‬

437
00:32:52,398 --> 00:32:55,065
‫.. فقط یه دونه امیدِ خیلی کوچیک مونده.‬

438
00:32:55,640 --> 00:32:57,822
‫تو، من...‬

439
00:32:59,008 --> 00:33:00,540
‫.. بچه‌مون.‬

440
00:33:02,203 --> 00:33:04,370
‫اینکه یه خانواده‌ی کوچیک باشیم.‬

441
00:33:05,142 --> 00:33:07,872
‫لطفا سرهات، اینو ازم نگیر.‬

442
00:33:08,971 --> 00:33:11,242
‫ملک، من اون‌قدرها هم آدمِ بدی نیستم.‬

443
00:33:12,006 --> 00:33:14,236
‫به خاطرِ بد بودنت نیست که.‬

444
00:33:22,032 --> 00:33:24,215
‫دلت حرف حالیش نمیشه.

445
00:33:26,044 --> 00:33:28,044
‫اینو می‌فهمم.‬

446
00:33:29,311 --> 00:33:31,359
‫امیدِ تو هم داره تموم می‌شه.‬

447
00:33:46,098 --> 00:33:47,804
‫کم نمونده.‬

448
00:33:50,117 --> 00:33:51,863
‫خیلی کم مونده.‬

449
00:33:54,481 --> 00:33:57,022
‫وقتی امیدِ تو هم تموم بشه...‬

450
00:33:57,564 --> 00:33:59,429
‫.. دلت هم حالش خوب می‌شه.‬

451
00:34:02,960 --> 00:34:04,444
‫بیا.‬

452
00:34:04,883 --> 00:34:08,105
‫- آبجی.‬
‫- آهان، دستت درد نکنه آسیه.‬

453
00:34:10,094 --> 00:34:12,102
‫ولش کن، بذارش اونجا.‬

454
00:34:12,645 --> 00:34:14,915
‫باشه آبجی
‫گذاشتم اینجا.

455
00:34:15,188 --> 00:34:18,268
‫ای بابا ولش کن، اون هم‌قدِ خودته.‬
‫ولش کن دیگه، یالا.‬

456
00:34:18,509 --> 00:34:20,042
‫- باشه.‬
‫- ممنون.‬

457
00:34:20,283 --> 00:34:21,684
‫ای بابا!‬

458
00:34:22,846 --> 00:34:26,536
‫آبجیِ من! به خدا اگه بدونی 
‫چقدر دلم برات تنگ شده بود.

459
00:34:26,777 --> 00:34:29,222
‫اینجا بدونِ تو اصلاً صفا نداره.‬
‫خوب شد اومدی.‬

460
00:34:29,463 --> 00:34:33,276
‫- می‌دونم، می‌دونم.‬
‫- ولی کاش این‌طوری نمی‌شد.‬

461
00:34:35,240 --> 00:34:37,139
‫اما یه چیزی بگم؟ 
‫فدایِ سرت!‬

462
00:34:37,380 --> 00:34:40,935
‫ییلدیریم آقا آدمِ خوبیه، هم خیلی خوش‌تیپه،‬
‫هم...‬

463
00:34:41,176 --> 00:34:44,168
‫.. پسرِ یکی از کله‌گنده‌هایِ‬
‫اورفاست. چرا که نه؟‬

464
00:34:44,409 --> 00:34:46,084
‫آره، حتما.

465
00:34:46,325 --> 00:34:49,817
‫این‌طوری نگو آبجی. شاید ییلدیریم آقا‬
‫بتونه خنده به لبت بیاره، ها؟‬

466
00:34:50,058 --> 00:34:53,256
‫خیلی وقته خندیدنت رو ندیدم.‬
‫یلدوران‌ها خیلی اذیتت کردن.‬

467
00:34:53,497 --> 00:34:55,239
‫بسه دیگه آسیه.‬

468
00:34:55,605 --> 00:34:59,042
‫مخصوصاً اون ملک، چقدر بدجنسه!‬

469
00:34:59,283 --> 00:35:01,912
‫فوری سرهات آقا رو قاپید، مگه نه؟‬

470
00:35:02,676 --> 00:35:04,772
‫- ان‌شاءالله که...‬
‫- آسیه!‬

471
00:35:08,009 --> 00:35:10,350
‫- نکن.‬
‫- چرا آخه؟‬

472
00:35:12,092 --> 00:35:15,322
‫حامله‌ست،
‫نباید نفرینش کرد.‬

473
00:35:15,563 --> 00:35:18,320
‫حق داری ولی قبلاً بهش می‌گفتی گلِ شهری،‬
‫حالا داری ازش دفاع می‌کنی..

474
00:35:18,561 --> 00:35:20,840
‫من که سر در نمیارم. تب داری یا چی؟‬

475
00:35:21,081 --> 00:35:24,031
‫آسیه، مگه باید از تو اجازه بگیرم که‬
‫چی بگم و چی نگم؟‬

476
00:35:24,272 --> 00:35:25,875
‫باشه آبجی، چیزی نگفتم که.‬

477
00:35:26,116 --> 00:35:28,809
‫زنی رو که حامله‌ست‬
‫نباید این‌طوری نفرین کرد.‬

478
00:35:29,168 --> 00:35:32,843
‫یالا، یالا من کلی کار دارم،‬
‫وقتم رو نگیر.‬

479
00:35:34,085 --> 00:35:35,379
‫- برم؟‬
‫- برو دیگه، یالا.‬

480
00:35:35,620 --> 00:35:37,786
‫باشه، بذار یه لبخندت رو‬
‫ببینم بعد برم.‬

481
00:35:38,027 --> 00:35:39,464
‫دو دقیقه بخند تا خیالم راحت شه برم.‬

482
00:35:39,705 --> 00:35:42,060
‫اگه اون فکت رو نبندی، منم‬
‫بیشتر بهت می‌خندم. یالا برو بیرون.‬

483
00:35:42,419 --> 00:35:45,125
‫یالا کار دارم،‬
‫باید برم مزونِ لباس عروس.‬

484
00:35:45,868 --> 00:35:48,068
‫- ببخشید، دیگه تکرار نمی‌شه.‬
‫- یالا!‬

485
00:35:48,309 --> 00:35:50,418
‫باشه دیگه، دهنم رو بستم، بستم.‬

486
00:35:59,556 --> 00:36:01,453
‫وای ننه!‬

487
00:36:02,337 --> 00:36:04,337
‫- گرفتمش!‬
‫- مامان، صبر کن نکن!‬

488
00:36:05,389 --> 00:36:08,222
‫هاه! ای بابا!‬

489
00:36:08,463 --> 00:36:11,288
‫به خدا من پلو رو نجات دادم ها!‬
‫به خاطرِ من پلو نسوخت!‬

490
00:36:11,530 --> 00:36:13,854
‫- تو نجاتش دادی.‬
‫- آفرین به من

491
00:36:14,493 --> 00:36:16,853
‫ولی عروس خانم،‬
‫این رو بهت بگم.‬

492
00:36:17,109 --> 00:36:18,541
‫پسرم عاشقِ پلوئه.‬

493
00:36:18,782 --> 00:36:21,996
‫کارت خیلی سخته، از من گفتن بود.‬

494
00:36:23,109 --> 00:36:25,784
‫تا وقتی ازدواج کنیم، قشنگ یاد می‌گیرم مامان.‬

495
00:36:26,025 --> 00:36:27,309
‫هوم.‬

496
00:36:27,645 --> 00:36:29,328
‫البته اگه بتونیم ازدواج کنیم.‬

497
00:36:30,307 --> 00:36:32,418
‫آبجی، اینا با هم شرط بسته بودن...‬

498
00:36:33,111 --> 00:36:35,548
‫.. پسرت شرط رو برده.‬
‫خبر داشتی؟‬

499
00:36:35,788 --> 00:36:36,891
‫ساکت شو دیگه.‬

500
00:36:37,425 --> 00:36:39,703
‫- خبر داشتی؟‬
‫- ای بابا! هی!‬

501
00:36:39,944 --> 00:36:41,950
‫معلومه که می‌بره،‬
‫معلومه که پسرِ من برنده می‌شه!‬

502
00:36:42,191 --> 00:36:44,671
‫پسرِ من شخصیتِ رهبری داره.‬
‫فروردینیه.‬

503
00:36:44,912 --> 00:36:46,889
‫معلومه که به مامانش رفته.‬
‫معلومه که می‌بره.‬

504
00:36:47,130 --> 00:36:49,406
‫آفرین به پسرم. باریکلا!‬

505
00:36:50,789 --> 00:36:54,599
‫خب، چی باختی هیچی نمی‌گی؟‬
‫شرط‌تون چی بود؟‬

506
00:36:56,055 --> 00:36:58,857
‫سر چی باختی عروس خانم؟‬

507
00:37:01,228 --> 00:37:02,458
‫اون وقت...‬

508
00:37:02,699 --> 00:37:05,301
‫خب، می‌تونی لپم رو ببوسی.‬

509
00:37:24,053 --> 00:37:25,681
‫- تلفن.‬
‫- تلفن؟‬

510
00:37:26,048 --> 00:37:28,913
‫تلفن، تلفن داره زنگ می‌خوره.‬
‫جواب بدم.‬

511
00:37:29,933 --> 00:37:31,377
‫کی داره بهت زنگ می‌زنه؟‬

512
00:37:31,681 --> 00:37:33,118
‫الو، ییلدیز آبجی؟‬

513
00:37:33,359 --> 00:37:35,865
‫هاه، هاتچیک، گلم...‬

514
00:37:36,774 --> 00:37:39,432
‫.. ملک چطوره؟ بچه‌ش...‬

515
00:37:40,342 --> 00:37:42,246
‫.. بچه‌ش چطوره؟‬

516
00:37:42,622 --> 00:37:46,353
‫خوبن، هر دو خوبن.‬
‫ملک آبجی تو اتاقش دراز کشیده.‬

517
00:37:49,010 --> 00:37:51,891
‫- باشه، ممنون.‬
‫- ممنون آبجی، فعلاً.‬

518
00:37:56,283 --> 00:37:59,126
‫مگه از این عمارت نرفته؟‬
‫هنوز دست از سرِ ما برنداشته!‬

519
00:37:59,411 --> 00:38:02,529
‫- چی شده، ازت چی می‌خواد؟‬
‫- حالِ بچه رو می‌پرسه دختر.‬

520
00:38:02,770 --> 00:38:04,965
‫چون مقصره، واسه همینه، معلومه.‬

521
00:38:05,206 --> 00:38:06,930
‫ملک خانم تا اون رو دید استرس گرفت.‬

522
00:38:07,191 --> 00:38:10,215
‫- خدا نکرده اگه بچه‌ش سقط می‌شد چی؟‬
‫- زبونت رو گاز بگیر.‬

523
00:38:10,512 --> 00:38:13,238
‫اون وقت بود که سرهات آقام،‬
‫اورفا رو براش جهنم می‌کرد.‬

524
00:38:13,479 --> 00:38:16,923
‫اونم این رو می‌دونه. واسه همین زنگ می‌زنه‬
‫آمارِ می‌گیره. زرنگه.‬

525
00:38:17,260 --> 00:38:20,887
‫- نه بابا، از رویِ کنجکاوی می‌پرسه.‬
‫- آره جونِ خودش، حتماً خیلی کنجکاو بوده.‬

526
00:38:21,128 --> 00:38:23,683
‫غیبت نکنید، غیبت ممنوع.‬
‫ماه رمضونه.‬

527
00:38:23,924 --> 00:38:26,034
‫تازه، سلطان خانم چی گفت؟‬

528
00:38:26,275 --> 00:38:28,707
‫همه با هم سرِ سفره می‌شینیم،‬
‫مگه نه؟‬

529
00:38:33,974 --> 00:38:35,067
‫رامو.‬

530
00:38:35,861 --> 00:38:37,622
‫با بچه‌ها حرف زدی؟‬
‫خبری هست؟‬

531
00:38:37,863 --> 00:38:40,351
‫حرف زدم آقا، ییلدیز خانم نیومده.‬

532
00:38:45,472 --> 00:38:49,338
‫لابد هنوز نشنیده.‬
‫وگرنه نامزدی رو به هم می‌زد.‬

533
00:38:49,600 --> 00:38:51,213
‫ببخشید آقا، متوجه نشدم.‬

534
00:38:51,454 --> 00:38:53,840
‫- تو حواست به جاده باشه پسرم.‬
‫- چشم آقا.‬

535
00:39:01,240 --> 00:39:02,799
‫- ییلدیز.‬
‫- به حرفم گوش کن.‬

536
00:39:03,040 --> 00:39:04,832
‫ییلدیز ببین، این سرهات
‫هر کاری که از دستش برمی‌اومد کرد...‬

537
00:39:05,073 --> 00:39:07,120
‫.. تا ما نامزدی رو به‌هم بزنبم.‬

538
00:39:07,361 --> 00:39:09,471
‫اما من می‌خوام با تو ازدواج بکنم.

539
00:39:09,712 --> 00:39:12,373
‫باشه؟ یعنی قبل از اینکه اون انگشتر رو‬
‫از دستت دربیاری...‬

540
00:39:12,614 --> 00:39:15,032
‫.. خواهش می‌کنم قشنگ فکرات رو بکن. لطفاً.‬

541
00:39:15,331 --> 00:39:17,290
‫من باهات ازدواج می‌کنم، ییلدیریم.‬

542
00:39:17,857 --> 00:39:19,070
‫چی؟‬

543
00:39:21,057 --> 00:39:24,808
‫اون مسئله‌ی مدرسه رو حل می‌کنی.‬
‫منم به درسم ادامه می‌دم.‬

544
00:39:25,159 --> 00:39:26,869
‫سرِ قولت می‌مونی.‬

545
00:39:27,183 --> 00:39:31,067
‫باشه، حرف من حرفه.‬
‫اصلاً نگران نباش.‬

546
00:39:31,617 --> 00:39:32,768
‫سرهات...‬

547
00:39:34,464 --> 00:39:38,196
‫ماجرای سرهات هم تموم شد.‬
‫رفتم دعوت‌نامه رو بهش دادم.‬

548
00:39:38,512 --> 00:39:42,446
‫اون قضیه تموم شد.‬
‫من الان خونه‌ی بابامم.‬

549
00:39:42,716 --> 00:39:46,322
‫تا وقتی عقد کنیم همین‌جا می‌مونم.‬
‫دستورِ بابامه.‬

550
00:39:46,630 --> 00:39:49,701
‫باشه. هرچی تو بگی،‬
‫اونم قبوله.‬

551
00:39:49,942 --> 00:39:53,622
‫الان دارم آماده می‌شم.‬
‫برای پرو لباس عروس بیا دنبالم.‬

552
00:39:53,936 --> 00:39:57,599
‫میام دنبالت معلومه که میام.‬
‫اصلاً نگران نباش.‬

553
00:39:57,840 --> 00:40:00,010
‫- فعلاً خداحافظ.‬
‫- خداحافظ.‬

554
00:40:08,662 --> 00:40:11,713
‫می‌دونستم، به خدا قسم می‌دونستم.‬

555
00:40:11,954 --> 00:40:15,717
‫می‌دونستم ییلدیزِم ارزشم رو میفهمه،
‫قدر منو می‌دونه.

556
00:40:18,196 --> 00:40:20,601
‫رامو، برون پسر، برون.‬

557
00:40:32,769 --> 00:40:35,073
‫- خوش اومدی آقا.‬
‫- سلامت باشی سولو.‬

558
00:40:35,343 --> 00:40:37,373
‫ببین، امروز یه روزیه که...‬

559
00:40:37,695 --> 00:40:41,510
‫.. حتی قیافه‌ی نحسِ تو هم نمی‌تونه‬
‫حالم رو بد کنه.‬

560
00:40:46,349 --> 00:40:49,443
‫ای بابا! مدل تشریف آوردن.‬

561
00:40:51,238 --> 00:40:53,352
‫اسلحه‌ت رو بیار پایین لعنتی، بیار پایین!‬

562
00:40:53,646 --> 00:40:57,188
‫داداش آروم، آروم، آروم.‬
‫جلوی درِ مغازه‌ست، ضایعه.‬

563
00:40:57,429 --> 00:40:59,933
‫تو دیگه چه خری هستی؟‬

564
00:41:00,175 --> 00:41:03,804
‫هیس! آقایون، آروم باشین.‬

565
00:41:04,681 --> 00:41:06,969
‫معلومه سرهات آقا‬
‫تیرش رو خورده.‬

566
00:41:07,210 --> 00:41:08,515
‫یه تیر دیگه هم شما نزنین، ناراحتش نکنین.‬

567
00:41:08,756 --> 00:41:10,611
‫چی داری می‌گی تو؟‬

568
00:41:10,852 --> 00:41:16,041
‫می‌گم که سرهات آقا، سرورِ آقاها،‬
‫هر کاری هم بکنه...‬

569
00:41:16,457 --> 00:41:19,269
‫.. نتونسته حریفِ دلِ ییلدیز بشه.‬
‫ییلدیز دیگه منو دوست داره.‬

570
00:41:19,510 --> 00:41:21,966
‫- داداش ول کن!‬
‫- وایسا، وایسا.‬

571
00:41:22,215 --> 00:41:25,899
‫می‌کشمت کثافت!‬
‫با چی دختره رو تهدید کردی؟‬

572
00:41:26,140 --> 00:41:29,699
‫بابا تهدیدی در کار نیست.‬

573
00:41:30,036 --> 00:41:35,547
‫ییلدیز زنگ زد. گفت سرهات هر کاری کنه‬
‫من نامزدی رو به‌هم نمی‌زنم.‬

574
00:41:36,136 --> 00:41:38,796
‫گفت ییلدیریم، من تو رو دوست دارم.‬

575
00:41:39,037 --> 00:41:41,801
‫گفت از سرهات نه آقایی دیدم‬
‫نه شوهری.‬

576
00:41:43,559 --> 00:41:45,977
‫- داداش!‬
‫- جونت رو می‌گیرم!‬

577
00:41:46,218 --> 00:41:47,339
‫آقا، به خدا ارزشش رو نداره.‬

578
00:41:47,580 --> 00:41:48,737
‫- می‌کشمت!‬
‫- باشه آقا.‬

579
00:41:48,978 --> 00:41:50,965
‫بابا تو مغازه مشتری نذاشتین بمونه.‬
‫به پیر به پیغمبر.‬

580
00:41:51,206 --> 00:41:52,447
‫- بردارین ببرین این دیوونه رو!‬
‫- آقا به خدا ارزش نداره.‬

581
00:41:52,688 --> 00:41:55,031
‫- ببین جونت رو می‌گیرم!‬
‫- باشه سرهات آقا.‬

582
00:41:55,272 --> 00:41:56,777
‫- برکت رو از مغازه بردین!‬
‫- یالا.‬

583
00:41:57,018 --> 00:42:00,603
‫انگار این آدم خیلی مشکلِ اعتماد داره.‬
‫شما خیلی بهش دروغ گفتین؟‬

584
00:42:00,844 --> 00:42:02,749
‫خفه شو! می‌میری‌ها! خفه شو!‬

585
00:42:02,990 --> 00:42:06,756
عاکف، برادرت رو بردار بیا عروسی.‬
‫معلومه تا با چشم خودش نبینه باور نمی‌کنه.‬

586
00:42:07,116 --> 00:42:09,425
‫ببین، می‌کشمت‌ها!‬

587
00:42:09,666 --> 00:42:11,872
‫- همین‌جا چالت می‌کنم!‬
‫- آقا باشه، به خدا ارزش نداره.‬

588
00:42:12,113 --> 00:42:14,705
‫مردم هستن، وایسا.‬

589
00:42:14,946 --> 00:42:16,868
‫مردم هستن. باشه، آروم باش.‬

590
00:42:17,109 --> 00:42:20,398
‫هه! یالا از سمت راست برین، یالا!‬

591
00:42:20,639 --> 00:42:21,981
‫لا اله الا الله!‬

592
00:42:25,648 --> 00:42:26,744
‫کوچولو یالا.‬

593
00:42:26,985 --> 00:42:29,400
‫برو تو! هنوز داره حرف می‌زنه!‬

594
00:42:29,641 --> 00:42:31,066
‫کوچولو ساکت، یالا!‬

595
00:42:31,330 --> 00:42:32,648
‫- خفه شو مرتیکه!‬
‫- یالا.‬

596
00:42:32,889 --> 00:42:34,097
‫می‌بینی!‬

597
00:42:34,904 --> 00:42:37,532
‫یالا کوچولو، برون.‬

598
00:42:37,881 --> 00:42:41,166
‫رامو، برو به مشتری‌ها بگو‬
‫داشتیم تمرین می‌کردیم و این حرفا.‬

599
00:42:41,407 --> 00:42:43,994
‫یه چیزی بگو دیگه.‬
‫به خدا ما رو اینجا رسوا کردن.‬

600
00:42:44,235 --> 00:42:45,235
‫اطاعت آقا.‬

601
00:42:46,829 --> 00:42:49,651
‫بریم ببینیم. 
‫واقعاً که.‬

602
00:43:10,552 --> 00:43:11,973
‫زنگ نزن دیگه.‬

603
00:43:20,835 --> 00:43:22,627
‫سرهات، داری سختش می‌کنی.‬

604
00:43:23,932 --> 00:43:26,492
‫سخته، همین‌جوریش سخته. نکن.‬

605
00:43:28,056 --> 00:43:29,891
‫از این سخت‌ترش نکن.‬

606
00:43:39,334 --> 00:43:41,662
‫بابا طرف جواب نمی‌ده دیگه، نمی‌ده.‬

607
00:43:41,916 --> 00:43:44,439
‫دیگه بیشتر از این پیگیر نشو.‬
‫معلومه می‌خواد با ییلدیریم ازدواج کنه.‬

608
00:43:44,680 --> 00:43:46,950
‫کشش نده. بذار هرکی بره دنبالِ زندگی خودش،‬
‫تو هم برو دنبالِ زندگیت.‬

609
00:43:47,191 --> 00:43:48,516
‫نه داداش، یه خبری هست.‬

610
00:43:49,457 --> 00:43:52,675
‫یه چیزی هست. همین دیروز بود که زنگ زد‬
‫گفت منو از دستِ ییلدیریم نجات بده داداش.‬

611
00:43:52,963 --> 00:43:54,261
‫تو یه روز چی عوض شد آخه؟‬

612
00:43:54,502 --> 00:43:57,717
‫باشه، دیگه اتفاقیه که افتاده.‬
‫بگو حتماً حکمتی داشته و بی‌خیال شو.‬

613
00:43:58,591 --> 00:43:59,789
‫همچین خبری نیست.‬

614
00:44:00,183 --> 00:44:02,980
‫یه چیزی رو ازم مخفی می‌کنه.‬
‫می‌فهمم چی رو داره ازم قایم می‌کنه.‬

615
00:44:03,221 --> 00:44:06,693
‫چطوری می‌خوای بفهمی؟‬
‫حتی گوشیش رو هم جواب نمی‌ده.‬

616
00:44:06,945 --> 00:44:08,467
‫یوسف، با اسلحه‌های توی تریلی چیکار کردین؟‬

617
00:44:09,159 --> 00:44:11,693
‫- همون‌طور که گفتی مخفیشون کردیم آقا.‬
‫- خوبه.‬

618
00:44:12,264 --> 00:44:14,883
‫تو الان اون فیلم و عکس‌هایی که گرفتی رو بردار.‬

619
00:44:15,521 --> 00:44:18,394
‫حالا که توافق به هم خورده و نامزدی به‌هم نخورد...

620
00:44:18,832 --> 00:44:20,660
‫امروز یه سری به ژاندارمری بزنین.‬

621
00:44:22,409 --> 00:44:24,682
‫یه کم این ییلدیریم‌خان رو بترسونیم.‬

622
00:44:25,211 --> 00:44:28,547
‫بترسونیمش بالاخره گندش درمیاد.‬
‫اگه درنیومد؟‬

623
00:44:29,650 --> 00:44:32,682
‫اون‌وقت دیگه نمی‌ذاریم ییلدیریم‬
‫رنگِ خوشی رو ببینه.‬

624
00:44:33,135 --> 00:44:35,770
‫اطاعت آقا.‬

625
00:44:58,480 --> 00:45:02,105
‫- اوه! خوش اومدی آقا!‬
‫- یه لحظه اجازه بده.‬

626
00:45:02,895 --> 00:45:06,735
‫بهم گفتی قضیه‌ ییلدیز رو حل می‌کنم،‬
‫این‌طوری حلش کردی مرتیکه؟

627
00:45:08,311 --> 00:45:10,573
‫به ییلدیز گفتی که ملک‬
‫دخترِ منه؟‬

628
00:45:11,093 --> 00:45:15,094
‫باید خواهرم می‌فهمید، فهمید.‬

629
00:45:15,832 --> 00:45:18,714
‫دیگه با سرهات کاری نداره.‬
‫خیالت راحت باشه.‬

630
00:45:18,955 --> 00:45:24,146
‫دخترم رو باهام دشمن کردی.‬
‫آبروم رو بردی.‬

631
00:45:24,856 --> 00:45:30,279
‫اما من اینو فراموش نمی‌کنم،‬
‫نمی‌ذارم تو هم فراموش کنی.‬

632
00:45:30,575 --> 00:45:32,377
‫جانشینی رو که ازم گرفتی.‬

633
00:45:33,226 --> 00:45:36,039
‫خدا شاهده جانشینی‌ای که از طرف تو باشه...‬

634
00:45:37,490 --> 00:45:39,927
‫دیگه می‌خوای چیکار کنی ضیان کورداغلی؟‬

635
00:45:40,168 --> 00:45:42,363
‫اون سرِ لجبازت رو له می‌کنم.‬

636
00:45:42,984 --> 00:45:45,792
‫ببین، ما تا امروز...‬

637
00:45:46,871 --> 00:45:50,353
‫.. نه من و نه خواهرم، هیچ بی‌احترامی‌ای‬
‫بهت نکردیم.‬

638
00:45:50,759 --> 00:45:55,190
‫ما حرمت بزرگ‌تر و کوچیک‌تری رو نگه داشتیم.‬

639
00:45:55,431 --> 00:45:58,730
‫ولی این کارایی که تو کردی،‬
‫دیگه احترامی باقی نذاشته.‬

640
00:45:59,409 --> 00:46:03,397
‫خدا شاهده. ببین، تو این‬
‫روزای ماه رمضون قسم می‌خورم...‬

641
00:46:03,720 --> 00:46:08,156
‫.. که اگه قرار باشه خدا منو جلوی بچه‌هام‬
‫این‌طوری خوار و ذلیل کنه...‬

642
00:46:08,886 --> 00:46:13,845
‫.. همون بهتر که جونم رو بگیره‬
‫و بکشتم.‬

643
00:46:14,904 --> 00:46:18,313
‫بابامون بودی نه؟
‫بابامون.

644
00:46:33,914 --> 00:46:37,813
‫خب، سوپ هم اومد.‬

645
00:46:38,054 --> 00:46:40,167
‫زحمت کشیدی خاله سوده.‬

646
00:46:40,695 --> 00:46:44,601
‫می‌گن کسی که از زحمت فرار کنه،‬
‫درِ اشتباهی رو می‌زنه.‬

647
00:46:45,200 --> 00:46:48,913
‫- سوپ یایلا. ان‌شاءالله که دوست داری.‬
‫- دوست دارم.‬

648
00:46:49,154 --> 00:46:51,169
‫هاه! بیا خودم بهت بدم بخوری.‬

649
00:46:57,879 --> 00:47:00,183
‫دهنت رو باز کن ببینم. یالا.‬

650
00:47:01,407 --> 00:47:03,545
‫آفرین.‬

651
00:47:05,591 --> 00:47:08,824
‫ندا، خب حالا می‌خوای چیکار کنی؟‬

652
00:47:09,142 --> 00:47:11,624
‫برمی‌گردی خونه‌ی بابات؟

653
00:47:13,143 --> 00:47:15,336
‫اگه بابام اینا بفهمن چی شده...‬

654
00:47:17,281 --> 00:47:19,355
‫.. عمراً بذارن زنده بمونم.‬

655
00:47:22,135 --> 00:47:23,958
‫آشیر هم که می‌خواد طلاقم بده.‬

656
00:47:27,485 --> 00:47:29,995
‫کجا برم؟ چیکار کنم؟‬

657
00:47:32,126 --> 00:47:35,158
‫خاله سوده، تنها غصه‌ی من بچه‌هامن.

658
00:47:35,999 --> 00:47:39,435
‫ولی مامان مریم‌ دیگه عمراً بذاره پامو‬
‫تو اون عمارت بذارم.‬

659
00:47:41,208 --> 00:47:44,622
‫صبر کن ببینم، یه لحظه صبر کن.‬

660
00:47:44,912 --> 00:47:47,511
‫اینور بخور ببینم، بخور. آفرین.‬

661
00:47:48,238 --> 00:47:53,378
‫آشیر مَرده. حتماً یه راهی پیدا می‌کنه.‬

662
00:47:53,630 --> 00:47:57,978
‫تو الان باید چیکار کنی؟ غذات رو‬
‫بخوری تا جون بگیری، مگه نه؟‬

663
00:47:58,264 --> 00:48:00,455
‫یالا بخور. آفرین.‬

664
00:48:00,979 --> 00:48:02,129
‫آفرین.‬

665
00:48:08,318 --> 00:48:09,424
‫مامان

666
00:48:11,063 --> 00:48:12,272
‫چی شده؟‬

667
00:48:12,694 --> 00:48:15,918
‫دیر کردی.‬
‫منتظر بودم زودتر بیای.‬

668
00:48:16,207 --> 00:48:17,730
‫معلومه که دیر می‌کنم.‬

669
00:48:18,231 --> 00:48:23,004
‫مگه کشکه؟ برو دکتر پیدا کن، مداواش کن،‬
‫یکی رو بذار بالاسرش، مگه اینا آسونه؟‬

670
00:48:23,332 --> 00:48:26,024
‫آخه مامان، تو چطور تونستی این کارو بکنی؟‬

671
00:48:26,265 --> 00:48:27,997
‫چطور تونستی دستور بدی به ندا شلیک کنن مامان؟

672
00:48:28,238 --> 00:48:29,937
‫من که بهت گفته بودم.‬

673
00:48:30,846 --> 00:48:32,571
‫گفتم کاری که لازمه رو انجام بده.‬

674
00:48:32,812 --> 00:48:37,684
‫اگه تو به فکر آبرو و اعتبار خودت نیستی...‬

675
00:48:37,925 --> 00:48:40,814
‫.. اون وقت من بهش فکر می‌کنم و‬
‫کاری که لازمه رو انجام می‌دم.‬

676
00:48:41,055 --> 00:48:44,309
‫تو نباید کاری می‌کردی!‬

677
00:48:44,678 --> 00:48:47,300
‫مامان ببین، کاری به کارِ ندا نداشته باش.‬

678
00:48:47,562 --> 00:48:50,447
‫از این خبرا نیست آشیر خان!‬

679
00:48:51,423 --> 00:48:54,866
‫هیچ‌کس نمی‌تونه به پسر من خیانت کنه و...‬

680
00:48:55,107 --> 00:48:58,191
‫.. بعدش هم تو اورفا واسه خودش راحت‬
‫بچرخه، فهمیدی؟‬

681
00:48:58,432 --> 00:49:02,269
‫مامان ببین ساکت شو، تو رو خدا ساکت شو!‬
‫اعصابمو خورد نکن، هیچی نگو!‬

682
00:49:02,510 --> 00:49:04,037
‫آره مامان...مامان

683
00:49:04,464 --> 00:49:08,592
‫آخه این دختر اعتبار او رو سکه یه پول کرده!

684
00:49:08,879 --> 00:49:12,848
‫چیکار می‌کردم؟ اگه نمی‌دادم ندا رو بکشن، پس چیکار می‌کردم؟‬

685
00:49:13,089 --> 00:49:15,679
‫باید می‌گفتم آفرین دخترم، خیلی‬
‫کار خوبی کردی؟‬

686
00:49:15,920 --> 00:49:17,920
‫مامان، تو دستور دادی به زن‌داداشم شلیک کنن؟‬

687
00:49:27,894 --> 00:49:30,725
‫یالا داداشش، بهش بگو.‬

688
00:49:31,455 --> 00:49:34,795
‫براش تعریف کن که چرا دادم به زن‌داداشش‬
‫شلیک کنن.‬

689
00:49:36,920 --> 00:49:38,243
‫آفرین.‬

690
00:49:39,911 --> 00:49:44,019
‫ندا، می‌گم وقتی آشیر اومد،‬
‫دیگه منم برم.‬

691
00:49:44,353 --> 00:49:49,153
‫دلم یه جوریه، شور می‌زنه.‬
‫یه سری به ملک بزنم، باشه؟‬

692
00:49:49,860 --> 00:49:51,256
‫ملک...‬

693
00:49:53,376 --> 00:49:56,926
‫ملک می‌دونست که من دارم به آشیر خیانت می‌کنم.‬

694
00:49:57,167 --> 00:49:58,420
‫واقعاً؟‬

695
00:49:59,622 --> 00:50:03,214
‫ولی ببین، به هیچ‌کس هیچی نگفته.‬

696
00:50:03,702 --> 00:50:08,276
‫لب از لب باز نکرده.‬
‫دختر من ذاتاً دل‌رحمه.‬

697
00:50:11,137 --> 00:50:14,446
‫بیا، آفرین.‬

698
00:50:17,448 --> 00:50:19,240
‫تو مادر خوبی هستی.‬

699
00:50:21,768 --> 00:50:23,614
‫من نتونستم مثل تو باشم.‬

700
00:50:27,128 --> 00:50:30,371
‫خاله سوده، من مایه‌ی ننگِ بچه‌هام شدم.‬

701
00:50:30,612 --> 00:50:34,526
‫نه نه، اصلاً. این‌طوری نگو.‬

702
00:50:35,328 --> 00:50:37,711
‫این حرفو نزن. اینو بخور ببینم.‬

703
00:50:38,021 --> 00:50:39,618
‫بیا، یالا یالا.‬

704
00:50:40,039 --> 00:50:42,590
‫یالا دخترم، بخور ببینم.‬

705
00:50:43,415 --> 00:50:45,431
‫این‌طوری نگو.‬

706
00:50:47,191 --> 00:50:49,769
‫انسان جایزالخطاست، این حرفو نزن.‬

707
00:50:50,464 --> 00:50:55,821
‫مهم اینه که بتونی از راه اشتباهی که‬
‫رفتی برگردی، پشیمون بشی؟‬

708
00:50:56,158 --> 00:51:01,669
‫تازه ندا، شبِ سیاه که همیشه‬
‫سیاه نمی‌مونه.‬

709
00:51:02,040 --> 00:51:07,386
‫خورشید دوباره طلوع می‌کنه،‬
‫درخت‌ها دوباره پر از شکوفه می‌شن.‬

710
00:51:10,424 --> 00:51:14,020
‫دیگه گریه نکن ندا، خیلی گریه کردی.‬

711
00:51:15,092 --> 00:51:17,547
‫خیلی خب یالا، اشکات رو پاک کن.‬

712
00:51:18,977 --> 00:51:20,508
‫- باشه.‬
‫- پشیمونم.‬

713
00:51:23,102 --> 00:51:25,589
‫اگه عقلِ الانم رو داشتم، هیچ‌کدوم از این کارا رو نمی‌کردم.‬

714
00:51:25,830 --> 00:51:29,266
‫می‌دونم، می‌دونم.‬

715
00:51:30,551 --> 00:51:34,145
‫تو فقط کافیه بخوای اون چیزی که شکستی رو...‬

716
00:51:34,386 --> 00:51:38,963
‫.. دوباره درست کنی، بقیه‌اش خودش درست می‌شه.‬

717
00:51:39,468 --> 00:51:41,095
‫باشه؟‬

718
00:51:42,543 --> 00:51:44,551
‫بقیه‌اش درست می‌شه، خب؟‬

719
00:51:53,454 --> 00:51:57,000
‫یالا، بقیه‌اش رو هم بخور.‬

720
00:52:03,128 --> 00:52:04,920
‫داداش چی می‌گی؟ ببین، مطمئنی؟‬

721
00:52:05,224 --> 00:52:08,101
‫داداش مطمئنی؟‬
‫زن‌داداشمه‌ها، زن‌داداشم این کارو نمی‌کنه.‬

722
00:52:08,342 --> 00:52:12,239
‫ییلدیز، من با دستای خودم مچشو گرفتم.‬

723
00:52:12,743 --> 00:52:15,505
‫دیگه جای شکی باقی مونده مگه؟‬

724
00:52:16,198 --> 00:52:19,407
‫ولی داداشت دلش به رحم اومد.‬

725
00:52:21,040 --> 00:52:22,274
‫خوب کاری کرده.‬

726
00:52:22,917 --> 00:52:23,917
‫چی؟‬

727
00:52:25,183 --> 00:52:26,891
‫ییلدیز، تو چی داری می‌گی؟‬

728
00:52:27,319 --> 00:52:32,437
‫مامان، چیکار کنیم؟ یعنی ما هم مثل تو هر کی اشتباه کرد رو بدیم بکشن؟‬

729
00:52:33,015 --> 00:52:37,599
‫نه بابا، شما دو تا خواهر برادر کلاً عقلتونو از دست دادین.‬

730
00:52:37,936 --> 00:52:40,874
‫محض رضای خدا، تو این عمارت فقط تو عاقلی، نه؟‬

731
00:52:41,115 --> 00:52:42,520
‫فقط تو عاقلی!‬

732
00:52:42,951 --> 00:52:45,180
‫مامان ببین...‬

733
00:52:46,672 --> 00:52:49,463
‫.. اینو ببین. تو از این به بعد هیچ کاری نمی‌کنی.‬

734
00:52:49,703 --> 00:52:51,742
‫ما با ندا توافقی جدا می‌شیم.‬

735
00:52:51,983 --> 00:52:55,125
‫می‌برم می‌ذارمش خونه‌ی باباش. تموم شد، فهمیدی چی گفتم؟‬

736
00:52:55,366 --> 00:52:57,837
‫- همچین چیزی نمی‌شه!‬
‫- آخه چرا نمی‌شه؟‬

737
00:52:58,078 --> 00:53:01,142
‫من به باباتون چی بگم؟ شما به باباتون چی می‌خواید بگید؟‬

738
00:53:01,383 --> 00:53:06,482
‫آره، راست می‌گه. ببین اگه بابام بفهمه، زن‌داداشو میکشه.‬

739
00:53:06,723 --> 00:53:11,358
‫نمی‌شه. من نمی‌تونم هیچ‌چیزی رو از باباتون مخفی کنم.‬

740
00:53:11,599 --> 00:53:13,685
‫تو نمی‌تونی چیزی رو از بابام مخفی کنی؟‬

741
00:53:13,933 --> 00:53:16,534
‫تو رو خدا، تو نمی‌تونی چیزی رو از بابام مخفی کنی؟‬

742
00:53:16,781 --> 00:53:18,862
‫ببین دهن منو باز نکن!‬

743
00:53:19,103 --> 00:53:22,790
‫مگه ما با هم جبرئیل رو از بابا مخفی نکردیم؟

744
00:53:23,031 --> 00:53:24,221
‫اون موقع سکوت نکردی؟‬

745
00:53:24,462 --> 00:53:28,046
‫رفته بودی اونجا کنار استخر نشسته بودی. مگه منو صدا نکردی؟ اونجا کز کرده بودی.‬

746
00:53:28,287 --> 00:53:29,858
‫آشیر پسرم، من یه کاری کردم.‬

747
00:53:30,099 --> 00:53:32,003
‫من رفتم دادم پدر و مادر ملک رو کشتن.‬

748
00:53:32,244 --> 00:53:34,204
‫مگه نگفتی بابا نباید اینو بفهمه؟‬

749
00:53:34,445 --> 00:53:37,327
‫ببین مامان، باید این کارو بکنی و ساکت بمونی! رو اعصاب من نرو!‬

750
00:53:37,807 --> 00:53:40,458
‫برو اون‌ور تو. تو جبرئیل، چی جبرئیل؟‬

751
00:53:42,268 --> 00:53:43,313
‫مامان.‬

752
00:53:45,289 --> 00:53:46,737
‫مامان، اون دختر راست می‌گه؟‬

753
00:53:47,237 --> 00:53:49,717
‫دادی پدر و مادر دختره رو کشتن؟‬

754
00:53:51,158 --> 00:53:55,071
‫مامان، تو چیکار کردی؟‬

755
00:53:56,613 --> 00:53:58,792
‫این دفعه واقعاً به خونه‌ت خوش اومدی.‬

756
00:53:59,033 --> 00:54:01,520
‫واقعاً به خونه‌ت خوش اومدی.‬

757
00:54:01,990 --> 00:54:03,778
‫واسه همین بهت گفتم.‬

758
00:54:05,448 --> 00:54:08,115
‫رفتیم پدر و مادر دختره رو کشتیم.‬

759
00:54:09,424 --> 00:54:11,502
‫دیگه نریم سرهات رو هم ازش بگیریم.‬

760
00:54:11,907 --> 00:54:15,347
‫بذار دختره با آرامش زندگی کنه، بچه‌ش با آرامش بزرگ بشه.‬

761
00:54:15,607 --> 00:54:17,614
‫ببین، اون دختر خواهر ماست داداش.‬

762
00:54:17,855 --> 00:54:21,963
‫اینو ببین! دیگه هیچ‌وقت نگو خواهرمه!

763
00:54:22,204 --> 00:54:25,876
‫ساکت شو، محض رضای خدا دیگه یه لحظه ساکت شو!‬

764
00:54:26,148 --> 00:54:27,375
‫توروخدا ساکت شو!‬

765
00:54:27,616 --> 00:54:32,765
‫تو برو! ببین، اون دختر، ملک، خواهر ناتنی ماست، فهمیدی؟‬

766
00:54:33,069 --> 00:54:36,897
‫برو هر چقدر می‌خوای خون بریز، 
‫تو نمی‌تونی این حقیقت رو عوض کنی.‬

767
00:54:42,175 --> 00:54:44,485
‫خب دیگه تو هم یکم آروم باش، یالا.‬

768
00:54:44,990 --> 00:54:46,021
‫باشه.‬

769
00:54:52,711 --> 00:54:56,557
‫ببین چه بلایی سر این آدم آوردی. ما رو نابود کردی.‬

770
00:54:58,661 --> 00:54:59,767
‫بیا.‬

771
00:55:04,495 --> 00:55:05,710
‫آبجی ملک

772
00:55:06,654 --> 00:55:08,110
‫ویتامین‌هاتو آوردم.‬

773
00:55:14,420 --> 00:55:15,956
‫سرهات اومد؟‬

774
00:55:17,646 --> 00:55:19,553
‫نه، آقا نیومده.‬

775
00:55:20,118 --> 00:55:22,060
‫خب می‌دونی کجان؟‬

776
00:55:23,199 --> 00:55:27,193
‫من یه ساعت پیش با یوسف حرف زدم. کلانتری بود.‬

777
00:55:27,503 --> 00:55:28,613
‫چرا؟‬

778
00:55:31,474 --> 00:55:33,557
‫هاتچیک چه خبره؟ می‌شه بهم بگی؟‬

779
00:55:34,533 --> 00:55:36,052
‫چیزه، اِ...‬

780
00:55:36,354 --> 00:55:40,177
‫سرهات آقا خواسته که از ییلدیریم آقا شکایت کنن.‬

781
00:55:42,984 --> 00:55:44,408
‫من برم به کارم برسم آبجی.‬

782
00:55:56,275 --> 00:55:58,109
‫شماره‌ی مورد نظر در حال حاضر اشغال است.‬

783
00:55:58,350 --> 00:55:59,432
‫لطفاً بعداً دوباره تماس بگیرید.‬

784
00:55:59,673 --> 00:56:01,911
‫با کی داری حرف می‌زنی سرهات؟ چرا جواب نمی‌دی؟‬

785
00:56:11,318 --> 00:56:13,422
‫آقا، ییلدیریم رو به ژاندارمری لو دادیم.‬

786
00:56:13,663 --> 00:56:17,279
‫همون‌طور که گفتی عکس‌ها رو هم دادیم. 
‫مامورا رفتن ییلدیریم رو دستگیر کنن.‬

787
00:56:17,704 --> 00:56:20,709
‫تو منتظر خبر من باش. 
‫کار ما هنوز با ییلدیریم تموم نشده.‬

788
00:56:24,534 --> 00:56:27,925
‫ببینیم ییلدیز چرا می‌خواد با ییلدیریم ازدواج کنه.‬

789
00:56:28,632 --> 00:56:30,809
‫می‌فهمیم.‬

790
00:56:31,154 --> 00:56:34,495
‫ولی تا وقتی بفهمیم، ییلدیریم نباید تو دست و پامون باشه.‬

791
00:56:34,850 --> 00:56:38,156
‫همون‌طور که گفتم یوسف، تو منتظر خبر من باش.‬

792
00:56:38,397 --> 00:56:39,603
‫اطاعت می‌شه آقا.‬

793
00:56:39,854 --> 00:56:41,235
‫زنده باشی.‬

794
00:56:51,023 --> 00:56:54,675
‫عمو، این بحث غذا و اینا مهم نیست ولی...‬

795
00:56:55,527 --> 00:56:57,384
‫.. تشنگی منو از پا درآورد.‬

796
00:56:58,918 --> 00:57:02,757
‫سحر هم رفتم دفتر آقا جاهیت، کباب خوردیم و بعدش رفتم خوابیدم.‬

797
00:57:02,998 --> 00:57:04,427
‫آتیشم زد، داغونم کرد.‬

798
00:57:04,668 --> 00:57:08,725
‫تو خواب دیده بودم کارخونه‌ی آب‌معدنی زدم.‬

799
00:57:08,966 --> 00:57:11,995
‫الو، آب‌معدنی دالیان.‬

800
00:57:14,053 --> 00:57:18,486
‫روز اول که بگذره، عادت می‌کنی.‬

801
00:57:19,527 --> 00:57:21,624
‫- امروز روز اوله، نه؟‬
‫- آره.‬

802
00:57:23,198 --> 00:57:27,172
‫می‌گم حالا که ماه رمضون اومده، افطاری بدیم.‬

803
00:57:27,537 --> 00:57:32,271
‫یه جورایی خودمونو نشون بدیم. 
‫در شأن و منزلت خودمون، همین‌جا توی حیاط.‬

804
00:57:32,600 --> 00:57:34,259
‫خان‌ها رو هم دعوت کنیم.‬

805
00:57:34,561 --> 00:57:37,863
‫در ضمن، تو هم قضیه‌ی جانشینی رو براشون توضیح می‌دی، مگه نه؟‬

806
00:57:38,183 --> 00:57:39,645
‫خوب فکر کردی برادرزاده‌م.‬

807
00:57:42,949 --> 00:57:46,399
‫اعتبار از دست رفته‌مون رو هم یه ذره برمی‌گردونیم.‬

808
00:57:46,653 --> 00:57:48,018
‫آره خب.‬

809
00:57:48,423 --> 00:57:49,958
‫تو به خان‌ها خبر بده.‬

810
00:57:50,199 --> 00:57:51,244
‫روی چشمم.‬

811
00:57:51,801 --> 00:57:53,803
‫همه طرف خودشون رو انتخاب کنن.

812
00:57:56,666 --> 00:57:58,380
‫همه‌اش تقصیر اینه.‬

813
00:58:00,711 --> 00:58:02,645
‫خیره ان‌شاءالله، باز مگه من چیکار کردم؟‬

814
00:58:04,295 --> 00:58:06,870
‫دیگه می‌خوای چیکار کنی؟‬
‫داروها رو از چنگ‌مون درآوردی.

815
00:58:07,111 --> 00:58:08,744
‫من حیوون‌ها رو نجات دادم.‬

816
00:58:09,495 --> 00:58:11,118
‫کاری که باید می‌کردم رو انجام دادم.‬

817
00:58:11,829 --> 00:58:15,466
‫خب خوبه، پس باز هم کاری که باید رو انجام بده.‬

818
00:58:17,095 --> 00:58:18,525
‫دستِ جانشینم رو ببوس.‬

819
00:58:21,339 --> 00:58:22,831
‫اینطوری می‌گی؟‬

820
00:58:24,608 --> 00:58:25,890
‫آره خب.‬

821
00:58:26,392 --> 00:58:29,401
‫الان دیگه هر کسی باید بزرگ‌تر کوچیک‌تری سرش بشه، مگه نه؟‬

822
00:58:35,493 --> 00:58:36,773
‫من می‌بوسم.‬

823
00:58:37,535 --> 00:58:39,077
‫واسه من مشکلی نیست.‬

824
00:58:39,318 --> 00:58:42,097
‫اما اینکه داداش دالیان همچین جربزه‌ای داره یا نه رو دیگه نمی‌دونم.‬

825
00:58:42,400 --> 00:58:44,186
‫- ببوسم.‬
‫- چطور؟‬

826
00:58:44,919 --> 00:58:47,452
‫دارم، دارم. 
‫بیا جلو ببینم، بیا.‬

827
00:58:48,137 --> 00:58:49,265
‫بیا.‬

828
00:58:49,719 --> 00:58:51,346
‫من آخرین باری که دست بوسیدم...‬

829
00:58:52,216 --> 00:58:54,666
‫یارو مجبورم کرد دستِ داداششو ببوسم.‬

830
00:58:55,352 --> 00:58:58,240
‫بعدش از همون یارو سه تا گلوله اینقدری درآوردن.‬

831
00:58:58,640 --> 00:59:00,449
‫دو هفته توی کما بود.‬

832
00:59:00,728 --> 00:59:03,326
‫اگه می‌خوای ببوسم، واسه من مشکلی نیست، می‌بوسم خب.‬

833
00:59:08,856 --> 00:59:09,912
‫چیزه...‬

834
00:59:10,500 --> 00:59:16,016
‫ما هم‌سن‌وسالیم عمو، چه لزومی داره؟ 
‫اینم کاره تو می‌کنی آخه؟‬

835
00:59:16,257 --> 00:59:18,278
‫آخه چرا الان این آدم باید دستِ منو ببوسه؟‬

836
00:59:18,727 --> 00:59:21,543
‫مگه نه؟ نه عیدیه نه چیزی، بیخیال بابا، بیخیال.‬

837
00:59:21,903 --> 00:59:24,868
‫پسرعمو تو واقعاً آدمِ عاقلی هستی، به خدا.‬

838
00:59:25,109 --> 00:59:27,997
‫واسه همینم به جای تو، اونو به عنوانِ جانشین انتخاب کردم.‬

839
00:59:28,455 --> 00:59:29,991
‫به عنوانِ جانشین انتخابش کردی؟‬

840
00:59:33,432 --> 00:59:35,272
‫ببین منو، نفله‌ت می‌کنه‌ها

841
00:59:36,847 --> 00:59:38,905
‫من هنوز حرفِ آخرم رو نزدم.‬

842
00:59:43,472 --> 00:59:45,323
‫فعلا.‬

843
01:00:05,751 --> 01:00:07,237
‫تا ده دقیقه دیگه اونجام.‬

844
01:00:07,496 --> 01:00:09,816
‫خوشگل‌ترین عروسِ اورفا می‌شی.‬

845
01:00:17,895 --> 01:00:19,478
‫ترکیدی بابا، ترکیدی!‬

846
01:00:19,734 --> 01:00:20,957
‫چیه، چی شده؟‬

847
01:00:27,873 --> 01:00:28,929
‫ملک.‬

848
01:00:29,214 --> 01:00:30,746
‫گوشی رو بده به سرهات.‬

849
01:00:32,675 --> 01:00:33,914
‫چی؟‬

850
01:00:35,216 --> 01:00:36,630
‫کدوم سرهات؟ چی می‌گی؟‬

851
01:00:36,871 --> 01:00:38,392
‫آره، سرهات.‬

852
01:00:38,633 --> 01:00:40,726
‫ملک، سرهات پیشِ من نیست.‬

853
01:00:41,718 --> 01:00:45,319
‫کشِش نده ییلدیز، کشِش نده! گوشی رو بده به سرهات!‬

854
01:00:45,560 --> 01:00:46,840
‫ملک ببین.‬

855
01:00:47,675 --> 01:00:50,554
‫ببین شانسِ خودتو امتحان نکن، دارم می‌گم سرهات پیشِ من نیست.‬

856
01:00:50,795 --> 01:00:52,500
‫من با شما کاری ندارم، دارم ازدواج می‌کنم.‬

857
01:00:52,741 --> 01:00:54,915
‫خب ییلدیز، چرا من نمی‌تونم حرفت رو باور کنم؟‬

858
01:00:55,188 --> 01:00:56,297
‫چرا؟‬

859
01:00:56,984 --> 01:01:00,438
‫تو با وجودِ اون همه آدم، چرا کارتِ دعوت رو خودت آوردی و...‬

860
01:01:00,679 --> 01:01:02,215
‫.. شخصاً دادی به سرهات؟‬

861
01:01:02,584 --> 01:01:04,325
‫اما من می‌فهمم می‌خوای چیکار ‌کنی.‬

862
01:01:04,566 --> 01:01:07,002
‫داری دقیقاً همون کاری رو می‌کنی که با دالیان کردی.‬

863
01:01:07,243 --> 01:01:08,886
‫داری سعی می‌کنی اونو دنبالِ خودت بکشونی.‬

864
01:01:09,354 --> 01:01:13,046
‫داری نقشِ قربانی رو بازی می‌کنی ییلدیز. داری با وجدانش بازی می‌کنی.‬

865
01:01:14,303 --> 01:01:16,799
‫اما من می‌دونم. حسودیت میشه.

866
01:01:17,040 --> 01:01:18,953
‫به خانواده شدنِ ما حسودیت می‌شه.‬

867
01:01:19,611 --> 01:01:21,773
‫به اینکه سرهات منو انتخاب کرده حسودیت می‌شه.‬

868
01:01:22,014 --> 01:01:24,246
‫چشمِ دیدنش رو نداری، نمی‌تونی هضمش کنی.‬

869
01:01:24,487 --> 01:01:26,399
‫من دیگه با شما کاری ندارم.‬

870
01:01:26,640 --> 01:01:28,548
‫چشمم دنبالِ سرهات هم نیست.‬

871
01:01:29,222 --> 01:01:31,670
‫من می‌خوام به زندگیِ خودم برسم، باشه؟‬

872
01:01:31,911 --> 01:01:32,935
‫که اینطور.

873
01:01:33,176 --> 01:01:34,742
‫پس قسم بخور.‬

874
01:01:34,983 --> 01:01:38,504
‫قول بده، به جونِ اون برادرت که خیلی دوسش داری قسم بخور.‬

875
01:01:43,160 --> 01:01:45,312
‫سرهات از ییلدیریم شکایت کرده.‬

876
01:01:45,553 --> 01:01:47,990
‫پس معلومه از این به بعد اینطوری شما رو از هم جدا می‌کنه.‬

877
01:01:48,231 --> 01:01:50,071
‫بیا، همونی شد که می‌خواستی.‬

878
01:01:50,312 --> 01:01:52,653
‫پس از اون ییلدیریمی هم که واسه حسودی کردنِ سرهات پیشِ خودت نگه داشته بودی هم...‬

879
01:01:52,894 --> 01:01:54,454
‫.. اینطوری خلاص می‌شی.‬

880
01:01:54,695 --> 01:01:56,584
‫تبریک می‌گم، 
‫آفرین به تو!‬

881
01:01:56,825 --> 01:01:59,366
‫چی داری می‌گی تو آخه؟‬

882
01:02:12,767 --> 01:02:18,178
‫من بهت می‌گم استرس نگیر، خودتو ناراحت نکن، 
‫اونوقت تو داری با ییلدیز حرف می‌زنی!‬

883
01:02:18,769 --> 01:02:22,254
‫ببین، تو این عمارت نمی‌تونی مثلِ مامانت هر کاری دلت خواست بکنی.‬

884
01:02:22,590 --> 01:02:23,945
‫استغفراللّه.

885
01:02:24,888 --> 01:02:28,943
‫پس معلومه باید هر از گاهی اینطوری واست مادرشوهر بازی دربیارم.‬

886
01:02:35,496 --> 01:02:37,546
‫دالیان گفت بابا رو بردار بیار.‬

887
01:02:38,423 --> 01:02:39,959
‫رفتیم دیدیم یه دیزی بار گذاشته...‬

888
01:02:40,200 --> 01:02:41,560
‫سلام‌علیکم.‬

889
01:02:42,055 --> 01:02:44,086
‫- علیکم‌السلام.‬
‫- اون کیه؟‬

890
01:02:51,025 --> 01:02:55,126
‫من دیگه برم عمو. برم این قضیه‌ی افطاریِ خان‌ها رو ردیف کنم.‬

891
01:02:55,367 --> 01:02:58,306
‫- باشه.‬
‫- هوای اینجا بد شد.‬

892
01:02:59,584 --> 01:03:01,277
‫بوی لجن گرفت.‬

893
01:03:03,336 --> 01:03:06,776
‫- جانشینِ قلابی.‬
‫- بیا ییلدیریم، بیا بشین پسرم.‬

894
01:03:10,135 --> 01:03:11,666
‫بشین.‬

895
01:03:13,095 --> 01:03:16,465
‫اومدم دنبالِ ییلدیز، ضیان‌بابا. قراره بریم واسه پروِ لباسِ عروس.‬

896
01:03:16,706 --> 01:03:18,925
‫خبر دارم، بهم گفتن.‬

897
01:03:20,615 --> 01:03:23,165
‫اگه اجازه بدی می‌خوام یه چیزی بپرسم.‬

898
01:03:25,943 --> 01:03:28,012
‫ییلدیز نسبت به این موضوع یه کم تردید داشت.

899
01:03:28,343 --> 01:03:30,966
‫اما امروز بهم زنگ زد و گفت باشه.‬

900
01:03:31,238 --> 01:03:35,279
‫می‌گم نکنه شما چیزی بهش گفتین؟ چی شد؟‬

901
01:03:36,664 --> 01:03:39,347
‫انگار بالاخره عقلش اومده سر جاش ییلدیریم‬.‬

902
01:03:39,588 --> 01:03:41,700
‫تو هم انقدر مته به خشخاش نذار پسرم.‬

903
01:03:41,941 --> 01:03:44,018
‫دختره هر کاری می‌کنه تو راضی نیستی.

904
01:03:44,758 --> 01:03:46,990
‫- آسیه؟‬
‫- جانم آقا؟‬

905
01:03:47,231 --> 01:03:48,760
‫بگو ییلدیز بیاد پیشم.‬

906
01:03:49,319 --> 01:03:50,493
‫چشم آقا، الان صداش می‌کنم.‬

907
01:03:51,023 --> 01:03:52,815
‫خوش اومدی ییلدیریم پسرم.‬

908
01:03:53,832 --> 01:03:55,244
‫سلامت باشی مامان مریم.‬

909
01:03:55,485 --> 01:03:56,765
‫بیا، بیا بشین.‬

910
01:03:57,031 --> 01:03:58,567
‫منم داشتم دنبالت می‌گشتم.‬

911
01:04:00,359 --> 01:04:04,199
‫امشب توی عمارت افطاری می‌دیم.‬
‫بزرگترا و خان‌ها هم میان.‬

912
01:04:04,446 --> 01:04:06,238
‫تدارکات لازم رو ببینین.

913
01:04:06,975 --> 01:04:08,895
‫ردیفش می‌کنیم، اصلاً نگران نباش.‬

914
01:04:09,136 --> 01:04:11,493
‫تو هم دعوتی پسرم.‬
‫برنامه‌ات رو هماهنگ کن.‬

915
01:04:11,734 --> 01:04:14,671
‫البته، البته. به روی چشم.‬

916
01:04:15,822 --> 01:04:20,059
‫ای جانم، عزیزای من اومدن،‬
‫بچه‌هام.‬

917
01:04:20,316 --> 01:04:22,615
‫خوش اومدید. ماشاالله.‬

918
01:04:22,856 --> 01:04:26,637
‫زود باشید همین‌جا دستاتون رو بشورید،‬
‫بعد بیاید سر سفره.‬

919
01:04:26,878 --> 01:04:28,376
‫غذاهای خیلی خوشمزه‌ای داریم.‬

920
01:04:28,998 --> 01:04:30,949
‫ندو، ندو.‬

921
01:04:31,847 --> 01:04:35,431
‫راستی این ندا کجاست؟ از صبح تا حالا‬
‫اصلاً جلوی چشمم نیومده.‬

922
01:04:35,672 --> 01:04:38,847
‫والا اون رو باید از آشیر بپرسی، اون می‌دونه.‬

923
01:04:39,308 --> 01:04:41,071
‫من حاضرم، می‌تونیم بریم.‬

924
01:04:41,477 --> 01:04:42,517
‫سلام.‬

925
01:04:42,936 --> 01:04:44,122
‫سلام.‬

926
01:04:44,544 --> 01:04:47,332
‫- با اجازه‌تون ما دیگه بریم.‬
‫- بفرمایید.‬

927
01:04:47,573 --> 01:04:49,007
‫امشب رو یادت نره.‬

928
01:04:49,935 --> 01:04:50,959
‫- منتظرتون هستیم.‬
‫- حتماً، می‌آیم.‬

929
01:04:51,200 --> 01:04:53,491
‫البته عزیزم. برای افطار منتظریم،‬
‫برید به سلامت.‬

930
01:04:53,732 --> 01:04:54,806
‫ممنون مامان.‬

931
01:04:55,047 --> 01:04:58,006
‫- کارهاتون رو قشنگ روبراه کنید و بیاید.‬
‫- حتماً.‬

932
01:04:58,247 --> 01:05:00,974
‫- خدا قوت. برید به سلامت.‬
‫- می‌بینمتون.‬

933
01:05:04,147 --> 01:05:05,471
‫اینا چیه دیگه؟‬

934
01:05:06,670 --> 01:05:09,625
‫این ژاندارمری دیگه از کجا پیداش شد؟‬

935
01:05:09,866 --> 01:05:11,308
‫الان می‌فهمیم.‬

936
01:05:13,982 --> 01:05:16,423
‫- جل‌الخالق!‬
‫- چی شده جناب سروان؟‬

937
01:05:17,040 --> 01:05:20,099
‫خیره ان‌شاءالله ضیان خان، خیره.‬
‫با شما کاری نداریم.‬

938
01:05:20,574 --> 01:05:22,480
‫پس اینجا چیکار می‌کنید؟‬

939
01:05:24,120 --> 01:05:26,176
‫اومدیم ییلدیریم تاش‌کسن رو ببریم.‬

940
01:05:29,702 --> 01:05:33,904
‫جناب سروان، مگه ما چیکار کردیم که این‌طوری‬
‫افتادید دنبالمون و تا اینجا اومدین؟

941
01:05:34,206 --> 01:05:38,300
‫- اگه خبر می‌دادید خودمون می‌اومدیم.‬
‫- آقا ییلدیریم، موضوع جدیه.‬

942
01:05:39,174 --> 01:05:41,653
‫گزارشی مبنی بر قاچاق اسلحه‬
‫علیه شما رسیده.‬

943
01:05:41,894 --> 01:05:43,638
‫باید با ما تا پاسگاه بیاید.‬

944
01:05:48,761 --> 01:05:52,463
‫فرار که نمی‌کنه،‬
‫بفرمایید همگی با هم بریم.‬

945
01:05:53,213 --> 01:05:55,028
‫پسرم، دستبند بزن.‬

946
01:05:56,080 --> 01:05:58,471
‫شرمنده ضیان خان، روال کار اینه.‬

947
01:06:01,647 --> 01:06:03,920
‫- لا اله الا الله!‬
‫- مشکلی نیست بابا.‬

948
01:06:05,479 --> 01:06:07,171
‫بریم ببینیم چی شده.‬

949
01:06:08,095 --> 01:06:10,054
‫می‌فهمیم قضیه از چه قراره.‬

950
01:06:12,864 --> 01:06:14,518
‫- خلیل.‬
‫- جانم آقا.‬

951
01:06:14,759 --> 01:06:17,736
‫به وکیل‌ها خبر بده.‬
‫بیان پاسگاه.‬

952
01:06:17,977 --> 01:06:19,466
‫اطاعت می‌شه آقا.‬

953
01:06:33,830 --> 01:06:37,381
‫عجب مکافاتی! درست دمِ عروسی...‬

954
01:06:38,666 --> 01:06:41,911
‫.. کی ییلدیریم رو لو داده؟‬
‫- چه می‌دونم مامان؟

955
01:06:47,399 --> 01:06:49,401
‫بیا، بریم تو.‬

956
01:06:49,642 --> 01:06:53,082
‫یالا، چرا وایسادید؟‬
‫برید سر کارهاتون، یالا.‬

957
01:06:53,323 --> 01:06:56,689
‫سرهات! سرهات! سرهات!‬

958
01:06:56,930 --> 01:06:59,216
‫سرهات داری چیکار می‌کنی؟‬

959
01:07:10,223 --> 01:07:13,022
‫- بله؟‬
‫- تو داری چیکار می‌کنی؟‬

960
01:07:13,783 --> 01:07:14,966
‫انگار خبرش بهت رسیده.‬

961
01:07:15,207 --> 01:07:19,559
‫رسیده. داشتیم می‌رفتیم لباس عروس ببینیم‬
‫که اومدن دستبند زدن بهش.‬

962
01:07:19,865 --> 01:07:21,389
‫آها.‬

963
01:07:22,445 --> 01:07:23,759
‫درست به موقع.‬

964
01:07:24,000 --> 01:07:25,339
‫این چیه؟ چه خبره؟‬

965
01:07:25,580 --> 01:07:27,238
‫برای اینکه بتونم با خیال راحت‬
‫باهات حرف بزنم...‬

966
01:07:27,479 --> 01:07:29,294
‫.. تهدیدهای دورت رو دارم حذف می‌کنم.‬

967
01:07:29,962 --> 01:07:32,630
‫ما دیگه حرفی برای گفتن نداریم.‬

968
01:07:32,871 --> 01:07:34,285
‫توی همون خونه‌باغی‌ام که دفعه پیش اومدیم.‬

969
01:07:34,526 --> 01:07:36,476
‫لوکیشن رو می‌فرستم، بیا،‬
‫رو در رو حرف بزنیم.‬

970
01:07:36,717 --> 01:07:37,915
‫سرهات ببین...‬

971
01:07:48,392 --> 01:07:51,597
‫این کارو نکن، این کارو نکن.‬

972
01:07:52,949 --> 01:07:54,171
‫ای بابا.‬

973
01:08:08,995 --> 01:08:10,306
‫خسته نباشید.

974
01:08:10,583 --> 01:08:14,855
‫البته مغازه که خالیه، داری مگس می‌پرونی.‬

975
01:08:16,647 --> 01:08:21,742
‫بگم زن‌های عمارتمون بیان اینجا‬
‫که چرخ مغازه‌ات بچرخه.‬

976
01:08:22,880 --> 01:08:24,160
‫ممنون، لازم نکرده.‬

977
01:08:24,758 --> 01:08:28,375
‫من از وضعم راضی‌ام.‬
‫نمی‌خوام برام کاری انجام بدی.‬

978
01:08:28,679 --> 01:08:31,751
‫در واقع تو رو اینجا صدا کردم که بگم‬
‫دیگه مزاحمم نشی.‬

979
01:08:31,992 --> 01:08:33,240
‫این‌طوریه؟‬

980
01:08:34,233 --> 01:08:36,058
‫آشیر دست به ندا نزده.‬

981
01:08:36,299 --> 01:08:38,407
‫تا جایی که فهمیدم قضیه تموم شده.‬

982
01:08:39,316 --> 01:08:43,187
‫تو هم دیگه لطفا سر هیچ موضوعی 
‫برای قانع کردن آشیر، با من تماس نگیر.

983
01:08:44,000 --> 01:08:46,648
‫اصلاً از اینکه پشت سرش کاری کنم خوشم نمیاد.

984
01:08:47,030 --> 01:08:49,805
‫پس حسابی عاشق اون کله‌خرِ ما شدی، نه؟‬

985
01:08:51,419 --> 01:08:52,850
‫عاشقی، بدجورم عاشقی.‬

986
01:09:13,657 --> 01:09:16,566
‫از این خبرا نیست. از این به بعد‬
‫هر چی من بخوام...‬

987
01:09:16,807 --> 01:09:19,894
‫.. هر چی من بگم رو انجام می‌دی.‬
‫قرارمون اینه.‬

988
01:09:20,135 --> 01:09:23,380
‫قرارمون این بود عاکف.‬

989
01:09:23,864 --> 01:09:25,144
‫دیگه جعفری در کار نیست.‬

990
01:09:25,385 --> 01:09:29,118
‫دیگه شرایطی نمونده که بتونی باهاش‬
‫منو بترسونی یا تهدیدم کنی.‬

991
01:09:29,719 --> 01:09:32,073
‫مجبور نیستم هیچ‌کدوم از کارایی که میگی رو انجام بدم.

992
01:09:32,952 --> 01:09:36,941
‫پس شکارِ جدیدت اینه، عاکف‌خان؟‬

993
01:09:39,663 --> 01:09:42,830
‫جعفر نیست ولی عشقت به آشیر که هست.‬

994
01:09:43,108 --> 01:09:45,528
‫اگه بفهمه من اجیرت کردم...‬

995
01:09:45,769 --> 01:09:49,274
‫.. اگه بفهمه واسه یه هدفی‬
‫بهش نزدیک شدی...‬

996
01:09:49,702 --> 01:09:51,212
‫.. بازم دوستت داره؟‬

997
01:09:52,567 --> 01:09:54,920
‫بینِ من و آشیر هیچی نیست.‬

998
01:09:57,056 --> 01:09:59,018
‫ولی بینِ تو و ندا هست.‬

999
01:10:01,664 --> 01:10:03,072
‫خودتی، مگه نه؟‬

1000
01:10:03,751 --> 01:10:09,751
‫اون کسی که آشیر دنبالشه و مثل دیوونه‌ها‬
‫دنبالش می‌گرده، دوست‌پسرِ ندا تویی.‬

1001
01:10:10,894 --> 01:10:14,478
‫وگرنه چرا باید بخوای به یه زن‬
‫از عشیره‌ی رقیب کمک کنی؟‬

1002
01:10:14,719 --> 01:10:16,598
‫انگار واسه من فرشته‌ی نجاته.‬

1003
01:10:17,370 --> 01:10:19,172
‫الان بهتون نشون می‌دم!‬

1004
01:10:29,154 --> 01:10:30,367
‫نورگل!‬

1005
01:10:30,608 --> 01:10:31,804
‫اینجا چیکار می‌کنی؟‬

1006
01:10:32,152 --> 01:10:34,795
‫پس دوست‌دخترِ جدیدت این خانمه،‬
‫آره عاکف‌خان؟‬

1007
01:10:35,036 --> 01:10:36,336
‫چه دوست‌دختری؟ مگه دیوونه شدی؟‬

1008
01:10:36,577 --> 01:10:39,426
‫من از مچ‌گیری خسته شدم،‬
‫تو از خیانت کردن خسته نشدی!‬

1009
01:10:39,667 --> 01:10:41,540
‫- نورگل، یه لحظه صبر کن.‬
‫- ولم کن!‬

1010
01:10:41,781 --> 01:10:43,948
‫ببین، با دروغ از خونه زدی بیرون!‬

1011
01:10:44,189 --> 01:10:45,846
‫پس چرا دارین مخفیانه با هم قرار می‌ذارین؟‬

1012
01:10:46,087 --> 01:10:48,332
‫تو توی آرایشگاهِ زنونه‬
‫چیکار می‌کنی عاکف؟‬

1013
01:10:48,573 --> 01:10:51,152
‫- نورگل، می‌گم ولم کن!‬
‫- الان بهتون نشون می‌دم!‬

1014
01:10:51,393 --> 01:10:53,457
‫- وایسا، وایسا.‬
‫- به حسابِ جفتتون می‌رسم!‬

1015
01:10:53,849 --> 01:10:58,041
‫- خوبی؟‬
‫- خوبی نورگل؟‬

1016
01:10:58,282 --> 01:11:01,886
‫ولی داری همه چی رو اشتباه می‌فهمی.‬
‫اصلاً همچین چیزی نیست، نیست.‬

1017
01:11:02,127 --> 01:11:03,569
‫بلند شو.‬

1018
01:11:05,762 --> 01:11:07,573
‫رفت، رفت.‬

1019
01:11:09,870 --> 01:11:13,421
‫- اصلاً همچین چیزی نیست.‬
‫- بلند شو.‬

1020
01:11:15,044 --> 01:11:16,096
‫ولم کن، بی‌آبرو!‬

1021
01:11:16,337 --> 01:11:18,610
‫به خدا اشتباه متوجه شدی،‬
‫همچین چیزی نیست.‬

1022
01:11:18,851 --> 01:11:21,408
‫پس این توی آرایشگاهِ زنونه‬
‫چیکار می‌کنه؟‬

1023
01:11:21,649 --> 01:11:24,409
‫بابا، این مغازه مالِ ماست، دارم اجاره جمع می‌کنم.‬

1024
01:11:26,343 --> 01:11:27,570
‫مستأجرمه.‬

1025
01:11:28,368 --> 01:11:32,339
‫چرا تو داری اجاره جمع می‌کنی؟‬
‫مگه تو پادویی؟‬

1026
01:11:32,580 --> 01:11:35,252
‫- مگه خان و ارباب اجاره جمع می‌کنه؟‬
‫- آره، اربابم نورگل.‬

1027
01:11:35,493 --> 01:11:37,844
‫سرهات منو واسه این کارای‬
‫وصولِ اجاره می‌فرسته.‬

1028
01:11:38,085 --> 01:11:40,136
‫بعد از اینجا باید برم به سه تا‬
‫مغازه‌ی دیگه توی کاراکوپرو...‬

1029
01:11:40,377 --> 01:11:42,630
‫.. اونا رو هم می‌گیرم، برو اونجاها رو هم بهم بریز!‬

1030
01:11:42,871 --> 01:11:43,994
‫اگه لازم باشه می‌رم.‬

1031
01:11:47,349 --> 01:11:49,287
‫به من نگاه کن آرایشگاهِ هجران!‬

1032
01:11:50,554 --> 01:11:53,520
‫من یه زنِ فوق‌العاده بدبختم.‬

1033
01:11:54,477 --> 01:11:58,009
‫صبرِ یه زنِ فوق‌العاده بدبخت رو‬
‫امتحان نکن، باشه؟‬

1034
01:11:58,799 --> 01:12:00,368
‫راستشو بهم بگو!‬

1035
01:12:02,237 --> 01:12:03,537
‫آره، راستشو بگو.‬

1036
01:12:04,816 --> 01:12:06,352
‫داره راست می‌گه.‬

1037
01:12:06,719 --> 01:12:09,279
‫- هه.‬
‫- راسته، واقعاً.‬

1038
01:12:14,439 --> 01:12:17,279
‫من چه می‌دونستم، مگه ما اینجاها‬
‫مغازه داشتیم؟ نمی‌دونستم که.‬

1039
01:12:17,520 --> 01:12:19,765
‫یه عشیره‌ی بزرگی‌ایم ها‍‎.‬

1040
01:12:20,006 --> 01:12:22,267
‫جل‌الخالق! باید تک‌تکِ‬
‫سندها رو بهت نشون بدم؟‬

1041
01:12:23,199 --> 01:12:25,735
‫وای! اینجا رو هم بهم ریختیم.‬

1042
01:12:26,032 --> 01:12:27,542
‫دیگه جمعش می‌کنیم، چیکار کنیم؟‬

1043
01:12:27,783 --> 01:12:28,980
‫آره دیگه.‬

1044
01:12:29,602 --> 01:12:33,019
‫خوبه. یالا اگه پولتو گرفتی بریم.‬

1045
01:12:33,260 --> 01:12:37,254
‫باشه. پولمو گرفتم نورگل، گرفتم‬
‫ولی ببین گند زدی به همه جا.‬

1046
01:12:37,495 --> 01:12:38,775
‫حالا باید پول بدم.‬

1047
01:12:39,016 --> 01:12:41,226
‫- نه، نیازی به این کارا نیست.‬
‫- بگیر، بگیر، بگیر.‬

1048
01:12:41,467 --> 01:12:42,631
‫- نیازی نیست.‬
‫- بگیر، بگیر، لازمه.‬

1049
01:12:42,872 --> 01:12:44,401
‫- نیازی نیست.‬
‫- لازمه، لازمه.‬

1050
01:12:46,191 --> 01:12:48,082
‫رفت، پول پرید. یالا راه بیفت.‬

1051
01:12:48,323 --> 01:12:50,743
‫- داری واسه دو قرون پول نق می‌زنی.‬
‫- راه بیفت!‬

1052
01:12:51,418 --> 01:12:52,830
‫آخ!‬

1053
01:12:54,192 --> 01:12:55,811
‫بیا بریم یه سری هم به دکتر بزنیم.‬

1054
01:12:56,320 --> 01:12:58,670
‫راه بیفت نورگل، راه بیفت.‬

1055
01:13:02,271 --> 01:13:05,328
‫به خدا دارم دیوونه می‌شم!‬
‫خدایا خودت بهم صبر بده!‬

1056
01:13:06,208 --> 01:13:08,708
‫عجیبه، این دفعه آینه‌ها رو نشکستن.‬

1057
01:13:09,432 --> 01:13:12,498
‫خدایا! اوف!‬

1058
01:13:48,935 --> 01:13:51,046
‫آره اومدم، بفرما، می‌شنوم.‬

1059
01:13:51,751 --> 01:13:53,799
‫بیرون سرده، تو الان سردت می‌شه‬
‫من می‌دونم.‬

1060
01:13:54,040 --> 01:13:56,581
‫- بیا تو حرف بزنیم.‬
‫- نیازی نیست.‬

1061
01:13:56,822 --> 01:14:00,734
‫حالا بگو ببینم چرا پای ییلدیریم رو‬
‫به کلانتری کشوندی؟‬

1062
01:14:00,975 --> 01:14:02,940
‫- بیا تو حرف بزنیم.‬
‫- گفتم که نیازی نیست.‬

1063
01:14:03,181 --> 01:14:06,853
‫اگه نگرانِ ییلدیریمی،‬
‫بیا تو و دلیلشو بشنو.‬

1064
01:14:07,615 --> 01:14:08,695
‫یالا.‬

1065
01:14:32,935 --> 01:14:36,247
‫خب، اومدم تو، می‌شنوم.‬

1066
01:14:38,031 --> 01:14:40,144
‫- چی رو داری ازم قایم می‌کنی؟‬
‫- هیچی.‬

1067
01:14:40,385 --> 01:14:41,967
‫- چی رو داری ازم قایم می‌کنی؟‬
‫- هیچی رو قایم نمی‌کنم.‬

1068
01:14:42,208 --> 01:14:45,793
‫پس چرا تصمیم گرفتی با مردی ازدواج کنی‬
‫که داشتی سعی می‌کردی از دستش خلاص شی؟‬

1069
01:14:46,856 --> 01:14:48,508
‫نظرم عوض شد.‬

1070
01:14:50,263 --> 01:14:51,837
‫مگه چیه، نمی‌شه؟‬

1071
01:14:52,791 --> 01:14:55,340
‫شاید اون مردی که قراره باهاش خوشبخت بشم، ییلدیریم باشه.‬

1072
01:14:56,607 --> 01:14:57,646
‫نمی‌شه.‬

1073
01:14:58,591 --> 01:15:00,459
‫- می‌شه.‬
‫- نمی‌شه!‬

1074
01:15:01,119 --> 01:15:05,013
‫نمی‌شه! مردی که همین دیروز از آموزشگاه آوردت،‬
‫توی خونه حبست کرد، شد مردِ زندگی؟‬

1075
01:15:06,133 --> 01:15:09,233
‫ییلدیریم یه شبه‬ شد مردِ زندگی، ییلدیز؟ 
‫نمی‌شه.‬

1076
01:15:09,480 --> 01:15:11,019
‫اون حسودی کرد.‬

1077
01:15:12,594 --> 01:15:15,975
‫حسودی کرد، حق هم داشت.
‫در ضمن همه اشتباه می‌کنن.‬

1078
01:15:16,549 --> 01:15:19,137
‫اومد ازم معذرت‌خواهی کرد.‬
‫منم قبول کردم.‬

1079
01:15:19,378 --> 01:15:21,463
‫دیگه بینِ ما مشکلی نمونده.‬

1080
01:15:22,190 --> 01:15:23,904
‫من حتی واسه کنکور هم ثبت‌نام کردم.‬

1081
01:15:24,145 --> 01:15:26,592
‫معلم خصوصی هم گرفت،‬
‫هر چی بخوام برام فراهم می‌کنه.

1082
01:15:32,663 --> 01:15:35,885
‫اگه جای دیگه‌ای نمونده تا نگاه کنی،‬
‫حالا راستشو بهم بگو.‬

1083
01:15:36,721 --> 01:15:39,324
‫زل نزن تو چشمام و‬
‫بهم دروغ نگو.‬

1084
01:15:40,600 --> 01:15:42,298
‫من دروغ نمی‌گم.‬

1085
01:15:42,838 --> 01:15:46,039
‫همون روزی که طلاقم دادی، همه‌چی واسم تموم شد.‬

1086
01:15:46,798 --> 01:15:49,338
‫ یه کم پیش هم دیدم.‬
‫وقتی حالِ ملک بد شد...‬

1087
01:15:49,579 --> 01:15:51,576
‫.. چطور بهش رسیدگی کردی.‬
‫تو زنت رو دوست داری.‬

1088
01:15:53,637 --> 01:15:56,042
‫تو ییلدیریم رو دوست داری ییلدیز؟‬

1089
01:16:01,440 --> 01:16:03,694
‫عاشقِ ییلدیریمی ییلدیز؟‬

1090
01:16:05,927 --> 01:16:09,626
‫زل بزن تو چشمام، بهم جواب بده.‬

1091
01:16:10,637 --> 01:16:13,407
‫تو ییلدیریم رو دوست داری ییلدیز؟‬

1092
01:16:14,167 --> 01:16:16,597
‫بهم جواب بده،‬
‫تو عاشقِ ییلدیریمی؟‬

1093
01:16:16,994 --> 01:16:18,661
‫جواب بده.‬

1094
01:16:27,681 --> 01:16:29,921
‫سرهات، سرهات داری چیکار می‌کنی؟ 
‫دیوونه بازی درنیار!‬

1095
01:16:30,162 --> 01:16:32,416
‫بذارش کنار، داری چیکار می‌کنی؟‬
‫این کارای احمقانه چیه؟ ولش کن.‬

1096
01:16:32,664 --> 01:16:35,542
‫بهم جواب بده،‬
‫تو ییلدیریم رو دوست داری ییلدیز؟‬

1097
01:16:35,783 --> 01:16:37,032
‫تو عاشقِ ییلدیریمی،‬
‫بهم جواب بده؟‬

1098
01:16:37,273 --> 01:16:39,080
‫- سرهات بذارش کنار.‬
‫- زل بزن تو چشمام...‬

1099
01:16:39,321 --> 01:16:42,685
‫.. بهم جواب بده ییلدیز، جواب بده.‬
‫ببین، ببین این اسلحه شلیک می‌شه ها.‬

1100
01:16:43,197 --> 01:16:45,151
‫- سرهات نکن، این شوخی‌بردار نیست.‬
‫- بهم جواب بده.‬

1101
01:16:45,392 --> 01:16:47,675
‫این اسلحه شلیک می‌شه ییلدیز، این اسلحه شلیک می‌شه.‬

1102
01:16:47,916 --> 01:16:49,431
‫ولش کن دیگه!‬

1103
01:16:49,870 --> 01:16:51,475
‫- نکن!‬
‫- بعدی می‌خوره به قلبم.‬

1104
01:16:51,724 --> 01:16:54,070
‫- نکن، نکن، نکن!‬
‫- بعدی به قلبمه، بهم جواب بده.‬

1105
01:16:54,311 --> 01:16:57,653
‫- نکن، طاقت ندارم نکن!‬
‫- تو ییلدیریم رو دوست داری؟‬

1106
01:17:01,222 --> 01:17:03,420
‫نکن سرهات، نکن.‬

1107
01:17:03,883 --> 01:17:05,915
‫تو ییلدیریم رو دوست داری ییلدیز؟‬

1108
01:17:06,346 --> 01:17:09,401
‫نکن، ولش کن. ول کن، نکن.‬

1109
01:17:10,286 --> 01:17:12,215
‫بگو همه‌اش دروغ بود.‬

1110
01:17:14,726 --> 01:17:16,345
‫بهم بگو.‬

1111
01:17:17,039 --> 01:17:18,571
‫بگو دروغ بود.‬

1112
01:17:19,478 --> 01:17:22,240
‫بگو هر چی بینمون بود دروغ بود.‬

1113
01:17:25,406 --> 01:17:28,303
‫بگو سرهات، تو تو خیال خودت بودی.

1114
01:17:28,614 --> 01:17:30,622
‫بگو آقا، تو داشتی خواب می‌دیدی.‬

1115
01:17:31,102 --> 01:17:34,205
‫زل بزن تو چشمام و اینو بهم بگو.‬

1116
01:17:35,550 --> 01:17:36,883
‫بگو.‬

1117
01:17:38,935 --> 01:17:40,927
‫من خواب ندیدم ییلدیز.‬

1118
01:17:41,612 --> 01:17:44,866
‫من خواب ندیدم.‬
‫من توی چشمات...‬

1119
01:17:46,094 --> 01:17:49,300
‫.. عشق و دلدادگیِ واقعی رو دیدم،‬
‫من خواب ندیدم.‬

1120
01:17:57,209 --> 01:17:59,630
‫عشق شکم آدم رو سیر نمی‌کنه آقا سرهات.‬

1121
01:18:03,001 --> 01:18:05,168
‫تو فقط بهم عذاب دادی.‬

1122
01:18:09,700 --> 01:18:11,621
‫- بذارش کنار.‬
‫- یعنی اصلاً دوستم نداشتی؟‬

1123
01:18:12,113 --> 01:18:13,804
‫ولش کن.‬

1124
01:18:15,689 --> 01:18:17,395
‫اصلاً دوستم نداشتی؟‬

1125
01:18:19,828 --> 01:18:21,416
‫دوستت داشتم.‬

1126
01:18:31,222 --> 01:18:33,111
‫اما تو منو دوست نداشتی.‬

1127
01:18:36,823 --> 01:18:38,609
‫تا همین‌جا بود.‬

1128
01:18:39,707 --> 01:18:44,018
‫ول کن دیگه، ول کن، ول کن. سرهات ول کن.‬

1129
01:18:45,338 --> 01:18:46,927
‫نکن.‬

1130
01:18:47,356 --> 01:18:48,943
‫نکن.‬

1131
01:18:56,581 --> 01:18:59,581
‫به قلبت نگاه کن.‬

1132
01:19:00,673 --> 01:19:02,443
‫به نفس‌هات نگاه کن.‬

1133
01:19:05,489 --> 01:19:08,688
‫قلبت اینجا مثل بال زدنِ یه پرنده‬
‫داره می‌تپه.‬

1134
01:19:09,261 --> 01:19:10,920
‫آدم وقتی دروغ می‌گه...‬

1135
01:19:12,088 --> 01:19:14,898
‫.. قلب و نفسش این‌طوری تند می‌شه.‬

1136
01:19:15,789 --> 01:19:19,421
‫چی شده ییلدیز؟ چی شده؟‬

1137
01:19:20,185 --> 01:19:22,552
‫چی شده؟ چی رو داری ازم مخفی می‌کنی؟‬

1138
01:19:22,793 --> 01:19:25,623
‫این مرده با چی تهدیدت می‌کنه؟‬
‫چی رو قایم می‌کنی؟‬

1139
01:19:29,678 --> 01:19:31,392
‫ول کن دیگه، بسه‌.‬

1140
01:19:31,863 --> 01:19:34,793
‫بسه‌، داری چیکار می‌کنی؟ این چه کاریه؟ بسه‌.‬

1141
01:19:35,272 --> 01:19:38,694
‫با هیچی تهدیدم نمی‌کنه.‬
‫در ضمن...‬

1142
01:19:39,434 --> 01:19:42,251
‫.. اون قلب نه فقط واسه دروغ،
‫از عصبانیت هم تند می‌زنه.‬

1143
01:19:42,492 --> 01:19:44,230
‫واسه چی این‌قدر عصبانی هستی؟‬

1144
01:19:44,598 --> 01:19:47,187
‫واسه چی این‌قدر عصبانی هستی؟‬ -از دست تو
‫-از چیِ من عصبانی هستی؟‬

1145
01:19:47,428 --> 01:19:50,288
‫از دستِ تو عصبانی‌ام، تو نمی‌خوای‬
‫من خوش‌بخت بشم.‬

1146
01:19:53,958 --> 01:19:58,661
‫بذار به زندگیم برسم و خوش‌بخت بشم.‬
‫ول کن سرهات، تموم شد.‬

1147
01:19:58,902 --> 01:20:01,616
‫تموم شد، ببین تموم شد.‬
‫من دیگه دوستت ندارم.‬

1148
01:20:02,029 --> 01:20:03,688
‫نمی‌خوامت.‬

1149
01:20:04,093 --> 01:20:06,795
‫حتی به‌خاطرِ بلاهایی که سرم آوردی‬
‫ازت متنفرم.‬

1150
01:20:07,036 --> 01:20:08,660
‫تموم شد، دیگه هیچی نیست.‬

1151
01:20:10,944 --> 01:20:12,960
‫دیگه دست از سرم بردار.‬

1152
01:20:17,410 --> 01:20:18,895
‫این در رو باز کن.‬

1153
01:20:20,310 --> 01:20:24,392
‫سرهات ببین منو، این در رو باز کن.‬
‫سرهات در رو باز کن.‬

1154
01:20:24,887 --> 01:20:28,183
‫تا اون چیزی که ازم مخفی می‌کنی رو نگی،‬
‫اینکه چرا مجبوری با ییلدیریم...‬

1155
01:20:28,424 --> 01:20:31,326
‫.. ازدواج کنی،‬
‫این در رو باز نمی‌کنم.‬

1156
01:20:33,222 --> 01:20:35,309
‫اگه می‌خوای اینجا خودت رو بکوب به در...‬

1157
01:20:35,746 --> 01:20:38,103
‫.. اگه می‌خوای اینجا رو به آتیش بکش...‬

1158
01:20:38,971 --> 01:20:41,447
‫.. اما باز هم نمی‌ذارم بری.‬

1159
01:21:10,324 --> 01:21:13,380
‫- وکیلا دارن میان خلیل؟‬
‫- بله آقا، دارن میان، تو راهن.‬

1160
01:21:16,911 --> 01:21:18,752
‫- سرهات این در رو باز کن.‬
‫- باز نمی‌کنم.‬

1161
01:21:18,993 --> 01:21:21,094
‫- سرهات در رو باز کن.‬
‫- گفتم که باز نمی‌کنم.‬

1162
01:21:22,782 --> 01:21:26,816
‫- تا وقتی حقیقت رو بهم نگی از اینجا...‬
‫- نه، نه، نه.‬

1163
01:21:27,057 --> 01:21:30,476
‫چیزی واسه گفتن نمونده، تموم شد.‬
‫تموم شد، فهمیدی؟‬

1164
01:21:31,919 --> 01:21:36,707
‫بین ما دیگه هیچی نمونده، تموم شد.‬
‫من می‌رم با ییلدیریم ازدواج می‌کنم.‬

1165
01:21:38,727 --> 01:21:40,965
‫ولم کن، برو کنار.‬

1166
01:21:47,722 --> 01:21:49,095
‫این چیه؟‬

1167
01:21:49,708 --> 01:21:51,097
‫این چیه؟‬

1168
01:21:52,091 --> 01:21:54,353
‫اگه عشقِ ما تموم شده...‬

1169
01:21:55,842 --> 01:21:58,000
‫.. اگه بینمون دیگه هیچی نمونده...‬

1170
01:21:59,178 --> 01:22:01,471
‫.. پس چرا هنوز اثرِ انگشتِ من روته؟‬

1171
01:22:02,602 --> 01:22:05,062
‫اثر انگشت من اونجا چیکار می‌کنه؟‬

1172
01:22:06,591 --> 01:22:08,257
‫اونم پاک می‌کنم.‬

1173
01:22:08,869 --> 01:22:10,540
‫همه‌چیزو پاک می‌کنم.‬

1174
01:22:10,781 --> 01:22:15,184
‫هیچ اثری ازت روی من باقی نمی‌مونه.‬
‫نه توی قلبم، نه توی فکرم.‬

1175
01:22:18,381 --> 01:22:19,969
‫توی روحت چی؟‬

1176
01:22:27,979 --> 01:22:30,042
‫باید ییلدیریم رو از زندان بیاری بیرون.‬

1177
01:22:30,593 --> 01:22:32,476
‫ییلدیریم رو میاری بیرون.‬
‫ببین، ما قراره با هم ازدواج کنیم.‬

1178
01:22:32,717 --> 01:22:35,073
‫این قضیه‌ی مسخره‌ی بینمون هم تموم می‌شه.‬

1179
01:22:35,415 --> 01:22:36,647
‫- اون‌طوری نمی‌شه.‬
‫- می‌شه.‬

1180
01:22:36,895 --> 01:22:38,752
‫اون‌طوری نمی‌شه.‬
‫بذار بهت بگم چطوری می‌شه.‬

1181
01:22:38,993 --> 01:22:41,168
‫- بگو؟‬
‫- بذار بهت بگم چطوری می‌شه.‬

1182
01:22:41,588 --> 01:22:43,668
‫من می‌فهمم چی رو داری ازم مخفی می‌کنی.‬

1183
01:22:43,924 --> 01:22:47,019
‫بعدش اون مسئله رو حل می‌کنم، وقتی حلش کردم دیگه توی زندگیت...‬

1184
01:22:47,260 --> 01:22:50,556
‫.. کسی به اسم ییلدیریم نمی‌مونه. اون ییلدیریم...‬

1185
01:22:51,659 --> 01:22:53,739
‫.. نمی‌تونه از زندان بیرون بیاد.‬

1186
01:22:54,485 --> 01:22:57,977
‫آزادیِ ییلدیریم بستگی به حرفِ تو داره.‬

1187
01:22:59,022 --> 01:23:02,808
‫بهم بگو با چی تهدیدت می‌کنه، بهم بگو چی رو مخفی می‌کنی...‬

1188
01:23:03,049 --> 01:23:04,836
‫.. تا همین الان زنگ بزنم و ییلدیریم رو بیارم بیرون.‬

1189
01:23:07,458 --> 01:23:10,244
‫ملک خواهرِ ناتنیِ ماست.‬

1190
01:23:11,139 --> 01:23:13,456
‫بچه‌ی توی شکمش هم خواهرزاده‌ی ماست.‬

1191
01:23:14,213 --> 01:23:16,633
‫واسه همینه که تو نمی‌تونی با سرهات باشی.‬

1192
01:23:17,693 --> 01:23:20,471
‫اگه چیزی که مخفی می‌کنی رو نگی، از اینجا نمی‌تونی بری.‬

1193
01:23:26,933 --> 01:23:30,464
‫- بله یوسف؟‬
‫- ارباب، ییلدیریم رو آوردن کلانتری.‬

1194
01:23:32,065 --> 01:23:33,803
‫تو منتظر خبرِ من باش.‬

1195
01:23:37,711 --> 01:23:39,402
‫ییلدیریم توی کلانتریه.‬

1196
01:23:41,955 --> 01:23:43,979
‫به‌ جرم قاچاق اسلحه متهم شده.‬

1197
01:23:44,403 --> 01:23:46,435
‫مدارک رو من دادم به بازپرس.‬

1198
01:23:46,747 --> 01:23:49,430
‫می‌تونه اعتراض کنه، بذار تا صبح اعتراض کنه.‬

1199
01:23:50,236 --> 01:23:51,823
‫اسلحه‌ها هم پیشِ منه.‬

1200
01:23:52,493 --> 01:23:55,358
‫اگه اون اسلحه‌ها از جایی پیدا بشن که به اسم ییلدیریمه...‬

1201
01:23:56,536 --> 01:23:58,814
‫.. اون مردی که می‌گی می‌خوای باهاش ازدواج کنی...‬

1202
01:23:59,380 --> 01:24:01,356
‫.. دیگه رنگِ آفتاب رو نمی‌بینه.‬

1203
01:24:01,897 --> 01:24:04,548
‫- می‌خوای چی بگی؟‬
‫- چیزی که می‌خوام بگم اینه که...‬

1204
01:24:05,083 --> 01:24:07,877
‫.. اگه داره تهدیدت می‌کنه، باهاش معامله می‌کنم...‬

1205
01:24:09,374 --> 01:24:12,731
‫.. در ازای آزادیِ ییلدیریم، باهاش توافق می‌کنم.‬

1206
01:24:13,491 --> 01:24:15,762
‫اما باید بهم بگی ییلدیز، این‌طوری نمی‌شه.‬

1207
01:24:16,183 --> 01:24:18,318
‫با هر چی که تهدیدت می‌کنه، هر چی که ازم مخفی می‌کنی...‬

1208
01:24:18,559 --> 01:24:20,429
‫.. باید اینو بهم بگی.‬

1209
01:24:21,753 --> 01:24:23,189
‫لطفاً.‬

1210
01:24:24,589 --> 01:24:27,401
‫برات تعریف می‌کنم ولی ربطی به ییلدیریم نداره.‬

1211
01:24:27,642 --> 01:24:29,680
‫- به چی ربط داره؟‬
‫- برات می‌گم.‬

1212
01:24:30,703 --> 01:24:33,060
‫برات می‌گم، صبر کن آروم باش.‬

1213
01:24:34,900 --> 01:24:36,885
‫من سردم شد، تو سردت نیست؟‬

1214
01:24:37,205 --> 01:24:41,030
‫بخاری رو روشن کنیم، حالمون جا بیاد، بشینیم حرف بزنیم، یالا.‬

1215
01:24:45,435 --> 01:24:47,443
‫گفتم که برات تعریف می‌کنم سرهات، یالا.‬

1216
01:24:49,383 --> 01:24:51,367
‫سردمه.‬

1217
01:24:59,233 --> 01:25:00,820
‫باید بگی.‬

1218
01:25:02,133 --> 01:25:03,728
‫می‌گم.‬

1219
01:25:25,901 --> 01:25:27,663
‫من چطوری بهت بگم...‬

1220
01:25:29,614 --> 01:25:32,709
‫.. که نمی‌تونم کسی جز تو رو دوست داشته باشم؟‬

1221
01:25:36,327 --> 01:25:37,985
‫نمی‌تونم سرهات...‬

1222
01:25:38,750 --> 01:25:41,178
‫.. نمی‌تونم، اگه ملک خواهرمه، نمی‌تونم.‬

1223
01:25:50,339 --> 01:25:52,481
‫خداحافظ نیمه‌ی گمشده‌م.‬

1224
01:25:54,485 --> 01:25:56,104
‫خداحافظ.‬

1225
01:26:24,570 --> 01:26:27,173
‫ییلدیز 
‫ییلدیز

1226
01:26:48,737 --> 01:26:53,000
‫تو صبر کن، تو صبر کن. 
‫منتظر بمون، تو صبر کن.‬

1227
01:26:54,027 --> 01:26:56,090
‫باید منو فراموش کنی سرهات.‬

1228
01:26:56,386 --> 01:26:58,735
‫فراموشم می‌کنی، مجبوری که فراموش کنی.‬

1229
01:27:01,337 --> 01:27:03,496
‫من کاری می‌کنم که منو از یادت ببری.‬

1230
01:27:04,182 --> 01:27:07,055
‫با ییلدیریم ازدواج می‌کنم تا فراموشم کنی.‬

1231
01:28:11,399 --> 01:28:14,402
‫- بگو پاره‌ی تنم؟‬
‫- داداش اوضاع ریخت به هم.‬

1232
01:28:14,643 --> 01:28:16,436
‫چی شده دختر؟ چی شده ییلدیز؟‬

1233
01:28:16,733 --> 01:28:19,971
‫ییلدیریم رو ژاندارمری از عمارت برد، به خاطر قاچاق اسلحه.‬

1234
01:28:20,800 --> 01:28:23,882
‫معلوم بود این احمق با این کارا سرش رو به باد می‌ده.‬

1235
01:28:24,509 --> 01:28:28,338
‫داداش، سرهات ییلدیریم رو لو داده.‬

1236
01:28:28,579 --> 01:28:31,713
‫- من همین الان رفتم باهاش حرف زدم.‬
‫- ییلدیز، من بهت چی گفته بودم داداشی؟

1237
01:28:32,145 --> 01:28:33,319
‫چی بهت گفته بودم ییلدیز؟‬

1238
01:28:33,560 --> 01:28:36,110
‫نگفتم نباید با سرهات قرار بذاری و حرف بزنی؟‬

1239
01:28:36,474 --> 01:28:40,419
‫داداش می‌دونم. اسلحه‌های ییلدیریم پیشِ اون بوده.‬

1240
01:28:40,660 --> 01:28:44,139
‫گفت اگه اونا رو توی یکی از پاتوق‌هاش بذارم، دیگه رنگِ آفتاب رو نمی‌بینه.‬

1241
01:28:44,380 --> 01:28:46,658
‫حق داره، خب معلومه که حق داره.‬

1242
01:28:46,899 --> 01:28:49,272
‫خب، دردِ سرهات چیه؟ واسه چی بهت زنگ زد؟‬

1243
01:28:49,513 --> 01:28:52,180
‫داداش می‌فهمه. می‌فهمه...‬

1244
01:28:52,426 --> 01:28:54,696
‫.. می‌گه یه چیزی رو داری ازم مخفی می‌کنی.‬

1245
01:28:55,360 --> 01:28:58,518
‫- از چشمام می‌فهمه.‬
‫- آدمِ باهوشیه.‬

1246
01:28:59,180 --> 01:29:00,776
‫حواسش به همه‌چیز هست.‬

1247
01:29:01,231 --> 01:29:04,183
‫ییلدیز کاش حداقل چیزی نمی‌گفتی. چیزی گفتی؟‬

1248
01:29:05,163 --> 01:29:07,560
‫یه سری حرفا رو باید زد، یه سری رو نه.‬

1249
01:29:07,833 --> 01:29:12,390
‫ییلدیز، سرهات باید تو رو فراموش کنه داداشی.‬

1250
01:29:12,894 --> 01:29:15,665
‫با قرار گذاشتن و حرف زدن با سرهات، این کار درست نمی‌شه.‬

1251
01:29:15,906 --> 01:29:17,819
‫این قضیه بدجوری گره می‌خوره، حالا ببین کی گفتم.‬

1252
01:29:18,274 --> 01:29:22,125
‫داداش می‌دونم، می‌دونم. فهمیدم، می‌دونم.‬

1253
01:29:22,366 --> 01:29:24,533
‫اینم می‌دونم که باید چیکار کنم.‬

1254
01:29:24,834 --> 01:29:29,599
‫با ییلدیریم ازدواج می‌کنم، باشه؟ 
‫واسه اینکه سرهات فراموشم کنه ازدواج می‌کنم.‬

1255
01:29:29,840 --> 01:29:32,493
‫اما اول باید اون ییلدیریم از زندان بیاد بیرون.‬

1256
01:29:33,192 --> 01:29:36,526
‫قبل از اینکه سرهات از اون اسلحه‌هایی که داره علیه ییلدیریم استفاده کنه...‬

1257
01:29:37,095 --> 01:29:38,849
‫.. باید اسلحه‌ها رو پیدا کنیم، آره؟

1258
01:29:39,113 --> 01:29:41,099
‫- آره.‬
‫- باشه، من ردیفش می‌کنم...‬

1259
01:29:41,347 --> 01:29:44,585
‫.. باشه خوشگلم؟‬
‫- باشه، قطع کن.‬

1260
01:29:51,341 --> 01:29:54,618
‫من می‌دونم باید چیکار کنم، حالا وایستید ببینید.

1261
01:30:01,971 --> 01:30:05,375
‫خب، مدارک روشنه.‬

1262
01:30:05,616 --> 01:30:08,688
‫حالا باهامون همکاری کن و به جُرمت اعتراف کن.‬

1263
01:30:09,916 --> 01:30:13,582
‫بگو اسلحه‌ها رو از کجا آوردی‬
‫و کجا می‌خواستی ببری...‬

1264
01:30:13,934 --> 01:30:16,522
‫.. منم به بازپرس می‌گم که‬
‫باهامون همکاری کردی.‬

1265
01:30:19,044 --> 01:30:21,321
‫گفتن که می‌گم، ولی جناب سروان...‬

1266
01:30:22,467 --> 01:30:24,602
‫.. من نه اسلحه‌ای دیدم نه تریلی‌ای.‬

1267
01:30:25,113 --> 01:30:28,550
‫- عکس‌ها ساختگیه.‬
‫- داداش، کی حوصله‌ی این کارا رو داره؟‬

1268
01:30:29,030 --> 01:30:32,895
‫- بگو و خودت رو خلاص کن. باهامون همکاری کن.‬
‫- کی حوصله داره؟‬

1269
01:30:34,243 --> 01:30:39,338
‫جناب سروان، من جانشینِ تاش‌کسن‌ها‬
‫ییلدیریم تاش‌کسن هستم.‬

1270
01:30:39,987 --> 01:30:42,123
‫بیشتر از اونی که بخوان بیرون باشم‬
‫کسایی‌ان که می‌خوان من پشتِ میله‌ها باشم...‬

1271
01:30:42,364 --> 01:30:44,380
‫.. می‌تونم ده‌ها نفر رو برات ردیف کنم.‬

1272
01:30:45,134 --> 01:30:46,698
‫بسیار خب.‬

1273
01:30:53,565 --> 01:30:55,708
‫ببین، اینم ساختگیه؟‬

1274
01:31:10,187 --> 01:31:11,783
‫چی شد؟‬

1275
01:31:14,413 --> 01:31:18,105
‫تکنولوژی خیلی پیشرفت کرده. نمی‌دونم‬
‫توی اینترنت و این‌جور جاها می‌گردی یا نه...‬

1276
01:31:18,346 --> 01:31:22,209
‫.. می‌بینی یا نه، اما‬
‫چیزی به اسم هوشِ مصنوعی وجود داره.‬

1277
01:31:22,960 --> 01:31:24,582
‫هر کاری از دستشون برمی‌آد.‬

1278
01:31:24,971 --> 01:31:28,051
‫مثلاً این ویدیو رو‬
‫یه بچه‌ی پنج ساله هم می‌تونه بسازه جناب سروان.‬

1279
01:31:29,214 --> 01:31:33,698
‫فکر کن، آدمِ معتبری مثلِ من‬
‫پاشه همچین عملیاتی راه بندازه...‬

1280
01:31:34,680 --> 01:31:38,323
‫.. بعدش این‌طوری توی تریلی‬
‫کنارِ اسلحه‌ها ژست بگیره.‬

1281
01:31:38,828 --> 01:31:43,407
‫مگه می‌شه؟ من و بابام و خونواده‌ام رو‬
‫توی اورفا همه می‌شناسن.‬

1282
01:31:43,952 --> 01:31:46,119
‫ما اصلاً اهلِ اسلحه و این حرفا نیستیم.‬

1283
01:31:46,733 --> 01:31:50,717
‫باشه ییلدیریم تاش‌کسن، باشه، باشه.‬

1284
01:31:54,565 --> 01:31:56,644
‫من الان یه حکم می‌گیرم.‬

1285
01:31:57,515 --> 01:32:00,387
‫خونه‌باغ، کلبه...‬

1286
01:32:00,866 --> 01:32:04,541
‫.. هر جایی که مالِ توئه رو وجب‌به‌وجب می‌گردم.‬
‫اگه...‬

1287
01:32:05,251 --> 01:32:07,981
‫.. فقط یکی از این اسلحه‌ها رو پیدا کنم...‬

1288
01:32:09,041 --> 01:32:12,168
‫.. تا ابد آب‌خنک می‌خوری‬
‫این رو یادت باشه.‬

1289
01:32:13,363 --> 01:32:14,696
‫البته.‬

1290
01:32:14,968 --> 01:32:17,833
‫گردنِ ما جلوی دولتمون‬
‫از مو هم باریک‌تره.‬

1291
01:32:18,248 --> 01:32:23,029
‫هر جا رو می‌خواید بگردید. اما‬
‫این رو خوب بدون، زمین‌های ما هم...‬

1292
01:32:23,492 --> 01:32:26,191
‫.. مثلِ وجدانمون پاکه.‬

1293
01:32:40,486 --> 01:32:43,148
‫مهمونا دارن میان‬
‫یالا دخترا.‬

1294
01:32:43,389 --> 01:32:46,190
‫- یالا پسرم یالا.‬
‫- دخترم رومیزی‌ها رو پهن کنین، زود باشین.‬

1295
01:32:46,439 --> 01:32:49,510
‫- صندلیِ دیگه هست خلیل؟‬
‫- این میز رو بذارین اینجا.‬

1296
01:32:49,751 --> 01:32:52,522
‫- کادی، بقیه‌ی صندلی‌ها کجاست؟‬
‫- دارن میارن دیگه.‬

1297
01:32:52,763 --> 01:32:55,835
‫- اینا کافیه؟‬
‫- نه، بیرون کلی صندلی هست.‬

1298
01:32:56,076 --> 01:32:58,837
‫پسرم بقیه رو هم بیار، یالا.‬
‫زود، زود، زود.‬

1299
01:32:59,133 --> 01:33:01,207
‫- دختر پهنش کنین دیگه، یکم سریع باشین.‬
‫- کادی.‬

1300
01:33:01,448 --> 01:33:04,336
‫- جانم خانم؟‬
‫- اینجا چندتا میزِ دیگه هم بذار.‬

1301
01:33:04,577 --> 01:33:06,957
‫- کلِ طایفه دارن میان، جا نمی‌شیم.‬
‫- چشم خانم.‬

1302
01:33:07,205 --> 01:33:10,996
‫کامل پسرم، اون یکی میز رو هم‬
‫بیار اینجا، به هم بچسبونشون.‬

1303
01:33:11,337 --> 01:33:14,916
‫- اینا رو قشنگ پهن کنین.‬
‫- پهنش کن، پهنش کن.‬

1304
01:33:17,947 --> 01:33:21,899
‫اینا رو قشنگ پهن کنین.‬
‫بدونِ اینکه گرد و خاک راه بندازین.‬

1305
01:33:23,047 --> 01:33:26,554
‫گلیزار این چیه؟‬

1306
01:33:26,885 --> 01:33:28,416
‫رومیزی لک داره.‬

1307
01:33:28,657 --> 01:33:31,325
‫دختر، مگه سرِ سفره‌ی افطار‬
‫رومیزیِ لک‌دار می‌ذارن؟‬

1308
01:33:31,566 --> 01:33:34,804
‫ببخشید خانم.‬
‫حتماً ماشین خوب نشسته...‬

1309
01:33:35,045 --> 01:33:38,497
‫.. واسه همین این‌طوری شده.‬
‫عروس‌خانم، شنیدی خانم چی گفت...‬

1310
01:33:38,738 --> 01:33:41,337
‫.. زود اینو عوضش کن، سریع باش.‬
‫عصبانیش نکن، یالا.‬

1311
01:33:41,578 --> 01:33:43,147
‫باشه مامان.‬

1312
01:33:47,255 --> 01:33:48,890
‫یالا.‬

1313
01:33:51,467 --> 01:33:55,086
‫- ماشین دمِ دره.‬
‫- توبه استغفرالله.‬

1314
01:33:55,406 --> 01:33:58,480
‫خیره ان‌شاءالله، واسه افطار اومدی؟‬

1315
01:33:58,721 --> 01:34:00,847
‫توی عمارتِ خودتون هم افطاری بود.‬

1316
01:34:01,088 --> 01:34:03,152
‫تو حتماً اصرار داری بری توی عمارتی که‬
‫قبلاً عروسش بودی و...‬

1317
01:34:03,393 --> 01:34:07,392
‫.. اونجا افطار کنی؟‬
‫یالا برو، الان همه میان، کلی کار داریم.‬

1318
01:34:07,648 --> 01:34:09,875
‫- دردسر درست نکن، یالا.‬
‫- نیومدم دردسر درست کنم...‬

1319
01:34:10,116 --> 01:34:12,597
‫.. اومدم حلش کنم، مَلک کجاست؟‬
‫- ما مشکلاتِ خودمون رو...‬

1320
01:34:12,838 --> 01:34:16,754
‫.. خودمون می‌تونیم حل کنیم ییلدیز خانم.‬
‫بفرمایید لطفا، خواهش می‌کنم.‬

1321
01:34:17,302 --> 01:34:20,119
‫- مَلِک کجاست؟‬
‫- با مَلِک چیکار داری؟‬

1322
01:34:20,360 --> 01:34:22,721
‫- می‌خوام باهاش حرف بزنم.‬
‫- چی می‌خوای بگی؟‬

1323
01:34:22,962 --> 01:34:25,341
‫مَلِک. مَلِک.‬

1324
01:34:25,582 --> 01:34:27,043
‫- کادی.‬
‫- مَلِک.‬

1325
01:34:27,284 --> 01:34:29,891
‫کادی تو رو خدا این رو از اینجا ببر.

1326
01:34:30,132 --> 01:34:31,738
‫- مَلِک.‬
‫- یالا دخترم، نذار بحث بالا بگیره.‬

1327
01:34:31,979 --> 01:34:34,019
‫داداش بحث بالا نمی‌گیره‬
‫من فقط حرف می‌زنم.‬

1328
01:34:34,260 --> 01:34:37,027
‫- داداش یه لحظه صبر کن.‬
‫- ییلدیز.‬

1329
01:34:46,253 --> 01:34:50,406
‫اگه دو دقیقه به حرفم گوش بدی‬
‫به قبای حضرتمون برمی‌خوره، نه؟‬

1330
01:34:50,647 --> 01:34:53,905
‫چیزی ازت کم میشه.
‫اگه دو دقیقه گوش بدی چیزی ازت کم می‌شه؟

1331
01:34:54,146 --> 01:34:57,374
‫اما خب لجبازی، لجباز.‬

1332
01:34:58,035 --> 01:35:00,590
‫اما تو هنوز لجبازیِ من رو‬
‫ندیدی ییلدیز خانم.‬

1333
01:35:01,332 --> 01:35:04,229
‫هنوز لجبازیِ من رو ندیدی‬
‫اما یاد می‌گیری.‬

1334
01:35:04,767 --> 01:35:08,806
‫یاد می‌گیری. حالا که نمی‌گی‬
‫چی رو داری ازم مخفی می‌کنی...‬

1335
01:35:09,262 --> 01:35:12,716
‫.. منم اون ییلدیریم رو‬
‫از زندگیت...‬

1336
01:35:13,409 --> 01:35:15,925
‫.. واسه همیشه می‌ندازم بیرون.‬

1337
01:35:16,675 --> 01:35:20,048
‫می‌ندازمش بیرون، حالا می‌بینی.‬
‫حالا می‌بینی.‬

1338
01:35:23,151 --> 01:35:24,420
‫می‌بینی.‬

1339
01:35:34,081 --> 01:35:36,025
‫- بله یوسف؟‬
‫- جناب سروان می‌خواد...‬

1340
01:35:36,266 --> 01:35:40,393
‫.. پاتوق‌های ییلدیریم رو بگرده.‬
‫فردا صبح هم باید بره بازپرسی.‬

1341
01:35:41,081 --> 01:35:43,120
‫فعلاً گذاشتنش توی بازداشتگاه.‬

1342
01:35:43,406 --> 01:35:46,263
‫خوبه، پس جناب سروان دنبالِ مدرکه.‬

1343
01:35:47,110 --> 01:35:49,435
‫ما هم همون مدرکی رو که می‌خواد بهش می‌دیم.‬

1344
01:35:49,676 --> 01:35:51,964
‫- دستورت چیه خان؟‬
‫- این انبارِ تاش‌کسن‌ها...‬

1345
01:35:52,205 --> 01:35:54,583
‫.. که محصولاتِ تابستونی رو توش می‌ذارن.‬
‫- بله خان.‬

1346
01:35:54,879 --> 01:35:59,149
‫الان افطارتون رو بکنین و بعدش‬
‫اون اسلحه‌ها رو بذارین توی انبار.‬

1347
01:36:00,417 --> 01:36:02,028
‫اونجا خلوته.‬

1348
01:36:02,649 --> 01:36:05,324
‫بعدشم یه زنگِ مشتی به جناب سروان بزنین.‬

1349
01:36:06,177 --> 01:36:09,796
‫- رو چشمم، هر چی شما بگی خان.‬
‫- یالا یوسف.‬

1350
01:36:10,633 --> 01:36:12,300
‫ببینم چیکار می‌کنی.‬

1351
01:36:16,927 --> 01:36:19,379
‫ببین به چه روزی انداختیم.‬

1352
01:36:21,956 --> 01:36:25,179
‫- بیا بیا.‬
‫- یه وسیله‌اش مونده بود...‬

1353
01:36:25,420 --> 01:36:28,890
‫.. اومد اونو برداره، داشت می‌رفت دیگه.‬

1354
01:36:29,131 --> 01:36:31,765
‫- ملک باید حرف بزنیم.‬
‫- تو چی داری که با ملک دربارش حرف بزنی؟‬

1355
01:36:32,006 --> 01:36:34,409
‫آره، هیچ حرفی با هم‬
‫نداریم.‬

1356
01:36:34,650 --> 01:36:37,075
‫- یالا دخترم، یالا.‬
‫- نکن. داداش صبر کن.‬

1357
01:36:37,316 --> 01:36:39,783
‫- یالا، یالا، یالا.‬
‫- داداش وایسا، اه بسه دیگه.‬

1358
01:36:42,826 --> 01:36:46,151
‫اگه بحثِ قسمه، قسم می‌خورم، باید حرف بزنیم، جدیه.‬

1359
01:36:46,392 --> 01:36:49,706
‫می‌خورم، قسم می‌خورم ولی بیا حرف بزنیم.‬

1360
01:36:49,947 --> 01:36:53,543
‫دخترم اصلاً خودتو نگران نکن، غصه نخور.‬
‫تو حامله‌ای، ولش کن...‬

1361
01:36:53,784 --> 01:36:56,616
‫.. تو چه حرفی با این داری؟‬
‫- مامان سلطان...‬

1362
01:36:57,732 --> 01:36:59,478
‫..می‌شه یه لحظه اجازه بدی؟‬

1363
01:36:59,811 --> 01:37:01,740
‫می‌خوام برای آخرین بار بشنوم چی می‌خواد بگه.‬

1364
01:37:02,922 --> 01:37:06,644
‫ولی این آخرین شانسِته.‬
‫بهتره از این فرصت استفاده کنی.‬

1365
01:37:07,028 --> 01:37:08,989
‫چون دومی در کار نیست.‬

1366
01:37:21,149 --> 01:37:25,641
‫ای بابا، تمومی نداره،‬
‫درد و غم اینا تمومی نداره.‬

1367
01:37:36,512 --> 01:37:40,483
‫خب، می‌شنوم،‬
‫چی بود اون چیزایی که می‌خواستی بهم بگی؟‬

1368
01:37:44,896 --> 01:37:48,999
‫برای اینکه رابطه‌ام با سرهات برای همیشه قطع بشه،‬
‫باید با ییلدیریم ازدواج کنم.‬

1369
01:37:49,486 --> 01:37:52,772
‫برای این کار هم ییلدیریم‬
‫باید از زندان بیاد بیرون.‬

1370
01:37:53,289 --> 01:37:56,003
‫اگه بهم کمک کنی، برای هر دوتامون‬
‫بهترین اتفاق می‌افته.‬

1371
01:37:56,244 --> 01:37:58,967
‫جل‌الخالق، چه کمکی مثلاً؟‬

1372
01:37:59,700 --> 01:38:03,200
‫سرهات، اسلحه‌های ییلدیریم رو‬
‫گرفته. کجاست؟ نمی‌دونم.‬

1373
01:38:03,690 --> 01:38:07,881
‫اگه بفهمم، منم می‌تونم ییلدیریم رو‬
‫بیارم بیرون.‬

1374
01:38:08,967 --> 01:38:12,840
‫فهمیدم، می‌خوای پشتِ‌سرِ سرهات‬
‫یه کارایی بکنم.‬

1375
01:38:13,343 --> 01:38:16,820
‫این‌طوری منو از چشمِ سرهات‬
‫می‌ندازی، نه؟‬

1376
01:38:17,289 --> 01:38:18,861
‫نقشه جدیدت اینه؟‬

1377
01:38:19,977 --> 01:38:21,549
‫والا...‬

1378
01:38:22,067 --> 01:38:25,021
‫.. چیز دیگه‌ای به ذهنم نرسید.‬
‫چیزی که الان برای من مهمه...‬

1379
01:38:25,262 --> 01:38:28,684
‫.. اینه که تو با بچه‌ات خوشبخت باشی.‬
‫منم می‌رم دنبال زندگی خودم و با ییلدیریم ازدواج می‌کنم.‬

1380
01:38:28,925 --> 01:38:30,606
‫سرهات مرهات دیگه برام مهم نیست.‬

1381
01:38:31,339 --> 01:38:35,760
‫جدی می‌گم.
‫وگرنه چرا باید برای بیرون ییلدیریم تلاش کنم؟‬

1382
01:38:43,185 --> 01:38:44,622
‫باشه.‬

1383
01:38:46,449 --> 01:38:49,227
‫بهت کمک می‌کنم ولی یه شرط دارم.‬

1384
01:39:00,512 --> 01:39:03,782
‫من گفتم که‬
‫طاقتِ تشنگی رو ندارم...‬

1385
01:39:04,157 --> 01:39:06,622
‫.. سفره رو آوردیم و‬
‫رو به آب پهن کردیم.‬

1386
01:39:06,863 --> 01:39:11,385
‫بدو بدو، برید بشینید رو صندلی‌هاتون.‬
‫یالا بشینید ببینم.‬

1387
01:39:14,782 --> 01:39:20,107
‫چیزی به اذان نمونده،‬
‫پس این مردم کجا موندن ضیان خان؟‬

1388
01:39:20,581 --> 01:39:24,005
‫زن‌داداش من به همه‌شون زنگ زدم و گفتم،‬
‫گفتن رو چشممون میایم، اما...‬

1389
01:39:24,293 --> 01:39:25,822
‫.. نیومدن، نفهمیدم چرا.‬

1390
01:39:26,222 --> 01:39:27,905
‫- خوش اومدی آقا.‬
‫- سلامت باشی.‬

1391
01:39:28,146 --> 01:39:30,080
‫والا چیزی نیست که نشه فهمید.‬

1392
01:39:31,122 --> 01:39:33,979
‫به نظرم هیچ‌کس متقاعد نشده که‬
‫تو جانشین بشی...‬

1393
01:39:34,433 --> 01:39:37,546
‫.. واسه همینه دالیان،‬
‫واسه همین نیومدن.‬

1394
01:39:38,266 --> 01:39:42,559
‫این یارو چرا مدام بهمون تیکه میندازه؟ 
‫عجیبه آدمیه.‬

1395
01:39:43,086 --> 01:39:47,070
‫داداش اینا همه‌اش از گرسنگیته،‬
‫اعصابت به هم ریخته.‬

1396
01:39:47,311 --> 01:39:50,122
‫بذار اذان رو بگن، دو لقمه غذا بخور‬
‫بعداً حرف می‌زنیم.‬

1397
01:39:50,824 --> 01:39:52,713
‫ای بابا!‬

1398
01:39:56,007 --> 01:39:59,633
‫تو اینا رو ول کن،‬
‫زنت کجاست؟‬

1399
01:40:07,037 --> 01:40:08,727
‫اون قضیه تموم شد.‬

1400
01:40:10,484 --> 01:40:13,024
‫ندا دیگه پاشو تو این خونه نمی‌ذاره.‬

1401
01:40:13,876 --> 01:40:15,701
‫بچه‌ها اینجان، نکن.‬

1402
01:40:20,456 --> 01:40:23,210
‫- منو ندا قراره طلاق بگیریم.‬
‫- استغفرالله.‬

1403
01:40:26,201 --> 01:40:28,225
‫چی داری میگی؟

1404
01:40:29,076 --> 01:40:31,322
‫- چه طلاقی؟‬
‫- شنیدی دیگه.‬

1405
01:40:31,642 --> 01:40:34,094
‫فردا هم می‌رم‬
‫می‌ذارمش خونه‌ی باباش.‬

1406
01:40:34,495 --> 01:40:38,622
‫مگه با دختره چیکار کردی‬
‫چیکار کردی که داره ترکت می‌کنه؟‬

1407
01:40:39,761 --> 01:40:43,436
‫- این چه حرفاییه؟‬
‫- بهتره بگیم تفاهم نداشتیم.‬

1408
01:40:44,242 --> 01:40:47,353
‫- تو هم همین‌طوری فکر کن، ولش کن.‬
‫- چی می‌گی تو آخه مرتیکه؟‬

1409
01:40:47,881 --> 01:40:50,765
‫کدوم تفاهم نداشتن، کدوم طلاق؟‬

1410
01:40:51,006 --> 01:40:54,854
‫طلاق مِلاق در کار نیست.‬
‫برو دستِ دختره رو بگیر، بیارش عمارت.‬

1411
01:40:55,270 --> 01:40:58,652
‫پسر تو دو تا بچه داری.‬
‫این حرفا از کجا درمیاد؟‬

1412
01:40:58,893 --> 01:41:00,686
‫این حرفا از تهِ دل درمیاد.‬

1413
01:41:01,316 --> 01:41:04,792
‫از این به بعد تو هم زیاد دخالت نکن.‬
‫خودت بهم گفته بودی که...‬

1414
01:41:05,033 --> 01:41:07,343
‫.. از این به بعد دیگه بهم نگو بابا.‬

1415
01:41:07,877 --> 01:41:09,917
‫ولش کن، زیاد بهش فکر نکن.‬

1416
01:41:11,636 --> 01:41:15,654
‫شما از این اتفاقا‬
‫خبر دارید؟ چه مرگشون شده اینا؟‬

1417
01:41:16,308 --> 01:41:19,316
‫هر چی آشیر گفت همونه.‬

1418
01:41:19,883 --> 01:41:22,537
‫- ما هم چیز دیگه‌ای نمی‌دونیم.‬
‫- نه بابا.‬

1419
01:41:22,778 --> 01:41:24,069
‫تو منو ول کن.‬

1420
01:41:24,323 --> 01:41:26,910
‫تلفنت داره زنگ می‌خوره، جواب بده. حتماً مهمه، جواب بده.‬

1421
01:41:29,315 --> 01:41:32,529
‫مامان والا هیچ‌کس نمیاد.‬

1422
01:41:33,301 --> 01:41:36,762
‫- پس یالا، همگی با هم.‬
‫- بیا دیگه بیا، بیاید بشینید.‬

1423
01:41:37,211 --> 01:41:40,123
‫- بچه‌ها بیاید بچه‌ها.‬
‫- بله سرهات؟‬

1424
01:41:40,858 --> 01:41:42,556
‫ضیان خان...‬

1425
01:41:43,495 --> 01:41:44,829
‫..شنیدم افطاری می‌دی.‬

1426
01:41:45,409 --> 01:41:48,163
‫منتظرِ مهمون بودی، زنگ زدم که بگم بیخودی منتظر نمون.‬

1427
01:41:49,583 --> 01:41:53,606
‫در حالت عادی خان‌ها قرار بود امشب‬
‫سرِ سفره‌ی تو بشینن اما...‬

1428
01:41:54,086 --> 01:41:56,594
‫.. شنیدم که از کارایی که کردی‬
‫خبر نداشتن.‬

1429
01:41:56,914 --> 01:41:59,438
‫منم چیزی که خدا می‌دونه رو‬
‫از بنده مخفی نمی‌کنم.‬

1430
01:42:00,101 --> 01:42:03,291
‫همه‌چیز رو تک‌به‌تک براشون تعریف کردم.‬

1431
01:42:03,855 --> 01:42:07,101
‫گفتم اونی که داروهای سمی رو‬
‫برای حیوونا خریده، ضیان خان بود...‬

1432
01:42:07,613 --> 01:42:11,406
‫اونی که مرگ حیوونا براش مهم نبود
‫ضیان خان بود.‬

1433
01:42:12,244 --> 01:42:14,942
‫اونا هم گفتن با کسی که جونِ حیوون رو‬
‫براش مهم نیست و...‬

1434
01:42:15,702 --> 01:42:20,226
‫.. با کسی که با حیله و کلک برادری می‌کنه‬
‫ما سرِ یه سفره نمی‌شینیم...‬

1435
01:42:20,763 --> 01:42:23,278
‫.. دستشون درد نکنه،‬
‫سرِ سفره‌ی من تشریف آوردن.‬

1436
01:42:23,790 --> 01:42:26,323
‫- درسته خان‌ها؟
‫- درسته، درسته.‬

1437
01:42:26,564 --> 01:42:28,816
‫- همین‌طوره.‬
‫- درسته، همین‌طوره.‬

1438
01:42:32,657 --> 01:42:34,657
‫تقاصِ این کارو پس می‌دی.‬

1439
01:42:34,898 --> 01:42:37,967
‫دامادت هم همین رو می‌گفت،‬
‫دیگه رنگِ آفتاب رو هم نمی‌بینه.‬

1440
01:42:38,791 --> 01:42:42,410
‫فهمیدی ضیان خان؟‬
‫ خدا قبول کنه.‬

1441
01:42:51,485 --> 01:42:55,621
‫خوب کردی داداش، جوابشو گذاشتی کف دستش.‬
‫دیگه حساب کار دستش اومد.‬

1442
01:42:57,568 --> 01:42:59,679
‫طاعات و عبادات قبول.‬

1443
01:43:00,835 --> 01:43:02,239
‫کجایی؟‬

1444
01:43:02,709 --> 01:43:07,003
‫-یه خرده کار داشتم، تازه تونستم بیام.‬
‫-تو هم مگه کاری داری؟‬

1445
01:43:07,254 --> 01:43:09,635
‫انگار بیزنس‌ومن شده. دیوونه.‬

1446
01:43:16,303 --> 01:43:20,645
‫ملک، تمام روز یه دلشوره‌ای داشتم.‬

1447
01:43:20,960 --> 01:43:23,151
‫- خوبی؟‬
‫- خوبم خوبم، ماشاالله، سالم و سرحالم.‬

1448
01:43:23,392 --> 01:43:26,921
‫-نورگل یه لحظه ساکت شو بذار حرف بزنیم.‬
‫-خب مگه چی گفتم؟‬

1449
01:43:27,270 --> 01:43:29,079
‫لا اله الا الله.‬

1450
01:43:29,947 --> 01:43:34,216
‫امروز یه اتفاق ناخوشایندی افتاد ولی‬
‫حرف تو درست بود.‬

1451
01:43:34,600 --> 01:43:37,311
‫- واقعاً حرف مثل جادو می‌مونه.
‫- چطور، چی شده؟‬

1452
01:43:37,552 --> 01:43:41,121
‫نگران نباش، هر دوتامون خوبیم.‬

1453
01:43:42,443 --> 01:43:45,007
‫خوبه، خداروشکر، خداروشکر.‬

1454
01:43:52,529 --> 01:43:55,778
‫داداش الان اذان رو می‌گن،‬
‫اگه می‌خوای چیزی بگی بگو.‬

1455
01:43:59,632 --> 01:44:04,172
‫همگی به میز و سفره و‬
‫خونه‌ی ما خوش اومدین.‬

1456
01:44:06,339 --> 01:44:10,521
‫تو این روز مبارک‬
‫همه‌مون نفسمون رو به خوبی تربیت کردیم.‬

1457
01:44:11,040 --> 01:44:14,405
‫اگرچه نه به اندازه‌ی حضرت ایوب، ولی صبر کردیم.‬

1458
01:44:15,225 --> 01:44:17,495
‫اگرچه نه به اندازه‌ی حضرت ابراهیم ولی...

1459
01:44:17,850 --> 01:44:22,367
‫.. بازم غذامون رو باهاتون شریک شدیم.
‫خان‌ها، من وقتی غربت بودم...‬

1460
01:44:23,315 --> 01:44:26,633
‫.. خیلی دلتنگ این شهر، مخصوصاً تو‬
‫ماه‌های رمضان می‌شدم.

1461
01:44:27,050 --> 01:44:31,653
‫واسه این سفره‌های طولانی افطار،‬
‫واسه بچه‌هایی که این‌ور اون‌ور می‌دوئن...‬

1462
01:44:32,231 --> 01:44:35,549
‫.. واسه قصه‌های بعد از افطار،‬
‫مخصوصاً واسه اورفا.‬

1463
01:44:36,187 --> 01:44:39,457
‫خان‌ها، من داخل کشور...‬

1464
01:44:39,849 --> 01:44:41,880
‫.. و خارج از کشور، شهرهای زیادی رو گشتم.‬

1465
01:44:42,557 --> 01:44:46,287
‫هر کدومشون روح خاص خودشون رو دارن،‬
‫مگه نه؟ معلومه که دارن.‬

1466
01:44:47,221 --> 01:44:49,022
‫ولی اورفا یه چیز دیگه‌ست.‬

1467
01:44:49,764 --> 01:44:53,788
‫اورفا از همه‌شون برتره،‬
‫با همه‌شون فرق داره.‬

1468
01:44:54,722 --> 01:44:57,317
‫واسه همینه که این شهر‬
‫مسکنِ پیامبرا شد.‬

1469
01:44:57,852 --> 01:45:02,289
‫شاید واسه همینه که تمدن‬
‫دقیقاً تو همین خاک بنا شده.‬

1470
01:45:03,280 --> 01:45:05,883
‫حالا وظیفه‌ی ماست که برای این خاک...‬

1471
01:45:06,456 --> 01:45:10,754
‫.. و این میراث، با اخلاق و اعمال نیکومون...‬

1472
01:45:10,995 --> 01:45:13,477
‫.. تلاش کنیم لایق باشیم.‬
‫همون‌طور که گفتم...‬

1473
01:45:13,781 --> 01:45:16,456
‫.. بازم از همه‌تون ممنونم که اومدین،‬
‫خدا از همتون راضی باشه.

1474
01:45:16,752 --> 01:45:21,659
‫یالا پسرم، شما هم بفرمایین سر میز.‬
‫یالا، همه بشینن سر سفره.‬

1475
01:45:21,900 --> 01:45:24,599
‫بشینین دخترم بشینین، یالا.‬

1476
01:45:24,880 --> 01:45:27,166
‫بفرمایین. بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم.‬

1477
01:45:28,240 --> 01:45:30,423
‫طاعات قبول. بفرمایین.‬

1478
01:46:38,176 --> 01:46:41,541
‫- سوختم، سوختم.‬
‫- دستت درد نکنه دخترم.‬

1479
01:46:43,988 --> 01:46:48,046
‫سرهات آقا، طاعات قبول،‬
‫خونه‌تون آباد.‬

1480
01:46:48,414 --> 01:46:51,114
‫ان‌شاءالله خدا به سفره‌تون‬
‫برکتِ سفره‌ی حضرت ابراهیم رو بده.‬

1481
01:46:51,355 --> 01:46:53,791
‫ای‌والله، ای‌والله طاهر آقا.‬

1482
01:46:54,032 --> 01:46:56,381
‫سفره‌ت همیشه همین‌طور‬
‫پربرکت باشه سرهات آقا.‬

1483
01:46:56,629 --> 01:46:59,080
‫- ای‌والله آقا، سلامت باشی.‬
‫- سفره‌ی حضرت ابراهیم باشه...‬

1484
01:46:59,321 --> 01:47:01,274
‫.. سرهات آقا.‬
‫-انشاللّه همیشه سفرتون...

1485
01:47:01,514 --> 01:47:02,914
‫.. پر برکت باشه خان.
‫-خدا خیرت بده.‬

1486
01:47:03,155 --> 01:47:05,585
‫- چیزی کم و کسر ندارین؟‬
‫- خدا خیرت بده، سلامت باشی.‬

1487
01:47:05,826 --> 01:47:08,246
‫-ای‌والله.‬
‫-کوثر.‬

1488
01:47:08,979 --> 01:47:11,647
‫-این چندمیته؟‬
‫-دومیه.‬

1489
01:47:11,888 --> 01:47:13,308
‫ای ماشاالله.‬

1490
01:47:14,077 --> 01:47:17,583
‫-دخترم مگه تو سحری درست و حسابی نخوردی؟‬
‫-آبجی به خدا اصلاً نتونستم چیزی بخورم.‬

1491
01:47:17,824 --> 01:47:19,964
‫شکمو رو نگاه، یه نون کامل رو خورد.‬

1492
01:47:21,111 --> 01:47:22,571
‫سیر نشدم، چیکار کنم؟‬

1493
01:47:22,812 --> 01:47:24,851
‫اگه چیزی لازم دارین بگین تا‬
‫سریع فراهم کنیم.‬

1494
01:47:25,099 --> 01:47:27,446
‫- خدا خیرت بده.‬
‫- ای‌والله بزرگوارا، سلامت باشین.‬

1495
01:47:27,895 --> 01:47:29,793
‫- آقا نوش جان.‬
‫- ای‌والله.‬

1496
01:47:30,105 --> 01:47:31,857
‫من با بچه‌ها دارم می‌رم.‬

1497
01:47:32,496 --> 01:47:36,911
‫یوسف مراقب باشین. کارتون که تموم شد‬
‫یادت نره به ژاندارمری خبر بدی.‬

1498
01:47:37,326 --> 01:47:40,453
‫-چشم آقا، ردیفش می‌کنم.‬
‫-مراقب باشین.‬

1499
01:47:41,560 --> 01:47:44,005
‫- نوش جان.‬
‫- ای‌والله.‬

1500
01:47:44,906 --> 01:47:48,223
‫- یه نون دیگه هم می‌خوره!
‫- آره. اون به کنار...‬

1501
01:47:48,464 --> 01:47:50,908
‫.. به نظرم پسرت تصمیمش رو گرفته،‬
‫گفته باشم.‬

1502
01:47:51,411 --> 01:47:53,546
‫در مورد چی تصمیمش رو گرفته عزیزم؟‬

1503
01:47:53,852 --> 01:47:56,058
‫موقع غذا خوردن یه نگاهی انداختم...‬

1504
01:47:56,417 --> 01:47:59,639
‫.. همه‌اش از غذاهایی که هاتچیک درست کرده بود
‫می‌خورد.

1505
01:47:59,929 --> 01:48:03,469
‫معلومه دست‌پختِ هاتچیک رو‬
‫از مالِ تو بیشتر دوست داره.‬

1506
01:48:03,710 --> 01:48:05,451
‫-این‌طوریام نیست.‬
‫-کوثر.‬

1507
01:48:05,692 --> 01:48:06,882
‫-بله؟‬
‫-ساکت شو.‬

1508
01:48:07,123 --> 01:48:10,699
‫تو هم این‌قدر شکسته نفسی نکن.‬
‫دست‌پختِ هاتچیک زبون‌زدِ خاص و عامه.‬

1509
01:48:11,281 --> 01:48:15,275
‫می‌بینی، حالا می‌بینی. یوسف.‬

1510
01:48:16,765 --> 01:48:19,520
‫- یوسف.‬
‫- مامان الان کار دارم، بعداً حرف می‌زنیم.‬

1511
01:48:19,761 --> 01:48:24,287
‫یوسف بیا بیا، این موضوع مهم‌تره.‬
‫بیا این‌ور ببینم.‬

1512
01:48:24,528 --> 01:48:26,233
‫- یالا دیگه لفتش نده.‬
‫- باشه، باشه وایسا.‬

1513
01:48:26,474 --> 01:48:29,241
‫برو برو، یه موضوع مهم‌تر داریم،‬
‫بشین اینجا.‬

1514
01:48:29,482 --> 01:48:32,950
‫-مامان به خدا یه کار خیلی مهم دارم.‬
‫-بشین، گفتم بشین.‬

1515
01:48:33,223 --> 01:48:37,261
‫موضوعِ ما مهم‌تره.‬
‫این دوتا رو می‌خوری، باشه؟‬

1516
01:48:37,618 --> 01:48:40,316
‫می‌گی کدومش بهتر و خوشمزه‌تره.‬

1517
01:48:40,566 --> 01:48:42,256
‫هر کی باید حدِ خودش رو بدونه.‬

1518
01:48:43,566 --> 01:48:45,979
‫-چرا؟‬
‫-چرا؟‬

1519
01:48:46,600 --> 01:48:48,642
‫آبجی این بچه اصلاً روحشم خبر نداره.‬

1520
01:48:48,896 --> 01:48:52,240
‫آقا داماد، بذار من برات بگم.‬
‫الان تو، غذاهایی که هاتچیک درست کرده رو...‬

1521
01:48:52,481 --> 01:48:54,915
‫.. وقتی با اشتها خوردی‬
‫ناخودآگاه توجهمون رو جلب کرد.‬

1522
01:48:55,340 --> 01:48:57,413
‫گلیزار آبجی هم بهت پیشنهادِ دوئل داد.‬

1523
01:48:57,654 --> 01:49:02,631
‫حالا، مزه‌ی هر دوی اینا رو می‌چشی و‬
‫بعد یکیشون رو انتخاب می‌کنی، باشه؟‬

1524
01:49:02,911 --> 01:49:06,438
‫-به خدا شیرم رو حلالت نمی‌کنم.‬
‫-اووه، چیکار کردی گلیزار؟‬

1525
01:49:06,679 --> 01:49:09,907
‫-نه بابا، بیا از ارث محرومش کنیم.‬
‫-تو دخالت نکن.‬

1526
01:49:11,651 --> 01:49:14,914
‫مادرِ من، بیا این کار رو بعداً بکنیم.‬
‫من الان یه کارِ خیلی مهم دارم...‬

1527
01:49:15,155 --> 01:49:17,835
‫بشین، گفتم بشین. اول این موضوع.‬

1528
01:49:18,076 --> 01:49:20,076
‫-یالا ببینم.‬
‫-باشه، قبول.‬

1529
01:49:20,317 --> 01:49:21,984
‫- اینا؟‬
‫- آره.‬

1530
01:49:36,634 --> 01:49:38,792
‫خب، کدومش؟‬

1531
01:49:45,643 --> 01:49:48,421
‫والا دروغ نمی‌گم، این خوشمزه‌تره.
‫این مالِ کدومتونه؟‬

1532
01:49:48,995 --> 01:49:50,725
‫خاک بر سرت.‬

1533
01:49:53,177 --> 01:49:56,581
‫هزار تا کار و زندگی داریم،‬
‫من غصه‌ی چیو می‌خورم، شما غصه‌ی چیو.‬

1534
01:49:56,995 --> 01:49:59,400
‫من دارم می‌رم،‬
‫بهت خبر می‌دم گلِ من.‬

1535
01:49:59,735 --> 01:50:01,259
‫خدا به همراهت.‬

1536
01:50:05,553 --> 01:50:09,482
‫ببینم، باز چشم و ابرو اومدی‬
‫و کاری کردی بشقابِ خودتو انتخاب کنه، نه؟‬

1537
01:50:09,723 --> 01:50:12,398
‫نه مامان، به خدا همچین کاری نکردم.‬
‫آخه چرا باید این کارو بکنم؟‬

1538
01:50:12,639 --> 01:50:15,923
‫عروسی دیگه، بالاخره دخترِ مردمی.‬
‫واسه همین این کارا رو می‌کنی.‬

1539
01:50:16,309 --> 01:50:19,856
‫هر چی بگی ازت برمیاد.‬
‫سیندرلا، یالا برو تو آشپزخونه.‬

1540
01:50:20,105 --> 01:50:24,569
‫زمین رو طی بکش، ظرفا رو بشور،‬
‫زمین رو باید قشنگ بسابی...

1541
01:50:24,810 --> 01:50:27,858
‫جلو چشمم نباش، زود برو.‬
‫دختر مگه نگفتم برو؟‬

1542
01:50:28,782 --> 01:50:32,048
‫- باشه مامان، باشه.‬
‫- لا اله الا الله.‬

1543
01:50:32,289 --> 01:50:35,440
‫گلیزار چرا دعواش می‌کنی؟‬
‫مگه این دختر شاگردِ خودت نبوده؟‬

1544
01:50:35,681 --> 01:50:38,941
‫- همون کوفته‌ست دیگه.‬
‫- بچش ببینم، همون کبابیه؟‬

1545
01:50:40,241 --> 01:50:43,407
‫بفرما عمو کادی... یعنی داداش.‬

1546
01:50:44,650 --> 01:50:47,769
‫یالا، از اینم بخور.‬

1547
01:50:54,395 --> 01:50:55,895
‫کدوم؟‬

1548
01:50:57,794 --> 01:50:59,644
‫- کدوم؟‬
‫- این.‬

1549
01:51:00,662 --> 01:51:05,133
‫خاک بر سرت. یالا برو طویله،‬
‫به گوسفندا کاه بده.‬

1550
01:51:05,398 --> 01:51:07,386
‫آخه چرا من باید به حیوونا کاه بدم؟‬
‫مگه کارِ منه؟‬

1551
01:51:07,627 --> 01:51:10,339
‫- گفتم پاشو.‬
‫- یا صبر.‬

1552
01:51:12,286 --> 01:51:13,921
‫باشه، قطع کن قطع کن.‬

1553
01:51:15,498 --> 01:51:19,057
‫سرهات آقا، ژاندارمری ییلدیریم رو بازداشت کرده.‬
‫خبر داری؟‬

1554
01:51:19,298 --> 01:51:22,799
‫آره آره، خبر دارم طاهر آقا.‬
‫خودم به ژاندارمری گزارش دادم.‬

1555
01:51:25,190 --> 01:51:27,706
‫واسه همین اون رفیقمون‬
‫یه مدتی بینِ ما نیست.

1556
01:51:28,660 --> 01:51:31,303
‫خانواده‌ی من توی این خاک ده‌ها سال...‬

1557
01:51:31,735 --> 01:51:33,862
‫.. تلاش کردن تا نونِ حلال دربیارن.‬

1558
01:51:34,325 --> 01:51:36,888
‫واسه همین نه تنها ییلدیریم...‬

1559
01:51:37,614 --> 01:51:39,495
‫.. حتی اگه باباش فخری خان هم باشه...‬

1560
01:51:39,927 --> 01:51:43,554
‫.. من اجازه نمی‌دم توی اورفا‬
‫قاچاقِ اسلحه انجام بشه.‬

1561
01:51:44,614 --> 01:51:46,860
‫ییلدیریم باید واسه همه درسِ عبرت بشه.‬

1562
01:51:47,562 --> 01:51:52,578
‫نه فقط اسلحه، اگه کسی بخواد حتی یه دونه‬
‫گندم قاچاق کنه...‬

1563
01:51:52,981 --> 01:51:56,735
‫.. سرنوشتش در بهترین حالت‬
‫مثلِ سرنوشتِ ییلدیریم می‌شه.‬

1564
01:51:57,113 --> 01:51:58,589
‫اینم یادتون باشه.‬

1565
01:51:59,020 --> 01:52:01,440
‫راست می‌گه. بهترین کارو کرده.‬

1566
01:52:02,046 --> 01:52:04,792
‫- قاچاقِ اسلحه دیگه چیه؟‬
‫- حق با اونه.‬

1567
01:52:05,263 --> 01:52:07,779
‫کار خوبی کرده.

1568
01:52:08,307 --> 01:52:10,458
‫بیا آتلیه، فوری.‬

1569
01:52:32,071 --> 01:52:35,349
‫- ببین، در زدم.‬
‫- جل‌الخالق، معمولاً از این عادتا نداری.

1570
01:52:36,256 --> 01:52:38,431
‫خب منو صدا کردی...‬

1571
01:52:39,577 --> 01:52:40,854
‫.. خیریته؟‬

1572
01:52:41,961 --> 01:52:44,246
‫یوسف و بقیه واسه قضیه‌ی اسلحه‌ها رفتن؟‬

1573
01:52:45,291 --> 01:52:48,926
‫آره، ولی به تو چه ربطی داره؟‬

1574
01:52:49,683 --> 01:52:51,834
‫سرهات و ییلدیز رو‬
‫برای همیشه از هم جدا می‌کنم.‬

1575
01:52:52,075 --> 01:52:56,252
‫و تو هم وقتی دارم این کارو می‌کنم‬
‫بهم کمک می‌کنی.‬

1576
01:52:56,513 --> 01:52:58,526
‫من؟ به تو؟‬

1577
01:53:00,467 --> 01:53:03,073
‫غیرممکنه ملک خانم.‬

1578
01:53:03,314 --> 01:53:04,804
‫نه، کمک می‌کنی.‬

1579
01:53:05,381 --> 01:53:07,941
‫باید بگی سرهات اسلحه‌ها رو‬
‫کجا گذاشته.‬

1580
01:53:08,320 --> 01:53:11,104
‫منم قبل از اینکه پلیس‌ها بیان‬
‫می‌رم و ییلدیریم رو نجات می‌دم.‬

1581
01:53:11,345 --> 01:53:14,243
‫بعدشم کاری می‌کنم که‬
‫با ییلدیز عقد کنن.

1582
01:53:15,177 --> 01:53:16,696
‫اگه نگم چی می‌شه؟‬

1583
01:53:18,676 --> 01:53:20,879
‫به آشیر می‌گم که با ندا‬
‫رابطه داری.‬

1584
01:53:21,586 --> 01:53:25,315
‫و واقعاً هم این کارو می‌کنم. 
‫خودت می‌دونی.‬

1585
01:53:27,985 --> 01:53:29,774
‫شیطانی هستی با چهره‌ی فرشته.‬

1586
01:53:30,248 --> 01:53:32,834
‫شیطانِ فرشته‌نما.‬

1587
01:53:33,601 --> 01:53:34,722
‫خب، تو چی؟‬

1588
01:53:35,272 --> 01:53:37,616
‫تو خودِ شیطانی که تجسم پیدا کرده.‬

1589
01:53:38,616 --> 01:53:40,698
‫خب، می‌شنوم.‬

1590
01:53:49,397 --> 01:53:53,844
‫رناس، قربونت برم بیا دیگه،‬
‫بیا پسرم دستتو بده به من.‬

1591
01:53:54,085 --> 01:53:56,677
‫به خدا اذیتم نکن.‬
‫به پیر و پیغمبر پیر شدم.‬

1592
01:53:56,918 --> 01:54:00,828
‫بیا پسرم. فرار نکن، فرار نکن.‬
‫خدایا!

1593
01:54:01,187 --> 01:54:02,522
‫بیا اینجا دختر.‬

1594
01:54:04,003 --> 01:54:06,994
‫خدایا! ببین، حرکاتشو ببین!‬

1595
01:54:07,685 --> 01:54:09,184
‫رناس! آآ!‬

1596
01:54:11,368 --> 01:54:13,211
‫- رناس، بیا اینجا.‬
‫- مگه اینجا چه خبره؟‬

1597
01:54:13,452 --> 01:54:16,405
‫- بیا اینجا.‬
‫- رناس! اینجا چه خبره؟ رناس!‬

1598
01:54:16,646 --> 01:54:19,883
‫- بشین دیگه!‬
‫- به پیر به پیغمبر آروم نمی‌گیرن.‬

1599
01:54:20,124 --> 01:54:21,124
‫آخه چرا اینا آروم نمی‌گیرن؟‬

1600
01:54:21,365 --> 01:54:25,359
‫بدونِ مامانشون نه دندوناشونو مسواک می‌زنن،‬
‫نه می‌خوابن، نه لباس می‌پوشن.‬

1601
01:54:26,140 --> 01:54:27,586
‫ندا آبجی نمیاد؟‬

1602
01:54:28,384 --> 01:54:31,583
‫بده اونو، بده! به من نگاه کن،‬
‫رناس اینو بگیر.‬

1603
01:54:31,824 --> 01:54:35,251
‫از این به بعد باید یاد بگیری بدونِ مامان هم‬
‫لباس بپوشی.‬

1604
01:54:35,492 --> 01:54:37,109
‫دستتو بکن توش دیگه، بکن.‬

1605
01:54:37,608 --> 01:54:40,453
‫مسواک زدن رو هم‬
‫یاد می‌گیرید، شنیدی چی گفتم؟‬

1606
01:54:40,694 --> 01:54:41,694
‫بکن توش پسرم.‬

1607
01:54:42,542 --> 01:54:44,168
‫تو برو بیرون، من خودم ردیفش می‌کنم.‬

1608
01:54:44,409 --> 01:54:45,917
‫- آقا.‬
‫- برو بیرون، برو، برو.‬

1609
01:54:46,176 --> 01:54:47,456
‫لا اله الا الله!‬

1610
01:54:47,788 --> 01:54:48,996
‫- ما مامانمونو می‌خوایم.‬
‫- بچه‌ها گریه کردن.‬

1611
01:54:49,237 --> 01:54:50,840
‫- ما می‌خوایم مامانمونو ببینیم.‬
‫- ای خدای من!‬

1612
01:54:51,081 --> 01:54:53,301
‫- بیا اینجا، رناس بیا اینجا.‬
‫- آخه به ما چه؟‬

1613
01:54:53,542 --> 01:54:54,922
‫بیا، ایبو بیا اینجا.‬

1614
01:54:56,070 --> 01:54:59,498
‫بابا، مامانمون کی میاد؟‬
‫ما مامانمونو می‌خوایم.‬

1615
01:54:59,739 --> 01:55:02,577
‫ما مامانمونو می‌خوایم.‬
‫ما می‌خوایم مامانمونو ببینیم.‬

1616
01:55:02,818 --> 01:55:05,322
‫- به ما چه، به ما چه؟‬
‫- مگه همه ننه بابا دارن آخه؟‬

1617
01:55:05,563 --> 01:55:08,031
‫رو اعصابم نرید، صدامو بلند نکنید!‬
‫گریه نکنید!‬

1618
01:55:08,272 --> 01:55:09,317
‫هیس! لا اله الا الله!‬

1619
01:55:09,558 --> 01:55:10,845
‫- مامانمونو می‌خوایم.‬
‫- چه خبره؟‬

1620
01:55:11,086 --> 01:55:12,684
‫چه خبره؟ حالمو ببین.‬

1621
01:55:14,944 --> 01:55:18,415
‫ببینم. این چه قیافه‌ایه؟‬

1622
01:55:18,726 --> 01:55:20,233
‫ببینم. چی شده؟‬

1623
01:55:20,544 --> 01:55:22,848
‫بیا ببینم، تو هم بیا اینجا.‬
‫ببینید منو.‬

1624
01:55:23,089 --> 01:55:27,536
‫یه چرخ بزنید ببینم. بیا، چی شده؟‬

1625
01:55:28,017 --> 01:55:30,470
‫عزیز دلم، تعریف کنید ببینم.‬

1626
01:55:30,767 --> 01:55:33,385
‫مامانم چرا نمیاد؟ ما رو ول کرده؟‬

1627
01:55:33,626 --> 01:55:36,396
‫عمه، دیگه مامانمون رو نمی‌بینیم؟‬

1628
01:55:38,982 --> 01:55:42,689
‫استغفرالله. مگه میشه همچین چیزی؟‬

1629
01:55:42,975 --> 01:55:46,826
‫ببینید، مامانتون کار داره. دو سه روز دیگه‬
‫زود میاد پیشتون، باشه؟‬

1630
01:55:47,067 --> 01:55:48,956
‫بهم زنگ زد و گفت.‬

1631
01:55:49,372 --> 01:55:52,235
‫شما به من نگاه کنید ببینم، قصه‌ی‬
‫اون دوتا بره رو بلدید؟‬

1632
01:55:52,476 --> 01:55:55,500
‫- نه.‬
‫- چطور بلد نیستی؟‬

1633
01:55:55,741 --> 01:55:59,359
‫باباتون برام تعریف کرده.‬
‫وقتی هم‌سن شما بودم.‬

1634
01:55:59,671 --> 01:56:04,023
‫یالا ببینم. اول زود‬
‫دندوناتون رو مسواک بزنید.‬

1635
01:56:04,264 --> 01:56:08,274
‫بعدش زود بیاید تا براتون‬
‫تعریفش کنم. بدو، بدو، بدو.‬

1636
01:56:08,720 --> 01:56:11,511
‫آفرین به شیرپسرهای من،‬
‫آفرین به شما.‬

1637
01:56:11,752 --> 01:56:13,866
‫پیش این بچه‌ها درست‌حسابی حرف بزن.‬

1638
01:56:14,107 --> 01:56:15,446
‫مگه چیکار کردم؟ ای بابا!

1639
01:56:15,734 --> 01:56:19,529
‫می‌خوای چی بشه؟ می‌خوای روح و روان
‫بچه‌ها هم داغون بشه و مثل ما بشن؟‬

1640
01:56:20,025 --> 01:56:22,140
‫- سخته
‫- آره، معلومه که سخته.‬

1641
01:56:23,275 --> 01:56:24,680
‫- ببین منو.‬
‫- چیه؟‬

1642
01:56:24,921 --> 01:56:27,633
‫فهمیدم ییلدیریم اسلحه‌ها رو کجا قایم کرده.

1643
01:56:29,041 --> 01:56:30,639
‫چطوری فهمیدی؟ از کی؟‬

1644
01:56:30,880 --> 01:56:32,083
‫از ملک‬.

1645
01:56:32,678 --> 01:56:33,889
‫ملک؟‬

1646
01:56:34,797 --> 01:56:37,654
‫الان نپرس چطوری، 
‫بچه‌ها هم یکم دیگه میان.‬

1647
01:56:37,895 --> 01:56:42,551
‫تاش‌کسن‌ها انگار یه جاهایی دارن که‬
‫محصولات تابستونی رو اونجا نگه می‌دارن، اونجا کجاست؟‬

1648
01:56:42,968 --> 01:56:45,739
‫باشه، من ردیفش می‌کنم، باشه.‬

1649
01:56:45,980 --> 01:56:47,260
‫ای بابا! چی شده؟‬

1650
01:56:47,521 --> 01:56:49,388
‫- آخ! ببین، قیافه‌اش رو.‬
‫- بدو.‬

1651
01:56:49,629 --> 01:56:51,267
‫- خدا خفت نکنه!
‫- گریه نکن شیرپسرم.‬

1652
01:56:51,508 --> 01:56:54,328
‫معلومه کنجکاو شدید اینا دارن چی می‌گن.‬
‫برید تو.‬

1653
01:56:54,569 --> 01:56:56,302
‫یالا، ما دیگه می‌خوابیم، یالا.‬

1654
01:56:56,560 --> 01:57:00,174
‫یالا برید تو ببینم. برید، برید، برید.‬
‫آفرین به شما.‬

1655
01:57:00,415 --> 01:57:03,272
‫آفرین. یالا دیگه، یالا.‬

1656
01:57:03,513 --> 01:57:07,682
‫آخ! عزیزای دلم‬
‫خوش‌تیپ‌های من.‬

1657
01:57:08,005 --> 01:57:09,541
‫خب، پس شروع می‌کنم.‬

1658
01:57:09,886 --> 01:57:14,341
‫یکی بود یکی نبود، دوتا برادرِ بره بودن.‬

1659
01:57:20,012 --> 01:57:23,759
‫وحشی‌بازی درنیارید، دارم میام، صبر کن!‬

1660
01:57:26,123 --> 01:57:28,711
‫ببین پسرم، دارم بهتون یه شانس‬
‫برای زنده موندن می‌دم، آدم باشید.‬

1661
01:57:28,952 --> 01:57:30,856
‫یالا، در رو باز کن پسرم!‬

1662
01:57:31,802 --> 01:57:33,715
‫باز کن! ادامه بده!‬

1663
01:57:35,220 --> 01:57:36,220
‫بیا!‬

1664
01:57:37,664 --> 01:57:39,882
‫شما هم اسلحه‌ها رو ببرید انبار، زود باشید.‬

1665
01:57:41,497 --> 01:57:44,276
‫- کتو، اینا رو ببند.‬
‫- چشم ارباب.‬

1666
01:57:44,609 --> 01:57:45,667
‫راه بیفت.‬

1667
01:57:51,824 --> 01:57:53,458
‫یالا، یالا، یالا!‬

1668
01:57:56,303 --> 01:57:57,803
‫یالا، یالا!‬

1669
01:57:59,713 --> 01:58:02,056
‫این احمق‌ها رو ببندید اونجا، ببندیدشون.‬

1670
01:58:02,522 --> 01:58:05,511
‫یالا، یالا، یالا! زود!‬

1671
01:58:06,323 --> 01:58:09,007
‫ایسمو، اسلحه‌ها رو بیارید پایین،‬
‫اون گوشه بچینید. زود.‬

1672
01:58:09,248 --> 01:58:11,219
‫- باشه آقا، حله.‬
‫- یالا.‬

1673
01:58:14,782 --> 01:58:16,095
‫لامصبا زود باشین تکون بخورین!‬

1674
01:58:18,713 --> 01:58:20,146
‫ببرش اون گوشه!‬

1675
01:58:20,480 --> 01:58:22,825
‫بقیه رو هم اون‌طرف بچینید.‬
‫زود.‬

1676
01:58:40,429 --> 01:58:41,494
‫حله.

1677
01:58:49,412 --> 01:58:51,251
‫هاه! الو؟‬

1678
01:58:51,935 --> 01:58:54,604
‫می‌خواستم یه گزارشی بدم.

1679
01:59:10,618 --> 01:59:11,837
‫تو با بچه‌ات خوشبخت باش.‬

1680
01:59:12,078 --> 01:59:13,366
‫منم با ییلدیریم ازدواج می‌کنم و‬
‫دیگه به فکر آینده‌ام می‌افتم.‬

1681
01:59:13,607 --> 01:59:15,706
‫سرهات مرهات دیگه برام مهم نیستن.‬

1682
01:59:15,947 --> 01:59:20,601
‫ببین واقعاً می‌گم. 
‫وگرنه چرا باید برای‬ بیرون آوردنِ ییلدیریم تلاش کنم؟‬

1683
01:59:22,960 --> 01:59:24,126
‫باشه.‬

1684
01:59:25,985 --> 01:59:28,806
‫بهت کمک می‌کنم ولی یه شرط دارم.‬

1685
01:59:31,793 --> 01:59:34,144
‫حالا که می‌خوای خیالم راحت باشه.‬

1686
01:59:34,736 --> 01:59:37,657
‫پس فقط دور شدنِ تو از‬
‫سرهات کافی نیست.‬

1687
01:59:38,016 --> 01:59:40,144
‫سرهات هم باید ازت دور بشه.‬

1688
01:59:40,485 --> 01:59:43,816
‫حتی باید ازت متنفر بشه.‬

1689
01:59:44,057 --> 01:59:46,077
‫فقط اون‌موقعه‌ی که خیالم راحت می‌شه.‬

1690
01:59:48,216 --> 01:59:49,716
‫اون چطوری ممکنه؟‬

1691
01:59:50,534 --> 01:59:52,753
‫نمی‌دونم، خودت باید راهش رو پیدا کنی.‬

1692
01:59:53,033 --> 01:59:55,342
‫من دارم خودم رو به خطر می‌ندازم و‬
‫جای اسلحه‌ها رو پیدا می‌کنم.‬

1693
01:59:55,592 --> 01:59:58,473
‫پس تو هم باید برای این کار‬
‫یه راهی پیدا کنی.‬

1694
02:00:08,485 --> 02:00:09,644
‫باشه.‬

1695
02:00:12,159 --> 02:00:14,728
‫جای اسلحه‌ها رو که فهمیدم،‬
‫بهت پیام می‌دم.‬

1696
02:00:15,841 --> 02:00:17,349
‫منتظر خبرتم.‬

1697
02:00:39,947 --> 02:00:41,043
‫- اوستا.‬
‫- بفرما آقا.‬

1698
02:00:41,284 --> 02:00:43,682
‫اینا رو بارِ کامیون کن، یالا!‬

1699
02:00:49,544 --> 02:00:52,267
‫هوی! با توام!‬
‫برو یه نگاه بنداز ببین خبری هست یا نه.‬

1700
02:00:52,508 --> 02:00:53,711
‫- الان می‌رم آقا.‬
‫- یالا برو.‬

1701
02:00:59,752 --> 02:01:03,725
‫آقا، موزو که کشیک می‌داد زنگ زد.‬
‫ژاندارمری تو راهه، دارن میان اینجا.‬

1702
02:01:04,007 --> 02:01:06,354
‫غیرممکنه بتونیم این اسلحه‌ها رو‬
‫ببریم انبار.‬

1703
02:01:06,632 --> 02:01:09,212
‫آقا، اون پشت یه عالمه اسلحه هست.‬

1704
02:01:10,136 --> 02:01:11,283
‫لعنتی!‬

1705
02:01:11,567 --> 02:01:13,480
‫ای لعنت بهت!‬

1706
02:01:37,128 --> 02:01:40,509
‫

1707
02:01:40,884 --> 02:01:45,633
‫

1708
02:01:46,192 --> 02:01:47,684
‫

1709
02:01:49,362 --> 02:01:51,342
‫مصطفی بگو اینا رو ببرن انبارِ خودمون.

1710
02:01:51,583 --> 02:01:54,814
‫

1711
02:01:56,144 --> 02:02:01,543
‫«توی یه کوچه‌ی بن‌بست، با فکرِ تو»‬

1712
02:02:01,784 --> 02:02:06,685
‫«زانو هام می‌لرزه، تو دلم حسرته»‬

1713
02:02:06,963 --> 02:02:11,993
‫«چشمام پرِ اشک می‌شه، حتی اگه تو ندونی»‬

1714
02:02:12,271 --> 02:02:17,227
‫«نمی‌تونم به این دلِ دیوونه بگم بس کن»‬

1715
02:02:17,517 --> 02:02:22,575
‫«توی یه کوچه‌ی بن‌بست، با فکرِ تو»‬

1716
02:02:22,865 --> 02:02:27,971
‫«زانو هام می‌لرزه، تو دلم حسرته»‬

1717
02:02:28,281 --> 02:02:33,174
‫«چشمام پرِ اشک می‌شه، حتی اگه تو ندونی»‬

1718
02:02:33,451 --> 02:02:38,042
‫«نمی‌تونم به این دلِ دیوونه بگم بس کن»‬

1719
02:02:48,902 --> 02:02:51,692
‫«یه نفس، یه قدم و با من بیا»‬

1720
02:02:51,933 --> 02:02:54,322
‫«اون‌طوری سوختی ولی طاقت بیار دلم، کم نیار»‬

1721
02:02:54,563 --> 02:02:59,373
‫حرفات اون‌قدری نیست که گوش بده،‬
‫ساکت باش تا ندونه دوسش داری\‬

1722
02:02:59,614 --> 02:03:02,147
‫«قبل از این‌که آتیشِ شعله‌ور خاموش بشه بیا»‬

1723
02:03:02,388 --> 02:03:04,713
‫«قبل از این‌که تو چشمام کوچیک بشی»‬

1724
02:03:04,954 --> 02:03:07,244
‫«قبل از این‌که دلِ شکسته کور بشه بیا»‬

1725
02:03:07,485 --> 02:03:09,875
‫«قبل از این‌که صبرم منو از پا دربیاره»‬

1726
02:03:10,116 --> 02:03:12,616
‫«قبل از این‌که آتیشِ شعله‌ور خاموش بشه بیا»‬

1727
02:03:12,857 --> 02:03:15,066
‫«قبل از این‌که تو چشمام کوچیک بشی»‬

1728
02:03:15,307 --> 02:03:17,672
‫«قبل از این‌که دلِ شکسته کور بشه بیا»‬

1729
02:03:17,913 --> 02:03:20,238
‫«قبل از این‌که صبرم منو از پا دربیاره»‬

1730
02:03:20,624 --> 02:03:25,418
‫دلِ آواره‌ام توی رویاها‬
‫بالاخره یه جایی پیدا می‌کنه\‬

1731
02:03:25,674 --> 02:03:30,852
‫شب‌ها مالِ ما می‌شه،‬
‫جام‌ها با خاکستر رفیق می‌شن\‬

1732
02:03:31,178 --> 02:03:36,357
‫«توی یه کوچه‌ی بن‌بست، با فکرِ تو»‬

1733
02:03:36,617 --> 02:03:41,524
‫«زانو هام می‌لرزه، تو دلم حسرته»‬

1734
02:03:41,897 --> 02:03:46,824
‫«چشمام پرِ اشک می‌شه، حتی اگه تو ندونی»‬

1735
02:03:47,065 --> 02:03:52,053
‫«نمی‌تونم به این دلِ دیوونه بگم بس کن»‬

1736
02:03:52,480 --> 02:03:57,378
‫«توی یه کوچه‌ی بن‌بست، با فکرِ تو»‬

1737
02:03:57,971 --> 02:04:02,778
‫«زانو هام می‌لرزه، تو دلم حسرته»‬

1738
02:04:03,139 --> 02:04:08,136
‫«چشمام پرِ اشک می‌شه، حتی اگه تو ندونی»‬

1739
02:04:08,448 --> 02:04:13,295
‫«نمی‌تونم به این دلِ دیوونه بگم بس کن»‬

1740
02:04:23,812 --> 02:04:26,819
‫«یه نفس، یه قدم و با من بیا»‬

1741
02:04:27,060 --> 02:04:29,369
‫اون‌طوری سوختی ولی طاقت بیار دلم،‬
‫کم نیار\‬

1742
02:04:29,664 --> 02:04:34,835
‫حرفات اون‌قدری نیست که گوش بده،‬
‫ساکت باش تا ندونه دوسش داری\‬

1743
02:04:35,130 --> 02:04:37,092
‫«قبل از این‌که آتیشِ شعله‌ور خاموش بشه بیا»‬

1744
02:04:37,333 --> 02:04:39,783
‫«قبل از این‌که تو چشمام کوچیک بشی»‬

1745
02:04:40,077 --> 02:04:42,780
‫بیا.‬

1746
02:04:43,042 --> 02:04:44,930
‫«قبل از این‌که صبرم منو از پا دربیاره»‬

1747
02:04:45,211 --> 02:04:46,881
‫-بیا.‬
‫-داداش.‬

1748
02:04:47,580 --> 02:04:48,580
‫بیا داداشم.‬

1749
02:04:49,071 --> 02:04:51,600
‫-وقت داری؟‬
‫-آره عزیزم، بفرما.‬

1750
02:04:53,888 --> 02:04:58,330
‫داداشی، من این قضیه رو حل کردم.‬

1751
02:04:59,457 --> 02:05:01,528
‫ییلدیریم رو فردا آزاد می‌کُنن.‬

1752
02:05:04,383 --> 02:05:07,374
‫خوبه، خدا رو شکر.‬

1753
02:05:08,816 --> 02:05:11,356
‫حالا تو یه لحظه بشین.‬
‫بیا با هم حرف بزنیم.‬

1754
02:05:12,430 --> 02:05:13,909
‫بیا خوشگلِ من.‬

1755
02:05:20,225 --> 02:05:21,910
‫بگو ببینم.‬

1756
02:05:23,168 --> 02:05:26,151
‫ملک چطوری راضی شد‬
‫جای انبار رو بهت بگه؟‬

1757
02:05:28,264 --> 02:05:30,907
‫می‌خواد که سرهات از من متنفر بشه.‬

1758
02:05:32,549 --> 02:05:36,126
‫بهم گفت هر کاری بکن تا ازت متنفر بشه.‬

1759
02:05:37,794 --> 02:05:39,266
‫با دستایِ خودت...‬

1760
02:05:41,384 --> 02:05:44,932
‫.. قلبت رو تیکه‌تیکه می‌کنی و می‌ندازی تو آتیش،‬
‫آره خوشگلِم؟‬

1761
02:05:47,280 --> 02:05:48,507
‫سخته.‬

1762
02:05:49,899 --> 02:05:51,018
‫سخته؟‬

1763
02:05:51,914 --> 02:05:53,208
‫واقعاً سخته.‬

1764
02:05:55,696 --> 02:05:58,294
‫ولی ییلدیز، حتی اگه از مرگ هم بدتر باشه...‬

1765
02:05:59,672 --> 02:06:01,385
‫.. باید این کار رو بکنی خوشگلِ من.‬

1766
02:06:03,041 --> 02:06:05,899
‫ببین، تو این کار رو برایِ آبجیت می‌کنی.‬

1767
02:06:06,360 --> 02:06:11,714
‫حتی اگه دلت بسوزه و‬
‫بندبندِ وجودت از هم بپاشه، باید این کار رو بکنی.‬

1768
02:06:12,847 --> 02:06:14,441
‫ببین، بابایِ ما...‬

1769
02:06:17,176 --> 02:06:20,103
‫.. ناموسِ مادرِ اون دخترِ بیچاره رو‬
‫لکه‌دار کرد.‬

1770
02:06:23,217 --> 02:06:25,730
‫عقلِ اون زنِ بیچاره رو از سرش پروند ییلدیز.‬

1771
02:06:26,658 --> 02:06:28,777
‫بابامون اون کار رو کرد. مامانمون چی؟‬

1772
02:06:30,921 --> 02:06:33,977
‫رفت مادر و پدرِ‬ دختره رو کشت.‬

1773
02:06:34,534 --> 02:06:39,036
‫چی شد؟ دختره ریشه‌اش رو پیدا کرد،‬
‫ولی همه‌چیزش رو از دست داد.‬

1774
02:06:41,208 --> 02:06:43,095
‫ببین، تویِ این خاک...‬

1775
02:06:43,968 --> 02:06:46,928
‫.. به‌جز ما کسی نیست که‬
‫پشتِ اون دخترِ بیچاره باشه داداش.‬

1776
02:06:47,169 --> 02:06:48,826
‫-داداش...‬
‫-نیست داداشم.‬

1777
02:06:49,067 --> 02:06:50,291
‫واقعاً کسی رو نداره.‬

1778
02:06:50,785 --> 02:06:53,157
‫نمی‌تونیم سرهات رو هم ازش بگیریم داداش.‬

1779
02:06:54,673 --> 02:06:56,675
‫این کار در شأنِ ما نیست خوشگلم.‬

1780
02:06:57,350 --> 02:06:58,646
‫باید انجامش بدی.‬

1781
02:06:58,987 --> 02:07:02,555
‫باشه، قبول، اونم قبول.‬

1782
02:07:02,897 --> 02:07:06,595
‫ولی چطوری؟ من چطوری این کار رو بکنم؟‬

1783
02:07:08,577 --> 02:07:11,279
‫بهت که گفتم. گفتم اون نیمه‌یِ گمشده‌ی منه.‬

1784
02:07:11,520 --> 02:07:14,068
‫من چطوری این کار رو بکنم؟‬
‫من چطوری از خودم...‬

1785
02:07:14,552 --> 02:07:17,149
‫اگه بگه قلبت رو دربیار، درمیارم بهش می‌دم.‬

1786
02:07:18,425 --> 02:07:19,849
‫باید بکنی داداش.‬

1787
02:07:21,201 --> 02:07:22,888
‫باید این کار رو بکنی خوشگلِ من.‬

1788
02:07:23,776 --> 02:07:26,086
‫اگه لازم باشه باید اون قلبت رو دربیاری...‬

1789
02:07:27,098 --> 02:07:28,965
‫.. و بدی به اون دختر.‬

1790
02:07:29,656 --> 02:07:32,491
‫تا اون دختر بتونه با آرامش زندگی کنه ییلدیز.‬

1791
02:07:32,880 --> 02:07:36,804
‫ببین، اون خواهرزاده‌یِ ماست.‬

1792
02:07:37,209 --> 02:07:40,221
‫خواهرزاده‌مون باید با آرامش به دنیا بیاد و‬
‫بزرگ بشه داداشی.‬

1793
02:07:40,462 --> 02:07:42,646
‫ما همه‌چیز رو مدیونِ ملک هستیم.‬

1794
02:07:45,288 --> 02:07:47,236
‫تو اون رو یادت هست؟ این...‬

1795
02:07:48,939 --> 02:07:52,256
‫.. داستانِ دو تا بره کوچولویِ برادر.‬

1796
02:07:52,497 --> 02:07:55,528
‫-نه، یادم نیست.‬
‫-دروغ نگو.‬

1797
02:07:55,769 --> 02:07:57,932
‫وقتی داشتی برایِ بچه‌ها تعریف می‌کردی شنیدم.‬
‫یادته.‬

1798
02:07:58,440 --> 02:08:03,263
‫اون‌جا که دو تا‬
‫بره کوچولویِ برادر بودن، دوقلو.‬

1799
02:08:03,740 --> 02:08:05,740
‫یادته، مگه نه؟ خوبه.‬

1800
02:08:06,320 --> 02:08:08,483
‫خوشگلم الان، دیگه اونا...‬

1801
02:08:09,465 --> 02:08:11,588
‫.. دو تا بره‌ی کوچولو نیستن.‬

1802
02:08:11,887 --> 02:08:15,394
‫اونا دیگه سه تا بره‌ی کوچولوان.‬

1803
02:08:15,941 --> 02:08:17,259
‫مگه نه عزیزم؟‬

1804
02:08:18,072 --> 02:08:20,516
‫ما سه تا بره و خواهر برادریم.‬

1805
02:08:20,984 --> 02:08:22,184
‫ما هم الان...‬

1806
02:08:23,992 --> 02:08:27,677
‫.. دیگه مثل بره با هم زندگی می‌کنیم.‬
‫عزبز دلم.‬

1807
02:08:27,918 --> 02:08:29,387
‫داداش، سخته.‬

1808
02:08:29,889 --> 02:08:31,385
‫انجامش می‌دیم.‬

1809
02:08:31,870 --> 02:08:35,363
‫-داداش، خیلی سخته.‬
‫-بیا عزبز دلم

1810
02:08:53,760 --> 02:08:55,502
‫زحمت نکش اون درو باز نکن.‬

1811
02:09:02,125 --> 02:09:03,652
‫متوجه نشدم، ببخشید؟‬

1812
02:09:04,017 --> 02:09:07,591
‫می‌گم دیگه این مغازه رو باز نمی‌کنی.‬

1813
02:09:07,832 --> 02:09:12,343
‫امروز وسایلتو جمع می‌کنی،‬
‫مغازه رو خالی می‌کنی و...‬

1814
02:09:12,956 --> 02:09:14,771
‫.. از اورفا می‌ری.‬

1815
02:09:15,012 --> 02:09:19,999
‫زن‌های کاباره‌ای که دنبال مردهای متأهل می‌افتن...‬

1816
02:09:20,959 --> 02:09:25,002
‫.. نمی‌تونن توی اورفا بمونن، ما اجازه نمی‌دیم،‬
‫فهمیدی؟‬

1817
02:09:25,243 --> 02:09:27,519
‫فهمیدم خانم، فهمیدم چی می‌گید.‬

1818
02:09:27,760 --> 02:09:30,007
‫اما لطفاً شما هم دیگه منو درک کنید.‬

1819
02:09:30,248 --> 02:09:33,478
‫بین من و آشیر هیچی نیست.‬
‫نمی‌تونه هم باشه.‬

1820
02:09:33,719 --> 02:09:37,943
‫چون همون‌طور که خودتون گفتید اون مرد متأهله.‬
‫من با مردهای متأهل کاری ندارم.‬

1821
02:09:38,184 --> 02:09:41,512
‫خیالتون راحت باشه، من به خودش هم‬
‫بارها گفتم.‬

1822
02:09:41,753 --> 02:09:46,665
‫تا وقتی از اورفا نری‬
‫نه خیالم راحت می‌شه...‬

1823
02:09:47,656 --> 02:09:49,899
‫.. نه دلم خنک می‌شه.‬

1824
02:09:50,329 --> 02:09:55,859
‫هم می‌گی با مردهای متأهل کاری ندارم‬
‫هم جلوی همه...‬

1825
02:09:56,112 --> 02:09:58,316
‫.. پسر منو می‌بوسی.‬

1826
02:09:59,157 --> 02:10:00,872
‫تو لابد عادت داری.‬

1827
02:10:01,707 --> 02:10:04,891
‫محیطت معلومه، جایی که ازش اومدی معلومه.‬

1828
02:10:05,184 --> 02:10:07,601
‫اما خب، این چیزا با مرام ما جور درنمیاد.‬

1829
02:10:08,072 --> 02:10:09,431
‫کار من با آشیر تموم شده.‬

1830
02:10:09,672 --> 02:10:12,744
‫حالا اگه اجازه بدید می‌خوام مغازه‌ام رو باز کنم و‬
‫به کارم برسم.‬

1831
02:10:14,798 --> 02:10:18,391
‫کار تو با آشیر ممکنه تموم شده باشه.‬

1832
02:10:18,632 --> 02:10:23,157
‫اما آشیر الان داره زنشو طلاق می‌ده.‬
‫تکلیف اون چی می‌شه؟‬

1833
02:10:23,456 --> 02:10:26,528
‫از کجا معلوم توی بغل تو‬
‫دنبال آرامش نگرده؟‬

1834
02:10:26,769 --> 02:10:31,357
‫ماشاالله با این زیبایی‌ت عقل از سر‬
‫پسرم پروندی.‬

1835
02:10:31,793 --> 02:10:34,241
‫-اگه تو بگی نه، چه فایده‌ای داره؟‬
‫-بسه دیگه!‬

1836
02:10:35,064 --> 02:10:36,809
‫دارید زیاده‌روی می‌کنید، چرت و پرت نگید!‬

1837
02:10:37,050 --> 02:10:42,735
‫ببین، پسر من از بیرون خشن به نظر میاد
‫اما دل نازکه...‬

1838
02:10:43,080 --> 02:10:44,500
‫.. باوجدانه‌.‬

1839
02:10:45,032 --> 02:10:50,258
‫پسر من یه دل نه صد دل عاشقت شده،‬
‫من پسرمو خوب می‌شناسم.‬

1840
02:10:50,499 --> 02:10:51,712
‫هه!‬

1841
02:10:52,569 --> 02:10:57,248
‫اگه فکر کردی می‌تونی با یکی از بچه‌های عشیره‬
‫مثل آشیر ازدواج کنی و...‬

1842
02:10:57,800 --> 02:11:01,031
‫.. عروس خانواده‌ی کورداغلی بشی...‬

1843
02:11:01,328 --> 02:11:03,938
‫.. حتی فکرشم نکن.‬

1844
02:11:04,321 --> 02:11:08,253
‫یه زن کاباره‌ای،‬
‫نه تنها نمی‌تونه از درِ عمارتمون رد بشه...‬

1845
02:11:08,494 --> 02:11:11,087
‫.. حتی نمی‌تونه پاشو توی این محله بذاره.‬

1846
02:11:11,368 --> 02:11:12,718
‫فهمیدی؟‬

1847
02:11:14,267 --> 02:11:16,834
‫می‌دونید، اصلاً همچین قصدی ندارم.‬

1848
02:11:17,075 --> 02:11:18,406
‫خب پس خوبه.‬

1849
02:11:19,759 --> 02:11:23,331
‫امروز قبل از اینکه خورشید غروب کنه‬
‫از اورفا می‌ری.‬

1850
02:11:23,800 --> 02:11:26,999
‫برمی‌گردی به همون لجن‌زاری که ازش اومدی.‬

1851
02:11:27,240 --> 02:11:29,480
‫یا ببخشید، شما اصلاً کی هستید؟‬

1852
02:11:30,192 --> 02:11:34,996
‫به عنوان کی، با چه سمتی، با چه اجازه‌ای‬
‫به خودتون حق می‌دید منو از این شهر به این بزرگی...‬

1853
02:11:35,237 --> 02:11:37,100
‫.. بیرون کنید؟‬

1854
02:11:53,252 --> 02:11:56,168
‫اگه امروز اورفا رو ترک نکنی...‬

1855
02:11:56,711 --> 02:12:00,671
‫.. این پوستر رو توی تمام کوچه‌های اورفا...‬

1856
02:12:00,912 --> 02:12:05,122
‫.. توی تمام خیابون‌ها پخش می‌کنم.‬
‫اون‌وقت دیگه اصلاً نمی‌تونی اینجا بمونی.‬

1857
02:12:06,488 --> 02:12:08,397
‫حالا دیگه تصمیم با خودته.‬

1858
02:12:10,345 --> 02:12:12,078
‫هوس خانم چشم آبی

1859
02:12:32,551 --> 02:12:34,855
‫چی رو داری از من قایم می‌کنی ییلدیز؟‬

1860
02:12:36,666 --> 02:12:37,883
‫چی رو قایم می‌کنی؟‬

1861
02:12:43,748 --> 02:12:44,899
‫بیا.‬

1862
02:12:49,209 --> 02:12:50,741
‫بیا یوسف.‬

1863
02:12:52,744 --> 02:12:54,091
‫چی شده؟‬

1864
02:12:55,370 --> 02:12:57,134
‫دادستانی ییلدیریم رو بازداشت کرده؟‬

1865
02:12:58,632 --> 02:12:59,979
‫یه مشکلی پیش اومده آقا.‬

1866
02:13:02,677 --> 02:13:03,923
‫چه مشکلی؟‬

1867
02:13:04,817 --> 02:13:07,429
‫مگه شما اسلحه‌ها رو توی انبار نذاشتید و‬
‫به ژاندارمری خبر ندادید؟‬

1868
02:13:07,725 --> 02:13:10,105
‫چرا آقا، خبر دادم.‬

1869
02:13:10,861 --> 02:13:13,404
‫اما ژاندارمری اسلحه‌ها رو توی انبار ندیده.‬

1870
02:13:14,132 --> 02:13:17,855
‫دادستانی هم به خاطر نبودِ مدرک،‬
‫این ییلدیریم رو آزاد کرده.‬

1871
02:13:20,141 --> 02:13:21,421
‫چی داری می‌گی یوسف؟‬

1872
02:13:22,440 --> 02:13:25,306
‫آقا ببین، به خدا من حتی اون آدم‌ها رو هم‬
‫دست‌بسته گذاشتم اونجا.‬

1873
02:13:25,688 --> 02:13:28,264
‫-اما...‬
‫-اما چی؟‬

1874
02:13:28,840 --> 02:13:32,574
‫آشیر، قبل از ژاندارمری‬
‫اسلحه‌ها رو پیدا کرده.‬

1875
02:13:32,824 --> 02:13:34,433
‫همه‌ی اسلحه‌ها هم پیش اونه.‬

1876
02:13:35,664 --> 02:13:37,763
‫معلومه که اون دامادشون رو نجات داده.‬

1877
02:13:39,592 --> 02:13:40,902
‫ییلدیریم کجاست؟‬

1878
02:13:41,770 --> 02:13:42,858
‫آقا.‬

1879
02:13:44,436 --> 02:13:46,263
‫ییلدیریم کجاست؟‬

1880
02:13:46,948 --> 02:13:48,220
‫رفته هتل آقا.‬

1881
02:13:48,951 --> 02:13:52,648
‫آقا، تو رو خدا ببین‬
‫هر کاری بخوای بکنی من انجام می‌دم.‬

1882
02:13:52,896 --> 02:13:54,244
‫آقا، تو رو خدا.‬

1883
02:13:54,485 --> 02:13:56,173
‫تو نرو، تو رو خدا.‬

1884
02:13:56,414 --> 02:14:00,308
‫آقا، شما دستور بدید،‬
‫هر کاری باشه من انجام می‌دم.‬

1885
02:14:00,720 --> 02:14:01,941
‫دنبال من نیا.‬

1886
02:14:08,185 --> 02:14:11,252
‫یوسف، سرهات کجا داره می‌ره این‌طوری؟‬

1887
02:14:13,384 --> 02:14:14,924
‫-کار داره.‬
‫-یوسف!‬

1888
02:14:15,249 --> 02:14:17,124
‫یه سوال ازت پرسیدم،‬
‫باید جوابمو بدی!‬

1889
02:14:17,365 --> 02:14:20,926
‫همونطور که سرهات خانِ،‬
‫منم دقیقاً همون‌طور خانم‌ خان‌ام!‬

1890
02:14:21,167 --> 02:14:22,703
‫هر چی می‌پرسم باید بگی!‬

1891
02:14:25,840 --> 02:14:27,376
‫چیزِ مهمی نیست ملک خانم.‬

1892
02:14:28,029 --> 02:14:29,821
‫ییلدیریم از کلانتری آزاد شد.‬

1893
02:14:30,256 --> 02:14:32,665
‫آقام هم داره می‌ره پیشش یه چایی با هم بخورن.‬

1894
02:14:33,815 --> 02:14:35,574
‫پس نگران نباش، باشه؟‬

1895
02:14:55,465 --> 02:14:57,943
‫خب اون چیکار کرد حالا،‬
‫تورو گذاشت خونه‌ی بابات؟‬

1896
02:14:58,184 --> 02:14:59,945
‫آره عزیزم، گذاشت.‬

1897
02:15:01,456 --> 02:15:04,360
‫بابام اینا هم مدام می‌پرسن ولی‬
‫نمی‌تونم چیزی بگم.‬

1898
02:15:05,401 --> 02:15:07,564
‫چی می‌خوای بگی آخه، چطوری توضیح بدی؟‬

1899
02:15:07,805 --> 02:15:09,409
‫آره واقعاً، چی می‌شه گفت؟‬

1900
02:15:10,472 --> 02:15:12,520
‫به هر حال، این قضیه‌ی طلاق خوب شد.‬

1901
02:15:13,015 --> 02:15:14,957
‫خدا رو شکر داداشم به خودش اومد.‬

1902
02:15:15,198 --> 02:15:18,347
‫وگرنه... خدا رحم کنه.‬

1903
02:15:18,744 --> 02:15:20,033
‫حق با توئه زن‌داداشم.

1904
02:15:22,248 --> 02:15:23,809
‫- ییلدیز؟‬
‫- جانم؟‬

1905
02:15:26,416 --> 02:15:28,479
‫می‌شه بذاری با بچه‌ها حرف بزنم؟‬

1906
02:15:30,551 --> 02:15:32,419
‫خیلی دلتنگِ بچه‌هامم.‬

1907
02:15:35,048 --> 02:15:37,041
‫معلومه که دلتنگ می‌شی، دلِ مادره دیگه.‬

1908
02:15:37,517 --> 02:15:39,565
‫مگه می‌شه گوشت رو از ناخن جدا کرد؟‬

1909
02:15:41,785 --> 02:15:43,982
‫حالا بچه‌ها رو میارم پیشم و‬
‫زود بهت زنگ می‌زنم.‬

1910
02:15:44,223 --> 02:15:47,484
‫دستت درد نکنه زن‌داداشم، ممنون عزیزم.‬
‫منتظرم، باشه؟‬

1911
02:15:47,725 --> 02:15:49,027
‫خواهش می‌کنم.

1912
02:15:49,280 --> 02:15:51,584
‫خودتو ناراحت نکن، به خدا می‌سپارمت.‬

1913
02:16:00,921 --> 02:16:04,674
‫خدا محبتتون رو بیشتر کنه،‬
‫تو یه عمارت بودیم این‌قدر با هم حرف نمی‌زدیم.‬

1914
02:16:05,975 --> 02:16:08,910
‫من وظیفه‌م رو انجام دادم.‬
‫ییلدیریم آزاد شده.‬

1915
02:16:09,151 --> 02:16:10,500
‫حالا نوبتِ توئه.‬

1916
02:16:46,330 --> 02:16:50,287
‫چقدر لفتش میدی، بیا دیگه کادی آقا! 
‫از دست تو!

1917
02:16:50,657 --> 02:16:51,981
‫ترشی کجاست؟‬

1918
02:16:55,391 --> 02:16:56,541
‫این چیه؟‬

1919
02:16:59,141 --> 02:17:00,204
‫برو کنار ببینم!‬

1920
02:17:00,504 --> 02:17:02,319
‫اونا که چیزی نیستن.‬

1921
02:17:03,106 --> 02:17:04,725
‫اینا...‬

1922
02:17:06,008 --> 02:17:07,309
‫تو داری چی رو از من مخفی می‌کنی؟‬

1923
02:17:07,550 --> 02:17:09,921
‫- چیزای مهمی نیستن، بده اونا رو.‬
‫- دستتو بکش ببینم!‬

1924
02:17:16,517 --> 02:17:18,639
‫این نوزادِ دختر مالِ کیه؟‬

1925
02:17:18,880 --> 02:17:20,267
‫مالِ یه آشناست، گفتم که مهم نیست.‬

1926
02:17:20,508 --> 02:17:24,587
‫دستتو بکش! مهم نیست، آره؟‬

1927
02:17:34,918 --> 02:17:36,291
‫این دخترِ توئه!‬

1928
02:17:37,699 --> 02:17:39,208
‫نوشته سه سالشه.‬

1929
02:17:46,868 --> 02:17:50,075
‫تو یه دختر داری؟‬

1930
02:18:03,408 --> 02:18:08,963
‫ببین خدا شاهده،‬
‫تو که قسمِ منو می‌دونی!‬

1931
02:18:09,204 --> 02:18:11,576
‫دیگه ریختِ منو نمی‌بینی!‬

1932
02:18:11,817 --> 02:18:15,342
‫اسمتو خط می‌زنم، دیگه نمی‌خوام ببینمت!‬
‫قسمم رو که می‌دونی!‬

1933
02:18:15,583 --> 02:18:17,504
‫زن یه لحظه ساکت شو، یکی می‌شنوه!‬

1934
02:18:17,745 --> 02:18:19,099
‫ساکت نمی‌شم!‬

1935
02:18:19,340 --> 02:18:22,013
‫خدا وکیلی این دخترِ من نیست.‬

1936
02:18:22,254 --> 02:18:25,586
‫خب، اگه بچه‌ی تو نیست،‬
‫پس چرا عکسای این بچه رو...‬

1937
02:18:25,827 --> 02:18:27,137
‫.. داری مخفی می‌کنی؟‬

1938
02:18:27,378 --> 02:18:29,640
‫بابا مالِ بکیر آقا...‬

1939
02:18:30,323 --> 02:18:31,800
‫دخترِ بکیر آقاست.‬

1940
02:18:35,583 --> 02:18:36,885
‫بکیر آقا؟‬

1941
02:18:37,733 --> 02:18:42,712
‫گلیزار، خانمم، عزیزم،‬
‫تورو خدا یه لحظه آروم باش.‬

1942
02:18:43,234 --> 02:18:46,561
‫ببین بیا یه چیزی بهت بگم.‬

1943
02:18:47,251 --> 02:18:50,335
‫داد نزن باشه؟‬
‫ببین اصلاً داد نزن، بیا این‌جا بشین.‬

1944
02:18:51,475 --> 02:18:53,078
‫بیا این‌طرف.‬

1945
02:18:55,966 --> 02:18:58,281
‫این دختر، گلیزار...‬

1946
02:18:59,720 --> 02:19:01,253
‫.. دخترِ بکیر آقاست.‬

1947
02:19:06,164 --> 02:19:10,871
‫سلطان خانم گفت این نطفه‌ی گناهه،‬
‫از شرِ این نوزاد خلاص شو.‬

1948
02:19:11,112 --> 02:19:13,155
‫با اون چشمای آبیِ قشنگش نگام می‌کرد، دلم نیومد.‬

1949
02:19:13,396 --> 02:19:15,897
‫سپردمش به یکی از دوستای دورانِ سربازیم‬
‫تو ازمیر.‬

1950
02:19:19,656 --> 02:19:25,339
‫یعنی الان این دختر، با سرهات آقا و‬
عاکف آقا...‬

1951
02:19:26,335 --> 02:19:28,379
‫.. خواهرِ تنی می‌شه؟‬

1952
02:19:28,620 --> 02:19:29,885
‫آره به خدا.‬

1953
02:19:30,452 --> 02:19:34,875
‫وقتی تو ازمیر نتونست بمونه،‬
‫گفتم حداقل جلوی چشمم باشه...‬

1954
02:19:35,116 --> 02:19:38,621
‫.. تا بتونم ازش محافظت کنم، واسه همین‬
‫آوردمش اورفا.‬

1955
02:19:38,862 --> 02:19:40,269
‫مغازه باز کرد، آرایشگاه داره.‬

1956
02:19:40,510 --> 02:19:43,064
‫همون آرایشگاهِ هجران که دخترا هم می‌رن،‬
‫مگه نه؟‬

1957
02:19:43,305 --> 02:19:46,130
‫- آره.‬
‫- همونه. دخترِ بکیر آقاست.‬

1958
02:20:08,648 --> 02:20:09,863
‫خیر باشه مامان؟

1959
02:20:11,385 --> 02:20:13,173
‫تا الان کجا بودی؟‬

1960
02:20:13,414 --> 02:20:17,622
‫یه سر رفتم بازار.‬
‫دنبالِ یه سری چیزا واسه ماهِ رمضون بودم.‬

1961
02:20:19,303 --> 02:20:21,077
‫تو با ندا چیکار کردی؟‬

1962
02:20:22,024 --> 02:20:25,608
‫- گذاشتمش خونه‌ی باباش، نگران نباش.‬
‫- خوب کاری کردی.‬

1963
02:20:25,849 --> 02:20:29,433
‫بقیه‌ی وسایلش رو هم می‌گم آسیه
‫جمع کنه، همه‌شون رو می‌فرستم.‬

1964
02:20:29,674 --> 02:20:31,797
‫من همه‌چی رو ردیف کردم، خیالت راحت باشه.‬

1965
02:20:32,535 --> 02:20:37,254
‫حتی یه تیکه آشغالش هم نباید بمونه.‬
‫باید بوش از این عمارت پاک بشه.‬

1966
02:20:37,521 --> 02:20:39,313
‫دادخواستِ طلاق رو دادم.‬

1967
02:20:40,041 --> 02:20:42,775
‫تو یه جلسه تموم می‌شه، خیالت راحت،‬
‫باشه؟‬

1968
02:20:43,016 --> 02:20:46,307
‫خیلی خوب کاری کردی ولی پسرم‬
‫بابات راضی نیست.‬

1969
02:20:46,548 --> 02:20:49,876
‫ول کن قضیه هم نیست،‬
‫بهت بگم.‬

1970
02:20:50,913 --> 02:20:52,430
‫دیگه هر چی خیره پیش بیاد.‬

1971
02:20:53,734 --> 02:20:58,120
‫کاش زودتر طلاق بگیری تا این لکه‌ی ننگی که‬
‫به پیشونیمون خورده...‬

1972
02:20:58,480 --> 02:21:01,401
‫.. قبل از این‌که کسی بفهمه،‬
‫از شرِ این بلا خلاص بشیم.‬

1973
02:21:27,084 --> 02:21:30,652
‫بفرما. من جنسم رو می‌شناسم.‬

1974
02:21:31,760 --> 02:21:34,477
‫اون بی‌ناموس رو برداشت آورد به عمارت.‬

1975
02:21:47,833 --> 02:21:52,978
‫اگه یه بارِ دیگه حرف از طلاق‬
‫بزنین...‬

1976
02:21:53,845 --> 02:21:57,244
‫.. یا اگه ندا رو از خونه بیرون کنی...‬

1977
02:21:58,039 --> 02:22:01,212
‫.. با من طرفی.‬
‫فهمیدی؟‬

1978
02:22:11,232 --> 02:22:12,912
‫تو سرت رو خم نکن دخترم.‬

1979
02:22:14,936 --> 02:22:17,259
‫اون کسی که می‌خواد طلاقت بده باید خجالت بکشه.‬

1980
02:22:22,408 --> 02:22:24,158
‫تو برو بالای سرِ بچه‌هات.‬

1981
02:22:25,416 --> 02:22:30,731
‫تا وقتی من اینجام کسی نمی‌تونه بهت چیزی بگه.‬

1982
02:22:33,008 --> 02:22:36,913
‫پسرم، چمدونِ زن‌داداش نداتون رو‬
‫ببرید تو اتاقش.‬

1983
02:23:00,823 --> 02:23:02,058
‫منو ببین!‬

1984
02:23:04,072 --> 02:23:06,048
‫اصلاً به ضیان اعتماد نکن!‬

1985
02:23:06,888 --> 02:23:12,776
‫حالا که اومدی، کاری می‌کنم هر نفسی که می‌کشی‬
‫از دماغت دربیاد...‬

1986
02:23:13,017 --> 02:23:16,864
‫.. زندگی رو برات زهر می‌کنم ندا خانم!‬

1987
02:23:17,241 --> 02:23:21,457
‫کاری می‌کنم بگی کاش هیچ‌وقت برنمی‌گشتم،‬
‫شنیدی؟‬

1988
02:23:28,489 --> 02:23:30,063
‫آقا، خدا بد نده.‬

1989
02:23:30,304 --> 02:23:32,351
‫خدا سایه‌ت رو از سرمون کم نکنه آقا.‬

1990
02:23:32,592 --> 02:23:34,756
‫گذشت و رفت سولو، شکرِ خدا.‬

1991
02:23:35,048 --> 02:23:37,268
‫مزونِ لباس عروس چی شد؟ هماهنگ کردی؟‬

1992
02:23:37,509 --> 02:23:40,698
‫آره آقا، ردیفش کردم.‬
‫بعدازظهر منتظرِ شما و زن‌داداشه.‬

1993
02:23:41,031 --> 02:23:43,641
‫-آفرین، خوبه.‬
‫-امرِ دیگه‌ای ندارید آقا؟‬

1994
02:23:44,264 --> 02:23:45,523
‫نه، تو برو.‬

1995
02:23:56,781 --> 02:23:58,043
‫سرهات!‬

1996
02:25:05,922 --> 02:25:07,336
‫بهت گفته بودم!‬

1997
02:25:08,136 --> 02:25:09,988
‫گفتم ییلدیز رو فراموش کن!‬

1998
02:25:10,691 --> 02:25:11,985
‫نفهمیدی!‬

1999
02:25:12,728 --> 02:25:16,853
‫گفتم تازه یه خون‌خواهی رو تموم کردم،‬
‫نذار یکی دیگه شروع بشه!‬

2000
02:25:18,512 --> 02:25:19,660
‫نفهمیدی!‬

2001
02:25:20,577 --> 02:25:25,229
‫حالا نه فقط خودت، بلکه کلِ طایفه‌ت رو‬
‫از اورفا محو می‌کنم!‬

2002
02:25:26,851 --> 02:25:28,248
‫گفتم ییلدیریم!‬

2003
02:25:30,081 --> 02:25:33,651
‫آخرِ این راه مرگه!‬

2004
02:25:40,831 --> 02:25:45,296
‫سرهات نیمه‌ی دیگه‌ی روحم

2005
02:25:46,773 --> 02:25:49,864
‫حالا دارم قدم‌به‌قدم بهت نزدیک می‌شم.‬

2006
02:25:51,548 --> 02:25:57,459
‫با هر قدمی که برمی‌دارم،‬
‫یه ذره بیشتر ازت دور می‌شم.‬

2007
02:26:07,645 --> 02:26:08,823
‫سرهات!‬

2008
02:26:15,049 --> 02:26:18,381
‫این تلخ‌ترین نوعِ‬
‫یه خداحافظی می‌شه.‬

2009
02:26:19,420 --> 02:26:22,965
‫دیگه توی ذهنم لحظه‌های شادی که داشتیم‬
‫نمی‌مونه...‬

2010
02:26:23,994 --> 02:26:26,675
‫.. فقط همین لحظه باقی می‌مونه.‬

2011
02:26:29,981 --> 02:26:32,314
‫چون فراموش کردن تاوان داره.‬

2012
02:26:39,029 --> 02:26:40,937
‫و این تاوان رو هم من...‬

2013
02:26:43,210 --> 02:26:45,336
‫.. با مردن توی قلبت پس می‌دم.‬

2014
02:26:51,271 --> 02:26:52,653
‫اگه می‌خوای اونو بکشی...‬

2015
02:26:53,986 --> 02:26:55,437
‫.. اول باید به من شلیک کنی.‬

2016
02:27:01,550 --> 02:27:02,951
‫چی داری می‌گی ییلدیز؟‬

2017
02:27:06,208 --> 02:27:10,461
‫این‌قدر این یارو رو دوست داری که حاضری جونت رو فدا کنی؟‬

2018
02:27:10,702 --> 02:27:11,853
‫دوستش دارم.‬

2019
02:27:12,094 --> 02:27:15,399
‫«دل با عشقِ خلف سوخت»‬

2020
02:27:15,640 --> 02:27:17,783
‫-ییلدیز!‬
‫-دوستش دارم.‬

2021
02:27:18,024 --> 02:27:22,196
‫دیگه جونم رو فدای کسایی می‌کنم که‬
‫قدرم رو می‌دونن.‬

2022
02:27:23,697 --> 02:27:28,498
‫تو هم اگه جرئتِ شلیک کردن به من رو نداری،‬
‫از اینجا برو بیرون!‬

2023
02:27:39,851 --> 02:27:41,373
‫شنیدی سرهات

2024
02:27:41,876 --> 02:27:43,217
‫مگه نه؟‬

2025
02:27:43,705 --> 02:27:45,163
‫دیگه چی باید بهت بگه؟‬

2026
02:27:46,440 --> 02:27:47,787
‫گمشو از اینجا برو!‬

2027
02:28:06,934 --> 02:28:11,136
‫من هم از روحم و هم از قلبم‬
‫پاکت کردم.‬

2028
02:28:13,424 --> 02:28:18,508
‫اگه یه ذره شرف،‬
‫یه ذره غرور داشته باشی...‬

2029
02:28:19,600 --> 02:28:22,014
‫.. می‌ذاری می‌ری و دست از سرمون برمی‌داری!‬

2030
02:28:47,044 --> 02:28:49,042
‫سرِ حرفت موندی ییلدیز.‬

2031
02:29:02,709 --> 02:29:05,113
‫«دلِ دیوونه»‬

2032
02:29:05,354 --> 02:29:11,354
‫«سینه‌ام از سنگِ عشقت پر شد»‬

2033
02:29:12,001 --> 02:29:15,971
‫

2034
02:29:16,212 --> 02:29:19,773
‫

2035
02:29:20,014 --> 02:29:23,511
‫

2036
02:29:23,752 --> 02:29:27,717
‫

2037
02:29:27,958 --> 02:29:31,361
‫

2038
02:29:31,602 --> 02:29:34,569
‫

2039
02:29:38,154 --> 02:29:44,154
‫

